تالار   کافه کلاسیک
معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - نسخه قابل چاپ

+- تالار کافه کلاسیک (https://cafeclassic5.ir)
+-- انجمن: تالارهای عمومی (/forumdisplay.php?fid=21)
+--- انجمن: کافه ریک (/forumdisplay.php?fid=44)
+--- موضوع: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده (/showthread.php?tid=1079)


معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - لوک مک گرگور - ۱۳۹۶/۷/۴ صبح ۰۲:۴۳

فیلمهای بیشماری در سرتاسر دنیا ساخته شده و می شوند که البته طرفداران خود را دارند، اما معمولا به هر دلیلی گمنام می مانند. با توجه به اینکه تلویزیون ایران سابقه طولانی در به نمایش گذاشتن انها دارد، خالی از لطف نیست که یادی از انها بکنیم.




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - لوک مک گرگور - ۱۳۹۶/۷/۴ صبح ۰۳:۳۷

خداوند کودک را بیامرزد نام یک فیلم تلویزیونی محصول ۱۹۸۸ آمریکاست که در اوایل دهه هفتاد چند بار از تلویزیون ایران نمایش داده شد. داستان تاثیرگذار زنی بی خانمان که مدام دنبال مسکن و کار می گشت تا دختربچه اش را سروسامان دهد. در نهایت از اینکار عاجز می ماند و با دلی اندوهگین کودکش را به یتیم خانه می دهد. صحنه های انتهایی فیلم گریه های مادر و کودک در فراغ هم غم و احساس را وارد خانه هایمان می کرد. بازیگری مر وینینگهام بیست و هشت ساله در نقش مادر بسیار گیرا و تاثیر گذار بود.

آن سالها که تلویزیون ایران بسیار به ندرت فیلم آمریکایی نشان می داد انگیزه شان از به نمایش گذاشتن این فیلم جدید امریکایی ان دوران یک چیز بیشتر نمی توانست باشد و انهم نشان دادن مشکلات طاقت فرسای زندگی در آمریکا بود حتی به قیمت افسرده کردن بیننده ایرانی در بعد از ظهر روز جمعه! به هر حال این فیلم نیز تبدیل به خاطره شده است.




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - لوک مک گرگور - ۱۳۹۶/۷/۴ عصر ۰۸:۳۷

از  مدیران محترم و کاربران عزیز خواهشمندم با تجربیات خود به من در بهبود اینجا کمک نمایند، تا بتوانیم محیط مفید تری به وجود بیاوریم. زیرا به اعتقاد من بسیاری از فیلم‌های گمنام نیز ارزش نقد و بررسی را دارند. با سپاس.




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - لوک مک گرگور - ۱۳۹۶/۷/۷ صبح ۰۱:۰۹

اینبار گذری خواهیم داشت بر فیلم سینمایی let Him Have It. یک فیلم بریتانیایی محصول ۱۹۹۱ که داستان واقعی درک بنتلی جوان نوزده ساله ای را به تصویر می کشد که به ناحق در سال ۱۹۵۳ گناهکار شناخته و به دار مجازات اویخته شد. او با نوجوانی شانزده ساله به نام کریس کرگ که رهبری یک باند خیابانی را بر عهده داشت، دوست می شود. در جریان یک سرقت کریس به یک گزمه شلیک می کند. درک تمام مدت سعی می کرد او را منصرف کند اما موفق به انجام این کار نمی شود.

در دادگاه او محکوم به اعدام شده، اما قاتل اصلی فقط به خاطر اینکه چند سال جوانتر بود با وجود اینکه همه از جرم او اگاه بودند، تنها به حدود ده سال زندان محکوم شد.

این فیلم در اوایل دهه هشتاد در یکی از شبها از تلویزیون به نمایش در امد.

در ابتدا قرار بود این فیلم توسط جان کوکس کارگردانی شود اما ایده او مبنی بر سیاه و سفید ساختن فیلم مورد قبول واقع نشد و در نتیجه کار را پیتر مدک که اصلیت مجارستانی داشت بر عهده گرفت.

این فیلم اولین تجربه سینمایی کریستوفر اکلستون بازیگر نقش درک است. بعد از ان بازیگری را ادامه داد و از مشهورترین کارهایش می توان به نقش مکمل همسر نیکل کیدمن در فیلم دیگران اشاره کرد.


اگر کسی این فیلم را به خاطر میاره و یا دیدگاهی داره می تونه اینجا مطرح کنه!




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - لوک مک گرگور - ۱۳۹۶/۷/۱۵ صبح ۱۲:۱۲

یکی از شرایطی که از سالهای دور برای بینندگان ایرانی عادی شده بود، تماشای فیلم های نوجوانان و گاهی کودکان بود، آن هم در حالی که آن فیلم ها برای بزرگسالان و حتی گاهی نیمه شب نمایش داده می شدند! این قاعده عجیب و غریب احتمالا بزرگترها را ناامید و بچه ها را خوشحال میکرد.

یکی از ان فیلمها یک فیلم کودکانه آمریکایی بود که خاطره آپریل نام داشت. این فیلم درباره بازیگوشی های چهار کودک در زمان جنگ جهانی دوم بود که یک ملوان ژاپنی را می یابند، اما بعد از اینکه ان ملوان جان یکی از بچه ها را نجات می دهد تصمیم می گیرند، به وی کمک کنند تا خاک آمریکا را ترک کند. اگرچه این فیلم از نظر ساختاری و روند داستان جذابیتی برای بزرگسالان ندارد اما نمی شود مفهوم انسان دوستانه و بشردوستانه ان را نادیده گرفت. اینکه همه انسانها در هرجای این کره خاکی که زندگی کنند انسانند و کاملا برابر مگر آن که خودشان خلافش را ثابت کنند! اگرچه این موضوع در این فیلم کودکانه عنوان شده است، ولی گاهی بزرگترها نیز لازم است انرا به خاطر اورند. در واقع این مفهومی نیست که تنها کودکان باید انرا بدانند.

اما گذشته از این حرفها این فیلم مانند خیلی از فیلمهای دیگر فیلمی نیست که در شبهای عید نوروز بتواند بیننده بزرگسال را راضی نگه دارد.

هیلی جوئل آزمنت بازیگر نقش یکی از بچه ها شاید اصلا فکرش را نمی کرد که به همان زودی بازیگر و ستاره اصلی فیلمهای مطرحی همچون حس ششم و هوش مصنوعی شود و به همان سرعت نیز از یادها برود!




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - لوک مک گرگور - ۱۳۹۶/۷/۲۱ عصر ۰۷:۲۵

اگر بخواهیم برگردیم و نگاهی دوباره به عید نوروز سال ۱۳۶۸ بیندازیم، بین آن همه فیلمی که برای کودکان و نوجوانان به نمایش گذاشته شد، احتمالا فیلمی را که با نام تیزپا پخش شد به یادمان بیاید. فیلمی از شرکت والت دیزنی محصول مشترک آمریکا و انگلستان که داستان واقعی راهزن مشهور قرن هفدهم انگلیسی دیک تورپین را به تصویر می کشید. البته فیلم به نوعی گذری داشت بر دوران قبل از یاغی شدن وی و در واقع به بیننده ها نشان می داد که او چه شرایط دشواری را متحمل شد تا در نهایت به چنین سرنوشتی دست یافت.

فیلم افسانه دیک تورپین جوان که در سال ۱۹۶۴ برای تلویزیون ساخته شد، در ابتدا در سال ۱۹۶۵ در سینماهای بریتانیا اکران شد و بعد در اوایل سال بعد از تلویزیون آمریکا به نمایش درامد. داستان مرد جوانی که تنها به خاطر گرفتن حقش که شامل ملک و املاک و همجنین اسبش بودند و به زور به چنگ اربابش افتاده بودند، سرنوشتی تلخ برای خود رقم زد.

تماشای یک فیلم ماجرایی با ریتمی سریع در آن دوره که به ندریت فیلمی سرگرم کننده از تلویزیون ما نشان داده می شد حتی می توانست بزرگترها را نیز به وجد آورد.

لئونارد وایتینگ که در زمان ساخت فیلم تنها چهارده سال سن داشت و در نقش نوجوانی جیب بر بازی کرده بود، چند سال بعد از این فیلم در فیلم مشهور و شناخته شده رومئو و ژولیت محصول ۱۹۶۸ نقش اصلی را برعهده گرفت.

لازم به ذکر است که دوبلور های دو نقش اصلی فیلم محمد عبادی و فریبا شاهین مقدم بودند.




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - لوک مک گرگور - ۱۳۹۶/۸/۶ صبح ۰۳:۵۹

شاید فیلم سینمایی سندیکای آدم ربایی در دهه هفتاد میلادی فیلم شاخص و شناخته شده ای در سینمای ایتالیا بود، اما آنچه که مسلم است در دنیای امروز اثری تقریبا گمنام و مهجور است و بازیگر نقش اصلی آن لوک مرندا نیز که ستاره دهه هفتاد سینمای ایتالیا بود در حال حاضر از یادها رفته است. این بازیگر که اصلیت فرانسوی دارد، در اوج سالهای درخشان بازیگری اش این فیلم را بازی کرد و نقش مکانیک فقیری را داشت که با تنها پسرش زندگی طبیعی و خوبی دارد. یک روز پسرش با دوست صمیمی پولدارش در راه رفتن به مدرسه گرفتار کسانی می شوند که قصد ربودن پسر پولدار را دارند. وقتی پسر فقیر درصدد کمک به دوستش بر می آید، آدم ربایان مجبور به ربودن او نیز می گردند. پس از اینکه پدر پولدار حاضر به پرداخت پول نمی شود و مدام امروز و فردا می کند، آنها پسر فقیر را می کشند و جسدش را می فرستند تا او را بترسانند. پدر که فرزندش را از دست داده، جنون وجودش را فرا می گیرد و تصمیم می گیرد با دستان خودش عدالت را برقرار کند و ...

از اینجا شاهد یک فیلم حادثه ای خواهیم بود در شکل و شمایل فیلمهای حادثه ای آن دوران که مانند فیلمهای امروزی همه چیز را در اکشن و بزن بزن خلاصه نمی کند.

گفته شده این فیلم بر پایه یک داستان واقعی ساخته شده است.

در اواسط دهه هفتاد خودمان بینندگان ایرانی شاهد این فیلم سینمایی در بعد از ظهر روز جمعه بودند.

جیمز میسون بازیگر مشهور سینمای کلاسیک در دوران کهنسالی در نقش مکمل فیلم یعنی پدر پولدار بازی می کرد.

جلال مقامی که صدایی پدرانه دارد به جای لوک مرندا که فرزندش را از دست داده صحبت می کرد.




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - لوک مک گرگور - ۱۳۹۶/۸/۱۵ صبح ۱۲:۱۲

گمشده در برهوت نام یکی دیگر از فیلمهایی است که در اوایل دهه هفتاد در بعد از ظهر روز جمعه ببینده ها را سرگرم می کرد. این فیلم کانادایی داستان پسر نوجوان یتیمی است که بعد از اینکه به دلیل مشکلات مالی از دبیرستان شبانه روزی اخراج می شود به نزد عمویش می رود تا با او زندگی کند. در این بین او با پسر سرخپوستی همسن و سال خودش دوست می شود و با هم گشت و گذار می کنند تا اینکه راه خود را گم می کنند و در برهوتی سرد و یخبندان همراه با حیوانات وحشی گرفتار می شوند و از اینجاست که باید برای زنده ماندن و بقا تلاش کنند.

این فیلم که محصول سال هزار و نهصد و نود است، براساس رمانی به همین نام ساخته شد و دو سال پس از آن نیز فیلمی بر دنباله آن عرضه گردید.

دوبلور یکی از پسرها امیر محمد صمصامی بود.

گراهام گرین که از معدود بازیگران نسبتا مشهور سرخپوست هالیوود است و برای بازی در فیلم رقصنده با گرگها نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل شده بود، در این فیلم نیز نقشی را بازی کرده بود.




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - لوک مک گرگور - ۱۳۹۶/۸/۲۶ عصر ۰۸:۰۱

مگاویل نام فیلمی آمریکایی، اما مستقل است که در سال ۱۹۹۰ عرضه شد. داستان این فیلم علمی تخیلی در ارتباط با آینده ای دور است که در آن دنیا به دو بخش تقسیم شده است. بخشی که همسفیر نام دارد همه چیز از جمله آواز و حتی تماشای فیلم اکیدا ممنوع است و در صورت تخلف با متخلفین برخورد خواهد شد. این بخش به نوعی یادآور زندگی خودمان در سال‌های نه چندان دور است. بخش دوم مگاویل است که در آن انسانها آزاد هستند و محدودیتی مخصوصا نسبت به همسفیر ندارند. در این بین مامور جوانی به نام پانیلو که در همسفیر زندگی می کند، ماموریت می یابد که به مگاویل برود و با مردی به نام نیومن مذاکره کند. این ماموریت در ابتدا چندان سخت به نظر نمی رسد. اما هنگامی که متوجه می شود، حتی روئسایش به وی خیانت کرده‌اند و او را با تهدید مجبور به بازی های سیاسی و انجام کارهایی می کنند که در ابتدا از وی درخواست نشده بود، او خود را تک و تنها در حصار دو گروه جنایتکار می بیند و کم کم اسرار هولناکی گریبانگیرش می شوند که او را تا سر حد نابودی می کشانند. اما او کسی نیست که به راحتی تسلیم شود.

این فیلم که اولین و تاکنون آخرین فیلم ساخته شده توسط کارگردان آلمانی اش است، هیچگاه مورد استقبال قرار نگرفت. اما با این حال جو رئال فیلم که بر خلاف سایر فیلم‌های علمی تخیلی که از قهرمانان سازی بهره می گیرند، تمرکزش را بر روی کاراکترها و موقعیت شان می گذارد، قابل ستایش است. نکته قابل توجه دیگر اینست که فیلم بازیگر زیادی ندارد. در واقع فقط تنها شامل کاراکترهایی است که قرار است کاری انجام دهند و داستان فیلم را جلو ببرند. شاید این امر به خاطر کمبود بودجه صورت گرفته است، اما حال و هوای آرام و خلوت فیلم باعث شده که تنهایی کاراکتر اصلی فیلم و دلهره هایش در دنیایی آکنده از رمز و راز بیشتر واقعی و ملموس به نظر برسند.

این فیلم بازسازی یک فیلم مشهور فرانسوی به نام آلفاویل است که عملا شباهتی به هم ندارند و براساس دو فیلمنامه کاملا متفاوت ساخته شده اند.

همچنین این فیلم اولین حضور بیلی زین در نقش اصلی است که چند سال بعد در فیلم پرآوازه تایتانیک ایفای نقش کرد.




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - لوک مک گرگور - ۱۳۹۶/۹/۱۹ عصر ۰۷:۲۲

فیلمهای جنگی_خانوادگی چندان با تلویزیون غریبه نیستند. فیلمهایی که شرایط یک خانواده و تحولات آنها را در دوران جنگ نشان می دهند. اختلافاتی که در دوران جنگ بروز می کنند و می توانند خانواده ها را به مرز نابودی نیز بکشانند.

فیلم فرانسوی ماری اهل کرک یکی از آنهاست که سالها پیش از تلویزیون پخش شد. داستان زندگی زن و شوهری در زمان جنگ جهانی که جز عشق به فرزندشان جرالد, هیچ چیز مشترکی برایشان باقی نمانده است. ماری زنی که با دشمنان می جنگد و همسرش که بر این اعتقاد است, برای رسیدن به پیروزی و موفقیت باید با دشمن همکاری کرد, روز به روز بیشتر از یکدیگر فاصله می گیرند.

صحنه پایانی فیلم تکان دهنده است. جایی که ماری و سربازانش برای ماشین دشمن کمین کرده اند. وقتی ماشین دشمن از راه می رسد شوهرش داخل ماشین است. سربازان به احترام ماری شلیک نمی کنند. اما ماری تیراندازی را شروع می کند و در پس آن سربازان نیز همین کار را انجام می دهند. دیری نمی گذرد که ماشین دشمن تبدیل به ماشین جسدها می شود و یکی از آنها شوهر ماری است.

جنگها روزی تمام می شوند. اختلافات کنار گذاشته می شوند. اما خانواده های از دست رفته دیگر باز نمی گردند. شاید این قانون طبیعت است.

این فیلم فرانسوی محصول سال هزار و نهصد و هشتاد و نه بازسازی فیلمی به همین نام است که بیست و دو سال قبل از آن ساخته شده بود.




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - لوک مک گرگور - ۱۳۹۶/۹/۲۷ صبح ۰۳:۴۶

در آن سالهای دور که تلویزیون پر بود از فیلمهای سیاسی، جنگی و پارتیزانی، آن زمانی که یاد گرفته بودیم تنها باید فیلمهای شعاری ببینیم. اینکه چه چیزی درست است و چه چیز غلط. اینکه بدبختی و مشکلات همه جای دنیا هست، جای خالی فیلمی سرگرم کننده به شدت احساس می شد. فیلمی که شعار و یا درس اخلاق ندهد. فقط روحیه ما را شاد کند و بس.

یکی از روزها این اتفاق افتاد. بینندگان شاهد فیلمی متفاوت با فیلمهای مرسوم آن دوره از تلویزیون بودند.این فیلم محصول سال هزار و نهصد هشتاد و چهار شوروی سابق مرد نامرئی نام داشت. فیلمی که اگر چه محصول کشوری با امکانات بسیار پایین فیلم سازی و محدودیت های فراوان بود و خود فیلم پایان خوشی هم نداشت، اما به راستی این فرصت را به بیننده می داد  تا با دلی شاد فیلم را به انتها برساند و منتظر بازپخش آن نیز بماند.

بیننده ای که مدتها بود جوانی خوش قیافه و اتو کشیده با معیارهای آنزمان و موهای بلند آنچنانی ندیده بود، چشمانش به جوان بیست و پنج ساله نقش اصلی فیلم آندری خاریتونوف افتاد. بازیگری که اگر چه به خاطر گریم نقشش که یک دانشمند بود، بسیار بزرگتر از سن واقعی اش می نمود، اما در هر حال برای تلویزیون آن سالهای ایران اتفاقی نوین به حساب می آمد!

برای بینندگانی که آنزمان نبودند و شرایط آنزمان را درک نمی کنند شاید باورش سخت باشد که چنین مسئله پیش و پا افتاده ای می توانست خیابان ها را خلوت کند.

خلاصه این اقتباس دهه هشتادی رمان مشهور هربرت جورج ولز که کیفیت ساختارش بیشتر به یک فیلم دهه شصت میلادی شباهت داشت! و یکی از متفاوت ترین فیلمهای پخش شده در تلویزیون آنزمان بود بعد از سال هزار و سیصد و هفتاد و سه دیگر دیده نشد. اما با تحول و تغییر برنامه های تلویزیون پس از آن دوره و پخش فیلم های سرگرم کننده تر دیگر مرد نامرئی و تاثیری که روی بیننده آن دوره می گذاشت، از یاد بسیاری از مردم رفت.

طبق سنت سالیان دور که جوانان شیک پوش با صدای گرم خسرو خسروشاهی شناخته می شدند، اینبار هم آن سنت شکسته نشد و خسروشاهی به جای دانشمندی صحبت می کرد که در دوران جوانی از دنیا می رود.




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - جناب سرگرد - ۱۳۹۶/۹/۲۷ عصر ۰۱:۴۲

در آن سالهای دور که تلویزیون پر بود از فیلمهای سیاسی،  جنگی و پارتیزانی، آن زمانی که یاد گرفته بودیم تنها باید فیلمهای شعاری ببینیم . اینکه چه چیزی درست است و چه چیز غلط. اینکه بدبختی و مشکلات همه جای دنیا هست جای خالی فیلمی سرگرم کننده به شدت احساس می شد. ..

ممنون از مطرح کردن این فیلم .یادمه فضای سرد و غم انگیزی داشت و آخرش هم که هممون رو غصه دار کرد ولی خیلی جذاب بود حتی نسخه هالیوودیش با وجود جلوه های ویژه فراوون چنین جذابیتی نداشت کلا سینمای اروپا و شرق فضای خیلی هنری تری داره بهتره گفت به واقعیت هنری نزدیکتره




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - لوک مک گرگور - ۱۳۹۶/۱۰/۱ عصر ۰۵:۴۵

از فیلمهای موفق فرانسوی دهه هفتاد میلادی و صد البته گمنام امروز،  روزی پلیسی بود با بازی بازیگر سرشناس سینمای فرانسه آن سالها میشل کنستانتین محصول سال 1972  بود. اوایل دهه هفتاد خودمان بود که این فیلم نسبتا مهجور آن سالها بر پرده بسیاری از سینما های کشور اکران شد. از آنجا که فیلمی سرگرم کننده بود و بینندگان آن دوره شدیدا به این تریپ فیلمهای جنایی_ کمدی نیازمند بودند, مردم بسیاری به سینماها  رفتند و محتملا سود خوبی رو عاید سینما داران کردند. البته فیلم طبق معمول زیاد دستکاری شده بود. به طور مثال آن زن و بچه ای که به خاطر یک ماموریت پلیسی نقش همسر و فرزند پلیس اصلی داستان را بازی می کردند در نسخه دوبله واقعا زن و کودکش معرفی شده بودند!

کل کل کردن ها و شیرین زبانی های آن کودک با پدر دروغینش از یک طرف و تحقیقات جنایی_جاسوسی فیلم از طرف دیگر فیلمی تحویل بیننده می داد که سخت بتوان آن را از یاد برد.

نکته جالب فیلم آن جا بود که دو پلیس آمریکایی برای مذاکره وارد میدان شده بودند و پس از گفتگوی کوتاه با پلیس اصلی فیلم و ترک آنجا میشل کنستانتین بازیگر نقش پلیس با لحن تمسخر آمیزی گفت پلیس آمریکا و بعد با زبانش صدا درآورد! طبق معمول این قبیل بی ادبی ها که مخصوصا در آن دوره در تلویزیون و سینما اکیدا ممنوع بود و دلیلش هم دور نگه داشتن ملت پاک و چشم و گوش بسته از بی ادبی هایی عنوان می شد که اصلا با آنها آشنا نبودند, هنگامی که برای تمسخر غرب به کار می رفت, حلال اعلام می شد, اینبار نیز همین اتفاق افتاد تا مردم بیینند و البته یاد نگیرند!

این فیلم سرگرم کننده پس از آن زمان چند باری در تلویزیون پخش شد. البته بار اول هم پلیس آمریکا و هم آن حرکت بعدی حذف شد و در پخش بعدی لحن تمسخر آمیز پلیس آمریکا نشان داده شد و تنها آن حرکت استکباری حذف شد !

نکته قابل توجه دیگر حضور آلن دلون که به مراتب مشهورتر از کنستانتین بود در نقشی سیاهی لشگر بود.




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - جناب سرگرد - ۱۳۹۶/۱۰/۵ عصر ۰۲:۵۶

وقت دوستان بخیر 

  شخصا معتقدم فیلمهای ژاپنی به استثنای معدود فیلمهای مشهوری که همه از انها باخبریم جزو این دسته از فیلمهای مهجور کمتر شناخته شده یا شناخته ناشده اند که جا دارد هرازگاهی با معرفی چند فیلم با ان سبک و سیاق شرقی و اصالت و سادگی بیانی که در انها جاریست  حق مطلب را ادا کرد . گاهی به تماشا نشستن پای افسانه ای قدیمی دارای جذابیت و سرگرمی چندین برابریست  نسبت به  فیلمی که شهر بازی بزرگ و شلوغی است از جلوه های ویژه!

 از انجایی در نقد و برسی فیلم تخصصی چندان ندارم  تا جایی که اطلاعات محدودم اجازه دهد فیلمهایی را که  دیده و از انها لذت بردم حضور دوستان معرفی میکنم.      


   فیلم"2003  ARAGAMI یا خدای خشم و جنگ" به کارگردانی  Ryuhei Kitamura بر خلاف سایر مانگاهای پر از هیاهو ی رزم و نبردهای دمادم و انبوه سیاهی لشکر ها و تپه هایی از اجساد  فیلمیست خلوت و آرام با شرکت دو بازیگر اصلی Takao Osawaو Masaya Kato  کل ماجرای فیلم گفتگوی میان  این دو مبارز است برای نبرد نهایی.

 شرح مختصری از فیلم: دو سامورایی که ظاهرا از جنگ برگشته اند خسته و زخمی  به معبدی پناه میبرند تا زخمهایشان را مداوا کنند روز بعد یکی از ان دو بیدار میشود و خود را کاملا سالم میابد ولی از دوستش اثری نمیبیند. او با شخصی روبرو میشود که ادعا میکند اراگامی و صاحب معبد است  ودر صورتی اجازه میدهد که سامورایی معبد را ترک کند که در مبارزه او را شکست دهد

کلام آخر فقط میتوان گفت جزو فیلمهایی است که بیننده را تا اخر پای تصویر نگاه میدارد.از دیدن این فیلم زیبا لذت ببرید.

 

https://www.y o u t u b e . c o m/watch?v=4IhEHXpZgLU




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - لوک مک گرگور - ۱۳۹۶/۱۰/۱۰ صبح ۰۵:۵۴

ببینندگان سالهای گذشته تلویزیون ایران فیلمهای آلمانی را به خوبی می شناختند. بالاخره در صد بالای از فیلمهای پخش شده مخصوصا در آن دوره آلمانی بودند. بد نیست یادی بکنیم از یکی از فیلمهای عجیب آلمانی_ایتالیایی که در سال هزار و سیصد و هفتاد و سه در برنامه کودک و نوجوان پخش شد.

این فیلم که هم نام عجیبی داشت و هم داستان عجیب مومو نام داشت. داستان دختر بچه یتیمی به نام مومو که در یکی از شهرهای ایتالیا زندگی می کرد. این دختر مو فرفری استعداد عجیبی در شنیدن درد دل های مردم و درکشان و همچنین کمک رسانی به آنها داشت و به همین دلیل همه او را دوست داشتند.

اما آرامش شهر با ورود مردانی کت و شلواری با سر های تراشیده ملقب به مردان خاکستری و وعده های عجیب و توخالی شان به هم می ریزد. این افراد مردم را متقاعد می کنند که آنها از زمان استفاده درستی نمی کنند و بهتر است زمانشان را در بانک ذخیره کنند! زود باوری انسانها کار دستشان می دهد و پس از مدتی مومو که متوجه تفاوت و بی رمقی مردم شهر شده، وارد میدان می شود تا بتواند با نابودی ارتش مردان خاکستری سیگار به دست دوباره آرامش را به شهر برگرداند. اما در افتادن با این افراد چندان آسان هم نیست.

این فیلم تخیلی در سال ۱۹۸۶ بر پایه داستانی که در سال ۱۹۷۳ عرضه شده بود ساخته شد . راستش فیلم با حضور آن مردان خاکستری با سر تراشیده شان برای بیننده کودک ترسناک هم به نظر می رسید. مخصوصا در آن دهه های هفتاد و هشتاد میلادی که مردم عادت داشتند بازیگران را با مو ببینند سر تراشیده آنهم کاراکترهای منفی غیر متعارف و حتی دلهره آور به نظر می رسید.




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - لوک مک گرگور - ۱۳۹۶/۱۰/۱۵ صبح ۰۶:۳۵

اوایل دهه هشتاد شمسی یک خانواده بدبخت دوباره چند بار میهمان خانه ها شدند! فیلمی که در ایران با نام خطر از دست دادن تو به نمایش گذاشته شد یک فیلم تلویزیونی محصول ۱۹۹۷ درباره یک خانواده بسیار عادی آمریکایی بود. زنی که همسرش راننده کامیون بود و سه فرزند داشتند. آنها مانند بقیه انسانها زندگی عادی و نرمال خود را می گذراندند تا اینکه فرزند کودک خانواده دو بار حالش خراب می شود و با منتقل کردن وی به بیمارستان خانواده متوجه می شوند که عضو کوچک خانواده شان مبتلا به صرع است.

مشکلات شروع می شوند. بعد از آن متوجه می شوند که بیمه قادر به پرداخت هزینه این بیمارستان نمی باشد و باید به بیمارستانی با امکانات پایین تر مراجعه کنند. آنگاه مادر احساس می کند, آن یکی بیمارستان مداوای درستی انجام نمی دهند. داروهایی به وی می دهند که با وی سازگاری ندارد و قرار است او را عمل کنند. صرع های کودک افزایش می یابند. مادر قصد ربودن کودک از بیمارستان و منتقل کردن او با هواپیما را دارد. در ابتدا جلویش رو می گیرند اما بعد موافقت می کنند و...

گفته شده فیلم الهام گرفته از داستانی واقعی است.

مریل استریپ که ستاره بزرگ سینمای هالیوود است, آنقدر شیفته فیلم نامه شده بود که بدون توجه به تلویزیونی بودن و هزینه آن تمام وقتش را برای بازی در نقش مادر گذاشت.

سث ادکینز بازیگر نقش کودک بیمار همان سال در فیلم تایتانیک نیز بازی کرده بود. نقش بسیار مختصرش تنها این کارایی را داشت که ببینده را متقاعد کند جک داوسون(با بازی لئوناردو دی‌کاپریو) آدم خوبی است! همان کودکی که در حین غرق شدن کشتی در یکی از راهروها گریه می کرد و جک قصد نجاتش را داشت, اما در همان لحظه پدر کودک سر می رسد و فرزندش را از دست وی می گیرد. به حرفهای آن دو فرشته ناجی(جک و رز)! گوش نمی کند و به سمتی می روند که آب همه جا را فرا گرفته و در نتیجه غرق می شوند.

مران بنت خواهر زکری بنت (فلیکس در قصه های جزیره) نیز در این فیلم در نقش خواهر نوجوان پسر بچه بیمار ایفای نقش می کرد.

و در پایان گرچه آخر فیلم تلخ نمی باشد اما تنها امتیاز فیلم این بود که ببینده دست کم برای ساعاتی احساس خوشبختی می کرد!




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - لوک مک گرگور - ۱۳۹۶/۱۰/۱۸ صبح ۰۶:۱۱

سالها پیش زمانی که سریال کمیسر رکس از تلویزیون پخش می شد، بازیگر نقش اصلی آن توبیاس مورتی به خوبی جایش را در دل مردم باز کرده بود. به طوری که بسیاری از مردم دوست داشتند او را در آثار دیگر هم ببینند. این قضیه در خود اتریش نیز صحت داشت،  به طوری او یک شبه راه صد ساله رو پیمود تا تبدیل به یکی از چهره های سرشناس کشورش شده و مردم در آثار دیگر نیز او را ببینند. اما هنگامی که یک هنرمند در یکی از شاخص ترین کارهای کشورش به شهرت می رسد، معمولا نتیجه اش این می شود که هر چقدر نیز پرکار باشد، باز هم مردم وی را با آن کار اولیه به یاد خواهند آورد . پیشرفت آنچنانی ممکن نیست. چون بهترین کار خود را از همان ابتدا انجام داده است!

بعد از سریال کمیسر رکس چند فیلم دیگر از این هنرمند در تلویزیون ایران به نمایش گذاشته شد، اما در یاد بسیاری از مردم نمانده اند. یکی از این فیلمها یک فیلم تلویزیونی محصول سال ۱۹۹۹ محصول مشترک اتریش و ایتالیا بود و نام اورجینال آن داستان کریسمس می باشد. لازم به ذکر است که به دلیل تسلط توبیاس مورتی بر سه زبان آلمانی، ایتالیایی و انگلیسی کارهای مشترک نیز در کارنامه اش به چشم می خورند.

داستان این فیلم درباره خواهر و برادری کهنسال است که با پیدا شدن جسدی یخ بسته بین مرز ایتالیا و اتریش با دانستن اینکه نامش مارتین است, او را شناسایی کرده و یاد شصت سال پیش می افتند. زمانی که کودک بودند و با پدرشان جوزف ( توبیاس مورتی ) و مادرشان زندگی می کردند. پدر جوزف به دلیل اینکه او به زنی از دهکده مجاور که با هم اختلاف داشتند, دل بسته و با وی ازدواج کرده بود, او را از خود رانده بود و در نتیجه هیچ رابطه ای با هم نداشتند. تنها کودکان گاهی برای دیدن پدربزرگ و مادربزرگشان به دهکده مجاور می رفتند. در این بین آنها مردی به نام مارتین را نیز می شناختند که از اختلاف دو دهکده بیزار بود و همیشه سعی می کرد رابطه خوبی نسبت به هر دو جبهه داشته باشد و اختلافات را بدون فایده می دانست. روزی دو کودک در حال بازگشت از خانه پدربزرگ گرفتار طوفان برف سهمگینی می شوند و مجبور می شوند شب را بی سرپناه بمانند. مردم هر دو دهکده به دنبال کودکان می گردند و مارتین در رأس همه است. کودکان پیدا می شوند. جوزف و پدرش همدیگر را در آغوش می گیرند. بین دو دهکده دوستی برقرار می شود. اما مارتین به مدت شصت سال در برفها ناپدید می شود ...

از آن سوژه هایی که معمولا در هالیوود پیدا نمی شوند. چیز جدیدی ندارند، اما دیدنشان برای هر نسلی خالی از لطف نیست. هر از گاهی اینچنین فیلمی هم می چسبد.

دیدن این فیلم یک جو خانوادگی می طلبد. اینکه خانواده ای دور هم بنشینند و با هم تماشاگر آن باشند و شاید در پایان نیز به این نتیجه برسند که اختلافات خودشان نیز کم اهمیت است و می تواند رنگ دوستی و محبت به خود بگیرد.




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - جناب سرگرد - ۱۳۹۶/۱۰/۲۱ عصر ۱۱:۵۱

وقت بر همه خوش

فیلم دیدنی و جذاب "پله فاتح" رو ببینید حتما لذت خواهید برد با نقش آفرینی زیبای مکس فون سیدو  بازیگر فیلم به یادماندنی " جن گیر "

روایت داستان پدر پیری که به امید تامین آینده فرزندش در جستجوی کار سفر می کند.... .




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - جناب سرگرد - ۱۳۹۶/۱۰/۲۴ صبح ۱۲:۱۷

شب بر دوستان خوش

فیلمی که معرف حضورتان خواهد شد یک فیلم جنایی پلیسی ژاپنی هست به اسم

"2013  Shield of Straw " به فارسی "سپر پوشالی" به کارگردانی تاکشی میکه

داستان فیلم درباره یک نوجوان قاتل است که قرار است مجازات شود و گروهی پلیس مسئول حفاظت از جان او تا انتقال به محل دادگاه هستند از طرفی پدر بزرگ یکی از قربانیان جایزه کلانی برای کشتن این فرد در نظر گرفته.

اگرچه داستان فیلم تکراری مینماید و فیلمهای اکشن زیادی با این مضمون ساخته شده ولی با سبک و سیاق ژاپنی شکل و رنگ متفاوتی به خود گرفته و جریان ملموستر و واقعی تر به نظر میرسد و حال و هوای خاص خود را دارد.

من این فیلم رو در یکی از شبکه های تلویزیون دیدم و چون معمولا به این دسته از فیلمها علاقه دارم از دیدنش لذت بردم شما هم اگر طرفدار این ژانر از فیلمهایید با دیدنش اوقات خوشی خواهید داشت!

نمایی از فیلم سپر پوشالی- تاکائو اوساوا در نقش پلیس محافظ و تاتسویا فوجیوارا در نقش مجرم





RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - مموله - ۱۳۹۶/۱۰/۲۴ عصر ۱۰:۳۵

[quote='لوک مک گرگور' pid='36750' dateline='1514687076']

ببینندگان سالهای گذشته تلویزیون ایران فیلمهای آلمانی را به خوبی می شناختند. بالاخره در صد بالای از فیلمهای پخش شده مخصوصا در آن دوره آلمانی بودند. بد نیست یادی بکنیم از یکی از فیلمهای عجیب آلمانی-ایتالیایی که در سال هزار و سیصد و هفتاد و سه در برنامه کودک و نوجوان پخش شد.

این فیلم که هم نام عجیبی داشت و هم داستان عجیب مومو نام داشت. داستان دختر بچه یتیمی به نام مومو که در یکی از شهرهای ایتالیا زندگی می کرد. این دختر مو فرفری استعداد عجیبی در شنیدن درد دل های مردم و درکشان و همچنین کمک رسانی به آنها داشت و به همین دلیل همه او را دوست داشتند.

اما آرامش شهر با ورود مردانی کت و شلواری با سر های تراشیده ملقب به مردان خاکستری و وعده های عجیب و توخالی شان به هم می ریزد. این افراد مردم را متقاعد می کنند که آنها از زمان استفاده درستی نمی کنند و بهتر است زمانشان را در بانک ذخیره کنند ! زود باوری انسانها کار دستشان می دهد و پس از مدتی مومو که متوجه تفاوت و بی رمغی مردم شهر شده وارد میدان می شود تا بتواند با نابودی ارتش مردان خاکستری سیگار به دست دوباره آرامش را به شهر برگرداند، أما در افتادن با این افراد چندان آسان هم نیست.

این فیلم تخیلی در سریال 1986 بر پایه داستانی که در سال 1973 عرضه شده بود ساخته شد . راستش فیلم با حضور آن مردان خاکستری با سر تراشیده شان برای بیننده کودک ترسناک هم به نظر می رسید . مخصوصا در آن دهه های هفتاد و هشتاد میلادی که مردم عادت داشتند بازیگران را با مو ببینند سر تراشیده آنهم کاراکترهای منفی غیر متعارف و حتی دلهره آور به نظر می رسید.

[ جناب مک گرگور  عزیز خیلی خوشحال شدم که به موموی مو فر فری اشاره کردید از آن دسته فیلم هایی بود که مدام ذهن ام را درگیر کرده بود وفکر می کردم اسمش می می یا یک همچین چیزی است نمی داتم ولی احساس می کنم یه جاهایی دختره پرواز هم می کرد . راستی یک فیلم قدیمی دیگه هم بود به اسم (رولی) یک دختر دهاتی اروپایی که انگار قراره نزد فامیل اشان بماند این فیلم نوستالژیک خیلی برام عزیزه اگه آدرسی یا لینک دانلودی ازش هست لطفا" زحمت اش رو بکشید عنوان کنید.  




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - لوک مک گرگور - ۱۳۹۶/۱۰/۲۵ صبح ۰۲:۱۰

[ جناب مک گرگور  عزیز خیلی خوشحال شدم که به موموی مو فر فری اشاره کردید از آن دسته فیلم هایی بود که مدام ذهن ام را درگیر کرده بود وفکر می کردم اسمش می می یا یک همچین چیزی است نمی داتم ولی احساس می کنم یه جاهایی دختره پرواز هم می کرد . راستی یک فیلم قدیمی دیگه هم بود به اسم (رولی) یک دختر دهاتی اروپایی که انگار قراره نزد فامیل اشان بماند این فیلم نوستالژیک خیلی برام عزیزه اگه آدرسی یا لینک دانلودی ازش هست لطفا" زحمت اش رو بکشید عنوان کنید.  

[/quote]

سلام دوست گرامی. فیلم مومو با دوبله انگلیسی توی یوتیوب پیدا میشه. اما اون یکی فیلم که گفتید یادم نمی یاد. اگه چیزی پیدا کردم اطلاع میدم.




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - لوک مک گرگور - ۱۳۹۶/۱۰/۲۵ صبح ۰۳:۰۱

یکی از معدود لحظات شیرین تلویزیون ایران, پخش فیلمهایی عاطفی_حادثه ای بود. فیلمهایی که هم بار جنایی و هیجان انگیز داشتند و هم مشکلات احساسی کاراکترها بیننده را تحت تاثیر قرار می داد. این سبک فیلمها در سرتاسر دنیا ساخته می شوند اما معمولا گمنام باقی می مانند. به هر حال ترکیب احساسات و یک داستان جنایی تجربه خاص و زیبایی است که شاید تا سالها مزه شیرینش زیر زبان احساس شود.

عید نوروز سال ۱۳۸۴ یکی از این تجربه های شیرین میهمان خانواده ها شد. این فیلم تلویزیونی ایتالیایی که شکار نام داشت, از شبکه سه نشان داده شد. شبی بود که همانند بسیاری از شبهای دیگر سال ، مناسبش سوگواری بود و به همین دلیل تلویزیون اجازه پخش فیلمهای کمدی و شاد را نداشت. اما با اینحال مجوز پخش فیلم های معمولی را گرفته بود! و مانند سالهای دور حتما مجبور به پخش فیلمهای سرتاسر بدبختی نبود.

این فیلم محصول سال ۲۰۰۵ که در آنزمان بسیار جدید محسوب می شد داستان مردی بود که پس از گذراندن هفت سال در زندان تازه آزاد شده بود. اما گویا مردی که کارمند بانک بود و هفت سال پیش زن و کودکش را در حمله سارقین بانک از دست داده بود, هفت سال مجازات را کافی نمی دانست و قصد داشت هر طور شده انتقام خود را بگیرد. اما آن مرد دیگر از دستش می گریزد و به روستایی می رود که زنی با دختری که از همان مرد است زندگی می کنند. او مدتی را در آن منزل پناه می گیرد. اما مرد انتقام جو که در تصمیم خویش مصمم است, مکان او را می یابد. با دیدن آن دختر کوچولو و اینکه حدس می زند دختر همان مرد است و با یادآوری اینکه پسرش چطور کشته شده است, حس کشتن آن دختر به سراغش می آید, اما از اینکار امتناع می کند.

پس از ملاقات با آن مرد و دانستن اینکه وی هفت سال را بیگناه در زندان سپری کرده دو مرد، آنکه جز خاطرات تلخ و شیرین که مدام آزارش می دهند, چیز دیگری برایش نمانده و دیگری که تازه طعم شیرین خانواده را احساس کرده است, تصمیم می گیرند پرده از حقایقی که هفت سال قبل رخ داده بردارند...

لذت بخش است که بیننده هم احساس کاراکتر ها را لمس کند و هم پیگیر داستان جذاب شان که به مراتب داری خشونت کمتری نسبت به بسیاری از فیلمهای هالیوودی است, باشد.

گاهی دیدن درون بعضی انسان ها زیباتر از دیدن برون شان است. احساس کردن آنچه که احساس می کنند و نه آنکه نشان می دهند، اگر چه شخصیست! اما لذت بخش است.




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - جناب سرگرد - ۱۳۹۶/۱۰/۲۸ عصر ۰۹:۵۳

درود بر دوستان

به مناسبت دیدن فیلم زیبای کلاسیک "  1977 The chess players"شطرنج بازان- بهانه ای دیدم تا یادآور این فیلم به یادماندنی به دوستان شوم.

این فیلم ساخته کارگردان ساتیاجیت رای و با شرکت بازیگرانی چون سانجیو کومار -امجد خان و سعید جعفری است که سالهای دور از تلویزیون پخش شد.




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - شارینگهام - ۱۳۹۶/۱۰/۲۹ صبح ۱۱:۳۶

سلام به همه ی دوستان

و تشکر از دوست گرامی و باذوق مک گرگور که با افتتاح این انجمن، دریچه ای دیگر به نوستالوژی های ما باز کرد.

در اینجا بنده هم چندین فیلم و سریال قدیمی و کمتر دیده شده را به حضور علاقه مندان معرفی می کنم.

1-سریال عروسک ساز با بازی درخشان جین فوندا

پخش شده در پاییز1371

که شبکه 2 آن را در 3قسمت پخش کرد و دیگر تکرار هم نشد.

جین فوندا مادری بود مدیر و مدبر که در نبود همسرش، فرزندانی باادب و با مسئولیت تربیت می کرد .

یکی از نکات درخشان این سریال به یادماندنی دوبله ی بسیار جالب آن بود.

جین فوندا......... رفعت هاشم پور

همسرش..........ژرز پطرسی

دختر بزرگش.......مریم شیرزاد

ویکتور(مرد همسایه که دائم داد می زد،شکایت می کنمkhande).....ناصر نظامی

مرحوم احمد رسول زاده

صحنه ی به یادماندنی و در عین حال دلخراش فیلم که به صورت حرکت آهسته پخش می شد،

عقب عقب آمدن لوکوموتیوقطار برای اتصال به واگنی بود که دخترک دوست داشتنی کسی مری در زیرش نشسته و پاهایش را روی ریل دراز کرده بود.zzzz:

جین فوندا فریاد می زد و به طرف دخترش می دوید، ولی...cryyy!

لینک دانلود را که از یوتیوب پیدا کردم،به دوستان تقدیم می کنم.گرچه کیفیت ایده آلی ندارد، ولی چه می شود؟ کاچی،بهتر از هیچی!:rolleyes:

https://www.y o u t u b e .com/watch?v=021jNReJXDQ




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - لوک مک گرگور - ۱۳۹۶/۱۱/۲ عصر ۱۱:۰۴

فیلمهای بسیاری هستند که در فضاهای بسته ساخته می شوند. یکی از این فیلمها فیلم فرانسوی گمشده در ترانزیت که با نام افتاده از آسمان نیز شناخته می شود محصول ۱۹۹۳ و در ژانر کمدی-درام بود.

داستان مرد نسبتا کهن سالی که پاسپورتش را گم می کند و در نتیجه مجبور می شود روزهای زیادی را در فرودگاه سپری کند. در آنجا با کسانی آشنا می شود که شرایط مشابهش را دارند و یا حتی روزهای بیشتری را در آنجا گذرانده اند. او با یکی از آنها که پسر بچه ای سیاهپوست است, دوست می شود.

راستش وقتی که انتظار چند ساعته در فرودگاه به دلیل تاخیر پرواز هواپیما اینقدر آزاردهنده است، سپری کردن روزهای متوالی در آنجا دیگر جای خود را دارد و شاید اصلا نتوان توصیفش کرد! بنابراین حتی ایجاد فضای نسبتا کمیک هم کمک چندانی به روحیه بیننده نخواهد کرد. چرا که خودش نیز دست کم در برهه ای از زندگی مزه انتظار بیهوده و طولانی مدت را چشیده است.

یکی از لحظات کمیک فیلم آنجایی است که بین آن مرد و زنی که مانند او در آنجا گرفتار شده است، گفتگویی بسیار ساده صورت می گیرد و برای یک لحظه لبخند مختصری بر لبانشان نقش می بندد. این دقیقا همان لحظه ای است که همسر سالخورده آن مرد به فرودگاه رسیده و لبخند متقابل آنها را دیده است. جنون وجودش را فرا می گیرد و داد و بیداد می کند. اما از آن فاصله دور کسی صدایش را نمی شنود. ( نمی دانم چرا در فیلم ها کاراکتر ها درست همان زمانی می رسند که یک اتفاق ساده غلط انداز رخ می دهد! )

این فیلم نیمه کمدی چند باری بعد از ظهر روز جمعه از تلویزیون پخش شد اما هیچگاه با تماشایش احساس شادی و راحتی نکردم. البته پرداختن به موضوعی که کمتر به آن توجه شده قابل تقدیر است. اما اگر فیلمی قرار است یک سری معضلات و یا حقایق را به تصویر بکشد، ترجیح می دهم آن را به صورت جدی ببینم و نه به صورت طنزی که نوعی دوگانگی به وجود می آورد و در نتیجه نمی خنداند.

ژان روشفور بازیگر نقش اصلی فیلم چندی پیش در سن هشتاد و هفت سالگی از دنیا رفت.




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - جناب سرگرد - ۱۳۹۶/۱۱/۶ صبح ۱۲:۲۸

سلام به دوستان

فیلمی که عرض حضورتان میشود  فیلمی ست قدیمی که احتمالا شما هم به یاد داشته باشید سالهای دور از تلویزیون پخش شد به اسم " یا  1960  The bad sleep well یا خواب خوش گناهکار" به کارگردانی کوروساوا و بازی توشیرو میفونه 

داستان مردی که برای گرفتن انتقام  با دختر  کارخانه داری ازدواج میکند که مسئول مرگ پدرش بوده. ماجرای انتقام از همون ابتدا با نشان دادن نقص عروس (کوتاهی یکی از پاهایش )و کیک عروسی که به شکل ساختمان درست شده و شاخه گلی که در یکی از طبقات بعنوان یادبود سانحه مرگ پدر قرار گرفته  اعلام میشه .در ادامه فیلم جریان تدریجی انتقام شکل میگیره و تبدیل شدن نفرت و کینه به عشق و محبت.

(شخصا قسمت آغازین فیلم یعنی وارد شدن لنگان لنگان عروس و تعجب حاضرین و ان کیک بزرگ عجیب و شاخه گلش بخوبی یادمه)


در حال حاضر لینک کاملی ازین فیلم سراغ ندارم به محض یافتن در اینجا قرار خواهم داد

به امید دیدار .





RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - لوک مک گرگور - ۱۳۹۶/۱۱/۲۳ صبح ۰۱:۵۲

من به شخصه از آن دسته انسانهایی نیستم که معتقد هستند برای تماشای یک فیلم دست کم وجود یک اسم بسیار مطرح در بین عوامل آن اثر الزامی است. چرا که بارها برای من پیش آمده، فیلمی با کلی ستاره های شناخته شده و عوامل حرفه‌ای حرص مرا در آورده است و برعکس فیلمی که کوچکترین ادعایی هم نداشته، لحظات شیرینی را برای من رقم زده است. چرا که ساختار فیلم برای من حرف اصلی را می زند. اگر فیلمی با بهترین کیفیت، سبک آن با سلیقه من جور نیاید، دیگر جنبه ها نیز ارزششان را برای من از دست می دهند.

یکی از این تجربه های رضایت بخش فیلم تلویزیونی ساقدوش محصول ۲۰۰۶ به کارگردانی داگلاس جکسون است. داگلاس جکسون کهن سال که دیگر این روزها فیلم سازی را کنار گذاشته است و به نظر می رسد در دوران بازنشستگی به سر می برد، نه آلفرد هیچکاک است، نه برایان دی پالما و نه دیوید فینچر. اما دلهره و تعلیق را به خوبی می شناسد و از آنها استفاده درستی می کند. دست کم بعضی از فیلم هایش ارزش تماشا کردن را دارند و ساقدوش قطعا یکی از آن هاست.

این فیلم داستان زن میانسال دوست داشتنی را روایت می کند که همیشه به نزدیکانش نیکی فراوان می کند. او حتی سالها از زندگی خود زده است تا مراقب مادر بیمارش باشد و تا زمان مرگ مادرش با وی می ماند. وقتی خواهرش در تصادف ماشین جانش را از دست می دهد، به خانه شوهر خواهرش نقل مکان می کند و به مدت دو سال از فرزندان خواهر مرحومش که دختری نوجوان و برادر کوچکترش است، مراقبت می کند، اما آنچه همه از آن بی اطلاعند اینست که وی تا وقتی دوست داشتنی است که دیگران قدرش را بدانند و البته تعریفی که او از قدرشناسی دارد، بسیار متفاوت تر از تعریف اطرافیانش است. این خصلت از قبل در درونش بوده است و در نتیجه کسی از راز گذشته او چیزی نمی داند.

لیندا پورل که بازیگر شناخته شده ای در بین بیشتر مردم آمریکا است، بازی درخشانی را از خود ارائه داده است. او هم دوست داشتنی است و هم بسیار خطرناک و در هر دو حالت نیز باور پذیر جلوه می کند.

این فیلم از آن دسته آثاری نیست که بخواهد با خونریزی و کشتار در بیننده دلهره ایجاد کند. شخصیت پردازی حرف اصلی را می زند و بیشتر احساسات درونی و گاه اعمال موذیانه کاراکترهاست که دلهره و تعلیق ایجاد می کند و نه خشونت آنها.

یکی از خصوصیات  داگلاس جکسون این است که نه مدت زمان فیلم را بیهوده هدر می دهد و نه آنقدر شتاب زده عمل می کند که جایی برای شخصیت پردازی کاراکتر هایش نماند. او داستان را یک دست پیش می برد و در لابه لای آن نیز کاراکتر ها را به شکلی کامل معرفی می نماید.




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - دون دیه‌گو دلاوگا - ۱۳۹۶/۱۱/۲۳ عصر ۱۲:۳۹

(۱۳۹۶/۱۱/۲۳ صبح ۰۱:۵۲)لوک مک گرگور نوشته شده:  

فیلم تلویزیونی ساقدوش محصول 2006 به کارگردانی داگلاس جکسون ...

این فیلم از آن دسته آثاری نیست که بخواهد با خونریزی و کشتار در بیننده دلهره ایجاد کند ...

نسخه کامل فیلم در یوتیوب https://m.y o u t u b e . c o m/watch?v=prWDTeSRFQc

سپاس "لوک مک گرگور" گرامی. حواسم نبود که پُست شما تازه در انجمن ارسال شده است. چون در تالار "درخواست راهنمایی در مورد ..." یک تشکر نوشته بودم، پُست شما هم برای دقایقی از جلوخان (ویترین) انجمن به حاشیه رفته بود که گفتم اصلاح کنم. با پوزش




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - لوک مک گرگور - ۱۳۹۶/۱۲/۲ صبح ۱۲:۲۴

فیلم نیمه کمدی آفساید محصول ۱۹۹۱ اسپانیا، همان فیلمی که سالها پیش چند بار, بعد از ظهر روز جمعه از شبکه یک پخش شد، در ارتباط با تقابل دو نسل متفاوت بود. نسلی که دنیا را دیده اند، عمرشان را کرده‌اند و با اینکه سعی می کنند به مرگ نیندیشند، اما به خوبی می دانند که در زمانی نه چندان دور به سراغشان خواهد آمد. نسل دیگر اما نسل نوجوان هستند. نسلی که هنوز آنقدر که باید و شاید طعم روزگار را نچشیده اند.

داستان از آنجا شروع می شود که مردی, پدر خود را به خانه سالمندان آورده است. پیرمرد در آنجا با پیرمردان دیگری که همگی آنجا زندگی می کنند آشنا می شود و دوستی بینشان شکل می گیرد. آنها کار مهمی برای انجام دادن ندارند و خودشان نیز آز بیکاری و انتظار مرگ را کشیدن احساس نارضایتی می کنند. تا اینکه با بچه هایی آشنا می شوند که تمام فکر و ذکرشان فوتبال است ، أما محدودیت هایی از نظر ورزشی برای آنها وجود دارد. آن نسل قدیم تلاش می کنند به این نسل نوپا در این زمینه کمک کنند و در این بین حوادثی رقم می خورد.

نسلی که برای آینده شان تلاش می کنند تا شاید به جایی برسند و درنهایت تبدیل به همان نسلی شوند که در خانه سالمندان انتظار می کشند و شاید خودشان نیز برای گریز از انتظار بیهوده سعی کنند کار مفیدی انجام دهند، برای آنهایی که روزی جای خودشان را خواهند گرفت! درست همان کاری که دیگران برایشان انجام دادند و این معنای زندگی است.




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - لوک مک گرگور - ۱۳۹۶/۱۲/۲۲ عصر ۰۷:۱۶

سالها پیش بینندگان تلویزیون ایران شاهد فیلمی با عنوان انتقام متقابل یک پدر بودند. این فیلم محصول مشترک آمریکا و آلمان غربی در سال ۱۹۸۸ بود که بیشتر وقایع مهم آن نیز در آلمان می گذشت.

تروریست های آلمانی یک هواپیمای آمریکایی را می ربایند. کارکنان آن را به گروگان می گیرند و به جایی دیگر منتقل می نمایند. آنها درخواست آزادی دو تن از همکارشان که توسط آمریکایی ها دستگیر شده اند را می کنند. وقتی سیاستمداران کاری برای آزادی آنها انجام نمی دهند و مدام امروز و فردا می کنند، پدر یکی از گروگانها که جان دخترش را در خطر می بیند, به آلمان مسافرت کرده تا بلکه بتواند کاری انجام دهد. این در حالی است که تروریست ها در تصمیم شان بسیار جدی هستند و حتی بعضی از گروگان ها را به عنوان تهدید به قتل می رسانند.

از آنجایی که قهرمان داستان توانایی آن را ندارد که مانند جیمز باند و امثال او با کله به وسط خطر بپرد و پس از اینکه چند نفر از تروریست ها را یک تنه نقش بر زمین کند، گروگانها را آزاد نماید، و با لبخند به سراغ تفریحات شخصی خویش برود! وی به عنوان یک پدر ، برای رسیدن به هدفش مسیر بسیار دشوار و پر استرسی را تجربه می کند و مجبور به انجام کارهایی می شود که به شدت از آنها بیزار است.

برایان دنهی که در سنین بالا پا به عرصه بازیگری گذاشت و شهرتش را مدیون نقش منفی فیلم اولین خون با بازیگری سلوستر استالونه است ، در این فیلم در نقش پدر پریشان داستان به ایفای نقش پرداخته است.

کریستف.ام.اوات بازیگر آلمانی و جوان آن دوران که در نقش تروریست اصلی فیلم بازی کرده بود، چندی بعد شهرت قابل توجهی در کشورش به دست آورد. به طوری که توانست در نقش اصلی سریال هلیکوپتر پلیس که از تلویزیون ایران نیز پخش شده است، ظاهر شود.

نسخه کامل فیلم در یوتیوب

https://m.y o u t u b e . c o m/watch?v=j0Ev5ojjWG4




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - لوک مک گرگور - ۱۳۹۷/۲/۸ صبح ۰۲:۳۰

اواخر دهه هفتاد فیلم ایرلندی پسری از عطارد در برنامه کودک و نوجوان پخش شد. راستش نام فیلم انسان را به اشتباه می انداخت. قبل از اینکه فیلم به صورت کامل پخش شود، نام فیلم و همچنین صحنه‌های اندکی که از فیلم نمایش داده می شد، بیننده را به این فکر وا می داشت که با فیلمی علمی_تخیلی سروکار دارد. اما واقعیت این بود که فیلم یک درام خانوادگی بود که به چالش هایی یک کودک هشت ساله می پرداخت.

در سال ۱۹۶۰, هری کرونین پسر هشت ساله ای که با مادر و برادر بزرگترش زندگی می کند، برای اینکه از چالش های مرگ پدرش بگریزد، به داستان های علمی_تخیلی روی می آورد. او خود را پسری از عطارد تصور می کند که به زمین آمده تا گردن کلفت کلاس شان را شکست دهد. در حالی که در واقعیت او توانایی آن را ندارد تا با همکلاسی قلدرش مقابله کند. همانطور که بیشتر وارد دنیایی خیالی خویش می شود، دیگران سعی می کنند به وی کمک کنند تا بر مشکلاتش فائق بیاید.

خلاصه این فیلم یکی از آن فیلمهایی بود که ممکن است کودکان طرفدار فیلمهای علمی_تخیلی را جذب کند، اما داستان کودکی را برایشان روایت می کند که شاید مشکلاتی از جنس خودشان را داشته باشد.

از بازیگران مطرح فیلم می توان با تام کورتنی اشاره کرد که سی سال قبل از این فیلم برای بازی در نقش مکمل فیلم دکتر ژیواگو نامزد جایزه اسکار شده بود. البته وی سالها بعد از آن نیز دوباره توانست نامزد جایزه اسکار بشود.




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - باد وایت - ۱۳۹۷/۸/۲۹ صبح ۰۸:۲۵

(۱۳۹۶/۱۰/۲۸ عصر ۰۹:۵۳)جناب سرگرد نوشته شده:  

درود بر دوستان

به مناسبت دیدن فیلم زیبای کلاسیک "  1977 The chess players"شطرنج بازان- بهانه ای دیدم تا یادآور این فیلم به یادماندنی به دوستان شوم.

این فیلم ساخته کارگردان ساتیاجیت رای و با شرکت بازیگرانی چون سانجیو کومار -امجد خان و سعید جعفری است که سالهای دور از تلویزیون پخش شد.

سلام
البته یادمه اسم فیلم میگفتن دو شطرنج باز
همونوقت دیدمش/داستان جالبی داشت کشور تحت استعمار انگلیسیها اما این دونفر مشغول شطرنج بازی بودن




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - باد وایت - ۱۳۹۷/۹/۱ عصر ۰۶:۰۴

سلام دوستان عزیز
فیلم عصر حکمرانان که در دهه60چندبار از شبکه یک پخش شد/اسم لاتین این فیلم:

Denyat na vladetelite محصول1986کشور بلغارستان/
کارگردان:Vladislav Ikonomov


بازیگران:Vassil Mihajlov, Lyuben Chatalov, Georgi Georgiev-Getz
لینک تماشای این فیلم:
https://ok.ru/video/91027409595




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - لوک مک گرگور - ۱۳۹۷/۹/۳ عصر ۰۹:۲۳

روزی که وارد این انجمن ارزشمند شدم، دو هدف داشتم. یکی دنبال این بودم که فیلمهای قدیمی و گمنام تلویزیون را معرفی کنم تا همه از یادآوریشان لذت ببریم و دوما برای اینکه بتوانم فیلمهای گمشده خود را توسط دوستان بیابم. دوستان در این کافه لطف کردند و در شناسایی بعضی از آنها کمک شایانی به من کردند. گاهی هم خودم با جستجوی فراوان به گمشده هایم دست می یافتم. امروز یکی از آن روزهاست. فیلمی که چند بار در این انجمن مطرح کردم و تنها دوست عزیز جناب سرگرد آنرا به خاطر داشت. ولی چون اطلاعات دقیقی درباره آن نداشتیم، نتوانستیم ردی از فیلم بیابیم تا اینکه امروز...

فیلم تلویزیونی پدری برای چارلی محصول کشور آمریکا که در اوایل سال ۱۹۹۵ عرضه شده بود و همان سالها نیز از تلویزیون ایران پخش شد. فیلم درباره مرد سیاهپوستی به نام والتر در دهه سی میلادی است که همسر و فرزندش را از دست داده است. پسر بچه ای به نام چارلی که با خواهر کوچکتر و پدر لاابالی اش زندگی می کند مانند همه افراد شهر از والتر متنفر است و برایش مزاحمت ایجاد می کند. اسطبل والتر به صورت عمدی آتش می گیرد و او مجبور می شود اسبهایش را جلوی چشمان چارلی بکشد. بانک او را تحت فشار قرار می دهد که اگر بدهی اش را پس ندهد، مزرعه اش را از دست خواهد داد. هیچ کس حاضر نمی شود که به وی کار بدهد. چارلی به دلیل اینکه پدر و خواهرش رفته اند تنها مانده است و به ناچار مدتی را در خانه والتر سپری می کند. کم کم دوستی و محبت بین آن دو شکل می گیرد ولی این پایان ماجرا نیست...

همان داستان تبعیض نژادی و نفرت که کم کم به عشق می انجامد. کودکی که به تقلید از بزرگ ترها با مردی رنگین پوست بدرفتاری می کند. اما در نهایت به جایی می رسد که یک تنه در برابر همه افراد شهر از مردی که محبت را به آموخته، دفاع می کند. این فیلم در دهه هفتاد شمسی چندباری از تلویزیون به نمایش گذاشته شد.

دو تن از بازیگران نسبتا مطرح آن دوران در این فیلم حضور دارند. لوئیس گوست جونیور که در سال ۱۹۸۳ برای نقش مکمل فیلم یک افسر و یک جنتلمن برنده جایزه اسکار شده بود و جوزف مازلو که از بازیگران اصلی فیلم پارک ژوراسیک محصول ۱۹۹۳ به شمار می رفت. ایوان ریچل وود نیز که نقش خواهر کوچک تر چارلی را بازی می کرد، امروزه از بازیگران مطرح سینما و تلویزیون آمریکا به شمار می رود. 




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - لوک مک گرگور - ۱۳۹۷/۱۰/۲۰ عصر ۰۹:۲۷

سالها پیش در یکی از شبها، شبکه سه فیلمی را تحت عنوان شب شکارچی پخش نمود. این فیلم دلهره آور داستان یک خانواده را روایت می کرد که توسط یک مرد روانی از هم پاشیده می شود. احتمالا بیشتر مردم با فیلم شب شکارچی محصول سال ۱۹۵۵ که براساس رمانی به همین نام ساخته شده بود، آشنا باشند، أما فیلمی که در این پست به آن پرداخته می شود، نسخه تلویزیونی است که در سال ۱۹۹۱ با بازیگران نسبتا شناخته شده آن دوران ساخته شد.

با توجه به اینکه ناخودآگاه این نسخه با آن نسخه قدیمی مقایسه می شود, هیچگاه مورد توجه قرار نگرفت. اما در حقیقت مقایسه این دو اثر کار درستی نمی باشد. این فیلم یک اثر تلویزیونی است و حتی عوامل آن نیز ادعای آن را نداشته اند که فیلمشان با کیفیت تر از نسخه اوریجنال می باشد. اگر تنها به عنوان یک فیلم تلویزیونی که در اوایل دهه نود میلادی ساخته شده، روی آن حساب باز کنید، احتمالا با تماشایش احساس رضایت خواهید کرد!

ریچارد چمبرلین بازیگر نقش اصلی این فیلم تلویزیونی یکی از بازیگران شناخته شده آمریکایی بود که سه بار برنده جایزه گلدن گلوب شده و همچنین در سال ۱۹۷۷ در نقش اصلی فیلم سینمایی آخرین موج به کارگردانی پیتر ویر ظاهر شده بود.

دیانا اسکاروید بازیگر نسبتا مطرح دهه هشتاد میلادی که در سال ۱۹۸۰ برای نقش مکمل فیلم انگیزه های درونی نامزد جایزه اسکار شده بود در این فیلم در نقش مادر به ایفای نقش پرداخته است.




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - لوک مک گرگور - ۱۳۹۹/۳/۸ صبح ۰۶:۴۸

همیشه عادت داشتم هایدی را دخترک کوچکی ببینم که با پدربزرگش زندگی می کند و پیتر را نیز پسر بچه ای که همیشه در پی گله اش است، تا اینکه فیلم کوهستان بی باکی محصول این دیدگاه رایج را برای من در هم شکست.

در این فیلم که در دهه هفتاد شمسی از تلویزیون ملی پخش شد، من هایدی پانزده ساله ای را دیدم که به قصد تحصیل پا به مدرسه ای شبانه روزی در ایتالیا می گذارد. این در حالی است که پیتر به ارتش پیوسته تا در جنگ جهانی اول به کشورش خدمت کند. هایدی تا مدتی وضعیت قابل قبولی در مدرسه دارد، اما رسیدن نیروهای ارتش ایتالیا به آنجا و نشان دادن حکم تخلیه مدرسه (برای استفاده نظامی) نوید روزهایی طاقت فرسا را به هایدی می دهد.

اکثر خانواده ها، فرزندانشان را با خود می برند، اما هایدی و سه دختر دیگر که کسی را آنجا ندارند، خود را در چنگال مرد سنگدلی می بینند که یتیم خانه اش را برای سکونت آنها در نظر گرفته است!

همیشه برایم جالب بوده که ببینم، کاراکترهای داستانها در آینده چه می کنند! فیلم کوهستان بی باکی این فرصت را در اختیارم قرار داد تا نوجوانی هایدی را نیز ببینم. اگرچه کیفیت ساختار فیلم چندان بالا نیست، اما به یاد دارم که در دوران نوجوانی از تماشایش احساس رضایت داشتم و همین برای من کافی است.

نکته قابل توجه حضور ستاره آن سالهای هالیوود، چارلی شین در نقش پیتر، در این فیلم نسبتا ناشناخته و در کنار بازیگران نه چندان مطرح بود. حضوری که صدای بعضی از منتقدان ناراضی را در آورد!




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - پهلوان جواد - ۱۳۹۹/۳/۱۵ عصر ۰۷:۳۲

فیلم هندی AVTAAR 1983


بازیگران:

Rajesh Khanna-Shabana Azmi-Sachin-Gulshan Grover

کارگردان:

Mohan Kumar

خلاصه داستان:

آوتار کیشان به همراه همسرش و دو پسرش زندگی ساده ای دارد. او در یک کارخانه به سختی تلاش میکند تا بتواند هزینه تحصیل دو پسر خود را تامین کند و..........

لینک دانلود:

https://www.y o u t u b e . c o m/watch?v=51hb5ent07q

این فیلم در دهه 70 چند بار جمعه شب از شبکه سوم پخش شد.

این هم دو کلیپ منتخب از فیلم:

http://s13.picofile.com/file/8399154818/avtaar2.mkv.html

http://s9.picofile.com/file/8360649568/Avtaar-1983-Drip-35002.mkv.html





RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - لوک مک گرگور - ۱۳۹۹/۵/۱۱ صبح ۰۷:۵۹

مردم زندگی عادی خود را دارند. گاهی شاد هستند، گاهی غمگین. گاهی احساس خوبی دارند و گاهی هم ممکن است بی دلیل دلشان بگیرد. این قاعده ای است که در تمام دنیا همه مردم کم و بیش با آن دست و پنجه نرم می کنند. اما گاهی یک اتفاق، این روال ساده را بر هم می ریزد. هنگامی که اریک ویلسون نوزده ساله در دهم جولای ۱۹۷۸ منزلش در اوتاوا را ترک کرد تا خود را به دانشگاهی در کلرادو برساند و در کلاس تابستانی آنجا شرکت کند، خانواده اش هیچگاه تصور نمی کردند که دیگر قرار نیست او را زنده ببینند! اینجاست که زندگی روزمره انسان ها دچار دگرگونی عظیمی می شود. داستان از وقتی بغرنج تر می شود که پس از گذشت چهار روز پلیس حاضر نمی شود همکاری مفیدی با آن خانواده داشته باشد و به این بهانه که ممکن است او از خانه فرار کرده باشد از زیرکار فرار می کنند.

این داستان واقعی در سال ۱۹۸۱ به شکلی مستند ساخته شد و بار دوم در سال ۱۹۸۵ به شکل یک فیلم تلویزیونی با بازیگری الن برستین بازیگر سرشناس آمریکایی دهه هفتاد میلادی (که برای بازی در فیلم جن‌گیر نامزد اسکار بهترین بازیگر زن شده بود) دوباره به تصویر کشیده شد. اگر چه نام شخصیت ها در این نسخه تغییر کرد و نام خانوادگی شان نیز به واکر تغییر یافت, اما داستان تقریبا به همان شکل روایت شده بود. این فیلم تلویزیونی سالها پیش از شبکه سوم تلویزیون ملی ایران پخش شد که البته به یاد نمی آورم به چه نامی در ایران پخش شده است. اما نام اصلی فیلم Into thin air اصطلاحی است به معنای ناپدید شدن چیزی به شکلی کامل و ناگهانی. شاید نزدیک ترین معادل برای آن در زبان فارسی همان اصطلاح دود شد رفت هوا باشد.

پسر نوزده ساله کانادایی که برای رفتن به دانشگاه به سمت کلرادو رانندگی می کند اما هیچگاه به مقصد نمی رسد. مادری که به همراه پسر بزرگش در به در به دنبال او می گردند. پلیس هایی که ادعا می کنند باید یک ماه از رفتن طرف بگذرد تا ناپدید شدنش اثبات گردد! و یک کارآگاه خصوصی که از طرف مادر استخدام شده تا به حقیقت ماجرا پی ببرد. تمام اینها داستانی پرکشش، اما تلخ را روایت می کنند که قرار است سیستم قضایی آن سالها را زیر سوال ببرد. شاید حوادثی از این قبیل باعث شده که امروزه پس از گذشت تنها چهل و هشت ساعت، پلیس موظف است جستجوی خود را در قبال یافتن افراد گمشده آغاز کند.




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - لوک مک گرگور - ۱۳۹۹/۶/۴ عصر ۱۰:۰۳

دیدم دوست گرامی جناب پروفسور اشاره ای به فیلم زیبای تایتانیک داشتند، منهم تصمیم گرفتم این پست را به فیلمی اختصاص دهم که به احتمال زیاد وجودش را مدیون فیلم تایتانیک است!

چند سالی قبل از اینکه فیلم تایتانیک را تماشا کنم، از تلویزیون شاهد فیلمی جاسوسی بودم. خوب بیاد دارم که آن فیلم با وجود ایراداتی که داشت شب شیرینی را برای من رقم زد! این فیلم که توسط برایان ترنگارد اسمیث با نام بریتانیک ساخته شد، شباهت چندانی به حوادث تاریخی مرتبط با کشتی بریتانیک نداشت و خیلی ها همین را بهانه ای کردند تا به واسطه آن فیلم را بکوبند. اما واقعیت این است که تنها با داشتن شناخت جزئی از فیلم های هالیوود می توان دریافت که تحریف تاریخ جزو لاینفک فیلمهای آنهاست. حتی در خیلی از موارد خودشان این مورد را قبول کرده و داستان تاریخی (Historical Fiction) را بخش مهمی از ادبیات می دانند که براساس آن حوادث و شخصیت های غیرواقعی را وارد تاریخ می کنند و در بعضی موارد نیز به تحریف تاریخ رو می آورند. اینکه این مسئله کار درستی است یا نه برای من اهمیتی ندارد و قضاوتش نیز با من نیست. ولی آنچه که مسلم است من بریتانیک را به چشم یک فیلم جاسوسی می بینم و نه تاریخی.

در فیلم بریتانیک ما شاهد یک مادر و دو فرزند کودکش هستیم که به همراه زن جوانی به نام ورا کمپبل که پرستار کودکان است وارد کشتی بریتانیک می شوند. دیری نمی گذرد که بیننده متوجه می شود که او در واقع پرستار بچه نیست بلکه جاسوسی تازه کار است که فرستاده شده تا جلوی کسی را که قرار است در کشتی فاجعه بیافریند، بگیرد. ورا کمپبل با کشیش جوانی آشنا می شود و کم کم علاقه ای بین آن دو شکل می گیرد. غافل از اینکه...

این فیلم نیز مانند فیلم تایتانیک عشقی را در کشتی مطرح می کند که به نوعی ممنوع است. در فیلم تایتانیک ما شاهد عشق دختر و پسری از دو طبقه کاملا متفاوت بودیم که در آن دوره از تاریخ عملی ناممکن به نظر می رسید و در فیلم بریتانیک ما شاهد عشق دو نفر هستیم که در جبهه متضاد به یکدیگر مشغول خدمت هستند. خوشبختانه موضوع عاشقانه فیلم بریتانیک بیش از حد پررنگ نمی شود و موضوع جاسوسی فیلم در اولویت قرار می گیرد. به شکلی که تلویزیون ایران با سانسور بعضی صحنه های مختصر، یک فیلم جاسوسی دلپذیر را تقدیم بیننده ها کرد.

نمی توان منکر شد که فیلم در جلوه های ویژه و همچنین بازیگری یک مقدار ضعیف ظاهر می شود. به خوبی می توان تشخیص داد که بازیگرها داخل یک کشتی نیستند! اما حداقل اش اینست که با بودجه پایینی که در اختیار داشته توانسته به عنوان یک فیلم جاسوسی دلهره آور گلیمش را از آب بیرون بکشد و مانند آن دسته از فیلمهای پرخرج هالیوودی به ظاهر جاسوسی مدت زمان فیلم را برای خلق صحنه های بزن بهادر و یا دیالوگ های حوصله بر هدر نمی دهد!

در صحنه های پایانی فیلم بریتانیک نیز شباهت هایی با فیلم تایتانیک دیده می شود. منظور آن بخش هایی است که ورا کمپبل، جاسوس آلمانی ها را در حین غرق شدن کشتی تنها نمی گذارد و او را نجات می دهد اما اینجا نیز سرنوشت آن مرد با مرگ رقم خورده است!  به دلیل مدت زمان نه چندان بلند فیلم، بخش های غرق شدن کشتی نیز زیاد طول نمی کشد و البته خوشبختانه این باعث شده که کمتر به حال و هوای ژانر فاجعه نزدیک شود.

کارگردان برای فیلم خود بازیگران ناشناخته ای چون آماندا راین نسبتأ گیاه خوار و ادوارد اترتون را در نظر گرفته است. نکته جالب اینکه مدت زمان کوتاهی قبل از بازی در این فیلم ادوارد اترتون در نقش مکمل فیلم مردی در نقاب آهنین بازی کرده بود که نقش اصلی آن فیلم لئوناردو دیکاپریو بود.

من به شخصه معتقدم فیلم بریتانیک می توانست بهتر از این باشد اما همین که سعی نکرده از سبک و سیاق فیلمهای اکشن و به ظاهر جاسوسی فیلمهای هالیوود پیروی کند، برای من قابل ستایش است.




RE: فیلم گریز شبانه - کنتس پابرهنه - ۱۳۹۹/۹/۱۴ صبح ۰۴:۱۶

تا جایی که به یاد دارم فیلمهایی با ژانر اکشن هیچ وقت برایم جذاب نبوده... هر گاه فیلمی را برای دیدن انتخاب میکنم یکی از فیلتر های مهم برایم ژانر هست و اکشن هرگز در ژانرهای مورد علاقه ام جایی نداشته است اما نمیدانم این فیلم چطور در ذهنم نقش بسته که هنوز هم بعد از سالها، به یاد آوردنش لبخند به لبم می نشاند... فیلم شب داوری که در ایران با نام گریزشبانه از تلویزیون پخش شد فیلمی ست با ژانر اکشن و دلهره آور که سالها پیش در یک شب پاییزی من را پای تلویزیون میخکوب کرد. داستان ساده و یک خطی فیلم، جذاب روایت میشود و بسیار نفس گیر است. ماجرای فیلم خیلی زود وارد جریان اصلی میشود و بدون شک طولانی نبودن مقدمه فیلم یکی از نقاط قوت آن است و همین موضوع مخاطب را نگه میدارد و خسته نمی کند.

داستان فیلم درباره مردی به نام فرانک است که پس از مدتها که سرگرم خانواده اش بوده تصمیم میگیرد شبی را به همراه برادر کوچکتر و دوستانش بگذراند. آنها در حال رفتن به یک مسابقه بوکس هستند که گرفتار یک ترافیک سنگین میشوند. برای فرار از ترافیک ماشین را از بزرگراه خارج میکنند و به یک راه فرعی می روند که در همین حین ناخواسته شاهد ماجرایی میشوند که آنها را به دردسر بزرگی می اندازد... همین داستان یک خطی قرار است شما را تا پایان فیلم بکشاند و اگر فیلم را دیده باشید حتمن با من موافقید که فیلمساز چقدر بی ادعا داستانش را پیش میبرد.

کوین اسپیسی و تام کروز از جمله بازیگرانی بودند که برای این فیلم در نظر گرفته شدند اما در آخر هر دو به دلایلی به فیلم نرسیدند. گریز شبانه را سالها پیش دیدم. نمیدانم الان اگر فیلم را دوباره ببینم هنوز برایم همانقدر جذاب هست یا نه اما مطمئنم که اگر چهره های مطرح تری در آن نقش ایفا میکردند، قابلیت شناخته تر شدن را داشت.

پ.ن: الان یک نفر به من یادآوری کرد که یکی از دلایل جذابیت فیلم برای من، کاراکتر جان برادر کوچک فرانک بوده! اما حتی اگر این ادعا درست باشد از جذابیت داستان فیلم چیزی کم نمیشود :)




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - لوک مک گرگور - ۱۳۹۹/۱۱/۱۷ صبح ۰۹:۴۰

همه ما می دانیم که جنگ پدیده جالبی نیست و از دست دادن عزیزان بدتر از آن. اما چاره ای نیست. باید زندگی کرد و از بطن مشکلات دریچه ای به سوی فرداها گشود. فردایی که شاید بهتر از امروز باشد. شاید مشکلات باعث شوند تا بچه ها زودتر بزرگ شوند و درک کنند که برای به دست آوردن چیزی که می خواهند باید از امروز تلاش کنند. زوزو همین را می خواهد. فردایی بهتر در کشوری بهتر، پیش آنهایی که دوستش دارند. او تلاش می کند که برود. تلاشی که به ثمر می نشیند...

زوزو نام فیلمی لبنانی-سوئدی محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی جوزف فارس است که همان سالها نیز از تلویزیون ملی پخش شد. داستان پسر یازده ساله یتیمی به نام زوزو که خانواده اش را در بمب گذاری های جنگ های داخلی در بیروت از دست داده است. او که آواره و بی کس در خیابانها پرسه می زند و غم از دست دادن عزیزانش را می خورد با محبت دختری هم سن و سالش به نام ریتا مواجه می گردد. دختری که مخفیانه به او پناه می دهد و سعی می کند با دوستی و محبت از غم زوزو بکاهد. زوزو احساس می کند که به جز ریتا کسی را در آنجا ندارد. پس تصمیم می گیرد که مخفیانه به کشور سوئد برود. یعنی همان جایی که پدربزرگش زندگی می کند. ریتا که از رفتارهای خانواده اش به ستوه آمده تصمیم می گیرد که به همراه زوزو بگریزد. آنها در افکار کودکانه شان اینگونه گمان می کنند که رفتن به کشوری دیگر امری ساده است. خانواده ریتا به سراغش می آیند و دخترشان را بر می گردانند. زوزو که گرفتار شده به ماموران توضیح می دهد که خانواده اش را از دست داده و در حال حاضر تنها کسی که دارد پدر بزرگ او در سوئد است و اینگونه می شود که او پا به دنیایی بهتر برای یک زندگی بهتر می گذارد.

جوزف فارس کارگردان فیلم وقتی ده ساله بود به دلیل جنگ های داخلی واقع در لبنان همراه با خانواده اش به کشور سوئد مهاجرت کرد. او در فیلم زوزو تصویری تاثیر گذار و واقع گرایانه از دوران نوجوانی، جنگ، تنهایی، عشق های کودکانه و تلاش برای بهبود زندگی ارائه داده است. انگار که دست بر سوژه ای گذاشته که به آن آشنایی دارد. در سال ۲۰۱۸ بازی ویدئویی یک راه خروج به کارگردانی او عرضه شد که تنها در مدت دو هفته بیش از یک میلیون کپی از آن فروش رفت. عماد کردی نوجوانی که برای نقش زوزو انتخاب شد به زبان های فرانسوی،آلمانی، انگلیسی و عربی سخن می گوید. مدتی قبل از فیلمبرداری این فیلم کمی زبان سوئدی را نیز آموخت.

فیلم فضایی را نشان می دهد که نباید در دنیا وجود داشته باشد اما دارد. جنگ نباید رخ دهد اما می دهد. گرسنگی نباید باشد اما هست. بچه ها نباید یتیم شوند اما می شوند و بدتر آنکه کنترل این اتفاقات نیز تا حد زیادی دست خود انسان ها نیست. حداقل نه در دست آنهایی که قربانی می شوند. اما چرا بعضی قربانی ها تلف می شوند و بعضی ها فرصت دوباره می یابند؟ سوال خوبی است که جواب روشنی ندارد. تمام قربانی های دنیا مانند زوزو نیستند. منصفانه که به نظر نمی رسد. اما هر چه هست، واقعیت تلخیست که قرن ها در این کره خاکی روی داده است.




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - لوک مک گرگور - ۱۴۰۰/۱۱/۱۸ صبح ۰۲:۳۲

ما برای چه کاری پا به این کره خاکی نهادیم؟ این سوالیست که در طول عمرمان در ذهن همه ما انسانها پرسه می زند! تمایل داریم بدانیم که به چه دردی می خوریم و کدام بخش از دنیا را می توانیم تغییر دهیم. شاید بیشتر انسانها راه رسیدن به پاسخ این پرسش را هیچگاه نیاموزند. شاید در موقعیتش قرار نمی گیرند. گاهی انسان در موقعیتی قرار می گیرد که در آن همه چیز آسانتر از آنچه که باید باشد جلوه می کند. مسیر دشوار و زمانبر است اما انگار راه عبورش را می شناسیم. به عبارتی سختی اش شیرین است. هر گاه به چنین احساسی دست پیدا کردید، احتمالا جواب سوالتان را هم گرفته آید. شما در مسیری قرار گرفته آید که برای آن به دنیا آمده بودید.

فیلم ایتالیایی هرگز دیر نیست محصول سال ۲۰۱۴ ایتالیا داستان واقعی یکی از همان مردان است. آلبرتو مانزی مرد جوانی در دهه چهل میلادی است که در به در به دنبال شغل معلمی می گردد. او که به شدت نیازمند شغل است, با پیشنهادی مواجه می شود که تقریباً همه از آن گریزانند. او به ناچار تدریس یک عده از کودکان و نوجوانان بی سرپرست را بر عهده می گیرد که در یک مرکز بازپروری محبوس شده اند. معلمان دیگری پیش از او پا به آن مرکز نهاده و از آن گریخته اند. چرا که نه تنها بچه های آنجا رفتار خوبی با معلمان ندارند بلکه حتی بر طبق قوانین آن مرکز با تهیه قلم و کاغذ برای آنها ممانعت می شود و در نتیجه دانش آموزان از ابتدایی ترین امکانات برای یادگیری نیز محروم هستند. آلبرتو مانزی در ابتدا از این موقعیت هراسان است, اما به زودی پی می برد که کاری که دیگران نمی توانند انجام دهند او می تواند...

هرگز دیر نیست فیلم خوش ساختی است. از مشکلات صحبت می کند و ممکن است احساسات تان را تکان دهد اما افسرده تان نخواهد کرد. برعکس امید بخش است. از بس که آلبرتو مانزی روحیه بخش است. مرد موفقی که تحول بزرگی در سیستم آموزشی ایتالیا به وجود آورد و با تمام سنگهایی که جلوی پایش می گذاشتند او قدرتمندتر از همیشه به میدان بازمیگشت. او دریافت که تلویزیون روش مناسبی برای آموزش مردم است. بنابراین پا به تلویزیون گذاشت و با تبدیل شدن به مجری و بعداً کارگردان هنری برنامه ‌"هرگز دیر نیست" به تدریس از طریق تلویزیون پرداخت. برنامه ای که ایتالیایی های بیشماری را با سن و سال مختلف از بیسوادی رهانید. آنهم در دوره ای که شاید حتی خواندن و نوشتن ساده نیز بیشتر از دکترای امروز ارزش داشت. نام این برنامه تلویزیونی مصداق این جمله است که ز گهواره تا گور دانش بجوی.

شاید شتابزده بودن این اثر دو قسمتی نقطه ضعف فیلم به حساب بیاید. از این منظر که کاراکتر اصلی تقریباً همیشه‌ و به سرعت حرف خود را به کرسی می نشاند. اما با این وجود ارجاعتان می دهم به سخنی که در ابتدا بیان کردم: وقتی که بفهمیم در این کره خاکی چه کاره هستیم بقیه اش دیگر تنها حرکتی است به سمت رشد و تعالی.




Help - رابرت - ۱۴۰۰/۱۲/۱۹ عصر ۱۱:۱۲

سلام و ارادت خدمت اهالی کافه؛

چند روز پیش یک فیلم تلویزیونی انگلیسی دیدم که از سینمایی های خوش ساخت هیچ کم ندارد! Help به کارگردانی Marc Munden و نویسندگی Jack Thorne.

در این اثر همه چیز به غایت حساب شده و اصولی است. نماهای بسته* (Close Up) علاوه بر آنکه مناسب کادر تلویزیون هستند، در این اثر بیننده را با اضطراب و تشویش شخصیت ها شریک می کنند. تدوین، موسیقی و در کل استفاده از زیر صداها و صداهای آمبیانس** بسیار حرفه ای است. بازی تمام بازیگران باورپذیر است و مخصوصاً Jodie Comer در نقش قهرمان داستان (سارا) چیزی از ستارگان بزرگ سینما کم ندارد! (البته غیر از زیبایی زنان افسانه ای تاریخ سینما:cheshmak:) به هر حال این خانم جوان در این فیلم خوش درخشیده است.

فیلم تلویزیونی Help محصول سال 2021 انگلستان

اما داستان فیلم، نوع ارتباط شخصیت ها و گفتگوهای رد و بدل شده بین آنها نمونه ای تمام عیار و استاندارد از معنای واقعی درام است... تک تک جملات با تفکر نوشته شده و حتی سکوت بازیگران دارای معناست. نگاه های شخصیت ها کار صد جمله را می کنند و خلاصه از آن دست آثاری است که تا ساعات زیادی ذهنم را درگیر کرد. (این فیلم تلویزیونی آن قدر بر روی من تأثیر گذاشت که بی درنگ آن را به آرشیو شخصی ام اضافه کردم.)

این اثر از چند خرده داستان کوچک و یک داستان اصلی تشکیل شده است که تلاقی داستان با شیوع بیماری کرونا حس عجیب و آشنایی را برای تمام بیننده ها در هر کجای دنیا برمی انگیزاند. فضاسازی آغاز کرونا بسیار تلخ و دیدنی است و من در نمونه های دیگر، چنین تأثیری را ندیدم.

بیش از این درمورد داستان توضیح نمی دهم تا رفقایی که مایل به تماشای آن هستند، لذت بیشتری ببرند. (نسخه‌ دوبله شده حق مطلب را ادا نکرده است. حتماً نسخه زبان اصلی را مشاهده بفرمایید.)***

-----------------------

* نمای بسته (Close Up) از جمله اندازه نماهای استاندارد کادرِ تصویر در عکاسی، سینما و تلویزیون است.

** صدای آمبیانس همان صدای محیطی است. (در واقع صدای بازیگران و یا سوژه های اصلی اثر نیست) صدای آمبیانس به فضاسازی و باورپذیری اثر کمک می کند. صداهای آمبیانس مخصوصاً در آثار مستند، دارای اهمیت بیشتری هستند.

*** تأکید می کنم فیلم تلویزیونی Help در مجموع تلخ است و بسیاری از صحنه های آن تداعی کننده خاطرات تلخ دو سال اخیر هستند...




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - مارادونا - ۱۴۰۰/۱۲/۲۱ عصر ۰۸:۴۱

(۱۳۹۶/۱۰/۲۸ عصر ۰۹:۵۳)جناب سرگرد نوشته شده:  

درود بر دوستان

به مناسبت دیدن فیلم زیبای کلاسیک "  1977 The chess players"شطرنج بازان- بهانه ای دیدم تا یادآور این فیلم به یادماندنی به دوستان شوم.

این فیلم ساخته کارگردان ساتیاجیت رای و با شرکت بازیگرانی چون سانجیو کومار -امجد خان و سعید جعفری است که سالهای دور از تلویزیون پخش شد.

فقط اون آخر فیلم که دو نفر بی خیال از تغییرات اون بیرون به بازی خودشون ادامه میدن و یکی مهره شاه رو بر میداره و میگه ملکه !!!




Nowhere Special - رابرت - ۱۴۰۱/۳/۱۰ عصر ۰۱:۱۵

یک سینمایی دیدنی که با کمترین بودجه ها ساخته شده است: Nowhere Special

از نکات برجسته این سینمایی می توان به بازی درخشان قهرمان داستان (جان) با بازی James Norton و پسر خردسالش (مایکل) با بازی Daniel Lamot اشاره کرد.

جان کارگری شیشه­ پاک ­کن است که تنها 34 ­سال دارد. او به سرطان پیشرفته مبتلا شده و تنها چند هفته زنده خواهد ماند. در این چند مدت باقی­مانده، تنها دغدغه جان سر و سامان دادن به اوضاع پسر خردسالش (مایکل) است. همسر جان به مجردِ تولد مایکل آنها را رها کرده و جان به تنهایی مایکل را بزرگ کرده است. اکنون جان با کمک مددکاران، درصدد پیدا کردن بهترین گزینه سرپرستی برای کودک بی پناهش است. مددکار جوانی به نام شونا بر خلاف قوانین با جان همراه شده و ترتیبی می دهد که جان و مایکل با داوطلبان سرپرستی ملاقات کرده و رفتار و اوضاع زندگی آنها را از نزدیک ببینند و بررسی کنند...*

سینمایی Nowhere Special محصول سال 2020 انگلستان، ایتالیا و رومانی

فیلم جدای بازی های درخشان و ارتباط عاطفی دیدنی پدر و پسر؛ موسیقی زیبا، تدوین استاندارد و قاب های حساب شده ای دارد. فضاسازی اثر فوق العاده است و جملاتی که از دهان یک یک شخصیت ها بیرون می آید، متعلق به خودشان است. هر کلمه، هر نگاه و هر نما تأثیرگذار است و تقریباً هیچ قطعه و یا نمای اضافی و قابل حذف پیدا نمی کنید! کارگردانی هوشمندانه Uberto Pasolini به گونه ای است که در طول فیلم آرزو می کردم، ای کاش من کارگردان این اثر بودم!

یک ­یک نماها و سکانس­ ها با وسواس و هوشمندی کنار هم قرار گرفته ­اند.

علاوه بر اینها، فیلم چند مؤلفه مهم دیگر نیز دارد:

نوع برخورد شخصیت ها با مرگ، واقعی و در عین حال دراماتیک است. بیماریِ بدون درمان و متعاقب آن مرگ، هنگامی به سراغ جان آمده که طفلش هنوز بسیار کوچک و شکننده است و هیچ مفهومی از مرگ در ذهن ندارد و حتی زندگی را نیز درک نکرده است.rrrr:

دیگر آنکه در طول فیلم با خانواده های مختلفی آشنا می شویم که هر کدام هدف متفاوتی از نگهداری و بزرگ کردن فرزند دارند. این تفاوت ها به جهان بینی آنها بازگشته و گاه مغایر با انتظار بیننده از طبقه اجتماعی آنهاست.

اما بی شک تأثیرگذارترین شخصیت داستان، جان است که علیرغم شغلش (شیشه پاک کنی) و جایگاه به ظاهر پایین اجتماعی؛ به شدت فهمیده، با شعور و در یک کلام دوست داشتنی است! او به نکات تربیتی توجه ویژه ای دارد، اهل مطالعه و خواندن کتاب است، حُسن رفتارش ستودنی است، واقع گرا و در عین حال پر احساس و مسئولیت پذیر است. حال چنین شخصیتی مانند آهویی بی دفاع در چنگال گرگ تیز دندان و بی رحم مرگ گرفتار شده است...

امیدوارم علاقمندان و دوستان این گونه آثار، با تماشای فیلم احساس کنند که از وقتشان به خوبی بهره برده اند.**


* بیش از این داستان را شرح نمی دهم تا دوستانی که مایل به تماشای آن هستند، خودشان لحظات زیبای فیلم را تجربه کنند. 

** فیلم را در اوقات مناسب و ترجبحاً شرایط سینمایی (اتاق تاریک) ببینید که چیزی و کسی مانع ریختن اشک از چشمان تان نشود.




1987 - رابرت - ۱۴۰۱/۷/۱۳ عصر ۰۵:۳۲

بعضی فیلم‌ها را باید در یک محدوده زمانی خاص دید. فیلم 1987: When the Day Comes محصول ۲۰۱۷ کره جنوبی یکی از این فیلم‌هاست. بی‌گمان یک ماه پیش، دیدن این فیلم را به هیچ کس توصیه نمی‌کردم؛ چنانچه ممکن است یک ماه دیگر هم تماشای این فیلم چندان رغبت برانگیز نباشد!

همین ابتدا بگویم شما با یک فیلم شاهکار روبرو نیستید و احتمالاً کارگردان فیلم (جانگ جون هاوان) نیز چنین ادعایی ندارد. فیلمنامه اشکالات قابل توجهی دارد و شخصیت‌ها آن‌چنان که باید و شاید موجب هم ذات‌پنداری بیننده نمی‌شوند.

نکته قابل توجه اینکه، فیلم با تکیه فراوان بر رخدادهای واقعی ساخته شده و به اصل حوادث بسیار وفادار است. همین موضوع باعث شده، بیننده گاه تصور کند اثری مستند را به نظاره نشسته است.

تنها ویژگی برجسته هنری فیلم، فضاسازی (طراحی صحنه، لباس و چهره پردازی) فوق‌العاده آن است که با مقایسه تصاویر واقعی آن سال‌ها در تیتراژ انتهایی، موجب شگفتی بیننده می‌شود.

سینمایی 1987، محصول ۲۰۱۷ کره جنوبی

اما چرا این فیلم را تماشا کنیم؟ در یک جمله: چون مشابهت‌های عجیب و پر شماری با اوضاع این روزهای ما دارد! برای آنکه داستان را لو ندهم تنها یک جمله می‌گویم:

در سال ۱۹۸۷ میلادی، مرگ یک دانشجوی کره‌ای در بازداشتگاه ضدّ کمونیست سئول، باعث اتفاقات و تحولات متعدد سیاسی و اجتماعی می‌شود...

به عقیده من، دو نکته مهم و قابل توجه در محتوای این فیلم وجود دارد:

۱) نقش رسانه‌های جمعی و مخصوصاً روزنامه‌های آن روزگار در شرح وقایع، توسعه و رشد جامعه مدنی کره جنوبی غیر قابل انکار است.

۲) بسیاری از شخصیت‌ها با شغل‌ها و سِمت‌های مختلف اجتماعی (از بالا رتبه تا دون پایه) چشم بر وجدان‌ و همچنین شرافت انسانی‌شان نمی‌بندند و همین مهم زیر بنای وقوع تحولات و گره‌گشایی‌های فیلم است.

***

تا آنجا که به خاطر دارم، در دهه ۸۰ میلادی دانشجویان کره جنوبی برای پیشبرد اهداف‌شان، هر روز با پلیس درگیر بودند و تصاویر این کشمکش‌ها پای ثابت اخبار همه روزه تلویزیون خودمان نیز بود! این تلاش‌ها ظرف مدت ۲ دهه به ثمر نشست و امروز کره جنوبی یک از کشورهای پیشرفته دنیا -حداقل- در زمینه اقتصاد است. اتومبیل‌ها و کشتی‌های معروف کره‌ای، خشکی و دریا را درمی‌نوردند و لوازم خانگی کره‌ای در تمام خانه‌های دنیا ارج و قرب فراوان دارند. از گوشی‌های همراه هم که دیگر نگویم...

خلاصه اینکه اگر توانستید، این فیلم را ظرف همین چند روز تماشا کنید. 




West Virginia Stories - رابرت - ۱۴۰۱/۱۱/۱۵ عصر ۰۶:۲۰

مدت‌ها بود می‌خواستم چند خطی درمورد فیلم West Virginia Stories محصول سال ۲۰۱۶ آمریکا بنویسم و شاید اکنون که روز گرامی‌داشت مقام پدر است، بهترین زمان باشد.

اول بار این سینمایی را دو سال پیش دیدم و بسیار از آن لذت بردم. یک سینمایی سه اپیزودی که وجه مشترک اصلی آن شهرکی کوچک و برف‌گیر است و البته شخصیت‌های آن به نوعی در هر سه اپیزود حضور دارند. این فیلم آمریکایی حال و هوای رایج آثار هالیوودی را ندارد. فیلم توسط دو شرکت کوچک -و نه چندان معروف- به نام‌های MoonHill Productions و Smoking Bear Picture تهیه و تولید شده است. کارگردان-نویسنده‌های آن Jason Boesch و Preston Petrson بیشتر به ساخت فیلم کوتاه مشغول بوده و چندان مشهور نیستند.

سینمایی West Virgina Stories محصول ۲۰۱۶ آمریکا

خلاصه سه اپیزود فیلم به شرح زیر است: (البته پایان داستان‌ها را نیاورده‌ام تا اگر دوستی مایل به تماشای آن باشد، لذت بیشتری ببرد.) 

1) ساماریتان: داگ جوانی گوشه­‌گیر است که به خانه چوبی‌­اش در جنگلِ خلوت و پر برف حاشیه شهرک پناه برده است. به تازگی همسر خواهرش (رایان) نیز به او پیوسته تا در شکار گوزن با او همکاری کند. اما در روز شکار، آن دو شاهد قتل یک مرد به خاطر پول هستند. قاتلین که متوجه حضور آنها شده‌اند، قصد جان­‌شان را می­‌کنند و ...

2) پدر و پسر: جوانی به نام میچ به اتفاق دوست دخترش (هانا) به زادگاه خود (ویرجینیای غربی) بازگشته است. میچ ماه‌­ها از مسافرت به زادگاهش روگردان بوده، چرا که دوست ندارد با پدرش (گرانت) روبرو شود. هانا چرایی این رفتار و سردی میچ را نمی‌داند تا اینکه...

3) شهردار: پیرمردی به نام جو میلر شهردار این شهر کوچک است. او به نوعی وظایف یک کارمند، رفتگر و حتی کلانتر را انجام می‌­دهد! یک دختر نوجوان دانش‌آموز به نام لیا برای پروژه تحقیق کلاسی، یک روز (از صبح تا غروب) با جو هم­سفر شده و از تمام اعمال جو یادداشت برمی‌­دارد. از حساسیت وسواس‌گونه جو به کنترل هفتگی کیفیت آب شُرب تا نظافت معابر از زباله. در اواسط روز جو و لیا در حاشیه جنگل با اتومبیل رنجرور مشکوکی روبرو می­‌شوند و جو کار انتقال اتومبیل را به فردا مؤکول می‌­کند. آنها در پایان روز دیداری با هانا دارند که به تازگی به همراه شوهرش (میچ) به آنجا اثاث­‌کشی کرده ­است. در گذشته پدر میچ (گرانت) شریک جو بوده و ...

***

ریتم فیلم کند و فضای هر سه داستان سرد و برفی است؛ اما از آن دست سرماهایی که تن را آزار نمی‌دهد؛ چون شخصیت‌ها بر خلاف ظاهر خشک و سردشان در جایی عواطف انسانی خود را بروز می‌دهند و نیاز به تکیه‌گاه دارند. نوع روابط مردان با همدیگر و پدران‌شان بسیار واقعی و غیر کلیشه‌ای است و شاید یکی از دلایل جلب نظر من، همین عامل بوده است. این اثر، موسیقی زیبا و کارگردانی حساب شده‌ای دارد و خلاصه اینکه برای علاقمندان فضاهای ساده و فیلم‌های بی‌ادعا قابل توجه است.




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۱/۱۱/۱۶ عصر ۱۰:۳۶

نه از این جستار خبر داشتم ونه تورپین در یادم مانده بود. چند فیلم کمتر شناخته شده بود که در بخش راهنمایی نوشته بودم، که از قرار جایش اینجا بوده! گمان نکنم اشکالی داشته باشد با توضیحاتی بیشتر در اینجا بیاورم، اگر جایش اینجا باشد و مخاطب احتمالیش هم همینجا.  فیلمی انگلیسی بود که همان سالهای 60-70 پخش شد.

بروس کمپبل ( درک بوگارد ) که اخیراً با تشخیص یک بیماری لاعلاج مواجه شده، به طور غیرمنتظره ای خود را صاحب یک دره کوچک در کوه های راکی ​​کانادا می بیند که موجودیتش بعلت ساخت یک سد جدید برق آبی در خطر است... 

     Campbell's Kingdom (1957)




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۱/۱۱/۱۶ عصر ۱۰:۵۸

(۱۳۹۶/۷/۴ صبح ۰۳:۳۷)لوک مک گرگور نوشته شده:  

خداوند کودک را بیامرزد نام یک فیلم تلویزیونی محصول ۱۹۸۸ امریکاست که در اوایل دهه هفتاد چند بار از تلویزیون ایران نمایش داده شد. داستان تاثیرگذار زنی بی خانمان که مدام دنبال مسکن و کار می گشت تا دختربچه اش را سروسامان دهد. در نهایت از اینکار عاجز می ماند و با دلی اندوهگین کودکش را به یتیم خانه می دهد. صحنه های انتهایی فیلم گریه های مادر و کودک در فراغ هم غم و احساس را وارد خانه هایمان می کرد. بازیگری مر وینینگام بیست و هشت ساله در نقش مادر بسیار گیرا و تاثیر گذار بود.

ان سالها که تلویزیون ایران بسیار به ندرت فیلم امریکایی نشان می داد انگیزه شان از به نمایش گذاشتن این فیلم جدید امریکایی ان دوران یک چیز بیشتر نمی توانست باشد و انهم نشان دادن مشکلات طاقت فرسای زندگی در امریکا بود حتی به قیمت افسرده کردن بیننده ایرانی در بعد از ظهر روز جمعه. به هر حال این فیلم نیز تبدیل به خاطره شده است.

عکسی از فیلم

http://s8.picofile.com/file/8307452892/p10626_d_v8_aa.jpg

t1p.de/xdhre که از اینجا می شود دانلود کرد.t1p.de/26vng واین هم زیر نویس فارسی t1p.de/mmyo6




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۱/۱۱/۱۷ صبح ۱۲:۲۲

گزارش یک مرگ 1987

کریستوبال تلاش می کند تا با صحبت با عزیزان سانتیاگو، رویدادی را که منجر به قتل دوستش شد، مرور کند. شش ماه قبل از آن، یک جوان خارجی خوش تیپ به شهر آمده بود.نام او بایاردو سان رومن است.اطلاعات کمی در مورد او وجود دارد، جز اینکه او بسیار ثروتمند و نیازمند همسر است.بایاردو خیلی زود عاشق زیبایی خارق العاده یک دختر محلی به نام آنجلا ویکاریو می شود. در شب عروسی آنها، بایاردو متوجه می شود که آنجلا باکره نیست و او را به خانواده سردرگم باز می گرداند.مادر آنجلا را کتک می زند تا اینکه مجبور می شود اعتراف کند مردی که باکرگی او را گرفته کیست. او می گوید سانتیاگو ناسار بود.برادران آنجلا (دوقلوها) طبق رسوم محلی مجبور می شوند با گرفتن جان سانتیاگو از ناموس خانواده انتقام بگیرند. قتل یک روز بعد از عروسی  ...





RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۱/۱۱/۱۷ صبح ۱۲:۵۷

گذرگاه 1979

اوایل دهه 1940. جنگ جهانی دوم در جریان است . جان برگسون دانشمند آمریکایی به همراه همسرش آریل ، پسر پل و دخترش لیا در فرانسه تحت اشغال نازی ها پنهان شده است . برگسون درگیر تحقیقات با اهمیت نظامی است. به دستور شخصی هیملر ، سرویس های مخفی نازی به دنبال او هستند. عملیات دستگیری برگسون توسط  فون برکوو هدایت می شود.مقاومت فرانسه تصمیم می گیرد برگسون را از تولوز به اسپانیای بی طرف قاچاق کند. مبارزان مقاومت Perea و Renudo به یک پرورش دهنده گوسفند باسکی که در اسپانیا زندگی می کند و منطقه را به خوبی می شناسد پیشنهاد می کنند تا برگسون از پیرنه راهنمایی کند . باسکی نمی‌خواهد گوسفندانش را ترک کند و فقط با یک پاداش پولی بزرگ، موافقت می‌کند. او هشدار می دهد که در هر صورت حداکثر تا چهار روز دیگر به خانه برمی گردد...




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۱/۱۱/۱۷ صبح ۰۱:۱۶

فیلم سینمایی بین راهی 1986

جیم هالسی، مرد جوانی که ماشینی را از شیکاگو به سن دیگو می راند ، مردی را که در صحرای غرب تگزاس می‌بیند و او را سوار می‌کند. مرد متفکر و فراری، که خود را جان رایدر می نامد، هنگامی که از کنار یک ماشین گیر افتاده می گذرند، پای جیم را روی پدال گاز فشار می دهد. رایدر بیان می کند که راننده را به قتل رسانده است و قصد دارد همین کار را با جیم انجام دهد و او را با تیغه سوئیچ تهدید کند . جیم وحشت زده می پرسد که رایدر چه می خواهد. او پاسخ می دهد ...




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۱/۱۱/۱۷ صبح ۰۱:۵۷

Il giorno della civetta 1968  اولین فیلم از سه گانه مافیا به کارگردانی  دامیانو دامیانی  آخرش نفهمیدم با چه عنوانی پخش شده، روز جغد جواب نداد. همین، روز جغد! https://i.postimg.cc/14xHzw8d/1.png

کاپیتان کارابینری ها، بلودی که در یک شهر کوچک سیسیلی در حال تحقیق در مورد قتل رئیس یک شرکت ساختمانی و ناپدید شدن عجیب کارگری بنام نیکولوسی است که جنایت در نزدیکی خانه او رخ داده است، متوجه می شود که هرکسی را که در طول تحقیقات بازجویی می کند، نمی خواهد چیزی بگوید. او به این نتیجه می رسد که  رئیس مافیای محلی، دن ماریانو آرنا، پشت این قتل است. بلودی با آرنا ملاقات می کند، گفتگویی صریح بین آنها انجام می گیرد. دان آرنا متقاعد شده است که حریفی محکم و مصمم در مقابل خود دارد. بلودی تقریباً موفق می شود تحقیقات را به پایان برساند، اما ...





RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۱/۱۱/۱۷ صبح ۰۷:۲۱

 فیلم در آخرین لحظه (خلیج ببر)


یک ملوان جوان لهستانی برونیسلاو کورچینسکی ( هورست بوخهولتز ) به کاردیف می رسد و قصد دارد از دوست دخترش آنیا ( ایوان میچل ) خواستگاری کند. با این حال، او متوجه می شود که آنیا رفته و شخص دیگری در آپارتمان زندگی می کند. صاحبخانه فاش می‌کند که آنیا چند هفته پیش آنجا را ترک کرده و اجاره بها بدهکار است. برونک بدهی های آنیا را می پردازد تا صاحبخانه آدرس جدید او را به او بدهد.در همین حال، گیلی ایوانز (هیلی میلز)، پسر بچه یتیمی که با عمه اش زندگی می کند، در کنار اسکله با پسرها بازی می کند. برونک به گروه نزدیک می شود و برای یافتن آدرسی که به او داده شده است، کمک می خواهد...




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۱/۱۱/۱۷ عصر ۱۲:۳۴

زندگی اوهارو 1952


داستان در مورد اوهارو،پیرزنی است که وقایع زندگی خود را که از رابطه عاشقانه او با کاتسونوسکه نامی، شروع می شود، مرور می کند. اوهارو اقدام به خودکشی می کند اما موفق نمی شود و به عنوان صیغه لرد ماتسودایرا فروخته می شود با این امید که برای او پسری به دنیا بیاورد. او این کار را می کند، اما پس از آن ... گاهی اوقات از این برنامه برای زیر نویس استفاده میکنم:t1p.de/sgs92  واین هم ترجمه فارسی زیر نویس، هر چند انگلیسیش هم مفهوم است. t1p.de/zx7us






RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۱/۱۱/۱۷ عصر ۰۳:۱۶

What's Eating Gilbert Grape 1993

لذت بصری فیلم ورنگهایش، در خاطرم زیبایش کرده بود. در شهر کوچک اندورا، آیووا ، گیلبرت گریپ که پدرش هفده سال قبل خود را حلق آویز کرده ، از آرنی، برادر کوچکتر معلول ذهنی خود، و مادرش بانی، که بیشتر روزهای خود را روی مبل با تماشای تلویزیون و غذا خوردن سپری می کند، و با چاقی مفرط مواجه است، و همچنیین ، دو خواهرش سرپرستی می کند. مسئولیت تعمیر خانه قدیمی و محافظت از آرنی که عادت دارد از برج آب شهر و همچنین درختان بالا برود، بر عهده اوست ...




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۱/۱۱/۱۸ عصر ۱۲:۵۷

آلیس دیگر اینجا زندگی نمی کند 1974

هر چند اسکورسیزی کمتر شناخته شده به حساب نمی آید، به یاد آوردن فیلمی از او خالی از لطف بنظر نیامد. فیلم داستان بیوه‌ای است که به همراه پسر نوجوانش، در حال سفر و جستجوی زندگی بهتر، با امید به ادامه خوانندگی، که پس از ازدواج ترک کرده بود...




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۱/۱۱/۱۸ عصر ۰۱:۴۰

پسران خیابان پال

کمتر شناخته شده معرفی کردن زولتان فابری هم آسان نیست،داستان بوداپست اوایل قرن بیستم، و دو باند نوجوانان رقیب شاگردان سنت پل، و پیراهن قرمزها . پس از خشونتی که دو نفر از اعضای پیراهن قرمزها به ارنو نمسکک کوچک روا می دارن، یانوش بوکا تصمیم می گیرند که بالاخره زمان آن رسیده است که به تحریکات پیراهن قرمز پایان دهند و تصمیم بگیرند که چه کسی در ...




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۱/۱۱/۱۸ عصر ۰۳:۰۳

Höstsonaten 1978  و زیرنویس های این فیلم: t1p.de/2uz8n

شک دارم که جای این فیلم اینجا باشد! اوا ، همسر کشیش روستا، مادرش شارلوت را که هفت سال است ندیده است، دعوت می کند تا به دیدارش برود. مادر او یک پیانیست مشهور، زنی با استعداد، خودخواه و سالخورده است که چندین شوهر را به خاک سپرده است. اوا به اندازه مادرش با استعداد نیست، اگرچه پیانو هم خوب می نوازد، دو کتاب نوشته است. او بسیار به شوهرش احترام می گذارد ، اما واقعاً دوست ندارد ، پسر آنها در چهار سالگی غرق شد. حضور دختر کوچکتر در خانه مادر را شوکه می کند. او با مهربانی با بیمار صحبت می کند، به اجرای اوا از شوپن،گوش می دهد و بلافاصله خودش آن را می نوازد، آن گونه که فکر می کند باید انواخته شود. قبل از رفتن به رختخواب ، او نسبتاً با سردی در مورد دخترش فکر می کند ، با آرامش تصمیم می گیرد یک هدیه گران قیمت به او بدهد. شب، شارلوت از یک کابوس بیدار می شود: به نظرش می رسد که اوا او را خفه می کند. او بلند می شود، به اتاق نشیمن می رود و اوا را آنجا می بیند که او هم بیدار است. مادر و دختر ...




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۱/۱۱/۱۹ صبح ۰۷:۲۴

باقریه(باریا) 2009

بتمن که درباره فیلم تورناتوره نوشته بودند. دوباره دل، تماشای این فیلم تمنا کرد! فیلم زندگی یک خانواده سیسیلی را  در سه نسل، از سیکو تا پسرش پپینو تا نوه اش پیترو، به تصویر کشیده است:  داستان فیلم در زادگاه کارگردان، در شهر باریا_ باقریه، با ریشه عربی- در استان پالرمو می گذرد . تمرکز روی زوج عاشق و بعداً زن و شوهر، پپینو و مانینا است که داستان فیلم از منظر آنها روایت می شود. پپینو پسر چوپان سیچیو است، پسر پپینو، پیترو نماینده نسل جوان است. هر سه به فرهنگ، سینما و سیاست علاقه دارند. داستان از اواخر دهه 1920 شروع می شود و در دهه 1980 به پایان می رسد. دوران کودکی این سه مرد تحت تأثیر شرایط سیاسی مختلف مانند فاشیسم ، جنگ جهانی دوم ، کمونیسم در ایتالیا ، مافیای سیسیلی و همچنین تحولات و تنش های سیاسی و اجتماعی در ایتالیا پس  ...




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۱/۱۱/۱۹ صبح ۰۹:۲۵

فیلمی به کارگردانی لوئیجی کومنچینی  Un ragazzo di Calabria

  فضای بعضاز فیلم های ایتالیایی را دوست دارم، مخصوصا اگر مثل این در تلویزیون خودمان پخش شده باشد و بار نوستالژیکش، وزین ترش بکند.میمی 13 ساله، بزرگترین فرزند یک خانواده فقیر کالابریایی است. پدرش، نیکولا، که در یک بیمارستان روانی کار می کند، از پسرش می خواهد که سخت درس بخواند و با این حال، او فقط به یک چیز علاقه دارد: او به شدت به دویدن علاقه دارد و از آنجایی که کفش ورزشی ندارد، این کار را با پای برهنه انجام می دهد. این اشتیاق پسر از دید راننده اتوبوس مسن فلیس که مربی میمی می شود مخفی نمی ماند و او به هر طریق ممکن از آرزوهای او حمایت می کند. پدر به سرگرمی پسرش را با خصومت می نگرد و تلاش می کند تا او را منع کند...

این فیلم بمانند برخی دیگر،فقط در همینجا پیدا شد، متاسفانه. واین تکه t1p.de/k5ffg 




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۱/۱۱/۱۹ صبح ۱۰:۳۱

فیلم پاک کن Coup de Torchon 1981

فیلمی با هنر نمایی فیلیپ نواره، که امکان دانلودش با زیرنویس فارسی وجود دارد. در سال 1938 در شهر کوچکی در آفریقای غربی فرانسه ، لوسین کوردیه پلیس است که نمی تواند یا نمی خواهد اقتدار خود را تحمیل کند، مورد تحقیر همه قرار می گیرد. همسر او، معشوقی به نام نونو را آورده است تا آشکارا با آنها زندگی کند و ادعا می‌کند که او برادر اوست. کوردیه به عروس جوان،رز، نظر دارد، اما اجازه می‌دهد شوهرش او را در خیابان کتک بزند. رئیس شرکت چوب، وندربروک، هر روز به او توهین می کند تا همه ببینند. و آفت زندگی او یک جفت دلال لزج است که قانون را زیر پا می گذارند و از تحقیر او لذت می برند.این دلال‌ها هستند که او را به لبه پرتگاه می‌برند، بنابراین او سوار قطار می‌شود تا با مافوقش چاواسون مشورت کند، او می‌گوید با زور عمل کند. پس از بازگشت، دو دلال را کشته، اجساد را در رودخانه می اندازد. کوردیه با فریب دادن رئیس خود و حذف شکنجه گران اصلی خود، به سراغ دیگرانی می رود که زندگی او را به یک بدبختی تبدیل کرده اند. شوهر رز، مانند دلال‌ها، به ضرب گلوله کشته می‌شود و وندربروک در یک مخفیگاه رها می‌شود. وقتی خدمتکار شوهر رز جسد اربابش را به خانه برمی گرداند، کوردیه خدمتکار را نیز می کشد. با گرفتن نونو که زیر دوش به آن نگاه می کند، او را در خیابان کتک می زند. سپس پولی را که همسرش پس انداز کرده بود می دزدد تا او را ترک کند و به دیدن رز می رود. همسرش و نونو که حساب می کنند او قرار است با رز و پول فرار کند، به طرف رز هجوم می آورند و رز در دفاع از خود به هر دو شلیک می کند. کوردیه به او پول می دهد و به او می گوید که سریع فرار کند. تنها چیزی که در زندگی او باقی می‌ماند، آنی است که به او اعتراف می‌کند...




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۱/۱۱/۱۹ صبح ۱۱:۰۳

فیلم ژاپنی باران سیاه 1989 زیرنویس فارسی و پخش اختصاصی جمال کیانی فر

وقتی بمب اتمی روی هیروشیما می افتد، یاسوکو 20 ساله، در راه خانه عمویش شیگماتسو، است.. اگرچه یاسوکو مستقیماً وارد انفجار بمب نمی شود، اما توسط "باران سیاه" که به طور رادیواکتیو آلوده است مورد اصابت قرار می گیرد. برخی از فلاش بک ها نشان می دهد که یاسوکو چگونه با عمو و عمه اش در شهر ویران شده سرگردان می شود تا به مکان امنی برسد. قسمت اصلی فیلم پنج سال بعد اتفاق می افتد. یاسوکو قرار است ازدواج کند اما نمی تواند شوهری پیدا کند زیرا بیم آن می رود که او به بیماری اشعه مبتلا شده باشد و فرزندان سالمی به دنیا نیاورد. بنابراین عمویش شیگماتسو یاسوکو گواهی پزشکی صادر کرده و همچنین دفتر خاطرات او را در اوت 1945 کپی می کند تا ثابت کند که خواهرزاده اش در زمان انفجار در شهر نبوده است. پس از مدتی، پسر یک کارخانه دار به خواستگاری یاسوکو می رود، اما او هیچ قصد واقعی برای ازدواج با او ندارد، بلکه فقط می خواهد از این مانور استفاده کند تا خانواده دیگری با ازدواج او با زن دیگری موافقت کنند. یاسوکو به داماد فرضی خود می گوید که به هیروشیما رفته است و ممکن است از بیماری تشعشعات رنج ببرد. در همان زمان، سه مرد از روستا، که در اوت 1945 در هیروشیما بودند، بیمار شدند و در عرض یک ماه درگذشتند. این مرگ‌ها عموی یاسوکو، شیگماتسو را به لرزه در می‌آورد، او اکنون می‌ترسد که او نیز بمیرد، به همین دلیل است که او بسیار مشتاق ازدواج یاسوکو است. در همین حین، یاسوکو با پسر همسایه، یویچی، آشنا می شود که در طول جنگ مجبور شد با یک نارنجک دستی خود را جلوی تانک های آمریکایی پرتاب کند و از آن زمان به بعد از یک بیماری روانی رنج می برد. با این حال، یویچی از نظر هنری با استعداد است و مجسمه هایی را از سنگ می سازد. در حالی که سایر روستاییان یویچی را دیوانه تلقی و مسخره می کنند، یاسوکو در حضور او احساس امنیت عمیقی می کند، زیرا او می تواند آشکارا درباره تجربیات خود در هیروشیما با او صحبت کند و مجبور نیست آن را مخفی نگه دارد. مادر یویچی از شیگماتسو برای ازدواج پسرش با یاسوکو اجازه می خواهد، اما اکنون یاسوکو در واقع به بیماری تشعشعات مبتلا می شود و به شدت بیمار می شود. این فیلم با انتقال او به بیمارستان با امید بسیار کمی به زنده ماندن از بیماری پایان می یابد. تشکر از جمال کیانی فر، که علیرغم احتمال جذاب نبودن این فیلم برای همگان، زحمتش را کشیده اند.




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۱/۱۱/۱۹ عصر ۰۲:۰۸

در آن سالهای دور، فامیل نسبتا دوری داشتیم که همسایه مان بود. از این پروژکتورهای قدیمی داشت، در اتاقی مخصوص، که دیوار هایش را پوستر هایی از فیلم ها تزیین میکرد. از فیلم های بروسلی و فیلم هایی که آخرش هم نفهمیدم چه بودند. همانگونه که نفهمیدم از کجا این فیلم ها را تهیه می کرد. اولین بار که در آنجا فیلمی را تماشا کردم یادم نمی رود. یک نگاهم به پرده روی دیوار بود کمی بعد بر روی این دستگاه جادویی، که در برابرش تلویزیون حقیر می نمود. یکی از پوسترها که خیلی دلم می خواست فیلمش را ببینم، از فیلم چه گوارا 1969 Che بود.آنگونه که بعدها دانستم. یک فیلم کوبایی هم بود که همه جا پیدا می شد. حتی در بین نوارهای ویدیویی قدیمی. که دو-سه صحنه از فیلم در یادم مانده بود اولی صحنه ای که به گمانم به جای نوشیدنی به سر بازها شیر می دادند، دیگری مربوط به تشخیص و تفریق صدای قایق های خودی و دشمن می شد که، سربازی جوان صدای تاکا تاکا در می آورد و صحنه پایانی نبرد. ا معلوم شد فیلمی بوده انقلابی، واز هر لحاظ بی کیفیت! t1p.de/k3b7f 




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۱/۱۱/۱۹ عصر ۰۷:۳۶

در بروژ 2008
قاتلان ایرلندی ، ری و کن، کمی قبل از کریسمس به دستور رییس خود هر،ی از لندن به بروژ سفر می کنند. در آنجا قرار است پس از سوء قصدی که انجام داده اند، مدتی مخفی شوند. آنها وارد یک هتل کوچک می شوند و منتظر تماس هری هستند. برای گذراندن زمان، از ساختمان های قرون وسطایی در شهر قدیمی بروژ دیدن می کنند. ری، کوچکتر این دو، از شهر موزه مانند متنفر است و اذیت می شود، در حالی که کن بزرگتر به زیبایی و تاریخ آن جذب می شود. در شهر، ری با کلوئه ملاقات می کند. در حین قرار ملاقات با او، با یک زوج توریست کانادایی سر میز کناری مشاجره شروع می شود که در نتیجه ری به کانادایی ها مشت می زند. بعدازظهر همان روز، کلوئه با دوستش در آپارتمان درگیر شد، که طی آن ری با شلیک گلوله به چشم او شلیک کرد. همانطور که فیلم پیش می رود، معلوم می شود که ری پس از اولین ترورش که به طور تصادفی یک کودک را کشته است، دچار حس گناه و افسردگی شده است. وقتی هری با کن تماس می گیرد، متوجه می شود که باید ری را به خاطر این ...




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۱/۱۱/۲۰ عصر ۰۱:۱۹

جوانتر که بودم، گمان می کردم هر فیلم سیاه وسفیدی که باشد، و مهم نیست چه، درام-کمدی-کارآگاهی-ترسناک...با طیب خاطر و حتی لذت تماشایش خواهم کرد. ولی باید اعتراف کرد، همه فیلم ها لاورا یا لورا 1944 نیستند. محض نمونه جیب بر خیابان جنوبی که مطمینا بدترین فیلم نیست، با وجود حذف نیم ساعت و دوبله ای که خسارت زیادی به فیلم، نمی توانست وارد کند، در مقام مقایسه، بسیار بهتر از قابل تحمل، قابل ارزیابی - نمی گویم که نیست-نمی نماید. امری است به سلایق و علایق آدمها مربوط است، و اثر پذریری از گفته دیگران. عقاید، مختلف می توانند که باشند، واستقلال رای قابل احترام است! فیلمی که می تواند، لذت بصری هدیه کند، تماشا با کیفیت بالا را هم طلب می کند. اگر بر روی پرده یا صفحه بزرگ باشد هم، بهتر. لورا یک درام پلیسی نوآر سیاه و سفید، به کارگردانی اتو پرمینگر است که اقتباسی از رمانی به همین نام اثر ورا کاسپری است. در زمره بهترین داستان‌های پلیسی تاریخ هالیوود، همچنین تنها فیلم دهه 1940 است که موسیقی متن آن در لیست بهترین موسیقی فیلم قرار گرفته است. احتمالا وینسنت پرایس  در  خانواده آشر را  هم بزودی  خواهیم دید. اما شخصیت ها، همانطور که انتظار می رود مبهم هستند و حتی صحنه های شبانه با باران نیز وجود دارد.  به طور کلی،  لورا دوست داشتنی بوده، به همه کمک می کرده،و دلسوز، باهوش، صادق و زیبا. اما چه کسی او را کشته و مهمتر این که، چرا و به چه علت؟




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۱/۱۱/۲۱ صبح ۰۱:۲۶

t1p.de/sgs92 ساب پلیر

t1p.de/thfru  ساب ترجمه ماشینی Laura, 1944

 t1p.de/vig59 زیرنویس پسری از کالابریا Un ragazzo di Calabria

روز جغد  t1p.de/zl8kr    Il Giorno della Civetta (1968)

ومتنی به نظر خودم، جالب و خواندنی از سازنده فیلم t1p.de/phg2s




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۱/۱۱/۲۲ عصر ۰۳:۰۲

اببنیزر حریص ترین، فاسدترین و بداخلاق ترین کلاهبردار غرب قدیم است که قایل به هیچ ارزشی نیست، بار شریک خود را از دستش در آورده، و بعد از مرگ او دخترش را هم به حال خود رها کرده است . با دوز و تقلب زمین جوانی، با چشمانی کم سو را، از چنگش در می آورد. اما زمانی که ارواح کریسمس گذشته، حال و آینده چشمان او را باز می کنند، متوجه می شود که عشق و دوستی بزرگترین ثروت است! و فیلمی رابینسون کروزویی درباه جمعه سیاه، از سالهلی دورتر. بمانند اکثر فیلمهای این پخش،شاهکار سینما نیستند, ولی تماشایش خالی از لطف هم نبود .




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۱/۱۱/۲۲ عصر ۱۰:۴۲

این فیلم، یک سرباز و نصفی، به گمانم دوبله اش زیباتر از خود فیلمش هست! فیلمش هم برای تجدید خاطره خوب است. یک روز بارانی زیبا بودکه،خانه فامیل، جمعی نشسته بودیم و با این فیلم، روز زیبایی را تجربه کرده بودیم.  Accadde al commissariato 1954 با عنوان یک روز در کلانتری که، تارانتو و سوردی بازی می کردند، و La grande guerra  1959 با نام جنگ بزرگ سوردی هم همان سالها پحش شد، که دوبله اش که الان پیدا شد، چنگی بدل نزد. و La banda degli onesti با عنوان سه نخاله خوش شانس با توتو. و همه این هنر پیشه ها، کمدی خوب دیگر هم دارند.




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۱/۱۱/۲۳ عصر ۰۴:۴۱

 بچه های خیابان. هر چه که باشد این را هم دیده بودیم، و یادم هم نیست که داستان از چه قرار بود، دوباره باید ببینم، با زیر نویس. خلاصه فکر و نیتم درباره فیلم این بود، که پنهانش نکردم، و نوشتم. فورتوناتو آسانته (لئو گولوتا) یک هنرپیشه بی پول است. او قبول می کند که در یک مدرسه اصلاحات به تدریس نمایشنامه مشغول شود. او پس از مدتی تردید به پتانسیل و توانایی دانش آموزان مختلف پی می برد و نمایش هایی را بر اساس زندگی آنها.... و زیر نویس: t1p.de/okzmd 




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۱/۱۱/۲۴ صبح ۱۲:۲۹

Placido 1961

یکی از دوستان می گویند، این فیلم از سینمای اسپانیا را حتما باید دید، با جستجویی کوتاه زیر نویسش هم پیدا شد.t1p.de/gcb4y جلاد و مارشال و کالابوچ را که با عنوان نابغه فراری پخش شده بود را از این کارکردان دیده بودیم. زیاد هم از کمدی اسپانیایی سر در نیاوردم، باید اعتراف کنم. تا پیدا شدن وقت و حوصله تماشایش، همینجا بودنش فکر خوبی بنظر آمد. هم فراموش نمی شود، و شاید دوستانی هم استفاده کردند.




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۱/۱۲/۲۱ عصر ۰۸:۰۶

سلام دوستان

خلاصه اش این بود که مردی زخمی، وارد شهرکی میشود و از بانکدار شهر می خواهد که امانتی او را قبول کند.  مردم شهر از ترس تبهکاران از او حمایت نمی کنند و الخ. از قرار یک وسترن اسپاگتی بوده با عنوان Uma Cidade Cruel (1974)




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۱/۱۲/۲۱ عصر ۰۸:۲۶

سه تدفین ملکیادس استرادا The Three Burials Of... و  فیلم جوخه گانگستر Gangster Squad. یک وسترن و یک نوار نسبتا جدید. بعد از ده- دوازده سال که منتشر شده بودند، خودم که هر دو را، اخیرا دیدم . البته این، احتمالا معیاری برای قرار دادنشان جزو کمتر شناخته شده ها به حساب نیاید، ولی تماشایشان خالی از لذت نبود. و Little Boy هم خوب بود!




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۱/۱۲/۲۵ صبح ۱۱:۳۰

این گونه فیلم ها هم مطمینا، اگرمخاطب خود را پیدا کند، توان مجذوب کردنش را دارد. خودم که همه چیز خوارم، کافی است که، آشغال خوردمان ندهند!




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۲/۶/۱۲ صبح ۰۱:۴۰

سالها پیش این عکس را از فیلمی که برایم ناشناخته بود، دیده بودم. در من، تمایل شدیدی به دیدن این فیلم پیدا شد، اما جستجوهایم بی نتیجه و جواب ماند. تا اینکه امروز بیکباره همه اینها به یادم افتاد، و این بار پیدا کردن خود کادر از فیلم، سخت تر از پیدا کردن بازیگر و فیلم بود. معلوم شد که، قبلا این فیلم را هر چند نه تا پایان، تماشا کرده بودم!  اگر چه زینه مان ، اما باز هم در آن هنگام که نه پیر آنجلی می شناختم، و نه کسی آن بالا مرا دوست دارد دیده بودم، خیلی جذاب به نظر نیامد! Teresa, 1951




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - لوک مک گرگور - ۱۴۰۲/۶/۲۳ عصر ۰۶:۵۷

خیلی ها معتقدند عمر کوتاه است و فیلم بسیار. منظورشان این است که با اینهمه فیلم های پرآوازه ای که در دنیا ساخته شده و می شوند، دیگر ارزش ندارد که انسان وقت خود را برای تماشای فیلم های درجه بی و یا سی بگذارد. خوب خوشبختانه و یا بدبختانه من جزو این گروه نیستم و چنین اندیشه ای را ندارم. هیچگاه دوست نداشتم خود را محدود به چند بازیگر و یا کارگردانی بکنم که عده‌ای آن بالا بالاها برایم تعیین کرده اند و به عبارتی از من خواسته اند که تمام عمرم فقط آنها را ببینم و از آنها نیز یاد بگیرم. نمی دانم این خصلت من از کجا آمده است. اما احتمالاً بخشی از آن به تجربه فیلم دیدن های زیاد من در دوران کودکی و نوجوانی بر می گردد. آنقدر بازیگر گمنام دیده ام که هنوز که هنوزه دوست دارم کشف شان کنم. خودشان و فیلم هایشان را تجزیه و تحلیل بنمایم و فکر می کنم این یکی از لذت های زندگی من است! نه اینکه هر فیلم گمنامی را دوست داشته باشم نه. شاید باید ده ها عدد ببینم تا یکی از آنها به مذاقم خوش بیاد. اما تجربه به من ثابت کرده که دیر یا زود دارد اما سوخت و سوز نه! ضمن اینکه نباید فراموش کرد که همیشه در عرصه های هنری تعداد مشاغل بسیار کمتر از علاقه مندان و استعدادها است. بنابراین اگر کسی دارد در فیلمی با بودجه پایین کار می کند لزوماً بدین معنا نیست که استعداد لازمه را ندارد. بلکه شاید نتوانسته در آن بازار شلوغ و پر رقابت که بعضاً بخش مهمی از آن در دست آشنا و فامیل دیگران می چرخد، جایی برای خود باز کند!

شاید شما با اصطلاح Guilty Pleasure و به عبارتی لذت گناه آلود آشنایی داشته باشید. اما برای آنانی که نمی دانند توضیح مختصری را بیان می کنم. این اصطلاح در عالم هنر بدین معناست که یک نفر به فیلمی با کیفیت نه چندان خوب علاقه شدید داشته باشد و در عین حال احساس شرم و خجالت دارد که چرا باید اینقدر به فیلمی با بودجه پایین و کیفیت به نسبت ضعیف دل ببندد. خوب خوشبختانه من لذت گناه آلود را هم ندارم. چرا که معتقدم اگر از اثری خوشم آمده قطعاً بعضی از نیازها و آرزوهایم را به شکل مثبتی لمس کرده است. بنابراین هیچ شرم و خجالتی در اینباره وجود ندارد و اگر دیگران با فیلم ارتباط برقرار نکرده‌اند، مشکل خودشان است!(اعتماد به نفس رو بچسب!{#smilies.biggrin})

امروز قصد دارم از دو فیلمی صحبت کنم که نه با کیفیت هستند، نه با معنا و نه لذت گناه آلودی را به من منتقل کرده‌اند. اما توانستند در ساعاتی که اصلا حوصله فکر و اندیشه به مفهوم فیلم ها را نداشتم به خوبی درگیرم کنند.

فیلم اولی عنوان عجیبش این است: لحظه ای که مرده از خواب بر می خیزی. این اثر محصول سال ۲۰۲۲ با بازیگری کول هاسر و جیمی الکساندر است. کارگردانی نیز بر عهده مایکل میلر بوده که در نوشتن فیلم نامه اثر نیز مشارکت داشته است. کول هاسر بازیگر با سابقه ای است که جدیدا مردم او را با سریال وسترن مدرن یلواستون می شناسند. جیمی الکساندر نیز تا چند سال پیش در نقش اصلی سریال نقطه کور به ایفای نقش می پرداخت. مورگان فریمن ستاره کهنسال نیز در این فیلم نقش یک پلیس را بازی می کند که البته هیچکدام از این بازیگران مورد علاقه من نیستند.

یک کارگزار بورس به نام راس پاتر که همیشه مردم را تشویق به سرمایه گذاری می کرده در مشاوره اخیرش اشتباه بزرگی رخ داده و در نتیجه اینبار مردم که همیشه به حرفهایش گوش می دادند، تمام سرمایه خود را از دست می دهند. به همین دلیل او دشمنان زیادی در شهر کوچکش پیدا می کند و حتی مستقیماً تهدید می شود. او چندین بار تماس تلفنی مبنی بر این مضمون دریافت می کند که وقتی می میری کجا از خواب بیدار می شوی! او نگران جان خودش است اما پلیس تهدید ها را جدی نمی گیرد. یکباره اما اتفاق عجیبی می افتد. پیرمردی که در همسایگی راس پاتر همراه با دخترش زندگی می کند به قتل می رسد و این تازه شروع حوادث به ظاهر نامرتبطی است که بیننده را مجاب می کند ارتباطی هر چند نامحسوس بینشان بیابد.

فیلم اشکالات خود را دارد. بازیگری ها متوسط هستند هر چند که جیمی الکساندر در نقشی ظاهر شده که با پرسونای وی هماهنگی کامل دارد. اواخر فیلم حالت عجولانه و شتابزده به خود می گیرد و بدتر اینکه احتمالا در پایان فیلم آرزو خواهید کرد که ای کاش سکانس پایانی اینقدر ناشیانه و بدون خلاقیت شکل نمی گرفت. اما با این وجود تجربه ای که کلیت فیلم به بیننده می دهد راضی کننده است. دنیا پر از کلیشه است و فیلم ها نیز از این قاعده مستثنی نیستند. هنر این است که همین کلیشه ها به شکلی جا به جا شوند که به نظر جدید برسند و یا بتوانند به بیننده رو دست بزنند. این فیلم در این امر موفق شده و چند جا می تواند به انسان شوک وارد کند!

فیلم دوم اما اثری به نام سکوت مطلق محصول ۱۹۹۹ با بازیگری کاترین ماری استوارت و راب لو است. در این فیلم با دختر هفت ساله ای به نام آماندا آشنا می شویم که یکشب شاهد قتل پدر و مادرش در خانه است. خاله بچه با نام جولیا کربریج برای اینکه آماندا به مرکز سرپرستی فرستاده نشود، مراقبت از او را برعهده می گیرد. اما او یک پزشک بسیار فعال است و فرصت کافی برای نگهداری از آماندا را ندارد. مخصوصاً که آماندا دچار شوک شده و دیگر قادر به صحبت کردن هم نیست. مردی موسیقی دان به نام کوین فینی، به تازگی در همسایگی آپارتمان آن خانم زندگی می کند‌ و به نظر انسان خوبی نیز می رسد. جولیا گاهی دخترک را پیش او می گذارد. اما به نظر می رسد آن مرد بیشتر از اینکه حواسش به دخترک باشد، خانه جولیا را جستجو می کند! این در حالی است که آدم کشان به دلایلی نامعلوم هنوز دست نکشیده و به دنبال اماندای هفت ساله می گردند...

فیلم کشش لازمه را دارد و این دقیقا همان چیزی است که من در حالی که تنها دنبال سرگرمی و فاصله گرفتن از مشغله های زندگی هستم، به آن نیازمندم. همانطور که در ابتدا گفتم، فیلم نه درجه بندی الف دارد و نه لذتی گناه آلود برای من! تنها اثری است که خیلی ها به بهانه کوتاه بودن عمر از آن گریزانند و من به همان بهانه از آن استقبال می کنم!




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۲/۶/۲۵ عصر ۰۱:۰۷

(۱۴۰۲/۶/۲۳ عصر ۰۶:۵۷)لوک مک گرگور نوشته شده:  

خیلی ها معتقدند عمر کوتاه است و فیلم بسیار. منظورشان این است که با اینهمه فیلم های پرآوازه ای که در دنیا ساخته شده و می شوند، دیگر ارزش ندارد که انسان وقت خود را برای تماشای فیلم های درجه بی و یا سی بگذارد. خوب خوشبختانه و یا بدبختانه من جزو این گروه نیستم و چنین اندیشه ای را ندارم.

شاید شما با اصطلاح Guilty Pleasure و به عبارتی لذت گناه آلود آشنایی داشته باشید. اما برای آنانی که نمی دانند توضیح مختصری را بیان می کنم. این اصطلاح در عالم هنر بدین معناست که یک نفر به فیلمی با کیفیت نه چندان خوب علاقه شدید داشته باشد و در عین حال احساس شرم و خجالت دارد که چرا باید اینقدر به فیلمی با بودجه پایین و کیفیت به نسبت ضعیف دل ببندد. خوب خوشبختانه من لذت گناه آلود را هم ندارم. چرا که معتقدم اگر از اثری خوشم آمده قطعاً بعضی از نیازها و آرزوهایم را به شکل مثبتی لمس کرده است. بنابراین هیچ شرم و خجالتی در اینباره وجود ندارد و اگر دیگران با فیلم ارتباط برقرار نکرده‌اند، مشکل خودشان است!(اعتماد به نفس رو بچسب!{#smilies.biggrin})

درباره لذت گناه آلود نشنیده بودم، به گمانم چنین احساسات بیمارگونه ندارم! و از مد و ترند و شبکه های اجتماعی و نظرات تحمیلی ایمنی دارم، به نظرم! و جذاب نبودن فیلم های ابر قهرمانی را درک می کنم.  ودو فیلم کمتر شناخته شده از کارگردانهایی شناخته شده، که بی ربط به گذر زمان و احساسات نوستالژیک  و زیر و رو کردن احساسات ناخوشایند و تجربیات دشوار گذشته هم نیست. İncendies, 2010 اثر گذار بودن این فیلم  شاید به دلیل آماده بودن زمینه روحی و روانیم برای تماشایش بوده، به هر دلیل از اول تا آخر فیلم برایم جذاب بود. هرچند به نظر پیش داورانه، فیلمی رقت انگیز و افسردگی زا و شاید هم منزجر کننده می آمد!  و Stand by Me (1986) هم جاذبه و زیبایی خودش را داشت.




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۲/۸/۱۱ عصر ۰۷:۴۵

چندی پیش ، مروری داشتم، به فیلم های دامیانو که با فیلم های مافیاییش می شناختیم، و L'isola Di Arturo 1962 توجهم را جلب کرد! t1p.de/lr77b البته رژ لب 1960 بهتر از این، از آب در آمده. و از جنوب ایتالیا نبودن هنرپیشه اصلی زن محسوس است و بهتر از این می توانست باشد، احتمالا. کلا فیلم خوبی بود!




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۲/۹/۱۵ عصر ۰۶:۲۵

 این درست که از وجود این فیلم خبر داشتم، ولی محدود به این می شد که دونده ماراتونی بود، پس از افتادن بر زمین و جراحتی اثر گذار بر امکان برنده شدنش، بر می خاست و تا پایان ادامه می داد. و این جمله گزارشگر به یادم مانده بود که دو ماراتن، تا عبور آخرین شرکت کننده از خط پایان، انجام یافته به حساب نمی آید. احتمالا برای ادای احترام، به تلاش جسمی و روحی-روانی که مرزهای توان بشری را جابجا می کند. ولی زندگی آدم معمولی و پاییتر از او از لحاظ خاستگاه و جایگاه اجتماعی، آسانتراز این به نظر نمی آید. البته در این فیلم، به غلظتی که دیگرانی نشان داده بودند، نمایش داده نمی شود، ولی به هر حال، احساسات و صحنه هایی از فیلم هم در یاد زنده شدند که از یاد رفته بودند. دختر بابا، خیلی دوست داشتنی بود. البته صحنه هایی هم هست که، حذفشان به درک این که زنش، هنوز کاملا از او دل نکنده، ضربه کاری نمی زند. مردی که به نظر می رسد. هم درحرفه ورزشی و هم در زندگی، تمامی فرصت هایش را به باد داده و نزدیکترین کسانش به او اعتماد و اعتقادی ندارند. ولی آدم رقت انگیزی نیست و نفرت دارد ازاین که این گونه به نظر بیاید.  running 1979




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۲/۹/۲۰ عصر ۱۰:۲۳

سلام

فیلم دیگری هم بود که مثل همه، خودم هم علاقه چندانی به دوباره دیدنش نداشتم. ندیدم کسی در جستجوی این فیلم باشد. موضوع فیلم درباره خطای حرفه ای مرگبار کارشناسان مراقبت پرواز فرودگاه زاگرب است. برای تماشا به همراه خانواده فیلم بدی برای آن دوران نبوده، بنظرم. ومقایسه حرفه اینان با پزشکان هم که گاه گاهی زیر دستشان آدم هم می میرد، نابجا به نظر نیامد. نتیجه جستجوی  در بزرگترین سرویس اشتراک ویدیو این باید باشد: t1p.de/cr1cc




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۲/۹/۲۲ عصر ۰۱:۱۴

آرلینگتون که درباره سریالی با داستان رقابت برای بار و مسافر و کشتی های رودخانه ای نوشته بودند، و عنوانش را هم بالاتر نوشته بودند. خاطرات مبهی از چنین سریالی به ذهنم خطور کرد. بالاتر را بالادست یا upstream فرض کردم و به نتیجه ای هم نرسیدم. ولی گزینه اصلیم The River Kings 1991 بود، که متاسفانه ویدیویی پیدا نکرده بودم. و خوشبختانه، جستجوی دوباره نتیجه داد. t1p.de/4hbfm 

                                                                       




RE: معرفی فیلمهای کمتر شناخته شده - Dude - ۱۴۰۲/۹/۲۴ صبح ۰۲:۳۴

خوشبختانه ویدیوی با کیقیت قابل قبول Peril for the Guy 1956 چشممان را به جمالش روشن کرد.البته، قدمت واصالت چهارشنبه سوری را ندارد. و امروزه می توان رسمی منسوخ به حساب آورد، جشن شب گای فاکس را، که کودکان با 'penny for the guy' آماده آتش بازی می شدند. البته از این جزییات که  مهم نبودند و نیستند. خبر نداشتیم ، آن وقتها که این فیلم را دیده بودیم، فقط اینها را گدا و گشنه حساب کردنمان می ماند.  t1p.de/tk9ug