[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 5 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کتاب ها و مجلات سینمایی
نویسنده پیام
vic_metall آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 105
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۲۱
اعتبار: 6


تشکرها : 91
( 305 تشکر در 66 ارسال )
شماره ارسال: #28
RE: کتاب های سینمایی
http://media.farsnews.com/Media/8604/Images/jpg/A0309/A0309024.jpg
ماجراي نيمروز
خبرگزاري فارس: ماجراي نيمروز نوشته «فيليپ دراماند»، ترجمه «محمد شهبا» درباره نقد و تحليلي از فيلمي با همين عنوان در شمارگان 3000 هزار نسخه از سوي انتشارات هرمس منتشر شد.
به گزارش خبرنگار كتاب خبرگزاري فارس، «ماجراي نيمروز» نخستين شماره از مجموعه «تك‌نگاري فيلم» است كه قرار است به صورت منظم در آينده كتاب‌هاي ديگري نيز درباره نقد و تحليل «فيلم‌هاي كلاسيك» و «فيلم‌هاي كلاسيك مدرن» منتشر ‌شود.
«آرشيو ملي فيلم و تلويزيون» جزو واحد مجموعه‌هاي «مؤسسه فيلم بريتانيا» فهرستي از 360 فيلم مهم تاريخ سينما تهيه كرده و قصد دارد مجموعه‌اي از بهترين نسخه‌هاي اين فيلم‌ها را فراهم آورد و آن‌ها را در طول سال به طور مرتب در «نشنال فيلم تيه‌تر» لندن به نمايش بگذارد. «مؤسسه فيلم بريتانيا» دو مجموعه كتاب درباره اين فيلم‌هاي مهم سنمائي منتشر كرده است: يكي مجموعه
«فيلم‌هاي كلاسيك» و ديگري مجموعه «فيلم‌هاي كلاسيك مدرن». كتاب «ماجراي نيمروز» محصول همين مجموعه است.
ماجراي نيمروز سال 1952 ميلادي به كارگرداني «فرد زينه‌مان» ساخته شد. داستان آن از اين قرار است: پيش از ظهر داغ تابستان است در يكشنبه‌اي در اواخر قرن نوزدهم. «ويل كين» از سمت كلانتري شهر كناره گرفته و مي‌خواهد با زني به نام «ايمي» از فرقه «كويكر» ازدواج كند و با هم از آن شهر بروند و در جايي ديگر زندگي كنند. خبر مي‌رسد كه «فرانك ميلر» ياغي قانون‌شكني كه «كين» دستگير كرده بود و به حبس ابد محكوم بوده حالا پس از فقط پنج سال از زندان آزاد شده و قرار است سرظهر به محل زندگي فعلي «كين» برسد تا از او انتقام گيرد. سه نوچه «ميلر» در اين كار همراه او هستند و قبل از او به شهر رسيده‌اند. كلانتر طبق قرار قبلي شهر را ترك
مي‌كند ولي چيزي نمي‌گذرد كه احساس مي‌كند بايد برگردد. «ايمي» شوهرش را ترك مي‌كند تا با قطار ظهر به شهر خودش «سنت لويس» برگردد. تقريبا يك ساعت از فيلم به تلاش كلانتر مي‌گذرد كه مي‌خواهد براي رويارويي با «ميلر» افرادي را دست و پا كند اما اهالي ترسوي شهر كه برخي از آنان حتي از اين قضيه شاد‌مانند او را تنها مي‌گذارند تا خودش با سرنوشتش رو‌به‌رو شود. «كين» وصيت‌نامه‌اش را مي‌نويسد و آكنده از ترس در خيابان‌هاي خالي «هادلي ويل» در تعقيب و گريزي كه به بازي قايم‌باشك مي‌ماند با دار‌ و دسته «ميلر»
روبه‌رو مي‌شود. «ايمي» با شنيدن نخستين شليك منقلب مي‌شود و از قطار پايين مي‌پرد و به شهر برمي‌گردد. اصول اعتقادي‌اش را
زيرپا مي‌گذارد (كويكرها عقيده دارند كه نبايد كسي را كشت) و از پشت به يكي از ياغيان شليك مي‌كند و او را مي‌كشد. «ميلر»، «ايمي» را گروگان مي‌گيرد ولي «كين» موفق مي‌شود در تيراندازي نهايي «ميلر» را از پاي‌درآورد. اهالي شهر با شگفتي و خجالت در ميدان گرد مي‌آيند. «كين» ستاره‌اش را مي‌كند و بر زمين مي‌اندازد و با «ايمي» دوباره شهر را ترك مي‌كند.
«ماجراي نيمروز» در كنار نقد و تحليل اين فيلم از جنبه‌هاي مختلف، تصاويري از اين فيلم را نيز چاپ كرده است.
اين كتاب با قيمت 1500 تومان در 150 صفحه منتشر شده است.
/////////////////////////////////
همشهری آنلاین

فيلم‌هاي هميشه در سينماي كاغذي

سجاد صاحبان زند: سينماي ما در ميانه دهه 1360 تا سال‌هاي پاياني دهه 1370 با استقبالي غيرقابل وصف در جهان روبه‌رو بود و فيلم‌هاي ايراني جايزه‌هاي جهاني را درو مي‌كردند.

اين كه چرا اين موج جهاني ايجاد شده بود از آن چيزهايي نيست كه در اين متن مورد نظر ما باشد. حتي از تب و تاب افتادن سينماي ايران در چند ساله اخير هم چندان چيزي نيست كه در اين نوشته مدنظر باشد. آنچه كه در يادداشت مي‌آيد توجه به وجوه تئوريك در سينماست كه مي‌توان آن را با خواندن كتاب‌هايي با اين مضمون جست‌وجو كرد.

بررسي 2 كتاب ماجراي نيمروز و راننده تاكسي از مجموعه تك نگاري فيلم مي‌تواند تا حدي اين اهميت را به ما يادآور شود. اين 2كتاب از سويي ديگر مي‌تواند راهنماي مناسبي براي منتقدان ما در حوزه سينما باشد، چرا كه با بررسي آثار ارزشمندي كه در اين2كتاب و احتمالا بقيه آثار اين مجموعه خواهد آمد، مي‌توان نمونه‌هاي كابردي و ارزشمندي از نقد و تحليل سينمايي را يافت و اين نكته براي ما كه اغلب با متون تئوريك محض روبه‌روييم، مي‌تواند بسيار كارآمد باشد.

در كنار موارد ياد شده، تنوع نگاه منتقدان مختلف در آثار اين مجموعه، مي‌تواند ديدگاه‌هاي مختلفي را پيش روي ما بگذارد. چنانچه در2 كتاب حاضر نيز مي‌توان آن را مشاهده كرد. اين نقد و تحليل‌ها گاه بر اساس فيلم مذكور رنگ و بوي خاصي به خود مي‌گيرند و گاه به‌دليل تنوع نگاه اين منتقدان به سمت و سوي خاص خود مي‌روند.

فيليپ دراماند در نخستين كتاب اين مجموعه فيلم ماجراي نيمروز  را مورد نقد و بررسي قرار داده است. اين فيلم كه در ترجمه فارسي آن را صلات ظهر نيز ناميده‌اند از جمله كلاسيك‌هاي سينما به حساب مي‌آيد و از همين رو نقد‌هاي بسياري درباره آن نوشته شده است.

شايد از همين رو باشد كه دراماند در اين كتاب بيش از آن كه به تحليل خود فيلم بپردازد، به حواشي آن در هنگام ساخت و پخشش مي‌پردازد. او در اين كتاب كم حجم، نخست به معرفي مولفان اين فيلم كلاسيك سينما مي‌پردازد. فرد زينه من(كارگردان)، استنلي كريمر(تهيه كننده)، كارل فورمن(نويسنده فيلمنانه)، فلويد كرازبي و ديميتري تيومكين(فيلمبرداري) و گري كوپر(بازيگر) در اين فصل معرفي شده‌اند و چگونگي پيوستن‌شان به‌اين فيلم شرح داده شده است.

در فصل دوم چگونگي ساخت و مسائل پيرامون آن از پيش از توليد تا نسخه نهايي شرح داده شده است. آنچه دراماند در ابتداي اين فصل مورد توجه قرار مي‌دهد، بررسي اجتماعي سينماي آمريكا پس از جنگ دوم جهاني است. او از سويي ديگر به ارائه آمار و ارقام مرتبط با فروش اين فيلم و مقايسه آن با ساير آثار سينمايي در سال توليد آن (1952) مي‌پردازد.

نگاهي اينچنيني به مسئله اقتصاد در سينما كه به‌طور قطع در زيبايي شناسي فيلم و توليد فيلم‌هاي مستقل و هنري نيز مي‌تواند بسيار كارآمد باشد، چندان در سينماي ما مورد توجه نيست. از اين‌رو بررسي اجتماعي و اقتصادي دراماند مي‌تواند يك نگاه در اين عرصه قلمداد شود و سينما را به مثابه صنعت نيز پيش روي ما معرفي كند.

در فصل سوم، مولف سراغ متن رفته است. انتظار ما اين است كه او در اين فصل تحليل و نگاه ويژه خود از ماجراي نيمروز را به دست دهد، اما مولف در اين فصل نيز تحليلي اجتماعي از فيلم دارد. او ماجراي نيمروز را با ديگر فيلم‌هاي تاريخ سينما مي‌سنجد و تنها به تحليل داستان و راوبط شخصيت‌هاي آن مي‌پردازد. در اين فصل كمتر مي‌بينيم كه مولف از ميزانسن و كارگرداني اثر بگويد.

فصل چهارم كتاب نيز همين رويه را در پيش مي‌گيرد. دراماند قصد دارد در اين فصل به معاني اين فيلم بپردازد. او در بخش‌هاي اين فصل روابط بينامتني، تفاوت بخشيدن به وسترن، تمثيل‌هاي اجتماعي و در نهايت راهبردهاي جنسيتي را مورد بررسي قرار مي‌دهد. نگاه ويژه دراماند در اين فصل بيش از گذشته نام او را به‌عنوان تحليلگر سينما به نمايش مي‌گذارد.

در كتاب راننده تاكسي، با نگاهي كاملا متفاوت با كتاب اول روبه‌روييم. هرچند كه مولف در كتاب اخير نيز به شرح مسائل تاريخي و اجتماعي پيرامون فيلم مي‌پردازد، اما با تحليلي جانانه، نگاه ويژه خود را  در اختيار مخاطب مي‌گذارد. شايد تازه‌تر بودن فيلم اخير(1976) و بالطبع كمتر مورد تحليل قرار گرفتن آن سبب شده تا دست مولف براي ارائه تحليل‌هاي نو بازتر باشد و در مورد فيلم ماجراي نيمروز با توجه به سال توليد آن كمتر حرف تازه‌اي باقي مانده باشد، اما به هر رو، امي توبين در كتاب اخير تلاش دارد   به شرح سينمايي وجوه مختلف فيلم بپردازد.

به‌عنوان نمونه، در يكي از قسمت‌هاي كتاب كه به موسيقي فيلم پرداخته مي‌شود، نويسنده به نكته جالبي اشاره دارد. او به نحوه روايت فيلم كه روايتي اول شخص است اشاره مي‌كند و در نقد موسيقي يكي از سكانس‌ها مي‌نويسد:درونمايه تلخ و شيرين موسيقي برنارد هرمن نيز همين شكوه نيويورك را بيان مي‌كند؛  شكوهي كه از صدها فيلم كه در آنها نواي ساكسيفون، خطر و عشق را نويد مي‌دهد به اين شهر سرايت كرده است.

 موسيقي برنارد هرمن[كه آهنگساز بسياري از آثار آلفرد هيچكاك نيز هست] البته فيلم را دلچسب‌تر ساخته اما با روايت اول شخص همخواني ندارد، زيرا گاهي به‌نظر مي‌رسد كه جنون تراويس را بيان مي‌كند، ولي گاهي نيز تجربياتي را برمي انگيزد كه بيرون از واقعيت تراويس قرار دارند.

نويسنده همچنين نكات بسيار جالبي را در مورد ميزانسن، فيلمبرداري و تدوين فيلم مورد اشاره قرار داده است. به‌عنوان نمونه او در بخشي از اظهار نظرش در تدوين به زندگي يكنواخت تراويس(شخصيت اول فيلم با بازي رابرت د‌نيرو) اشاره مي‌كند و مي‌نويسد:تراويس مي‌گويد كه هر شيفت12 ساعت طول مي‌كشد(از 6 شب تا6 صبح) و هفته‌اي 6 شب هم كار مي‌كند. اين فصل رانندگي كمتر از 4دقيقه طول مي‌كشد ولي از ضرباهنگ يكنواخت تدوين در مي‌يابيم كه كار تراويس چه خسته‌كننده است، ولي اين دقيقا همان چيزي است كه تراويس مي‌طلبد. در اشاره‌هاي مولف در مورد ميزانسن نيز مي‌توان نكات جالبي را يافت.

او به سكانس‌هاي مرتبط به اتاق تاكسيراني اشاره مي‌كند كه همواره تراويس با كمي فاصله نسبت به رانندگان ديگر قرار دارد.تك نگاري‌هاي فيلم كتاب‌هاي ديگري را نيز در پي خواهد داشت كه عنوان‌هايي جالب دارند:مرده مرده ساخته جيم جارموش، ده ساخته عباس كيارستمي، داستان‌هاي عامه پسند ساخته كوئينتين تارانتينو، محله چيني‌ها ساخته رومن پولانسكي و...به‌نظر مي‌رسد كه اين مجموعه و مجموعه‌هايي از اين دست، سينماي ايران را مي‌تواند وارد فضايي تازه كند

............................................
روزنامه اعتماد ملي > شماره 207 25/7/85 > صفحه 12 (ادب و هنر)
انتشار <تك نگاري>هاي سينما به دبيري شهبا
    مجموعه كتاب هاي سينمايي <تك نگاري> به دبيري محمد شهبا و توسط انتشارات هرمس به زودي منتشر خواهد شد.محمد شهبا، مترجم آثار سينمايي و مدرس دانشگاه، ضمن بيان اين خبر گفت: <اين كتاب ها بر اساس دو مجموعه بزرگ سينمايي است كه توسط موسسه فيلم بريتانيا منتشر شده است.>
  
    وي افزود: <در مجموعه اول موسسه فيلم بريتانيا به 360 فيلم كلاسيك تاريخ سينما و در مجموعه دوم به فيلم هايي كه آنها را با عنوان <كلاسيك>هاي مدرن نامگذاري كرده اند، پرداخته شده است. اين فيلم ها كه اغلب از توليدشان زمان زيادي نمي گذرد، به عنوان فيلم هاي مهم و تاثيرگذار پذيرفته شده اند.>

    تاكنون كتاب هايي چون <ماجراي نيمروز> نوشته فيليپ دراماند، <مرد مرده> نوشته جاناتان رزنبام، <هفت> نوشته ريچارد داير و <ده> كه جف آندرو آن را بر اساس فيلمي از عباس كيارستمي نوشته آماده چاپ است و در حال حاضر در انتظار مجوز به سر مي برند. شهبا با اشاره به كتاب هايي همچون <ماتريكس>، <مخمصه> و <توت فرنگي هاي وحشي> گفت: <اگر مجوزها به موقع برسند و وضعيت كاغذ هم بسامان باشد، قرار است سالي 10 الي 12 كتاب از اين مجموعه ها را منتشر كنيم.> وي افزود: <آنچه كه هم اكنون مورد نظر ما است، چاپ حدود 3007 كتاب از دو مجموعه سينمايي موسسه فيلم بريتانيا است.>  
    محمد شهبا همچنين كتاب <هاليوود جديد> كه به تحولات هاليوود بعد از دهه 70 مي پردازد را منتظر دريافت مجوز چاپ دارد.ترجمه كتاب هايي چون <نظريه هاي روايت) >نوشته والاس مارتين(، <دنياي درام) >مارتين اسلين(، <استادان انيميشن) >نوشته جان والاس(، <عناصر سينما) >نوشته استفان شارپ(، <فيلمنامه نويسي) >نوشته ادوارد ديميرك(، <ميزانسن در سينما) >نوشته بيل نيكولز( و <رازي در ميان نيست) >نوشته پيتر بروك( از جمله فعاليت هاي محمد شهبا در زمينه ترجمه آثار سينمايي است.
................................
روزنامه اعتماد ملي > شماره 920 26/2/88 > صفحه 13 (سينما)
كار نكرده زياد داريم
گفت وگو با محمد شهبا درباره ترجمه کتاب هاي سينمايي

براي آنهايي که دنبال مباحث جدي در سينما هستند نام محمد شهبا برابر است با کلاس هاي تحليل فيلم. کلاس هايي که در آن فيلم هاي نامتعارف اروپايي و آمريکايي نمايش داده مي شوند و شهبا، با وسواس فراوان نکات هر فيلم را به دانشجويانش مي گويد. اما اين تنها بخشي از کارهاي متعدد اوست. او علاوه بر تدريس در زمينه هاي مختلف سينما، مقاله مي نويسد، برنامه راديويي اجرا مي کند و البته ترجمه هم مي کند. اين روزها مجموعه کتاب هاي موسسه فيلم بريتانيا درباره فيلم هاي کلاسيک و کلاسيک هاي مدرن با ترجمه او به بازار آمده. کتاب هايي که هر کدام با روش منحصربه فردي فيلم هاي محبوب سينما را تحليل کرده اند. در اين گفت و گو بيش از هر چيز درباره اين کتاب ها با دكتر محمد شهبا، بحث کرده ايم. اگر چه گفت و گوي ما به اين کتاب ها محدود نشده است. خيلي از كساني كه كار چاپ و نشر مي كنند، ترجيح مي دهند وقتشان را صرف ترجمه كتاب هايي كنند كه پرفروش باشد. شما هم با اينكه در کارنامه تان كتاب هاي ادبي خوب هم هست، ولي عمده وقت تان را در اين سال ها صرف ترجمه كتاب هاي سينمايي كرده ايد. دليلش صرفا كار و علاقه خودتان است يا فكر كرده ايد لازم است مقداري ادبيات سينمايي ما تقويت بشود؟
    اولين دليلش اين است كه من رشته ام سينماست؛ درسِ سينما خوانده ام، سينما هم درس مي دهم و درعين حال، مي بينم در كلاسي كه خودم دارم درس مي دهم منابع درسي بسيار كم است. اين اولين انگيزه است؛ چون کتاب هايي براي دانشجويان خودم ترجمه مي كنم. وضعيت آموزش زبان انگليسي هم که در كشور ما خراب است؛ اگر اين نظامِ آموزش زبان خوب بود و همه انگليسي بلد بودند، ما ديگر احتياج به مترجم نداشتيم. دومين دليلش هم براي من اين است كه اصلاكار ترجمه را دوست دارم. ترجمه، درست مثل جدولي است كه اولش حروف خانه هاي افقي و عمودي اش را پيدا مي كنيد و بعد آرام آرام تا انتها پيش مي رويد. اما درباره اين که چرا كتاب پرفروش ترجمه نكرده ام، فكر مي كنم اين سوال كمي ايراد دارد؛ چون الان چاپ چهارم کتاب »سينما چيست« (نوشته آندره بازن )، که اتفاقا كتاب خيلي تئوريكي است، به بازار آمده و هر بار هم سه هزار نسخه چاپ شده است. پس اين كتاب به نسبت كتاب هاي ادبي هم خيلي پرفروش بوده. . .
    منظورم از کتاب هاي پرفروش، كتاب هايي است كه اقبالي بيشتري بين خوانندگان دارند؛ مثلاگفت وگو با كارگردانان و بازيگران . . .
    بله، ولي علاقه خودم هميشه به نظريه هاي جديد در سينماست. نگاه که مي کنم، مي بينم هنوز هم در حوزه سينما كارهاي ناكرده زياد داريم. فرض كنيد در زمينه تئوري هاي فيلم متاسفانه از اين مجموعه تئوري ها ترجمه فارسي کاملي نداريم...
    هيچ وقت به اين فكر نكرده ايد كه مثلاكتاب هاي ديگر »آندره بازن« را كار كنيد؟
    كتاب هاي ديگر »بازن« که به فارسي ترجمه شده...
    از اين ترجمه ها راضي هستيد؟
    خب، ترجيح مي دهم دوباره کاري نکنم. در غير اين صورت، من در موضع منتقدي ناپيدا در مي آيم كه چون فرضا من از اين ترجمه راضي نيستم، دارم اين كار را مي كنم. در صورتي كه آن قدر كار نكرده در زمينه تئوري هاي فيلم زياد است که اصلافرصت چنين کارهايي پيش نمي آيد.
    چي شد که »هاليوود جديد« (نوشته جف کينگ) را به فارسي ترجمه کرديد؟ جديد بودنش مهم بود يا توضيحي که درباره هاليوود مي دهد؟
    واقعيتش اين است كه كتاب »هاليوود جديد« را مي خواستم بعدا چاپ كنم. متاسفانه در كشور ما يک عده بدون هيچ تحليلي مي گويند »هاليوود بد است« و باز يك عده ديگر هم بدون تحليل مي گويند »هاليوود عالي است. « هدف من از ترجمه اين کتاب اين بود كه بدانيم سينماي هاليوود چيست. گام اول ترجمه كتاب معروف »ديويد بوردول«، »کريستين تامسن« و »جانت استايگر« بود به اسم »سينماي کلاسيک هاليوود« که تا اواخر دهه 60 را شامل مي شد. مي خواستم با ترجمه اين کتاب نشان بدهم هاليوود در دوران كلاسيك چيست و بعد ببينيم هاليوود جديد چه تغييراتي کرده است. اما ديدم آن كتاب 1000 صفحه دو ستوني با فونت 10 است! يعني خيلي وقت مي برد و از آنجايي كه به كار گروهي در ايران اعتقاد ندارم ترجيح دادم »هاليوود جديد« را ترجمه کنم.
    يعني بين كتاب هايي كه در مورد هاليوود جديد نوشته شده، کار »جف كينگ« به نظرتان بهتر از بقيه بود؟
    براي مخاطب ايراني كه با هاليوود كلاسيك ناآشناست بهتر از بقيه بود. اگر كتاب »سينماي کلاسيک هاليوود« ترجمه شده بود، شايد درباره »هاليوود جديد« کتابي را كه »موري اسميت« نوشته كار مي كردم.
    ممكن است بعدا ترجمه اش کنيد؟
    ما در مورد هاليوود جديد منبع به دردبخور به فارسي كم داريم. اين ديدگاه که الان منتشر شده فقط نظر »جف كينگ« است و خب، نظرات ديگري هم وجود دارد. اما به هرحال اول بايد كليت هاليوود مشخص شود تا بعد برسيم به اينكه هاليوود جديد چطور است.
    نکته اي که گفتيد، نکته جالبي است. چون بيشتر مترجم ها وقتي كتابي را كار مي كنند، به اين نتيجه مي رسند كه اين نهايت آن چيزي است كه به آن فكر مي كرده اند و اصلاخودشان را با آن نگاه و فكر تطبيق مي دهند...
    واقعا اين جوري نيست. وقتي کتابي مثل »هاليوود جديد« را ترجمه کرده ام، معنايش اين نيست كه عقايد خود من هم اينهاست. مثلامن با برخي از آراي »بازن« مخالفم و معتقدم كه ديدگاهي كه »بازن« داشت، يكي از جنبه هاي مهم سينما، يعني تدوين را، تضعيف مي كند. در زمينه هاي ديگر مثلادر زمينه روايت هم مي خواستم يك كتاب مقدماتي راجع به اين كه »روايت چيست« بنويسم. مطالب مختلفي را هم جمع آوري كردم و حتي دوباره نشستم كتاب »والاس مارتين« را خواندم كه يك كتاب درسي است. به اين نتيجه رسيدم كه انصافا من هر چيزي بنويسم خوب درنمي آيد. براي اين كه آدمي مثل »مارتين« با منابع دستِ اول كار داشته و سال ها كار كرده و حالامن در اين كشور، بدون منابع، در جايي كه اصلاكار تحقيق و پژوهش هيچ معنايي ندارد چه چيزي مي توانستم بنويسم؟ ديدم كه ترجمه اين كتاب خيلي بهتر از نوشتن يک کتاب ديگر است. هميشه از ما مي پرسند چرا ترجمه مي كنيد؟ چرا نمي نويسيد؟ به نظر من يك پندار نادرست در جامعه ما وجود دارد كه انگار تاليف مرتبه اش بالاتر از ترجمه است! من به اين حرف اعتقادي ندارم و هنوز معتقدم كه ترجمه »بوطيقا«ي »ارسطو« خيلي كار مهم تري است از نوشتن پنج كتاب در مورد درام. در مورد درام كتاب هاي تاليفي زيادي داريم؛ اما اهميت اين پنج کتاب روي هم رفته به اندازه يك ترجمه از اين كار ارسطو نيست.
    شما گفتيد دوست نداريد سراغ کتاب هايي که قبلاترجمه شده اند برويد؛ اما کتاب »فيلم هاي ما، فيلم هاي آن ها« (نوشته ساتياجيت راي) را که قبلاترجمه شده کار کرده ايد. آن ترجمه را نديده بوديد؟
    نه.
    ترجمه »كاظم فرهادي« است و به اسم »آرامش برون، آتش درون« (آموخته هاي يک فيلمساز) از سوي »نشر چشمه« منتشر شده...
    آن کتاب را نديده ام. واقعيت قضيه همان چيزي است كه در مقدمه کتاب نوشتم. در دانشكده هنر در بنگال دنبال كتابي مي گشتم. در بين کتاب هايي که آن جا بود، اين کتاب را ديدم و وقتي بخشي از آن را خواندم ديدم چقدر جذاب است. يك شبه هم تمامش کردم. آن نکته هايي که درباره »جان فورد« يا »ژان رنوآر« مي نويسد جالب است...
    بله البته دليلي ندارد كه با همه حرف هاي »راي« موافق باشيم يا نه.
    نه؛ اين ها نوشته يك فيلمساز است در مورد يك فيلمساز ديگر. .
    دقيقا. جذابيت کتاب براي من بيشتر از اينكه راجع به »جان فورد« يا فيلم هاي »راي« باشد، در اين است که چه قدر شرايط توليد فيلم در »بنگال« 60 سال پيش، شبيه ايرانِ الان خود ماست! ما از نظر توليد فيلم هنوز همان جوري عمل مي كنيم كه آن ها در آن سال ها در بنگال مي کردند. آن ها گروهي مي رفته اند دنبال لوکيشن مي گشته اند. در صورتي كه در سينماي آن سال هاي آمريکا اين امري حل شده است. در دنيا آدم هايي به اسم »لوكيشن منيجر« وجود دارند که كارشان همين است؛ فيلمنامه را مي خوانند و جايي را براي شما پيدا مي كنند. لازم نيست كه كارگردان و دستيار و عکاس بروند جايي را پيدا كنند. البته ما در ايران هم مكان ياب نداريم و كارگردان و دستيارش راه مي افتند و در كوچه ها مي گردند. يا اصلاشيوه آزمون و خطا در سينما؛ در سينماي ايران در هر زمينه راه خودمان را مي رويم و بعد كه جواب نداد، دوباره مسيرمان را عوض مي کنيم. براي همين مدام داريم از اول شروع مي کنيم. همان طوري كه در بنگال ِ60 سال پيش اين كار را مي كردند. وقتي كتاب را مي خواندم مي ديدم كه وضعيت »ساتياجيت راي« در بنگال 1940 چقدر شبيه وضعيت فيلمسازهاي ماست در تهران 1388!
    برسيم به اين مجموعه تك نگاري فيلم. ترجمه اين کتاب ها پيشنهاد خودتان بود؟ آشنايي شما با اين کتاب ها از کجا شروع شد؟
    آشنايي من با اين مجموعه به دوره اي كه در انگلستان بودم برمي گردد. تقريبا يازده سال پيش با اين مجموعه كه موسسه بريتانيا چاپ شان كرده آشنا شدم و چند نسخه از آن ها را هم نويسنده هايش به من اهدا كردند. مثلا»خانواده اشرافي آمبرسون« را خود »ويكتور پركينز« برايم فرستاد. »ايوان تاسكر« که »سكوت بره ها« را نوشته استاد راهنماي خود من در انگليس بود. خب، بيشتر نويسندگان اين كتاب ها را از نزديک مي شناسم و فيلم ها را هم که ديده ام. در ايران هم جاي مجموعه اي فارغ از بحث هاي روزنامه اي يا بحث هاي بيش از حد فلسفي درباره فيلم هاي سينماي جهان خالي بود. نکته جالبي که در اين کتاب ها به چشم مي خورد اين است که هر کدام از آن ها با يک زاويه ديد خاص نوشته شده. درست بر خلاف اين جا که هميشه يک نوع تحليل فيلم وجود دارد و معمولاباقي تحليل ها نفي مي شوند. من معتقدم همه روش هاي تحليل، به يك اندازه خوب هستند و اتفاقا خوبي اين مجموعه اين است كه در آن ديدگاه هاي گوناگوني وجود دارد. جالب تر اين كه در اين مجموعه هيچ كسي، دو كتاب ندارد. بعضي از نويسندگان اين مجموعه اصلامنتقد نيستند. مثلا»ايان مك يوئين« يكي از نويسنده هاي مطرح انگليسي است كه فضاي كارهايش همه درباره تاريخ لندن و محيط آن است. شايد بشود گفت يک جورهايي از لحاظ دلبستگي به تاريخ شبيه »علي حاتمي« است. در اين مجموعه آدم هاي مختلف از کشورهاي متفاوت کار کرده اند؛ مثلايکي از اين ها را يک ايراني نوشته، يكي را يک فرانسوي و... كليتي كه درمي آيد مجموعه اي است راجع به بهترين فيلم هايي كه تقريبا همه ديده اند و در موردش هم خيلي چيزها شنيده اند؛ اما چيزهايي را كه در اين كتاب ها هست کمتر کسي شنيده. براي اينكه از رابطه شخصي و احساسي يك آدم نسبت به فيلم مي آيد. انستيتو فيلم بريتانيا به هر کدام از اين آدم ها گفته است بهترين فيلمي را كه دوست داري راجع بهش كتابي بنويسي بگو. به همين دليل هم محدوديتي در کار نبوده...
    هيچ دو نفري هم نبوده اند كه بخواهند يك فيلم را بنويسند؟
    شايد بوده؛ اما اگر دو نفر هم مي خواستند راجع به يک فيلم بنويسند با آن ها صحبت شده تا از بين فيلم هاي محبوبش يکي ديگر را انتخاب کند. خب، اين مجموعه کتاب ها در دوبخش كلاسيك ها و كلاسيك هاي مدرن منتشر شده. كلاسيك هاي مدرن آنهايي هستند كه تا ساخته مي شوند، كلاسيك مي شوند و کلاسيک ها هم همان هايي هستند که همه مي شناسند. هر نويسنده اي فيلم دلخواهش را انتخاب کرده و درباره آن مفصل نوشته است.
    البته حد كتاب ها و حتي شيوه نگارششان هم با هم فرق مي كند مثلا»جاناتان رزنبام« به رغم اينكه هميشه نقدهايش خيلي ريزبين است موقع نوشتن کتابش درباره »مرد مرده« ورِ شاعرانه وجودش بالازده و بيشتر آن شور و علاقه اي را كه به آن فيلم داشته بروز داده است...
    در همه اين کتاب ها مي شود اين شوروشوق را ديد. البته نويسندگان جنبه هاي مختلفي از فيلم را توضيح مي دهند. مثلانگاه كنيد به کتاب »ماجراي نيمروز« (نوشته فيليپ دراماند). آن جا نويسنده تحليلش خيلي استوار است بر زمينه توليد اثر و زمينه هاي تاريخي و اجتماعي. اينكه چه به سر آدم هاي دست اندركار فيلم آمده. اما در مورد »ماتريكس«، »جاشوا کلاور« طرفدار بحث فلسفي است و دنبال اين است که اصلا»ماتريكس« چيست. در »راننده تاكسي« هم »ايمي توبين« تحليل اجتماعي، سياسي و نژادي وجود دارد.
    »ده« (نوشته جف آندرو) هم نمونه جالبي است. از اين جهت كه ما درباره سينماي كيارستمي از ديد غربي ها غير از چند نقد روزنامه اي يا مجله اي چيزي نداشته ايم. اما اين کتاب نشان مي دهد غربي ها دقيقا از چه چيزهايي در فيلم هاي کيارستمي خوششان مي آيد و چرا اين سينما را »گوهري کمياب« در سينماي امروز مي دانند...
    و اين که اصلاچرا اين اصطلاح را به كار مي برند و چه چيزهايي در اين فيلم مي بينند كه حتي من ايراني نديده بودم. وقتي اين كتاب را خواندم، واقعا نشمرده بودم كه مثلادر سکانسي از فيلم 13 كات وجود دارد! يعني كم كم متوجه اين جزئيات مي شويم. بعد از خودمان مي پرسيم اين فيلمي كه قرار است برش نخورد، پس چرا برش خورده؟ اينها چيزهاي ساده اي است ولي وقتي داريم بررسي سبكي مي كنيم اين جزئيات اهميت پيدا مي كنند.
    در واقع مي شود مقايسه اش كرد با شيوه برخورد منتقدان دوره اول»كايه دو سينما« با سينماي آمريكا كه توي آن فيلم ها چيزهايي را مي ديدند كه خود آمريكايي ها نمي ديدند...
    شايد؛ با اين تفاوت كه ديگر آن زمينه هاي اجتماعي و فرهنگي نگاه كايه . . . به يك سينماي خارج از فرانسه موجود نيست.
    اساسا هر چيزي كه در سينمايي متعلق به جاي ديگر باشد براي ديگران جذاب است؛ همان جور که سينماي آمريكا براي ما جذاب است.
    اصلادر سينما يک بحث اگزاتيك وجود دارد؛ يعني نوعي بيگانه نمايي در آن هست كه جذاب به نظر مي رسد. اصلاكل سينما خودش چيزي بيگانه است؛ يعني شبيه ديدن فيلم هاي مسافرتي است. تصويري از جايي را به شما نشان مي دهد که نمي شناسيدش. مثلايك مستند درباره پاريس از اين جهت جذاب است كه اين شهر را نديده ايم و مي خواهيم ببينيم كجاست. يا آن جا بوده ايم و آنجايي كه ما بوده ايم با جايي که در فيلم مي بينيم متفاوت است. ماجراي اگزاتيک بودن سينما را بايد از اين منظر ديد.
    در اين مجموعه غير از فيلم »ده« راجع به فيلم هاي ايراني ديگري هم کتاب هست؟
    تا الان که نه؛ ولي احتمالش هست كه آثار ديگر سينماي ايران هم بعدها در اين مجموعه اضافه شود.
    شما مي دانيد ممکن است درباره چه فيلم هايي باشد؟
    جامعه ما روي اسامي حساس است. بگذريم...
    چرا شما با همان سبك انتشار كتاب، يعني کلاسيک ها و کلاسيک هاي مدرن، اين مجموعه را ترجمه نكرديد؟
    مي شود اين طور جواب داد كه همه آن كتاب ها در ايران قابل انتشار نيستند و وقتي كه اينجوري است، جدا كردنش طبق قاعده انستيتو بي معناست. بخش كلاسيك اين مجموعه شامل 360 فيلم است كه همه آن ها را هر سال نشان مي دهند و مرتب هم تكرار مي شوند. يعني اگر فرض كنيم دوم ژوئن فيلمي نمايش داده شود، دوم ژوئن سال بعد هم همان فيلم اکران مي شود. در نتيجه اين انستيتو مي خواهد براي اين فيلم ها 360 منبع منتشر كند.
    مشكل فيلم هاست يا كتاب ها؟
    هردو؛ يعني فيلم هايي كه نمي شود از تلويزيون ايران نشان شان داد و قاعدتا كتابي هم نمي شود درباره شان ترجمه کرد. در نتيجه شمار اين کتاب ها در ايران به شمار اصلي اش نخواهد رسيد.
    شما در برنامه تان چند کتاب براي ترجمه هست؟
    اين كارِ ادامه داري است. يعني ناشر در يك چنين كارهاي طولاني مدتي حداكثر مي تواند سالي پنج، شش كتاب چاپ کند. چاپ کتاب هزينه دارد و اين هزينه بايد برگردد! ناشر كارهاي ديگري دارد که بايد آن ها را هم چاپ کند. يكي از دوستان قبل از اين كه اين كار را انجام بدهم پيشنهاد داد كه مجوز انتشاراتي را بگير به اسم »تك نگاري« و فقط همين را چاپ بكن. اما از آنجايي كه ما ترجيح مي دهيم يكي ديگر اين كار را انجام بدهد و من فقط ترجمه کنم و تحويل بدهم، ترجيح دادم کار خودم را انجام بدهم. يک نكته ديگر هم اين كه بار ترجمه اين مجموعه روي دوش خود بنده است. من در دانشگاه درس مي دهم، علاوه بر آن بايد مقاله بنويسم، کتاب بنويسم، فيلمنامه بنويسم، برنامه راديويي دارم، يا به كشور ديگري بروم و تدريس کنم و در سمينارهاي مختلف شرکت کنم. در کنار همه اين ها کار ترجمه هم دارم و در همه اين گرفتاري ها حالااين تك نگاري ها هم هست و نمي خواهم كسي ديگر آن ها را ترجمه كند؛ يعني تعداد مترجم هاي خوب سينمايي متعهدِ خوش قول و سر موقع كار انجام ده منظم هم كم است، در نتيجه آدم مجبور است خودش کارها را انجام بدهد.
    راستي، در مقدمه کتاب ده نکته اي درباره ذکاوت آقاي كيارستمي نوشته ايد، ماجرايش چه بوده؟
    كتاب كه چاپ شد، يك روز آقاي كيارستمي بهم زنگ زد گفت كه »من معمولاكتابي را كه در مورد خودم چاپ شود نمي خوانم، اما اين كتاب شما را قبلش خوانده بودم! يكي از دوستان کتاب را آورد و ديدم كه کتاب خوبي است. يک صفحه از اولش را خواندم، ديدم خوب است. از وسطش يك صفحه را خواندم، ديدم خوب است. در نتيجه نشستم آن را خواندم و اين اولين كتابي بود كه در مورد خودم بود و تا آخر آن را خواندم!« آقاي كيارستمي را من شخصا خيلي دوست دارم. اصلاهم ابايي ندارم كه بگويم كيارستمي يكي از تجربه ورزترين كارگردان هاي چند سال اخير در دنياست و كارهايش را مي پسندم. يک بار در مادريد در ايستگاه قطار نشسته بودم تا قطار بيايد با كناردستي ام داشتيم حرف مي زديم و او از من پرسيد »از كجا مي آيي؟« گفتم »از ايران.« گفت »آهان؛ از كيارستمي!« اين اتفاق بارها براي من پيش آمده كه ايران را با كيارستمي مي شناسند. من آقاي كيارستمي و البته زيركي شان را دوست دارم؛ براي اين كه وقتي ترجمه کتاب »ده« را بهشان دادم تا درباره اش نظر بدهند گفتند: »من اولين خواننده اين كتاب بودم؛ در نتيجه به عنوان يك خواننده به آن نگاه كردم« اين است كه در مقدمه کتاب نوشتم:»در كمال تواضع و زيركي هيچ پيشنهادي ندادند.«
۱۳۸۸/۶/۲۵ صبح ۰۴:۰۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Savezva, Classic, soheil, سروان رنو, سم اسپید, ترومن بروینک, dered, ماهی گیر
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
کتاب ها و مجلات سینمایی - admin - ۱۳۸۸/۱/۲۵, صبح ۰۹:۴۴
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - vic_metall - ۱۳۹۰/۷/۱۲, صبح ۰۹:۳۴
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - میثم - ۱۳۹۰/۸/۲, صبح ۱۰:۲۸
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - soheil - ۱۳۹۰/۸/۲, عصر ۰۵:۰۳
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۹۰/۱۰/۳۰, صبح ۱۱:۰۰
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - سم اسپید - ۱۳۹۰/۱۱/۲۲, صبح ۰۱:۲۹
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - سم اسپید - ۱۳۹۰/۱۱/۲۳, عصر ۰۹:۲۵
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - سم اسپید - ۱۳۹۰/۱۱/۲۴, صبح ۰۱:۴۰
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - منصور - ۱۳۹۰/۱۱/۲۴, عصر ۱۱:۳۶
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - سم اسپید - ۱۳۹۰/۱۱/۲۶, صبح ۰۱:۵۶
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - Savezva - ۱۳۹۱/۱/۱۶, صبح ۱۰:۰۵
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - Classic - ۱۳۹۱/۲/۲۵, عصر ۰۸:۱۰
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - زبل خان - ۱۳۹۱/۲/۲۸, صبح ۱۱:۵۰
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - زاپاتا - ۱۳۹۱/۵/۲۶, عصر ۱۰:۵۸
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - زاپاتا - ۱۳۹۱/۵/۲۹, صبح ۰۹:۳۹
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - زبل خان - ۱۳۹۱/۴/۱۵, عصر ۰۵:۳۴
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - رزا - ۱۳۹۱/۴/۲۳, عصر ۰۴:۳۹
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - vic_metall - ۱۳۹۱/۵/۱, عصر ۰۲:۵۲
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - دزیره - ۱۳۹۱/۵/۲۸, صبح ۰۸:۱۳
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - زاپاتا - ۱۳۹۱/۶/۳۰, عصر ۰۳:۳۱
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - زاپاتا - ۱۳۹۱/۸/۲۳, عصر ۰۲:۳۹
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - سم اسپید - ۱۳۹۱/۱۲/۲۹, عصر ۱۱:۱۶
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - سم اسپید - ۱۳۹۱/۱۲/۳۰, صبح ۱۱:۱۸
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۹۲/۱۱/۲۲, صبح ۰۱:۱۷
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - زاپاتا - ۱۳۹۲/۱۲/۱۴, عصر ۱۰:۲۵
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - vic_metall - ۱۳۹۲/۱۲/۲۶, صبح ۱۲:۵۱
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - بولیت - ۱۳۹۳/۱/۱۴, عصر ۰۷:۰۷
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - زاپاتا - ۱۳۹۳/۲/۱۹, عصر ۰۹:۵۳
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - بولیت - ۱۳۹۳/۳/۶, عصر ۰۱:۳۲
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - زاپاتا - ۱۳۹۳/۵/۲۷, عصر ۰۱:۲۰
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - زاپاتا - ۱۳۹۳/۶/۲۶, عصر ۰۳:۵۹
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - زاپاتا - ۱۳۹۳/۸/۲۰, عصر ۰۹:۴۹
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - زاپاتا - ۱۳۹۳/۹/۲۳, عصر ۰۸:۴۴
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - زاپاتا - ۱۳۹۳/۱۰/۵, عصر ۰۸:۰۷
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - زاپاتا - ۱۳۹۳/۱۰/۲۲, عصر ۱۰:۱۷
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - زاپاتا - ۱۳۹۳/۱۱/۲۲, صبح ۱۰:۳۴
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - زاپاتا - ۱۳۹۳/۱۱/۲۴, عصر ۰۲:۳۰
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - زاپاتا - ۱۳۹۳/۱۲/۲, عصر ۱۱:۴۶
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - زاپاتا - ۱۳۹۳/۱۲/۱۱, عصر ۰۹:۴۲
فیلیپ مارلو .VS افراسیاب - برت گوردون - ۱۳۹۳/۱۲/۲۰, عصر ۰۸:۲۳
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - زاپاتا - ۱۳۹۳/۱۲/۲۶, عصر ۰۲:۱۱
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - زاپاتا - ۱۳۹۴/۱/۲۶, عصر ۰۴:۵۲
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - زاپاتا - ۱۳۹۴/۲/۱۸, عصر ۰۳:۱۲
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - زاپاتا - ۱۳۹۴/۲/۲۳, عصر ۰۳:۵۰
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - زاپاتا - ۱۳۹۴/۴/۱۰, عصر ۰۲:۵۲
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - زاپاتا - ۱۳۹۴/۷/۲۴, عصر ۰۷:۳۸
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - زبل خان - ۱۳۹۴/۹/۲۴, عصر ۰۹:۱۵
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - زاپاتا - ۱۳۹۴/۱۰/۲۰, عصر ۰۷:۳۳
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - زاپاتا - ۱۳۹۴/۱۲/۲۹, عصر ۰۱:۱۱
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - Classic - ۱۳۹۵/۸/۱۳, صبح ۱۱:۴۸
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - Savezva - ۱۳۹۵/۸/۱۲, عصر ۱۰:۵۷
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - Savezva - ۱۳۹۶/۱۲/۲۷, عصر ۰۸:۱۸
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - Savezva - ۱۳۹۹/۶/۳۱, عصر ۰۹:۴۰
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - دره پدری - ۱۳۹۹/۱۱/۲۲, عصر ۰۸:۰۶
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - دره پدری - ۱۳۹۹/۱۱/۲۵, عصر ۰۳:۵۷
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - Savezva - ۱۳۹۹/۱۲/۲۰, عصر ۰۹:۳۷
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - دره پدری - ۱۳۹۹/۱۲/۲۵, صبح ۰۹:۲۹
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - Savezva - ۱۳۹۹/۱۲/۲۲, عصر ۰۷:۳۳
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - soheil - ۱۳۹۹/۱۲/۲۳, عصر ۰۱:۲۶
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - Savezva - ۱۴۰۰/۱/۱۹, عصر ۱۲:۳۸
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - Savezva - ۱۴۰۰/۲/۲۳, عصر ۱۰:۲۵
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - Savezva - ۱۴۰۰/۲/۲۷, عصر ۰۸:۰۰
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - Savezva - ۱۴۰۰/۹/۱۹, عصر ۰۵:۱۱
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - Savezva - ۱۴۰۱/۳/۱۵, عصر ۱۲:۱۳
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - Savezva - ۱۴۰۲/۱/۱۶, عصر ۰۹:۵۵
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - Emiliano - ۱۴۰۲/۲/۱, عصر ۰۳:۰۱
RE: کتاب ها و مجلات سینمایی - Savezva - ۱۴۰۵/۳/۱۲, عصر ۰۱:۰۷
RE: کتاب های سینمایی - Savezva - ۱۳۸۸/۵/۱۴, عصر ۰۱:۱۰
RE: کتاب های سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۵/۱۷, صبح ۰۱:۰۴
مجلات سینمایی - Classic - ۱۳۸۸/۵/۱۸, عصر ۰۱:۰۸
RE: مجلات سینمایی - siyavash1357 - ۱۳۸۸/۵/۱۸, عصر ۱۰:۱۶
RE: مجلات سینمایی - Surrealist - ۱۳۸۸/۵/۱۹, عصر ۰۳:۲۲
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۵/۲۰, صبح ۰۱:۳۲
RE: مجلات سینمایی - Savezva - ۱۳۸۸/۵/۲۱, عصر ۰۲:۲۶
RE: مجلات سینمایی - Classic - ۱۳۸۸/۶/۹, عصر ۱۰:۵۰
RE: مجلات سینمایی - مارچلو - ۱۳۸۸/۶/۱۰, عصر ۱۲:۵۶
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۶/۱۰, عصر ۰۱:۴۹
RE: مجلات سینمایی - Classic - ۱۳۸۸/۶/۱۸, عصر ۱۱:۰۵
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۶/۳۰, صبح ۰۹:۲۰
RE: مجلات سینمایی - Classic - ۱۳۸۸/۷/۱, عصر ۱۰:۰۳
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۷/۲, عصر ۰۷:۳۲
RE: مجلات سینمایی - vic_metall - ۱۳۸۸/۷/۲, عصر ۱۰:۵۲
RE: مجلات سینمایی - Classic - ۱۳۸۸/۷/۳, صبح ۱۲:۳۶
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۷/۴, عصر ۰۷:۱۵
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۷/۶, عصر ۱۱:۲۶
RE: مجلات سینمایی - Classic - ۱۳۸۸/۷/۷, عصر ۱۱:۱۳
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۸/۷, صبح ۰۱:۳۲
RE: مجلات سینمایی - Classic - ۱۳۸۸/۸/۹, عصر ۰۷:۰۶
RE: مجلات سینمایی - Surrealist - ۱۳۸۸/۸/۱۷, عصر ۰۹:۱۱
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۸/۲۰, صبح ۰۱:۰۱
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۹/۱۰, صبح ۱۰:۴۸
RE: مجلات سینمایی - Classic - ۱۳۸۸/۱۰/۳, صبح ۱۲:۰۴
RE: مجلات سینمایی - vic_metall - ۱۳۸۸/۱۰/۳, عصر ۰۶:۲۰
RE: مجلات سینمایی - MunChy - ۱۳۸۸/۱۰/۹, عصر ۰۲:۱۶
RE: مجلات سینمایی - Classic - ۱۳۸۸/۱۰/۹, عصر ۰۵:۴۱
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۱۰/۱۳, صبح ۱۲:۳۵
RE: مجلات سینمایی - LAUREL - ۱۳۸۸/۱۰/۱۷, صبح ۰۹:۰۰
RE: مجلات سینمایی - vic_metall - ۱۳۸۸/۱۰/۲۴, عصر ۰۴:۰۶
RE: مجلات سینمایی - soheil - ۱۳۸۸/۱۰/۲۸, عصر ۰۸:۰۴
RE: مجلات سینمایی - Surrealist - ۱۳۸۸/۱۰/۲۸, عصر ۰۱:۴۹
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۱۰/۲۸, عصر ۰۵:۴۰
RE: مجلات سینمایی - Surrealist - ۱۳۸۸/۱۰/۲۸, عصر ۰۵:۴۸
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۱۰/۲۸, عصر ۰۶:۱۷
RE: مجلات سینمایی - MunChy - ۱۳۸۸/۱۰/۲۸, عصر ۰۸:۲۱
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۱۰/۲۸, عصر ۱۰:۵۵
RE: مجلات سینمایی - MunChy - ۱۳۸۸/۱۰/۲۹, صبح ۱۰:۴۰
RE: مجلات سینمایی - Classic - ۱۳۸۸/۱۱/۵, عصر ۱۰:۵۴
RE: مجلات سینمایی - Classic - ۱۳۸۸/۱۰/۲۹, عصر ۱۲:۲۷
RE: مجلات سینمایی - seyed - ۱۳۸۸/۱۰/۲۹, عصر ۱۱:۰۹
RE: مجلات سینمایی - Classic - ۱۳۸۸/۱۰/۳۰, صبح ۱۱:۴۰
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۱۰/۳۰, عصر ۰۶:۲۱
RE: مجلات سینمایی - vic_metall - ۱۳۸۸/۱۱/۴, صبح ۰۵:۴۳
RE: مجلات سینمایی - MunChy - ۱۳۸۸/۱۱/۴, صبح ۱۱:۳۲
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۱۱/۴, صبح ۱۱:۵۵
RE: مجلات سینمایی - Classic - ۱۳۸۸/۱۱/۴, عصر ۱۰:۲۴
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۱۱/۱۷, عصر ۱۱:۳۰
RE: مجلات سینمایی - Savezva - ۱۳۸۸/۱۱/۱۸, صبح ۱۱:۵۵
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۱۱/۲۶, عصر ۱۲:۴۴
RE: مجلات سینمایی - Classic - ۱۳۸۸/۱۲/۹, عصر ۱۲:۳۵
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۱۲/۹, عصر ۱۰:۲۰
RE: مجلات سینمایی - MunChy - ۱۳۸۸/۱۲/۱۸, عصر ۰۶:۳۴
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۱۲/۱۹, صبح ۱۲:۳۲
RE: مجلات سینمایی - MunChy - ۱۳۸۸/۱۲/۲۷, صبح ۰۹:۲۳
RE: مجلات سینمایی - Classic - ۱۳۸۸/۱۲/۲۷, عصر ۰۵:۴۳
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۱۲/۲۸, صبح ۰۱:۱۰
RE: مجلات سینمایی - بهزاد ستوده - ۱۳۸۸/۱۲/۲۸, عصر ۰۲:۴۷
RE: مجلات سینمایی - Classic - ۱۳۸۸/۱۲/۲۹, صبح ۰۹:۳۶
RE: مجلات سینمایی - Surrealist - ۱۳۸۹/۱/۳, صبح ۰۵:۵۰
RE: مجلات سینمایی - Classic - ۱۳۸۹/۱/۹, صبح ۱۲:۰۷
RE: مجلات سینمایی - رائول والش - ۱۳۸۹/۱/۲۷, صبح ۱۰:۴۱
RE: مجلات سینمایی - soheil - ۱۳۸۹/۲/۴, عصر ۰۴:۱۵
RE: مجلات سینمایی - Savezva - ۱۳۸۹/۲/۷, عصر ۰۱:۱۳
RE: مجلات سینمایی - MunChy - ۱۳۸۹/۲/۱۶, عصر ۰۱:۵۳
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۹/۲/۱۶, عصر ۰۷:۳۹
RE: مجلات سینمایی - MunChy - ۱۳۸۹/۲/۱۶, عصر ۰۷:۴۰
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۹/۳/۱, عصر ۰۴:۵۸
RE: مجلات سینمایی - MunChy - ۱۳۸۹/۳/۱, عصر ۰۸:۰۰
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۹/۳/۹, عصر ۱۲:۰۹
RE: مجلات سینمایی - LAUREL - ۱۳۸۹/۳/۹, عصر ۰۳:۵۳
RE: مجلات سینمایی - Surrealist - ۱۳۸۹/۳/۹, عصر ۱۱:۳۰
RE: مجلات سینمایی - Surrealist - ۱۳۸۹/۴/۷, عصر ۱۰:۰۱
RE: مجلات سینمایی - Surrealist - ۱۳۸۹/۴/۱۰, عصر ۰۲:۲۵
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۹/۴/۱۰, عصر ۰۵:۴۷
RE: مجلات سینمایی - Classic - ۱۳۸۹/۴/۱۲, صبح ۱۲:۳۷
RE: مجلات سینمایی - Classic - ۱۳۸۹/۴/۱۹, صبح ۱۰:۱۶
RE: مجلات سینمایی - MunChy - ۱۳۸۹/۴/۱۳, عصر ۰۸:۴۱
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۹/۴/۱۵, عصر ۰۱:۱۰
RE: مجلات سینمایی - اسکورپان شیردل - ۱۳۸۹/۴/۱۶, صبح ۰۸:۱۴
RE: مجلات سینمایی - Savezva - ۱۳۸۹/۴/۱۵, عصر ۰۱:۲۸
RE: مجلات سینمایی - MunChy - ۱۳۸۹/۴/۲۵, عصر ۰۹:۵۴
RE: مجلات سینمایی - Savezva - ۱۳۸۹/۵/۳, صبح ۰۹:۱۴
RE: مجلات سینمایی - اسکورپان شیردل - ۱۳۸۹/۵/۴, صبح ۰۲:۲۲
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۹/۵/۵, عصر ۱۰:۴۹
RE: مجلات سینمایی - اسکورپان شیردل - ۱۳۸۹/۵/۱۲, صبح ۰۵:۵۹
RE: مجلات سینمایی - اسکورپان شیردل - ۱۳۸۹/۵/۱۴, صبح ۰۶:۵۶
RE: مجلات سینمایی - 1991 - ۱۳۸۹/۵/۲۷, صبح ۱۰:۲۱
RE: مجلات سینمایی - vic_metall - ۱۳۸۹/۶/۲, عصر ۱۲:۱۰
RE: مجلات سینمایی - تیرانداز ولگرد - ۱۳۸۹/۶/۲, عصر ۰۱:۳۷
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۹/۶/۲, عصر ۰۸:۰۹
RE: مجلات سینمایی - MunChy - ۱۳۸۹/۶/۴, صبح ۱۲:۰۶
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۹/۶/۴, عصر ۱۲:۱۱
RE: مجلات سینمایی - بچه رزماری - ۱۳۸۹/۶/۴, عصر ۰۲:۳۳
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۹/۶/۴, عصر ۰۷:۵۸
RE: مجلات سینمایی - MunChy - ۱۳۸۹/۶/۸, عصر ۰۱:۰۱
RE: مجلات سینمایی - رائول والش - ۱۳۸۹/۶/۹, عصر ۰۱:۰۱
RE: مجلات سینمایی - MunChy - ۱۳۸۹/۶/۹, عصر ۰۱:۴۴
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۹/۶/۹, عصر ۱۱:۳۹
RE: مجلات سینمایی - LAUREL - ۱۳۸۹/۶/۱۰, صبح ۰۶:۳۲
RE: مجلات سینمایی - MunChy - ۱۳۸۹/۶/۱۰, صبح ۰۸:۵۷
RE: مجلات سینمایی - بهزاد ستوده - ۱۳۸۹/۶/۸, عصر ۰۱:۰۶
RE: مجلات سینمایی - MunChy - ۱۳۸۹/۶/۴, عصر ۰۳:۱۳
RE: مجلات سینمایی - MunChy - ۱۳۸۹/۶/۱۷, عصر ۰۸:۲۷
RE: مجلات سینمایی - j.j.Gittes - ۱۳۸۹/۶/۲۶, صبح ۱۱:۴۰
RE: مجلات سینمایی - MunChy - ۱۳۸۹/۶/۳۱, صبح ۰۹:۴۹
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۹/۶/۳۱, عصر ۱۰:۴۹
RE: مجلات سینمایی - سم اسپید - ۱۳۸۹/۶/۳۱, عصر ۱۱:۳۳
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۹/۶/۳۱, عصر ۱۱:۵۲
RE: مجلات سینمایی - سم اسپید - ۱۳۸۹/۷/۱, صبح ۱۲:۲۴
RE: مجلات سینمایی - MunChy - ۱۳۸۹/۷/۵, عصر ۰۹:۲۸
RE: مجلات سینمایی - هری لایم - ۱۳۸۹/۷/۶, عصر ۰۷:۵۳
RE: مجلات سینمایی - سم اسپید - ۱۳۸۹/۷/۸, عصر ۰۷:۳۴
RE: مجلات سینمایی - Savezva - ۱۳۸۹/۷/۱۴, عصر ۰۳:۲۹
RE: مجلات سینمایی - MunChy - ۱۳۸۹/۷/۲۶, عصر ۰۹:۴۰
RE: مجلات سینمایی - Savezva - ۱۳۸۹/۷/۲۷, عصر ۰۱:۴۵
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۹/۸/۳, عصر ۱۰:۴۱
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۹/۷/۲۷, عصر ۱۱:۱۹
RE: مجلات سینمایی - Savezva - ۱۳۸۹/۸/۱, عصر ۰۴:۲۵
RE: مجلات سینمایی - پدرام - ۱۳۸۹/۸/۲, صبح ۱۲:۳۳
RE: مجلات سینمایی - اسکورپان شیردل - ۱۳۸۹/۸/۲۱, عصر ۱۰:۵۵
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۹/۸/۲۳, عصر ۱۱:۴۳
RE: مجلات سینمایی - Zirnevis - ۱۳۸۹/۸/۲۷, عصر ۰۹:۴۳
RE: مجلات سینمایی - اسکورپان شیردل - ۱۳۸۹/۹/۱۲, عصر ۰۴:۰۹
RE: مجلات سینمایی - MunChy - ۱۳۸۹/۱۰/۱۲, عصر ۰۷:۲۰
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۹/۱۰/۱۲, عصر ۱۱:۰۲
RE: مجلات سینمایی - راتسو ریــزو - ۱۳۸۹/۱۰/۲۳, صبح ۱۲:۲۰
RE: مجلات سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۹/۱۱/۱۲, صبح ۰۱:۰۱
RE: مجلات سینمایی - Peter Pan - ۱۳۸۹/۱۱/۱۷, عصر ۱۰:۴۸
RE: مجلات سینمایی - Savezva - ۱۳۸۹/۱۱/۲۶, عصر ۰۱:۴۰
RE: مجلات سینمایی - Savezva - ۱۳۹۰/۱/۲۲, عصر ۰۲:۳۶
RE: مجلات سینمایی - اسکورپان شیردل - ۱۳۹۰/۲/۹, صبح ۰۲:۴۳
RE: مجلات سینمایی - Savezva - ۱۳۹۰/۲/۲۴, عصر ۰۲:۴۴
RE: مجلات سینمایی - Savezva - ۱۳۹۰/۳/۲۲, صبح ۰۸:۴۴
RE: مجلات سینمایی - سم اسپید - ۱۳۹۰/۳/۲۴, عصر ۱۰:۴۸
RE: مجلات سینمایی - MunChy - ۱۳۹۰/۴/۹, صبح ۰۵:۵۴
RE: کتاب های سینمایی - vic_metall - ۱۳۸۸/۵/۲۹, عصر ۰۴:۴۷
RE: کتاب های سینمایی - Classic - ۱۳۸۸/۵/۳۰, صبح ۱۲:۳۶
RE: کتاب های سینمایی - vic_metall - ۱۳۸۸/۵/۳۰, صبح ۰۳:۳۳
RE: کتاب های سینمایی - Savezva - ۱۳۸۸/۵/۳۱, صبح ۱۱:۳۸
RE: کتاب های سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۵/۳۱, عصر ۱۱:۳۷
RE: کتاب های سینمایی - Savezva - ۱۳۸۸/۶/۱, صبح ۱۱:۰۷
RE: کتاب های سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۶/۱, عصر ۱۰:۳۴
RE: کتاب های سینمایی - بانو - ۱۳۸۸/۶/۸, عصر ۰۶:۰۴
RE: کتاب های سینمایی - vic_metall - ۱۳۸۸/۶/۱۴, عصر ۰۳:۲۹
RE: کتاب های سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۶/۱۴, عصر ۱۰:۴۸
RE: کتاب های سینمایی - vic_metall - ۱۳۸۸/۶/۱۴, عصر ۱۱:۱۶
RE: کتاب های سینمایی - Classic - ۱۳۸۸/۶/۱۸, عصر ۱۱:۲۰
RE: کتاب های سینمایی - Savezva - ۱۳۸۸/۶/۲۳, عصر ۰۵:۵۶
RE: کتاب های سینمایی - vic_metall - ۱۳۸۸/۶/۲۴, عصر ۰۵:۲۷
RE: کتاب های سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۶/۲۴, عصر ۰۷:۰۹
RE: کتاب های سینمایی - vic_metall - ۱۳۸۸/۶/۲۵ صبح ۰۴:۰۹
RE: کتاب های سینمایی - soheil - ۱۳۸۸/۶/۲۵, عصر ۰۳:۱۴
RE: کتاب های سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۶/۲۵, عصر ۰۴:۳۵
کتاب های سینمایی - بانو - ۱۳۸۸/۶/۲۵, عصر ۰۴:۴۴
RE: کتاب های سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۶/۲۹, عصر ۰۶:۱۶
RE: کتاب های سینمایی - nimadark - ۱۳۸۸/۶/۲۹, عصر ۰۶:۲۳
RE: کتاب های سینمایی - Surrealist - ۱۳۸۸/۷/۲, صبح ۱۲:۴۷
RE: کتاب های سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۷/۲, عصر ۰۷:۲۲
RE: کتاب های سینمایی - Surrealist - ۱۳۸۸/۷/۳, صبح ۰۱:۰۱
RE: کتاب های سینمایی - vic_metall - ۱۳۸۸/۷/۸, عصر ۱۰:۰۸
RE: کتاب های سینمایی - vic_metall - ۱۳۸۸/۷/۹, صبح ۱۰:۳۴
RE: کتاب های سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۷/۹, عصر ۰۷:۰۰
RE: کتاب های سینمایی - MunChy - ۱۳۸۸/۹/۲۰, عصر ۱۰:۰۵
RE: کتاب های سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۱۰/۲۶, عصر ۱۰:۱۶
RE: کتاب های سینمایی - Negar - ۱۳۸۸/۱۲/۱, عصر ۰۶:۱۱
RE: کتاب های سینمایی - Negar - ۱۳۸۸/۱۲/۲۴, عصر ۱۱:۰۸
RE: کتاب های سینمایی - soheil - ۱۳۸۸/۱۲/۲۵, عصر ۰۲:۲۳
RE: کتاب های سینمایی - سم اسپید - ۱۳۸۹/۱/۹, عصر ۰۵:۴۵
RE: کتاب های سینمایی - Negar - ۱۳۸۹/۱/۱۵, صبح ۱۲:۰۹
RE: کتاب های سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۹/۲/۱, عصر ۰۸:۱۰
RE: کتاب های سینمایی - سروان رنو - ۱۳۸۹/۲/۲۱, صبح ۱۲:۰۳
RE: کتاب های سینمایی - MunChy - ۱۳۸۹/۲/۲۱, عصر ۰۶:۲۶
نمایشگاه کتاب - Savezva - ۱۳۸۹/۲/۲۲, عصر ۱۱:۳۱
RE: کتاب های سینمایی - رائول والش - ۱۳۸۹/۲/۲۳, عصر ۰۱:۵۴
RE: کتاب های سینمایی - MunChy - ۱۳۸۹/۳/۱, صبح ۱۲:۲۵
RE: کتاب های سینمایی - سم اسپید - ۱۳۸۹/۴/۸, صبح ۱۰:۱۹
RE: کتاب های سینمایی - Negar - ۱۳۸۹/۴/۸, عصر ۱۱:۱۳
RE: کتاب های سینمایی - soheil - ۱۳۸۹/۴/۹, عصر ۰۸:۴۶
RE: کتاب های سینمایی - سم اسپید - ۱۳۸۹/۴/۱۰, صبح ۰۸:۳۹
RE: کتاب های سینمایی - MunChy - ۱۳۸۹/۵/۴, عصر ۰۷:۳۸
RE: کتاب های سینمایی - vic_metall - ۱۳۸۹/۵/۱۹, صبح ۱۰:۳۵
RE: کتاب های سینمایی - پایک بیشاپ - ۱۳۸۹/۵/۱۹, عصر ۱۲:۵۸
RE: کتاب های سینمایی - MunChy - ۱۳۸۹/۷/۶, صبح ۰۸:۵۵
RE: کتاب های سینمایی - هری لایم - ۱۳۸۹/۷/۶, عصر ۱۲:۲۱
RE: کتاب های سینمایی - هری لایم - ۱۳۸۹/۷/۶, عصر ۰۵:۱۲
RE: کتاب های سینمایی - هری لایم - ۱۳۸۹/۷/۷, صبح ۱۱:۰۷
RE: کتاب های سینمایی - هری لایم - ۱۳۸۹/۷/۷, عصر ۰۵:۴۰
RE: کتاب های سینمایی - Peter Pan - ۱۳۸۹/۷/۸, صبح ۱۲:۵۱
RE: کتاب های سینمایی - MunChy - ۱۳۸۹/۷/۸, صبح ۰۷:۳۶
RE: کتاب های سینمایی - MunChy - ۱۳۸۹/۷/۸, صبح ۰۸:۱۹
RE: کتاب های سینمایی - هری لایم - ۱۳۸۹/۷/۸, صبح ۰۸:۵۴
RE: کتاب های سینمایی - هری لایم - ۱۳۸۹/۷/۸, عصر ۰۲:۲۰
RE: کتاب های سینمایی - MunChy - ۱۳۹۰/۲/۱۸, عصر ۰۷:۰۵
RE: کتاب های سینمایی - سروان رنو - ۱۳۹۰/۲/۱۸, عصر ۱۰:۵۹
RE: کتاب های سینمایی - Surrealist - ۱۳۹۰/۲/۲۲, عصر ۰۵:۲۴
RE: کتاب های سینمایی - MunChy - ۱۳۹۰/۲/۲۲, عصر ۰۵:۳۶
RE: کتاب های سینمایی - الیور - ۱۳۹۰/۴/۱۲, عصر ۰۵:۱۷
RE: کتاب های سینمایی - همشهری_میثاق - ۱۳۹۰/۴/۱۳, عصر ۰۹:۳۸