[-]
جعبه پيام
» <BATMAN> امشب اینو تماشا میکنم جدیدترین فیلم هاپکینز https://www.f2me.top/50821/locked-2025/
» <BATMAN> توصیه میکنم حتما ببینید https://www.f2me.top/4322/the-story-of-a-murderer/
» <ترنچ موزر> چند جایی خوندم و شنیدم که ، فیلم تابستان گرم و طولانی با بازی پل نیومن سه بار دوبله شد، کسی از عوامل دوبله سوم خبر داره؟
» <ترنچ موزر> درود و وقت بخیر خدمت دوستان کافه کلاسیک
» <ممل آمریکایی> روان پدر بزرگوار خانم لمپرت شاد! امیدوارم این بانوی فرهیخته همدردی ما دوستان کافه کلاسیک را بپذیرند.
» <BATMAN> همین حالا متوجه شدم پدر گرامی "خانم لمپرت" هفته پیش فوت کردن ، روحش شاد [تصویر: a4522_Rose.png]
» <BATMAN> گویا صدا و سیما گفته هوش مصنوعیه ، البته تعجبی نداره ، از قدیم گفتن نادان همه را به کیش خود پندارد
» <BATMAN> تشکررر سروان جان [تصویر: z60551_thanks.png]
» <سروان رنو> این هم فیلم اش بتمن جان ... ماشین جیمزباند دیگه تخیل نیست ! https://www.youtube.com/watch?v=Fdhwkap2DFU
» <BATMAN> [تصویر: t005671_TESLA.png] https://asbe-bokhar.com/article/debut/tesla-roadster/
Refresh پيام :


موضوع بسته شده 
 
رتبه موضوع
  • 11 رای - 4.18 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آخرین فیلم کلاسیک که دیدم ...(بایگانی 1)
نویسنده پیام
Dude آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 271
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۰/۱۰/۲
اعتبار: 28


تشکرها : 1140
( 2672 تشکر در 267 ارسال )
شماره ارسال: #246
RE: آخرین فیلم کلاسیک که دیدم ...

با سلام

در جمع دیگری از دوستداران سینما، کسی در ستایش این فیلم -که ندیده بودم- نوشته بود. فیلم "پل واترلو" داستانی است آمیخته با لطافت احساسات و تلخی جدایی، که در قلب جنگ روایت می‌شود. شاید امروز ساده‌لوحانه یا کمی ملودرام به نظر برسد، اما در مقایسه با آن سالهای هالیوود، اثری درخور تحسین و شایسته عنوان یک درام احساسی است. این فیلم با هنرنمایی ویوین لی، روایتی است از تحول شخصیتی به‌نام مایرا، زنی که شادمانی معصومانه‌ای کودکانه اش به تجسمی از درد پنهان و خاموش بدل می‌شود. و لی، با بازی استادانه‌اش، این دگرگونی را نمایان می‌کند.

 برای روی، جنگ ماجراجویی و هیجان بود، پر از ناشناخته‌های جذاب. اما برای مایرا، جنگ تصویری بی‌پرده از جهنمی است که بود. زمانی که خبر مرگ روی به او می‌رسد، زندگی برای مایرا معنای خود را از دست می‌دهد. او که برای اولین بار عاشق شده بود، همه‌چیز خود را به پای این عشق قربانی کرد، از شغل و رفاه گرفته تا زندگی شخصی. اما زیبایی شکننده و خالص او تاب مقاومت در برابر واقعیت‌های لخ و بی‌رحمانه زندگی وجنگ را ندارد. مایرا، برخلاف روی، نه قوی بود و نه خوش‌بین. امیدی به آینده و انتظاری از زندگی نداشت. رویای خوشبختی آینده به درد فقدانی جبران‌ناپذیر بدل شد. و بهمراه گرسنگی، فقر، تنهایی و ناامیدی، انگیزه‌ای برای مبارزه نگذاشت. با این‌ حال، روحی پاک و بی‌آلایش در او ماند که هرگز کسی را بابت مصائبش یا اشتباهش سرزنش نکرد.