[-]
جعبه پيام
» <شارینگهام> دوستان،از این سایت خبر داشتید؟ https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=509&pid=4532
» <جیمز باند> عملیات مرداب هم تمام شد... چه زیبا اشاره کردید...آخرین بازمانده هم رفت... یادش همیشه گرامی
» <جیمز باند> وقتی سریال 24 را بار اول میدیدم به خودم گفتم صدای او شایسته مشاور نامزد ریاست جمهوری است...
» <جیمز باند> استاد ربیعی، بی ادعا، بی حاشیه، مرد نازنین، با صدایی دوست داشتنی، کار بلد به معنای واقعی، تیپ ساز...
» <مموله> روح استاد پرویز ربیعی شاد شاهکارشون توی سریال جنگجویان کوهستان به جای کائوچیو بود البته به جز بچه های دهه شصت بنظرم پسرشجاع ،الفی ،میشا ،استرلینگ هم یتیم شدند.
» <رابرت> "پدرهای مهربانی که پیپ می‌کشیدند..." به یاد مرحوم "پرویز ربیعی" https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=56&pid=4531
» <اکتورز> بهترین جایگاەها نزد آفریدگار را برای آرامش روح استاد پرویز ربیعی آرزومندم ، خداحافظ صدای مهربان استاد ادر نجار
» <شارینگهام> در جمع دوبلوران «عملیات مرداب » استاد ربیعی ، اولین کسی بود که از دور خارج میشه و در زندگی آخرین نفر!
» <شارینگهام> سلام و هزاران تسلیت ؛ استاد پرویز ربیعی هم رفت. دیگه از جمع دوبلوران« عملیات مرداب »هیچ کس نمانده ...
» <سروان رنو> من تون صداش رو خیلی دوست داشتم ؛ سروان رنوی کلود رینز با صدای ربیعی محشر بود , یا تام هیگان پدرخوانده
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده
نویسنده پیام
لوک مک گرگور آفلاین
جوینده َطلا
***

ارسال ها: 208
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۶/۳۱
اعتبار: 24


تشکرها : 994
( 1598 تشکر در 205 ارسال )
شماره ارسال: #41
RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده

همه ما می دانیم که جنگ پدیده جالبی نیست و از دست دادن عزیزان بدتر از آن. اما چاره ای نیست. باید زندگی کرد و از بطن مشکلات دریچه ای به سوی فرداها گشود. فردایی که شاید بهتر از امروز باشد. شاید مشکلات باعث شوند تا بچه ها زودتر بزرگ شوند و درک کنند که برای به دست آوردن چیزی که می خواهند باید از امروز تلاش کنند. زوزو همین را می خواهد. فردایی بهتر در کشوری بهتر، پیش آنهایی که دوستش دارند. او تلاش می کند که برود. تلاشی که به ثمر می نشیند...

زوزو نام فیلمی لبنانی-سوئدی محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی جوزف فارس است که همان سالها نیز از تلویزیون ملی پخش شد. داستان پسر یازده ساله یتیمی به نام زوزو که خانواده اش را در بمب گذاری های جنگ های داخلی در بیروت از دست داده است. او که آواره و بی کس در خیابانها پرسه می زند و غم از دست دادن عزیزانش را می خورد با محبت دختری هم سن و سالش به نام ریتا مواجه می گردد. دختری که مخفیانه به او پناه می دهد و سعی می کند با دوستی و محبت از غم زوزو بکاهد. زوزو احساس می کند که به جز ریتا کسی را در آنجا ندارد. پس تصمیم می گیرد که مخفیانه به کشور سوئد برود. یعنی همان جایی که پدربزرگش زندگی می کند. ریتا که از رفتارهای خانواده اش به ستوه آمده تصمیم می گیرد که به همراه زوزو بگریزد. آنها در افکار کودکانه شان اینگونه گمان می کنند که رفتن به کشوری دیگر امری ساده است. خانواده ریتا به سراغش می آیند و دخترشان را بر می گردانند. زوزو که گرفتار شده به ماموران توضیح می دهد که خانواده اش را از دست داده و در حال حاضر تنها کسی که دارد پدر بزرگ او در سوئد است و اینگونه می شود که او پا به دنیایی بهتر برای یک زندگی بهتر می گذارد.

جوزف فارس کارگردان فیلم وقتی ده ساله بود به دلیل جنگ های داخلی واقع در لبنان همراه با خانواده اش به کشور سوئد مهاجرت کرد. او در فیلم زوزو تصویری تاثیر گذار و واقع گرایانه از دوران نوجوانی، جنگ، تنهایی، عشق های کودکانه و تلاش برای بهبود زندگی ارائه داده است. انگار که دست بر سوژه ای گذاشته که به آن آشنایی دارد. در سال ۲۰۱۸ بازی ویدئویی یک راه خروج به کارگردانی او عرضه شد که تنها در مدت دو هفته بیش از یک میلیون کپی از آن فروش رفت. عماد کردی نوجوانی که برای نقش زوزو انتخاب شد به زبان های فرانسوی،آلمانی، انگلیسی و عربی سخن می گوید. مدتی قبل از فیلمبرداری این فیلم کمی زبان سوئدی را نیز آموخت.

فیلم فضایی را نشان می دهد که نباید در دنیا وجود داشته باشد اما دارد. جنگ نباید رخ دهد اما می دهد. گرسنگی نباید باشد اما هست. بچه ها نباید یتیم شوند اما می شوند و بدتر آنکه کنترل این اتفاقات نیز تا حد زیادی دست خود انسان ها نیست. حداقل نه در دست آنهایی که قربانی می شوند. اما چرا بعضی قربانی ها تلف می شوند و بعضی ها فرصت دوباره می یابند؟ سوال خوبی است که جواب روشنی ندارد. تمام قربانی های دنیا مانند زوزو نیستند. منصفانه که به نظر نمی رسد. اما هر چه هست، واقعیت تلخیست که قرن ها در این کره خاکی روی داده است.


من به شانس اعتقاد ندارم. به خودم اعتقاد دارم!
۱۳۹۹/۱۱/۱۷ صبح ۰۹:۴۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پروفسور, آلبرت کمپیون, کنتس پابرهنه, مارک واتنی, مراد بیگ, oceanic, سروان رنو, باربوسا, Emiliano, مارادونا, پیرمرد
لوک مک گرگور آفلاین
جوینده َطلا
***

ارسال ها: 208
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۶/۳۱
اعتبار: 24


تشکرها : 994
( 1598 تشکر در 205 ارسال )
شماره ارسال: #42
RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده

ما برای چه کاری پا به این کره خاکی نهادیم؟ این سوالیست که در طول عمرمان در ذهن همه ما انسانها پرسه می زند! تمایل داریم بدانیم که به چه دردی می خوریم و کدام بخش از دنیا را می توانیم تغییر دهیم. شاید بیشتر انسانها راه رسیدن به پاسخ این پرسش را هیچگاه نیاموزند. شاید در موقعیتش قرار نمی گیرند. گاهی انسان در موقعیتی قرار می گیرد که در آن همه چیز آسانتر از آنچه که باید باشد جلوه می کند. مسیر دشوار و زمانبر است اما انگار راه عبورش را می شناسیم. به عبارتی سختی اش شیرین است. هر گاه به چنین احساسی دست پیدا کردید، احتمالا جواب سوالتان را هم گرفته آید. شما در مسیری قرار گرفته آید که برای آن به دنیا آمده بودید.

فیلم ایتالیایی هرگز دیر نیست محصول سال ۲۰۱۴ ایتالیا داستان واقعی یکی از همان مردان است. آلبرتو مانزی مرد جوانی در دهه چهل میلادی است که در به در به دنبال شغل معلمی می گردد. او که به شدت نیازمند شغل است, با پیشنهادی مواجه می شود که تقریباً همه از آن گریزانند. او به ناچار تدریس یک عده از کودکان و نوجوانان بی سرپرست را بر عهده می گیرد که در یک مرکز بازپروری محبوس شده اند. معلمان دیگری پیش از او پا به آن مرکز نهاده و از آن گریخته اند. چرا که نه تنها بچه های آنجا رفتار خوبی با معلمان ندارند بلکه حتی بر طبق قوانین آن مرکز با تهیه قلم و کاغذ برای آنها ممانعت می شود و در نتیجه دانش آموزان از ابتدایی ترین امکانات برای یادگیری نیز محروم هستند. آلبرتو مانزی در ابتدا از این موقعیت هراسان است, اما به زودی پی می برد که کاری که دیگران نمی توانند انجام دهند او می تواند...

هرگز دیر نیست فیلم خوش ساختی است. از مشکلات صحبت می کند و ممکن است احساسات تان را تکان دهد اما افسرده تان نخواهد کرد. برعکس امید بخش است. از بس که آلبرتو مانزی روحیه بخش است. مرد موفقی که تحول بزرگی در سیستم آموزشی ایتالیا به وجود آورد و با تمام سنگهایی که جلوی پایش می گذاشتند او قدرتمندتر از همیشه به میدان بازمیگشت. او دریافت که تلویزیون روش مناسبی برای آموزش مردم است. بنابراین پا به تلویزیون گذاشت و با تبدیل شدن به مجری و بعداً کارگردان هنری برنامه ‌"هرگز دیر نیست" به تدریس از طریق تلویزیون پرداخت. برنامه ای که ایتالیایی های بیشماری را با سن و سال مختلف از بیسوادی رهانید. آنهم در دوره ای که شاید حتی خواندن و نوشتن ساده نیز بیشتر از دکترای امروز ارزش داشت. نام این برنامه تلویزیونی مصداق این جمله است که ز گهواره تا گور دانش بجوی.

شاید شتابزده بودن این اثر دو قسمتی نقطه ضعف فیلم به حساب بیاید. از این منظر که کاراکتر اصلی تقریباً همیشه‌ و به سرعت حرف خود را به کرسی می نشاند. اما با این وجود ارجاعتان می دهم به سخنی که در ابتدا بیان کردم: وقتی که بفهمیم در این کره خاکی چه کاره هستیم بقیه اش دیگر تنها حرکتی است به سمت رشد و تعالی.


من به شانس اعتقاد ندارم. به خودم اعتقاد دارم!
۱۴۰۰/۱۱/۱۸ صبح ۰۲:۳۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کنتس پابرهنه, باربوسا, Emiliano, رابرت, مارک واتنی, شارینگهام, سروان رنو, مراد بیگ, Classic, مارادونا, پیرمرد
رابرت آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 109
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۰/۶/۲۰
اعتبار: 26


تشکرها : 1221
( 1482 تشکر در 109 ارسال )
شماره ارسال: #43
Help

سلام و ارادت خدمت اهالی کافه؛

چند روز پیش یک فیلم تلویزیونی انگلیسی دیدم که از سینمایی های خوش ساخت هیچ کم ندارد! Help به کارگردانی Marc Munden و نویسندگی Jack Thorne.

در این اثر همه چیز به غایت حساب شده و اصولی است. نماهای بسته* (Close Up) علاوه بر آنکه مناسب کادر تلویزیون هستند، در این اثر بیننده را با اضطراب و تشویش شخصیت ها شریک می کنند. تدوین، موسیقی و در کل استفاده از زیر صداها و صداهای آمبیانس** بسیار حرفه ای است. بازی تمام بازیگران باورپذیر است و مخصوصاً Jodie Comer در نقش قهرمان داستان (سارا) چیزی از ستارگان بزرگ سینما کم ندارد! (البته غیر از زیبایی زنان افسانه ای تاریخ سینما:cheshmak:) به هر حال این خانم جوان در این فیلم خوش درخشیده است.

فیلم تلویزیونی Help محصول سال 2021 انگلستان

اما داستان فیلم، نوع ارتباط شخصیت ها و گفتگوهای رد و بدل شده بین آنها نمونه ای تمام عیار و استاندارد از معنای واقعی درام است... تک تک جملات با تفکر نوشته شده و حتی سکوت بازیگران دارای معناست. نگاه های شخصیت ها کار صد جمله را می کنند و خلاصه از آن دست آثاری است که تا ساعات زیادی ذهنم را درگیر کرد. (این فیلم تلویزیونی آن قدر بر روی من تأثیر گذاشت که بی درنگ آن را به آرشیو شخصی ام اضافه کردم.)

این اثر از چند خرده داستان کوچک و یک داستان اصلی تشکیل شده است که تلاقی داستان با شیوع بیماری کرونا حس عجیب و آشنایی را برای تمام بیننده ها در هر کجای دنیا برمی انگیزاند. فضاسازی آغاز کرونا بسیار تلخ و دیدنی است و من در نمونه های دیگر، چنین تأثیری را ندیدم.

بیش از این درمورد داستان توضیح نمی دهم تا رفقایی که مایل به تماشای آن هستند، لذت بیشتری ببرند. (نسخه‌ دوبله شده حق مطلب را ادا نکرده است. حتماً نسخه زبان اصلی را مشاهده بفرمایید.)***

-----------------------

* نمای بسته (Close Up) از جمله اندازه نماهای استاندارد کادرِ تصویر در عکاسی، سینما و تلویزیون است.

** صدای آمبیانس همان صدای محیطی است. (در واقع صدای بازیگران و یا سوژه های اصلی اثر نیست) صدای آمبیانس به فضاسازی و باورپذیری اثر کمک می کند. صداهای آمبیانس مخصوصاً در آثار مستند، دارای اهمیت بیشتری هستند.

*** تأکید می کنم فیلم تلویزیونی Help در مجموع تلخ است و بسیاری از صحنه های آن تداعی کننده خاطرات تلخ دو سال اخیر هستند...


يا رادَّ ما قَدْ فات... (ای برگرداننده آنچه از دست رفته است...)
۱۴۰۰/۱۲/۱۹ عصر ۱۱:۱۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : لوک مک گرگور, سروان رنو, EDWIN, مارک واتنی, Kathy Day, Classic, نیومن, مورفیوس, مارادونا, مراد بیگ, باربوسا, آلبرت کمپیون, پیرمرد
مارادونا آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 14
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۹/۱۲/۱۶
اعتبار: 3


تشکرها : 194
( 67 تشکر در 14 ارسال )
شماره ارسال: #44
RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده

(۱۳۹۶/۱۰/۲۸ عصر ۰۹:۵۳)جناب سرگرد نوشته شده:  

درود بر دوستان

به مناسبت دیدن فیلم زیبای کلاسیک "  1977 The chess players"شطرنج بازان- بهانه ای دیدم تا یادآور این فیلم به یادماندنی به دوستان شوم.

این فیلم ساخته کارگردان ساتیاجیت رای و با شرکت بازیگرانی چون سانجیو کومار -امجد خان و سعید جعفری است که سالهای دور از تلویزیون پخش شد.

فقط اون آخر فیلم که دو نفر بی خیال از تغییرات اون بیرون به بازی خودشون ادامه میدن و یکی مهره شاه رو بر میداره و میگه ملکه !!!

۱۴۰۰/۱۲/۲۱ عصر ۰۸:۴۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مارک واتنی, rahgozar_bineshan, باربوسا, آدمیرال گلوبال, آلبرت کمپیون, پیرمرد
رابرت آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 109
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۰/۶/۲۰
اعتبار: 26


تشکرها : 1221
( 1482 تشکر در 109 ارسال )
شماره ارسال: #45
Nowhere Special

یک سینمایی دیدنی که با کمترین بودجه ها ساخته شده است: Nowhere Special

از نکات برجسته این سینمایی می توان به بازی درخشان قهرمان داستان (جان) با بازی James Norton و پسر خردسالش (مایکل) با بازی Daniel Lamot اشاره کرد.

جان کارگری شیشه­ پاک ­کن است که تنها 34 ­سال دارد. او به سرطان پیشرفته مبتلا شده و تنها چند هفته زنده خواهد ماند. در این چند مدت باقی­مانده، تنها دغدغه جان سر و سامان دادن به اوضاع پسر خردسالش (مایکل) است. همسر جان به مجردِ تولد مایکل آنها را رها کرده و جان به تنهایی مایکل را بزرگ کرده است. اکنون جان با کمک مددکاران، درصدد پیدا کردن بهترین گزینه سرپرستی برای کودک بی پناهش است. مددکار جوانی به نام شونا بر خلاف قوانین با جان همراه شده و ترتیبی می دهد که جان و مایکل با داوطلبان سرپرستی ملاقات کرده و رفتار و اوضاع زندگی آنها را از نزدیک ببینند و بررسی کنند...*

سینمایی Nowhere Special محصول سال 2020 انگلستان، ایتالیا و رومانی

فیلم جدای بازی های درخشان و ارتباط عاطفی دیدنی پدر و پسر؛ موسیقی زیبا، تدوین استاندارد و قاب های حساب شده ای دارد. فضاسازی اثر فوق العاده است و جملاتی که از دهان یک یک شخصیت ها بیرون می آید، متعلق به خودشان است. هر کلمه، هر نگاه و هر نما تأثیرگذار است و تقریباً هیچ قطعه و یا نمای اضافی و قابل حذف پیدا نمی کنید! کارگردانی هوشمندانه Uberto Pasolini به گونه ای است که در طول فیلم آرزو می کردم، ای کاش من کارگردان این اثر بودم!

یک ­یک نماها و سکانس­ ها با وسواس و هوشمندی کنار هم قرار گرفته ­اند.

علاوه بر اینها، فیلم چند مؤلفه مهم دیگر نیز دارد:

نوع برخورد شخصیت ها با مرگ، واقعی و در عین حال دراماتیک است. بیماریِ بدون درمان و متعاقب آن مرگ، هنگامی به سراغ جان آمده که طفلش هنوز بسیار کوچک و شکننده است و هیچ مفهومی از مرگ در ذهن ندارد و حتی زندگی را نیز درک نکرده است.rrrr:

دیگر آنکه در طول فیلم با خانواده های مختلفی آشنا می شویم که هر کدام هدف متفاوتی از نگهداری و بزرگ کردن فرزند دارند. این تفاوت ها به جهان بینی آنها بازگشته و گاه مغایر با انتظار بیننده از طبقه اجتماعی آنهاست.

اما بی شک تأثیرگذارترین شخصیت داستان، جان است که علیرغم شغلش (شیشه پاک کنی) و جایگاه به ظاهر پایین اجتماعی؛ به شدت فهمیده، با شعور و در یک کلام دوست داشتنی است! او به نکات تربیتی توجه ویژه ای دارد، اهل مطالعه و خواندن کتاب است، حُسن رفتارش ستودنی است، واقع گرا و در عین حال پر احساس و مسئولیت پذیر است. حال چنین شخصیتی مانند آهویی بی دفاع در چنگال گرگ تیز دندان و بی رحم مرگ گرفتار شده است...

امیدوارم علاقمندان و دوستان این گونه آثار، با تماشای فیلم احساس کنند که از وقتشان به خوبی بهره برده اند.**


* بیش از این داستان را شرح نمی دهم تا دوستانی که مایل به تماشای آن هستند، خودشان لحظات زیبای فیلم را تجربه کنند. 

** فیلم را در اوقات مناسب و ترجبحاً شرایط سینمایی (اتاق تاریک) ببینید که چیزی و کسی مانع ریختن اشک از چشمان تان نشود.


يا رادَّ ما قَدْ فات... (ای برگرداننده آنچه از دست رفته است...)
۱۴۰۱/۳/۱۰ عصر ۰۱:۱۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, مورفیوس, مارک واتنی, مراد بیگ, کاپیتان اسکای, باربوسا, لوک مک گرگور, شارینگهام, Classic, کوئیک, Emiliano, کنتس پابرهنه, rahgozar_bineshan, آلبرت کمپیون, پیرمرد
رابرت آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 109
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۰/۶/۲۰
اعتبار: 26


تشکرها : 1221
( 1482 تشکر در 109 ارسال )
شماره ارسال: #46
1987

بعضی فیلم‌ها را باید در یک محدوده زمانی خاص دید. فیلم 1987: When the Day Comes محصول ۲۰۱۷ کره جنوبی یکی از این فیلم‌هاست. بی‌گمان یک ماه پیش، دیدن این فیلم را به هیچ کس توصیه نمی‌کردم؛ چنانچه ممکن است یک ماه دیگر هم تماشای این فیلم چندان رغبت برانگیز نباشد!

همین ابتدا بگویم شما با یک فیلم شاهکار روبرو نیستید و احتمالاً کارگردان فیلم (جانگ جون هاوان) نیز چنین ادعایی ندارد. فیلمنامه اشکالات قابل توجهی دارد و شخصیت‌ها آن‌چنان که باید و شاید موجب هم ذات‌پنداری بیننده نمی‌شوند.

نکته قابل توجه اینکه، فیلم با تکیه فراوان بر رخدادهای واقعی ساخته شده و به اصل حوادث بسیار وفادار است. همین موضوع باعث شده، بیننده گاه تصور کند اثری مستند را به نظاره نشسته است.

تنها ویژگی برجسته هنری فیلم، فضاسازی (طراحی صحنه، لباس و چهره پردازی) فوق‌العاده آن است که با مقایسه تصاویر واقعی آن سال‌ها در تیتراژ انتهایی، موجب شگفتی بیننده می‌شود.

سینمایی 1987، محصول ۲۰۱۷ کره جنوبی

اما چرا این فیلم را تماشا کنیم؟ در یک جمله: چون مشابهت‌های عجیب و پر شماری با اوضاع این روزهای ما دارد! برای آنکه داستان را لو ندهم تنها یک جمله می‌گویم:

در سال ۱۹۸۷ میلادی، مرگ یک دانشجوی کره‌ای در بازداشتگاه ضدّ کمونیست سئول، باعث اتفاقات و تحولات متعدد سیاسی و اجتماعی می‌شود...

به عقیده من، دو نکته مهم و قابل توجه در محتوای این فیلم وجود دارد:

۱) نقش رسانه‌های جمعی و مخصوصاً روزنامه‌های آن روزگار در شرح وقایع، توسعه و رشد جامعه مدنی کره جنوبی غیر قابل انکار است.

۲) بسیاری از شخصیت‌ها با شغل‌ها و سِمت‌های مختلف اجتماعی (از بالا رتبه تا دون پایه) چشم بر وجدان‌ و همچنین شرافت انسانی‌شان نمی‌بندند و همین مهم زیر بنای وقوع تحولات و گره‌گشایی‌های فیلم است.

***

تا آنجا که به خاطر دارم، در دهه ۸۰ میلادی دانشجویان کره جنوبی برای پیشبرد اهداف‌شان، هر روز با پلیس درگیر بودند و تصاویر این کشمکش‌ها پای ثابت اخبار همه روزه تلویزیون خودمان نیز بود! این تلاش‌ها ظرف مدت ۲ دهه به ثمر نشست و امروز کره جنوبی یک از کشورهای پیشرفته دنیا -حداقل- در زمینه اقتصاد است. اتومبیل‌ها و کشتی‌های معروف کره‌ای، خشکی و دریا را درمی‌نوردند و لوازم خانگی کره‌ای در تمام خانه‌های دنیا ارج و قرب فراوان دارند. از گوشی‌های همراه هم که دیگر نگویم...

خلاصه اینکه اگر توانستید، این فیلم را ظرف همین چند روز تماشا کنید. 


يا رادَّ ما قَدْ فات... (ای برگرداننده آنچه از دست رفته است...)
۱۴۰۱/۷/۱۳ عصر ۰۵:۳۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Emiliano, باربوسا, BATMAN, پیرمرد, مارک واتنی, کنتس پابرهنه, شارینگهام, سروان رنو, آدمیرال گلوبال, مراد بیگ, لوک مک گرگور, rahgozar_bineshan, آلبرت کمپیون, کوئیک, Classic
رابرت آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 109
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۰/۶/۲۰
اعتبار: 26


تشکرها : 1221
( 1482 تشکر در 109 ارسال )
شماره ارسال: #47
West Virginia Stories

مدت‌ها بود می‌خواستم چند خطی درمورد فیلم West Virginia Stories محصول سال ۲۰۱۶ آمریکا بنویسم و شاید اکنون که روز گرامی‌داشت مقام پدر است، بهترین زمان باشد.

اول بار این سینمایی را دو سال پیش دیدم و بسیار از آن لذت بردم. یک سینمایی سه اپیزودی که وجه مشترک اصلی آن شهرکی کوچک و برف‌گیر است و البته شخصیت‌های آن به نوعی در هر سه اپیزود حضور دارند. این فیلم آمریکایی حال و هوای رایج آثار هالیوودی را ندارد. فیلم توسط دو شرکت کوچک -و نه چندان معروف- به نام‌های MoonHill Productions و Smoking Bear Picture تهیه و تولید شده است. کارگردان-نویسنده‌های آن Jason Boesch و Preston Petrson بیشتر به ساخت فیلم کوتاه مشغول بوده و چندان مشهور نیستند.

سینمایی West Virgina Stories محصول ۲۰۱۶ آمریکا

خلاصه سه اپیزود فیلم به شرح زیر است: (البته پایان داستان‌ها را نیاورده‌ام تا اگر دوستی مایل به تماشای آن باشد، لذت بیشتری ببرد.) 

1) ساماریتان: داگ جوانی گوشه­‌گیر است که به خانه چوبی‌­اش در جنگلِ خلوت و پر برف حاشیه شهرک پناه برده است. به تازگی همسر خواهرش (رایان) نیز به او پیوسته تا در شکار گوزن با او همکاری کند. اما در روز شکار، آن دو شاهد قتل یک مرد به خاطر پول هستند. قاتلین که متوجه حضور آنها شده‌اند، قصد جان­‌شان را می­‌کنند و ...

2) پدر و پسر: جوانی به نام میچ به اتفاق دوست دخترش (هانا) به زادگاه خود (ویرجینیای غربی) بازگشته است. میچ ماه‌­ها از مسافرت به زادگاهش روگردان بوده، چرا که دوست ندارد با پدرش (گرانت) روبرو شود. هانا چرایی این رفتار و سردی میچ را نمی‌داند تا اینکه...

3) شهردار: پیرمردی به نام جو میلر شهردار این شهر کوچک است. او به نوعی وظایف یک کارمند، رفتگر و حتی کلانتر را انجام می‌­دهد! یک دختر نوجوان دانش‌آموز به نام لیا برای پروژه تحقیق کلاسی، یک روز (از صبح تا غروب) با جو هم­سفر شده و از تمام اعمال جو یادداشت برمی‌­دارد. از حساسیت وسواس‌گونه جو به کنترل هفتگی کیفیت آب شُرب تا نظافت معابر از زباله. در اواسط روز جو و لیا در حاشیه جنگل با اتومبیل رنجرور مشکوکی روبرو می­‌شوند و جو کار انتقال اتومبیل را به فردا مؤکول می‌­کند. آنها در پایان روز دیداری با هانا دارند که به تازگی به همراه شوهرش (میچ) به آنجا اثاث­‌کشی کرده ­است. در گذشته پدر میچ (گرانت) شریک جو بوده و ...

***

ریتم فیلم کند و فضای هر سه داستان سرد و برفی است؛ اما از آن دست سرماهایی که تن را آزار نمی‌دهد؛ چون شخصیت‌ها بر خلاف ظاهر خشک و سردشان در جایی عواطف انسانی خود را بروز می‌دهند و نیاز به تکیه‌گاه دارند. نوع روابط مردان با همدیگر و پدران‌شان بسیار واقعی و غیر کلیشه‌ای است و شاید یکی از دلایل جلب نظر من، همین عامل بوده است. این اثر، موسیقی زیبا و کارگردانی حساب شده‌ای دارد و خلاصه اینکه برای علاقمندان فضاهای ساده و فیلم‌های بی‌ادعا قابل توجه است.


يا رادَّ ما قَدْ فات... (ای برگرداننده آنچه از دست رفته است...)
۱۴۰۱/۱۱/۱۵ عصر ۰۶:۲۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, پیرمرد, لوک مک گرگور, مراد بیگ, مارک واتنی, آرلینگتون, باربوسا, rahgozar_bineshan, کوئیک, سروان رنو, Classic, آلبرت کمپیون, Emiliano
Dude آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 117
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۰/۱۰/۲
اعتبار: 20


تشکرها : 735
( 981 تشکر در 116 ارسال )
شماره ارسال: #48
RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده

نه از این جستار خبر داشتم ونه تورپین در یادم مانده بود. چند فیلم کمتر شناخته شده بود که در بخش راهنمایی نوشته بودم، که از قرار جایش اینجا بوده! گمان نکنم اشکالی داشته باشد با توضیحاتی بیشتر در اینجا بیاورم، اگر جایش اینجا باشد و مخاطب احتمالیش هم همینجا.  فیلمی انگلیسی بود که همان سالهای 60-70 پخش شد.

بروس کمپبل ( درک بوگارد ) که اخیراً با تشخیص یک بیماری لاعلاج مواجه شده، به طور غیرمنتظره ای خود را صاحب یک دره کوچک در کوه های راکی ​​کانادا می بیند که موجودیتش بعلت ساخت یک سد جدید برق آبی در خطر است... 

     Campbell's Kingdom (1957)


آدمی که خواهان خوشبختی است، بدبخت است!
۱۴۰۱/۱۱/۱۶ عصر ۱۰:۳۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کوئیک, آرلینگتون, پیرمرد, سروان رنو, مارک واتنی, باربوسا
Dude آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 117
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۰/۱۰/۲
اعتبار: 20


تشکرها : 735
( 981 تشکر در 116 ارسال )
شماره ارسال: #49
RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده

(۱۳۹۶/۷/۴ صبح ۰۳:۳۷)لوک مک گرگور نوشته شده:  

خداوند کودک را بیامرزد نام یک فیلم تلویزیونی محصول ۱۹۸۸ امریکاست که در اوایل دهه هفتاد چند بار از تلویزیون ایران نمایش داده شد. داستان تاثیرگذار زنی بی خانمان که مدام دنبال مسکن و کار می گشت تا دختربچه اش را سروسامان دهد. در نهایت از اینکار عاجز می ماند و با دلی اندوهگین کودکش را به یتیم خانه می دهد. صحنه های انتهایی فیلم گریه های مادر و کودک در فراغ هم غم و احساس را وارد خانه هایمان می کرد. بازیگری مر وینینگام بیست و هشت ساله در نقش مادر بسیار گیرا و تاثیر گذار بود.

ان سالها که تلویزیون ایران بسیار به ندرت فیلم امریکایی نشان می داد انگیزه شان از به نمایش گذاشتن این فیلم جدید امریکایی ان دوران یک چیز بیشتر نمی توانست باشد و انهم نشان دادن مشکلات طاقت فرسای زندگی در امریکا بود حتی به قیمت افسرده کردن بیننده ایرانی در بعد از ظهر روز جمعه. به هر حال این فیلم نیز تبدیل به خاطره شده است.

عکسی از فیلم

http://s8.picofile.com/file/8307452892/p...http://s8.picofile.com/file/8307452892/p10626_d

t1p.de/xdhre که از اینجا می شود دانلود کرد.t1p.de/26vng واین هم زیر نویس فارسی t1p.de/mmyo6


آدمی که خواهان خوشبختی است، بدبخت است!
۱۴۰۱/۱۱/۱۶ عصر ۱۰:۵۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کوئیک, آرلینگتون, پیرمرد, مراد بیگ, سروان رنو, مارک واتنی, باربوسا
Dude آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 117
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۰/۱۰/۲
اعتبار: 20


تشکرها : 735
( 981 تشکر در 116 ارسال )
شماره ارسال: #50
RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده

گزارش یک مرگ 1987

کریستوبال تلاش می کند تا با صحبت با عزیزان سانتیاگو، رویدادی را که منجر به قتل دوستش شد، مرور کند. شش ماه قبل از آن، یک جوان خارجی خوش تیپ به شهر آمده بود.نام او بایاردو سان رومن است.اطلاعات کمی در مورد او وجود دارد، جز اینکه او بسیار ثروتمند و نیازمند همسر است.بایاردو خیلی زود عاشق زیبایی خارق العاده یک دختر محلی به نام آنجلا ویکاریو می شود. در شب عروسی آنها، بایاردو متوجه می شود که آنجلا باکره نیست و او را به خانواده سردرگم باز می گرداند.مادر آنجلا را کتک می زند تا اینکه مجبور می شود اعتراف کند مردی که باکرگی او را گرفته کیست. او می گوید سانتیاگو ناسار بود.برادران آنجلا (دوقلوها) طبق رسوم محلی مجبور می شوند با گرفتن جان سانتیاگو از ناموس خانواده انتقام بگیرند. قتل یک روز بعد از عروسی  ...



آدمی که خواهان خوشبختی است، بدبخت است!
۱۴۰۱/۱۱/۱۷ صبح ۱۲:۲۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کوئیک, آرلینگتون, پیرمرد, rahgozar_bineshan, سروان رنو, مارک واتنی, باربوسا
Dude آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 117
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۰/۱۰/۲
اعتبار: 20


تشکرها : 735
( 981 تشکر در 116 ارسال )
شماره ارسال: #51
RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده

گذرگاه 1979

اوایل دهه 1940. جنگ جهانی دوم در جریان است . جان برگسون دانشمند آمریکایی به همراه همسرش آریل ، پسر پل و دخترش لیا در فرانسه تحت اشغال نازی ها پنهان شده است . برگسون درگیر تحقیقات با اهمیت نظامی است. به دستور شخصی هیملر ، سرویس های مخفی نازی به دنبال او هستند. عملیات دستگیری برگسون توسط  فون برکوو هدایت می شود.مقاومت فرانسه تصمیم می گیرد برگسون را از تولوز به اسپانیای بی طرف قاچاق کند. مبارزان مقاومت Perea و Renudo به یک پرورش دهنده گوسفند باسکی که در اسپانیا زندگی می کند و منطقه را به خوبی می شناسد پیشنهاد می کنند تا برگسون از پیرنه راهنمایی کند . باسکی نمی‌خواهد گوسفندانش را ترک کند و فقط با یک پاداش پولی بزرگ، موافقت می‌کند. او هشدار می دهد که در هر صورت حداکثر تا چهار روز دیگر به خانه برمی گردد...


آدمی که خواهان خوشبختی است، بدبخت است!
۱۴۰۱/۱۱/۱۷ صبح ۱۲:۵۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : آرلینگتون, پیرمرد, rahgozar_bineshan, سروان رنو, Emiliano, مارک واتنی, کوئیک, باربوسا
Dude آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 117
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۰/۱۰/۲
اعتبار: 20


تشکرها : 735
( 981 تشکر در 116 ارسال )
شماره ارسال: #52
RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده

فیلم سینمایی بین راهی 1986

جیم هالسی، مرد جوانی که ماشینی را از شیکاگو به سن دیگو می راند ، مردی را که در صحرای غرب تگزاس می‌بیند و او را سوار می‌کند. مرد متفکر و فراری، که خود را جان رایدر می نامد، هنگامی که از کنار یک ماشین گیر افتاده می گذرند، پای جیم را روی پدال گاز فشار می دهد. رایدر بیان می کند که راننده را به قتل رسانده است و قصد دارد همین کار را با جیم انجام دهد و او را با تیغه سوئیچ تهدید کند . جیم وحشت زده می پرسد که رایدر چه می خواهد. او پاسخ می دهد ...


آدمی که خواهان خوشبختی است، بدبخت است!
۱۴۰۱/۱۱/۱۷ صبح ۰۱:۱۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, آرلینگتون, پیرمرد, سروان رنو, Emiliano, مارک واتنی, کوئیک, باربوسا
Dude آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 117
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۰/۱۰/۲
اعتبار: 20


تشکرها : 735
( 981 تشکر در 116 ارسال )
شماره ارسال: #53
RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده

Il giorno della civetta 1968  اولین فیلم از سه گانه مافیا به کارگردانی  دامیانو دامیانی  آخرش نفهمیدم با چه عنوانی پخش شده، روز جغد جواب نداد. همین، روز جغد! https://i.postimg.cc/14xHzw8d/1.png

کاپیتان کارابینری ها، بلودی که در یک شهر کوچک سیسیلی در حال تحقیق در مورد قتل رئیس یک شرکت ساختمانی و ناپدید شدن عجیب کارگری بنام نیکولوسی است که جنایت در نزدیکی خانه او رخ داده است، متوجه می شود که هرکسی را که در طول تحقیقات بازجویی می کند، نمی خواهد چیزی بگوید. او به این نتیجه می رسد که  رئیس مافیای محلی، دن ماریانو آرنا، پشت این قتل است. بلودی با آرنا ملاقات می کند، گفتگویی صریح بین آنها انجام می گیرد. دان آرنا متقاعد شده است که حریفی محکم و مصمم در مقابل خود دارد. بلودی تقریباً موفق می شود تحقیقات را به پایان برساند، اما ...



آدمی که خواهان خوشبختی است، بدبخت است!
۱۴۰۱/۱۱/۱۷ صبح ۰۱:۵۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, آرلینگتون, پیرمرد, rahgozar_bineshan, سروان رنو, Emiliano, مارک واتنی, کوئیک, باربوسا
Dude آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 117
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۰/۱۰/۲
اعتبار: 20


تشکرها : 735
( 981 تشکر در 116 ارسال )
شماره ارسال: #54
RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده

 فیلم در آخرین لحظه (خلیج ببر)


یک ملوان جوان لهستانی برونیسلاو کورچینسکی ( هورست بوخهولتز ) به کاردیف می رسد و قصد دارد از دوست دخترش آنیا ( ایوان میچل ) خواستگاری کند. با این حال، او متوجه می شود که آنیا رفته و شخص دیگری در آپارتمان زندگی می کند. صاحبخانه فاش می‌کند که آنیا چند هفته پیش آنجا را ترک کرده و اجاره بها بدهکار است. برونک بدهی های آنیا را می پردازد تا صاحبخانه آدرس جدید او را به او بدهد.در همین حال، گیلی ایوانز (هیلی میلز)، پسر بچه یتیمی که با عمه اش زندگی می کند، در کنار اسکله با پسرها بازی می کند. برونک به گروه نزدیک می شود و برای یافتن آدرسی که به او داده شده است، کمک می خواهد...


آدمی که خواهان خوشبختی است، بدبخت است!
۱۴۰۱/۱۱/۱۷ صبح ۰۷:۲۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : rahgozar_bineshan, سروان رنو, پیرمرد, آرلینگتون, Emiliano, مارک واتنی, کوئیک, باربوسا
Dude آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 117
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۰/۱۰/۲
اعتبار: 20


تشکرها : 735
( 981 تشکر در 116 ارسال )
شماره ارسال: #55
RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده

زندگی اوهارو 1952


داستان در مورد اوهارو،پیرزنی است که وقایع زندگی خود را که از رابطه عاشقانه او با کاتسونوسکه نامی، شروع می شود، مرور می کند. اوهارو اقدام به خودکشی می کند اما موفق نمی شود و به عنوان صیغه لرد ماتسودایرا فروخته می شود با این امید که برای او پسری به دنیا بیاورد. او این کار را می کند، اما پس از آن ... گاهی اوقات از این برنامه برای زیر نویس استفاده میکنم:t1p.de/sgs92  واین هم ترجمه فارسی زیر نویس، هر چند انگلیسیش هم مفهوم است. t1p.de/zx7us




آدمی که خواهان خوشبختی است، بدبخت است!
۱۴۰۱/۱۱/۱۷ عصر ۱۲:۳۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اکتورز, Emiliano, مارک واتنی, آرلینگتون, کوئیک, پیرمرد, مراد بیگ, BATMAN, باربوسا, سروان رنو
Dude آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 117
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۰/۱۰/۲
اعتبار: 20


تشکرها : 735
( 981 تشکر در 116 ارسال )
شماره ارسال: #56
RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده

What's Eating Gilbert Grape 1993

لذت بصری فیلم ورنگهایش، در خاطرم زیبایش کرده بود. در شهر کوچک اندورا، آیووا ، گیلبرت گریپ که پدرش هفده سال قبل خود را حلق آویز کرده ، از آرنی، برادر کوچکتر معلول ذهنی خود، و مادرش بانی، که بیشتر روزهای خود را روی مبل با تماشای تلویزیون و غذا خوردن سپری می کند، و با چاقی مفرط مواجه است، و همچنیین ، دو خواهرش سرپرستی می کند. مسئولیت تعمیر خانه قدیمی و محافظت از آرنی که عادت دارد از برج آب شهر و همچنین درختان بالا برود، بر عهده اوست ...


آدمی که خواهان خوشبختی است، بدبخت است!
۱۴۰۱/۱۱/۱۷ عصر ۰۳:۱۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مارک واتنی, مموله, آرلینگتون, کوئیک, پیرمرد, Emiliano, BATMAN, باربوسا, سروان رنو, مراد بیگ
Dude آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 117
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۰/۱۰/۲
اعتبار: 20


تشکرها : 735
( 981 تشکر در 116 ارسال )
شماره ارسال: #57
RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده

آلیس دیگر اینجا زندگی نمی کند 1974

هر چند اسکورسیزی کمتر شناخته شده به حساب نمی آید، به یاد آوردن فیلمی از او خالی از لطف بنظر نیامد. فیلم داستان بیوه‌ای است که به همراه پسر نوجوانش، در حال سفر و جستجوی زندگی بهتر، با امید به ادامه خوانندگی، که پس از ازدواج ترک کرده بود...


آدمی که خواهان خوشبختی است، بدبخت است!
۱۴۰۱/۱۱/۱۸ عصر ۱۲:۵۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : آرلینگتون, پیرمرد, Emiliano, مارک واتنی, کوئیک, باربوسا
Dude آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 117
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۰/۱۰/۲
اعتبار: 20


تشکرها : 735
( 981 تشکر در 116 ارسال )
شماره ارسال: #58
RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده

پسران خیابان پال

کمتر شناخته شده معرفی کردن زولتان فابری هم آسان نیست،داستان بوداپست اوایل قرن بیستم، و دو باند نوجوانان رقیب شاگردان سنت پل، و پیراهن قرمزها . پس از خشونتی که دو نفر از اعضای پیراهن قرمزها به ارنو نمسکک کوچک روا می دارن، یانوش بوکا تصمیم می گیرند که بالاخره زمان آن رسیده است که به تحریکات پیراهن قرمز پایان دهند و تصمیم بگیرند که چه کسی در ...


آدمی که خواهان خوشبختی است، بدبخت است!
۱۴۰۱/۱۱/۱۸ عصر ۰۱:۴۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پیرمرد, آرلینگتون, Emiliano, BATMAN, سروان رنو, مارک واتنی, کوئیک, باربوسا
Dude آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 117
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۰/۱۰/۲
اعتبار: 20


تشکرها : 735
( 981 تشکر در 116 ارسال )
شماره ارسال: #59
RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده

Höstsonaten 1978  و زیرنویس های این فیلم: t1p.de/2uz8n

شک دارم که جای این فیلم اینجا باشد! اوا ، همسر کشیش روستا، مادرش شارلوت را که هفت سال است ندیده است، دعوت می کند تا به دیدارش برود. مادر او یک پیانیست مشهور، زنی با استعداد، خودخواه و سالخورده است که چندین شوهر را به خاک سپرده است. اوا به اندازه مادرش با استعداد نیست، اگرچه پیانو هم خوب می نوازد، دو کتاب نوشته است. او بسیار به شوهرش احترام می گذارد ، اما واقعاً دوست ندارد ، پسر آنها در چهار سالگی غرق شد. حضور دختر کوچکتر در خانه مادر را شوکه می کند. او با مهربانی با بیمار صحبت می کند، به اجرای اوا از شوپن،گوش می دهد و بلافاصله خودش آن را می نوازد، آن گونه که فکر می کند باید انواخته شود. قبل از رفتن به رختخواب ، او نسبتاً با سردی در مورد دخترش فکر می کند ، با آرامش تصمیم می گیرد یک هدیه گران قیمت به او بدهد. شب، شارلوت از یک کابوس بیدار می شود: به نظرش می رسد که اوا او را خفه می کند. او بلند می شود، به اتاق نشیمن می رود و اوا را آنجا می بیند که او هم بیدار است. مادر و دختر ...


آدمی که خواهان خوشبختی است، بدبخت است!
۱۴۰۱/۱۱/۱۸ عصر ۰۳:۰۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Emiliano, آرلینگتون, BATMAN, مارک واتنی, کوئیک, پیرمرد, سروان رنو, باربوسا
Dude آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 117
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۰/۱۰/۲
اعتبار: 20


تشکرها : 735
( 981 تشکر در 116 ارسال )
شماره ارسال: #60
RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده

باقریه(باریا) 2009

بتمن که درباره فیلم تورناتوره نوشته بودند. دوباره دل، تماشای این فیلم تمنا کرد! فیلم زندگی یک خانواده سیسیلی را  در سه نسل، از سیکو تا پسرش پپینو تا نوه اش پیترو، به تصویر کشیده است:  داستان فیلم در زادگاه کارگردان، در شهر باریا_ باقریه، با ریشه عربی- در استان پالرمو می گذرد . تمرکز روی زوج عاشق و بعداً زن و شوهر، پپینو و مانینا است که داستان فیلم از منظر آنها روایت می شود. پپینو پسر چوپان سیچیو است، پسر پپینو، پیترو نماینده نسل جوان است. هر سه به فرهنگ، سینما و سیاست علاقه دارند. داستان از اواخر دهه 1920 شروع می شود و در دهه 1980 به پایان می رسد. دوران کودکی این سه مرد تحت تأثیر شرایط سیاسی مختلف مانند فاشیسم ، جنگ جهانی دوم ، کمونیسم در ایتالیا ، مافیای سیسیلی و همچنین تحولات و تنش های سیاسی و اجتماعی در ایتالیا پس  ...


آدمی که خواهان خوشبختی است، بدبخت است!
۱۴۰۱/۱۱/۱۹ صبح ۰۷:۲۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Emiliano, پیرمرد, مارک واتنی, سروان رنو, کوئیک, BATMAN, باربوسا
ارسال پاسخ