[-]
جعبه پيام
» <BATMAN> مراد جان زحمتی نیست خصوصیتو چک کن
» <سروان رنو> یادداشت مهسا عرفانی درباره بازسازی صدای دوبله پدر و مادرش (حسین عرفانی-شهلا ناظریان) با هوش مصنوعی http://www.asriran.com/0051kT
» <BATMAN> این نسخه اصلا پیشنهاد نمیشه، بخصوص که صحنه های کثیف و چندش آور زیاد داره مثل نشون دادن جرم گیری دندان!
» <BATMAN> بدترین قسمت مجموعه، یه فیلم شلوغ و آشفته و درهم و کسل کننده ، فقط سکانسی که Gema میره داخل تونل بالشتکهای مبلی خوب بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/k668110_insidi.jpg
» <BATMAN> https://www.f2me.top/87604/insidious-out...https://www.f2me.top/87604/insidious-out-of-the-fur
» <BATMAN> به نظر میومد رازمیک کاملا درمان شده باشه ، اگه درست خاطرم باشه اهدای عضو بهش جواب داده بود ، به امید سلامتی همه بیمارها
» <سروان رنو> امیدواریم هر چه زودتر خوب شوند . رازمیک یک هنردوست عاشق و کم نظیره .
» <سناتور> دوستان برای جناب رازمیک بزرگ دعا کنید اصلا حال مساعدی ندارند
» <سناتور> درود .ما نمی دونستیم ولی منوچهر زمانی سال گذشته فوت کردند. روحش شاد
» <سروان رنو> کارنامه ی "فرانک دارابونت" ..... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=66&pid=4739
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 6 رای - 3.83 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فیلم ها و سریال های کلاسیک ایرانی
نویسنده پیام
مراد بیگ آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 414
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۱/۱۰
اعتبار: 40


تشکرها : 3189
( 2724 تشکر در 309 ارسال )
شماره ارسال: #159
Video سکه ی نقره ی یک تالرِ ملکه ماریا ترزا

(۱۴۰۵/۷/۶ عصر ۰۹:۴۹)سروان رنو نوشته شده:  

یکی از نکات رازآلود سریال ماندگار روزی روزگاری داستانِ سکه باارزشی است که بارها دست به دست می شود و منشاء حوادث گوناگون و حتی قتل می گردد. تنها چیزی که از آن می دانستیم این بود که سکه ای فرنگی با ارزش بسیار بالاست ...

اولین بار  مراد بیگ آن را در ابتدای سریال از تاجر نگون بخت دُزدید؟؟!!

درود بر دوستان

ابتدای کار باید از دوستمان جناب سروان گله ای داشته باشم سر واژه ای که در عنوان شغل  شریف راهزنی به کار بردند ، دزدی معادل کارهای سخیفی چون جیب بری و قاپ زنی است ، اما راهزنی معادل کارهای شرافتمندانه ای چون زور گیری و خفت گیری است ، و رزقی که از این طریق به دست می آید با توجه به نیت بزرگی که در پس و پیش آن نهفته است و نیز با در نظر داشتن سختی کار به همان اندازه ی رشوه گیری و اختلاس حلال و پاک است ، در ضمن باید خاطر نشان کنم ، بنده آن سکه را بزور از او هدیه گرفتم و این عمل حتی جایگاهش نزد خداوند از خفت گیری هم بالاتر است ، تقبّل الله ... انشا الله ...

و اما بعد ...

کارهای نصرالله احمد جو از این دست معماهای شیرین کم ندارد ، یک نمونه همان کالسکه ی کذایی سریال تفنگ سر پر که از نمای بیرون ظاهری زمینی دارد اما به محض ورود به داخل کابین آن ، مخاطب خود را در دنیایی - ماورای طبیعت گرفتار می یابد ....

اما معمای سکه فرنگی دو وجه جدا از هم دارد ، نخست صورت مادی و دیگری صورت معنوی ، در قسمت پانزدهم سریال وقتی تاجر از مرادبیگ در مقابل خواسته ی استرداد گوسفندان طلب ثمن معامله  می کند ، با سکه ای روبرو می شود که خاطره ا ی شیرین از گذشت و مردانگی راهزنی نقاب به چهره را به یاد او می آورد  و در می یابد این جوان به ظاهر ایلیاتی همان مردی است  که نه تنها جان و مالش را بدو بخشیده ، بلکه با نامه ای ممهور ادامه ی سفر بی خطر او و دیگر کاروانیانِ همراهش را نیز تضمین کرده بود ... کارگردان با فلاش بکی به قسمت سوم این مجموعه ، بیننده را متوجه این ذکاوت تاجر می نماید ... پس برای آنکه جوان مقابلش را نیز از این آگاهی مطمئن سازد با همان لحنی که آن جوان در لباس راهزنان بر سرش فریاد کشیده بود او را مخاطبِ این جمله ی به ظاهر تهدید آمیز خود می سازد :«یک دَماری از روزگارت در بیارم که خودت حظّ کنی! »

به واقع این ارزش معنوی آن سکه است که به گفته ی تاجر بیش از قیمت گوسفندان برای اوست نه ارزش مادی اش ...

اما در حل معمای سکه ، تصویری که دوستمان جناب سروان به اشتراک گزاشته به دلیل کیفیت پائین ، نخست مرا به بیراهه کشاند ، هر چند ، ساعتی را در دریایی از سکه های ضرب شده در تزار روسیه و دوران فرمانروایی رومانوف ها از دوران حکومت آنا ایوانووا تا نیکلای دوم غوطه خوردم و خوش و کیفور بودم و حسابی به معلوماتمان اضافه گردید . اما با تصویر بدست آمده از قسمت سوم این سریال  در واقع دریافتم این عقاب دوسر بر پنجه هایش نشانی از گوی صلیب دار و شمشیر سلطنتی ندارد و علامت تاج بالای سکه مغایر نشان تاج رومانوف ها بر روی سکه است ، پس سراغ امپزاطوری اتریش و مجارستان را گرفتم که سکه ای چند مزین به این نشان بهمراه دارند و قبلا دیده بودم و سر  آخر راز این معما حل گشت ...


سکه ای که دل و جان تاجر رقیق القلب داستانمان را ربوده بود ، به دوران حکومت دختر کارل ششم و نوه ی لئوپولد اول  ، ملکه ماریا ترزا فرمانروای اتریش و مجارستان به سالهای 1740 تا 1780تعلق دارد ، سکه ی نقره ی یک تالر* ضرب شده به سال 1780در وین ، به عیار 833 ، به قطر حدودا 40 میلی متر و به وزن خدودا 28 گرم که نزدیک به 24 گرم نقره  و باقی  مس در آلیاژ خود دارد ...


این سکه به وفور بین کلکسیونرهای ایرانی یافت می شود و در دنیای مجازی به  ارزش تقریبی بیست میلیون تومان خرید و فروش میشود ، در حالی که یک گوسفند لاغر سی کیلیویی نزدیک سی میلیون تومان هزینه روی دست خریدارش می گذارد!!

و اما با نگاهی به تاریخچه ی استفاده از فلزات گوناگون در ضرب سکه ها از طلا و پلاتین گرفته تا نقره و مس و نیکل مشخص میشود عمر استفاده از فلز آخری در سکه هایی با ارقام پائین ، از یک و نیم قرن تجاوز پیدا نمی کند که جغرافیای سالهای ابتدائی آن نیز از آمریکا فراتر نمیرود  و در سالهای دورتر و مقارن با آن در اروپا و سایر نقاط جهان اغلب از فلز مس در ضرب چنین سکه هایی استفاده صورت می گرفت ، پس باید اذعان کنم خان خله ی داستان ما که برخلاف برزوخان انسان عاقلی است همانقدر در شناسایی فلزات سر رشته دارد که بسیم و گل آقا !!
البته شاید منظورش این بوده تقلّبی است ...
یک تالر جز سکه هایی با رقم درشت و با ارزش بود و ضربش در سالهای بعدتر به هر مناسبتی همچون یادبود با تاریخ سال درگذشت ملکه ، بر روی سکه ای از جنس نیکل در ضرابخانه های معتبر و دارای مجوز غیر ممکن به نظر می رسد ...





و اما معمای حکایت نیمه تمام مخور که در نهایت به خر شدن اسبش انجامید و همیشه برایم جای سئوال بود و دیگر نیست ! و گفتگو در باره ی آن در این محفل هنری خلاف ادب است ، تنها به این نکته اکتفا می کنم که اصلا بحث سهم خواهی مخور در فیلمنامه ی اصلی مطرح نبود و مجازات او و حیوان زبان بسته اش نتیجه ی همان گوشه کنایه های نیش دار و عدم رعایت احترام به مافوقش بود .... اگر اصرار به دانستن دارید سراغ  عمو صفر بیگ را بگیرید که دانای روزگار است و مثل ما با کسی تعارف ندارد و هر آنچه را که باید ، بر زبان می آورد ...

نیروی حق پشتیبانتان

..........................................................
* واژه ی دلار برگرفته از تالر یک واحد پول قدیمی در سرزمینهای اتریش ، مجارستان و باواریاست .

مراد بیگ : من ادعائی ندارم ، خاله لیلا : ادعائی ندارم خودش کم ادعائی نیست .
۱۴۰۵/۷/۱۰ صبح ۰۳:۲۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رابرت, ممل آمریکایی, master of puppet, ترنچ موزر, مارک واتنی, سروان رنو, Dude, Classic, rahgozar_bineshan
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
RE: فیلم های کلاسیک فارسی - Classic - ۱۳۸۸/۷/۳, صبح ۰۱:۳۹
RE: فیلم های کلاسیک فارسی - بانو - ۱۳۸۸/۷/۳, صبح ۰۸:۰۴
RE: فیلم های کلاسیک فارسی - Classic - ۱۳۸۸/۷/۱۰, صبح ۰۲:۱۷
RE: فیلم های کلاسیک فارسی - Savezva - ۱۳۸۸/۷/۱۱, صبح ۰۸:۱۸
RE: فیلم های کلاسیک فارسی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۷/۱۲, عصر ۱۱:۴۲
RE: فیلم های کلاسیک فارسی - منصور - ۱۳۸۸/۱۰/۸, عصر ۰۸:۴۷
RE: فیلم های کلاسیک فارسی - منصور - ۱۳۸۸/۱۱/۱۱, عصر ۱۰:۲۱
RE: فیلم های کلاسیک فارسی - nimadark - ۱۳۸۸/۷/۱۱, صبح ۱۱:۱۸
RE: فیلم های کلاسیک فارسی - سروان رنو - ۱۳۸۸/۱۱/۲۷, عصر ۰۸:۴۳
RE: فیلم های کلاسیک فارسی - محمد - ۱۳۸۸/۱۱/۲۸, عصر ۰۲:۳۲
RE: فیلم های کلاسیک فارسی - Negar - ۱۳۸۹/۱/۱۰, صبح ۰۱:۰۰
روزی روزگاری - مراد بیگ - ۱۳۹۵/۹/۲۵, صبح ۰۹:۲۱
سریال روایت عشق - 1364 - مراد بیگ - ۱۳۹۷/۷/۴, صبح ۰۷:۴۵
کیف انگلیسی و خواهر فردین - سروان رنو - ۱۴۰۴/۱۲/۱۵, عصر ۰۸:۳۳
سکه ی نقره ی یک تالرِ ملکه ماریا ترزا - مراد بیگ - ۱۴۰۵/۷/۱۰ صبح ۰۳:۲۸
سریالهای کلاسیک ایرانی - Chavoosh - ۱۳۸۸/۹/۲۵, عصر ۰۹:۰۷
دائی جان ناپلئون - Forest Gump - ۱۳۸۸/۹/۲۶, عصر ۰۸:۰۸
RE: سریالهای کلاسیک ایرانی - Classic - ۱۳۸۸/۹/۲۶, عصر ۱۰:۴۶
RE: سریالهای کلاسیک ایرانی - shahrzad - ۱۳۸۸/۹/۲۷, عصر ۰۲:۳۹
RE: سریالهای کلاسیک ایرانی - Savezva - ۱۳۸۸/۹/۲۸, عصر ۰۳:۵۹
RE: سریالهای کلاسیک ایرانی - Classic - ۱۳۸۸/۹/۲۸, عصر ۱۰:۴۱
RE: سریالهای کلاسیک ایرانی - ایرج - ۱۳۸۸/۱۲/۱۸, صبح ۰۳:۵۷
RE: سریالهای کلاسیک ایرانی - asteko - ۱۳۹۳/۱/۳۱, عصر ۱۱:۳۷
RE: سریالهای کلاسیک ایرانی - منصور - ۱۳۸۹/۲/۱۵, عصر ۱۲:۰۱
RE: سریالهای کلاسیک ایرانی - محمد - ۱۳۸۹/۲/۱۵, عصر ۰۴:۰۵
RE: سریالهای کلاسیک ایرانی - منصور - ۱۳۸۹/۲/۲۶, عصر ۱۲:۴۶
RE: سریالهای کلاسیک ایرانی - محمد - ۱۳۸۹/۴/۹, عصر ۰۴:۰۷
RE: سریالهای کلاسیک ایرانی - Scarlett - ۱۳۸۹/۴/۹, عصر ۰۵:۲۸
RE: سریالهای کلاسیک ایرانی - Classic - ۱۳۸۹/۶/۵, عصر ۰۳:۳۲
RE: سریالهای کلاسیک ایرانی - منصور - ۱۳۸۹/۶/۱۵, صبح ۰۸:۲۶
RE: سریالهای کلاسیک ایرانی - Classic - ۱۳۸۹/۶/۲۸, صبح ۱۲:۰۲
RE: سریالهای کلاسیک ایرانی - منصور - ۱۳۸۹/۶/۲۹, صبح ۱۱:۴۸
RE: سریالهای کلاسیک ایرانی - منصور - ۱۳۸۹/۷/۲۵, عصر ۰۱:۲۱