فیلم ناشناس

فیلم ناشناس توسکای سیاه
باز هم نام عوامل هست ولی احتمال زیاد نادرست

فیلم ناشناس
درخت طلایی
توطئه در فضا

فیلم ناشناس
مبارزین فلسطین
فیلم ناشناس
خشم دلاوران

قهرمان وطن
محصول کره شمالی
اکران اول 1362

فیلم ناشناس
آخرین پرواز
اکران 1366

فیلم ناشناس
فاتح اکران 1367

فیلم ناشناس
هرگز امان نمی دهد اکران 1356
احتمال میدهم مال فیلیپین باشد

(۱۴۰۵/۲/۱۵ صبح ۱۰:۱۴)فیتزکارلدو نوشته شده: [ -> ]
فیلم ناشناس توسکای سیاه
باز هم نام عوامل هست ولی احتمال زیاد نادرست

عرض خیر مقدم خدمت شما دوست عزیز

The Black Birch - 1977
کارگردان : میخائیل برژکو
(۱۴۰۵/۲/۱۹ عصر ۰۱:۴۷)مراد بیگ نوشته شده: [ -> ]
(۱۴۰۵/۲/۱۵ صبح ۱۰:۱۴)فیتزکارلدو نوشته شده: [ -> ]
فیلم ناشناس توسکای سیاه
باز هم نام عوامل هست ولی احتمال زیاد نادرست

عرض خیر مقدم خدمت شما دوست عزیز

The Black Birch - 1977
کارگردان : میخائیل برژکو
(۱۴۰۵/۲/۱۹ عصر ۰۱:۴۷)مراد بیگ نوشته شده: [ -> ]
(۱۴۰۵/۲/۱۵ صبح ۱۰:۱۴)فیتزکارلدو نوشته شده: [ -> ]
فیلم ناشناس توسکای سیاه
باز هم نام عوامل هست ولی احتمال زیاد نادرست
عرض خیر مقدم خدمت شما دوست عزیز
The Black Birch - 1977
کارگردان : میخائیل برژکو
عالی بود سپاس فراوان مرادبیگ
فیلم ناشناس سوارکاران
اکران 1363
سوارکاران
اکران 1363
خانه کوچولوها
اکران 1362

شجاعان دریا
اکران 1363
***** مجله فیلم در شماره 23 خود در بررسی فیلمهای اکران شده در سال 1363 این فیلم رو محصول کره شمالی معرفی کرده ولی در این آگهی روزنامه ای محصول چین معرفی شده است.

تهاجم
اکران 1364
با اینکه عنوان انگلیسی invasion را دارد و مجله فیلم برایش نقد نوشته و داستان چاپ کرده هنوز نتوانستیم به مشخصاتش دسترسی داشته باشیم.



فیلم ناشناس
شکلات سحرآمیز
اکران 1359

فیلم ترکیه ای
محکوم سرنوشت
اکران 1352
اگر کسی بازیگر مرد رو بشناسه میشه فیلم رو شناخت
هنرپیشه ای با نام نازی تو این فیلم بازی نکرده و نام فاطما گریک در ایران نازنین بوده است. نازی اسم فیلیز آکین در ایران بود که این دو هنرپیشه فیلم مشترک ندارند.

میمون حادثه ساز
اکران 1359

محاصره
محصول شوروی
اکران 1359

کوبا و فلسطین زنده میمانند
اکران 1359
مستند

ببرهای جبهه
اکران 1359

مهمانسرای خونین
اکران 1357

سلام دوستان
وقت بخیر
دنبال اسم یک فیلم خارجی قدیمی میگردم. البته خیلی دقیق محتواشو یادم نیست.
یک زن و شوهر بودن که بچه دار نمیشدن، در نتیجه یک بچه از پرورشگاه گرفتن، اما بعد از مدتی خودشون بچه دار شدن و بعد دیگه بچه ناتنی رو دوست نداشتن و اذیتش میکردن. دوتا برادر باهم بزرگ شدن اما بچه ناتنی خیلی اذیت میشد و در نهایت تصمیم گرفت از خونه فرار کنه.
نمیدونم چقدر درست تعریف کردم داستانشو، چنین فیلمی رو یادتونه؟
(۱۴۰۵/۳/۲۵ عصر ۱۲:۱۷)اسلون کلورا نوشته شده: [ -> ]
یک زن و شوهر بودن که بچه دار نمیشدن، در نتیجه یک بچه از پرورشگاه گرفتن، اما بعد از مدتی خودشون بچه دار شدن و بعد دیگه بچه ناتنی رو دوست نداشتن و اذیتش میکردن. دوتا برادر باهم بزرگ شدن اما بچه ناتنی خیلی اذیت میشد و در نهایت تصمیم گرفت از خونه فرار کنه.
موضوعی که گفتی تا حد زیادی به فیلم هوش مصنوعی Artificial Intelligence استیون اسپیلبرگ شبیه است .
البته اونجا بچه فرار نمی کنه بلکه نامادری اونو به جنگل می بره و رهاش می کنه.
پی نوشت: صحبت اسپیلبرگ شد , فیلم جدیدش به نام روز افشاگری از پریروز در سینماهای جهان اکران شده و رکورد فروش رو شکسته . فیلم در مورد موجودات فرازمینی است.

درودبر همگی
دهه ی هفتاد بود ، تقریبا" سال 74 یا 75
از شبکه ی 2 فیلمی پخش شد که به نظر می رسید محصول اروپای شرقی باشد.
چیز زیادی از داستانش یادم نیست، چون زیاد جذاب نبود که متصل پای T.V بنشینم و بادقت نگاه کنم.
فقط می دانم که یک دخترکی 12-13 ساله با پدربزرگش زندگی می کرد، البته در روستا.
مردی غریبه به آنجا می آید و در خانه شان میهمان می شود.
دخترک که هم باهوش است و هم مغرور و هم از اینکه بالاخره کسی پیدا شده تا با او گرم بگیرد،مرد جوان را(با صدای استاد مرحوم سعید مظفری) به بازی تخته نرد (یا مشابه آن) دعوت می کند و با قاطعیت و با اختلاف فاحش او را شکست می دهد.
در سکانسی دیگر ، دخترک به مناسبت جشن یا روز عید ،یک لباس زیبا به تن می کند و سر میز شام ظاهر می شود.
ولی پدربزرگش با لحنی سرزنش آمیز می گوید:
این چه لباسیه که پوشیدی؟ برو عوضش کن.
دخترک که حسابی تو ذوقش خورده، فریاد می زند:
ازتون متنفرم ، پدربزرگ!
و غمگین ولی همچنان مغرور اشک می ریزد.
مرد جوان برای دلداری دستمالش را به او می دهد و می گوید:
بیا اشک هات رو پاک کن.
ولی دخترک بینی اش را با آن می گیرد و عقده اش را سر او خالی می کند و فریاد می زند:
تنهام بذار، برو گمشو!
***
در سکانس پایانی می بینیم که دخترک مصدوم یا بی حال جایی افتاده است.
مرد جوان به کمکش می شتابد و او را با دودست بلند می کند تا به خانه ببرد.
دخترک لحظه ای چشم می گشاید ، وقتی که خودش را در آغوش جوان می بیند، با خاطری آسوده
و لبخندی کمرنگ دوباره چشمانش را می بندد...(این چندتا نقطه یعنی یک پایان باز به سبک فیلم های اصغر فرهادی)
(۱۴۰۵/۳/۲۵ عصر ۰۷:۲۵)سروان رنو نوشته شده: [ -> ]
موضوعی که گفتی تا حد زیادی به فیلم هوش مصنوعی Artificial Intelligence استیون اسپیلبرگ شبیه است .
البته اونجا بچه فرار نمی کنه بلکه نامادری اونو به جنگل می بره و رهاش می کنه.
سلام
خیلی ممنون
ولی نه، به نظرم فیلمی در حد و اندازه فیلم های استیون اسپیلبرگ نبود. یه فیلم تلویزیونی بود.