[-]
جعبه پيام
» <دون دیه‌گو دلاوگا> «قاضی می‌رود» : https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...0#pid45610
» <رابرت> کالت کلاب در "یادش بخیر..." https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...7#pid45627
» <ترنچ موزر> دونالد ساترلند ، از بازماندگان سینما کلاسیک درگذشت
» <لوک مک گرگور> پت و مت یا جن و جودی؟! https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...9#pid45599
» <شارینگهام> پست بسیار زیبا و سینمایی ورزش 3 در وصف برد پرگل آلمان https://www.varzesh3.com/news/2048718
» <سروان رنو> آقای اسمیت به واشنگتن می رود ! ... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...5#pid45595
» <رابرت> "ناصر"های گوینده-دوبلور در "خاطرات سودا زده من" https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...2#pid45592
» <شارینگهام> تقدیم به کنتس عزیز: «نومید مشو ،امید می‌دار ای دل* در غیب عجایب است بسیار، ای دل»
» <کنتس پابرهنه> جناب شارینگهام عزیز مرسی برای این کشفیات... پس من از حالا به خودم وعده ی پنجمین ستاره رو دادم.
» <سروان رنو> بحث تاریخی درباره مهاجران و تیم ملی فوتبال آلمان و فرانسه ... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...8#pid45568
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 5 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کتاب ها و مجلات سینمایی
نویسنده پیام
MunChy آفلاین
شوالیه تاریکی
***

ارسال ها: 145
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۸
اعتبار: 14


تشکرها : 157
( 891 تشکر در 98 ارسال )
شماره ارسال: #161
RE: کتاب های سینمایی

تاریخ سینمای ایران - از آغاز تا سال 1357
مسعود مهرابی
715 صفحه
6500 تومان

سایت مهرابی

از میان 1300 کتاب سینمایی که از سال 1306 تاکنون منتشر شده,جز چند فیلمنامه از بیضایی و مخملباف, سی چهل کتاب به چاپ دوم رسیده اند و فقط تاریخ سینمای آرتور نایت (نجف دریابندری) به چاپ پنجم رسیده است. به این ترتیب تاریخ سینمای ایران با 10 چاپ رکوردی ویژه در بین کتب سینمایی دارد.

کتابی فوق العاده خوندنی و شیرین. راجع به سالن های نمایش,استودیوها,شرایط دوبله,نحوه نمایش فیلمها در سالهای اولیه و خلاصه هر چیزی که راجع به سینمای ایران باید گفته بشه در این کتاب پیدا میشه. و البته خدا رو شکر که تا 57 رو پوشش میده!

--



سرگذشت من
چارلز اسپنسر چاپلين


ترجمه : جمشيد نوايي
نشر ني,720 صفحه,6800 تومان


کاملترين کتابي که از چاپلين پيدا ميشه. 100 صفحه آخرش کارنامه و عکس هايي متنوع رو شامل ميشه. در مجموع خودندني و جذاب هست.

۱۳۸۹/۷/۶ صبح ۰۸:۵۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : john doe, موسيو وردو, دشمن مردم, Green, Peter Pan, سروان رنو, سم اسپید, ماهی گیر
هری لایم آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 473
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۱۸
اعتبار: 35


تشکرها : 278
( 4293 تشکر در 113 ارسال )
شماره ارسال: #162
RE: کتاب های سینمایی

             برای شناخت کاملتر چاپلین باتوجه به کتاب هایی که فعلا در بازار هست 2 کتاب هم ارجحن هم مکمل .

کتابی که در بالا معرفی شد + کتابی که فرزند ارشد چاپلین ( چارلز جونیور چاپلین ) درمورد پدرش نوشته تحت عنوان : پدرم چارلی

کتاب خود چاپلین ( سرگذشت من ) تا حدودی خشک و نامنعطف و نتر به نظر میرسه و جنبه های حسی عاطفی و دراماتیکش کمه . خیلی گزارش گونه و اتو بیوگرافیک ( ! ) پیش میره .

از  تمام لحظات چالشی زندگیش بصورت پرشی رد میشه . مثلا خواننده هی میخونه میخونه ببینه چاپلین درمورد آشناییش با همسر دومش ( لیتا گری )  و جریانات مربوط به اون چی گفته . اما درنهایت به این جمله میرسه : چون ما 2 پسر داریم که من جانم برای آنها درمیرود از این موضوع عبور میکنم . ( یکی نیس بگه عبور نکن!  وایسا ! میخوای کجا بری ؟ همینجا هستیم دیگه ... )

اما تا دلتون بخواد درمورد نحوه ی بستن قراردادها , ایده هایی که در ذهن داشته و هیچ وقت موفق به ساختن اونها نشده ... مطلب هست .

تنها جایی که انگار از دست چاپلین در میره و کار جذاب تر میشه قسمت هاییه که درمورد ادنا پورویانس ( همبازی بسیاری از فیلم های او ) صحبت میکنه . که اون هم بسیار کوتاهه .

 برای شناخت چاپلین این کتاب اصلا کافی نیست .اما با این وجود لازمه چون به هرحال مهمترین ( و شاید تنها ) اثر مکتوب از چاپلین باشه .

کتابی که به بررسی پشت پرده ی زندگی چاپلین می پردازه کتاب پسرش چارلز جونیوره . سرشار از جنبه های حسی و تصویری . پر از داستانک های جذاب و بکر از زندگی . انقدر این کتابو خوندم که عطفش مزمحل شده .

بعد از مطالعه ی این کتاب به نگرش جدیدی درمورد چاپلین خواهید رسید . درضمن من ترجمه ی حسن مرندی ( مترجم پدرم چارلی ) رو بیشتر دوست داشتم .

۱۳۸۹/۷/۶ عصر ۱۲:۲۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Peter Pan, موسيو وردو, سروان رنو, ماهی گیر
هری لایم آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 473
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۱۸
اعتبار: 35


تشکرها : 278
( 4293 تشکر در 113 ارسال )
شماره ارسال: #163
RE: کتاب های سینمایی

     اینا سوالات و موضوعات دیگه ای هستن که بعد از مطاله ی کتاب سرگذشت من یا بیجواب میمونن یا انقدر مختصر و توضیح واضحات داده میشه که اصلا راضی کننده به نظر نمی رسن :

1- گذار چاپلین از سینمای صامت به ناطق

2- نظرش درمورد سینمای غیر از خودش ( اعم از کمدی و غیر کمدی )

3- تفریحاتش و اوقات فراغتش از کار ( فقط در این حد بیان میکنه که گاهی اوقات میرفته تنیس )

4- همسران و فرزندانش

5- مسائل حاشیه ایه فیلمهاش ( که امروز همپای خود متن مهم به نظر میرسن  و شاید اصلا دیگه حاشیه قلمداد نشن ! ) مثلا اینکه چی شد که ویرجینیا چریل جایگزین جورجیا هیل شد برای روشنایی های شهر  .

6- رسوایی اخلاقی که بهش متهم شد ( رابطش با خانم جوآن بری ) و یکی از دو دلیل عده در تنزل محبوبیت و جایگاه اجتماعیش در آمریکا بود . البته  به این موضوع اشاره میکنه اما بسیار یکسویه خودخواهانه )

7- چی شد که از ولگرد کوچک دل کند .

8- کنکاش ولگرد کوچک . بعنوان یکی از مشهورترین شمایل های سینمایی جهان از جانب خالقش چقدر میتونست جالب باشه !

9- نپرداختن به بسیاری از فیلم های خودش . مثلا هیچ ردپا  یا توضیحی درمورد سانی ساید - لذت یک روز - زائر - روز پرداخت و تقریبا هیچ کدوم از کارهای کوتاهش دیده نمیشه . فقط 1 جا اشاره میکنه که با یکی از دوستانش  شبی به دیدن فیلم طبقه بیکار میرن . همین !

درنهایت این حس به مخاطب دست میده که چاپلین خیلی محافظه کارانه  ( یه جوری که انگار دائم درحال خودسانسوریه و چشمش ترسیده  و میخواد خوب بی نظر برسه ) این کتاب رو نوشته .

۱۳۸۹/۷/۶ عصر ۰۵:۱۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : موسيو وردو, ماهی گیر
هری لایم آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 473
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۱۸
اعتبار: 35


تشکرها : 278
( 4293 تشکر در 113 ارسال )
شماره ارسال: #164
RE: مجلات سینمایی

کسی راجع به مجله ای به نام هولیوود اطلاعی داره ؟

در یکی از شماره های مجله فیلم سال 62 یا 63 درموردش مطلبی نوشته بود . من سالها قبل  خوندم . در این حد یادمه که در دهه 1320 منتشر می شده و بیشتر شامل عکس ها و اطلاعاتی درمورد ستارگان هالیوود بوده .

کاش یک شمارش بعنوان نمونه موجود بود و با اسکن میدووندیمش تو شبکه .

۱۳۸۹/۷/۶ عصر ۰۷:۵۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ماهی گیر
هری لایم آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 473
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۱۸
اعتبار: 35


تشکرها : 278
( 4293 تشکر در 113 ارسال )
شماره ارسال: #165
RE: کتاب های سینمایی

اما درمورد کتاب پدرم چارلی :

چارلز جونیور چاپلین 1924 به دنیا میاد یعنی هنگام ساخت فیلم جویندگان طلا . و درواقع این کتاب بررسی خاطرات و برداشت های شخصیشه از دورترین زمانهایی که یادش میاد ( مثلا 29-30) تا اواخر دهه 40یا اوایل 50 .

البته قبل از این تاریخ رو هم گریز هایی میزنه مثلا اونجایی که درمورد همسر نخست پدرش میلدرد هریس صحبت میکنه که در زمان ازدواج با چاپلین بزرگ تنها 16 سال داشته و در یک مهمانی در 1917 با پدرش آشنا شده و فرزندی به دنیا آورده که پس از چند روز میمیره و رابطه اونها مخدوش میشه و پدرش تمام روز رو بیرون از خونه میگذرونده و وقتی برمیگشته بدون اینکه با همسر جوانش صحبت کنه ساعتها پیانو میزده و به پنجره خیره می شده ...

همه ی این ها رو درواقع نقل قول میکنه از خانم هریس .

نکته ی جالب در این کتاب اینه که در همه ی صفحات ما با خاطرات پسر از پدر مواجه نیستیم . این اتفاق میفته اما نه در سراسر کتاب . ما با فضای ذهنی و تخیل و حس کودکانه ی چارلز جونیور چاپلین مواجهیم  . حتی موقعی که رشید شده و به سربازی رفته .

اصلا در بسیاری مقاطع اصلا پدر حضور نداره . او ( و برادرش سیدنی ) رو به مادربزرگشون و خدمه و حشمه سپرده و همراه با همسر سومش ( پولت گدارد ) رفته به سفر دور دنیا . گاهی اوقات این سفرها 1چندین ماه طول میکشیده .

اما مقطعی از زندگی چاپلین که بازهم در این کتاب بهش پرداخته نمی شه دوران اوایل کارشه . زمانی که با میوچوال یا فرست نشنال قرارداد داشته و در سال چند فیلم کوتاه می ساخته . ( 1916 تا 1922) به استثنای یکی دو کار بلند مثل پسربچه 1921.

خود چاپلین در کتاب زندگی من یه جا اشاره می کنه که دوران میوچوال ( 1916 و 1917 مقارن با  27- 28 سالگی او ) جذاب ترین قسمت زندگیش بوده . اما هیچ توضیحی نمیده چرا .

در این کتاب ( پدرم چارلی ) هم ما جوابی برای این سوال پیدا نمی کنیم .

یکی از جذاب ترین قسمتهای کتاب از نظر من اونجاییه که تعریف میکنه با دختران هارولد لوید میشستن فیلم های کوتاه چاپلین رو با یه آپارات خونگی تماشا میکردن . بعد خود چاپلین سرش رو از لای در میاورده تو  و نقش نریتور رو براشون بازی میکرده . و اونها ذوق میکردن ...

۱۳۸۹/۷/۷ صبح ۱۱:۰۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ماهی گیر
هری لایم آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 473
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۱۸
اعتبار: 35


تشکرها : 278
( 4293 تشکر در 113 ارسال )
شماره ارسال: #166
RE: کتاب های سینمایی

         در چاپ جدید این کتاب ( پدرم چارلی ) که امسال منتشر شده در انتها ,  نامه ی معروف چاپلین به دخترش جرالدین هم  اضافه شده که به خودی خود ارزشمنده .

اما آدم یاد فتوکپی فروشی هایی میفته که کیک و کلوچه هم میفروشن !

۱۳۸۹/۷/۷ عصر ۰۵:۴۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ماهی گیر
Peter Pan آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 4
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۴/۱۰
اعتبار: 0


تشکرها : 32
( 15 تشکر در 3 ارسال )
شماره ارسال: #167
RE: کتاب های سینمایی

(۱۳۸۹/۷/۷ عصر ۰۵:۴۰)هری لایم نوشته شده:  

         در چاپ جدید این کتاب ( پدرم چارلی ) که امسال منتشر شده در انتها ,  نامه ی معروف چاپلین به دخترش جرالدین هم  اضافه شده که به خودی خود ارزشمنده .

اما آدم یاد فتوکپی فروشی هایی میفته که کیک و کلوچه هم میفروشن !

ناشر کتاب، موسسه انتشارات نگاه هست؟

ترجمه حسن مرندی / منصور تاراجی؟

۱۳۸۹/۷/۸ صبح ۱۲:۵۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ماهی گیر
MunChy آفلاین
شوالیه تاریکی
***

ارسال ها: 145
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۸
اعتبار: 14


تشکرها : 157
( 891 تشکر در 98 ارسال )
شماره ارسال: #168
RE: کتاب های سینمایی

نامه چاپلین به دخترش (جرالدین) وجود خارجی نداره و زاده تخیل یک ایرانی (فرج‌الله صبا) هست.

۱۳۸۹/۷/۸ صبح ۰۷:۳۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, soheil, سم اسپید, ترومن بروینک, ماهی گیر
MunChy آفلاین
شوالیه تاریکی
***

ارسال ها: 145
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۸
اعتبار: 14


تشکرها : 157
( 891 تشکر در 98 ارسال )
شماره ارسال: #169
RE: کتاب های سینمایی

(۱۳۸۹/۷/۸ صبح ۰۷:۵۷)هری لایم نوشته شده:  

درسته پیتر پن . انتشارات نگاه .


کتاب نامه های چاپلین به دخترشاحتمالا یا بهتره بگم قطعا تخیلی هست .

اما خود نامه وجود داره و واقعیه  و ترجمش هم  معتبره و اصلا از نظر ادبی ( در زبان انگلیسی ) بسیار ارزشمنده .

من که تا جایی که گشتم به نتیجه ای نرسیدم. در هیچ منبع معتبری هم ردی ازش نتونستم پیدا کنم.

This is just a fake! in about 30 years ago Farajollah Saba an Iranian journalist wrote this letter for publishing in an iranian magazine under the name "Phantasy" but the publisher did forget to the "Phantasy" title above the letter. In a short period the letter became famous as the real letter chaplin has wrote and has translated in many languages! That's all! Chaplin has never wrote this letter.

همه چیز از روزی شروع شد که هوشنگ گلمکانی در یادداشتی کوتاه در مجله فیلم زمینه پرده‌برداری مجدد از حقیقتی چند ساله اما مغفول را کلید زد. حقیقتی درباره نامه چارلی چاپلین بزرگ، خطاب به دختر جوان و هنرپیشه‌اش. رازی که هر چند کسی قصد در پوشاندن آن نداشت، که حتی بسیاری سعی در افشای آن داشته‌اند، اما گویی سال‌های سال، نتوانسته بودند اذهان عمومی را متقاعد کنند؛ هنوز هم نتوانسته‌اند!

نامه نزدیک به سی‌سال بود که در میان دوست‌داران ایرانی چاپلین، دست به دست و زبان به زبان نقل می‌شد و آنقدر به آنچه از این اسطوره سینمای جهان در ذهن سراغ داشتند، نزدیک بود که هیچکدام اجازه تردید در صحت و سقم آن‌را به خود نمی‌داد. اما بالاخره پروژه پرده‌برداری باید چهره‌ای رسمی‌تر به خود می‌گرفت تا به زودی خبر فضای رسانه‌ها را فراگیرد؛ اما گویی این نیز موثر واقع نشد! نزدیک به چهار سال پیش بود، تیتر برخی رسانه‌ها به نقل از فرج‌الله صبا این‌گونه بود:«این دروغ سی‌سال است وبال گردنم شده است!»

 
اعتراف مستمر اما ناکام

ماجراي نامه چارلی چاپلین به دخترش، به تعبیر «فرج الله صبا» سی سال وبال گردنش شده و هیچ کس به اعتراف او وقعی ننهاده بود، تا پروژه تردید در صحت نامه بار دیگر به دست هوشنگ گلمکانی کلید بخورد و رسانه‌ها به صورت رسمی‌تر پیگیر آن شوند. نامه چارلی به دخترش پس از نزدیک به سی‌سال از نگارش دیگر به یکی از محکم‌ترین اسناد شناخت این چهره جهانی در ایران بدل شده بود و نه فقط در ایران که در قالب یک کتاب، به سه زبان ترکی استانبولی، آلمانی و انگلیسی ترجمه و حتی بارها از روی آن نوار، دکلمه و گزارش‌های تلویزویونی تهیه شده بود.

خلاصه دیگر کمتر کسي بود که نامه تاريخي چاپلين به دخترش را نخوانده باشد، نامه‌ای که مطلع‌اش اینگونه بود: «ژرالدين دخترم: اينجا شب است٬ يک شب نوئل. در قلعه کوچک من همه سپاهيان بی‌سلاح خفته‌اند....» اما در تمام این سال‌ها صدایی بود که خطاب به جماعت، به‌ظاهر حقیقتی را متذکر می‌شد اما شنیده نمی‌شد؛ «نامه را من نوشته‌ام، نه چاپلین!»

 

اصل ماجرا به‌روایت صبا

«فرج‌الله صبا» نويسنده و روزنامه‌نگار کهنه‌کاري است. او سال‌ها در عرصه مطبوعات فعاليت داشته و امروز ديگر از پيشکسوتان اين عرصه به شمار مي‌رود. داستان اين سوءتفاهم که به قول خودش يک نوع خرافه روزنامه‌نگاري است، براي نخستين بار نبود که از زبان او روايت مي‌شد اما اميدوار بود که آخرين بار باشد. آخر  نزدیک به سي سالي مي شد که چاپلين وبال گردن او شده بود؛ چهارسال پیش و زمانی که خبرنگاری پیگیر ماجرای نامه با صبا تماس می‌گیرد، او با شلوغي و حرارت هميشگي‌اش حرف را قطع مي‌کند تا بگويد: «ول کن دختر! اين نامه چارلي چاپلين سي سال است بيخ گريبان ما را گرفته است و ول نمي‌کند. آن نامه را من نوشتم نه چاپلين خدا بيامرز. چارلي بيچاره روحش هم خبر نداشت. آن نامه فقط زاده تخيل من است!»

جرالدین در کهن‌سالیو ماجرا آغاز مي‌شود؛ ماجرايي که به يک روز غروب در تحريريه مجله روشنفکر باز مي‌گردد: « سي و چند سال پيش در مجله روشنفکر تصميم گرفتيم به تقليد فرنگي‌ها ما هم ستوني راه بيندازيم که در آن نوشته‌هاي فانتزي به چاپ برسد. به هرحال مي خواستيم طبع‌آزمايي کنيم. اين شد که در ستوني هر هفته‌نامه‌هايي فانتزي به چاپ مي‌رسيد. آن بالا هم سرکليشه «فانتزي» تکليف همه چيز را روشن مي‌کرد. بعد از گذشت يکسال ديدم مطالب ستون تکراري شده. يک روز غروب به بچه‌ها گفتم مطالب چرا اينقدر تکراري‌اند. گفتند: اگر زرنگي خودت بنويس! خب، ما هم سردبير بوديم. به رگ غيرت‌مان برخورد و قبول کرديم. رفتم توي اتاق سردبيري و حيران و معطل مانده بودم چه بنويسم که ناگهان چشمم افتاد به گراوري که روي ميزم بود و در آن عکس چارلي چاپلين و دخترش چاپ شده بود. همان جا در دم در اتاق را بستم و نامه‌اي از قول چاپلين به دخترش نوشتم. از آن طرف صفحه‌بند هم مدام فشار مي‌آورد زود باش بايد صفحه‌ها را ببنديم. آخر سر هم اين عجله کار دستش داد و کلمه فانتزي از بالاي ستون افتاد. همين شد باعث گرفتاري من طي اين همه سال!».

 
آغاز مصایب سی‌ساله

بعد از چاپ اين نامه است که مصيبت شروع مي‌شود، صبا خود می‌گوید: «بعدها آن را نوار کردند، در مراسم مختلف دکلمه‌اش مي‌کردند، در راديو و تلويزيون صد بار آن را خواندند، جلوي دانشگاه آن را مي‌فروختند. هر چقدر که ما فرياد کشيديم آقا جان اين نامه را چاپلين ننوشته کسي گوش نکرد. بدتر آنکه به زبان ترکي استانبولي و آلماني و انگليسي هم منتشر شد. حتي در چند جلسه که خودم نيز حضور داشتم باز اين نامه را خواندند و وقتي گفتم اين نامه جعلي است و زاييده تخيل من، ريشخندم کردند که چه مي‌گويي ما نسخه انگليسي‌اش را هم ديده‌ايم!»

تصویر کتاب منتشر شده از این نامه در ایرانحال حقیقت هرچه باشد، فرج الله صبا چوب خلاقيتش را مي‌خورد. چرا که اين نامه آنقدر صميمي و واقعي نوشته شده که حتي يک لحظه هم به فکر کسي نرسيده که ممکن است دروغين باشد. امروز بیش از سی سال از روزی که صبا نوشت: «دخترم، به دنبال نام تو نام من است؛ چاپلين! با همين نام چهل سال، بيشتر مردم روي زمين را خنداندم و بيشتر از آنچه آنان خنديدند، خودم گريستم..» و بیش از چهار سال از این روایت مجدد صبا از نگارش نامه می‌گذرد، اما هنوز هم صدای او نارساست، نامه حتی در سال‌های اخیر صورتی زیبا‌تر در انتشارات مختلف یافته و به تبع مشتریان بیشتر، مشتریانی که شاید بسیاری نام صبا را هم نشنیده باشند.  چراکه به قول صبا؛ «واي از آن روزي که اين مردم بخواهند چيزي را باور کنند!»

۱۳۸۹/۷/۸ صبح ۰۸:۱۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دلشدگان, اسکورپان شیردل, بانو, Peter Pan, soheil, سم اسپید, ترومن بروینک, ماهی گیر
هری لایم آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 473
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۱۸
اعتبار: 35


تشکرها : 278
( 4293 تشکر در 113 ارسال )
شماره ارسال: #170
RE: کتاب های سینمایی

کل این ماجرا یه جور ژان گولر یا پروپاگاند مذبوحانه به نظر میرسه دوست عزیز !

آدمایی که پا به سن میذارن و دچار توهم مضمن خودبزرگ بینی  هستن وقتی میبینن اسمشون داره فراموش میشه حاضرن به هر قیمتی این نام رو احیا کنن . حتی اگر شده تیشه به ریشه ی خودشون بزنن .

مثلا کارگردان هایی از این دست رو دیدیم که در جوانی فیلم ارزشمندی میسازن . بعدش 40 سال دیگه باز فیلم میسازن و نتیجه ای نمی گیرن . درنهایت در یک مصاحبه ی تصنعی برمیگردن میگن : ضعیف ترین کار من همان فیلمی بود که در جوانی ساختم !

۱۳۸۹/۷/۸ صبح ۰۸:۵۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ماهی گیر
هری لایم آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 473
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۱۸
اعتبار: 35


تشکرها : 278
( 4293 تشکر در 113 ارسال )
شماره ارسال: #171
RE: کتاب های سینمایی

تا چندوقت دیگه خواهی دید که عده ای دوره می افتند با ساز و دهل ,  که چون نمیشه با اینترنت و آزمایش DNA و تنکنولوژی نانو اثبات کرد که شاهنامه ی فردوسی متعلق به فردوسی است پس ما خیلی باحال هستیم ...

۱۳۸۹/۷/۸ عصر ۰۲:۲۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ماهی گیر
سم اسپید آفلاین
پیشکسوت
*

ارسال ها: 485
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۱/۸
اعتبار: 52


تشکرها : 2700
( 5531 تشکر در 315 ارسال )
شماره ارسال: #172
RE: مجلات سینمایی

مشکل من با دنیا این است که او همیشه یک گیلاس از من عقب تر است (هامفری بوگارت)
۱۳۸۹/۷/۸ عصر ۰۷:۳۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : موسيو وردو, MunChy, اسکورپان شیردل, 1991, دشمن مردم, ترومن بروینک, واتسون, ماهی گیر
Savezva آفلاین
جک لمون
***

ارسال ها: 210
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۱۰
اعتبار: 38


تشکرها : 989
( 2185 تشکر در 179 ارسال )
شماره ارسال: #173
RE: مجلات سینمایی

در گیرودار مشغله وحشتناک کاری فرصتی دست داد تا در مترو به جای چرت زدن و خوابیدن!! شماره جدید مجله 24 را بخوانم. نمی دانم آیا واقعا این شماره 24 خوب بود یا برای منی که چند وقتی است از  دنیای فیلم دیدن دور افتاده ام خیلی جذاب بود. به هرحال حس نوستالژیک من با خواندن مطلب ویژه در مورد سرگیجه استاد دگرگون شد. بعد هم با خواندن مطالب مربوط به سینماهای تهران به خلسه رفتم. با وجودی که سن من به ان سالها قد نمی دهد اما هم ذات پنداری شدیدی با خاطرات نوستالژیک و حس قشنگ آن دوران دارم. برایم جالب بود که بارها از جلوی سینمای تعطیل شده رادیو سیتی در خیابان ولیعصر رد شده بودم بدون آنکه بدانم روزگاری در این محل خاطره انگیز چه شور و غوغایی برپا بوده است...

این شماره 24 را با دقت بیشتری بخوانید!! و نوستالژیک شوید!!


سفید پوشیده بودم با موی سیاه/ اکنون سیاه جامه ام با موی سفید
۱۳۸۹/۷/۱۴ عصر ۰۳:۲۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : موسيو وردو, 1991, اسکورپان شیردل, بانو, دلشدگان, دشمن مردم, ماهی گیر
MunChy آفلاین
شوالیه تاریکی
***

ارسال ها: 145
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۸
اعتبار: 14


تشکرها : 157
( 891 تشکر در 98 ارسال )
شماره ارسال: #174
RE: مجلات سینمایی

خيال مردن نداشتم! (مرگ توني کرتيس در 85 سالگي)، فضانورد باستاني سينما (گفتگو با ورنر هرتزوگ)، آنيل کاپور در هاليوود يا هاليوودي‌ها در هندوستان، کات کردن با کوئنتين! (به بهانه‌ي مرگ سالي منکه)، آلبوم خانوادگي‌ترين فيلم سينما! (عکس‌هاي «پدرخوانده»)

بر پرده سينماها: نگاهي به فيلم‌هاي فاصله، کارناوال مرگ، از ما بهترون، يه جيب پرپول

بر صحنه تئاتر: اتللو، روياي هاليوود، خانه‌ي برناردا آلبا

تازه‌هاي 2010: آمريکايي، بازگشت پرستار مک‌في، سارقان، پيرانا، استپ آپ سه‌بعدي، يکبار مصرف‌ها، اسکات پيلگريم عليه جهان، خون‌آشام‌ها مي‌مکند، آدم‌هاي ديگر، آخرين جن‌گيري، بليت قرعه‌کشي، بخور نيايش کن مهر بورز، جابجايي، رفتن به دوردست، ماچته

راهنماي آلبوم‌هاي موسيقي: رگ خواب، شهناز شهنواز، همه‌ي اقوام من

نگاه: آتش و خاکستر (ريخت‌شناسي فيلمفارسي)، بي‌نظم منظم: هنرِ متوسط بودن

راهنماي فيلم: پادرهوا، اراذل بي‌آبرو، يک مرد جدي، آواتار، گنجه‌ي رنج

گسترش مخاطبان سينما در زمانه‌ي کمبود سالن (گفتگو علي معلم با سعيد رجبي فروتن)

فضايي‌ها هيچگاه از مطالعه‌ي ما زميني‌ها خسته نمي‌شن! (گفتگوي ماريون کوتيار با پنه‌لوپه کروز)

سينماي کشورها: حرکت از عظمت به قدرت (پرونده‌ي «سينماي چين»)

وقتِ خوبِ مصائب (هنر سير و سفر در سينما با تمرکز بر فيلم چهارصد ضربه)

فرهنگ کارگردانان: ژاک اوديار، صديق برمک، متيو بارني

مشاهير و سينما: مداد به دست به دنياي تصوير آمد! (پابلو پيکاسو و سينما)

101 فيلم چهار ستاره‌ي تاريخ سينما: در اعماق يک تراژدي ساده (دزد دوچرخه)، کمدي ديوانه‌وار و تيره و تار!

(بزرگ کردن بيبي)، هجويه‌ي سياه جنگ (راه‌هاي افتخار)

زوم: کاريکاتور اندر احوالات فروش فيلم‌هاي متفاوت

به همراه ويژه‌نامه کودکان و نوجوانان

پرونده ای 7,8 صفحه ای هم راجع به هیچکاک داره.

۱۳۸۹/۷/۲۶ عصر ۰۹:۴۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رائول والش, سروان رنو, Savezva, بانو, دشمن مردم, ماهی گیر
Savezva آفلاین
جک لمون
***

ارسال ها: 210
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۱۰
اعتبار: 38


تشکرها : 989
( 2185 تشکر در 179 ارسال )
شماره ارسال: #175
RE: مجلات سینمایی

پس از مدتها این شماره دنیای تصویر کمی حال و هوای کلاسیکش را بیشتر کرده است و مطالب خواندنی و جالبی را هم عرضه کرده است

یکی مطالب و عکسهایی درباره سه گانه پدرخوانده است که عکاس این فیلم در کتاب جدیدش این عکسها را منتشر کرده است.

و دیگری هم پرونده ای زیبا و خواندنی و البته کم حجم درباره هیچکاک و فیلمهایش است.

یک مصاحبه جالب  و خواندنی هم با تونی کرتیس فقید دارد.

شخصا امیدوارم که دنیای تصویر این سیاست را ادامه دهد. ضمنا گویا برای شماره 200 هم برنامه خاصی دارد. چون از همه خوانندگان دعوت کرده تا مطالب و خاطراتشان را برای آنها ارسال نمایند.


سفید پوشیده بودم با موی سیاه/ اکنون سیاه جامه ام با موی سفید
۱۳۸۹/۷/۲۷ عصر ۰۱:۴۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, سروان رنو, دشمن مردم, ماهی گیر
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,166
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 85


تشکرها : 11559
( 19176 تشکر در 1605 ارسال )
شماره ارسال: #176
RE: مجلات سینمایی

این علی معلم عجب کلکی است. توی هر شماره ، یه مطلب کوچیک چند صفحه ای از سینمای کلاسیک می ذاره تا ما مجبور بشیم حداقل به خاطر اون مطلب کل مجله رو بخریم. مثلا همین پرونده هیچکاک که من مجبورم برم بخرمش. امیدواریم این شماره 200 هم که قرار بیرون بیاد ، مانند بقیه ویژه نامه های دنیای تصویر پربار باشه و مخصوصا پر از مطالب جدید و کمتر خوانده شده از سینمای کلاسک و عکس های تاپ و چشم نواز . راستی چه حیف شد که این شماره عکسی از مصطفی زمانی روی جلد مجله نبود  :D


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۳۸۹/۷/۲۷ عصر ۱۱:۱۹
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دشمن مردم, ماهی گیر
Savezva آفلاین
جک لمون
***

ارسال ها: 210
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۱۰
اعتبار: 38


تشکرها : 989
( 2185 تشکر در 179 ارسال )
شماره ارسال: #177
RE: مجلات سینمایی
شماره جدید مجله 24 منتشر شد.
 
فهرست گزیده مطالب شماره 10
 

در سينماي ايران چه خبر است / خبرها: حواشي، وقايع و توليدات جديد سينماي ايران و ... | روي پرده: سن‌پطرزبورگ، ملک سليمان و ...

   

در سينماي دنيا چه خبر است / خبرها: حواشي، وقايع و ... | روي پرده: شهر، من را راه بده، وال استريت: پول هرگز نمي‌خوابد و ...

 

بازنگري يک فيلم: مادر / دل همه‌ي ما تنگ شده... | سرگذشت فيلم، گفت‌وگو با ارسلان کامکار و يونس صباحي، گفت‌وگوي جواد طوسي با حسن فتحي

   

تماشاخانه / 10 فيلم از سينماي ايران: انتخاب‌هاي احمدرضا درويش| تأثير ماندگار تصاوير کودکي: همراه با رابرت رودريگز و تجربيات سينمايي‌اش

 

گفت‌وگوي ماه: پيمان قاسم‌خاني و محسن تنابنده / فيلمنامه‌نويسي سخت‌تر است يا بازيگري... يا کار در معدن؟!

   

پرونده‌ي يک موضوع: نظارت و مميزي در سينما (قسمت دوم)| گفت‌وگو با فيلمسازان، مديران سينمايي

نقد فيلم: سن‌پطرزبورگ، باد در علفزار مي‌پيچد، ملک سليمان

 

وودي آلن درباره‌ي آخرين فيلمش به‌همراه گزيده نقدها

ديويد فينچر و آرن سورکين درباره‌ي شبکه‌ي اجتماعي به همراه گزيده نقدها

 

نقدفيلم:نويسنده‌ي در سايه،به‌يادم آور، سالت،از پاريس با عشق،سلحشور و روز


سفید پوشیده بودم با موی سیاه/ اکنون سیاه جامه ام با موی سفید
۱۳۸۹/۸/۱ عصر ۰۴:۲۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, MunChy, دشمن مردم, ماهی گیر
پدرام آفلاین
دوستدار دوبله ایران
*

ارسال ها: 113
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۹/۲۶
اعتبار: 29


تشکرها : 1695
( 1406 تشکر در 77 ارسال )
شماره ارسال: #178
RE: مجلات سینمایی

شماره: ۴۱۷ (آبان 1389)

 فهرست مطالب

سینمای ایران
خشت و آینه:
یادداشت‌های نویسندگان مجله درباره‌ی نكته‌هایی در متن و حاشیه‌ی سینمای ایران
رویدادها: فیلم‌های تازه: خانه‌ی پدری (كیانوش عیاری)، سبب من (بهرام بهرامیان)، خاك و آتش (مهدی صباغ‌زاده)، گلوگاه (محمدابراهیم معیری)، پیاده‌روی بزرگ [فیلم كوتاه] (نیما عباس‌پور)/  نمایشگاه‌های سه سینماگر (آهو خردمند، بابک برزویه، لیلا اوتادی): از مشق تا نقش/ سیستم اكران و گناه بازیگر/ درگذشت رضا خندان (1389-1332) و منوچهر حقانی‌پرست (1398-1330)/ جنگ مغلوبه: واقعه‌نگاری اختلاف خانه‌ی سینما و معاونت سینمایی/ كشتی دوستی در اروندرود با حضور سینماگران برگزار شد/ فیلم های در دست تولید/ جشن انیمیشن، پنجمین تكه از جشن سینمای ایران
گپ: با كاظم معصومی: توانی نمانده است و بابك حمیدیان: هنوز از خط خارج نشده‌ام
خبرهای كوتاه: سرمایه‌گذاری برای تولید فیلم در همدان/ بازسازی سینما شکوفه‌ی تهران/ تنها سینمای یاسوج پاركینگ شد/ شورای مرکزی جدید انجمن منتقدان/ هك سایت خانه‌ی سینما/ جشنواره‌ی فیلم‌های صنعتی
ایستگاه آبان: خبرهایی از خاطره اسدی/ مجید برزگر/ لیلا حاتمی/ سامان سالور/ محمدرضا سکوت/ نازنین فراهانی/ نازنین مخفم/ مهرداد میرکیانی
دیده‌بان: 64 پروانه‌ی ساخت در شش ماه: «این فیلمارو كجا نشون می‌دن؟»
اشاره به دور: سینمای ایران در پوسان/ فیلم‌برداران ایرانی در فرانسه/ مستندهای تهرانی در جشنواره‌ی دیدار
 امیر نادری در توکیو «کات» می‌دهد: سنگی در دریاچه‌ی ساکت و بی‌تحرک سینمای ژاپن
نمایش خانگی: نگاهی دیگر به دوبله‌ی سریال 24/ گپی با فرزاد مؤتمن: همیشه حق با منتقدان است!/ استقبال از قهوه‌ی تلخ و پوپك و مش ماشاالله/ تا یار كه را خواهد.../ گپی با محمدمهدی جعفری، مدیر مؤسسه‌ی قرن 21: كار ما تولید نیست/ ورود فیلم‌های كلاسیك تاریخ سینما به بازار خانگی: بن‌حور با صدای رسا / تازه‌های شبكه‌ی نمایش خانگی/ نگاهی به چند فیلم: بی‌ستاره (بهمن گودرزی)/ قاطینگا و پاتینگا در شهر (سیدوحید حسینی)/ حرفه‌ای‌ها (پوران درخشنده)/ وقت اضافه (مهرداد خوش‌بخت)/ و...
صدای آشنا: درباره‌ی دوبله‌ی انگیزه‌ی مضاعف/ آخرین دوبله‌ی ماجرای نیمروز
پروانه‌ها بی‌پرواز: گزارش بیست‌وچهارمین جشنواره‌ی فیلم‌های كودكان و نوجوانان (همدان، 20-16 مهر)

سینمای جهان
- نمای دور:
رونق اقتصادی سینمای هندوستان و بحران اقتصادی چند كمپانی هالیوودی: آیا بالیوود، هالیوود را می‌بلعد؟/ گفت‌وگو با كاترین دونوو: با عشق به سینما زندگی می‌كنم
خبرهای كوتاه: نفرین هابیت!/ فیلم ساختن با اعمال شاقه/ تلفیق فیلم دیدن و مجلس بالماسكه/ آنجلینا جولی نویسنده و كارگردان/ مخالفت وودی آلن با پیری!/ پسر هنر‌دوست قذافی/ بازگشت «خون‌آشام» و «فانتوماس»/ آخرین تصویر دنیس هاپر/ بالاخره بازیگر فیلم فینچر پیدا شد/ سارکوزی در سینما/ مستند سه‌بعدی ورنر هرتسوگ
- نمای متوسط: عسل Bal / Honey (سمیح كاپلان‌اوغلو)، پوتیش Potiche (فرانسوا اُزون)، گودال The Hole (جو دانته)، با غریبه‌ی سبزه‌روی قدبلندی آشنا خواهی شد You Will Meet a Tall Dark Stranger (وودی آلن)
- فیلم‌های روز: در باب انسان‌ها و خدایان Des hommes et des dieux / Of Gods and Men (اگزاویه بووآ) و گفت‌وگو با كارگردان/ ماشِته Machete (رابرت رودریگز/  ایتن منیكوییس)/ تشنگی Thirst / Bakjwi (پارك چان‌ووك)
- نمای درشت: یك مرد جدی A Serious Man (جویل كوئن/ ایتن كوئن)، نقدهایی بر فیلم و گفت‌وگویی با كارگردانان
- درگذشتگان: درباره‌ی تونی كرتیس و گفت‌وگوی دخترش جیمی لی كرتیس با او، نورمن ویزدام
بازخوانی‌ها: اولین تجربه‌ی سینمای پاكستان در ژانر وحشت/ آرتور پن و زدن به سیم آخر/  به‌مناسبت انتشار نسخه‌ی بلو-ری بی‌گناهان

نقد فیلم
سن‌پطرزبورگ (بهروز افخمی) و گفت‌وگو با بازیگرانش پیمان قاسم‌خانی و محسن تنابنده/ باد در علفزار می‌پیچد (خسرو معصومی) و گفت‌وگو با معصومی درباره‌ی سه‌گانه‌اش/ چهار نقد بر فیلم لطفاً مزاحم نشوید (محسن عبدالوهاب) و گفت‌وگو با كارگردان/ مُلك سلیمان (شهریار بحرانی) و گفت‌وگو با مدیر فیلم‌برداری‌اش حمید خضوعی ابیانه/  زخم شانه‌ی حوا (حسین قناعت)/ شكلات داغ (حامد كلاهداری)/ بعدازظهر سگی سگی (مصطفی كیایی)/ نخودی (جلال فاطمی)/  ...و آسمان آبی (غزاله سلطانی)
گزارش اكران: فیلم‌های اكران شده در تهران از 21 شهریور تا 18 مهر 1389
موسیقی فیلم: نگاهی به موسیقی فیلم سن پطرزبورگ/ موسیقی اریژینال یا انتخابی؟: با نگاهی به موسیقی داستان عامه‌پسند  
بیست سال پیش در همین ماه: نگاهی به شماره‌ی 96 (نیمه‌ی دوم مهر 1369) و شماره‌ی 97 (آبان 1369) ماهنامه‌ی «فیلم»


روزگار دو روز است ، روزی به سود تو و روزی به زيان تو
۱۳۸۹/۸/۲ صبح ۱۲:۳۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : john doe, دشمن مردم, ماهی گیر
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,166
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 85


تشکرها : 11559
( 19176 تشکر در 1605 ارسال )
شماره ارسال: #179
RE: مجلات سینمایی

(۱۳۸۹/۷/۲۷ عصر ۰۱:۴۵)Savezva نوشته شده:  

پس از مدتها این شماره دنیای تصویر کمی حال و هوای کلاسیکش را بیشتر کرده است ... شخصا امیدوارم که دنیای تصویر این سیاست را ادامه دهد.

این شماره دنیای تصویر رو خریدم و لذت بردم. همونطور که سعید عزیز گفت امیدواریم این رویه رو ادامه بده. پرونده هیچکاک کم اما جالب بود. خوبی دنیای تصویر،  استفاده خوبش از تصاویر با کیفیت و زیباست. تو این شما مطالب کلاسیک اش خیلی خوب بود. تازه  3 تا عکس از اینگرید (س)  داشت . :!z564b

مطلب زنان هیچکاکی اش هم در مورد برگمن ، کلی ، نواک ، هدرن جالب و تازه بود. صفحه بندی مجله دنیای تصویر و 24 خیلی خوب ، حرفه ای و جذابه .  نمی دونم ترجمه ای از مجله امپایر بود یا نه . چون امپایر مطالبش رو به صورت آنلاین نمی ذاره. به هر حال دستشون درد نکنه.

احتمالا می خوان یه شماره پر و پیمان برای دویستمین شماره تدارک ببینن  چون تبلیغش رو در مجله شروع کردن. اگر هر کدوم از بچه ها دوست داشتن یه مطلب کوچیک به مناسبت شماره 200 به آدرس ایمیلی که معرفی کرده بفرسته. شاید ما هم فرستادیم. باید فکر کنیم shakkk!آخه این بی رحم ها ، عکس آدم های نازنین و دوست داشتنی ای مثل پل نیومن و چارلی چاپلین  و اینگرید برگمن  رو گذاشتن روی عدد 200 و ما رو توی رودربایستی انداختن [تصویر: hanghead.gif]


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۳۸۹/۸/۳ عصر ۱۰:۴۱
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رائول والش, دلشدگان, دشمن مردم, الیشا, ماهی گیر
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 50


تشکرها : 5286
( 6636 تشکر در 289 ارسال )
شماره ارسال: #180
RE: مجلات سینمایی

شمارۀ 418 مجلۀ سینمایی فیلم - ویژۀ پاییز- منتشر شد.

فهرست مطالب

جنایت و مکافات در حوالی زاینده رود: گفت‌وگو با حسن فتحی به مناسبت نمایش سریال در مسیر زاینده‌رود و اکران عمومی فیلم کیفر
در این باغ دلگشا: سر صحنه‌ی فیلم یه حبه قند (رضا میرکریمی) و یادداشتی از افشین هاشمی «مشاور بازیگری» فیلم، درباره‌ی آماده کردن بازیگران برای اجرای دیالوگ‌های‌شان با لهجه‌ی یزدی
کمی هوای تازه: گزارش هفته‌ی فیلم مستند با نمایش پنجاه مستند منتخب جشن سینمای ایران (خانه‌ی سینما: 23-17 مهر)
بدرود بغداد، سلام بر اسکار: وضعیت نماینده‌ی سینمای ایران در رقابت‌های آتی اسکار
سفر کابل: گذری به سینمای دیروز و امروز افغانستان از مسیر موسیقی این سرزمین/ در آغوش خاک و خاکستر: نگاهی به چند فیلم جدید از سینمای افغانستان
جبران مافات: گزارش یازدهمین جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم مقاومت (انقلاب و دفاع مقدس): 29 شهریور تا دوم مهر
«فیلم کوتاه فرزندخوانده‌ی فیلم بلند نیست»: گزارش پنجاه وششمین جشنواره‌ی فیلم کوتاه اوبرهاوزن
محل سنجش میزان تحمل تماشاگر!: دو گزارش از شصت‌وهفتمین جشنواره‌ی ونیز
سایه‌ی خیال: معجزه‌گر: مجموعه مطالبی درباره‌ی آرتور پن (2010-1922) و فیلم‌هایش به مناسبت درگذشت او/ زندگی و دوران آرتور پن/ سینمای آرتور پن/ به یاد آرتور پن به بهانه‌ی مرگ او/ سه گفت‌وگو با پن: درباره‌ی آثارش، دیدگاه‌های سیاسی و اجتماعی‌اش و درباره‌ی بانی و کلاید/ تدوین، زمان‌بندی و فیلترها در بانی و کلاید/ بانی و کلاید، پس‌زمینه‌ها، بازتاب‌هایش و...
فیلمی تاریخی از رویدادی تاریخی: رویدادی راستین که با الهام از آن، شاهکاری در گنجینه‌ی سینما پدید آمد
چند تا از خطاهای بی‌شمار: ده بازی برتر سینما که اسکار نادیده گرفت
مردان بازوطلایی: موسیقی جاز به عنوان موسیقی متن فیلم و انتخاب 25 فیلم برگزیده با موسیقی جاز
«روانی» هیچکاک پنجاه ساله شد: پایانی بر مادران شریر هیچکاکی/ نکته‌هایی در متن و حاشیه‌ی روانی: قاتل زنجیره‌ای خوش‌شانس!
یاغی وفادار به سنت‌ها: مجموعه‌ای درباره‌ی سینمای رابرت آلدریچ: سفر به انتهای شب/ بوسه‌ی مرگ‌بار: انطباق دلپذیر/ دوازده مرد خبیث: قهقهه‌ی پیروزی/ از ورا کروز تا شبیخون اولزانا: بدون درد مردن... همین/ سه نقد از فرانسوا تروفو بر سه فیلم آلدریچ: بوسه‌ی مرگ‌بار، ورا کروز و چاقوی بزرگ/ زندگی، فیلم‌ها، ریشه‌ها و دستاوردهای آلدریچ/ فیلم‌شناسی تحلیلی آلدریچ (81-1953)/ گفت‌وگو با آلدریچ: فیلمی که با مردم ارتباط برقرار نکند شکست خورده
معرفی و نقد کتاب: درباره‌ی کتاب «ترجمه‌ی تنهایی»، نوشته‌ی صفی یزدانیان/ گفت‌وگو با پرویز شفا درباره‌ی سرگیجه هیچکاک به مناسبت انتشار کتاب سرگیجه (دن اویلر)/ درباره‌ی کتاب «معماری سلولوید» (درآمدی بر جهان سینما و معماری)، نوشته‌ی احسان خوش‌بخت/ توی ویترین
بیست سال پیش در همین ماه: نگاهی به شماره‌ی 98 (نیمه‌ی آبان 1369) ماهنامه‌ی «فیلم»

***

 این شماره چند مطلب جالب دارد که در فهرست بالا با رنگ قرمز نشان داده شد. اما مطلب واقعا خواندنی آن مربوط به مقاله ایست که به مناسبت پنجاه سالگی روانی  از کتاب هیچکاک هنگام کار Hitchcock at Work نوشتۀ بیل کرون ، انتخاب و چاپ شده است. همچنین نکاتی در متن و حاشیۀ روانی نیز نوشته شده که اگرچه بعضی از این نکته ها را قبلا شنیده ایم اما در مجموع جالب و خواندنی است.برای نمونه به چند تا از این نکات در زیر اشاره میکنم:

- هیچکاک حق امتیاز کتاب روانی را به صورت ناشناس از نویسنده اش رابرت بلاک به مبلغ ناچیز کمتر از ده هزار دلار خرید و سپس تا جایی که میتوانست نسخه های کتاب را که در بازار موجود بود خرید تا پایان فیلم مخفی بماند.

- برای فیلمبرداری فصل حمام، هیچکاک سفارش ساختن سردوشی با قطر شش فوت (دو متر!) را داد تا آبی که از آن بیرون می آید به راحتی لنز دوربین را احاطه کند.

- در همان روز اول فیلمبرداری، عوامل و بازیگران فیلم با بالا بردن دست راستشان سوگند خوردند که یک کلمه از داستان فیلم را لو ندهند. هیچکاک درعین حال بخش آخر فیلمنامه را تا روز فیلمبرداری آن ، از بازیگرانش مخفی نگه داشت.

- هیچکاک با یکی از آن شیطنت های همیشگی اش ، میزان ترسناک بودن بقایای جسد مادر نرمن را با بی خبر قرار دادن آن در رختکن جنت لی و برآورد میزان بلندی جیغ او پس از برخورد غافلگیرانه با آن ارزیابی کرد! ظاهراً نتیجه رضایت آمیز بوده است.

- پس از نمایش فیلم ، هیچکاک نامۀ خشمگینانه ای از پدر یک دختر دریافت کرد که نوشته بود دخترش پس از تماشای فیلم شیطان صفتان (هانری ژرژ کلوزو) از حمام رفتن امتناع میکرد و حالا پس از تماشای روانی دوش هم نمی گیرد. هیچکاک هم در پاسخ ، یادداشت مختصر و مفیدی فرستاد با این مضمون که : "بفرستش خشک شویی!" 


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۸۹/۸/۲۱ عصر ۱۰:۵۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بهزاد ستوده, دشمن مردم, هری لایم, دلشدگان, سروان رنو, john doe, ماهی گیر
ارسال پاسخ