[-]
جعبه پيام
» <Emiliano> یکی از این عزیزان Dude بزرگوار هستن که بدین‌وسیله در اینجا ازشون ممنون هستم.
» <Emiliano> وجود دوستان فرهیخته با کوله‌باری از دانش و تجربه در این انجمن افتخاریه بزرگ برای بنده و ازشون درس می‌گیرم.
» <سروان رنو> جالب بود ! عجب پوستری از "بر باد رفته" ... https://www.1pezeshk.com/wp-content/uplo....30.05.jpg
» <کنتس پابرهنه> این طراح خوش ذوق چه ساده و زیبا به سکانس های کلیدی فیلم ها اشاره کرده... https://www.1pezeshk.com/archives/2024/0...style.html
» <پیرمرد> متأسفانه سعید راد درگذشت، روحش شاد و یادش گرامی
» <پیرمرد> سپاسگزارم از جناب سروان که بنده را با دورین گری مقایسه نفرمودند
» <پیرمرد> سلام و عرض احترام خدمت دوستان کافه کلاسیک و تشکر از سرکار خانم کنتس گرامی
» <سروان رنو> پیرمرد مانند بنجامین باتن هر روز جوانتر می شود
» <کنتس پابرهنه> به به... بعد از مدت ها درود جناب پیرمرد عزیز
» <دون دیه‌گو دلاوگا> «قاضی می‌رود» : https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...0#pid45610
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 14 رای - 4.57 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
برنامه های دهه 60
نویسنده پیام
هری لایم آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 473
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۱۸
اعتبار: 35


تشکرها : 278
( 4293 تشکر در 113 ارسال )
شماره ارسال: #121
RE: برنامه های دهه 60

یه فیلمی هم بود که در دهه 60 اول سینما ها نمایش دادن ( به نام بمب و فلفل ) بعد شبکه 1 سیما پخش کرد ( احتمالا اسمش رو تغییر داد )

ماجرای یه مرد میانسال متاهل ایتالیایی بود که به خدمت در ارتش احضار میشه و درگیر ماجراهایی با گروهبان پادگان میشه .

نقش اون گروهبان چاق با چشمان پلقی و  ورقلمبیده  رو آلدو فابریتزی بازی می کرد . همون فردی که چند سال قبل تر در رم شهر بی دفاع نقش کشیش   "دون پیترو "  رو به عهده داشت .

۱۳۸۹/۹/۷ عصر ۰۹:۴۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, رزا, لمون, واتسون, هایدی
واترلو آفلاین
پیشکسوت
*

ارسال ها: 316
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۷/۱
اعتبار: 43


تشکرها : 743
( 2610 تشکر در 220 ارسال )
شماره ارسال: #122
RE: برنامه های دهه 60

(۱۳۸۹/۹/۷ عصر ۰۸:۳۲)رزا نوشته شده:  

در دهه شصت یه فیلم فرانسوی کمدی پخش کرد که اون زمان حسابی گل کرد..داستان در یه هنگ ارتشی میگذشت یا نمیدونم سربازخونه بود که سروان تکیه کلامش این بود که : سرباز دوراک روز خوشیت باشه و بعد تنبیه های مختلف براشون در نظر میگرفت..بیشتر هنرپیشه هاش از هنرپیشه های کمدی دهه شصت هفتاد فرانسه بودن..حتی یه هنرپیشه ای بود که سیبیلو بود و در فیلم آشپزباشی لوئی دوفونس نقش گارسون رو بازی کرده بود.

http://www.imdb.com/title/tt0234765/

این فیلم دو دوبله داره

دوبله سینما با نام مواظب باش گروهبان نمایش داده شده و دوبله تلویزیون با نام سرباز  دوراک روزت خوش است


(۱۳۸۹/۹/۷ عصر ۰۹:۴۵)هری لایم نوشته شده:  

یه فیلمی هم بود که در دهه 60 اول سینما ها نمایش دادن ( به نام بمب و فلفل ) بعد شبکه 1 سیما پخش کرد ( احتمالا اسمش رو تغییر داد )

ماجرای یه مرد میانسال متاهل ایتالیایی بود که به خدمت در ارتش احضار میشه و درگیر ماجراهایی با گروهبان پادگان میشه .

نقش اون گروهبان چاق با چشمان پلقی و  ورقلمبیده  رو آلدو فابریتزی بازی می کرد . همون فردی که چند سال قبل تر در رم شهر بی دفاع نقش کشیش   "دون پیترو "  رو به عهده داشت .

http://www.imdb.com/title/tt0166272/

این فیلم هم دو دوبله داره دوبله اول دوبله ایتالیا است و دوبله دوم فکر کنم اوایل انقلاب باشه ، هر دو دوبله هم موجود است


من یعنی فرانسه ، فرانسه یعنی من
۱۳۸۹/۹/۸ صبح ۰۵:۳۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, دشمن مردم, سم اسپید, رزا, Kassandra, MoodyMadleine, ریچارد, لمون, واتسون, هایدی
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 50


تشکرها : 5286
( 6636 تشکر در 289 ارسال )
شماره ارسال: #123
RE: برنامه های دهه 60

(۱۳۸۹/۹/۷ عصر ۰۹:۴۵)هری لایم نوشته شده:  

یه فیلمی هم بود که در دهه 60 اول سینما ها نمایش دادن ( به نام بمب و فلفل ) بعد شبکه 1 سیما پخش کرد ( احتمالا اسمش رو تغییر داد )

ماجرای یه مرد میانسال متاهل ایتالیایی بود که به خدمت در ارتش احضار میشه و درگیر ماجراهایی با گروهبان پادگان میشه .

نقش اون گروهبان چاق با چشمان پلقی و  ورقلمبیده  رو آلدو فابریتزی بازی می کرد . همون فردی که چند سال قبل تر در رم شهر بی دفاع نقش کشیش   "دون پیترو "  رو به عهده داشت .

این همون فیلمی نبود که به اسم یه سرباز و نصفی پخش شد؟

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

کارتون های کشورهای بلوک شرق

در دهه شصت ، قبل از اینکه شاهد ریزش سیل آسای کارتونهای ژاپنی باشیم ، کارتونهای کشورهای بلوک شرق ، طرفداران زیادی در بین بچه ها داشت. امروز که به جز خاطره ای از آنها نمانده ، بد نیست یادی کنیم از بهترین و دوست داشتنی ترینشان در بین کودکان دیروز.

1- مداد جادو (لهستان) با نام اصلی Zaczarowany Ołówek       و  نام انگلیسی  Enchanted pencil

این کارتون ماجرای پسربچه ای بود که به کمک مدادی جادویی که توسط جادوگر کوتوله ای به او داده میشد ، مشکلاتش را حل میکرد. فقط کافی بود شکل هرچه را می خواهد بکشد تا آن چیز بوجود آید. (یادمه در تکرار این برنامه ، جادوگر کوتوله،ناپدید شده بود! گویا این جادوگر هم برای ما بچه ها بدآموزی داشت و باعث اشاعه جادوگری میشد!)

http://en.wikipedia.org/wiki/Zaczarowany_ołówek


2-بولک و لولک (لهستان) با نام اصلی Bolek i Lolek . در کشورهای انگلیسی زبان با نام Jym & Jam و یا Bennie & Lennie  هم پخش شده است. اما در ایران بیشتر به نام کوچولوهای جهانگرد معروف است.

http://www.imdb.com/title/tt0146370/

http://en.wikipedia.org/wiki/Bolek_and_Lolek 

3- عنکبوت آبی (مجارستان) با نام اصلی Vizipok Csodapok که نقش اصلی برعهدۀ عنکبوتی هشت چشم ! بود که در حبابی زیر آب یک برکه زندگی می کرد. 

http://www.toonarific.com/show.php?show_id=4758

http://www.imdb.com/title/tt0134203/

   

 4- کیسه ای پر از سیب (روسیه)  A Bag Of Apples  کارتونی زیبا با موسیقی زیباتر که در آن ، خرگوشی نیکوکار برای جمع آوری آذوقه برای خانواده اش به جنگل می رود و در جنگل با گرگ و کلاغی خبرچین دست و پنجه نرم می کند.

 Мешок яблок

 

5- خب ، فقط وایستا! (روسیه) یا همون گرگ و خرگوش خودمان که کارتونی جالب با موسیقی زیبا بود. صحنۀ معروف تعقیب خرگوش در ساختمان در حال ساخت هیچوقت از خاطرمان بیرون نمی رود.

Nu, pogodi      Ну, погоди 

http://www.imdb.com/title/tt0234355/

 

6- زبل خان (لهستان) Pampalini The Hunter  که معرف حضور است؟ شکاچی ماهری! که دائم برای شکار حیوانات بزرگ و خطرناک سفارش میگرفت اما در نهایت یا خودش کار را خراب می کرد یا میمون بازیگوش همراهش!

http://www.sfr.com.pl/eng/szukaj.php?seria=23

 

7- رکسیو (لهستان) Reksio  سگ کوچک و باهوش لهستانی که در خانه ای چوبی زندگی می کرد و دائم به فکر کمک کردن به دیگران بود.

http://www.sfr.com.pl/eng/szukaj.php?seria=16

http://www.sfr.com.pl/eng/szukaj.php?seria=17

 

پ ن: نمیدونم مشکل این کارتون ها چیه که دیگه پخش نمیشن. هرچی باشه از فوتبالیستها و دژ فضایی و روبات های تغییرشکل دهنده که بیشتر بدآموزی ندارن!  

 


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۸۹/۹/۸ صبح ۰۷:۴۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : john doe, هری لایم, بانو, پدرام, سم اسپید, رزا, Kassandra, ashram, اهو, الیشا, ژان والژان, kamy_bala, زرد ابری, seyed, shf1356, بیگلی بیگلی, لوسیان, مکس دی وینتر, ریچارد, لمون, واتسون, هایدی, جیمز باند, شارینگهام, مموله
siyavash1357 آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 112
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۶
اعتبار: 8


تشکرها : 173
( 430 تشکر در 56 ارسال )
شماره ارسال: #124
RE: برنامه های دهه 60

(۱۳۸۹/۹/۸ صبح ۰۷:۴۰)اسکورپان شیردل نوشته شده:  

Nu, pogodi      Ну, погоди 

http://www.imdb.com/title/tt0234355/

 

سلام

کسی آهنگ این کارتون رو سراغ نداره ؟


http://30nemania3.blogsky.com/
۱۳۸۹/۹/۸ صبح ۰۷:۴۸
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا, ashram, الیشا, MoodyMadleine, shf1356, بیگلی بیگلی, ریچارد, لمون, واتسون, هایدی, مموله
واترلو آفلاین
پیشکسوت
*

ارسال ها: 316
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۷/۱
اعتبار: 43


تشکرها : 743
( 2610 تشکر در 220 ارسال )
شماره ارسال: #125
RE: برنامه های دهه 60

(۱۳۸۹/۹/۸ صبح ۰۷:۴۰)اسکورپان شیردل نوشته شده:  

(۱۳۸۹/۹/۷ عصر ۰۹:۴۵)هری لایم نوشته شده:  

یه فیلمی هم بود که در دهه 60 اول سینما ها نمایش دادن ( به نام بمب و فلفل ) بعد شبکه 1 سیما پخش کرد ( احتمالا اسمش رو تغییر داد )

 

ماجرای یه مرد میانسال متاهل ایتالیایی بود که به خدمت در ارتش احضار میشه و درگیر ماجراهایی با گروهبان پادگان میشه .

 

نقش اون گروهبان چاق با چشمان پلقی و  ورقلمبیده  رو آلدو فابریتزی بازی می کرد . همون فردی که چند سال قبل تر در رم شهر بی دفاع نقش کشیش   "دون پیترو "  رو به عهده داشت .

این همون فیلمی نبود که به اسم یه سرباز و نصفی پخش شد؟

 

کاملاً درست است دوبله اول آن به این اسم نمایش داشته و دارای تیتراژ فارسی به همین نام است


من یعنی فرانسه ، فرانسه یعنی من
۱۳۸۹/۹/۸ صبح ۰۹:۳۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, هری لایم, سم اسپید, رزا, Kassandra, ashram, ریچارد, لمون, واتسون, هایدی, کاپیتان باگواش
هری لایم آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 473
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۱۸
اعتبار: 35


تشکرها : 278
( 4293 تشکر در 113 ارسال )
شماره ارسال: #126
RE: برنامه های دهه 60

یکی از سرگرمی های کودکان  در دهه 50  و   60 وسیله ای بود شبیه به دوربین که درون آن صفحه ای مقوایی و گرد قرار می دادند که دور تا دور آن چند اسلاید کوچک وجود داشت .

این وسیله را مانند دوربین بر چشم می گذاشتند و رو به نور اسلاید ها را از دریچه آن نگاه می کردند . بعد با یک اهرم که در سمت راست این وسیله قرار داشت , اسلاید ها را تک تک رد می کردند .

اسم این وسیله رو کسی به یاد میاره ؟   

۱۳۸۹/۹/۸ عصر ۱۱:۱۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بهزاد ستوده, رزا, ashram, اهو, ژان والژان, shf1356, لمون, واتسون, هایدی, جیمز باند
دزیره آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 196
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۸/۴
اعتبار: 33


تشکرها : 3112
( 2467 تشکر در 103 ارسال )
شماره ارسال: #127
RE: برنامه های دهه 60

شهر موشها را یادتان هست.فیلمی که با استفاده از موشهای برنامه عروسکی مدرسه موشها با کار گردانی مرضیه برومند ساخته شد.ان موقع ها تلویزیون ندرتا،فیلم سینماها را تبلیغ میکرد.اما تیزر شهر موشها به کرات از تلویزیون پخش می شد.یک شیپور بزرگ پیچ در پیچ و

اهای بگوش   همه گی به هوش     اهای اهالی شهر   خبر دارم خبر.......

چه صف های طویلی که جلوی سینماها بسته نشدوچه زمانها که با انتظار در این صف ها صرف شدو البته چه سودی که نصیب سازندگان ان شد.

واما اکنون      ظاهرا بخشی خصوصی در حال ساخت فیلمی با استفاده از پنگول گربه معروف و بازیگوش برنامه رنگین کمان است.گربه ای که شدیدا بین کودکان محبوب می باشدوبیشتر ان ناشی از بداهه گویی های ماهرانه کسی است که جای پنگول حرف می زند.

باید منتظر بودودید که ایا این فیلم میتواند موفقیتی چون شهر موشها به دست اورد یاسلیقه کودکان این دوران هم دستخوش تغییر شده است.


] استعداد بزرگ بدون اراده بزرگ وجود ندارد . بالزاک
۱۳۸۹/۹/۹ عصر ۰۲:۳۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بهزاد ستوده, اسکورپان شیردل, دشمن مردم, هری لایم, رزا, Kassandra, زبل خان, سم اسپید, ashram, اهو, ژان والژان, زرد ابری, shf1356, بیگلی بیگلی, ریچارد, لمون, واتسون, هایدی
بهزاد ستوده آفلاین
متولد اصفهان
***

ارسال ها: 901
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۶/۶
اعتبار: 39


تشکرها : 2215
( 5893 تشکر در 536 ارسال )
شماره ارسال: #128
RE: برنامه های دهه 60

(۱۳۸۹/۹/۸ عصر ۱۱:۱۳)هری لایم نوشته شده:    

این وسیله را مانند دوربین بر چشم می گذاشتند و رو به نور اسلاید ها را از دریچه آن نگاه می کردند . بعد با یک اهرم که در سمت راست این وسیله قرار داشت , اسلاید ها را تک تک رد می کردند .

اسم این وسیله رو کسی به یاد میاره ؟   

از این مدل  اسباب بازی دو نوع داشتم  اولی یک مقدار از قوطی کبریت بزرگتر بود وطرح تلوزیون داشت زیرش یک شستی بود که فشار میدادی  عکس  های منظره را نشان میداد

نوع دوم سوغات مکه بود و مدل دوربین عکاسی بود و عکس های کعبه  غار حرا  مسجد الحرام و... نشان می داد

(۱۳۸۹/۹/۹ عصر ۰۲:۳۵)دزیره نوشته شده:  

شهر موشها را یادتان هست. فیلمی که با استفاده از موشهای برنامه عروسکی مدرسه موشها با کار گردانی مرضیه برومند ساخته شد.ان موقع ها تلویزیون ندرتا،فیلم سینماها را تبلیغ میکرد. اما تیزر شهر موشها به کرات از تلویزیون پخش می شد. یک شیپور بزرگ پیچ در پیچ و

اهای بگوش   همه گی به هوش     اهای اهالی شهر   خبر دارم خبر.......

واما اکنون      ظاهرا بخشی خصوصی در حال ساخت فیلمی با استفاده از پنگول گربه معروف و بازیگوش برنامه رنگین کمان است. گربه ای که شدیدا بین کودکان محبوب می باشد و بیشتر ان ناشی از بداهه گویی های ماهرانه کسی است که جای پنگول حرف می زند.

هومن حاجی عبدالهی  مجری مسابقه گوی طلایی  بحای پنگول حرف می زند  و قبلاً" شرک 1" بجای شرک حرف زده   و همینطوز در رییس مزرعه 1 و  و4 هم صحبت کرده


هر جا سخن از دوبله است نام "بهزاد ستوده "میدرخشد
۱۳۸۹/۹/۹ عصر ۰۳:۰۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, دزیره, دشمن مردم, رزا, Kassandra, زبل خان, سروان رنو, ashram, لمون, واتسون, هایدی
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 50


تشکرها : 5286
( 6636 تشکر در 289 ارسال )
شماره ارسال: #129
RE: برنامه های دهه 60

چه کسی از اسپنسر تریسی خوشش می آید؟

یادمه در اون سالها ، دو فیلم با عث شد که من با اسپنسر تریسی آشنا شوم : یکی فیلم شهر پسران بود (با بازی میکی رونی ) که اسپنسر تریسی در نقش پدر فلاناگان ظاهر شد، کشیش جوان و خوش اخلاقی که  مامور می شود سرپرستی بچه های ولگرد و شرور یک مدرسه شبانه روزی را بر عهده بگیرد. وایتی (میکی رونی) یکی از بچه های شرور این مدرسه (یا دارالتادیب) است که پدر فلاناگان برای به راه راست آوردن او مشکلات زیادی را تحمل میکند. از اون فیلمهای سالم و دراماتیک دهه سی که برای ما بچه ها جالب بود.

و اما فیلم دیگری از او که خیلی دوست داشتم فیلم دلاور ناخدا  (با بازی فردی بارتولومیو ) بود که تریسی در نقش مانوئل - یکی از ملاحان کشتی- بازی زیبا و احساسات برانگیزی داشت. بارتولومیو به نقش هاروی- پسری که توسط آن کشتی از دریا گرفته شده- ظاهر شد که در آن محیط خشن و بیرحم ، که به هر بهانه ای مورد تحقیر و توهین و قرار میگرفت و کتک میخورد ، به مانوئل پناه می آورد . مانوئل برای او مثل معلم و استادیست که راه و رسم زندگی را به او یاد می دهد. صحنه ای از فیلم که مانوئل در حال مردن بود،(فکر کنم داشت غرق میشد) هنوز به یادم مانده است.

به هر حال ، قسمتی از دوران کودکی ما را هم ، اسپنسر تریسی پر کرده است. {#smilies.heart}


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۸۹/۹/۹ عصر ۰۵:۳۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سم اسپید, رزا, Kassandra, بهزاد ستوده, زبل خان, ashram, ژان والژان, kamy_bala, مکس دی وینتر, ریچارد, لمون, واتسون, هایدی, جیمز باند, شارینگهام, مموله
هری لایم آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 473
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۱۸
اعتبار: 35


تشکرها : 278
( 4293 تشکر در 113 ارسال )
شماره ارسال: #130
RE: برنامه های دهه 60

شهر موش ها رو تابستان 1364 در سینما آزادی دیدم . چه جمعیتی بود !


از وسایل تفریحی دیگه ای که استفاده می شد ,  یویو در اوایل دهه 60 و مکعب روبیک در اواسط این دهه بود .



فایل های ضمیمه بند انگشتی
       
۱۳۸۹/۹/۹ عصر ۰۶:۳۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا, دزیره, زبل خان, ashram, اهو, ژان والژان, لمون, واتسون, هایدی
رزا آفلاین
پیشکسوت
*

ارسال ها: 227
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۲۹
اعتبار: 52


تشکرها : 5834
( 3533 تشکر در 141 ارسال )
شماره ارسال: #131
RE: برنامه های دهه 60

تقدیم به تمام اساتید نوستالژی دوستashk

البته شرمنده ام که از ی.و.ت.و.ب هستند و کیفیت تصاویر زیادی خوبه:D

بخاطر قیلثرینگ برای دیدن لینکها نقطه بین "یو" و "توب" رو بردارین.

http://www.you.tube.com/watch?v=hwaNFp4T-3I

http://www.you.tube.com/watch?v=2-bZdNhD3hU

http://www.you.tube.com/watch?v=rEk77_Kk0TE

احساس میکنم اگه تصاویر رو با همون خطوط عمودی تصادفی سیاه که نشانه قدیمی بودن فیلمه میدیدم زیبائی گذشته رو بیشتر درک میکردم.narahat

از فیلمهایی که یادم میاد (:eee2بیشتر به این علت یادم مونده چون ازشون میترسیدم:eee2) یکی سنت میکله یه مرغ داشت بود که فقط همین شعر از فیلمش در خاطرم مونده و اینکه داستان مردی مبارز بود که زندانی میشه و در زندان برای اینکه حوصله اش سر نره داستانسرائی میکنه..مثلا موقع خوردن غذا وانمود میکنه که در بهترین رستوران در حال خوردن بهترین غذاستtajob2..تا اینکه در آخر وقتی سوار قایق میخواستن اونو به زندان دیگه ای منتقل کنن ناگهان tajobخودشو به آب میندازه.نمیدونم چرا اسمش سنت میکله یه مرغ داشت بود...فقط یادمه بچه ها این شعر رو میخوندن ashk

یکی دیگه هم فیلمی بود که داستان یه خانواده بقال یا قصاب رو در دوران جنگ جهانی دوم روایت میکرد که همه چی کوپنی بود و جیره بندی شده بود و ....البته پدر این خانواده (بعدها دوستام گفتند نقشش رو هنرپیشه آلفردو در سینما پارادیزو بازی کرده بوده) مرتب در حال احتکار و کارهای خلاف بود..فقط این ازش یادم مونده که پدر به یه افسر آلمانی میخواست فرانسه یاد بده و بهش میگفت : بگو من هستم نازی بیشعور

بعد یه فیلم وحشتناک دیگه که نمیدونم دارم با فیلم دیگه ترکیب میکنم یا همش همین فیلم بوده tajob2اسمش مردی روی نوار می آید بود که انگار دختر یه خانواده در شب کریسمس با تبر کشته میشد و پسر خانواده وقتی میرفت بیدارش کنه با صحنه فجیعی روبرو میشد..هرچی دنبال قاتل گشتند نیافتند و انگار آخرش قاتل صدای خودشو با نوار بهشون میفرستاد یا اینکه زنگ میزد یا ....

( خیلی قاطی پاتی شدasabi)

۱۳۸۹/۹/۹ عصر ۱۰:۵۱
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سم اسپید, Kassandra, john doe, اسکورپان شیردل, زبل خان, سروان رنو, Alain Delon, ashram, زرد ابری, ریچارد, سناتور, لمون, واتسون, هایدی, جیمز باند, مموله, شارینگهام
سناتور آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 646
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۲/۴
اعتبار: 36


تشکرها : 3690
( 4540 تشکر در 390 ارسال )
شماره ارسال: #132
RE: برنامه های دهه 60

(۱۳۸۹/۹/۷ صبح ۱۲:۴۲)سروان رنو نوشته شده:  

بچه ها یه فیلم حدود 20 سال پیش برای بچه ها در تلویزیون پخش کردن که من فقط دو تا سکانس اش رو یادمه. اول اینکه توش از فشفشه استفاده می کردن و ظاهرا چند تا بچه رو زندانی کرده بودن و اونا با فشفشه به بیرون ساختمون علامت می دادن و دیگه اینکه آخرش یه جوونی که شبیه گانگسترها بود داشت می مُـرد که  اسمش ریکا بود و هی می گفت: من نمی خوام بمیرم  و ... zzzz:فیلم های اون موقعی که برای کودکان پخش می شد خیلی راز آلود بودن و همیشه آدم رو به فکر فرو می برد. حتی بعد از 20 سال من هنوز بعضی از صحنه هاش یادمه اما اسمش رو یادم نیست.

اون فیلم اگر فیلم سیاه وسفید ی باشه کهشما می گفتید .فیلم  هدیه کریسمس بود که چندتابچه یکی از دوستان سیاهپوستشون رو روی ویلچر میگذارند و دنبال یک پنی برای شب کریسمس می گردند.

۱۳۸۹/۹/۱۰ صبح ۱۲:۴۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, Kassandra, رزا, زبل خان, ashram, زرد ابری, لمون, واتسون, هایدی, جیمز باند
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 50


تشکرها : 5286
( 6636 تشکر در 289 ارسال )
شماره ارسال: #133
RE: برنامه های دهه 60

(۱۳۸۹/۹/۹ عصر ۱۰:۵۱)رزا نوشته شده:  

1- یکی سنت میکله یه مرغ داشت بود که فقط همین شعر از فیلمش در خاطرم مونده و اینکه داستان مردی مبارز بود که زندانی میشه و در زندان برای اینکه حوصله اش سر نره داستانسرائی میکنه..مثلا موقع خوردن غذا وانمود میکنه که در بهترین رستوران در حال خوردن بهترین غذاست

2- یکی دیگه هم فیلمی بود که داستان یه خانواده بقال یا قصاب رو در دوران جنگ جهانی دوم روایت میکرد که همه چی کوپنی بود و جیره بندی شده بود و ....البته پدر این خانواده (بعدها دوستام گفتند نقشش رو هنرپیشه آلفردو در سینما پارادیزو بازی کرده بوده) مرتب در حال احتکار و کارهای خلاف بود..فقط این ازش یادم مونده که پدر به یه افسر آلمانی میخواست فرانسه یاد بده و بهش میگفت : بگو من هستم نازی بیشعور

1-  اسم فیلم سن میکله یک خروس داشت بود ، ساختۀ برادران تاویانی.

 San Michele aveva un gallo-1972

2- این فیلم با نام خانواده پواسونار در ایران پخش شد. البته نام اصلی آن Au bon beurre است که احتمالا معنی آن می شود: کَرۀ خوب (دوستانی که به زبان فرانسه آشنایی دارند کمک کنند.). Au bon beurre اسم مغازه ای بود که خانواده پواسونار ، در آن لبنیات و خواربار می فروختند.

روژه هانن بازیگر معروف ، به نقش پدر خانواده ایفای نقش میکرد. خانواده ای فرصت طلب که از جنگ جهانی دوم ، بیشترین استفاده را برای پولدار شدن بردند.(توی کشور ما هم از این تیپ آدم ها کم نیستند.) اون صحنه ای رو که پواسونار با سرباز آلمانی دوست میشه و میخواد بهش فرانسه یاد بده ، به خاطر دارم. جالب اینکه در آخر فیلم وقتی فرانسه پیروز شد و آلمانیها شکست خوردند ، این خانواده به سرعت رنگ عوض کرد و این سرباز آلمانی رو که فکر میکرد بتونه به مغازه پواسونار پناه ببره ، با کتک از مغازه بیرون انداختند و تحویل مردم دادند. نگاه اون سرباز آلمانی رو در اون لحظات که با ناباوری به پواسونار زل زده بود فراموش نمیکنم. اما دریغ از ذره ای احساس عذاب وجدان از تحویل سرباز آلمانی ، در نگاه پواسونار !! {#smilies.angry}

 


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۸۹/۹/۱۰ صبح ۰۵:۲۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سم اسپید, بهزاد ستوده, Kassandra, john doe, دزیره, رزا, زبل خان, سروان رنو, ashram, ژان والژان, kamy_bala, زرد ابری, ریچارد, لمون, واتسون, میجر, هایدی, جیمز باند, شارینگهام, مموله
soheil آفلاین
پیشکسوت
*

ارسال ها: 528
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۲۰
اعتبار: 32


تشکرها : 1032
( 2843 تشکر در 400 ارسال )
شماره ارسال: #134
RE: برنامه های دهه 60

(۱۳۸۹/۹/۹ عصر ۰۵:۳۸)اسکورپان شیردل نوشته شده:  


و اما فیلم دیگری از او که خیلی دوست داشتم فیلم دلاور ناخدا  (با بازی فردی بارتولومیو ) بود که تریسی در نقش مانوئل - یکی از ملاحان کشتی- بازی زیبا و احساسات برانگیزی داشت. بارتولومیو به نقش هاروی- پسری که توسط آن کشتی از دریا گرفته شده- ظاهر شد که در آن محیط خشن و بیرحم ، که به هر بهانه ای مورد تحقیر و توهین و قرار میگرفت و کتک میخورد ، به مانوئل پناه می آورد . مانوئل برای او مثل معلم و استادیست که راه و رسم زندگی را به او یاد می دهد. صحنه ای از فیلم که مانوئل در حال مردن بود،(فکر کنم داشت غرق میشد) هنوز به یادم مانده است.

البته تا جايي كه به ياد دارم اين فيلم با نام ملوان پرتغالي پخش تلويزيوني شد.

۱۳۸۹/۹/۱۰ صبح ۱۱:۵۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سم اسپید, Kassandra, اسکورپان شیردل, رزا, زبل خان, ashram, MoodyMadleine, لمون, واتسون, هایدی, کمیسر
سم اسپید آفلاین
پیشکسوت
*

ارسال ها: 485
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۱/۸
اعتبار: 52


تشکرها : 2700
( 5531 تشکر در 315 ارسال )
شماره ارسال: #135
RE: برنامه های دهه 60

نام این فیلم ناخداهای شجاع هست و بدلیل اینکه اسپنسر تریسی نقش یک ماهیگیر پرتغالی را در فیلم بازی می کند با نام ملوان پرتغالی نمایش داده شده است.

مهم تجدید خاطرات دوستان هست، اینکه نام فیلم چی هست و یا به چه نامی نمایش داده شده است خیلی مهم نیست.


مشکل من با دنیا این است که او همیشه یک گیلاس از من عقب تر است (هامفری بوگارت)
۱۳۸۹/۹/۱۰ عصر ۱۲:۵۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Kassandra, اسکورپان شیردل, رزا, ashram, زرد ابری, مکس دی وینتر, لمون, واتسون, هایدی, کمیسر, شارینگهام, مموله
واترلو آفلاین
پیشکسوت
*

ارسال ها: 316
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۷/۱
اعتبار: 43


تشکرها : 743
( 2610 تشکر در 220 ارسال )
شماره ارسال: #136
RE: برنامه های دهه 60

(۱۳۸۹/۹/۱۰ صبح ۰۵:۲۴)اسکورپان شیردل نوشته شده:  2

2- این فیلم با نام خانواده پواسونار در ایران پخش شد. البته نام اصلی آن Au bon beurre است که احتمالا معنی آن می شود: کَرۀ خوب (دوستانی که به زبان فرانسه آشنایی دارند کمک کنند.). Au bon beurre اسم مغازه ای بود که خانواده پواسونار ، در آن لبنیات و خواربار می فروختند.

Au bon beurre یعنی از آب کره گرفتن


من یعنی فرانسه ، فرانسه یعنی من
۱۳۸۹/۹/۱۰ عصر ۰۷:۲۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سم اسپید, زبل خان, رزا, اسکورپان شیردل, Kassandra, ashram, زرد ابری, ریچارد, لمون, واتسون, میجر, هایدی, کمیسر, مموله
زبل خان آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 330
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۱/۱۳
اعتبار: 23


تشکرها : 2395
( 4045 تشکر در 195 ارسال )
شماره ارسال: #137
RE: برنامه های دهه 60

درود.

بعد از ماهها که عضو سایت هستم برای اولین بار می خوام توی این تاپیک پر از خاطره پستی ارسال کنم..

با تشکر از دوستانی که با پستهای زیباشون ما را بردن به دوران کودکی دهه 60 شمسی!چقدر زود گذشت انگار همین دیروز بود توی کوچه ها با بچه های اون موقع که قیافه های عجیبی داشتن بازی می کردیم هفت سنگ وگرگم به هوا و...

یاد اون تلویزیون سیاه وسفید بخیر که اکثر مواقع برفک بود ولی در زمان خودش غنیمتی بود برای ما ..یاد چکمه های رنگی بخیر که وقتی بارون وبرف میومد پامون می کردیم و اکثرا بوگند میداد!

یاد سریال اوشین بخیر که اون زمان کلی سر وصدا کرد! تازه تی شرتش هم به بازار اومد که حسابی فروش کرد!

راجع به فیلم وسریال وکارتون گفتنی ها که زیاده حتما بیشتر می خوام در این مبحث شرکت کنم!

فیلمی بود به نام "بازرس "که فقط دو تا بازیگر داشت و موضوعش درباره قتل بود! دوبلور یکی از شخصیتهاش گمون کنم"استاد پرویز بهرام "باشن!بهر حال فیلم جالبی بود ودیالوگهای جالبی داشت..

ضمن اینکه چندی قبل هم از شبکه 20 کارتون رابین هود پخش شد که اخرش رابین هود عروسی می کنه که اتفاقا از همون صحنه فیلمش را گرفتم که حتما براوتن میذارمش..

چقدر ما بدبخت بودیم ان زمانها که حتی کارتونها را برامون سانسور می کردن..

راستی فیلم بلاش ویوز پلنگ وعقابها را که یادتونه! جمشید هاشمپور با اون کله کچلش که وقتی بچه بودیم حسابی ازش می ترسیدم!

فعلا تا بعد ..

۱۳۸۹/۹/۱۰ عصر ۰۹:۱۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا, اسکورپان شیردل, Kassandra, ashram, MoodyMadleine, زرد ابری, مکس دی وینتر, لمون, واتسون, هایدی
رزا آفلاین
پیشکسوت
*

ارسال ها: 227
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۲۹
اعتبار: 52


تشکرها : 5834
( 3533 تشکر در 141 ارسال )
شماره ارسال: #138
RE: برنامه های دهه 60

بینهایت ممنونم آقای اسکورپان شیردل که با اطلاعات اشتباه من:ccco تمام فیلمها و اطلاعاتشونو ارائه کردین.shrmmm!

(۱۳۸۹/۹/۱۰ عصر ۰۹:۱۸)زبل خان نوشته شده:  

درود.

فیلمی بود به نام "بازرس "که فقط دو تا بازیگر داشت و موضوعش درباره قتل بود! دوبلور یکی از شخصیتهاش گمون کنم"استاد پرویز بهرام "باشن!بهر حال فیلم جالبی بود ودیالوگهای جالبی داشت..

فیلم بازرس محصول 1972 از بینظیرترین فیلمهای دهه هفتاده که مایکل کین و لارنس الویه با استادی تمام در آن ایفای نقش کردند..فکر میکنم جای مایکل کین هم آقای طهماسب صحبت کرده بودند و چه گفتگوهای بیادماندنی و چه صحنه پردازی تاثیرگذاری داشت و البته این فیلم در سال 2007 توسط کنت برانا دوباره سازی شده..اینبار مایکل کین بجای لارنس الویه نقش آندرو رو بازی میکنه و جود لو هم نقش مایلو رو ایفا میکنه..فکر میکنم جای مایکل کین بازم آقای طهماسب و جای جود لو آقای مظفری صحبت کرده بودند.

میگل

سمثغا

۱۳۸۹/۹/۱۱ صبح ۰۲:۰۷
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : زبل خان, اسکورپان شیردل, Kassandra, fery55, ashram, MoodyMadleine, ژان والژان, kamy_bala, زرد ابری, مکس دی وینتر, لمون, واتسون, هایدی, شارینگهام, مموله
زبل خان آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 330
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۱/۱۳
اعتبار: 23


تشکرها : 2395
( 4045 تشکر در 195 ارسال )
شماره ارسال: #139
RE: برنامه های دهه 60

گل پامچال :
دانلود - mb 9.74 – فرمت wmv
دانلود - mb 4.28- فرمتFlv
موسیقی: محمدرضا علیقلی
گل پامچال گل پامچال بیرون بیا بیرون بیا فصل بهاره ………
آهنگ گل پامچال بیشتر از هر آهنگ دیگه ای توی ذهنم مونده . چون نوار کاستش رو خریده بودیم . دختر هنرپیشه نقش اصلی هم به مدرسه مامانم اومده بود و عکس انداخته بودن . نمیدونم چرا ولی این سریال و سریال خاله سارا ( با بازی آتنه فقیه نصیری )( آهنگشو یادتونه ؟ خاله سارا باغ بالا … ) خیلی تو ذهنم مونده . شاید اگه دوباره پخشش کنن ، حس و حال دوباره دیدن رو نداشته باشم ولی مطمئنا حال و هوای اون موقع برام زنده میشه . چشمامو میبندم و با خودم میخونم گل پامچال گل پامچال بیرون بیا ….


گل پامچال که به کارگردانی علی طالبی می باشد و از شبکه اول سیما پخش می شد.

گل پامچال
دختری به نام لیلا در جنوب کشور زندگی می کند در اثر بمباران خانواده اش را از دست می دهد، یکی از اقوام برای پیدا کردن خواهر لیلا به تهران سفر می کند و در این مسیر اتفاقاتی برای آنها رخ می دهد ، سپس به شمال کشور می روند. برای لیلا اتفاقی می افتد ، و خانواده ای شمالی لیلا را پیدا می کنند و او را پیش خود می برند ، و از او نگهداری می کنند . وقتی که خواهر لیلا پیدا می شود لیلا راضی نمی شود که همراه آنها برود . در نتیجه خواهر لیلا راضی می شود لیلا نزد آنها می ماند و در مدرسه ثبت نام می کند.

بازیگران : فاطمه معتمد آریا – داود رشیدی – ستاره جعفری – اسماعیل گرامی – رضا بابک – کیومرث ملک مطیعی – پروین سلیمانی
تهیه کننده : گروه تلویزیونی شاهد
مناسب برای : خانواده
زمان : ۶۰۰ دقیقه
محصول سال : ۱۳۷۰
محصول کشور : ایران
زبان : فارسی
ژانر : دفاع مقدس

گل پامچال
آهنگ محلی گیلان
دستگاه : شور (دشتی)

گل پامچال ……… گل پامچال
بیرون بیا ………. بیرون بیا
فـــــصل بهــــاره ……… عزیز موقع کاره
شکوفانه ………. شکوفانه
غنچه وا شده ………. غنچه وا شده
بـــلبـــل ســـــر داره ……… عزیز دل بی قراره

بیا دست به دست بدیم …….. دانــــــــــه بکــــــــاریم
فـــــصل بـــهاره……عزیز موقع کاره

بیا دست به دست بدیم …….. دانــــــــــه بکــــــــاریم
فـــــصل بـــهاره……عزیز موقع کاره

۱۳۸۹/۹/۱۱ صبح ۰۷:۳۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا, kramer, Kassandra, اسکورپان شیردل, سروان رنو, بهزاد ستوده, سم اسپید, ashram, اهو, MoodyMadleine, ژان والژان, مکس دی وینتر, ریچارد, لمون, واتسون, هایدی, مموله
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,169
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 85


تشکرها : 11569
( 19215 تشکر در 1609 ارسال )
شماره ارسال: #140
RE: برنامه های دهه 60

... اون صحنه ای رو که پواسونار با سرباز آلمانی دوست میشه و میخواد بهش فرانسه یاد بده ، به خاطر دارم. ..فقط این ازش یادم مونده که پدر به یه افسر آلمانی میخواست فرانسه یاد بده و بهش میگفت : بگو من هستم نازی بیشعور 

جالب اینکه در آخر فیلم وقتی فرانسه پیروز شد و آلمانیها شکست خوردند ، این خانواده به سرعت رنگ عوض کرد و این سرباز آلمانی رو که فکر میکرد بتونه به مغازه پواسونار پناه ببره ، با کتک از مغازه بیرون انداختند و تحویل مردم دادند. نگاه اون سرباز آلمانی رو در اون لحظات که با ناباوری به پواسونار زل زده بود فراموش نمیکنم.

بابا شما یه چیزهایی رو به یاد می آرید که مغز آدم سوت می کشه. [تصویر: 17.gif]خیلی جالبه . اتفاقا تنها سکانسی که از این فیلم به یاد من هم مونده همین صحنه ای هست که اون سرباز آلمانی به مغازه پناه می آره. از کل فیلم فقط همین توی ذهن بچگی من مونده . مگه میشه این سکانس رو فراموش کرد ؟ یادمه که مغازه از سطح خیابون پایینتر بود و باید از چند تا پله بالا می رفتی تا به سطح خیابون برسی و این سرباز در حالی که از پله ها بالا می رفت هی پشت سرش رو نیگاه می کرد.zzzz: چقدر دلم به حالش سوخت.narahat شاید همین یه سکانس به طور ناخودآگاه باعث علاقه من به آلمان و نازی ها شد. نمی دونم باید اساتید روانشناسی نظر بدن .idont ولی این چیزها در بچگی خیلی روی ذهن آدمیزاد اثر می ذاره.


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۳۸۹/۹/۱۱ عصر ۱۱:۲۱
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا, اسکورپان شیردل, زبل خان, ashram, ژان والژان, زرد ابری, Kassandra, لمون, واتسون, میجر, هایدی, مموله
ارسال پاسخ