[-]
جعبه پيام
» <ترنچ موزر> دونالد ساترلند ، از بازماندگان سینما کلاسیک درگذشت
» <لوک مک گرگور> پت و مت یا جن و جودی؟! https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...9#pid45599
» <شارینگهام> پست بسیار زیبا و سینمایی ورزش 3 در وصف برد پرگل آلمان https://www.varzesh3.com/news/2048718
» <سروان رنو> آقای اسمیت به واشنگتن می رود ! ... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...5#pid45595
» <رابرت> "ناصر"های گوینده-دوبلور در "خاطرات سودا زده من" https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...2#pid45592
» <شارینگهام> تقدیم به کنتس عزیز: «نومید مشو ،امید می‌دار ای دل* در غیب عجایب است بسیار، ای دل»
» <کنتس پابرهنه> جناب شارینگهام عزیز مرسی برای این کشفیات... پس من از حالا به خودم وعده ی پنجمین ستاره رو دادم.
» <سروان رنو> بحث تاریخی درباره مهاجران و تیم ملی فوتبال آلمان و فرانسه ... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...8#pid45568
» <شارینگهام> سلام و درود ، خوش آمدید
» <master of puppet> سلام به تمامی کاربران کافه کلاسیک
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 3 رای - 3.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خاطرات غربت
نویسنده پیام
بـاب آفلاین
گمشده در ترجمه
*

ارسال ها: 22
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۹/۳/۳
اعتبار: 8


تشکرها : 0
( 235 تشکر در 21 ارسال )
شماره ارسال: #7
ما خیلی باحالیم!

ما خیـــلی باحالیم. خیــــلی!

جمله ای که شاید خیلی روی مخ تون باشه. ولی باید بگم که اینجا همه یک پا رامبد جوان هستند برای خودشون. بی نهایت از خودشون تعریف می کنند بخاطر چیزهای خیلی ساده و تمام چیزهای بیمزه رو هم با لفظ Awesome توصیف می کنند که به نظر من این بی احترامی به این کلمه است!

به قول فالاچی: اینجا ما کلمه ای داریم که خیلی بیشتر از واژه عشق به لجن کشیده شده! آزادی به کنار... اینا حتی کلمه Awesome رو هم به لجن کشیدند. نه تنها Awesome به سادگی واژه Super Awesome رو به هر چیزی نسبت میدن.

- قراره این هفته با هم کار کنیم روی پروژه. سوپر آسام هست! بعد می بینی در طول هفته حتی جواب سوالت رو هم به زور میده و خودت همه کارها رو می کنی.

- دیروز رفتم فلان بار فلان مشروب رو خوردم. سوپر آسام بود.

- امروز جمعه آخر ماهه و موقع نظافت ماهانه آفیسه. سوپر آسام! (و همه به سبک خنداونه شروع می کنند داد زدند که هوراااا)

و عجیب ترینش این که هر روز دقیقا راس ساعت 12 یکی داد میزنه Lunchtime و همه شروع می کنند به هورا کشیدن و دست هاشون رو مگسوار به هم می مالند و با همون داد و بیداد به سمت غذاخوری میرن یک جوری که انگار خداداد عزیزی گل زده! (بماند که ناهار ثابت هر روز نون و پنیر هست!! می دونم باورتون نمیشه ولی هست! بعدا مفصل راجع به خوراک صحبت می کنم)

اینجور به نمایش گذاشتن خودشون بخش مهمی از فرهنگشون هست. مقایسه کنید با فرهنگ ما که چقدر ارزش ها و ضد ارزش ها برعکس هست. ما توی فرهنگی بزرگ شدیم که حتی موز رو باید توی پاکت سیاه میذاشتیم که بقیه نبینند. کباب رو توی حیاط درست نکنید که بوش به همسایه ها نرسه. توی محله های فقیر نشین با لباس فاخر نرید. اگر کار خوبی کردید جایی نگید که ثوابش چند برابر بشه. کلا اگه ویژگی مثبتی دارید نشون ندید که ریا نشه. اینجا هر چیزی که نداری رو هم باید چند برابر نشون بدی. یک جوری که همه ببینند. خونه های همکف خیابون پنجره سرتاسری داره رو به خیابون بدون هیچ گونه پرده ای. توی پیاده رو که راه بری تا فیها خالدون خونه پیداست و همچنین خودشون که نشستند پشت میز و قاعدتا مشغول همون صحبت های کسل کننده شون هستند یا پای تلویزیون نشستند و از نوشیدنی شون لذت می برند.

اینجاست که میگن این ها اینستاگرام رو زندگی می کنند!

و این خیلی توی ذوق من زد. چون ایران که بودم اینجور به نمایش گذاشتن ها و شوآف ها برام خوشآیند نبود. فکر می کردم آدم های اینجا اینجوری نیستند... منتها وقتی اومدم دیدم که نه! اصلا اینستاگرام رو این ها ساختند! ما فقط اداشون رو درمیاریم. از قربونش برم ها و تعریف های اغراق شده از «دوست خوبم» گرفته تا جشن تعیین جنسیت نوزاد! منتها تفاوت اینجاست که توی ایران زندگی آدم ها قهقرایی بود و فقط چند دقیقه دنیای مجازی این اداها رو در می آوردند که زندگی واقعی شون رو بپوشونند اینجا 24 ساعت دارند این کارها رو می کنند که ببینید چقدر سوپرآسام هستند. حکایت شرکت کننده خندوانه ای که انقدر توی نقش خودش فرو رفته که توی زندگی واقعی اش هم همینجوریه.

دوباره این توی ذوقم زد که فکر می کردم این دروغ هایی که بازاریاب ها میگن جز پدر سوختگی های ایرانی هاست. ولی دیدم که نه بابا. ما درس پس میدیم پیش اینا. همین هایی که وقتی یک لیوان آب می خورن هم میگن یک آب سوپرآسام بود توی یک لیوان سوپرآسام وقتی می خوان کارهاشون رو هم پرزنت کنند همینقدر آب و تاب الکی میدن. در صورتی که من که خودم توی اون شرکت هستم می دونم که اینا همه اش آب و تابه. ولی اینجوریه دیگه. باید الکی اغراق کنی و همه چیز رو قشنگ جلوه بدی. به همین دلیل وقت بسیار زیادی رو صرف زیباسازی کار می کنند. برای یک چیز خیلی ساده کلی تبلیغ و بروشور تهیه می کنند که انگار چقدر چیز پیچیده ای هست! در صورتی که هیچ چیز خاصی نیست. منتها با همون ابهتی که از اون تبلیغ به دست میاد می تونند کار رو عرضه کنند برای فروش.

به عنوان نکته آخر بگم که یکی از افتخارات رییس شرکت ما اینه که توی شغل قبلی اش تونسته شیر معمولی رو توی بسته بندی های خیلی شیک به عنوان شیر مخصوص کاپوچینو به دو برابر قیمت بفروشه!! و این چیزی بود که من وقتی ایران بودم بهش می گفتم ایرانی بازی! ولی اشتباه می کردم.

۱۳۹۹/۳/۱۱ عصر ۱۲:۲۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پیرمرد, مارک واتنی, دون دیه‌گو دلاوگا, اسکارلت اُهارا, زرد ابری, سروان رنو, پرنسس آنا, rahgozar_bineshan, ماهی گیر, آلبرت کمپیون, EDWIN, Papillon
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
خاطرات غربت - بـاب - ۱۳۹۹/۳/۴, صبح ۱۱:۳۵
کسل کنندگی - بـاب - ۱۳۹۹/۳/۵, عصر ۰۱:۰۶
سرد و اجتماعی - بـاب - ۱۳۹۹/۳/۶, صبح ۱۰:۳۷
بازی همیشگی - بـاب - ۱۳۹۹/۳/۷, عصر ۰۱:۲۴
احتیاط - بـاب - ۱۳۹۹/۳/۸, عصر ۰۳:۳۵
کار تیمی - بـاب - ۱۳۹۹/۳/۹, صبح ۱۰:۱۱
ما خیلی باحالیم! - بـاب - ۱۳۹۹/۳/۱۱ عصر ۱۲:۲۱
شست و شوی مغزی - بـاب - ۱۳۹۹/۳/۱۲, عصر ۰۹:۱۲
جیمزباند - بـاب - ۱۳۹۹/۳/۱۴, صبح ۱۲:۲۶
ارزش ها - بـاب - ۱۳۹۹/۳/۲۶, صبح ۰۲:۱۵
نژادپرستی - بـاب - ۱۳۹۹/۳/۲۷, صبح ۰۲:۲۲
بی فرهنگی - بـاب - ۱۳۹۹/۳/۳۰, صبح ۰۲:۰۵
نگاه کلان - بـاب - ۱۳۹۹/۳/۳۱, عصر ۰۵:۰۱
فرار از خود - بـاب - ۱۳۹۹/۴/۷, عصر ۰۷:۰۵
خاطرات مشترک - بـاب - ۱۳۹۹/۴/۲۸, عصر ۱۱:۳۵
پرواکتیو - بـاب - ۱۳۹۹/۱۰/۱۷, صبح ۰۳:۴۶