سلام دوستان وقتتون بخیر
به عنوان یه تازه وارد ممنونم که منو پذیرفتید
یه سوال داشتم درباره یک فیلم قدیمی که فکر کنم اواخر دهه۶۰ یا اوایل ۷۰ پخش شد
درباره یک قاتل قراردادی بود میخواست شخصی به نام "اشنایدر" به قتل برسونه و سعی کرد کمکم بهش نزدیک بشه.
در نهایت اون شخص فهمید هدف قاتل چیه و دست اونو رو کرد.
میخواست اونو بکشه یا تحویل پلیس بده(خوب خاطرم نیست) اون قاتل قراردادی پیشدستی کرد و فریاد زد اشنایدر و با اسلحهای که به ساق پاش بسته بود شلیک کرد. جالبش اینه حتی اسلحهرو در نیاورد و همونجور که تو غلاف متصل به پاش بود شلیک کرد و بخاطر همین خوب یادم موند صحنه پایانی. از دیگر سکانسهایی که یادم رفته تمریناتش با شن بود که با دستاش ضربه میزد داخل یک ظرف پر از شن و یا محافظ فروشنده اسلحهرو که میخواست ازش باج بگیره رو با یه ضربه کف دست به شکمش کشت.
ممنون میشم اگه اسمشو میدونین راهنمایی کنید.
<!--.
باسلام وخداقوت خدمت دوستان محترم. یک مینی سریال انگلیسی اویل دهه 70 از صداوسیما پخش شد در مورد شخصی اصیل زاده و نجیب زاده به نام اشپی بود که در کودکی بخاطر یک توطئه و حسادت از سمت رقیب ربوده شد و بصورت یک فر عادی بزرگ شد و از گذشته خودش هم بی اطلاع بود تا اینکه.....
لطفا اگر کسی از این سریال انگلیسی خوش ساخت خاطره انگیز خبر داره، ممنون میشم راهنمایی کنه .
باتشکر وسپاس
Brat Farrar 1986 درباره اشبی و خانواده اصیلش وغیرهم و Hiver 54, l'abbé Pierre, 1989 درباره فردی با ظاهر یا لحن معنوی و پیامی احساسی برای کمک به گروهی از مردم.
(۱۴۰۴/۳/۴ عصر ۰۹:۰۸)باد وایت نوشته شده: [ -> ]سلام و درود دوستان ارجمند سال 1358/59فیلمی بود که این تیکه رو تکرار میکرد کوهستان آرام است کوهستان آرام است
این فیلم با عنوان <رزمندگان دشت> 《平原游击队/Guerrillas on the Plain》 پخش شد. و آنی که ما دیدیم نسخه رنگی 1974 بود.
(۱۴۰۴/۲/۳۱ عصر ۱۲:۰۳)سندباد نوشته شده: [ -> ]
باسلام وخداقوت خدمت دوستان محترم. یک مینی سریال اویل دهه 70 از صداوسیما پخش شد در مورد شخصی اصیل زاده و نجیب زاده به نام اشپی بود که در کودکی بخاطر یک توطئه و حسادت از سمت رقیب ربوده شد و بصورت یک فر عادی بزرگ شد و از گذشته خودش هم بی اطلاع بود تا اینکه.....
لطفا اگر کسی از این سریال خاطره انگیز و لینک دانلودش خبر داره اطلاع بدهد.
باتشکر وسپاس
سلام
جواب هوش مصنوعی:
مینی سریال "اشپیگل" (Spiegel) محصول ایتالیا
البته من تو نت سرچ کردم ولی چیزی با این عنوان پیدا نکردم
سلام به همه دوستان
بعد از مدتها دوباره به کافه برگشتم و خوشحالم
نمی دونم هنوزم شرینگهام عزیز و مرادبیگ و لوک مک گرگور و بقیه فعالند یا خیر هنوز .
من بعد از سالها دنبال یک فیلم هستم و هر کسی گفت جایزه داره:
مردی کشیش مانند به رادیو می رود
مطمئنا به استودیو رادیویی می رود
با صدایی که لحن غمگین و حماسی دارد از شنوندگان درخواست کمک برای عده ای از مردم که دچار مشکل شده اند می کند و شنوندگان آنقدر احساساتی می شوند که عده ای به پشت شیشه استودیوی صدا می آیند و یکی از آنها هم روی مقوایی می نویسد «کجا» باید کمکها را ببریم و قهرمان هم تازه یادش میاد که آدرس محل کمک را نگفته و میگه ،
فیلم مال دهه شصت تا هشتاد میلادی بود
فضای فیلم در فصل سرد بود
ممنونم اگه راهنمایی کنید
یکی دیگر هم هست:
در فیلم یه هواپیما توی رودخانه یخ زده سقوط می کنه
یه نفر فداکاری می کنه و بقیه رو با طناب نجات میده و خودش یخ می بنده
تشکر فراوان
سلام و درود دوستان ارجمند
سال 1358/59فیلمی بود که این تیکه رو تکرار میکرد
کوهستان آرام است کوهستان آرام است
لطفاً کسانی که اطلاع دارن اسم فیلم بفرمایند
با سپاس بیکران
(۱۴۰۴/۳/۴ عصر ۰۱:۵۸)Good نوشته شده: [ -> ]
یکی دیگر هم هست:
در فیلم یه هواپیما توی رودخانه یخ زده سقوط می کنه
یه نفر فداکاری می کنه و بقیه رو با طناب نجات میده و خودش یخ می بنده
تشکر فراوان
درودها برشما
اگر حافظه یاری کند،فیلم مورد نظر شما باید این فیلم باشد: https://en.wikipedia.org/wiki/Flight_90:...https://en.wikipedia.org/wiki/Flight_90:_Disaster_on_t
https://www.imdb.com/title/tt0087272/
ماجرای بسیار مشهور در ایالات متحده موسوم به Florida Flight 90، سرمای شدید باعث یخ زدن پنل های ارتفاع سنج هواپیما شد و اشتباه خلبان در ارتفاع سنجی و تقرب پایین به سمت فرودگاه واشنگتن باعث شد هواپیما با یک پل برخورد کرده و در رودخانه یخ زده پوتاماک غرق شود
.فیلم در میانه های دهه 70 در بعد از ظهر جمعه از شبکه یک پخش شد.
دوست عزیز تشکر و ممنونم
اگه در مورد اسم اون فیلم که در فصل سرد بود و گویا مربوط به یکی از کشورهای اروپایی بود کسی کمک کنه شیرینی داره
(۱۴۰۴/۳/۵ صبح ۰۹:۲۴)Good نوشته شده: [ -> ]
دوست عزیز تشکر و ممنونم
اگه در مورد اسم اون فیلم که در فصل سرد بود و گویا مربوط به یکی از کشورهای اروپای شرقی بود
درباره این فیلم اولی Hiver 54, l'abbé Pierre, 1989، قبلاً و در پست قبلی گفته بودم. گمان می کرذم که دیده اید!
مرسی و تشکر Dude عزیز حالا اون تاپیک شما در جواب کدام بزرگوار بود؟(که اونم مثل من به این فیلم علاقه دارد) و اینکه اسمی که صدا و سیما روی این فیلم گذاشت چی بود؟
خوشحالم که گمشده خودتان را پیدا کردید. در جواب خود شما بود و اینکه اسمی که صدا و سیما روی این فیلم گذاشت چی بود را نمی دانم. ندیده بودم. تلگرام برای فروش، زمستان 54 نوشته اند.
مرسی و تشکر Dude عزیز
متأسفانه من اونقدر ناامید بودم که فکرش را هم نمی کردم چند تاپیک بالاتر جوابم اومده مثل ماجرای اون شخصی که در تاریکی و سردی شب به طنابی بسته شده و از ارتفاع آویزان بود و التماس خدا را کرد و بهش ندا رسید که طناب را ببر تا نجات پیدا کنی ولی ترسید و صبح معلوم شد که در یک متری زمین بوده و بر اثر ترس و سرما مرد
منم چند تاپیک بالاتر جوابم بوده و بعد از سالها که برگشتم فکرش را هم نمی کردم که کارهای خدا من برای این برگشتم که گمشده ام را پیدا کنم.
دمت گرم و تشکر بازهم
حالا اون تاپیک شما در جواب کدام بزرگوار بود؟(که اونم مثل من به این فیلم علاقه دارد) و اینکه اسمی که صدا و سیما روی این فیلم گذاشت چی بود؟
یک راهنمایی از مموله در بخش چت مطرح شد که جناب Dude پاسخ دادند بنابراین به تایپک اصلی آن (همینجا) منتقل می شود:
» <مموله> در اواخر دهه شصت یه سریال با حال وهوای قصه های جزیره پخش شد به اسم جزیره کلاغ دریایی.
جزیره کلاغ دریایی در تعطیلات تابستان ومقارن با ای کیو سان منتها از شبکه دو پخش می شد .اسم یکی از شخصیت هاش پسر کوچولویی به اسم اسکورولان بود. کسی یادشه،این سریال یا اطلاعاتی در این مورد داره
» <Dude> در جایی از کافه احتمال داده بودم که Vi på Saltkråkan (1968) باشد.
سلام و درود دوستان ارجمند
فیلم شب روی شیلی نسخه اصلی یک ساعت و پنجاه دقه هست ولی توی نت همه نسخه ها یک ساعت و سی تا سی ودو هستن کسی نسخه اصلی سراغ داره؟؟؟
با سپاس
سلام و درود بر شما
سالها قبل(احتمالاً دهه 60) فیلمی روسی از یکی از شبکه های سیما پخش شد که خط داستانی آن درباره دو مرد جوان بود که با هم دوست بودند. یکی از آنها به ارتش یا پلیس ملحق شد و دیگری در روستا باقی ماند(و ظاهراً به مبارزه با ظلم و ستم خوانین منطقه می پرداخت).
در سکانس پایانی، شخصی که به پلیس ملحق شده بود در ماموریتی که برای دستگیری دوست قدیمی اش به همان منطقه آمده بود، با اسب بطرف دوستش تاخت و با مشاهده اسلحه در دست دوستش، پیش دستی نموده و از روی اسب، دوست قدیمی خود را هدف قرار داد و از پای درآورد.
هنگامی که به بالای سر جنازه دوست خود رسید و از اسب پیاده شد، مشاهده کرد که اسلحه دوستش خالی بوده و او قصد کشتن نداشته است.
دوستان نام فیلم را بخاطر می آورند؟
پی نوشت: سکانس مشابهی با همین مضمون در سریال ایرانی ((در چشم باد)) هم ساخته شده است.
در اواسط دهه شصت فیلمی در ژانر فرار از زندان (آلمانیها) پخش شد حال و هوایی شبیه به فیلمهای فرار بزرگ و بازداشتگاه شماره هفده داشت ، احتمالا ساخت انگلیس؛ تمرکز تمامی زندانیها روی موضوع فرار بود که اکثرا تلاششان بینتیجه بود دست آخر بدون آنکه نقشهی از پیش تعیین شدهای داشته باشند سه نفر از زندانیها از موقعیت استفاده کردند و با دیدن در باز زندان ، با یک متر فرار کردند ، مثلا در حال اندازهگیری جاده منتهی به زندان بودند و خیلی راحت و خندهدار فرار کردند! دو نفرشان اینسوآنسو میکردند و متر میکردند نفر سوم مداد و کاغذ در دستش اندازهها را یادداشت میکرد، ممنون میشوم راهنمایی فرمایید
(۱۴۰۴/۳/۱۶ عصر ۱۲:۴۴)آقای ماگو نوشته شده: [ -> ]
(۱۴۰۴/۳/۱۴ عصر ۰۱:۱۷)TARZAN نوشته شده: [ -> ]
سلام و درود بر شما
سالها قبل(احتمالاً دهه 60) فیلمی روسی از یکی از شبکه های سیما پخش شد که خط داستانی آن درباره دو مرد جوان بود که با هم دوست بودند. یکی از آنها به ارتش یا پلیس ملحق شد و دیگری در روستا باقی ماند(و ظاهراً به مبارزه با ظلم و ستم خوانین منطقه می پرداخت).
در سکانس پایانی، شخصی که به پلیس ملحق شده بود در ماموریتی که برای دستگیری دوست قدیمی اش به همان منطقه آمده بود، با اسب بطرف دوستش تاخت و با مشاهده اسلحه در دست دوستش، پیش دستی نموده و از روی اسب، دوست قدیمی خود را هدف قرار داد و از پای درآورد.
هنگامی که به بالای سر جنازه دوست خود رسید و از اسب پیاده شد، مشاهده کرد که اسلحه دوستش خالی بوده و او قصد کشتن نداشته است.
دوستان نام فیلم را بخاطر می آورند؟
پی نوشت: سکانس مشابهی با همین مضمون در سریال ایرانی ((در چشم باد)) هم ساخته شده است.
سلام
این نیست:
Hajduk 1980
کارگردان
Aleksandar Petkovic
درسته، من هم سالها دنبال همین فیلم بودم. سپاس بسیار آقای ماگو 
دوستان جان درودادرود، پیدا کردن نام فیلم با توجه به اینکه چیز زیادی در موردش به یاد ندارم و خصوص اینکه تنها یکبار پخش شد جزو عملیات غیرممکنه: فیلم در دهه شصت پخش شد احتمالا ساخت مجارستان یا همون حوالی، در دهه شصت یا هفتاد میلادی ، داستان فیلم در مورد یک عده بود که شبیه پارتیزانها، آزادیخواهان یا گروهی انقلابی بود که بیشتر در کوهها و حتی غارها بودن، محل ثابتی نداشتن؛ نمیشه گفت دوربین و موزیک با آنها بود مانند پارتیزانهای یوگسلاوی ولی بیشتر زمان فیلم به دیالوگها و کارهای آنها اختصاص داده شد، طرف مقابل یک نیروی نفوذی بصورت جاسوس بین آنها گذاشته بود و یکی دوبار نزدیک بود لو بره ولی با زرنگی خودشو تبرئه کرد قیافهش شبیه برت لنکستر بود البته با سبیل ، سکانس پایانی رو خوب به یاد دارم وقتیکه کل گروه توسط نیروهای دولتی اسیر شد، رهبر شورشیان به جاسوس گفت : تو روهم گرفتن؟؟ من همیشه فکر میکردم تو پلیسی ، جاسوسی، نفوذی هستی ، نگو که تو هم یک بیچارهای هستی مثل ما ، در همین لحظه رئیس ژاندارمها گفت چی؟ این جاسوسه؟؟ پس باید بهش جایزه بدیم و اون جاسوس زرنگ رو در آغوش کشید و دوتاشون زدن زیر خنده ، همین لحظه فیلم با کلوزآپ صورت خندان اون جاسوس تموم شد. اگه توضیحات ناکافی بود ببخشید ممنون میشم راهنمایی کنید به اون فیلم برسم