[-]
جعبه پيام
» <سنباد> باسلام ودرود گرم , صدای مرحوم ربیعی خاطره پدر استرلینگ و دکتر واتسون( ادوارد هاردی) رو زنده میکنه. خدارحمتش کنه
» <شارینگهام> دوستان،از این سایت خبر داشتید؟ https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=509&pid=4532
» <جیمز باند> عملیات مرداب هم تمام شد... چه زیبا اشاره کردید...آخرین بازمانده هم رفت... یادش همیشه گرامی
» <جیمز باند> وقتی سریال 24 را بار اول میدیدم به خودم گفتم صدای او شایسته مشاور نامزد ریاست جمهوری است...
» <جیمز باند> استاد ربیعی، بی ادعا، بی حاشیه، مرد نازنین، با صدایی دوست داشتنی، کار بلد به معنای واقعی، تیپ ساز...
» <مموله> روح استاد پرویز ربیعی شاد شاهکارشون توی سریال جنگجویان کوهستان به جای کائوچیو بود البته به جز بچه های دهه شصت بنظرم پسرشجاع ،الفی ،میشا ،استرلینگ هم یتیم شدند.
» <رابرت> "پدرهای مهربانی که پیپ می‌کشیدند..." به یاد مرحوم "پرویز ربیعی" https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=56&pid=4531
» <اکتورز> بهترین جایگاەها نزد آفریدگار را برای آرامش روح استاد پرویز ربیعی آرزومندم ، خداحافظ صدای مهربان استاد ادر نجار
» <شارینگهام> در جمع دوبلوران «عملیات مرداب » استاد ربیعی ، اولین کسی بود که از دور خارج میشه و در زندگی آخرین نفر!
» <شارینگهام> سلام و هزاران تسلیت ؛ استاد پرویز ربیعی هم رفت. دیگه از جمع دوبلوران« عملیات مرداب »هیچ کس نمانده ...
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 9 رای - 4.22 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
قهوه خانه ی کافه کلاسیک
نویسنده پیام
Classic آفلاین
صاحب کافه
*********

ارسال ها: 799
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۷
اعتبار: 47


تشکرها : 6814
( 6072 تشکر در 445 ارسال )
شماره ارسال: #101
RE: احوال پرسی دوستان و آشنایی با اعضاء جدید کافه

عصرهای جمعه چون ممکن است برخی از دوستان به تفریح و طبیعت رفته باشند شاید چندان مناسب نباشد. ساعت 11 تا 12 شب یکی از روزهای هفته چطور است ؟ مثلا شنبه .


اینهمه کافه توی دنیا هست , اونوقت شما درست اومدین به کافه ی ما
۱۳۹۰/۴/۱۷ صبح ۰۱:۰۷
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, لمون, باربوسا
ترومن بروینک آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 40
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۳/۷
اعتبار: 8


تشکرها : 702
( 368 تشکر در 16 ارسال )
شماره ارسال: #102
RE: احوال پرسی دوستان و آشنایی با اعضاء جدید کافه

اینطوری هم میتونه باشه یک بعد از ظهر کامل که محدودیت زمانی اش هم کمتر بشه...

خلاصه اینکه هر کدوم از اعضاء کافه می ارزند به صدتا آدم و بحث کردنشون به هرشکل فرمی یک اتفاق مهم برای سینمای کلاسیک دنیا به حساب میاد:D

۱۳۹۰/۴/۱۷ عصر ۱۲:۵۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کاپیتان اسکای, لمون, باربوسا
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,252
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 84


تشکرها : 11388
( 18912 تشکر در 1589 ارسال )
شماره ارسال: #103
RE: احوال پرسی دوستان و آشنایی با اعضاء جدید کافه

یک بعد از ظهر کامل ؟! tajob2

همین یه شب از روزهای هفته عملی تر است. همه که اینقدر وقت آزاد ندارن. asabiفقط روزش بهتره به انتخاب دوستان باشه . اصلا میشه نظرسنجی گذاشت. ساعت 10 تا 11  و یا 11 تا 12  بد نیست . مزیت اصلی اش اینکه که مثل یک برنامه زنده می مونه و هیجان و لطف بیشتری داره. :rolleyes:


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۳۹۰/۴/۲۰ صبح ۱۲:۰۱
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ترومن بروینک, ژان والژان, لمون, باربوسا
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,252
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 84


تشکرها : 11388
( 18912 تشکر در 1589 ارسال )
شماره ارسال: #104
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک ( احوال پرسی دوستان )

سلام علیکم جمیعا و رحمه الله  [تصویر: Ghelyon.gif]

برادران جهت قلیان و صرف قهوه تشریف بیارن داخل. [تصویر: kaffeetrinker_2.gif]

از پیتزا و فست فودها کلا بیزاریم !   [تصویر: acigar.gif]

از هر موضوع هنری و یا خودتان می تونید شروع کنید.

به قول صالح علاء باز کنید دکان که وقت عاشقی ست.

[تصویر: mocantina.gif]


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۳۹۰/۵/۱۲ عصر ۱۰:۱۷
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, لمون, باربوسا
هری لایم آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 473
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۱۸
اعتبار: 35


تشکرها : 278
( 4292 تشکر در 113 ارسال )
شماره ارسال: #105
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک ( احوال پرسی دوستان )

هوس چای و قلیان کردم البته در جهان واقعی و در معیت دوستان . واقعا می چسبه . آدم قلیون بکشه ,  چایی بخوره و در مورد مطالب جالب صحبت کنه . و جوجه در حال طبخ باشه و تا چند دقیقه بعد آماده بشه ... با چلو و کره .

۱۳۹۰/۵/۱۲ عصر ۱۰:۳۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, لمون, باربوسا
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,252
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 84


تشکرها : 11388
( 18912 تشکر در 1589 ارسال )
شماره ارسال: #106
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک ( احوال پرسی دوستان )

آقا دهن ما رو آب انداختی. آره . مخصوصا بوی دود ذغال و چربی جوجه ها که روی آتیش می ریزه آدم رو دیوونه می کنه. اگر کنار آب هم باشی و صدای آب هم بیاد که دیگه ... [تصویر: flat.gif]

البته من با قلیون اش مخالفم [تصویر: bad_boys_20.gif]


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۳۹۰/۵/۱۲ عصر ۱۰:۳۵
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, لمون, باربوسا
هری لایم آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 473
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۱۸
اعتبار: 35


تشکرها : 278
( 4292 تشکر در 113 ارسال )
شماره ارسال: #107
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک ( احوال پرسی دوستان )

رنوجان تو می تونی از آب نبات چوبی استفاده کنی . دهه 60 بهش کوجکی هم گفته می شد .

البته من دیگه مخلفات جوجه - چلو و کره  رو بیان نکردم چون نیازی به گفتنش نیس .

طبیعیه که ریحون و دوغ هم باید باشه و بعدش دوباره چایی و آب نبات و این داستان همینطوری تو یه لوپ معیوب ادامه پیدا میکنه . این یکی از جذاب ترین و ارزشمند ترین لحظات زندگیه که آدم باید در اون غوطه ور بشه .

۱۳۹۰/۵/۱۲ عصر ۱۰:۴۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : لمون, باربوسا
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,252
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 84


تشکرها : 11388
( 18912 تشکر در 1589 ارسال )
شماره ارسال: #108
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک ( احوال پرسی دوستان )

آره . دوغ محلی مخصوصا.  نه از این دوغ های مسخره ( عالیس , ... ) که مثل کشک می مونه. دوغ باید گازدار باشه و پدر صاحاب جوجه رو دربیاره. این دوغ های جدید مزه ماست یا کشک میده. [تصویر: www_MyEmoticons_com__burp.gif] این نشون میده که علاوه بر صنعت سینما , صنعت غذا هم داره به قهقرا می ره.

...خب دیگه از لهو و لعب بگذریم و به مقوله خودمان بپردازیم.

راستی همینجا از برادر تازه کافه کاپیتان اسکای ( حفظ الله طیارهو ) که با پست های خوبشان دیوار صوتی را شکسته اند تبریک می گوییم. دستشان درد نکند.

همچنین بد نیست کم کم یک مراسم یادبود برای دوست مفقود الاثر مسیو وردو بگیریم که برای شنا  وارد دریای بوشهر شدند و دیگر کسی ایشان را ندید  ایشان علاقه زیادی به هندوانه داشتند . از کلیه دوستان که از بوشهر هستند خواهش می کنیم اگر ردی از ایشان پیدا کردند به ما اطلاع دهند...

........ 


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۳۹۰/۵/۱۲ عصر ۱۱:۱۵
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, لمون, پیرمرد, باربوسا
هری لایم آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 473
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۱۸
اعتبار: 35


تشکرها : 278
( 4292 تشکر در 113 ارسال )
شماره ارسال: #109
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک ( احوال پرسی دوستان )

تجربه نشون داده دوستانی که در ابتدا کولاک می کنن زود انرژیشون تحلیل میره . خدا کنه کاپیتان اسکای اینطوری نباشه . فعلا که کاپیتان تیم امید کافس .

درواقع به نظر میرسه چهره های درخشانی در تیم امید هستن . نمونه دیگه مولانا الیور هاردیه که البته همزمان در تیم بزرگسالان هم توپ میزنه اما به علت مصدومیت نیم فصل اولو از دس داد.

۱۳۹۰/۵/۱۲ عصر ۱۱:۲۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, کاپیتان اسکای, لمون, باربوسا
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,252
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 84


تشکرها : 11388
( 18912 تشکر در 1589 ارسال )
شماره ارسال: #110
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک ( احوال پرسی دوستان )

فکر نمی کنم !

بر و بچ نیروی هوایی انرژی لایزال دارن. کاپیتان اسکای هم از همون هاست. کلی دوره های کماندویی دیده . ما نیروی زمینی هستیم . حساب ما سواست .

کافه ما حکم یک رنو-5 مدل دهه 60 رو داره که کارت سوختش ته کشیده . هر از چند وقت باید یکی هلش بده. انشااله ولی به سرپایینی رسیدیم من خودم می شینم پشت فرمون و مشکل حل میشه !  [تصویر: wind14.gif]


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۳۹۰/۵/۱۲ عصر ۱۱:۳۹
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, کاپیتان اسکای, لمون, باربوسا
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
*

ارسال ها: 357
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۳۱
اعتبار: 49


تشکرها : 1957
( 4238 تشکر در 288 ارسال )
شماره ارسال: #111
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک ( احوال پرسی دوستان )

ارادتمند شما و جمع دوستان! کاپیتان

راستش از خیلی وخ پیش دنبال یه آلونکی بودیم که  بروبچ "دل شدگان" بریزن توش و "انجمن شاعران مرده" رو دوباره زنده کنن و پشت سر آلفرد هیچکاک و فللینی و علی حاتمی داد بزنن: "ای ناخدا! ناخدای من!"

خیلی سخته دور و برت کسی نباشه که بشینی و از قاب بندی سینما و کلارگ گیبل و فلینی و سینمای هنری و چینه چیتا و ... گپ بزنی و اونام بفهمن و لذت ببرن! (پاره ای وقتا فِک می کنن دیوونه ای!!! ها والا!!!)

با این که تدوین غیرخطی درس می دم، تو جمع شاگردام هم ندارم همچی حس و حالی رو! تا دلت بخواد عشق سینمای صنعتی و جلوه های ویژه ی کامپیوتری و ...

این بود که همیشه سوار هواپیمای اسپید فایر، گشت که می زنم، جخ، دنبال یه جزیره ای، کوی و برزنی، آسمون خراشی، قایق شکسته ای، می گردم که آدمای باحالی توش بشینن و دستگاه پخش سوپر شونزده رو راه بندازن و فیلم های رنگ و رو رفته ی دهه ی چهل و پنجاه و شصت رو ببینن و تخمه ی آفتاب گردون بشکنن و حال کنن!

... سوگند کاپیتانی می خوریم که هستیم! هر وقت با هواپیما رد شدیم، یه سری به برو بچ می زنیم. اهل قلیون و دود و دم نیستیم ولی پایه ی چایی زعفرونی بال مگسیِ لبریزِ لب سوزِ لب دوزِ و آب گوشت و نون سنگک قندیِ تیلیت شده و  یه پر پیاز و دو تا فلفل تند و دوغ تُلُمی هستیم. ها والٌا...


ارادتمند: کاپیتان اسکای
۱۳۹۰/۵/۱۳ صبح ۰۴:۲۰
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, لمون, باربوسا
ترومن بروینک آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 40
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۳/۷
اعتبار: 8


تشکرها : 702
( 368 تشکر در 16 ارسال )
شماره ارسال: #112
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک ( احوال پرسی دوستان )

(۱۳۹۰/۵/۱۳ صبح ۰۴:۲۰)کاپیتان اسکای نوشته شده:  

ارادتمند شما و جمع دوستان! کاپیتان

راستش از خیلی وخ پیش دنبال یه آلونکی بودیم که  بروبچ "دل شدگان" بریزن توش و "انجمن شاعران مرده" رو دوباره زنده کنن و پشت سر آلفرد هیچکاک و فللینی و علی حاتمی داد بزنن: "ای ناخدا! ناخدای من!"

خیلی سخته دور و برت کسی نباشه که بشینی و از قاب بندی سینما و کلارگ گیبل و فلینی و سینمای هنری و چینه چیتا و ... گپ بزنی و اونام بفهمن و لذت ببرن! (پاره ای وقتا فِک می کنن دیوونه ای!!! ها والا!!!)

آخ گفتی مخصوصآ که تو مشهد زندگی کنی و تنها دل خوشیت تالار فردوسی جهاددانشگاهی باشه که تو هر دهه شمسی چاهارتا فیلم واسه عموم نمایش میده بعدش هم با مشتاقانی همسفره بشی که تعدادشون کمتر از انگشت های یک دسته، اونایی که موندن تو سالن واسه بخش ویژه تحلیل فیلم (تحلیل؟؟؟) اونم هنوز شروع نشده صدا میزنن : متأسفانه وقت تمامه!!!

هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ​ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ​ـــــــــــــــــــــــــــــی روزگار...

اینجا اصلآ جای مناسبی واسه اینجور کارها نیست 

۱۳۹۰/۵/۱۳ عصر ۱۰:۰۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کاپیتان اسکای, لمون, باربوسا
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
*

ارسال ها: 357
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۳۱
اعتبار: 49


تشکرها : 1957
( 4238 تشکر در 288 ارسال )
شماره ارسال: #113
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک ( احوال پرسی دوستان )

آخ گفتی ...با مشتاقانی همسفره بشی که تعدادشون کمتر از انگشت های یک دسته

.

...

هی پسر، ترومن! انگار دلت خیلی غصه داره! پس این کافه کلاسیک مال چیه! این یه دیوونه خونه س برای هزاران دیوونه ی مث من و تو!

"چون که گل رفت و گلستان شد خراب- بوی گل را از که جوییم، از سروان رنو و بر و بچ!"

دل تنگ مدار و آن چه می خواهد دل تنگ ات بگو!

توی دانشگاه نشد توی کنج همین غربت کافه کلاسیک! ها والٌا...!!!

**********


کنار  آب و  پای  بید  و  طبع  شعر  و  یاری خوش

کلاسیک  کافه ای  و  دوستان  نُونَواری     خوش

الا  ای  سینما جویی  که  قدر  فیلم    می دانی!

بیا بنشین در این کافه  که داری روزگاری  خوش


ارادتمند: کاپیتان اسکای
۱۳۹۰/۵/۱۴ صبح ۱۱:۱۵
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ترومن بروینک, سروان رنو, لمون, پیرمرد, باربوسا
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
*

ارسال ها: 357
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۳۱
اعتبار: 49


تشکرها : 1957
( 4238 تشکر در 288 ارسال )
شماره ارسال: #114
هواپیما و سینما

کاپیتان اومد، همه جل و پلاسشونو جم کردن و رفتن!

چرا هیشکی اینجا نیست؟

بالا تایپیک زدم:"فردا 18 مرداد، سال روز تشكيل باشگاه هواپيمایی كشوری ايرانِ سرافراز - شادباش کاپیتان را پذیرا باشید!"

یه وخ نگین بی ربطه!... هرکی این دور و بَراست، اگه فیلمی بابت هوا و هوانوردی دیده ما رو روشن کنه! 

یادش به ...! این هواپیماهای زیروی ژاپنی! عینهو لگن!!! ولی روح شرقی توی بالهاش موج می زد! مثل شیر شیرجه می زدن رو سر آدم! دستی دستی صاف می اومدن تو شیشه ی جلوی کابین! با مخ می رفتن توی ناوشکن های آمریکایی! خداییش دل داشتن ها! این کامیکازه ها!


یه فیلمی بود توی دوران نوجوانی دو سه بار رفتم دیدنش. ژاپنی ها ساخته بودن! درباره ی هواپیماهای زیرو، کسی اسمش رو یادش هست؟ اگه هست یه خبر به ما بده!


...چند تا فیلم سینمایی با محورِ هواپیما بگید ما سر حال بیاییم! مثلن فردا سال روز تشکیل باشگاه هواپیمایی ایرانه!


یکیش اونی که آلن دلون با "مظهر شکوه و جلوه ی آسمان ها"، "کنکورد" بازی کرد، خداییش کنکورد یه چیز دیگه بود! اسمش چی بود؟ اسم فیلم؟

**********
****

**

و یه داستان تلخ!

راستش هر کشوری برای بزرگداشت خاطره ی شیرزنان و شیر مردان فیلم می سازه و یادبود می گذاره!

روزهای اولی که شوروی و انگلیس و آمریکا توی جنگ جهانی دوم به ایران حمله ور شدن، با وجود بی طرف بودن ایران و با وجود تسلیم بی قید و شرط شدن ایران، شروع به بمباران هوایی و کشتار مردم بی پناه کردند. هنوز آمار دقیقی از این جنایت روشن نشده!

با شنیدن این خبر، چند تا از خلبان های رشید ایرانی که غیرتشون قبول نمی کرد که قتل عام مردم را با وجود تسلیم شدن تماشا کنند، بی اجازه سوار هواپیماهاشون شدن و به جنگ هوایی پرداختند. من مستقیم از یک شاهد صحنه این قضیه رو می گم. این بچه های شریف ایران، فرزندان خلف آریوبرزن و یوتاب ، چندین هواپیمای متفقین رو سرنگون کردند ولی با وجود هواپیماهای قدیمی و هجوم چند برابر هواپیماهای دشمن، دانه دانه توی آسمان پرپر شدند.

من نمی دونم کسی از این جریان ها مستند سازی کرده؟

کسی تا به حال به فکر ساختن فیلم درباره ی این داستان افتاده یا نه؟

یادشون گرامی و روان شان شاد!

آقا، فردا بحث رو بکشونیم به هواپیما و فیلم!


دم همگی گرم! فردا چای دیشلمه ی کافه و دیزی هرکره (مشهدیه)، مهمون من!

ها والٌا ... !


ارادتمند: کاپیتان اسکای
۱۳۹۰/۵/۱۸ صبح ۰۷:۵۹
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, لمون, پیرمرد, باربوسا
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 50


تشکرها : 5286
( 6629 تشکر در 287 ارسال )
شماره ارسال: #115
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک ( احوال پرسی دوستان )

(۱۳۹۰/۵/۱۸ صبح ۰۷:۵۹)کاپیتان اسکای نوشته شده:  

یه فیلمی بود توی دوران نوجوانی دو سه بار رفتم دیدنش. ژاپنی ها ساخته بودن! درباره ی هواپیماهای زیرو، کسی اسمش رو یادش هست؟ اگه هست یه خبر به ما بده! 

اسمش پرواز عقابها بود. یادش بخیر ! دقیقاً 8 بار رفتم سینما و این فیلم رو دیدم. عجب فیلمی بود! با دیدن این فیلم تا یه مدتی میخواستم خلبان بشم!

(۱۳۹۰/۵/۱۸ صبح ۰۷:۵۹)کاپیتان اسکای نوشته شده:  

آقا، فردا بحث رو بکشونیم به هواپیما و فیلم!

به قول یارو گفتنی چه دل خجسته ای داری! اونقدر برنامه ها و طرح های انجام نشده تو این کافه وجود داره که پیشنهاد شما توش گمه! فعلا که همۀ اعضاء با همدیگه قهرند.   درجۀ صمیمیت بچه های کافه تا حد زیادی پایین اومده. [تصویر: vahidrk.gif] نمیدونم علتش چیه . شاید هدفمند کردن یارانه ها باعثه!


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۹۰/۵/۱۸ صبح ۰۸:۴۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, کاپیتان اسکای, لمون, پیرمرد, باربوسا
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,252
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 84


تشکرها : 11388
( 18912 تشکر در 1589 ارسال )
شماره ارسال: #116
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک ( احوال پرسی دوستان )


کنار  آب و  پای  بید  و  طبع  شعر  و  یاری خوش

کلاسیک  کافه ای  و  دوستان  نُونَواری     خوش

الا  ای  سینما جویی  که  قدر  فیلم    می دانی!

بیا بنشین در این کافه  که داری روزگاری  خوش

کاپیتان ! این شعر از خودتونه ؟ [تصویر: 298.gif]

(۱۳۹۰/۵/۱۸ صبح ۰۷:۵۹)کاپیتان اسکای نوشته شده:  

 

یادش به ...! این هواپیماهای زیروی ژاپنی!

 هواپیما فقط فوکه ولف 190 . یه بار به اتفاق  سرگرد اشتراسر (ره) باهاش برفراز کازابلانکا پرواز کردیم. مانور می داد معرکه. موتورش BMW بود و صداش مثل آهنگ های باخ . [تصویر: healer.gif]

 

فیلم عقابها بود. یادش بخیر ! دقیقاً 8 بار رفتم سینما و این فیلم رو دیدم. عجب فیلمی بود! با دیدن این فیلم تا یه مدتی میخواستم خلبان بشم!

تنها فیلم جنگی ایرانیه که من CD شو دارم  و  دو سه بار دیدمش . خیلی خوب ساخته شده و هیچوقت هم فیلمی درباره جنگ به این حرفه ای ساخته نشد.

(۱۳۹۰/۵/۱۸ صبح ۰۸:۴۱)اسکورپان شیردل نوشته شده:  

 

 فعلا که همۀ اعضاء با همدیگه قهرند.

کی با کی قهره ؟

الف:  همه با همه

ب- همه با یکی

ج - یکی با همه

د- یکی با یکی


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۳۹۰/۵/۱۸ عصر ۱۱:۲۷
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, اسکورپان شیردل, لمون, پیرمرد, باربوسا
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 50


تشکرها : 5286
( 6629 تشکر در 287 ارسال )
شماره ارسال: #117
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک ( احوال پرسی دوستان )

(۱۳۹۰/۵/۱۸ عصر ۱۱:۲۷)سروان رنو نوشته شده:  

تنها فیلم جنگی ایرانیه که من CD شو دارم  و  دو سه بار دیدمش . خیلی خوب ساخته شده و هیچوقت هم فیلمی درباره جنگ به این حرفه ای ساخته نشد.

جناب سروان جان!

این عقابها با اون پرواز عقابها فرق میکنه. پرواز عقابها فیلمی ژاپنی بود در مورد خلبانان کامیکازه در جنگ جهانی دوم و نبرد پرل هاربر. هواپیمای زیرو هم یه جنگندۀ تک نفرۀ ساخت ژاپن بود که خلبانای ژاپنی با اون به رزمناوهای آمریکایی حمله می کردند و خودشونو به اون کشتی میزدند و غرقش میکردند. هواپیمای زیرو ساختار محکمی نداشت و خیلی از خلبانای ژاپنی که با اون پرواز می کردند از بین رفتند.


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۹۰/۵/۱۹ صبح ۰۴:۳۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, ژان والژان, لمون, پیرمرد, باربوسا
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
*

ارسال ها: 357
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۳۱
اعتبار: 49


تشکرها : 1957
( 4238 تشکر در 288 ارسال )
شماره ارسال: #118
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک ( احوال پرسی دوستان )

سروان رنو

کاپیتان ! این شعر از خودتونه ؟

کنار آب و ...

.

...

کاپیتان اسکای:

خاکِ من رو، با برادر دانا و خردمندم، آنتوان سنت اگزوپری از یه جا برداشتن! منتها اون شد نون سنگک دوآتیشه ی کنجدی قندی، ما شدیم نون بربری تافتونی! ها والٌا...!

ما، هردو، شیفته ی ادبیات، شیفته فن آوری، شیفته ی پرواز و شیفته ی آزادی هستیم!

روانِ برادرِ هم کابین ام شاد!

******

بله، این شعر از ماست باباجان!

دروغ چرا تا قبر آ آ آ آ ...، ریاح نباشه، ما ادبیات خوندیم و با عروض و قافیه و ردیف سر و کار داشته ایم! تو کابین، کنار دستمون، یک کاغذ قلم هست. هر موقع می رم رو اتوپایلوت دست به قلم می شم و یه بیان احساسی رو ثبت می کنم. جخ، اون بالا، اون بالا بالاها دنیا رو یه جور دیگه می بینی، به خصوص که تنها باشی و با خورشید و ماه دل بدی و قلوه بستونی! ها والٌا...!


ارادتمند: کاپیتان اسکای
۱۳۹۰/۵/۱۹ صبح ۰۹:۵۴
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, ژان والژان, لمون, پیرمرد, باربوسا
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
*

ارسال ها: 357
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۳۱
اعتبار: 49


تشکرها : 1957
( 4238 تشکر در 288 ارسال )
شماره ارسال: #119
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک ( احوال پرسی دوستان )

قهوه خانه ی کافه کلاسیک ( احوال پرسی دوستان )

جناب سروان جان!

این عقابها با اون پرواز عقابها فرق میکنه. پرواز عقابها فیلمی ژاپنی بود در مورد خلبانان کامیکازه در جنگ جهانی دوم و نبرد پرل هاربر. هواپیمای زیرو هم یه جنگندۀ تک نفرۀ ساخت ژاپن بود که ....

کم کم دارم حال می آم!

نه!!! بر و بچ دارن جوووون می گیرن!

اسکورپان! به خدا خیلی حرفه ای هستی!

آفرین! درود و صد درود!

صحنه ی آخر "پرواز عقاب ها" سوزوندن آخرین هواپیمای زیرو بود. زیرو بدون خلبان هاش هیچ چی نبود. یادمان باشد که همین جاپونی ها چه جنایاتی رو در چین و سرزمین های دور و برشون انجام دادن. جنگ رو اون ها شروع کردن و آخرش هم فیلمی ساختند که خودشون رو مظلوم جلوه بدن!

بیچاره خلبانانی که هیچ اراده ای از خودشون نداشتند و به خاطر اهداف یک مشت روان پرش جنگ طلب، کامیکازه می شدن!

********************


ارادتمند: کاپیتان اسکای
۱۳۹۰/۵/۱۹ عصر ۰۱:۴۱
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : لمون, پیرمرد, باربوسا
بانو آفلاین
مدیر داخلی
*****

ارسال ها: 197
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۳۱
اعتبار: 63


تشکرها : 7909
( 3540 تشکر در 125 ارسال )
شماره ارسال: #120
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک ( احوال پرسی دوستان )

(۱۳۹۰/۵/۱۹ صبح ۰۴:۳۹)اسکورپان شیردل نوشته شده:  

این عقابها با اون پرواز عقابها فرق میکنه. پرواز عقابها فیلمی ژاپنی بود در مورد خلبانان کامیکازه در جنگ جهانی دوم و نبرد پرل هاربر. هواپیمای زیرو هم یه جنگندۀ تک نفرۀ ساخت ژاپن بود که خلبانای ژاپنی با اون به رزمناوهای آمریکایی حمله می کردند و خودشونو به اون کشتی میزدند و غرقش میکردند. هواپیمای زیرو ساختار محکمی نداشت و خیلی از خلبانای ژاپنی که با اون پرواز می کردند از بین رفتند.

ضمن تشکر از دوست گرامی اسکورپان عزیز

واژۀ کامیکازه (کامیکازی) از آن دست لغاتیست که با آن خاطره ها داریم... معمولا در بحثهای بزرگترها می شنیدیم که به آب و تاب از آن یاد می کردند...

به واقع خود این واژه در زبان ژاپنی "نسیم خداوندی" معنا می دهد. در سالهای دور گویا در حملۀ یکی از اقوام (احتمالا مغولها) به سواحل ژاپن، همه چیز دست به دست هم می دهد تا زمینه را برای شکست ملت ژاپن فراهم کند. اما ناگهان با دعای مردم، انگار بادی از سوی مخالف ناوگان مغول شروع به وزش می کند و در مقابل موجب تسریع کشتیهای ژاپنی می گردد و در یک جنگ عجیب و غریب و به مدد خداوند، ژاپن پیروز این مبارزه می شود. (چیزی شبیه حادثۀ صحرای طبس خودمان!)

در زمان جنگ جهانی دوم، نیروی هوایی ژاپن بارها در مقابل نیروی هوایی و دریایی آمریکا ایستادگی کرد اما، سرانجام دولتمندان این کشور دانستند که یارای برابری با هواپیماهای مدرن آمریکایی را ندارند. شجاعترین و به واقع تواناترین خلبانان ژاپن بایستی 250 کیلوگرم مواد منفجره را با هواپیما حمل می کردند و یا روی عرشۀ ناوهای آمریکایی سقوط می کردند و یا داخل دودکش این کشتیها. مردانی که شده بودند ساموراییهای دوران مدرن و برای هاراگیری آماده بودند! آئین شینتوی ملت ژاپن، آئین تقدس مام میهن است. برای پاسداری از این مادر، خودکشی امری بدیهی و افتخار آفرین تلقی می شود. مردان شجاع ژاپنی پس از درگیری در هوا با هواپیماها، (تازه اگر مهارت کافی می داشتند) باید خود را به ناو آمریکایی می کوبیدند وگرنه سقوط در دریا و یا منهدم شدن توسط تیربارهای آمریکایی در انتظارشان بود. خلبانانی که صرفا برای عملیات کامیکازی آموزش می دیدند، چون می دانستد که غایت این اقدام چیزی جز مرگ نخواهد بود، صرفا نواری سپید بر پیشانی می بستند و به ناوگان دشمن حمله ور می شدند.... مردانی که می شدند نسیم خداوندی برای پیروزی میهن.

دختران محصل ژاپنی، برای خلبان شجاع کامیکازی گل تکان می دهند...

ایثار، شجاعت یا .... نیاز به نقد بیشتر آئین مورد پذیرش؟! نمی دانم! اما ماجرایی ساده نیست....

بامهر... بانو


مریم هروی
۱۳۹۰/۵/۱۹ عصر ۰۳:۲۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : حمید هامون, کاپیتان اسکای, اسکورپان شیردل, سروان رنو, ژان والژان, دزیره, ترومن بروینک, زرد ابری, لمون, پیرمرد, باربوسا
ارسال پاسخ