[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 8 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )
نویسنده پیام
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 93


تشکرها : 12544
( 21100 تشکر در 1776 ارسال )
شماره ارسال: #81
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )

(۱۴۰۴/۴/۱۸ عصر ۰۹:۵۷)سرگرد راینهارت نوشته شده:  

دهه ۶۰ و تلویزیون یک فیلم در هفته و فیلمهای نچسب.البته غیر فیلمهای جنگ جهانی دوم بقیه یخ بود.

دقیقا !

همیشه مردم بلد بودن که چطور محدودیت ها را دور بزنن. در آن زمان ویدئو برای همین حسابی گُل کرده بود و کسانی که وضع مالی خوبی داشتند می خریدند و کسانی که وضع آنچنانی نداشتند کرایه می کردند یا در خانه افرادی آشنا جمع می شدند و فیلم های روز را تماشا می کردند.

من یادم هست که اولین بار وقتی بچه بودم فیلم ترمیناتور 2 را در خانه یکی از اقوام دیدم و تا چند شب از ترس T1000 شبها خوابم نمی برد! :D

(۱۴۰۴/۴/۱۸ عصر ۰۹:۵۷)سرگرد راینهارت نوشته شده:  

اما یه مطلب جالب بگم شاید باورتون نشه شبکه استانی ما صبح های جمعه فیلمهایی پخش میکرد که از سیمای مرکز دیده نمیشد.فیلمهایی مثل قانون هندی. مادر هند .هفت دلاور.ارتش ۷ نفره .ارتش ۵ نفره .اولین خون و...

آره !

یادمه شبکه شیراز هم صبح جمعه ها همین کار رو می کرد . یکبار دیگه خیلی جلو رفته بود و یک فیلم  هندی گذاشته بود که زن ها نیم تنه پوشیده بودن و شکم و ناف شون پیدا بود. وسط هاش یهو قطع شد و گفتن مشکل فنی پیش اومده !  بعد از اون جریان دیگه چشمشون ترسید و رفتن سمت فیلم های معمول و تکراری ! idont


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۴۰۴/۴/۱۹ صبح ۰۸:۴۲
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : آرلینگتون, رابرت, مارک واتنی, ترنچ موزر, ممل آمریکایی, کوئیک, آلبرت کمپیون, کنتس پابرهنه, Savezva, سرگرد راینهارت, rahgozar_bineshan
سرگرد راینهارت آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 54
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۷/۱۱
اعتبار: 11


تشکرها : 184
( 438 تشکر در 46 ارسال )
شماره ارسال: #82
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )

یه حسرت یه ضد حال که تلخی اون هنوز یادمه .از وسط هفته شبکه یک یه فیلمی رو تبلیغ میکرد برا عصر جمعه .یه پیش پرده اون زمان پیش پرده میگفتن حالا تریلر هر شب پخش میشد اسم فیلم هم دکترهای کوچک بود.ما هم با شوق و شور منتظ بودیم تا ساعت ۴ عصر جمعه شد فیلم شروع شد هنوز ۵ دقیقه نگذشته بود که برق قطع شد .دیونه شدم خودمو به در و دیوار میزدم  داد میزدم .اون وقتا تا برق میرفت میرفتیم سراغ کنتور برق که شاید شاید فیوز پریده باشه اما همیشه فیوز سر جاش بود .عجیبه که با اینکه میدونستیم فیوز مشکلی نداره ولی باز هر بار برق قطع میشد سریع همون کار بیهوده رو تکرار میکردیم های های هی چه نسل دلخوش کنی بودیم همش دلمون رو خوش میکردیم به یه چیز ماورایی .خلاصه که دیگه اون فیلم رو هم ندیدم که ندیدم و همیشه دلم رو خوش میکردم شاید یه روزی تکرار کنن و نشد .مثل خیلی از حسرتهای دیگه زندگی که هنوز منتظرم ........

دوستان شما دیدین فیلم دکترهای كوچک رو


افراد پست و فرومايه از خطاهاي اشخاص بزرگ حظ فراوان مي برند
..شوپنهاور
۱۴۰۴/۴/۲۴ صبح ۰۲:۲۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رابرت, مارک واتنی, سروان رنو, آلبرت کمپیون, کوئیک, master of puppet, اکتورز, آدمیرال گلوبال, آقای با, ترنچ موزر, rahgozar_bineshan, ممل آمریکایی
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 93


تشکرها : 12544
( 21100 تشکر در 1776 ارسال )
شماره ارسال: #83
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )

(۱۴۰۴/۴/۲۴ صبح ۰۲:۲۸)سرگرد راینهارت نوشته شده:  

یه حسرت یه ضد حال که تلخی اون هنوز یادمه .از وسط هفته شبکه یک یه فیلمی رو تبلیغ میکرد برا عصر جمعه .یه پیش پرده اون زمان پیش پرده میگفتن حالا تریلر هر شب پخش میشد ...

یک همچین داستانی را ما با فیلم جنگ ستارگان Star Wars داشتیم. یادمه تیکه هایی از اون رو در برنامه های مختلف سینمایی پخش می کردن ( مخصوصا اون سکانس های جنگ با شمشیر لیزری)  و ما از این جلوه هاش کف می کردیم و دائم در برنامه شما و سیما اعلام میکردن که این فیلم خریداری شده و به زودی پخش میشه. خلاصه ما در مناسب های مختلف منتظر بودیم پخش بشه اما نشد که نشد. بعدها هم که خودمون بزرگ شدیم و دیدیم اش دیگه اون مزه دوران کودکی رو برامون نداشت . بعضی چیزها لذت اش برای موقع خاصی به درد می خوره و باید تجربه کرد. بعدا دیگه خاصیت اش از دست میره .

پی نوشت:  ترجمه صحیح نام فیلم , "جنگ های ستاره ای" است . اما من همون اسم با مسمای "جنگ ستارگان" رو بیشتر می پسندم !

جنگ ستارگان


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۴۰۴/۴/۲۴ عصر ۰۱:۳۹
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : آرلینگتون, رابرت, آقای ماگو, مارک واتنی, BATMAN, ممل آمریکایی, سرگرد راینهارت, آلبرت کمپیون, کنتس پابرهنه, کوئیک, ترنچ موزر, Classic, اکتورز, آدمیرال گلوبال, rahgozar_bineshan
سرگرد راینهارت آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 54
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۷/۱۱
اعتبار: 11


تشکرها : 184
( 438 تشکر در 46 ارسال )
شماره ارسال: #84
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )

برنامه ای فکر کنم به نام سینما هفت پخش میشد .یه اقای خوشتیپی ریش و سبیل شیش تیغه مجری بود .اسم ایشون یادم نیست .فیلمهای خوبی پخش میکرد ابتدای برنامه یه تحلیلی از فیلم داشتن و بعد فیلم پخش میشد با اینکه همیشه اون برنامه رو تماشا میکردم که دیر وقت شب هم میشد فقط دو تا فیلم یادم مونده یکی که اسم فیلم هم یادم نیست فقط جاسومینا و زامپانو یادم مونده .انتونی کویین بود خانمه هم نمیدونم کی بود نقش جلسومینا.از سینمای ایتالیا بود فیلمش .زامپانو جلسومینا رو خیلی اذیت میکرد.

فیلم بعدی روکو و بردرانش بود که دیدم اون زمان و دوبله این فیلم یا صوت دوبله رو نتونستم پیدا کنم تا دوباره ببینم.

مسابقه هفته با اجرای مرحوم نوذری هم یه قسمت کوتاهی داشت.یک دقیقه شاید تیکه ایی از یه فیلم رو پخش میکرد بعد سوالاتی میپرسید از دیالوگه .همون پخش خیلی کم از فیلم جذاب بود وقتی منوچهر نوذری میگفت بریم قسمتهایی از فیلم فلان ساخته ویلیام وایلر رو ببینیم انگار ما میخوایم فیلم رو‌ کامل ببینیم اینقدر جذاب بود.


افراد پست و فرومايه از خطاهاي اشخاص بزرگ حظ فراوان مي برند
..شوپنهاور
۱۴۰۴/۴/۲۶ صبح ۰۲:۱۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : آرلینگتون, آلبرت کمپیون, سروان رنو, رابرت, مارک واتنی, کوئیک, ترنچ موزر, Classic, rahgozar_bineshan
آرلینگتون آفلاین
در به در کافه
*

ارسال ها: 95
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۱/۳/۲۳
اعتبار: 22


تشکرها : 758
( 722 تشکر در 93 ارسال )
شماره ارسال: #85
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )

(۱۴۰۴/۴/۲۶ صبح ۰۲:۱۶)سرگرد راینهارت نوشته شده:  

برنامه ایی فکر کنم به نام سینما هفت پخش میشد .یه اقای خوشتیپی ریش و سبیل شیش تیغه مجری بود .اسم ایشون یادم نیست .فیلمهای خوبی پخش میکرد..

سرگرد راینهارت مهربان اگه هنرهفتم باشه منظورتون ، زنده یاد اکبر عالمی مجری اش بود . حرف نداشت اون برنامه . فیلم و تحلیل . فقط بعد از اینکه ، فیلم جوانیه شاعر ، نشون داد ، تا چند هفته نگاه نمیکردم برنامشونو . اصلا از اون فیلم خوشم نیومده بود . کوآیدان رو هم اولین بار اون جا دیدم

۱۴۰۴/۴/۲۶ صبح ۰۶:۱۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : آلبرت کمپیون, رابرت, مارک واتنی, سروان رنو, کوئیک, ترنچ موزر, Emiliano, Classic, سرگرد راینهارت, rahgozar_bineshan
آلبرت کمپیون آفلاین
کارآگاه کافه
***

ارسال ها: 311
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۶/۴
اعتبار: 44


تشکرها : 3666
( 3691 تشکر در 272 ارسال )
شماره ارسال: #86
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )

(۱۴۰۴/۴/۲۶ صبح ۰۶:۱۶)آرلینگتون نوشته شده:  

 سرگرد راینهارت مهربان اگه هنرهفتم باشه منظورتون ، زنده یاد اکبر عالمی مجریش بود . حرف نداشت اون برنامه . ..

من فیلم کوایدان رو یادمه... نصف شبی فیلم ترسناک نشون دادن، بعدش مردم اعتراض کردن ! یادمه تو مدرسه برای یه کاری رفته بودم دفتر. دیدم معلمها شاکی ان. مدیرمون هم می گفت این چه فیلمی بود، دختر من تا صبح از ترس نخوابید ! :D


بی نیاز باشید تا به ریش مردم توانید خندید.
عبید زاکانی
۱۴۰۴/۴/۲۶ صبح ۰۷:۳۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رابرت, آرلینگتون, مارک واتنی, کنتس پابرهنه, سروان رنو, کوئیک, ترنچ موزر, Emiliano, Classic, سرگرد راینهارت, rahgozar_bineshan
رابرت آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 152
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۰/۶/۲۰
اعتبار: 30


تشکرها : 2345
( 2212 تشکر در 152 ارسال )
شماره ارسال: #87
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )

(۱۴۰۴/۴/۲۶ صبح ۰۲:۱۶)سرگرد راینهارت نوشته شده:  

برنامه ای فکر کنم به نام سینما هفت پخش میشد .یه اقای خوشتیپی ریش و سبیل شیش تیغه مجری بود .اسم ایشون یادم نیست .فیلمهای خوبی پخش میکرد ابتدای برنامه یه تحلیلی از فیلم داشتن و بعد فیلم پخش میشد با اینکه همیشه اون برنامه رو تماشا میکردم که دیر وقت شب هم میشد فقط دو تا فیلم یادم مونده یکی که اسم فیلم هم یادم نیست فقط جاسومینا و زامپانو یادم مونده .انتونی کویین بود خانمه هم نمیدونم کی بود نقش جلسومینا.از سینمای ایتالیا بود فیلمش .زامپانو جلسومینا رو خیلی اذیت میکرد.

همان طور که جناب آرلینگتون گفت، مجری آن قسمت‌های برنامه هنر هفتم* استاد خوش‌قریحه، مرحوم اکبر عالمی بود. اما آن فیلم هم جاده (محصول ۱۹۵۴) به کارگردانی فدریکو فلینی و بازی آنتونی کویین و جولیتا ماسینا بوده است.

فیلم سینمایی جاده به کارگردانی فدریکو فلینی، محصول ۱۹۵۴ ایتالیا

-------------------------

* عنوان آن مجموعه که پنج‌شنبه شب‌های اواخر دهه ۶۰ از شبکه یک پخش می‌شد، "هنر هفتم" بود. بعدها جناب مسعود اوحدی -که او هم مثل مرحوم عالمی، استاد ما بود- اجرای آن را به عهده گرفت.


يا رادَّ ما قَدْ فات... (ای برگرداننده آنچه از دست رفته است...)
۱۴۰۴/۴/۲۶ صبح ۰۹:۴۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : آرلینگتون, مارک واتنی, کنتس پابرهنه, ممل آمریکایی, آلبرت کمپیون, مراد بیگ, سروان رنو, کوئیک, ترنچ موزر, Emiliano, Classic, سرگرد راینهارت, rahgozar_bineshan
master of puppet آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 60
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۳/۳/۸
اعتبار: 10


تشکرها : 114
( 517 تشکر در 59 ارسال )
شماره ارسال: #88
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )

(۱۴۰۴/۴/۲۴ صبح ۰۲:۲۸)سرگرد راینهارت نوشته شده:  

یه حسرت یه ضد حال که تلخی اون هنوز یادمه .از وسط هفته شبکه یک یه فیلمی رو تبلیغ میکرد برا عصر جمعه .یه پیش پرده اون زمان پیش پرده میگفتن حالا تریلر هر شب پخش میشد اسم فیلم هم دکترهای کوچک بود.ما هم با شوق و شور منتظ بودیم تا ساعت ۴ عصر جمعه شد فیلم شروع شد هنوز ۵ دقیقه نگذشته بود که برق قطع شد .دیونه شدم خودمو به در و دیوار میزدم  داد میزدم .اون وقتا تا برق میرفت میرفتیم سراغ کنتور برق که شاید شاید فیوز پریده باشه اما همیشه فیوز سر جاش بود .عجیبه که با اینکه میدونستیم فیوز مشکلی نداره ولی باز هر بار برق قطع میشد سریع همون کار بیهوده رو تکرار میکردیم های های هی چه نسل دلخوش کنی بودیم همش دلمون رو خوش میکردیم به یه چیز ماورایی .خلاصه که دیگه اون فیلم رو هم ندیدم که ندیدم و همیشه دلم رو خوش میکردم شاید یه روزی تکرار کنن و نشد .مثل خیلی از حسرتهای دیگه زندگی که هنوز منتظرم ........

دوستان شما دیدین فیلم دکترهای كوچک رو

این خاطره حسرت بار را من با فیلم «قاضی درد»(Judge Dredd) استالونه دارم؛ در تیرماه سال 1378 شبکه دو که در آن زمان سه شنبه شبها ساعت 9 فیلم سینمای پخش می کرد، در تبلیغی اعلام کرد که قرار است ،سه شنبه 24 تیر 78 فیلم سینمای قاضی درد را پخش کند،در آن ایام از اینکه می توانستیم فیلمی از استالونه را از تلویزیون ببینم سر از پا نمی شناختیم ،سوای آن شبکه دو هر روز و هر شب آنونس تبلیغاتی فیلم را با صدای بهمن هاشمی پخش می کرد و شور و ذوق ما را بیشتر؛{#smilies.rolleyes}

القصه روز موعود فرار رسید و مجری آن وقت شبکه چند دقیقه قبل  از شروع فیلم اعلام کرد که فیلم قاضی درد هنوز آماده پخش نیست و به جای آن فیلم تلویزیونی دیگری با نام «فرار از دره گربه وحشی» پخش شد،بیلاخی که در آن لحظه از صداو سیما گرفتم را تا مدتها فراموش نکردم{#smilies.confused}{#smilies.confused}

پانوشت:البته بعدها سال 80 فکر کنم ، فیلم را شبکه دو پخش کرد


چه چیزی خوشتر از مرگ در راه خاکستر نیاکان و معابد خدایان
۱۴۰۴/۵/۲ صبح ۰۵:۵۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رابرت, سروان رنو, مارک واتنی, آرلینگتون, اکتورز, ترنچ موزر, کوئیک, mr.anderson, سرگرد راینهارت, Classic, rahgozar_bineshan, آدمیرال گلوبال
آلبرت کمپیون آفلاین
کارآگاه کافه
***

ارسال ها: 311
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۶/۴
اعتبار: 44


تشکرها : 3666
( 3691 تشکر در 272 ارسال )
شماره ارسال: #89
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )

توی جعبه پیام صحبت از فیلم ترسناک شد، من یاد یک خاطره از نوجوانی ام افتادم. اوایل دهه 70 ما بخاطر شغل پدرم مجبور شدیم 2 سال در شهرستان گرگان زندگی کنیم. من آن موقع حدود 13 سال داشتم. یک روز همراه دوست صمیمی ام از مدرسه به خانه بر می گشتیم. وقتی از جلوی خرابه های سینما کاپری (در خیابان شالیکوبی) رد می شدیم ناگهان گفتم: کاظمی تو میدانی چرا این سینما را آتش زدند ؟ کاظمی گفت: آخر قبل از انقلاب اینجا فیلمهای ترسناک نشان میدادند. گفتم: خوب مگر فیلم ترسناک چه عیبی دارد ؟ گفت: بابا مردم شب از ترس خوابشان نمی برد دیگر ! گفتم: این را چه کسی گفته ؟ گفت: پدرم ! :D

بعدها که به این موضوع فکر کردم خودم فهمیدم اصل قضیه از چه قرار بوده و بلافاصله به این فکر کردم که ما دهه شصتی های بدبخت چقدر از طرف نزدیک ترین افراد یعنی والدین و معلمهای مان، دروغ و چرت و پرت شنیدیم. آن هم از نوع مصلحتی ! الان آنقدر دوره و زمانه عوض شده که مردم این فیلمهای به اصطلاح ترسناک را ظرف چند دقیقه از اینترنت دانلود میکنند و نه تنها نمی ترسند بلکه فیلم را می بینند و بعد راحت می گیرند می خوابند !


بی نیاز باشید تا به ریش مردم توانید خندید.
عبید زاکانی
۱۴۰۴/۵/۴ عصر ۰۹:۲۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : آرلینگتون, مارک واتنی, آقای با, کوئیک, رابرت, سروان رنو, Dude, اکتورز, سرگرد راینهارت, Classic, ترنچ موزر, rahgozar_bineshan
سرگرد راینهارت آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 54
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۷/۱۱
اعتبار: 11


تشکرها : 184
( 438 تشکر در 46 ارسال )
شماره ارسال: #90
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )

دوستان عزیز بله برنامه هنر هفتم بود حافظه شما بهتر از من یاری کرد.مجری رو هم که فقط قیافشون تو ذهنم بود اسمی که آرلینگتون عزیز و رابرت بزرگوار گفتن سرچ‌کردم بله خودشون بودن.و فیلم همون بود که جناب رابرت توضیحش رو دادن.من همیشه این برنامه رو میدیدم ولی دیگر فیلمها که این برنامه نمایش داد خاطرم نیست.


افراد پست و فرومايه از خطاهاي اشخاص بزرگ حظ فراوان مي برند
..شوپنهاور
۱۴۰۴/۵/۱۱ صبح ۰۲:۱۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : آرلینگتون, رابرت, مارک واتنی, کوئیک, آلبرت کمپیون, rahgozar_bineshan, ترنچ موزر
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 93


تشکرها : 12544
( 21100 تشکر در 1776 ارسال )
شماره ارسال: #91
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )

(۱۴۰۴/۵/۳۱ صبح ۱۱:۲۴)master of puppet نوشته شده:  

هنوز هم هم وقتی بخشی از فیلم را می بینم یاد آن حس و هوایی تماشای بار اولش می‌افتم ،علیرغم کیفیت پایین فیلم و صدای آزاردهنده هد نیمه‌جان دستگاه ویدئو؛

ویدئویی که با آن ترمیناتور 1 و 2 ، آپولو 13 ،شجاع دل، انواع فیلم های رزمی بروس لی و ژان -کلود وان‌دام و چندین فیلم کم نام و نشان تر را دیدم و سال 1377 با ورود دستگاه  VCD به ته انبار رفت.

مطلبی را master of puppet در تاپیک سینمای مدرن نوشته بود که بد ندیدم اینجا بیشتر بازش کنیم.

شاید یک بخشی از لذتی که آن زمان از تماشای فیلم ها می بردیم مربوط به تلاش و کوشش و سختی ای بود که برای به دست آوردن و تماشای فیلم ها می کشیدیم. انسان هر گاه برای به چنگ آوردن چیزی سختی بکشد برایش با ارزش تر می شود و لذت به آن رسیدن هم بیشتر حس می شود. انگار مغز می خواهد با دوپامین بیشتر , پاداش آن تلاش را برایمان جبران کند !

این روزها ما هر گاه اراده کنیم نسخه با کیفیت هر فیلمی را در چند دقیقه با اینترنت پرسرعت در اختیار داریم. حتی چندین فیلم را دانلود می کنیم و روی هارد نگه می داریم اما مدت ها حوصله تماشای آن را پیدا نمی کنیم مگر با وسوسه فلان دوست یا فلان نوشته .

قدیم ترها داستان متفاوت بود. بیشتر فیلم های خوب , ممنوعه بودند و از کانال قاچاق و با دردسر به چنگ می آمدند. باید فیلم را در ویدئو می گذاشتی و دکمه برگشت را می زدی . صدای قیژقیژ موتور ویدئو با بوی خاص دستگاه به مشام می رسید و چراغ های زیبای دستگاه - که آن زمان اکثرا ژاپنی بودند - چشم تو را قلقلک می داد. این مراحل پیش از تماشای فیلم , شبیه مراسم آماده کردن چای مخصوص ژاپنی ها , جالب و لذت بخش بود.

بعد هم که فیلم شروع می شد باید مثل بچه آدم می نشستی و فیلم را تمام و کمال نوش جان می کردی. خبری از دکمه ماوس نبود تا فیلم را انگلک کنی و تند تند از سکانس ها رد شوی . ناشکری هم در کار نبود. فیلم موهبتی بود که همگان دوست اش داشتند. به سختی به دست می آمد و فراوان نبود و هر چیزی که کمیاب و سخت باشد خودبخود جذاب تر می شود. بعدها با رواج ویدئو کلوپ ها و آزاد شدن ویدئو , آن ابهت از بین رفت.

 کسانی که آن دوره را تجربه کرده اند یک حس و تجربه نایاب دارند که خاص همان نسل است و دیگر تکرار نخواهد شد.

:heart:


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۴۰۴/۶/۱۱ عصر ۱۰:۵۶
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رابرت, اکتورز, ممل آمریکایی, آلبرت کمپیون, آدمیرال گلوبال, سرگرد راینهارت, master of puppet, آقای با, Classic, BATMAN, مارک واتنی, Dude, شارینگهام, کنتس پابرهنه, ترنچ موزر, Emiliano, rahgozar_bineshan
آدمیرال گلوبال آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 122
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۳/۳۰
اعتبار: 17


تشکرها : 1743
( 1141 تشکر در 120 ارسال )
شماره ارسال: #92
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )

(۱۴۰۴/۴/۲۴ صبح ۰۲:۲۸)سرگرد راینهارت نوشته شده:  

یه حسرت یه ضد حال که تلخی اون هنوز یادمه .از وسط هفته شبکه یک یه فیلمی رو تبلیغ میکرد برا عصر جمعه .یه پیش پرده اون زمان پیش پرده میگفتن حالا تریلر هر شب پخش میشد اسم فیلم هم دکترهای کوچک بود.ما هم با شوق و شور منتظ بودیم تا ساعت ۴ عصر جمعه شد فیلم شروع شد هنوز ۵ دقیقه نگذشته بود که برق قطع شد .دیونه شدم خودمو به در و دیوار میزدم  داد میزدم .اون وقتا تا برق میرفت میرفتیم سراغ کنتور برق که شاید شاید فیوز پریده باشه اما همیشه فیوز سر جاش بود .عجیبه که با اینکه میدونستیم فیوز مشکلی نداره ولی باز هر بار برق قطع میشد سریع همون کار بیهوده رو تکرار میکردیم های های هی چه نسل دلخوش کنی بودیم همش دلمون رو خوش میکردیم به یه چیز ماورایی .خلاصه که دیگه اون فیلم رو هم ندیدم که ندیدم و همیشه دلم رو خوش میکردم شاید یه روزی تکرار کنن و نشد .مثل خیلی از حسرتهای دیگه زندگی که هنوز منتظرم ........

دوستان شما دیدین فیلم دکترهای كوچک رو

اتفاقا یکی از حسرت های زندگی من هم هست هیچوقت نتونستم این فیلم رو ببینم به دلایل مختلف مثل برق رفتن یا رفتن به خونه اقوام و...

یا  مهمترینش .. اگه فردا امتحان داشتیم دیدن تلوزیون ممنوع بود!


منم من! جنگجوی بزرگ! فرزند دلیر جنگل! آنكه مردان زیادی را به زمین افكنده! شمشیر من برنده و نیرویم به اندازه صد فیل جنگی است!
۱۴۰۴/۶/۱۲ عصر ۰۲:۰۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سرگرد راینهارت, آقای با, رابرت, مارک واتنی, Dude, ممل آمریکایی, ترنچ موزر, BATMAN, rahgozar_bineshan
لئو‌ن آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 16
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۵/۱/۶
اعتبار: 7


تشکرها : 20
( 139 تشکر در 16 ارسال )
شماره ارسال: #93
RE: خاطرات فیلم دیدن ...

خردادماه سال ۱۳۸۶، برای یک آخر هفته تصمیم گرفتیم همراه خانواده‌ی مادری راهی شمال شویم. ظهر پنج‌شنبه رسیدیم؛ هوا مطبوع بود و بعد از کمی استراحت، بزرگ‌ترها به‌جز شوهرخاله و دایی‌ها راهی بازار شدند. ما بچه‌ها خسته بودیم و گفتیم در خانه می‌مانیم و بازی می‌کنیم. چند ساعتی از رفتن بقیه گذشته بود، عصر شده بود دایی‌ها به ما گفتند: «برید توی حیاط بازی کنید، ما می‌خوایم فیلم ببینیم» همین جمله کافی بود تا کنجکاوی‌مان گل کند. حتی نمی‌دانستیم چه فیلمی قرار است پخش شود؛ فقط از سر فضولی اصرار داشتیم که کنارشان بمانیم. بعدها فهمیدیم فیلم «ممل آمریکایی» بوده.

ما کوتاه نمی‌آمدیم و پاهایمان را در یک کفش کرده بودیم که «نه، ما هم می‌خواهیم ببینیم» اما دایی‌ها انگار می‌دانستند قرار است چه صحنه‌هایی نمایش داده شود و مدام مخالفت می‌کردند. تا اینکه دایی کوچک‌تر چیزی در گوش دایی بزرگ‌تر گفت و یک‌باره دایی بزرگ‌تر اعلام کرد: «اشکالی نداره، همه با هم می‌بینیم… اما فیلم شب بیست و نهم رو» ما هم بی‌خبر از همه‌جا با ذوق دور DVD player و تلویزیون جمع شدیم. همان لحظه دایی کوچک‌تر با شیطنت چشمکی زد و گفت: «من برم از مغازه خوراکی بگیرم»

فیلم شروع شد اما دایی بزرگ‌تر آن را روی دور تند گذاشته بود. هر بار می‌پرسیدیم «چرا؟»، می‌گفت:«اینجا اتفاق خاصی نمیوفته» فیلم سریع جلو رفت تا رسید به صحنه‌ای که مرجانه گلچین در آینه آن روح را می‌بیند و بعد تشنج می‌کند. ما خشکمان زده بود؛ بی‌حرکت خیره مانده بودیم. ناگهان دایی بزرگ‌تر سرفه‌ای بلند کرد و همان لحظه برق‌ قطع شد. وحشت تمام وجودمان را گرفت و شروع کردیم به هوار حسین کردن

دایی بزرگ‌تر گفت:«شاید فیوز پریده»و رفت که درستش کند. شوهرخاله‌مان، آقا رضا،که صدای داد و هوار مارا شنیده بود وارد اتاق شد و وقتی متوجه شد بخاطر قطع برق ترسیدیم پیشنهادی داد و ما به پیشنهاد او تصمیم گرفتیم خانه را ترک کنیم و به حیاط برویم. با دلهره از پله‌ها پایین می‌رفتیم که ناگهان در تاریکی، از طبقه‌ی بالا، چهره‌ای سیاه‌پوش با چادر و لبخندی قرمز به سمت‌مان شروع به دویدن کرد

من که حالا دیگه جلوتر از بقیه بودم، دویدم سمت در خروجی و آن را باز کردم. هنگام دویدن در حیاط و دور شدن از در ورودی دو صدا شنیدیم: اول «تلق» و بعد «شِلِپ». وقتی به در ویلا رسیدیم تازه فهمیدیم آقا رضا همراه‌مان نیست. پسرخاله‌ام با گریه می‌گفت: «بابام کجاست؟»

در همین لحظه صدای فریاد دایی کوچک‌تر آمد: «بچه‌ها بیاید!» و بعد نام دایی بزرگ‌تر را صدا زد. دویدیم و خودمان را رساندیم. آقا رضا کنار حوض نشسته بود؛سر تا پا خیس یا به قول خودش موش آب کشیده شده بود،دستش را روی سرش گذاشته بود. از سر و صورتش خون جاری بود.

بعدها فهمیدیم آقا رضا که از نقشه‌ شیطنت‌آمیز دایی‌هاخبر نداشت، هنگام فرار پایش به گلدان گیر کرده و با سر نقش زمین شده. بعد هم که خواسته ادامه بدهد، مستقیم داخل حوض افتاده بود.

او را سریع به بیمارستان بردیم. بخشی از موهایش را تراشیدند و سرش را بخیه زدند. بااین‌همه، آقا رضا که دل صاف و مهربانی داشت هیچ گلایه‌ای نکرد و همه‌چیز را زیر سبیلی و با شوخی رد کرد

سال‌ها گذشت… آقا رضا ۹ سال بعد، در یک حادثه‌ی رانندگی از دنیا رفت. امروز دهمین سالگرد درگذشت اوست

اگر این خاطره لحظه‌ای لبخند روی لبتان نشاند، و اگر برایتان زحمتی نیست… یک فاتحه برای شادی روح آقا رضا بخوانید

روحش شاد و یادش گرامی


مسئله اینجاست که من کُلی منتظر این روز بودم،تمام عمرمو!
۱۴۰۵/۲/۱ صبح ۱۲:۰۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : rahgozar_bineshan, رابرت, BATMAN, مارک واتنی, mr.anderson, سروان رنو, ترنچ موزر, مادام تری
rahgozar_bineshan آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 273
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۷/۵
اعتبار: 37


تشکرها : 5857
( 1617 تشکر در 155 ارسال )
شماره ارسال: #94
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )

(۱۴۰۴/۴/۲۴ صبح ۰۲:۲۸)سرگرد راینهارت نوشته شده:  

یه حسرت یه ضد حال که تلخی اون هنوز یادمه .از وسط هفته شبکه یک یه فیلمی رو تبلیغ میکرد برا عصر جمعه .یه پیش پرده اون زمان پیش پرده میگفتن حالا تریلر هر شب پخش میشد اسم فیلم هم دکترهای کوچک بود.ما هم با شوق و شور منتظ بودیم تا ساعت ۴ عصر جمعه شد فیلم شروع شد هنوز ۵ دقیقه نگذشته بود که برق قطع شد .دیونه شدم خودمو به در و دیوار میزدم  داد میزدم .اون وقتا تا برق میرفت میرفتیم سراغ کنتور برق که شاید شاید فیوز پریده باشه اما همیشه فیوز سر جاش بود .عجیبه که با اینکه میدونستیم فیوز مشکلی نداره ولی باز هر بار برق قطع میشد سریع همون کار بیهوده رو تکرار میکردیم های های هی چه نسل دلخوش کنی بودیم همش دلمون رو خوش میکردیم به یه چیز ماورایی .خلاصه که دیگه اون فیلم رو هم ندیدم که ندیدم و همیشه دلم رو خوش میکردم شاید یه روزی تکرار کنن و نشد .مثل خیلی از حسرتهای دیگه زندگی که هنوز منتظرم ........

دوستان شما دیدین فیلم دکترهای كوچک رو

بله جناب راینهارت من دیدم فیلم دکترهای کوچولو رو! فکر کنم یک یا نهایتا 2 بار بیشتر از تلویزیون پخش نشد سال 65 یا 66 بود! داستان بیمارستانی بود که تمام پرسنلش  اعم از کادر درمان و مدیریت و..همه بچه بودند و داستان کمدی و طنزی داشت. نمی دونم چرا دیگه هرگز پخش نشد!

توی اینترنت هم خیلی دنبالش گشتم هم این فیلم هم فیلم عملیات سیب زمینی رو اما هرگز پیداشون نکردم.


سكوت سرشار از ناگفته هاست.......!
۱۴۰۵/۲/۱ صبح ۱۰:۳۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رابرت, لئو‌ن, BATMAN, مارک واتنی, ترنچ موزر
ارسال پاسخ