پلیس
کارگردان : چارلی چاپلین
بازیگران : چارلی چاپلین – وسلی راگلس – ادنا پرویانس
محصول 1916 اسانی
3 حلقه – صامت
چارلی از زندان آزاد می شود . یک کشیش او را به راه راست هدایت می کند . اما خودش دزد از آب در می آید . چارلی به یک نوانخانه می رود تا شب را بیتوته کند اما پولی در بساط ندارد و طرد می شود . در راه به یک دوست قدیمی ( وسلی راگلس ) بر می خورد که زمانی باهم در زندان بوده اند .
فرد خلافکار نقشه سرقت مسلحانه از منزلی در آن حوالی را با چارلی در میان می گذارد و با هم نقشه را عملی می کنند . اما صاحب خانه ( ادنا پرویانس ) که متوجه حضور سارقان شده , پلیس را در جریان می گذارد و آنها خود را می رسانند . زمانی که فرد تبهکار می خواهد به طبقه بالا برود , ادنا ممانعت می کند چرا که مادرش بستری و مریض احوال است و این امکان وجود دارد که از ترس هلاک شود . بین چارلی و دوست خلافکارش برسر این موضوع نزاع درمی گیرد .
پلیس به درون خانه یورش می برد . فرد شرور می گریزد . اما چارلی دستگیر می شود . ادنا نزد پلیس او را بی گناه جلوه می دهد و چارلی از اتهام سرقت مبرا می گردد .افراد پلیس آنجا را ترک می کنند در حالیکه به اصل ماجرا مشکوک شده اند .
چارلی از ادنا تشکر جانانه ای می کند و در مسیری ناشناخته به استقبال سرنوشت می رود .
در پلیس برای اولین بار شاهد شوخی با مذهب در فیلم های چاپلین هستیم . به محض آزادی چارلی از زندان کشیشی به سراغش می آید و می خواهد که مسیر بهشت را به او نشان دهد . چارلی به نصایح او گوش می دهد اما کمی بعد تر متوجه می شود که آن کشیش , خود یک دزد است .
پس از آنکه از نوانخانه اخراج می شود کشیشی دیگر بر سر راهش قرار می گیرد . او نیز می خواهد که چارلی را به بهشت هدایت کند . این بار او واقعا یک کشیش است اما ولگرد که تجربه خوبی از این موضوع ندارد , او را دست به سر می کند .
رفتار انسانی چارلی در مواجهه با سارق مسلح که در دفاع از حریم زندگی ادنا و مادرش صورت گرفت , متقابلا با بخشودگی او از سوی ادنا پاسخ داده شد . آنچه ارزشمند است اینکه وداع آنها در انتهای فیلم بر اصالت و تاثیر آن افزوده و از فرو افتادن فیلم به ورطه کلیشه جلوگیری کرده است . اما همین نکته مثبت باعث شده که اواخر فیلم جنبه ای جدی به خود بگیرد و حال و هوای انتهای آن چندان مفرح نباشد . که این به خودی خود ایراد نیست و نمی توان آن را یک آسیب برای این فیلم دانست . کما این که پایان تراژیک روشنایی های شهر هم در یک فیلم کمدی ایجاد شده است .
پلیس آخرین فیلمی است که چاپلین آن را در اوایل 1916 برای کمپانی اسانی ساخت . البته فیلم دیگری وجود دارد به نام دردسر سه برابر که در 1918 ( زمانی که چاپلین برای فرست نشنال فیلم می ساخت ) از سوی اسانی پخش شد . که در واقع تلفیقی از راش های دور ریخته شده ی چاپلین از سه فیلم بود : زندگی , کار و همین پلیس . دردسر سه برابر صرفا برای اتمام قرار داد چاپلین با اسانی ساخته شد یا به عبارت بهتر سرهم بندی شد . چاپلین در تدوین و ارائه آن نظارت کافی نداشت و این مسئولیت را به یکی از کارکنان خود سپرده بود . درنتیجه کیفیت کل کار پایین بود . اما سکانسی در آن فیلم جلب نظر می کند که مربوط می شود به صحنه های دور ریخته و کنار گذاشته شده فیلم پلیس که در نوانخانه می گذرد . این سکانس ارزش آن را داشت که منفک از تصاویر قبل و بعد از خود , بطور مستقل به عنوان یک فیلم کوتاه یک حلقه ای ارائه می شد اما اینگونه رقم نخورد . آنچه در این سکانس اتفاق می افتد و فضاسازی خلاقانه آن بعدها در فیلم پسربچه تکامل یافت و باز سازی شد .