[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 8 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )
نویسنده پیام
seyed آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 133
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۲/۸
اعتبار: 14


تشکرها : 241
( 932 تشکر در 94 ارسال )
شماره ارسال: #23
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )

(۱۳۸۹/۵/۱۱ صبح ۱۰:۴۳)منصور نوشته شده:  

مامان 5 تومن بهم داده بود که برم سنگک بخرم. سنگکیه چسب سینما بود اما همیشه با صف مردم تو چشم نبود. اون روز جلو سینما که رسیدم خبری از مردم نبود اما در سینما باز بود. عکس بالای سردر رو نگاه کردم ، عکس یه زن و مرد چشم بادامی بود و نوشته بود دروازه های جهنم. تشدید جهنم رو نذاشته بودن، واسه همین طول کشید تا بفهمم چطوری خونده میشه. گفتم دروازه های جهنم چه شکلیه خدایا! حتما این زن و مرده رو  خدا میندازتشون توی جهنم و مثلا از...

وقتی به در خونه رسیدم  دستم رفت رو زنگ ...نگاهی به نون انداختم... نصفشو خورده بودم...دستم از رو زنگ مستقیم اومد رو سرم: بد بخت شدم رفت پی کارش...

      

منصور جون، اونروزي كه اين نوشته رو خوندم، نفهميدم چي گفتي و چي نوشتي{#smilies.huh}،

اما امروز وقتي اين فيلم رو گذاشتم و ديدم، تازه فهميدم چي گفتي و چي نوشتي و چي كشيدي!!!!! {#smilies.biggrin}


http://www.dvddoub.persianblog.ir
۱۳۸۹/۹/۲۰ عصر ۰۹:۱۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : زبل خان, زرد ابری, Kassandra, Memento
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره ) - seyed - ۱۳۸۹/۹/۲۰ عصر ۰۹:۱۰
RE: خاطرات فیلم دیدن ... - لئو‌ن - ۱۴۰۵/۲/۱, صبح ۱۲:۰۲