کافه کلاسیک

نسخه کامل: درخواست راهنمايي در مورد نام فيلم
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید. نمایش نسخه کامل با قالب بندی مناسب.

سلام دوستان

یکی از پنج شنبه شب های پاییز سال 1385 یا 1386 یک فیلم سینمایی علمی تخیلی از تلویزیون پخش شد. در مورد گروهی از فضانوردان یک سفینه فضایی که به یکی از سیارات منظومه شمسی رفته و متوجه می شوند که شرایط آن سیاره در حال تغییراتی هست که می تواند برای بشر قابل سکونت باشد.

این فیلم «سیاره سرخRed Planet» نبود و اگر اشتباه نکنم در عنوان فیلم کلمه ادیسه هم استفاده شده بود. و البته «2001 ادیسه فضایی» استنلی کوبریک هم نبود. (فیلم جدید ساخته شده بود).

کسی از دوستان عنوان یا اطلاعاتی از آن فیلم دارد؟

(۱۴۰۴/۸/۲ عصر ۰۹:۴۰)مراد بیگ نوشته شده: [ -> ]

(۱۴۰۴/۸/۲ عصر ۰۵:۳۵)ناصر نوشته شده: [ -> ]

[quote='شابیزک' pid='46720' dateline='1761004781']

من دنبال فیلمی هستم که فکر کنم اواخر دهه ۶۰ دیدم و چیز زیادی ازش در خاطرم نیست. راجع به مردی بود که ارثیه‌ای ‌بهش رسیده بود(فکر کنم وارث یک زمین‌دار بزرگ شده بود) و اهالی روستا و خیلی آشنایان می‌خواستن اون رو بکشن...

فیلمی شبیه این دیده ام اما اسمش یادم نیست دارم می گردم .

یک زمیندار بزرگ ایرلندی با وجود کهولت در مراسم شکار روباه شرکت کرده و از اسب می افتد. برادرزاده اش به عنوان وارث می آید. اما او برای همه دردسر درست می کند چون مثل ارباب بخشنده نیست...

سلام و درود

فیلم سینمایی پایان خوش یا امشب شب موعود است که در ایران اگر اشتباه نکنم با عنوان روزگار اولری پخش شد .

https://www.imdb.com/title/tt0047595/

آقا خیلی خیلی ممنونم خودش بود. عذر میخوام دیر پاسخ میدمشرایط ورود به ایمیل نداشتم. بازم ممنون

(۱۴۰۴/۹/۲۳ صبح ۰۹:۱۸)mr.anderson نوشته شده: [ -> ]

سلام دوستان

یکی از پنج شنبه شب های پاییز سال 1385 یا 1386 یک فیلم سینمایی علمی تخیلی از تلویزیون پخش شد. در مورد گروهی از فضانوردان یک سفینه فضایی که به یکی از سیارات منظومه شمسی رفته و متوجه می شوند که شرایط آن سیاره در حال تغییراتی هست که می تواند برای بشر قابل سکونت باشد.

این فیلم «سیاره سرخRed Planet» نبود و اگر اشتباه نکنم در عنوان فیلم کلمه ادیسه هم استفاده شده بود. و البته «2001 ادیسه فضایی» استنلی کوبریک هم نبود. (فیلم جدید ساخته شده بود).

کسی از دوستان عنوان یا اطلاعاتی از آن فیلم دارد؟

احتمالا باید فیلم مورد نظرتان همان قسمت دومی بی‌رمقی باشد که  که در سال 1984 در ادامه فیلم مشهور  «2001:ادیسه فضایی» کوبریک ساخته شد.

https://en.wikipedia.org/wiki/2010:_The_...https://en.wikipedia.org/wiki/2010:_The_Year_We_Ma

https://www.imdb.com/title/tt0086837/

1912 یاد آور ... ولی باج و خراج نه دیده بودم، ونه علاقه ای به دیدنش ..., ولی کنجکاو ... با توجه به متن  ،دوبله و قیچی دست برده در فیلم و ...، نه تنها قضاوت، بلکه پیدا شدنش را هم .... بعید است Bara-Dari1955 باشد!

 این نشانه‌ سه نقطه، برای نشان دادن ادامه جمله به صورت ناگفته هم، که در این مجله دیدم، خیلی مناسب ...

سلام . دنبال فیلمی میگردم که موضوعش به این صورت هست :

-قبل از انقلاب فیلمی سیاه و سفید در اوایل دهه 50 از تلویزیون پخش شد. که ماجرای چند دختر و پسر جوان بود . فکر کنم 3 دختر و 2 پسر بودند . 

-شب از یک مهمانی یا کافه خارج شده ، سوار ماشین میشوند. دقایقی بعد ماشین تصادف میکند و شخصی کشته میشود . جوانان فرار میکنند و به خانه یکی از دختر ها میروند . پدر و مادر دختر اشخاص متشخص و محترم و نسبتا پولداری بودند . اما بچه ها در ظاهر شر بودند . پلیس متوجه میشود ، و ماشین تصادفی را میابد و در خانه از جوانان میپرسد : چه کسی پشت رل بوده ؟بچه ها جواب نمیدهند . پدر میپرسد، بچه ها با مسخره بازی باز هم جواب نمیدهند . پدر که از دختر خوب خود مطمئن بوده ، به دنبال شاهد میگردد .

-شاهد را پیدا میکند و او در خانه پدر ، شهادت میدهد، دختر خانواده پشت رل بوده و قاتل است. دختر گریه کنان میگوید ، پدر من را تنها نگذاز. و پدر میگوید : نه این بار ، دیگر تورا تنها نخواهم گذاشت

در اینجا فیلم تمام میشود.  

قبلا از شما متشکرم 

فقط اسمی از این فیلم شنیده بودم، و البته معدودند باقیمانده آنهایی که این فیلمها را دیده بودند، و چندان ...، به هر حال، نام آن فیلم پسری از کمارون نبود و درستش کماروم است.

مجلات فیلم که از گروه سینما کلاسیک(مووی استار) گرفتم، البته خوشحالم کرد و بسیار ممنونم. ولی آنچه که ندیده بودیم فیلمهایی بودند که، نه در یاد کسی بود و نه کسی بدنبالش.

(۱۴۰۴/۹/۲۱ صبح ۰۲:۰۱)Dude نوشته شده: [ -> ]

 قصد داشتم نشانی از فیلمی بپرسم که از شبکه استانی دیده بوذم در باره خواهر و برادری که بهمراه مردی غریبه ...

Across the Great Divide 1976

قانع شده بودم که این همان است که بدنبالش بودم، و همان هم بود. ولی چیزکی کم داشت. آنجایی که سرعت و مهارتش در بیرون کشیدن و به کار بردن اسلحه...

گویا دو فیلم جداگانه ...، و فیلم دیگری هم بوده با عنوان Cesta na jihozápad, 1989

آدرس دقیق تر مجله فیلم دهه شصت و ... https://t.me/movie_star_gp/149970

(۱۴۰۴/۹/۲۷ صبح ۰۱:۰۱)جیمز کرک نوشته شده: [ -> ]

سلام . دنبال فیلمی میگردم که موضوعش به این صورت هست :

-قبل از انقلاب فیلمی سیاه و سفید در اوایل دهه 50 از تلویزیون پخش شد. که ماجرای چند دختر و پسر جوان بود . فکر کنم 3 دختر و 2 پسر بودند . 

-شب از یک مهمانی یا کافه خارج شده ، سوار ماشین میشوند. دقایقی بعد ماشین تصادف میکند و شخصی کشته میشود . جوانان فرار میکنند و به خانه یکی از دختر ها میروند . پدر و مادر دختر اشخاص متشخص و محترم و نسبتا پولداری بودند . اما بچه ها در ظاهر شر بودند . پلیس متوجه میشود ، و ماشین تصادفی را میابد و در خانه از جوانان میپرسد : چه کسی پشت رل بوده ؟بچه ها جواب نمیدهند . پدر میپرسد، بچه ها با مسخره بازی باز هم جواب نمیدهند . پدر که از دختر خوب خود مطمئن بوده ، به دنبال شاهد میگردد .

-شاهد را پیدا میکند و او در خانه پدر ، شهادت میدهد، دختر خانواده پشت رل بوده و قاتل است. دختر گریه کنان میگوید ، پدر من را تنها نگذاز. و پدر میگوید : نه این بار ، دیگر تورا تنها نخواهم گذاشت

در اینجا فیلم تمام میشود.  

قبلا از شما متشکرم 

سلام
چقدر داستانی که تعریف کردین شبیه داستان کتاب "بیگانگان در خانه" اثر ژرژ سیمنون هست.

این ها فیلم هاییه که براساس این داستان ساخته شدن:

https://www.imdb.com/title/tt0034893/

https://www.imdb.com/title/tt0061515/

(۱۴۰۴/۹/۲۹ صبح ۱۱:۱۳)اسلون کلورا نوشته شده: [ -> ]

(۱۴۰۴/۹/۲۷ صبح ۰۱:۰۱)جیمز کرک نوشته شده: [ -> ]

سلام . دنبال فیلمی میگردم که موضوعش به این صورت هست :

-قبل از انقلاب فیلمی سیاه و سفید در اوایل دهه 50 از تلویزیون پخش شد. که ماجرای چند دختر و پسر جوان بود . فکر کنم 3 دختر و 2 پسر بودند . 

-شب از یک مهمانی یا کافه خارج شده ، سوار ماشین میشوند. دقایقی بعد ماشین تصادف میکند و شخصی کشته میشود . جوانان فرار میکنند و به خانه یکی از دختر ها میروند . پدر و مادر دختر اشخاص متشخص و محترم و نسبتا پولداری بودند . اما بچه ها در ظاهر شر بودند . پلیس متوجه میشود ، و ماشین تصادفی را میابد و در خانه از جوانان میپرسد : چه کسی پشت رل بوده ؟بچه ها جواب نمیدهند . پدر میپرسد، بچه ها با مسخره بازی باز هم جواب نمیدهند . پدر که از دختر خوب خود مطمئن بوده ، به دنبال شاهد میگردد .

-شاهد را پیدا میکند و او در خانه پدر ، شهادت میدهد، دختر خانواده پشت رل بوده و قاتل است. دختر گریه کنان میگوید ، پدر من را تنها نگذاز. و پدر میگوید : نه این بار ، دیگر تورا تنها نخواهم گذاشت

در اینجا فیلم تمام میشود.  

قبلا از شما متشکرم 

سلام
چقدر داستانی که تعریف کردین شبیه داستان کتاب "بیگانگان در خانه" اثر ژرژ سیمنون هست.

این ها فیلم هاییه که براساس این داستان ساخته شدن:

https://www.imdb.com/title/tt0034893/

https://www.imdb.com/title/tt0061515/

سلام خیلی ممنون از پاسختون متاسفانه مواردی که عرض کردین ، فیلم مد نظرم نبود . 

عرض نکرد، فرمود ! :D

سلام و درود ،

اون کدوم فیلم لورل و هاردی بود:heart:

که در یک خونه ی اشرافی ، به عنوان خدمتکار استخدام می شوند ؟

بعد لاغره ، وسط پذیرایی از میهمانان ، دامنش می افته و لو میرن ؟khande

سلام دوستان وقتتون بخیر

من در مورد یک فیلم راهنمایی میخواستم که متأسفانه فقط یه صحنه ازش یادم هست و مال ۳۵_۴۰ قبله. وسترن بود و یه سری از قهرمانان فیلم یک تابوت حمل می‌کردن که توش دینامیت بود. در جایی یکی از این اون افراد یکی از دینامیت‌هارو برداشت و گفت بچه‌ها این انگاری عرق کرده و یهو یکی از افرادشون اومد و دینامیت رو ازش گرفت و پرت کرد دورتر و منفجر شد. نمی‌دونم دیالوگ رو کامل گفتم یا نه‌، کلا همین یادم مونده بود. ممنون میشم اگه کسی از دوستان میدونه راهنمایی کنه.

(۱۴۰۴/۱۰/۲۰ صبح ۱۲:۰۹)شابیزک نوشته شده: [ -> ]

سلام دوستان وقتتون بخیر

من در مورد یک فیلم راهنمایی میخواستم که متأسفانه فقط یه صحنه ازش یادم هست و مال ۳۵_۴۰ قبله. وسترن بود و یه سری از قهرمانان فیلم یک تابوت حمل می‌کردن که توش دینامیت بود. در جایی یکی از این اون افراد یکی از دینامیت‌هارو برداشت و گفت بچه‌ها این انگاری عرق کرده و یهو یکی از افرادشون اومد و دینامیت رو ازش گرفت و پرت کرد دورتر و منفجر شد. نمی‌دونم دیالوگ رو کامل گفتم یا نه‌، کلا همین یادم مونده بود. ممنون میشم اگه کسی از دوستان میدونه راهنمایی کنه.

سلام و درود ، من هم این فیلم رو یادم هست ؛ دو بار نمایش دادند ، اولین بار بعد از ظهر جمعه از شبکه ی یک در سال ۱۳۶۷ بود ، با عنوان «پنج دلاور»

مطمئناً اسم اصلیش این نیست ، برای یافتن آن باید به آرشیو مجلات سروش یا فیلم سر بزنید.

داستان این فیلم از این قرار بود که پنج نفر کابوی مأمور می شوند که به یک دسته راهزنان یک منطقه ی خطرناک نفوذ کنند. این مأموریت از طرف کلانتر به آنان محول می شود. برای استتار دینامیت ها از تابوت استفاده می کنند.

یکی از آن پنج نفر ، جوانکی کم تجربه است که او را به نگهبانی در حین استراحت می گذارند. یک بار به اشتباه سراب می بیند و فریاد می زند: راهزن ها ، آن دفعه هم که دینامیت عرق کرده را برمی دارد تا به دوستانش نشان دهد ، دوستش فریاد می زند که همان طور نگهش دار ، بعد پرتاب می کند و بمب!

دفعه ی بعد هم به راهزنانی که در دوردست می بیند ، اعتنایی نمی کند و می گوید: باز هم سرابه!

ولی وقتی که نزدیک تر می آیند ، دوستانش را آگاه می کند.

راهزنان آن ها را دوره می کنند و می گویند: در تابوت را بردارید. سردسته ی گروه با تهدید انفجار دینامیت ها ، اجازه ی تیراندازی را از آن ها می گیرد و بقیه حساب آن عده را می رسند.

در پایان آن ها موفق به تار و مار کردن راهزنان می شوند ، البته به اضافه ی کلانتر خائن ، چون با راهزنان ارتباط داشت و پیشاپیش آنان را از آمدن گروه دلاوران باخبر کرده بود.

ولی دوتا از آن ها در غافلگیری عوامل کلانتر خائن کشته می شوند .

در کل فیلم خوبی بود ، ولی به پای هفت دلاور نمی رسد.

نسخه ی دوبله اش را بعید می دانم پیدا شود ، ولی برای ما دیدن نسخه ی اصلیش هم غنیمت است.

خلاصه اگر پیدا شد ، ما را هم بی نصیب نگذارید.

موفق باشید.

(۱۴۰۴/۱۰/۲۱ عصر ۰۱:۱۸)شارینگهام نوشته شده: [ -> ]

(۱۴۰۴/۱۰/۲۰ صبح ۱۲:۰۹)شابیزک نوشته شده: [ -> ]

سلام دوستان وقتتون بخیر

من در مورد یک فیلم راهنمایی میخواستم که متأسفانه فقط یه صحنه ازش یادم هست و مال ۳۵_۴۰ قبله. وسترن بود و یه سری از قهرمانان فیلم یک تابوت حمل می‌کردن که توش دینامیت بود. در جایی یکی از این اون افراد یکی از دینامیت‌هارو برداشت و گفت بچه‌ها این انگاری عرق کرده و یهو یکی از افرادشون اومد و دینامیت رو ازش گرفت و پرت کرد دورتر و منفجر شد. نمی‌دونم دیالوگ رو کامل گفتم یا نه‌، کلا همین یادم مونده بود. ممنون میشم اگه کسی از دوستان میدونه راهنمایی کنه.

سلام و درود ، من هم این فیلم رو یادم هست ؛ دو بار نمایش دادند ، اولین بار بعد از ظهر جمعه از شبکه ی یک در سال ۱۳۶۷ بود ، با عنوان «پنج دلاور»

مطمئناً اسم اصلیش این نیست ، برای یافتن آن باید به آرشیو مجلات سروش یا فیلم سر بزنید.

داستان این فیلم از این قرار بود که پنج نفر کابوی مأمور می شوند که به یک دسته راهزنان یک منطقه ی خطرناک نفوذ کنند. این مأموریت از طرف کلانتر به آنان محول می شود. برای استتار دینامیت ها از تابوت استفاده می کنند.

یکی از آن پنج نفر ، جوانکی کم تجربه است که او را به نگهبانی در حین استراحت می گذارند. یک بار به اشتباه سراب می بیند و فریاد می زند: راهزن ها ، آن دفعه هم که دینامیت عرق کرده را برمی دارد تا به دوستانش نشان دهد ، دوستش فریاد می زند که همان طور نگهش دار ، بعد پرتاب می کند و بمب!

دفعه ی بعد هم به راهزنانی که در دوردست می بیند ، اعتنایی نمی کند و می گوید: باز هم سرابه!

ولی وقتی که نزدیک تر می آیند ، دوستانش را آگاه می کند.

راهزنان آن ها را دوره می کنند و می گویند: در تابوت را بردارید. سردسته ی گروه با تهدید انفجار دینامیت ها ، اجازه ی تیراندازی را از آن ها می گیرد و بقیه حساب آن عده را می رسند.

در پایان آن ها موفق به تار و مار کردن راهزنان می شوند ، البته به اضافه ی کلانتر خائن ، چون با راهزنان ارتباط داشت و پیشاپیش آنان را از آمدن گروه دلاوران باخبر کرده بود.

ولی دوتا از آن ها در غافلگیری عوامل کلانتر خائن کشته می شوند .

در کل فیلم خوبی بود ، ولی به پای هفت دلاور نمی رسد.

نسخه ی دوبله اش را بعید می دانم پیدا شود ، ولی برای ما دیدن نسخه ی اصلیش هم غنیمت است.

خلاصه اگر پیدا شد ، ما را هم بی نصیب نگذارید.

موفق باشید.

سلام

خیلی ممنون بابت توضیحات خیلی خوبتون جناب شارینگهام عزیز.

متاسفانه وضعیت نت خیلی داغونه ولی می‌گردم ببینم چیزی پیدا میکنم یا نه

قطعا اگه بود اینجا هم می‌گذارم.

بازم متشکرم بابت راهنمایی.

(۱۴۰۴/۱۰/۲۱ عصر ۰۱:۱۸)شارینگهام نوشته شده: [ -> ]

(۱۴۰۴/۱۰/۲۰ صبح ۱۲:۰۹)شابیزک نوشته شده: [ -> ]

سلام دوستان وقتتون بخیر

من در مورد یک فیلم راهنمایی میخواستم که متأسفانه فقط یه صحنه ازش یادم هست و مال ۳۵_۴۰ قبله. وسترن بود و یه سری از قهرمانان فیلم یک تابوت حمل می‌کردن که توش دینامیت بود. در جایی یکی از این اون افراد یکی از دینامیت‌هارو برداشت و گفت بچه‌ها این انگاری عرق کرده و یهو یکی از افرادشون اومد و دینامیت رو ازش گرفت و پرت کرد دورتر و منفجر شد. نمی‌دونم دیالوگ رو کامل گفتم یا نه‌، کلا همین یادم مونده بود. ممنون میشم اگه کسی از دوستان میدونه راهنمایی کنه.

سلام و درود ، من هم این فیلم رو یادم هست ؛ دو بار نمایش دادند ، اولین بار بعد از ظهر جمعه از شبکه ی یک در سال ۱۳۶۷ بود ، با عنوان «پنج دلاور»

مطمئناً اسم اصلیش این نیست ، برای یافتن آن باید به آرشیو مجلات سروش یا فیلم سر بزنید.

داستان این فیلم از این قرار بود که پنج نفر کابوی مأمور می شوند که به یک دسته راهزنان یک منطقه ی خطرناک نفوذ کنند. این مأموریت از طرف کلانتر به آنان محول می شود. برای استتار دینامیت ها از تابوت استفاده می کنند.

یکی از آن پنج نفر ، جوانکی کم تجربه است که او را به نگهبانی در حین استراحت می گذارند. یک بار به اشتباه سراب می بیند و فریاد می زند: راهزن ها ، آن دفعه هم که دینامیت عرق کرده را برمی دارد تا به دوستانش نشان دهد ، دوستش فریاد می زند که همان طور نگهش دار ، بعد پرتاب می کند و بمب!

دفعه ی بعد هم به راهزنانی که در دوردست می بیند ، اعتنایی نمی کند و می گوید: باز هم سرابه!

ولی وقتی که نزدیک تر می آیند ، دوستانش را آگاه می کند.

راهزنان آن ها را دوره می کنند و می گویند: در تابوت را بردارید. سردسته ی گروه با تهدید انفجار دینامیت ها ، اجازه ی تیراندازی را از آن ها می گیرد و بقیه حساب آن عده را می رسند.

در پایان آن ها موفق به تار و مار کردن راهزنان می شوند ، البته به اضافه ی کلانتر خائن ، چون با راهزنان ارتباط داشت و پیشاپیش آنان را از آمدن گروه دلاوران باخبر کرده بود.

ولی دوتا از آن ها در غافلگیری عوامل کلانتر خائن کشته می شوند .

در کل فیلم خوبی بود ، ولی به پای هفت دلاور نمی رسد.

نسخه ی دوبله اش را بعید می دانم پیدا شود ، ولی برای ما دیدن نسخه ی اصلیش هم غنیمت است.

خلاصه اگر پیدا شد ، ما را هم بی نصیب نگذارید.

موفق باشید.


با سلام و درود دوست ارجمند
اسم این قیلم هست RAW DEAL یا انتقام منصفانه
با فیلم انتقام منصفانه محصول سال 1986 آرنولد شوارزتزنگر اشتباهی نشه
شوربختانه نت جهانی قطعه که بتونم از سایت IMDB  سال ساخت براتون پیدا کنم
بازیگر نقش اول هم جرارد کندی هست

RAW DEAL 1977

(۱۳۸۹/۴/۱۶ عصر ۰۲:۵۵)seyed نوشته شده: [ -> ]

(۱۳۸۹/۲/۲۱ عصر ۰۴:۴۹)موسيو وردو نوشته شده: [ -> ]

چيزي كه از فيلم تو ذهنم مونده اينه:

يه شهر بزرگ و قديمي. تو اين شهر فقط چند نفر زندگي ميكنن.اين چند نفر لال هستن و فقط يه نفر ميتونه صحبت كنه و اون ميخواد با بقيه ارتباط برقرار كنه و چيزي كه اگه ديده باشيد و از طرفي من خواب نديده باشم  حتما يادتون مونده اينه: بارون شروع به باريدن ميكنه و به همراه بارون ماهي از آسمون ميباره و كل شهر پر از ماهي ميشه البته همه ماهيها يخ زدن.

با تشكر

سلام

موسيو وردوي عزيز، همانطور كه دوست عزيز Surrealist توضيح دادن اين فيلم به كارگرداني لوك بسون و بازي ژان رنو (فكر كنم جز اولين كارهاي ژان رنو بوده) در نقش بدمن فيلم در سينماي ايران پخش شد. فيلم صامت بود و اين فيلم موجوده. چنانچه مايل بوديد آدرس بديد تا تقديم كنم


(۱۳۸۹/۲/۲۱ صبح ۱۰:۰۱)دلشدگان نوشته شده: [ -> ]

حدودا در دهه شصت یک فیلمی از شبکه یک پخش شد . داستان این فیلم در مورد مردی بود که دستگاهی ساخته بود که از خانه اش گویندگان برنامه های زنده رو مورد هدف قرار می داد و پس از اون تا دستگیری این شخص کانالهای تلویزیونی اخبار و برنامه ها رو به صورت ظبط شده پخش می کردند . آیا دوستان اسم این فیلم و احیانا گویندگان این فیلم رو می دونند؟

فيلم داوطلب مرگ رو هم دارم، ولي متاسفانه هر چي گشتم نتونستم نسخه اصلي اين فيلم رو براي صداگذاري پيدا كنم. اگر چنانچه دوستاني نسخه اصلي اين كار رو دارن اعلام كنن تا حداقل اين فيلم تبديل به احسنت بشه.

جناب دلشدگان، چنانچه مايل هستيد شما هم بفرمائيد تا اين كار تقديمتون بشه

سلام وقتتون بخیر

البته این پیام‌ها خیلی قدیمیه

ولی خب بگم شاید به درد بقیه دوستان بخوره

نسخه کامل این فیلم تو برنامه دلفان هست، بدون فیلتر و همراه با دوبله و زیرنویس اصلی موجوده.

(۱۴۰۴/۱۰/۲۸ عصر ۰۴:۵۴)باد وایت نوشته شده: [ -> ]

RAW DEAL 1977

تنها یک تشکر از پست شما، کافی نیست، امروز با باز شدن گوگل و دیدن پوستر و چهره و لباس بازیگران، مطمئن شدم، همان فیلمی است که با نام پنج قهرمان در خاطرم مانده است. گرچه از داستان آن چیز زیادی در ذهن ندارم. خیلی ممنون میشوم اگر به این مطلب هم اشاره بفرمایید که  این فیلم نه چندان مشهور استرالیایی را چگونه یافتید.

باز هم بابت یافتن این فیلم سپاسگزارم.

(۱۴۰۴/۱۰/۲۸ عصر ۰۷:۳۵)دکتر دیتون نوشته شده: [ -> ]

(۱۴۰۴/۱۰/۲۸ عصر ۰۴:۵۴)باد وایت نوشته شده: [ -> ]

RAW DEAL 1977

تنها یک تشکر از پست شما، کافی نیست، امروز با باز شدن گوگل و دیدن پوستر و چهره و لباس بازیگران، مطمئن شدم، همان فیلمی است که با نام پنج قهرمان در خاطرم مانده است. گرچه از داستان آن چیز زیادی در ذهن ندارم. خیلی ممنون میشوم اگر به این مطلب هم اشاره بفرمایید که  این فیلم نه چندان مشهور استرالیایی را چگونه یافتید.

باز هم بابت یافتن این فیلم سپاسگزارم.

با سلام و درود

منم تا چن سال پیش اسم واقعی این فیلم نمی‌دونستم همینجا دوستان راهنمایی کردند نه تنها اسم این فیلم بلکه اسامی خیلی از فیلم‌هایی ک دهه شصت از سیما دیده بودیم همینجا با کمک دوستان پیدا کردیم و با تماشای دوباره خاطرات شیرین گذشته برامون زنده شد

شاد و تندرست باشید

پاینده ایران

(۱۴۰۴/۱۰/۲۷ عصر ۰۷:۳۷)باد وایت نوشته شده: [ -> ]

(۱۴۰۴/۱۰/۲۱ عصر ۰۱:۱۸)شارینگهام نوشته شده: [ -> ]

(۱۴۰۴/۱۰/۲۰ صبح ۱۲:۰۹)شابیزک نوشته شده: [ -> ]

سلام دوستان وقتتون بخیر

من در مورد یک فیلم راهنمایی میخواستم که متأسفانه فقط یه صحنه ازش یادم هست و مال ۳۵_۴۰ قبله. وسترن بود و یه سری از قهرمانان فیلم یک تابوت حمل می‌کردن که توش دینامیت بود. در جایی یکی از این اون افراد یکی از دینامیت‌هارو برداشت و گفت بچه‌ها این انگاری عرق کرده و یهو یکی از افرادشون اومد و دینامیت رو ازش گرفت و پرت کرد دورتر و منفجر شد. نمی‌دونم دیالوگ رو کامل گفتم یا نه‌، کلا همین یادم مونده بود. ممنون میشم اگه کسی از دوستان میدونه راهنمایی کنه.

سلام و درود ، من هم این فیلم رو یادم هست ؛ دو بار نمایش دادند ، اولین بار بعد از ظهر جمعه از شبکه ی یک در سال ۱۳۶۷ بود ، با عنوان «پنج دلاور»

مطمئناً اسم اصلیش این نیست ، برای یافتن آن باید به آرشیو مجلات سروش یا فیلم سر بزنید.

داستان این فیلم از این قرار بود که پنج نفر کابوی مأمور می شوند که به یک دسته راهزنان یک منطقه ی خطرناک نفوذ کنند. این مأموریت از طرف کلانتر به آنان محول می شود. برای استتار دینامیت ها از تابوت استفاده می کنند.

یکی از آن پنج نفر ، جوانکی کم تجربه است که او را به نگهبانی در حین استراحت می گذارند. یک بار به اشتباه سراب می بیند و فریاد می زند: راهزن ها ، آن دفعه هم که دینامیت عرق کرده را برمی دارد تا به دوستانش نشان دهد ، دوستش فریاد می زند که همان طور نگهش دار ، بعد پرتاب می کند و بمب!

دفعه ی بعد هم به راهزنانی که در دوردست می بیند ، اعتنایی نمی کند و می گوید: باز هم سرابه!

ولی وقتی که نزدیک تر می آیند ، دوستانش را آگاه می کند.

راهزنان آن ها را دوره می کنند و می گویند: در تابوت را بردارید. سردسته ی گروه با تهدید انفجار دینامیت ها ، اجازه ی تیراندازی را از آن ها می گیرد و بقیه حساب آن عده را می رسند.

در پایان آن ها موفق به تار و مار کردن راهزنان می شوند ، البته به اضافه ی کلانتر خائن ، چون با راهزنان ارتباط داشت و پیشاپیش آنان را از آمدن گروه دلاوران باخبر کرده بود.

ولی دوتا از آن ها در غافلگیری عوامل کلانتر خائن کشته می شوند .

در کل فیلم خوبی بود ، ولی به پای هفت دلاور نمی رسد.

نسخه ی دوبله اش را بعید می دانم پیدا شود ، ولی برای ما دیدن نسخه ی اصلیش هم غنیمت است.

خلاصه اگر پیدا شد ، ما را هم بی نصیب نگذارید.

موفق باشید.


با سلام و درود دوست ارجمند
اسم این قیلم هست RAW DEAL یا انتقام منصفانه
با فیلم انتقام منصفانه محصول سال 1986 آرنولد شوارزتزنگر اشتباهی نشه
شوربختانه نت جهانی قطعه که بتونم از سایت IMDB  سال ساخت براتون پیدا کنم
بازیگر نقش اول هم جرارد کندی هست

آقا خیلی خیلی ممنونم، انقد این مدت سرچ کردم با اسمای مختلف و خلاصه فیلم‌های وسترن دیدم که کلافه شدم.

دمتون گرم❤️

سلام دوستان وقت تان بخیر

 کمکی میخواستم در مورد اسم یک فیلم ایرانی تولید شده در دهه شصت که من   در دهه هفتاد دیدم.

اسم فیلم گویا «بره گمشده» بود

فیلم در نجف آباد اصفهان فیلمبرداری شده بود و با لهجه مخصوص به خودشان

شخصیت اصلی پسری نوجوان به نام علی بود که علاوه بر اینکه به پدر در کشاورزی و دامپروری کمک می داد به عکاسی هم علاقه داشت

علی علیرغم مخالفت های پدر کشاورزش به هنر عکاسی علاقه زیادی داشت و دوربینی کرایه کرده بود و عکاسی می کرد پدر که دید سنتی داشت مخالف اینکار بود و آینده ای در این کار نمی دید و دیگر اینکه

فیلم در تلویزیون نمایش داده شد

یکی از متولیان فیلم و پروژه بنیاد شهید بود

در سالهای میانی دهه هفتاد نمایش داده شد

تعدادی از عکسها از پدر علی گرفته شده بود و یکی از عکسها را علی موقع بیل زدن پدرش در باغ از او گرفته بود

چند دیالوگ فیلم:

موقع گم کردن یکی از گوسفندان پدر (میش) همه دنبال آن می گشتند و برادر کوچکتر علی از پیرزنی پرسید :

حج خانوم یه میش گم کردِیم ندیدی و پیرزن می گفت انشالله پیدا میشه

در اواخر فیلم پدر علی خسته شد و دوربین را پنهان کرده بود و علی به پدرش گفت دوربین مال دولته تاوونش را خودت باید بدی

یکجا که چوبهای چاه زغالی آتش گرفت پدرش حرص می خورد و به علی می گفت آب بیار و بده من خاکستر شد چوبها خلاصه اختلاف آنقدر بالا گرفت که پسرش را کتک زد

 در آخر پدر که دوربین را پنهان کرده بود وقتی مقداری عکس هایی که پسرش گرفته بود را دید و بعد هم رادیو اسم پسرش که را  اعلام کرد به عنوان برنده مسابقه عکاسی و پدر هم کوتاه آمد و دوربین را داد

آدرس های مرجع