[-]
جعبه پيام
» <آدمیرال گلوبال> بله سروان صد در صد نسخه قدیمیش یه چیز دیگه ای بود.
» <سروان رنو> سکانس ماندگار ؛ وقتی یک حرکت سر , مسیر یک شخصیت و فیلم را تغییر می دهد ... http://asriran.com/004zhc
» <سروان رنو> اینو دانلود کردم آدمیرال و دیدمش . اون نسخه اصلی و قدیمی عروسکی اش چیز دیگه ای بود.
» <آدمیرال گلوبال> مسابقه بزرگ 2025 https://www.f2mx.top/85832/rally-from-pa...https://www.f2mx.top/85832/rally-from-paris-to-the-pyra
» <سروان رنو> به به ! بعد از مدت ها چشممان به جمالِ اسکورپال شیردل روشن شد ... https://cafeclassic5.ir/member.php?actio...https://cafeclassic5.ir/member.php?action=profi
» <BATMAN> سلام به اکتورز و آلبرت عزیز/ اون قسمتهایی که راوی میگفت زندگی شیرین میشود خیلی خوب و مفرح بودن ولی صدا و سیما هر سال عمدا قسمتهای غمگینو تکرار میکنه!
» <اکتورز> هر تحلیلی در اینستاگرام منتشر میشە ، حالا درست یا غلط . من فقط ارجاع دادم این دو ارسالە رو ، تائید نمیکنم.
» <اکتورزhttps://www.instagram.com/reel/Dcps6ADMS...https://www.instagram.com/reel/Dcps6ADMS7k/?igsi=ajk3cn
» <اکتورزhttps://www.instagram.com/reel/DboU5T7su...https://www.instagram.com/reel/DboU5T7suAQ/?igsi=MWx3aDhhMX
» <DEAD MAN> فیلم Purgatory 1999 .. https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1213&pid=4734
Refresh پيام :


موضوع بسته شده 
 
رتبه موضوع
  • 11 رای - 4.18 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آخرین فیلم کلاسیک که دیدم ...(بایگانی 1)
نویسنده پیام
Dude آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 273
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۰/۱۰/۲
اعتبار: 28


تشکرها : 1103
( 2613 تشکر در 269 ارسال )
شماره ارسال: #246
RE: آخرین فیلم کلاسیک که دیدم ...

با سلام

در جمع دیگری از دوستداران سینما، کسی در ستایش این فیلم -که ندیده بودم- نوشته بود. فیلم "پل واترلو" داستانی است آمیخته با لطافت احساسات و تلخی جدایی، که در قلب جنگ روایت می‌شود. شاید امروز ساده‌لوحانه یا کمی ملودرام به نظر برسد، اما در مقایسه با آن سالهای هالیوود، اثری درخور تحسین و شایسته عنوان یک درام احساسی است. این فیلم با هنرنمایی ویوین لی، روایتی است از تحول شخصیتی به‌نام مایرا، زنی که شادمانی معصومانه‌ای کودکانه اش به تجسمی از درد پنهان و خاموش بدل می‌شود. و لی، با بازی استادانه‌اش، این دگرگونی را نمایان می‌کند.

 برای روی، جنگ ماجراجویی و هیجان بود، پر از ناشناخته‌های جذاب. اما برای مایرا، جنگ تصویری بی‌پرده از جهنمی است که بود. زمانی که خبر مرگ روی به او می‌رسد، زندگی برای مایرا معنای خود را از دست می‌دهد. او که برای اولین بار عاشق شده بود، همه‌چیز خود را به پای این عشق قربانی کرد، از شغل و رفاه گرفته تا زندگی شخصی. اما زیبایی شکننده و خالص او تاب مقاومت در برابر واقعیت‌های لخ و بی‌رحمانه زندگی وجنگ را ندارد. مایرا، برخلاف روی، نه قوی بود و نه خوش‌بین. امیدی به آینده و انتظاری از زندگی نداشت. رویای خوشبختی آینده به درد فقدانی جبران‌ناپذیر بدل شد. و بهمراه گرسنگی، فقر، تنهایی و ناامیدی، انگیزه‌ای برای مبارزه نگذاشت. با این‌ حال، روحی پاک و بی‌آلایش در او ماند که هرگز کسی را بابت مصائبش یا اشتباهش سرزنش نکرد.