کافه کلاسیک

نسخه کامل: درخواست راهنمايي در مورد نام فيلم
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید. نمایش نسخه کامل با قالب بندی مناسب.

جوان بد خلقی که، عروس مورد نظر مادرش دختری از کار در می آید که قبلا با او مشاجره کرده بود و او را "مربای آلبالو" خطاب کرده بود. این دختر، اتفاقا پرستار هم هست و ادامه داستان. با این عنوان یافت، می شود: Satisfied or Unsatisfied 1963

این که چینی بود ولی گل کوهی، هندی بود! Bettada Hoovu 1985

(۱۴۰۴/۹/۲ صبح ۱۲:۰۸)Dude نوشته شده: [ -> ]

قیافه این الکساندر با فامیلی سخت، از فیلم روسی "همیشه قهرمان"آشنا بود. " جدال در کوهستان" مطمئنا Chyornyy kapitan 1973 بوده، به اشتباه چیز دیگری نوشته بودم. همین!

راجع به تلگرام "مووی استار" . انتظار هنگ شتر سواران و اتوبوسی به سوی مرگ و لومومبا و ساز دهنی و بسیاری دیگر را نداشتم.

درود و سپاس دوست عزیز ، با راهنمایی شما در کانال تلگرام سینما پارادیزو آن را یافتم.

این هم لینک دانلودش :

https://t.me/c/1251374376/19318

یک جزیره با پله‌های سنگی- دو راهبه-- یک قایقران - قایق‌ها را با سنگ سوراخ می کند.- روزنامه - دسته‌کلید! احتمالا اگر کسانی کنجکاو شده بودند که بدانند، که چه فیلمی بوده: Thunder On The Hill 1951

(۱۴۰۱/۱۲/۲۶ صبح ۰۸:۵۶)شارینگهام نوشته شده: [ -> ]

(۱۴۰۱/۱۲/۲۵ صبح ۱۰:۱۱)میاموتو موساشی نوشته شده: [ -> ]

خاطره مبهمی از فیلمی درباره پیشگامان مهاجر-احتمالا در آمریکا- دارم: خانواده ای سوار بر گاری،  به جایی بی نام و نشان، در بیابانی بی آب و علف می رسند. و ناگهان تصمیم می گیرند که همینجاست، آنجایی که به دنبالش بودند. 

خانواده ای هم برای تامین معاش کوچ کرده بودند تا زمینی بیابند و زراعت کنند. به همین خاطر زمینی را می یابند و زندگیشان را از نو شروع می کنند .

سال های اول خوب پیش می رود، ولی بعد دچار خشکسالی می شوند.طوری که پدر خانواده افسردگی می گیرد و می میرد.

بعد از مرگش باران می بارد و همسرش با بغض می گوید:"کاش الان زنده بودی و می دیدی!"rrrr:

این فیلم مورد نظر شارینگهام گرامی که Drylanders 1962 باشد، کم مانده بود قانع شوم که همان است: The World Changes, 1933 .       

همسرباردارش همانجا وضع حمل میکرد، مهاجرانی جدید همسایه اینها می شدند و شهرکی شکل گرفت که اسم پسر اینها را  ...                                             

(۱۴۰۱/۱۲/۲۶ عصر ۰۱:۴۳)Dude نوشته شده: [ -> ]

فیلمی هم بود که اوایل دهه هشتاد میلادی-داستان فیلم هم مال همان سالها- درباره یک پلیسی نه چندان ... صحنه انفجار ماشین پلیس... و این که احتمالا به مکزیکی ها و مرز مکزیک هم، بی ربط نیست- آگهیش پیدا شد   فیلم A Small Town in Texas 1976

(۱۴۰۰/۶/۲ عصر ۰۷:۳۲)درنای سفید نوشته شده: [ -> ]

با تشکر مجدد از شارینگهام عزیز - از کاربران محترم کافه کلاسیک تقاضای  راهنمایی در مورد نام اصلی  چند فیلم سینمایی را دارم که در دهه 60 با عناوین زیر از تلویزیون پخش شدند :

دریا آبی است (ژاپنی) - مایاکو (ژاپنی) - از هم بیگانه بودن آسان نیست (ژاپنی) -  امواج سبز بر شن های داغ ( ؟) - حانه ای از آن خودمان (امریکایی)

دریا آبی است ترجمه دقیقی نیست! 君は海を見たか (1971年)

مایاکو (ژاپن) دختر بچه شش ساله ای بود، که پدر و مادرش برای یافتن کار از روستا به توکیو می روند.  او و مادر بزرگش... از هم بیگانه بودن آسان نیست (Being Two Isn't Easy 1962) درباره زوجی جوان و طفل نوزادشان بود. امواج سبز هم که چینی بود. درباره بازگشت به روستا و ساز مخالف بزرگان ده و ادامه داستان. حانه ای از آن خودمان A Home of Our Own, 1975 موضوعش کودکان خیابانهای مکزیک بود.

(۱۳۹۵/۵/۵ عصر ۱۰:۵۲)ال ماریاچی نوشته شده: [ -> ]

(۱۳۹۵/۵/۵ عصر ۰۵:۴۷)حسن شمس نوشته شده: [ -> ]

سلام یک سوال از شما داشتم لطفا در صورت دانستن جواب مرا بدهید . سوالم در مورد یک فیلم فکر کنم ایتالیایی بود  پسری که بخاطر دویدن مورد سرزنش پدرش بود و مسابقه در کوچه با یک ماشین ژیان که شرط بندی شد و پسر برد پدرش موضوع را فهمید و او بالای درخت بود و پدرش می گفت من پاهایت را می شکنم و پسر می گفت هر کاری می خواهی بکن ولی با پاهایم کاری نداشته باش . بعد وقتی مادرش را دید که می گوید چشمهایم کم سو شده و دیگر نمی توانم زیاد در شب کاری کنم پسر را غمگین می کرد تا به مادرش کمک کند روزی مربی پیدا شد و پسر را به رم برد تا در مسابقه شرکت کند در میدان دو به علت نداشتن کفش که آسفالت را خراب می کند مانع شرکت اش شدند ولی پسر کفش ها را از پاهایش دور انداخت و گفت حالا چی بعد دیگر نمی توانستند مانع ورودش شوند و در مسابقه که از حول اینکه گفته بودند به نفر اول چرخ خیاطی می دهند نفر دوم کاپ و نفر سوم مدال او فکر و ذکرش این بود که اول شود و چرخ خیاطی را برای مادرش هدیه ببرد و حین آخرای مسابقه خون دماغ شد همچنین اول ولی جایزه را به علت کارشکنی اربابان فساد قلدر به نفر دوم جایزه اول دادند . می خواهم نام فیلم را بدانم این فیلم در دهه شصت که فقط شبکه یک سیما بود نمایش داده شد و دیگر هرگز نمایش ندادند .

اکه اشتباه نکنم در تلوزیون ایران با نام دونده پخش شد

سلام.نمیدانم دوستان به جواب رسیده اند یا خیر. ظاهراً همان فیلمی است که جناب Dude در معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده  اشاره کرده:

(۱۴۰۱/۱۱/۱۹ صبح ۰۹:۲۵)Dude نوشته شده: [ -> ]

فیلمی به کارگردانی لوئیجی کومنچینی  Un ragazzo di Calabria

  فضای بعضاز فیلم های ایتالیایی را دوست دارم، مخصوصا اگر مثل این در تلویزیون خودمان پخش شده باشد و بار نوستالژیکش، وزین ترش بکند.میمی 13 ساله، بزرگترین فرزند یک خانواده فقیر کالابریایی است. پدرش، نیکولا، که در یک بیمارستان روانی کار می کند، از پسرش می خواهد که سخت درس بخواند و با این حال، او فقط به یک چیز علاقه دارد: او به شدت به دویدن علاقه دارد و از آنجایی که کفش ورزشی ندارد، این کار را با پای برهنه انجام می دهد. این اشتیاق پسر از دید راننده اتوبوس مسن فلیس که مربی میمی می شود مخفی نمی ماند و او به هر طریق ممکن از آرزوهای او حمایت می کند. پدر به سرگرمی پسرش را با خصومت می نگرد و تلاش می کند تا او را منع کند...

(۱۴۰۴/۸/۱۶ عصر ۰۶:۴۵)Peter Warne نوشته شده: [ -> ]

درود و وقت بخیر به همه دوستان امیدوارم شاد و سلامت باشید

انیمیشنی زیبا در دوران کودکی دهه 60 پخش می شد با نام بچه های مدرسه والت

نلم انگلیسی اون School of Love: Heart`s Story

و تام ژاپنی اون  Ai no Gakko Cuore Monogatari هست

من نسخه کامل و بدون سانسورشو پبدا نکرم کسی از دوستان میتونه کمک کنه سپاس

اگرچه کارتون «پسران مدرسه والت» با نریشن جادویی بهرام زند یکی از آیکون های بلامنازع نوستالژی کودکان دهه 60 و 70 است،اما اگر اساتید کافه یاد داشته باشند شبکه سه سال 1380 یا 1381 یک سریال کم رمق ایتالیایی برگرفته از رمان مشهور «محبت» آدموندو دی آمیچیس نیز پخش کرد که اصلا و ابدا دیده نشد، اتفاقا این سریال به متن اصلی رمان وفادارتر بود تا کارتون .

سریال با انریکوی جوان شروع می شد که بعنوان افسری به جبهه جنگ جهانی اول می رفت ،در جبهه با لوکومتیو ران قطار و تنی چند از دوستانش که سالها پیش در میلان با آنها همکلاس بود آشنا می شود، سپس فیدبک می زند به دوران کودکی و اصل ماجرا که در کارتون دیدیم.

خدا رحمت کند بهمن فرزانه مترجم رمان را ،  در کنار عبدالله کوثری یکی از بهترین و در عین حال قدرنادیده ترین مترجمان ادبیات لاتین(اسپانیایی و ایتالیایی) در ایران بود که در تنهایی و گمنامی درگذشت ،همین طور بهرام زند را و آن خاطره آکاردئون جادویی کارتون را .

لینک سریال در سایت IMDB

https://www.imdb.com/title/tt0088975/?re...https://www.imdb.com/title/tt0088975/?ref_=nm_flmg_job_1_accord

(۱۴۰۴/۹/۸ عصر ۰۲:۲۱)نوبادی نوشته شده: [ -> ]

سلام یک سوال از شما داشتم  نمیدانم دوستان به جواب رسیده اند یا خیر. 

هندی Aakhri Khat, 1966 همان پست هم مورد سؤال بود و  ...

 جواب عناوین مرد کوهستان و درخت خاطرات و کودک سرگردان هم درست بوده!

[quote='Dude' pid='46806' dateline='1763920773']

یک جزیره با پله‌های سنگی- دو راهبه-- یک قایقران - قایق‌ها را با سنگ سوراخ می کند.- روزنامه - دسته‌کلید! احتمالا اگر کسانی کنجکاو شده بودند که بدانند، که چه فیلمی بوده:

Thunder On The Hill 1951

بسیار بسیار سپاسگزارم از جناب Dude که این فیلم خاطره انگیز برای من پیدا کرد❤️❤️❤️❤️❤️ ولی نسخه ای که من دیدم از تلویزیون پخش شده بود و دوبله بود نه درسینما و زمانی که پسر جوان قایق را سوراخ میکند ، این صحنه توسط 2 راهبه تماشا میشود نه توسط یک راهبه و یک آقا .

 Thunder On The Hill 1951(رعد در کوهستان) 

نام اصلی فیلم سوئدی بچه های محله هم Rännstensungar, 1974  بوده، که البته  ...

با سلام خدمت اساتید

در اواخر دهه ۶۰ فیلمی از تلویزیون دیدم که با محتوای قدری کمدی در حال و هوای قیام زاپاتا در مکزیک بود.

در یک کشور امریکای لاتین انقلاب شده و حکومت انقلابی روی کار آمده بود. فرمانده انقلابیون با گذشت زمان تغییر ماهیت داده بود و به دیکتاتور منفور تبدیل شده بود.

یک بار با لباس مبدل به شهر مراجعه می کند و با دختری آشنا می شود و کم کم سر دسته انقلابیون جدید می شود. به کاخ حمله می گنند و او با صحنه سازی وانمود می کند که با ريسی جمهور که در واقع خودش است در حال دست به یقه شدن است! و بعد انقلاب با رهبری او پیروز می شود و بنا می شود حکومت هرگز در مسیر دیکتاتوری پیش نرود.

امیدوارم دوستان راهنمایی کنند.

با سپاس

سلام و درود به همه دوستان

درخواستم اسم دو تا فیلمه که گویا هر دو هم ژاپنی بودند،

اولی ژاپنی ها داشتند مشکلات هواپیماهای جنگی شون را در جنگ جهانی برطرف می کردند و بیشتر هم برای حفاظت از جان خلبانان و کابین تمرکز داشتند و در یکی دو سکانسش یادمه برای تست مقاومت ِ پشتی صندلی در مقابل تیرهای سایر هواپیماها یکی از خلبانان ژاپن می رفت پشت مسلسل هواپیمای خودش و از پشت صندلی آزمایشی جدید را به رگبار می بست و در یکی دو مورد موفق نشدن تا بلاخره در یک سکانس تیرها در پشتی فلزی صندلی فرو نرفت و فقط جایش ماند

در فیلم دوم هم رقابت بین راننده های مسابقات اتوموبیل رانی بود و گویا یکی از راننده ها هم اوتو نام داشت و نفری که همیشه سوم می شد و سودای قهرمانی زیادی داشت در یک دوره از مسابقات که نفر اول دیگر نبود خیلی تلاش کرد قهرمان باشد ولی افتادن لیوان یکی از تماشاگران باعث شد دوم شود و نفری که قبلاً دوم بود و گویا اوتو نام داشت اول شود.

ممنون میشم راهنمایی کنید

(۱۴۰۴/۹/۱۳ عصر ۰۷:۵۰)Good نوشته شده: [ -> ]

درخواستم اسم دو تا فیلمه که گویا هر دو هم ژاپنی بودند،

اولی ژاپنی ها داشتند مشکلات هواپیماهای جنگی شون را در جنگ جهانی برطرف می کردند و بیشتر هم برای حفاظت از جان خلبانان و کابین تمرکز داشتند و در یکی دو سکانسش یادمه برای تست مقاومت ِ پشتی صندلی در مقابل تیرهای سایر هواپیماها یکی از خلبانان ژاپن می رفت پشت مسلسل هواپیمای خودش ...

منم دقیقا این فیلم رو یادمه. اواخر دهه 60 یا اوایل دهه 70 خورشیدی پخش شد . جایی یکی از خلبان ها می گفت که ضخامت پشت صندلی هواپیماهای زیرو ژاپنی به اندازه یک کاغذ است و خلبانانشان به راحتی کشته می شوند و مسئولان ارزشی برای جان خلبان ها قائل نیستند در صورتیکه پشت صندلی هواپیماهای آمریکایی زره ضد گلوله است. جایی در پایان فیلم هم طراح این هواپیما از خلبانان عذرخواهی می کرد که هواپیماهاشون به اندازه دشمن پیشرفته نیست .

من کمی گشتم و یک فیلم با نام  Zero 1984  در IMDB دیدم و سکانس مورد نظر را در آن شناسایی کردم . انگار خود فیلم بسیار کمیاب است و فقط در یک سایت روسی با فندق شکن پیداش کردم :

https://m.ok.ru/video/6032486566526

(۱۴۰۴/۹/۱۴ عصر ۱۲:۴۴)سروان رنو نوشته شده: [ -> ]

من کمی گشتم و یک فیلم با نام  Zero 1984  در IMDB دیدم و سکانس مورد نظر را در آن شناسایی کردم . انگار خود فیلم بسیار کمیاب است و فقط در یک سایت روسی با فندق شکن پیداش کردم :

https://m.ok.ru/video/6032486566526

با سلام

اتفاقا من هم با خواندن متن ارسالی دوستمان یاد همین فیلم افتادم.

اما یادم می آید در فیلم این فرمانده امریکایی بود که در مورد استحکام هواپیماهای خودشان برای خلبانهای امریکایی صحبت می کرد و می گفت ژاپنی ها برای جان خلبانشان ارزش قائل نیستند و اما ما چنین نیستیم. به همین دلیل هواپیمای ژاپنی از مال ما سبک تر و سریعتر است.

علاوه بر فیلم  Zero 1984 ، فیلم  Zero faita dai kussen    محصول سال ۱۹۶۶ هم هست. من فکر می کنم فیلمی که دیدم همین محصول ۶۶ بود زیرا به سال ۸۴ نمی خورد.

(۱۴۰۴/۹/۱۴ عصر ۱۲:۴۴)سروان رنو نوشته شده: [ -> ]

من کمی گشتم و یک فیلم با نام  Zero 1984  در IMDB دیدم و سکانس مورد نظر را در آن شناسایی کردم . انگار خود فیلم بسیار کمیاب است و فقط در یک سایت روسی با فندق شکن پیداش کردم :

https://m.ok.ru/video/6032486566526

فیلم «زیروسن مویو»(خلبان زیرو)(1984) را در ایران اولین بار اواخر دهه 60 در سینما و اوائل دهه70 در تلویزیون -فیلم سینمایی بعدازظهر جمعه شبکه یک- پخش شد ،اگر اشتباه نکنم با نام «پرواز عقابها»یا چنین چیزی،که به سرنوشت یک خلبان آس خیالی نیروی دریایی ژاپن به نام «هامادا» می‌پرداخت.آن سکانس نریشن شخصیت اول فیلم در مقایسه کیفیت پایین هواپیماهای ژاپنی با آمریکایی در سکانسی که به بمب افکن B-17 حمله می کنند،خوب یاد دارم . سکانسی که تلاش داشتند با افزودن ورقه های فولادی به بدنه  شانس بقای خلبان را افزایش بدهند نیزدر فیلم بود ،اما عذرخواهی طراح هواپیما در فیلم را یادم نمی یاد. سکانس آخر فیلم با تحویل خاکستر هامادا به مادرش و نریشن وی در مورد لزوم وطن پرستی و... همراه بود.

چیزی که در مورد سینمای جنگی ژاپن برایم جالب بوده،برخلاف سایر کشورها که نهایتا یک دهه بعد از پایان جنگ فیلم های پروپاگاندایی جنگی نیز به پایان می رسند  و سینمای جنگی به سمت نمایش نقاط تاریک جنگ می روند ،در ژاپن اصلا و ابدا شاهد چنین چیزی نبوده و نیستیم از همان دهه1950 تا امروز اکثریت قریب به مطلق فیلم های جنگی ژاپنی چیزی نبودند جز بیان سلحشوری سربازان،وفاداری به مام میهن و خباثت سربازان آمریکایی با رویکردی سیاه و سفید مطلق ،بدون کوچکترین اشاره ای به جنایت ها و قساوتهای سربازان امپراطوری در طول جنگ.

شخصا به جز سه گانه شرایط انسانی کوبایاشی و دو فیلم چنگ برمه ای(1956) و آتش در دشت(1959) کن ایچیکاوا هیچ فیلم جدی و تاثیرگذاری از سینمای ژاپن ندیدم

(۱۴۰۴/۹/۱۳ عصر ۰۷:۵۰)Good نوشته شده: [ -> ]

در فیلم دوم هم رقابت بین راننده های مسابقات اتوموبیل رانی بود و گویا یکی از راننده ها هم اوتو نام داشت و نفری که همیشه سوم می شد و سودای قهرمانی زیادی داشت در یک دوره از مسابقات که نفر اول دیگر نبود خیلی تلاش کرد قهرمان باشد ولی افتادن لیوان یکی از تماشاگران باعث شد دوم شود و نفری که قبلاً دوم بود و گویا اوتو نام داشت اول شود.

ممنون میشم راهنمایی کنید

با سلام و احترام؛

فیلم مورد نظر شما به خوبی در خاطرم هست. اتفاقاً نماهایی از آن در تیزر مخصوص پیش از پخش فیلم‌های سینمایی دهه ۶۰ استفاده شده بود.

این فیلم ژاپنی در بعد از ظهر یک جمعه در نیمه دوم دهه ۶۰ با عنوان فرمول ۲ از شبکه یک تلویزیون پخش شد.

عنوان اصلی آن F2 Grand Prix محصول سال ۱۹۸۴ ژاپن است.

مرسی و تشکر فراوان از ناصر و سروان رنو و کارآگاه پوآرو. و رابرت عزیز که همگی به درخواست بنده توجه نشون دادید، اگه وقت کردید این فیلم ها رو ببینید که سخت کوشی و تسلیم ناپذیری ژاپنی ها رو به خوبی به تصویر می کشد. باز هم تشکر

با درود فراوان.

مهاجران داکوتا The World Changes, 1933، گل کوهی هندی  Bettada Hoovu 1985 و کمدی چینی Satisfied or Unsatisfied 1963 را فراموش نکرده بودم- اما در ابتدا، هیچ از این پژواک چینی به ذهنم نرسید. تا اینکه اکوی صدا در کوهستان به یادم آمد. آن زمان فکر می‌کردیم ژاپنیست. عناوین بسیاری ازفیلمهای آگهی های روزنامه ای آدم را دل‌زده می‌کند. چند قابل تحمل- اما داستان فیلمهای تلویزیون کمی متفاوت است. دو غایب Tchaikovsky1970- Soy Cuba 1964 و این که چندان کوتاه هم نبود.

سلام

دنبال یک فیلم کره ای یا شاید چینی (جنایی یا گنگستری! و کمی رومانتیک! شاید ) هستم.:huh:

فضای فیلم قدیمی بود مربوط به چند دهه گذشته .ولی خود فیلم تازه ساخت بود . مردی که رئیس باند بود با خانمی روابطی داشت ولی اون خانم بنا به دلایلی که یادم نمیاد ازون مرد کینه در دل داشت و قصد کشتن اونو داشت.حتی بک بار هم که برنامه قتل اون مرد چیده شده بود و عده ای برای کشتنش در حال آمدن بودند، زنه بنا به دلیل نامشخصی(شاید رقت قلب) مرد را با خبر میکنه و مرد مزبور فورا از داخل هتل(احتمالا!) خودشو به خیابان میرسونه و داخل ماشین پرت میکنه و موفق به فرار میشه.یک انگشتر یا حلقه هم این وسط بود که یادم نیست مرده کادو داده بود به زنه یا برعکس! . در آخل فیلم هم زن نگون بخت رو به عنوان مجازات برای کار اجباری به معدن میفرستن.

سپاس

(۱۴۰۴/۳/۱۵ صبح ۰۳:۳۴)آقای با نوشته شده: [ -> ]

در اواسط دهه شصت فیلمی در ژانر فرار از زندان (آلمانی‌ها) پخش شد حال و هوایی شبیه به فیلم‌های فرار بزرگ و بازداشتگاه شماره هفده داشت ، احتمالا ساخت انگلیس؛ تمرکز تمامی زندانی‌ها روی موضوع فرار بود که اکثرا تلاششان بی‌نتیجه بود دست آخر بدون آنکه نقشه‌ی از پیش تعیین شده‌ای داشته باشند سه نفر از زندانی‌ها از موقعیت استفاده کردند و با دیدن در باز زندان ، با یک متر فرار کردند ، مثلا در حال اندازه‌گیری جاده منتهی به زندان بودند و خیلی راحت و خنده‌دار فرار کردند! دو نفرشان اینسوآنسو می‌کردند و متر می‌کردند نفر سوم مداد و کاغذ در دستش اندازه‌ها را یادداشت می‌کرد، ممنون می‌شوم راهنمایی فرمایید. Le caporal epingle, 1962

چیز زیادی از این فیلم پسری از کماروم هم، دستگیرمان نشد! این همه زحمت برای نامه ای که خاصیتی داشت یا...

سرجوخه گرفتار

(۱۳۹۷/۲/۱ صبح ۰۷:۳۷)ناصر نوشته شده: [ -> ]

سلام دوستان
در یکی از فیلم های مرتبط با ماجرای کودتای شیلی، مأموران برای بازداشت به خانه یکی از فعالان سیاسی که ظاهرا روزنامه نگار بود می روند. افسر مربوط کتاب های او را از قفسه برداشته و نگاه می کند و پرت می کند. کتابی را عنوان بررسی سبک کوبیسم را می بیند و می گوید من گفتم اینا وابسته به کوبا هستن!بعد کتاب رمان چگونه فولاد آبدیده شد( پروپاگاندای کمونیسم) را می بیند و می گوید این جور کتاب ها را بخوانید کشور به صنعت فولاد نیاز دارد!  Santa Esperansa 1980

(۱۴۰۱/۴/۵ عصر ۰۲:۲۰)Dude نوشته شده: [ -> ]

 قصد داشتم نشانی از فیلمی بپرسم که از شبکه استانی دیده بوذم در باره خواهر و برادری که بهمراه مردی غریبه ...

Across the Great Divide 1976

گویا فیلم دیگری هم بوده! قانع شده بودم که این همان است که بدنبالش بودم، و همان هم بود. ولی چیزکی کم داشت. آنجایی که سرعت و مهارتش در بیرون کشیدن  اسلحه...

آدرس های مرجع