[-]
جعبه پيام
» <شارینگهام> دوستان،از این سایت خبر داشتید؟ https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=509&pid=4532
» <جیمز باند> عملیات مرداب هم تمام شد... چه زیبا اشاره کردید...آخرین بازمانده هم رفت... یادش همیشه گرامی
» <جیمز باند> وقتی سریال 24 را بار اول میدیدم به خودم گفتم صدای او شایسته مشاور نامزد ریاست جمهوری است...
» <جیمز باند> استاد ربیعی، بی ادعا، بی حاشیه، مرد نازنین، با صدایی دوست داشتنی، کار بلد به معنای واقعی، تیپ ساز...
» <مموله> روح استاد پرویز ربیعی شاد شاهکارشون توی سریال جنگجویان کوهستان به جای کائوچیو بود البته به جز بچه های دهه شصت بنظرم پسرشجاع ،الفی ،میشا ،استرلینگ هم یتیم شدند.
» <رابرت> "پدرهای مهربانی که پیپ می‌کشیدند..." به یاد مرحوم "پرویز ربیعی" https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=56&pid=4531
» <اکتورز> بهترین جایگاەها نزد آفریدگار را برای آرامش روح استاد پرویز ربیعی آرزومندم ، خداحافظ صدای مهربان استاد ادر نجار
» <شارینگهام> در جمع دوبلوران «عملیات مرداب » استاد ربیعی ، اولین کسی بود که از دور خارج میشه و در زندگی آخرین نفر!
» <شارینگهام> سلام و هزاران تسلیت ؛ استاد پرویز ربیعی هم رفت. دیگه از جمع دوبلوران« عملیات مرداب »هیچ کس نمانده ...
» <سروان رنو> من تون صداش رو خیلی دوست داشتم ؛ سروان رنوی کلود رینز با صدای ربیعی محشر بود , یا تام هیگان پدرخوانده
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 7 رای - 4.29 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
برنامه های دهه 70
نویسنده پیام
rahgozar_bineshan آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 260
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۷/۵
اعتبار: 34


تشکرها : 5234
( 1522 تشکر در 131 ارسال )
شماره ارسال: #101
RE: چند فیلم و سریال دهه هفتاد

(۱۴۰۲/۶/۳۰ عصر ۰۵:۴۸)پیرمرد نوشته شده:  

(۱۴۰۱/۱۱/۲۴ صبح ۰۴:۳۳)BATMAN نوشته شده:  

مجموعه تهران 20 با حضور شهلا ناظریان ، حسین عرفانی

دوست عزیز و گرامی جناب BATMAN به مجموعه طنز تهران ساعت* ۲۰ اشاره فرمودند که سال ۷۰ (با تقریب ۱- و ۱+ سال) از شبکه دوم سینما ساعت ۲۰ انحصاراً در تهران پخش می‌شد و شهرستا‌ن‌های دیگر تنها دههٔ فجر توانستند چند قسمت از این برنامه جالب را که با هنرمندی تعداد زیادی از هنرمندان گروه صبح جمعه با شمای رادیو با همان شخصیت‌ها از قبیل دست و دلباز، ملوّن، زرگنده، آمیز عبدالطمع و ... به صورت نمایش تصویری اجرا می‌شد و مجری آن هم به گمانم هرمز شجاعی‌مهر بود، ببینند. واقعاً هنوز هم دلیل این تبعیض صدا و سیما برایم قابل درک نیست. اگر در شبکه جدید و غیرقابل دسترسی در دیگر شهرستان‌‌ها پخش شده بود، جای بحث نداشت ولی اینکه در آن دوران قحطی برنامه و شبکه، یک برنامه ارزنده از شبکه دو که در تمام کشور قابل دسترس است فقط برای پایتخت پخش شود، غیرقابل قبول است.

در تایید حرفهای پیرمرد دل برنای عزیز عارضم که قشنگ یادم هست که از چند هفته قبل تبلیغات و تیزر برنامه تهران ساعت 20 از تلویزیون با صدای ماندگار مرحوم منوچهر نوذری پخش می شد که :هرچه در تهران هست و نیست...در تهران ساعت 20!!!

ما بچهه ای کم امکانات و محروم شهرستانی هم خوشحال بودیم که قرار است  پخش یک برنامه تلویزیونی جذاب شروع بشه و یک سرگرمی تازه دراون ایام کم سرگرمی پیدا خواهیم کرد -به ویزه یکی مثل من که علاقه مند به دیدن چهره گویندگان برنامه صبح جمعه با شما بودم-که ناگهان صحبت اقای آتش افروز مثل یک سطل  آب یخ روی سر کرختمان کرد: این برنامه مخصوص شبکه تهران است و از شبکه های سراسری 1و2 پخش نخواهد شد!!!

یادم هست تا چندین روز همه بچه ها پکر و دمغ بودند و شاکی از این که هرچی امکاناته مال تهرانی هاست!!


سكوت سرشار از ناگفته هاست.......!
۱۴۰۲/۹/۲۵ صبح ۰۹:۴۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رابرت, Emiliano, سروان رنو, اکتورز, مارک واتنی, Dude, کنتس پابرهنه, مموله, مراد بیگ, کوئیک, آدمیرال گلوبال
مراد بیگ آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 386
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۱/۱۰
اعتبار: 36


تشکرها : 2665
( 2368 تشکر در 281 ارسال )
شماره ارسال: #102
فیلم تلوزیونی قدرت - 1998 ساخته ی میگوئل الکساندر

Dude نوشته شده:

(۱۳۹۵/۱۰/۲۷ صبح ۰۱:۴۰)مراد بیگ نوشته شده:  

با سلام خدمت دوستان،دنبال عنوان فیلمی هستم که حدودا 25 سال پیش دیدم.

اگر اشتباه نکرده باشم داستان فیلم در مورد کاندیداتوری ریاست جمهوری آمریکاست یا چیزی شبیه این ، رئیس حزب که پیرمردی مرموزه در قبال گروگانگیری و تهدید بقتل دامادش که نامزد همون حزب در انتخابات بوده بدلایلی سکوت میکنه ولی  دخترش بتنهایی دنبال راه نجاتی برای رهایی همسرش میگرده و تنها حامیش که بادیگارد خانوادگیشون بوده تو یه صحنه ی درگیری، کشته میشه ، در نهایت زنه  با کلی زحمت و مرارت و بدون هیچ پشتیبان دیگری میتونه با توافق با گروگانگیرا در خصوص کنار کشیدن همسرش از سیاست همسرشو نجات بده ...(امیدوارم روایت داستان رو درست بیان کرده باشم)

کشته شدن بادیگارد خانوادگی یکی از دراماتیک ترین سکانس هایی است که بخاطرم مونده،امیدوارم با کمک شما علاوه  اینکه تماشای مجدد فیلم بعد گذشت سالها موجبات تجدید خاطره  برای این راهزن پادر هوا بگردد، روح آن مرحوم مغفور را هم شاد بنماید.

به نظرم فیلم، ربطی به آمریکا و رییس جمهورش ندارد، واحتمالا چیزی شبیه Macht 1998 است، که چیزی جز خلاصه ای از داستانش و چند عکس از هنر پیشه هایش پیدا نشد.

https://www.imdb.com/title/tt0156756/

تقدیم به دوست گرامی جناب Dude 


قدرت  وسیله ی بازی و سرگرمی نیست ، قدرت یک سلاح است و تنها کسی که توانایی استفاده از آن را داراست شایستگی تصاحبش را دارد .


شجاعت ، کاری است که کارگردان جوان و پرتغالی الاصل آلمانی میگوئل الکساندر با حمایت مالی و معنوی کانال خصوصی و تجاری Sat.1 بدان مبادرت می ورزد،  درست پیش از موعد انتخابات فدرال به سال 1998 و پیروزی احتمالی گرهارد شرودر به عنوان صدر اعظم جدید آلمان ، کاری که صدا و سیمای ملی  از انجام آن معذور و بر انجامش ناتوان است .


Macht - 1998 تریلری است معمایی - جنایی  که از فساد در عالم سیاست سخن می گوید و با کنایه های ارزان قیمت  به اعتبار انتخابات پیش رو در آلمان یورش می برد .

پیتر سامر، نامزد پیشرو و کاریزماتیک یک حزب تازه شکل گرفته ، به عنوان ستاره جدید در آسمان سیاسی تجلیل می شود ، همه نظرسنجی ها او را رئیس آینده دولت می دانند ، به نظر می رسد او موفق شده است ، صدای تشویق ممتد سیل جمعیت حاضر بیانگر این مدعی است .


همسرش فرانزیسکا و دختر نوجوانش کاتیا با غرور و شعف زاید الوصفی او را در این برنامه ی تبلیغاتی همراهی می کنند ،  ریچارد مول رئیس و رهبر حزب اما با حرکاتی تصنعی پیروزی احتمالی انتخابات را به خود و نامزد جوان حزب تبریک می گوید ...

از چپ پیتر سامر(پیتر ساتمن) ، ریچارد مول(دیتمار شونهر) ، فرانزیسکا سامر(کاتیا رِیمَن) و دخترشان کاتیا سامر( لوئیزا هرفرت)



 عملیات گروگانگیری پیتر سامر که با خرابی اتومبیل ، شلیک چند بمب دودزا و درگیری مسلحانه و تعقیب و گریز کوتاهی همراه است نخستین شوک را به بیننده وارد می سازد .


از این سو به بعد داستان فیلم در دو بخش مجزا از هم روایت میشود ، از یک سو سیاستمداری که در دخمه ای به دام ربایندگان افتاده و گیج و مستاصل مذاکرات ناسرانجامی با ایشان دارد و از سمتی دیگر  همکاری حزب با کارآگاهان آژانس فدرال در جهت تلاش ظاهری برای آزادی ایشان که بصورت موازی  به تصویر کشیده میشود .

الیور گارتنر با بازی خولیو ریچارِلی(نفر سمت راست)



ربایندگان در قبال آزادی سامر  در وهله ی اول خواستار 15 میلیون مارک آلمان هستند ، ریچارد مول خود شخصا عملیات دادن باج در قبال آزادی سامر را برعهده میگیرد ، مبادله با شکست همراه میشود ، سامر نا امید معتقد است مول برای حذف ایشان عمدا خرابکاری کرده است اما ربایندگان بی توجه به گفته های ایشان  با توسل به خشونت خواسته ی خود را اینبار افزایش می دهند . فرانزیسکا که زنی با هوش بالاست خود شخصا وارد گود گشته طی تحقیقات صورت داده در اطراف خود به تمامیت فعالیت حزب و و در بطن آن به همسرش بعنوان نماینده ای که در خرید و فروش تسلیحات دست داشته مشکوک  و بدبین میگردد ، اما با این وجود در صدد آزادی وی بر می آید ، تنها حامی و پشتیبان مورد اعتماد او در این راه اولیور گارتنر بادیگارد خانوادگیشان است که در تمامی مراحل او را همراهی می کند .

نیکول هستر در نقش آنا سامر مادر پیتر (سمت چپ)


 فیلم وارد فاز جدید و سرنوشت ساز خود میشود ، خبرچینان یک به یک جان خود را ازدست می دهند و فرانزیسکا که یقین حاصل کرده خیانت برادر قدرت است ، مایوس از مول یگانه یاور خود الیور را نیز در یک سکانس تمام تراژیک تعقیب و گریز ازدست می دهد ، با مرگ الیور فرانزیسکا بواقع خود را در باتلاقی از فساد سیاسی ، یاس و نا امیدی غوطه ور  می بیند ، در ادامه اما پس از تحمل مسیری طاقت فرسا و مرارت های فراوان ، ربایندگان را حاضر به مذاکره ی رویاروی با خود می گرداند .


فرانزیسکا در نهایت موفق میشود همسر نیمه جانش را از دست ربایندگان ، سیاست و مول  یکجا برهاند ...


روایت فیلم داستانی است تخیلی الهام گرفته از خاطرات اسارت یان فیلیپ رِمِسما *در دست ربایندگانش در کتاب در سرداب -1997


بازی زوج هنری مشهور کاتیا رِیمَن و پیتر ساتمن در نقش فرانزیسکا و همسرش باور پذیر و عالی است ، دیتمار شونهر در نقش رهبر حیله گر حزب میدان داری می کند اما علیرغم تکیه کارگردان بر استفاده  از نام های بزرگ در موفقیت فیلم به عنوان محصولی سرگرم کننده و تماشگر پسند ، بهره گیری از جلوه های سطحی و داستان کلیشه ای - به رسمی که در تلویزیونهای تجاری معمول است - این اثر را ازیک  درام سیاسی مهیج جدی که در یادها بماند دور ساخته و به اثری گمنام مبدل می سازد ، متاسفانه هیچ اثری از این فیلم خاطره انگیز برای ما در دنیای مجازی  غیر از تعدادی از تصاویر مندرج در بالا وجود ندارد ...

*دکتر یان فیلیپ رمسما پژوهشگر سیاسی ، اجتماعی و فرهنگیِ اهل آلمان که در 25 مارس 1996 توسط چهار مرد ربوده شد ، خانواده اش  پس از 33 روز اسارت و در میان سنگ اندازی عوامل قضایی رسیدگی به پرونده ، در مبادله ی سوم موفق به آزادی وی در قبال 15 میلیون مارک آلمان و 12.5 میلیون فرانک سوئیس شدند .


مراد بیگ : من ادعائی ندارم ، خاله لیلا : ادعائی ندارم خودش کم ادعائی نیست .
۱۴۰۲/۹/۲۷ صبح ۰۲:۴۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : لوک مک گرگور, رابرت, Emiliano, Dude, سروان رنو, مموله, مارک واتنی, کنتس پابرهنه, Classic, rahgozar_bineshan, اکتورز, کوئیک, BATMAN
ارسال پاسخ