[-]
جعبه پيام
» <مراد بیگ> دوست من جناب بتمن و البته که تماشای دوباره ی این فیلم در این روزهای بخصوص بنا به فرموده ی دوستمان جناب رابرت تاچه اندازه تأمل برانگیزتره .
» <باربوسا> درود ژنرال
» <آدمیرال گلوبال> سلام به همه
» <BATMAN> چه جالب! چند ماه پیش با جناب مراد بیگ درباره این فیلم بحث کردیم، در یاهو
» <رابرت> 1987 در "معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده" http://cafeclassic5.ir/thread-1079-post-...l#pid43722
» <BATMAN> سلام به رهگذر بی نشان و سایر دوستان / خیلی مچکر کنتس عزیز
» <rahgozar_bineshan> سلام و درود بر همه یاران قدیم و جدید
» <کنتس پابرهنه> بتمن جان خوش برگشتی 3>
» <رابرت> "کمیسر متهم می‌کند" در خاطرات سودا زده من http://cafeclassic5.ir/thread-1150-post-...l#pid43710
» <کاپیتان اسکای> زنی که بعد از مرگ‌، نامش را بر روی یک گونه از گل لاله گذاشتند. https://www.1pezeshk.com/archives/2014/0...raphy.html
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 7 رای - 3.71 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
موسیقی پاپ متعهد
نویسنده پیام
بانو آفلاین
مدیر داخلی
*****

ارسال ها: 197
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۳۱
اعتبار: 63


تشکرها : 7909
( 3524 تشکر در 119 ارسال )
شماره ارسال: #7
موسیقی پاپ متعهد

دوستان خوبم، ضمن تشکر از همۀ شما که قبول زحمت نمودید و در این تالار با گذاشتن نوشته های زیبایتان بر غنای مطالب افزوده اید....نکته ای را می نویسم که گمانم ضروری باشد....

گمان می کنم در ارسال نخست، قصور از بنده بود و توضیحات گویا و کافی نبودند... شاید چون تالار را نه به شکل عام، بلکه بر مبنای هنرمندی خاص آغاز کردم چنین نارسایی رخ داد و قصور از بنده است....

سوالی مطرح شده بود: تعهد به "که" و به "چه"؟

 اجازه بفرمائید مختصری از تاریخچۀ ترانه سرایی در این مملکت را مجددا مرور کنیم تا ببینیم چه شد که به اینجا رسید و این نام از کجا آمد.... و تاکید می کنم این نام، اختراع یا انتخاب بنده نبوده..... که خدای نکرده قرارگیری عده ای در آن به معنای متعهد بودن صرفا این اسامی و یا در مقابل، غیرمتعهد بودن سایرین محسوب شود... امید که توضیحات بعدی گویا باشند و ایراد برطرف گردد....

********************************************************************

ترانۀ ایران، از زمانی که مردم، سازی به دست گرفتند، از اول و ابتدای موسیقی، در دو قالب ویژۀ مجلس اعیان واشراف و کوچه و بازار فعالیت می کرد. از دوران باربد و نکیسا، از عهد خسروپرویز و آن 365 لحن باربد... و حتی قبل تر از آن... بخشی بود از زندگی مردم این مملکت...

همیشه مجلس آرا بود اما، کم کم از ارزش و مقام افتاد، ورود اسلام و نگرش مذهبیون در این میان بی تاثیر نبود، دیگر هنرمند در میان عوام، مترادف شد با مطرب و لوطی. با کسی که برای مبلغی ناچیز پول در مجلسی صرفا مجلس آرایی می کرد با رقاصه ای و دو سه خط ترانۀ پوچ و بی مفهوم. این همراهی با رقص و گاه توام با حضور حیوانی و لوطی گری (گرداندن میمون و سگ و گربه و ساز زدن و پول گرفتن)، موسیقی را از جایگاه فاخرش دور کرد. تا کم کم، در دورۀ قاجار، ترانه هایی به گوش رسید، با مفاهیم عاشقانه و گهگاه مردمی و معترض، مرحوم علی اکبر شیدا که هم ترانه ساز بود و هم نواساز، با ساخت تصانیفی به دور از آن کلام سخیف کوچه و بازار، ترانه را متحول نمود. به اصطلاح به آن سر و سامانی داد. شیدا متولد 1259 هجری قمری بود و تا سال 1324 قمری که از دنیا رفت، مجموعه ای از ماندگار ترین تصانیف و ترانه ها را به مردم هدیه کرد که "امشب شب مهتابه"، " دل شیدا" ، " عقرب زلف کجت..." و "ای مه من" از آن جمله اند. او معاصر ناصرالدین شاه قاجار می زیست و در این دوران هنرمندان، اندکی مجال یافتند از کنج عزلت به در آمده و با مردم حشر و نشر داشته باشند. شیدا سه تار یا ساز دراویش را از گوشۀ منزل، به اجتماع وارد کرد و موسیقی به مردم نزدیکتر شد...

 

و سپس عارف قزوینی درخشید. عارف متولد 1261 یا 1259 هجری شمسی بود. صدایی خوش داشت و به سرعت در میان شاهزادگان قاجار نامی بلند کرد، مظفرالدین شاه قاجار می خواست تا او را وارد فراشان کاخ نماید اما این با طبع آزادۀ عارف همخون نبود، پس از تهران رفت و همزمان با آغاز نغمه های مشروطه، با نوشتن اشعار و تصانیف انقلابی، به تبلیغ و قدرت گرفتن این جنبش یاری رساند. از مهمترین آثار عارف "از خون جوانان وطن لاله دمیده" ، " از کفم رها" و "آمان" هستند و ... عارف در 1312 هجری شمسی درگذشت...

 

ترانه همچنان ادامه داشت، سرایندگان بسیاری آمدند، نوشتند اما، تحول، آن بیداری و تغییر رویکرد مدتها بود که از خاطر رفته بود... بیداری ترانه، اینبار با نگاهی دیگر رخ داد. ترانه های تغزلی مرحوم رهی معیری. او نیز همچون عارف و شیدا، موسیقی را می شناخت، در گذاشتن کلام بر آهنگ استاد بود اما اینبار رویکرد ترانه، تغزل بود و لحنش حالتی عاشقانه اما غیر مبتذل یافته بود. ترانۀ عاشقانۀ آن دوران، بیش از توصیف قد و بالا و خط و خال معشوق در چنته نداشت اما اشعار رهی، با آن سوز و گداز و اشتیاق اما بی وصال و مانده در غم هجران، نسلی از شعرای همفکر را همراه کرد و از اینجا به بعد و از سال 1334 با شکل گیری برنامۀ وزینی به نام  گلها در رادیو ایران به همت مرحوم پیرنیا، بهترین شعرا و ترانه سرایان به این عرصه وارد شدند. این برنامه به مدت 20 سال ادامه داشت، در این بین مدیران آن نیز تغییر کردند. مرحوم پیرنیا در 1349 به دلیل بیماری استعفا دادند و پس از ایشان مرحوم رهی معیری تا 1347 و زمانی که بیماری مانع حضور اجتماعی ایشان نشده بود، سرپرستی برنامه را به عهده داشت. و بعد از درگذشت رهی، استاد هوشنگ ابتهاج برای مدتی تا 1350 سرپرست برنامه بودند. گلها با نامهای گلهای جاویدان و سپس یک شاخه گل، برگ سبز، گل‌های صحرایی، تداوم داشتکریم فکور، اسماعیل نواب صفا، بیژن ترقی، معینی کرمانشاهی، عماد خراسانی، علی اطهری و ... از این دست شعرایی بودند که با نگاه تغزلی مرحوم رهی می نوشتند و ترانه های ارزشمندی را به فضای آن دوران موسیقی اصیل ایران هدیه کردند.

(رهی معیری - کریم فکور - بیژن ترقی-عماد خراسانی) 

تا این مرحله، هنوز خبری از پاپ، نبود. سازها ایرانی بودند، سبک کاری در قالب موسیقی ردیف دستگاهی خودمان بود و خوانندگان نیز با تکنیکهای ایرانی می خواندند.

اینک زمزمه های پاپ و با تقلید صرف از غرب، به گوش می رسید. هنوز جایگاهش را نیافته بود. نوازندگان زیادی در کشور نداشتیم که با سازهای غربی آشنا باشند. سازهای مورد استفاده از حد آکوردئون، گیتار، فلوت، تومبا، ویولون و ارگ فراتر نمی رفتند. نوازندگان بنامی از ایران به غرب می رفتند و با کسب مهارت در سازهایی، دانش و تخصص نواختن آن ساز را به کشور باز می گرداندند. اما هنوز، پاپ شکل نگرفته بود. سعی و خطا بود و راهی طولانی در پیش روی داشت.

و ناگهان حضور ویگن و ترانه های پاپ وی، تحولی را در ترانۀ ایرانی موجب شد. ویگن نیز همچون متقدمین پاپ ایران، با نگرشی غربی می ساخت و می خواند. او که متولد 1307 بود، در یک دهه از 1330 تا 1340 محبوبترین چهره پاپ ایران محسوب می شد. ترانه های او هرگز حالت جاز نداشتند اما تحولی که او آغاز کرد، تا آنجا قدرتمند بود که مردم به او لقب سلطان جاز ایران را دادند و موسیقی اش همه گیر شد، ویگن تا بدانجا محبوب شد که در 1333 به دعوت مرحوم خاچیکیان به پردۀ سینما نیز راه یافت.

 

حال موسیقی پاپ، قد می کشد. کم کم مراحل سعی و خطا را پشت سر می گذارد. سازهای درامز، گیتار (کلاسیک و برقی)، کلارینت، ابوا، ویولن (با تکنیک غربی)، ارگ و فلوت با مهارتهای نوازندگان پاپ و نه کلاسیک غرب، راه خود را به پاپ ایران نیز باز می کنند. حسن شماعی زاده، فرید زولاند، فریدون خشنود، بابک افشار، واروژان، بیات، منفرد زاده دست به تجربیاتی نو می زنند. موسیقی پاپ میان مردم مخاطب خود را یافته است.

 

(فرید زولاند - واروژان - بابک بیات - بابک افشار - اسفندیار منفردزاده) 

اما این سبک کار نیز همچون سایر شاخه های هنری با تغییراتی در نگرش فعالانش مواجه می گردد.... آیا به راستی هدف پاپ همین بود....؟! آیا نمی شود چیزی بیش از یک خوشی کوتاه مدت به مردم بخشید....؟! پس روح و روان مخاطب کجای این داستان بود......

در این میان، جنبشهایی انقلابی شکل می گرفت. دسته ای از معترضین در سه شاخۀ آهگنسازی، ترانه سرایی و خوانندگی، راه خود را جدا کردند. اما ترانۀ کوچه بازاری نیز همچنان به راه بود، ترانه ای که روشنفکران آن دوره به آن نام موسیقی "خالتور" داده بودند. می گویند در زمان قاجار، خاله توران نامی بوده که مجالس عیش و نوش و طرب و رقصی برقرار می کرده و در این مجالس وقتی به اصطلاح سرها گرم می شد و مستی حضار مانع از کارکرد عقل و فهم می شد، گروه موسیقی، صرفا به چینش واژگان پشت هم می پرداختند، کلامی بی معنا توام با رقص و سوت و دست حضار به گوش می رسید و نیناش ناشهای مستانه می شد ماهیت این قسم موسیقی. به دلیل شهرت این خاله توران، بعدها به این سبک موسیقی، خاله تورانی، سپس خاله توری و بعدها به شکل مخفف شدۀ خالتوری اطلاق گشت. عنوانی که هم اکنون نیز برای بسیاری از مثلا موزیسینهای پاپ فعلی مناسب و درخور است!

از هنرمندانی می گفتیم که راه خود را جدا کردند. این گروه، تحت عنوان هنرمندان پاپ متعهد(عنوانی که خود برای نوع کارشان برگزیده بودند)، مشغول به فعالیت شدند. شاید نخستین جرقه های این جنبش از شکل گیری گروههای مستقل دیگری نظیر "شیش و هشت" و "چشمک" که در رادیو ایران مشغول به کار بودند، زده شد. تفاوت عمده در این میان، نوع کلام شعرا بود که اثر آنان را برجسته و متفاوت می ساخت.

داریوش، افشین، کیوان، آلیس، اونیک، ماسیس و نلی نخستین اعضای گروه شیش و هشت بودند. گروهی موفق که بسیار از کوچه و بازار فاصله داشت. اشعار معقول و تا حد زیادی غیر مبتذل (به معنای فاقد ارزش اخلاقی) محسوب می شدند.

 

 و کم کم... ترانه به حالت هدفمند می رسید. هدفِ جنبشی انقلابی، اعتراض به شرایط سیاسی مملکت، اعتراض به شرایط حاکم بر جامعۀ مثلا هنرمندان آن زمان. احترام قائل شدن برای روح و روان مخاطب و سپس نفسِ موسیقی. تعهد به مخاطب در مقامِ "که" و به نفسِ موسیقی در مقامِ "چه" .

با چنین دیدگاهی، نخستین سیاسی سرایان آن زمان وارد عرصه شدند. شهیار قنبری متولد1322، ایرج جنتی عطایی متولد 1325، اردلان سرفراز متولد 1329، نخستین ترانه های موفق سیاسی آن دوره را نوشتند. هرکدام کوچکترین قدمی که برداشتند، محکوم شدند، زندان کشیدند و باز به جبران جرم واهیِ اعتراض، مجبور شدند اثری را برای دل خوش کنک حکومت وقت، بسازند تا برای مدتی دست از سر فعالیتشان بردارند و مجاز به ادامۀ فعالیت و شاید نفس کشیدن در زندانهای بی دیوار استودیوهایشان با دیگر همسنگرهایشان (آهنگسازان و خوانندگان متعهد) باشند.

 

(شهیار قنبری - ایرج جنتی عطایی - اردلان سرفراز) 

همکاری داریوش، بیات و جنتی عطائی. همکاری فرهاد و اسفندیار منفردزاده، همکاری واروژان و گوگوش، و فعالیت بسیاری دیگر از هنرمندان آن دوران نظیر مازیار، به موسیقی پاپ آن دوران رنگ و بوی تازه ای بخشید. موسیقیِ کلام محوری که با دانش آهنگسازی و صداهایی صحیح و تکنیکی توام بود. این جنبش موفق، تحت عنوان پاپ متعهد نفس می کشید، ترانه می ساخت، محکوم می گشت، زخم می خورد اما از مردم جدا نمی شد و با انقلاب، همه چیز دگرگون شد....

( اسفندیار منفردزاده و فرهاد - مازیار - شهیار قنبری، داریوش و واروژان) 

کوچ یا مهاجرت دسته جمعی برخی از هنرمندان این شاخه از پاپ، ضربه ای جبران ناپذیر بر اسکلت پاپ متعهد وارد ساخت و در مقابل، آن پاپی بر جای ماند که نه حرفی برای گفتن داشت و نه دانشی بر دانش مخاطبش می افزود. کبریتهای بی خطرِ بی سواد....

در سالهای نخست انقلاب، موسیقی آنچنان گم و گور و بلاتکلیف بود که هرکسی ساز خودش را ساز می کرد. کسی جهت گیری فکری یا هنری خاصی برای ارائه نداشت. نخستین پاپ متفاوت پس از انقلاب ترانه ای بود به نام "گل می روید به باغ" با اجرای عباس بهادری که شاید ریتم تند اثر، در مقابل ترانه های قبل از وی، سنت شکنی بزرگی محسوب می شد و به سایرین پر و بالی داده شد برای حضور پررنگ تر اجتماعی. مهرداد کاظمی، طاهری، خاوری و چند نفری دیگر و اغلب با آهنگسازی احمدعلی راغب، فعالیتهایی داشتند اما بیشتر رنگ صدایشان مهم بود تا کلام انتخابیشان.

(بهادری - کاظمی - خاوری) 

هنرمندانی که کوچیدند، دردی، نیازی، سببی برای ارئۀ آثار، با نگاه قبل نداشتند... نه منفرد زاده گلی به سر موسیقی سابقش زد و نه بابک افشار و نه حسن شماعی زاده. همگی وارد دور تکرار شدند و کاری از پیش نبردند. چیزی ارائه نکردند که در اینطرف آب قادر به ارائه اش نبوده باشند!

مرحوم بیات، مدتی مهاجرت کرد اما دید که توان دور ماندن از وطن را ندارد، لذا بازگشت. در شرایطی بسیار سخت، در آشفته بازاری که تکلیف موسیقی هنوز معلوم نبود (و هنوز هم نیست)، با تربیت چند جوان با قریحه و خوش آتیه، به داد موسیقی پاپ در شاخه ای به عنوان پاپ کلاسیک شتافت. ارکستراسیون این نوع پاپ با محوریت موسیقی غربی و سازبندی طبق این قالب است. سبکی که توسط محمدنوری نیز آزمایش شده و آثار ارزشمند فراوانی در قالب پاپ کلاسیک خلق شده بود.

(محمد نوری) 

مدتیست که موسیقی مردمی یا عامه پسند را به چند دسته تقسیم می نمایند. پاپِ کلاسیک، پاپِ اصیل و پاپ در معنای عام کلمه.

هنرمندانی که این روزها در پاپ اصیل مشغول فعالیتند، همانهایی هستند که در مکاتب آواز ایرانی تعلیم دیدند اما رویکردشان نزدیکتر شدن به مردم بود و جلب مخاطب بیشتر. امثال مجید اخشابی، دکتر محمد اصفهانی، احسان خواجه امیری با خلق آثاری در خور توجه و گوشنواز خدمت بزرگی به بازار پاپ اصیل ایران کردند. هنرمندانی که دانستند اگر به داد موسیقی نرسند، مخاطبین با پوچ ترین و سطحی ترین نگاهها و صداها همراه خواهند شد؛ صداهایی که عمرشان به کوتاهی درخشش یک شهاب بر سینۀ آسمان بوده و نه بیشتر. با تمام وجودم قدردان زحمت این هنرمندان هستم.

(مجید اخشابی - محمد اصفهانی - احسان خواجه امیری) 

اما در قالب پاپ کلاسیک، امثال علی تفرشی، محمدرضا صادقی(هنرجوی مرحوم محمد نوریمهرداد شهسوارزاده، مانی رهنما، نیما مسیحا و حمید حامی دست به کار شدند و این شاخه از موسیقی پاپ را سرپا نگاه داشتند.

 

(علی تفرشی - محمدرضا صادقی - مهرداد شهسوارزاده - نیما مسیحا - مانی رهنما - حمید حامی) 

و کسانی نیز که خوبند اما در همان دستۀ پاپ مقبول مردمی غیر خالتور! فعالیت می کنند. کم غنیمتی نیست حضور شخصی مانند رضا صادقی یا علیرضا عصار که در جلب مخاطب بسیار موفقند و آلبومهایشان نیز فاقد ارزش شنیداری محسوب نمی شوند. اما به هر شکل نه با فاکتورهای پاپ کلاسیک دسته بندی می شوند و نه پاپ اصیل. یک پاپ مقبول و منحصر به خودشان.

 

(رضا صادقی - علیرضا عصار) 

این روزها اشتباه تلخ و دردناکی در حال رخ دادن است. قیاس و به تبع آن، رقابت بی معنایی که میان هواداران هنرمندان این سبکهای کاملا متفاوت رخ می دهد. مقالات بی مایه ای که با کمترین درک از موسیقی به مقایسۀ مثلا درصد محبوبیت شخصی مانند مانی رهنما با احسان خواجه امیری می پردازند. ضربات جبران ناپذیری که بر پیکرۀ پاپ فاخر و ارزشمند ما وارد می شود که تنها ماحصلش فعالیت بی دردسر و بی نظارت امثال ایکس و ایگرگ بیسواد و بی صدا و بی هنر در پاپ فعلیست. فرض کنید همۀ حواسها معطوف جدال لفظی هواداران بزرگان دو سبک کاملا متفاوت با هم باشد، آقای ایکس بی دغدغه با یک عدد کامپیوتر خانگی، با شعر خواهر و آهنگ برادرش، اثرش را ضبط و راهی بازار می کند.... نظارتی در کار نبوده، طرف با زرنگی آلبومش را منتشر و سود مطلوبش را به جیب زده است.

وقتی پای ضبط موسیقی، زمان گذاشتن و زحمات در استودیوها چه حین فرآیند صدابرداری، حین تنظیم، میکس و مسترینگ اثر به میان می آید، باز هم افسوس می خورم که چرا موسیقی ما اینگونه از حالت فاخر و ارزشمند خود به دور شده و آثار با کمترین دقت، بدون کیفیت حرفه ای مطلوب وارد بازار می شوند و عجیب اینجاست که چنین آلبومهایی به آنچنان فروش چشمگیری در میان مخاطبان می رسند که مجددا سبب ترغیب آن ناکاربلدان غیرحرفه ای به تولید اثر بعدی و بعدی می شوند.... یاد می کنم از امثال داریوش تقی پور، بهرام دهقانیار، ستار اورکی و بامداد بیات و علی بیرنگ نسل جوان آهنگسازان که ید طولایی نیز در تنظیم آثار و همچنین امثال ناصر فرهودیِ استودیو پاپ و یا ایرج حقیقی در مقام صدابردار داشته و دارند.

 

(داریوش تقی پور - بهرام دهقانیار - ستار اورکی - بامداد بیات - ناصر فرهودی) 

قصد من در این مقال بیشتر این است که به یاد هم بیاوریم آثار برگزیدۀ پاپ فعلی ما، حاصل دسترنج کدام هنرمندان است. اگر دسته بندی پاپ متعهد یا پاپ کلاسیک، مطلوب طبع مشکل پسند دوستان نیست، عنوان را به پاپ فاخر تغییر دهیم تا دوستداران صدای هنرمندان پاپ اصیل نیز به راحتی و بی دغدغه مطلب خود را قرار دهند. من به دلیل تمرکز بر شاخۀ موسیقی اصیل و همچنین گروه هنرمندان پاپ متعهد فعال از پیش از انقلاب و بازماندگانشان در بعد از انقلاب، بر مبنای علاقۀ شخصی دو تالار را دایر کردم. موسیقی اصیل، موسیقی پاپ متعهد. اگر عنوان دست و بال دوستان را بسته است، بفرمائید تا عنوان را به پاپ فاخر تغییر دهم و یا تالاری مجزا توسط دوستان دایر گردد و نوشته ها به آن مقال منتقل شود.

با سپاس مجدد از همۀ شمایی که می نویسید، که هستید و موجب دلگرمی موسیقی دوستان می شوید.

بامهر... بانو 


مریم هروی
۱۳۹۱/۱۱/۲۲ عصر ۰۹:۱۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا, زرد ابری, دن ویتو کورلئونه, جو گیلیس, Achilles, سروان رنو, اسپونز, پرشیا, اسکورپان شیردل, دزیره, پدرام, پایک بیشاپ, حمید هامون, الیور, سناتور, مگی گربه, Princess, ژان والژان, سی.سی. باکستر, واترلو, Lady Bergman, آقای همساده, خانم لمپرت, hajkazem, برو بیکر, جولیانو جما, Memento, واتسون, ماهی گیر
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
موسیقی پاپ متعهد - بانو - ۱۳۹۱/۳/۱۴, صبح ۱۱:۵۴
موسیقی پاپ متعهد - بانو - ۱۳۹۱/۴/۳۰, عصر ۰۳:۴۷
موسیقی پاپ متعهد - بانو - ۱۳۹۱/۹/۱۳, عصر ۰۸:۵۰
RE: موسیقی پاپ متعهد - حمید هامون - ۱۳۹۱/۱۰/۸, عصر ۰۷:۰۸
RE: موسیقی پاپ متعهد - پرشیا - ۱۳۹۱/۱۱/۲۲, عصر ۰۲:۲۲
موسیقی پاپ متعهد - بانو - ۱۳۹۱/۱۱/۲۲ عصر ۰۹:۱۶
مبحث تنظیم - پارۀ اول - بانو - ۱۳۹۲/۱/۲۸, عصر ۰۶:۱۷
RE: موسیقی پاپ متعهد - آقای همساده - ۱۳۹۲/۶/۱۱, عصر ۰۵:۴۹
RE: موسیقی پاپ متعهد - زاپاتا - ۱۳۹۲/۹/۲۹, صبح ۱۱:۰۲
احساس از خونِ دل می‌آید - hajkazem - ۱۳۹۳/۸/۷, عصر ۱۰:۵۳
RE: موسیقی پاپ متعهد - برو بیکر - ۱۳۹۴/۱/۹, عصر ۰۳:۴۱
RE: موسیقی پاپ متعهد - برو بیکر - ۱۳۹۴/۱/۱۳, صبح ۰۱:۳۹
RE: موسیقی پاپ متعهد - برو بیکر - ۱۳۹۴/۵/۲۴, عصر ۰۹:۴۶
اجرای سه نفره - دکــس - ۱۳۹۴/۶/۲, صبح ۱۱:۳۲
RE: موسیقی پاپ متعهد - Savezva - ۱۳۹۴/۶/۲۹, عصر ۱۱:۰۷
RE: موسیقی پاپ متعهد - Savezva - ۱۳۹۵/۷/۱۶, عصر ۰۷:۱۵
RE: موسیقی پاپ متعهد - Savezva - ۱۳۹۶/۶/۲۶, صبح ۰۸:۲۷
RE: موسیقی پاپ متعهد - Savezva - ۱۳۹۷/۶/۳۱, عصر ۰۱:۴۸
RE: موسیقی پاپ متعهد - رابین‌هود - ۱۳۹۷/۷/۲, عصر ۰۲:۲۲
RE: موسیقی پاپ متعهد - Savezva - ۱۳۹۹/۱۲/۸, عصر ۰۶:۲۲