کافه کلاسیک

نسخه کامل: درخواست راهنمايي در مورد نام فيلم
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید. نمایش نسخه کامل با قالب بندی مناسب.

(۱۴۰۳/۱۱/۲۵ عصر ۰۸:۲۸)داریوس جدبرگ نوشته شده: [ -> ]

درود دوستان گرامی؛

اواخر دهه شصت یا اوایل دهه هفتاد،فیلمی تاریخی کلاسیک و تقریبا با موضوع وحشت از تلوزیون پخش شد که موضوعش در مورد روح اسبی بود که صاحبش بواسطه سد زدن روی آب توسط مردم نفرین شده بود.

نام فیلم رو کسی میدونه

و پرسش دیگه؛

اوایل دهه هفتاد مجموعه عکسهای کوچک فیلمهای ترسناک بصورت نقاشی و حالت چسبان  به بازار اومد،مثل عکس فیلم دراکولا،کلبه وحشت و..

کسی از دوستان دسترسی به این مجموعه عکسها داره؟

درود ، احتمالا بوریس والخو Boris Vallejo نقاش پرویی/آمریکایی رو می‌فرمایید که نقاشی‌های علمی، تخیلی ، اروتیک می‌کشید و در گوشه‌ای به اسم خودش امضا میکرد همون وقتا هم می‌گفتیم نقاشی‌های BORIS اگه یادتون باشه ، ضمنا در اینستا هم به نام خودشون صفحه‌ای دارند. به لطف چنانچه مطلب بنده را مشاهده کردید اعلام فرمایید تا از این تاپیک حذف کنم

(۱۴۰۴/۱/۲ صبح ۰۱:۴۷)ناصر نوشته شده: [ -> ]

سلام دوستان

سالها پیش فیلمی دیدم که ته مایه کمدی داشت. فقط یک صحنه یادم مانده:قهرمان داستان شال و کلاه کرده بود که به دیدن فردی برود شاید قرار عاشقانه بود.
لحظه آخر کراواتش در سیفون دستشویی گیر کرد و کشیده شد. او گیر افتاد و هرکاری که می کرد بیشتر گیر می افتاد تا به سختی توانست کراواتش را ببرد. فکر می کردم بازیگرش جیم کری است اما نتوانستم پیدا کنم. 
آیا دوستان می توانند راهنمایی کنند؟

درود و عرض ادب، احتمالا فیلم "دروغگو دروغگو" باید باشه، البته روایتش به‌گونه‌ای دیگر است: جیم کری که در نقش یک وکیل دروغگوست  به‌خاطر آرزوی برآورد شده پسرش، بمدت یک‌شبانه‌روز نمی‌تواند دروغ بگوید و همین دستمایه موضوع و ماجراهایی برای او می‌شود ، این نزدیکترین حدس من به فیلمی با بازی این هنرپیشه با توضیحات شماست

Liar Liar 1997

https://www.imdb.com/title/tt0119528/

سلام و عرض ادب

در سالهای دهه شصت، فیلمی از تلویزیون ایران نمایش داده شد که در رابطه با داستان یک خلبان متفقین( ظاهراً کانادایی) بود که در منطقه تحت کنترل آلمانها، سقوط می کند و طی ماجراهایی از دست آلمانها فرار نموده و به سوییس رفته و از آنجا کانادا برمی گردد.

 در صحنه ابتدایی فیلم، مرد مذکور که سالهای میانسالی را می گذراند با ناراحتی و غم و اندوه فراوان به یک اسب پیر شلیک نموده و حیوان را خلاص می کند و بعد در قالب فلش بک، داستان سقوط هواپیما و ماجراهای مرتبط با آن روایت می شود و اینکه، اسب مورد نظر در نجات خلبان یاد شده نقش داشته است.

محل سقوط هواپیما، منطقه ای روستایی در یکی از کشورهای اروپای شرقی(مجارستان یا بلغارستان) است.

دوستان نام فیلم را بخاطر می آورند؟

سلام و درود

یادم هست که سال 64 و در صبح یکی از جمعه های پاییزی ، از شبکه ی دوفیلمی داستانی پخش شد با محوریت جمع آوری پول توسط بچه ها.

آن ها در هر خانه ای را می زدند ومی گفتند:

 یک پنی برای گای 

آن ها در خانه ی یک مخترع را هم می زنند که یک دستگاه ردیاب ذخایر زیرزمینی نفت را ساخته است.

عده ای تبهکار او و دستگاهش را می ربایند.

زندان آن ها یک اتاق مخفی بود که یک در نامحسوس داشت: تابلویی بود که چهره ی رییس تبهکاران روی آن نقش بسته بود و کلید در نوک دماغش بود!

 البته لمسی بود و تابلو به روی پاشنه می چرخید و در باز می شد.

بچه ها  که شاهد قضیه بودند، به پلیس اطلاع می دهند و طی ماجراهایی مخترع را از اسارت دزدان نجات می دهند.

در پایان، مخترع وسایل آتش بازی بچه ها را فراهم می کند.

 

قبل از ارسال این پست، در گوگولی(!) جستجو کردم که با پاسخ هوش مصنوعی مواجه شدم:

 

"یک پنی برای گای" (A penny for the Guy) یک سنت در شب گای فاکس در بریتانیا است. در این شب، کودکان با ساختن عروسک گای فاکس (که یک نماد از توطئه گای فاکس است) و حمل آن در خیابان‌ها از مردم درخواست پول می‌کنند تا با آن وسایل آتش‌بازی بخرند و جشن بگیرند.

در شب پنجم نوامبر، کودکان و بزرگسالان با آتش‌بازی و روشن کردن آتش، به یادبود خنثی شدن توطئه گای فاکس در سال ۱۶۰۵ این شب را جشن می‌گیرند.

بنابراین، "یک پنی برای گای" یک درخواست نمادین است که کودکان در شب گای فاکس برای جمع‌آوری پول برای خرید مواد آتش‌بازی از مردم می‌پرسند.

منتظر یاری سبزتان هستم.

 


(۱۴۰۴/۳/۲۲ صبح ۱۰:۵۸)TARZAN نوشته شده: [ -> ]

سلام و عرض ادب

در سالهای دهه شصت، فیلمی از تلویزیون ایران نمایش داده شد که در رابطه با داستان یک خلبان متفقین( ظاهراً کانادایی) بود که در منطقه تحت کنترل آلمانها، سقوط می کند و طی ماجراهایی از دست آلمانها فرار نموده و به سوییس رفته و از آنجا کانادا برمی گردد.

 در صحنه ابتدایی فیلم، مرد مذکور که سالهای میانسالی را می گذراند با ناراحتی و غم و اندوه فراوان به یک اسب پیر شلیک نموده و حیوان را خلاص می کند و بعد در قالب فلش بک، داستان سقوط هواپیما و ماجراهای مرتبط با آن روایت می شود و اینکه، اسب مورد نظر در نجات خلبان یاد شده نقش داشته است.

محل سقوط هواپیما، منطقه ای روستایی در یکی از کشورهای اروپای شرقی(مجارستان یا بلغارستان) است.

دوستان نام فیلم را بخاطر می آورند؟

سلام دوست همدل من:blush:

از آشنایی شما خیلی خوشحالم.::ok:

اتفاقا" من هم به دنبال نام این فیلم هستم.

نام خلبان سروان برادی بود که همرزمش بعد از فرود با چترنجات دچار سانحه می شود و می میرد.

گله داران اسب مجار به او پناه می دهند.

کلمه ی متشکرم را به زبان  آن ها یاد می گیرد: کازلا

او با پسری نوجوان رابطه ی عاطفی برقرار می کند.

آن ها در حین فرار از مرز با موتورسواران آلمانی برخورد می کنند که پسرک کشته می شود، ولی برادی با جسد او به آزادی می رسد.:ccco

البته کل داستان این نیست، امیدوارم زودتر پیدا شود تا با تماشای آن بیشتر و بهتر تجدید خاطره شود.

سلام  تا حالا چند بار درخواست شناسایی این فیلمها رو دادم ولی کسی نتونست شناسایی کنه گفتم دوباره شانسم رو آزمایش کنم:

1-  سی سال پیش شبکه 2 یه برنامه ای رو عصرها از برنامه کودک پخش میکرد که قسمت اول آقای مصطفی رحماندوست میومد یه داستانی رو تعریف میکرد و قسمت دوم انیمیشن اون داستان پخش میشد و خیلی هم برنامه ترسناکی بود توی یه قسمت یه جادوگر از درخت نارنج در اومد و و تا بچه رو با خودش برد داخل درخت.

2-یه فیلم خارجی که یه زن و شوهر که دو تا فرزند داشتن از هم جدا میشن و پسر خانواده پیش پدر و دختر خانواده پیش مادر میمونه که دختره میمیره و مادر همیشه در تعقیب پدر خانواه بود تا پسره رو پس بگیره دوبله نقش مادر هم خانم مریم شیرزاد بود.

3-یه فیلم احتمالا آمریکایی که دهه 70 پخش شد و چمدان یه مقام ارتش میفته دست یه پسر بچه و اخرش معلوم میشه که توی چمدان اسناد نظامی نیست و کیک داخل چمدان هست

(۱۴۰۴/۳/۲۹ عصر ۱۲:۳۳)پهلوان جواد نوشته شده: [ -> ]

1-  سی سال پیش شبکه 2 یه برنامه ای رو عصرها از برنامه کودک پخش میکرد که قسمت اول آقای مصطفی رحماندوست میومد یه داستانی رو تعریف میکرد و قسمت دوم انیمیشن اون داستان پخش میشد و خیلی هم برنامه ترسناکی بود توی یه قسمت یه جادوگر از درخت نارنج در اومد و و تا بچه رو با خودش برد داخل درخت.

اینو الان گفتی من هم یادم اومد tajob2 .

اون زمان اینقدر چیزهای ترسناک در برنامه کودک پخش می کردن که الان دارم فکر می کنم شاید مدیر پخش شون فیتیش کودک آزاری داشته !

(۱۴۰۴/۳/۲۹ عصر ۱۲:۳۳)پهلوان جواد نوشته شده: [ -> ]

1-  سی سال پیش شبکه 2 یه برنامه ای رو عصرها از برنامه کودک پخش میکرد که قسمت اول آقای مصطفی رحماندوست میومد یه داستانی رو تعریف میکرد و قسمت دوم انیمیشن اون داستان پخش میشد و خیلی هم برنامه ترسناکی بود توی یه قسمت یه جادوگر از درخت نارنج در اومد و و تا بچه رو با خودش برد داخل درخت.

عنوان برنامه باغ اندیشه بود ، روال کارم این بود در هرقسمتی  آقای رحماندوست از نویسنده ای که در حوزه ی فکری کودک و نوجوان فعالیت داشت اثری رو معرفی میکرد و روایت داستان را تا نصفه  تعریف میکرد و در ادامه از مخاطبان برنامه میخواست با تهیه اون کتاب ادامه ی داستان و پایان ماجرا را از رو کتاب مطالعه کنند ...

(۱۴۰۴/۳/۳۰ صبح ۰۱:۲۵)مراد بیگ نوشته شده: [ -> ]

عنوان برنامه باغ اندیشه بود ...

ممنون محبت کردی دوست عزیز

(۱۴۰۴/۳/۲۹ عصر ۱۱:۱۸)سروان رنو نوشته شده: [ -> ]

اینو الان گفتی من هم یادم اومد tajob2 .

اون زمان اینقدر چیزهای ترسناک در برنامه کودک پخش می کردن که الان دارم فکر می کنم شاید مدیر پخش شون فیتیش کودک آزاری داشته !

{#smilies.shy}  قشنگ ترین انتخابش انتخاب آهنگ سریال مارکوپولوی انیو موریکونه بود که روزهای عزا پخش میشد و یدفعه آسمون سرخ و سیاه میشد. به راحت میتونم بگم 80 درصد بچه های نیمه دوم دهه 50 و نیمه اول دهه 60 هنوز از این آهنگ میترسن

cdn.imgurl.ir/uploads/b882865_Ennio_Morricone_-_La_Leggenda_Della_Grande_Muraglia.mp3

وقت همگی بخیر

دوستان چند فیلم مدتهاست ذهنم رو درگیر کرده، بعضی از فیلم‌ها راستش ... فقط اسم و فضای فیلم رو به یاد دارم و اینکه احتمالا ساخت چه کشوری و چه سالی بودن و کی پخش شدن، بعضی‌ها فقط اسم فیلم رو به یاد دارم و دسته‌ی دیگه تنها یک سکانس از اون فیلم‌ها ، راهنمایی بیشتر و هر کمکی که منو به اون فیلم‌ها برسونه خیلی خوشحالم می‌کنه می‌دونید که دیدن و یادکردن از اون فیلم‌ها حس بی‌نهایت خوبی داره:

۱ - فیلم چینی به نام "پژواک" (در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد پخش شد، داستان در یک روستای چینی بود مربوط به دهه هفتاد یا هشتاد میلادی)

۲- فیلم شکار شکارچی یا شکارشکارچیان (همان دوره پخش شد مربوط به اروپای مرکزی دهه شصت یا هفتاد میلادی)

۳- فیلمی در ژانر حملات بیولوژی و شیمیایی (‌✔ فقط این سکانس یادمه دانشمند یا مخترع این سلاح‌ها در خونه‌ی جنگلی یا حومه شهر زندگی می‌کرد ... اون مخترع یا دکتر پنجره رو باز می‌کنه و مقداری گرد سفید در هوا رها کرد و گفت من تمام مردم شهر رو کشتم بعد در ادامه گفت مردم سالم میمونن چون من یک کار که لازم بود رو نکردم ... مثل این که فلان عنصر رو با بقیه مواد ترکیب نکرده بود و سلاح مرگبار درست تکمیل و ساخته نشده)

۴- فیلم استرالیایی با نام : ماجراهای تپه مرجانی ( ماجراجویی‌های یک پسر نوجوان با فضایی شبیه اسکیپی)

٥- فیلم هندی که بر اساس یک داستان محلی مردم یه روستا تبدیل به سیب میشن! (این فیلم جدا" ساخته شده با این سناریو یا من خواب دیدم!!)

٦- فیلم چینی "رزمندگان دشت" قهرمان فیلم لیسیان نام داشت، مربوط به دهه هفتاد یا هشتاد میلادی.. فیلم پرطرفداری بود ، کاش لینک یا فایل دوبله‌ش موجود بود

۷- فیلمی با موضوع شبیه‌سازی انسان مانند "جزیره" مایکل بی در نیمه دوم دهه هفتاد از تلویزیون پخش شد ، محصولات انسانی ساخته می‌شد یا تغییراتی در مغز بعضی‌ها ایجاد می‌کردن و اون انسان دیگه شبیه یک روح میشد ... شاید الان وقت مناسبی برای دیدن چنین فیلمی نباشه منتها این چند فیلم ، لیست گمشده‌های من هستن دوستان 

٨- مورد هشتم ، عده‌ای وکیل که نسبت به قوانین دادگاه معترض بودن مجرمینی که مستند به خلاءهای قانون با وجودیکه جرمشون محزر بود ، از مجازات قسر درمیرن رو شخصا با تشکیل یک انجمن مخفی مجازات می‌کنن

در صحنه‌ای کفش خون‌آلود یکی از کودکان قربانی رو در ماشین مجرمین پیدا می‌کنن ولی پلیس ماشین رو به این دلیل جریمه کرده بود که احساس کرده بود راننده در حال عادی نیست و مواد مصرف کرده، وکیل مدافع از پلیس میپرسه از دور شما دود مواد رو استشمام کردین؟؟ پلیس میگه خیر ، وکیل میگه : پلیس مطمئن نبوده راننده مواد مصرف کرده بازداشتش قانونی نبوده(به استناد قانون حفظ حقوق متهم) پس اون کفش رو  نمی‌تونه جزو مدارک بذاره چون بصورت قانونی مدرک وارد پرونده نشده...!! بهمین دلیل کلا کفش که تنها مدرک بجا مانده از قتل بود ، از پرونده حذف میشه ... مجرم در پایان به وکیل میگه بیا با هم دست بدیم وکیل که برخلاف حس انسانیش متهم رو مبرا و آزاد کرده بود میگه : دلم نمیخاد با یک کودک‌کش دست بدم من مطمئنم اون فرشته عدالت چشمش کوره ... فیلم خوبی بود  

خیلی خیلی ممنون دوستان عزیز همـــراه و سپاسگزارم 

(۱۴۰۴/۳/۳۱ عصر ۰۴:۳۷)آقای با نوشته شده: [ -> ]

وقت همگی بخیر

دوستان چند فیلم مدتهاست ذهنم رو درگیر کرده ...

٦- فیلم چینی "رزمندگان دشت" قهرمان فیلم لیسیان نام داشت، مربوط به دهه هفتاد یا هشتاد میلادی.. فیلم پرطرفداری بود ، کاش لینک یا فایل دوبله‌ش موجود بود

درود دوست گرامی این پرسش قبلا در همین تایپیک توسط دوستمان جناب Dude پاسخ داده شده است :

https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=192&pid=4399

(۱۴۰۴/۳/۳۱ عصر ۱۱:۴۸)مراد بیگ نوشته شده: [ -> ]

درود دوست گرامی این پرسش قبلا در همین تایپیک توسط دوستمان جناب Dude پاسخ داده شده است :

https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=192&pid=4399

مراد بیگ گرامی هم از شما و هم از جناب Dube تشکر می‌کنم ، جدا که یادش بخیر چه دورانی بود این دهه شصت برای ما انگار تمام خاطرات زندگی‌مان محدود به این دهه است به‌غیر از فیلم‌های کلاسیک که غذای روح و روان ماست هر فیلم و کارتون و تئاتر و مسابقه علمی و ... که از تلویزیون دیدیم و ماندگار شد اکثرا مربوط به این بخش از زندگیمان است ، از فرصت استفاده می‌کنم و ضمن تشکر مجدد ، درخواستی که یکی دو هفته قبل در قسمت چت کافه نوشته بودم را اینجا مطرح می‌کنم که بماند و امیدوارم یکی از دوستان بتواند کمک یا راهنماییم کند به این آرزوی چند ده ساله‌ام برسم:

 ✔ تا جاییکه می‌دانم از بین فیلم‌های "ویل هی" ملقب به کمدین گمشده سه فیلم دوبله و پخش شده‌اند به نام‌های:

١- ناخدای قلابی ۲- از پلیس بپرس ۳- محکوم شماره ۹۹ (یا زندانی شماره ۹۹ - Convict 99 محصول سال 1938 انگلستان) 

شکر خدا بعد از سالها دو فیلم اول به راحتی و با یک سرچ ساده در دسترس هستند ولی فیلم دیدنی زندانی شماره ۹۹ «که طبق معمول همراه با یک پیرمرد سرزنده با هنرمندی مور ماریوت و اون پسر جوان چاق گراهام موفات  تیم باحالی رو تشکیل داده بودن، و در یکی از سکانس‌ها بعد از سالها در زندان دستشان به نقشه‌ی زندان می‌رسه و ویل هی به اون پیرمرد که کلا مثل موشِ کور در زیرزمین در حال کندن تونل بود میگه تو سی سال قبل در پنج کیلومتری خارج زندان بودی و متوجه نشدی و فرار نکردی..!!» متاسفانه فایل دوبله‌ش نایابه.

اگه که یکی از بچه‌ها اطلاعاتی در مورد این فیلم -البته دوبله شده- داشت ممنون میشم به من بگه ؛ تقریبا مطمئنم اینجا گیرم نیاد چون شهرمان کوچیکه دیگه باید بر خلاف میلم فکرشو از سرم بیرون کنم ... اونم کس دیگه‌ای نه، فقط من، منِ نوستالژیک که هر روز جمعه فایلهای طولانی مدت و چند ساعته صبح جمعه با شما رو میارم و گوش میدم ، ظهرها حتما یکی دو تا قصه‌ی ظهر جمعه گوش میدم و و عصرها بعد نهار فلاشم رو پر کارتون‌های سندباد، دختری به‌نام نل، ووک، تنسی تاکسیدو، گالیور، یوگی و دوستان، مهاجران، جزیره اسرار آمیز، خانواده دی و .. می‌کنم و می‌شینم پای تلویزیون و کارتون یا سریال‌هایی از گرگها و سربداران گرفته تا بسوی جنوب و ناوارو و شرلوک هولمز و عامل ناشناخته و بادبانهای برافراشته و.. ! با ٥۱ سال سن ...! باور کنید دوستان حتی فوتبال هم جام‌جهانی 1986  و 1990 رو نگاه می‌کنم!!

شب همگی بخیر دوستانِ جان

(۱۴۰۲/۲/۲ عصر ۱۰:۲۰)جان لاک نوشته شده: [ -> ]

با درود

فیلمی که مربوط به همین چند سال اخیر هست و خارجی هم هستش

مطمئن نیستم ولی توی ذهنم بازیگرش یا بروس ویلیس بود یا جیسون استاتهام شایدنم هیچکدوم.

یه فیلم ژانر پلیسی بود صحنه اخر فیلم که  نامزد هنرپیشه که بهش گفته بودن طرف تو درگیری کشته شده ، خانمه اومده بود قبرستون سر خاک

ولی از در واقع طرف کشته نشده بود و کنار قبرستون توی ماشین داشت زنه را نگاه میکرد و بعد رفتن

سلام

این فیلم در ایران با نام تئوری توطئه یا سازمان آلوده  نمایش داده شد

بازیگرانی مثل جولیا رابرتس و مل گیبسون هم بازی کردند

سال ساخت1997

محصول  آمریکا

و کارگردان فیلم هم ریچارد دانر بر عهده داشت

(۱۴۰۴/۳/۲۶ صبح ۰۲:۱۵)شارینگهام نوشته شده: [ -> ]


(۱۴۰۴/۳/۲۲ صبح ۱۰:۵۸)TARZAN نوشته شده: [ -> ]

سلام و عرض ادب

در سالهای دهه شصت، فیلمی از تلویزیون ایران نمایش داده شد که در رابطه با داستان یک خلبان متفقین( ظاهراً کانادایی) بود که در منطقه تحت کنترل آلمانها، سقوط می کند و طی ماجراهایی از دست آلمانها فرار نموده و به سوییس رفته و از آنجا کانادا برمی گردد.

 در صحنه ابتدایی فیلم، مرد مذکور که سالهای میانسالی را می گذراند با ناراحتی و غم و اندوه فراوان به یک اسب پیر شلیک نموده و حیوان را خلاص می کند و بعد در قالب فلش بک، داستان سقوط هواپیما و ماجراهای مرتبط با آن روایت می شود و اینکه، اسب مورد نظر در نجات خلبان یاد شده نقش داشته است.

محل سقوط هواپیما، منطقه ای روستایی در یکی از کشورهای اروپای شرقی(مجارستان یا بلغارستان) است.

دوستان نام فیلم را بخاطر می آورند؟

سلام دوست همدل من:blush:

از آشنایی شما خیلی خوشحالم.::ok:

اتفاقا" من هم به دنبال نام این فیلم هستم.

نام خلبان سروان برادی بود که همرزمش بعد از فرود با چترنجات دچار سانحه می شود و می میرد.

گله داران اسب مجار به او پناه می دهند.

کلمه ی متشکرم را به زبان  آن ها یاد می گیرد: کازلا

او با پسری نوجوان رابطه ی عاطفی برقرار می کند.

آن ها در حین فرار از مرز با موتورسواران آلمانی برخورد می کنند که پسرک کشته می شود، ولی برادی با جسد او به آزادی می رسد.:ccco

البته کل داستان این نیست، امیدوارم زودتر پیدا شود تا با تماشای آن بیشتر و بهتر تجدید خاطره شود.

مژده    :ccco   :ccco  :cccoمژده

یافتم ، یافتم!البته نه مثل ارشمیدس در وان حمام:D بلکه در سایت IMDB

با استفاده از کلید واژه ها ، ابتدا ژانر فیلم که جنگی بود زدم: WAR

بعد کشور سازنده را مشخص کردم: HUNGRY

سپس بازه ی زمانی سال تولید فیلم را : 1960  تا 1988 چون آخرین بار که دیدم، سال 1367 بود.

The Long Ride (1983)



البته در ایران با نام راه طولانی نمایش داده شد. یادم  هست که سال 67 منزل اخوی گرامی بودیم. بعدازظهر جمعه بود. من که یک بار دیگر آن را دیده بودم، داشتم بعضی قسمت ها را جلو جلو می گفتم که رسید به سکانس نجات میکی توسط برادی.

داشت با لباس نگهبان راه آهن گشت می زد که رسید به واگنی که حدس می زد پسرک آنجاست.

می خواست با سوت دهنی به او علامت بدهد که من پیش دستی کردم و دقیقا" همانطور سوتیدم!

بعد از سوت برادی ، همه ی چشم ها به سوی اینجانب خیره شد. :rolleyes:

این هم لینک دانلود آن در سایت مشهدفیلم.

https://www.irxzse.org/%D8%AF%D8%A7%D9%8...https://www.irxzse.org/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D9%84%D9%87-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-bradys-es

من که اشتراک ندارم، حالا اگر کسی دانلود کرد ، ما را هم بی نصیب نگذارد.

التماس دعا:blush:

سلام :

یه انیمیشن ایرانی غمگین و ترسناک حدود سی و خورده ای سال پیش پخش میشد که یه پسر از کودکی تا پیری از یک درخت استفاده  میکرد. در زمان کودکی روی درخت تاب سواری میکرد برای ازدواجش شاخه هاشو برید و........ و توی سکانس آخر درخت بهش میگه دیگه چیزی ندارم بهت بدم و بیا روی کنده من بشین.

کسی اسمشو یادشه؟؟؟؟

(۱۴۰۴/۴/۹ عصر ۰۶:۴۹)پهلوان جواد نوشته شده: [ -> ]

سلام :

یه انیمیشن ایرانی غمگین و ترسناک حدود سی و خورده ای سال پیش پخش میشد که یه پسر از کودکی تا پیری از یک درخت استفاده  میکرد. در زمان کودکی روی درخت تاب سواری میکرد برای ازدواجش شاخه هاشو برید و........ و توی سکانس آخر درخت بهش میگه دیگه چیزی ندارم بهت بدم و بیا روی کنده من بشین.

کسی اسمشو یادشه؟؟؟؟

درود پهلوان.

چند نسخەی مختلف در نت موجودە ؛ بنام "پسر و درخت بخشندە" جستجو بفرمایید.

دوستان فیلمی در "ژانر جاده ای" سینمای هالیوود که حدود ده تا پانزده سال قبل دیدم و احتمالا ساخت همون سال‌ها (2005 تا 2010,2015) باید باشه دو نفر میان‌سال کامیونی را از بیابانهای یکی از ایالت‌های جنوبی آمریکا به مقصد احتمالا مکزیک می‌بردن در راه چند بار با هم اختلاف‌هایی پیدا کردند و نقشه‌هایی برای هم می‌کشیدند یکی از آنها زنجیر به پای دیگری می‌بست و اون مجبور بود زنجیر به پا در اون هوای گرم بدون آب و غذا دیگری رو دنبال کنه در سکانسی فکر کنم سمندر یا مارمولکی چیزی شکار کرد ، در قسمت دیگه‌ای از فیلم کامیون رسید به یک تونل کم‌ارتفاع ، بالاجبار باد تایر رو کم کردن تا بتونن واردش بشن در پایان هم رسیدن به یک اقیانوس که دختری با ظاهر کولی‌ها اونجا بود دقیق یادم نیست دو نفر بودن از اول یا جوانکی هم باهاشون بود!

فیلم کلاسیک نیست منتها چندبار در برهه‌های مختلف در موردش فکر کردم ولی اسم فیلم یا بازیگرها یادم نیومد خیلی خیلی ممنون میشم راهنمایی فرمایید دوستان

  آقای با:

دوستان فیلمی در "ژانر جاده ای" سینمای هالیوود که حدود ده تا پانزده سال قبل دیدم و احتمالا ساخت همون سال‌ها (2005 تا 2010,2015) باید باشه دو نفر میان‌سال کامیونی را از بیابانهای یکی از ایالت‌های جنوبی آمریکا به مقصد احتمالا مکزیک می‌بردن در راه چند بار با هم اختلاف‌هایی پیدا کردند و نقشه‌هایی برای هم می‌کشیدند یکی از آنها زنجیر به پای دیگری می‌بست و اون مجبور بود زنجیر به پا در اون هوای گرم بدون آب و غذا دیگری رو دنبال کنه در سکانسی فکر کنم سمندر یا مارمولکی چیزی شکار کرد ، در قسمت دیگه‌ای از فیلم کامیون رسید به یک تونل کم‌ارتفاع ، بالاجبار باد تایر رو کم کردن تا بتونن واردش بشن در پایان هم رسیدن به یک اقیانوس که دختری با ظاهر کولی‌ها اونجا بود دقیق یادم نیست دو نفر بودن از اول یا جوانکی هم باهاشون بود!

فیلم کلاسیک نیست منتها چندبار در برهه‌های مختلف در موردش فکر کردم ولی اسم فیلم یا بازیگرها یادم نیومد خیلی خیلی ممنون میشم راهنمایی فرمایید دوستان

این فیلم رو ندیدم اما شبیه به همین داستانی که شما از فیلم گفتین در ذهنم تداعی شد فکر کردم بد نیست این فیلم رو معرفی کنم.در این فیلم کاروانی از کامیونها هستن که از مناطق صعب العبور گذر میکنن.

اسم فیلم نمیدونم‌چرا پیست نمیشه کپی کرده بودم یه دفعه دیگه هم همچنین مشکلی داشتم.

sorcerer 1977


دهه ۶۰ , اخ از این دهه ۶۰

فیلمی از تلویزیون پخش شد به نام معلم.داستان گمان کنم در کشور شیلی اتفاق می افتاد و یه گروه چریک بودن که مبارزه میکردن.غیر از اسم فیلم و صحنه چریکها با یونیفورم سبز کماندویی چیز دیگه ایی یادم نیست.و البته فضا فضای امریکای جنوبی بود.سرچ‌کردم به نتیجه نرسیدم خیلی مایلم فیلم رو دوباره ببینم.

(۱۴۰۴/۵/۵ صبح ۰۱:۱۲)آقای با نوشته شده: [ -> ]

دوستان فیلمی در "ژانر جاده ای" سینمای هالیوود که حدود ده تا پانزده سال قبل دیدم و احتمالا ساخت همون سال‌ها (2005 تا 2010,2015) باید باشه دو نفر میان‌سال کامیونی را از بیابانهای یکی از ایالت‌های جنوبی آمریکا به مقصد احتمالا مکزیک می‌بردن در راه چند بار با هم اختلاف‌هایی پیدا کردند و نقشه‌هایی برای هم می‌کشیدند یکی از آنها زنجیر به پای دیگری می‌بست و اون مجبور بود زنجیر به پا در اون هوای گرم بدون آب و غذا دیگری رو دنبال کنه در سکانسی فکر کنم سمندر یا مارمولکی چیزی شکار کرد ، در قسمت دیگه‌ای از فیلم کامیون رسید به یک تونل کم‌ارتفاع ، بالاجبار باد تایر رو کم کردن تا بتونن واردش بشن در پایان هم رسیدن به یک اقیانوس که دختری با ظاهر کولی‌ها اونجا بود دقیق یادم نیست دو نفر بودن از اول یا جوانکی هم باهاشون بود!

فیلم کلاسیک نیست منتها چندبار در برهه‌های مختلف در موردش فکر کردم ولی اسم فیلم یا بازیگرها یادم نیومد خیلی خیلی ممنون میشم راهنمایی فرمایید دوستان

فکر کنم منظور شما این فیلم باشد:

https://www.imdb.com/title/tt0300523/

البته فیلم فرانسوی است و ماجراهایش در غرب افریقا می گذرد، فکر کنم قضیه دزدی شمش طلا یا چنین چیزی بود، در میانه دهه 80 از شبکه دو پخش شد

سلام و درود دوستان ارجمند

اگه یادتون باشه اوایل دهه شصت خورشیدی مسابقه کتابخوانی در مدارس برگزار میشد یک کتاب اومد قهرمان اون داستان یک فرد هلندی یا یکی از کشورهای اروپایی بود فکر کنم از اعضای مقاومت علیه اشغالگران بود

داستان از کودکی و نوجوانی اون پسر شروع میشد مثلاً یک روزی در کوچه سگی ب او حمله می‌کنه این پسر ایستاده و خیره میشه تو چش سگ و اون سگ میره کنار. داستان آخر تراژدی هست پسره گوله خورده در یک کلاهخود سربازی براش آب میارن و بارون هم میباره و آخر پسره میمیره

اسم اون کتاب میخواستم لطفاً با سپاس از تک تک دوستان همراه

آدرس های مرجع