[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 4 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
یادش به خیر...
نویسنده پیام
پیرمرد آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 258
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۶/۶
اعتبار: 55


تشکرها : 6666
( 4832 تشکر در 186 ارسال )
شماره ارسال: #135
رحیمی

عکس تزئینی است

 آدامسی و آدامسی، تو مبصر کلاسی، نمره بیست میخواستی، حالا که شدی رفوزه، دلم برات می‌سوزه، گریه نکن زار و زار، میبرمت به بازار، میفروشمت چاهار زار، چاهار زار قدیمی.... رحیمی بیچاره....

رحیمی بیچاره...هر چقدر رحیمی، واضح و روشن و با تمامی خطوط چهره‌اش در برابر چشمانم است، اکبر محو و گم است. اکبر سبزه و لاغر و کم حرف بود. ردیف آخر سر نیمکت سمت پنجره می‌نشست. صورتش همیشه غمزده بود. اکبر تنها کسی بود که معلم اول ابتدایی به دلیل نامعلومی به اسم کوچک صدایش می‌کرد. شاید برای همین است که هیچ تصوری از نام خانوادگی‌اش برایم باقی نمانده چرا که نامش همیشه اکبر بود، اول دبستان بود و دوم رفته بود.

کلاس اول ابتدایی ما سمت حیاط مدرسه بود، تک و تنها پای راه پله‌ای که آن زمان به پشت بام ختم می‌شد. ساختمان مدرسه ما در سال اول ابتدایی تا سوم یک طبقه بود و مثل اکثر مدارس در گوشه زمین قرار گرفته بود و حیاطی دو قسمتی داشت که حیاط کوچکتر که در مدرسه به آن باز می‌شد زمین گل کوچک و بسکتبال و حیاط بزرگتر زمین فوتبال با دروازه‌های بزرگ بود که البته سال بعد تیرهای دروازه را کندند و به مدرسه راهنمایی تازه تأسیس در فاصله‌ای نسبتاً دور از مدرسه ما بردند.

سال اول ابتدایی، من ردیف دوم، سمت چپ کلاس و کنار دیوار می‌نشستم و کمتر از عقب کلاس اطلاع داشتم.

کلاس ما شامل اکثریتی فقیر و متوسط، با چهره‌های بالقوه زرد که گاهی درپس سیاهی چرده به فعلیت نرسیده بود و دوسه بچه پولدار که در وجناتشان، نضره النعیم دیده میشد، بود. تا شعاع نیم تا یک فرسخی از دبستان ما، دبستان دیگری نبود و این یگانگی نسبی بر پراکندگی مطلق طیف دانش‌آموزان می‌افزود.

عکس تزئینی است

رحیمی هم محله‌ای ما نبود و از فاصله‌ای نسبتاً دور به مدرسه ما می‌آمد. هیچ وقت نفهمیدم خانه‌اش کجاست. رحیمی سبزه نبود، استخوانی هم نبود ولی نسبتأ کوچکتر از بیشتر بچه ها بود. لباسهایش بر تنش زار می‌زد و مندرس و چرک‌تاب و از قد و طول و عرضش فراتر بود، آستینهای لباس بافتنی‌اش تا روی انگشتانش را می‌پوشاند. صدایش بم نبود ولی طراوت صدای کودکانه را هم نداشت و خیلی زود فرسوده شده بود. در چشمان درشت در کاسه سیاه نشسته‌اش، غمی بنهفته داشت و بین پره بینی و کناره لبش، خطی دائم افتاده بود. ابروهایش مقعر بود و با اندک جابجایی عضلات صورتش، چین بین ابروها و بر پیشانی‌اش می‌نشست. رنگ تقریباً روشن به زردی گراییده صورت و دستهایش، مزید بر علت بود و رد سیاهی چرک روی صورت و دستهایش را نمایان‌تر می‌کرد که مستمسک تنبیه گهگاهی صبحگاه شنبه‌اش توسط مدیر مدرسه بود.

عکس تزئینی است

پای چپش وبال باقی جسمش بود و از زانو چندان خم نمی‌شد و همواره در پی پای راستش آن را می‌کشید. مدتها گذشت تا شنیدم که پیش از دبستان پایش با آب جوش سوخته و برای همیشه لنگ شده است. رحیمی با پای دردمندش پای ثابت تنبیه‌های روزانه و هفتگی و گهگاهی بود و ناخودآگاه علی رغم قد کوتاهش به انتهای کلاس و نیمکت‌های آخر پناه می‌برد که کمتر در تیررس و دم چک آموزگاران باشد. آن روزها برای صغیر و کبیر عجیب بود که رحیمی چرا در برابر ضربات لبه باریک خط کش بر محل تلاقی انگشتان و کف دست که حتی یکبار هم به شکستن خط‌کش منجر شد و قرارگیری خودکار و مداد لابلای انگشتان کوچکش، فقط ناله خفیفی می‌کند و مثل بقیه نعره نمی‌کشد و زار نمی‌زند و از هر دانش‌آموز گردنکشی مقاوم‌تر است و بر آتش خشم میرغضبانه معلم و ناظم و مدیر با سکوت می‌دمد.

 شاید پاسخ این سوال در رد چرک روی صورت رحیمی بود که داغ آب اشک صبحگاهی و نشانه خشکیدن چشمه اشکش بود و همینطور در صدای خالی از ظرافت کودکی‌ و رهاورد ضجه‌های بیرون مدرسه، بود که نایی در نایش برای فریاد باقی نگذاشته بود. رحیمی گرچه سعی داشت از تک و تای کودکانه نیفتد و پا به پای دیگر همسالان، همچو آهوی لنگ از کف شیر شرزه غم برهد و از سر جو بپرد و در پی ربودن توپ با کودکان درشت‌تر، رقابت کند و به شوق ستاره ساختن با دولک پس از آزادی موقت از زندان تاریک درس و مدرسه، ساعات ناامیدی را طی کند، ولی مجوعه‌ای از آلام جسمی و روحی همپای دائم او بودند و بزرگترین قطعه معمای مصائب رحیمی که فرزند کارگری مسن و فقیر بود، فقدان مادر و شاید زندگی در سایه نامادری بود. سال سوم که تمام شد، رحیمی ز دیده برفت گرچه نرفت از یاد...

شعرهای عامیانه کودکانه، در عین دربرداشتن بعضی الفاظ ناپسند، معمولا مفرح بودند ولی شعر آدامسی وقتی در فراز دومش به رحیمی بیچاره می‌رسید، لبخند نقش بسته بر لب ناشی از فراز اول را محو می‌نمود، چرا که رحیمی علی رغم آنکه چهارصد بچه و کروات پاره و خارش سر کچل نداشت ولی صدها رنج و درد و لباس‌های کهنه و پاره داشت...

۱۴۰۳/۵/۲۱ عصر ۱۰:۳۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رابرت, کنتس پابرهنه, کوئیک, Emiliano, مارک واتنی, Classic, مراد بیگ, سروان رنو, ترنچ موزر, Dude, دون دیه‌گو دلاوگا, mr.anderson, oceanic, rahgozar_bineshan, آدمیرال گلوبال, مموله, باربوسا, کلانتر چانس
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
یادش به خیر... - پیرمرد - ۱۳۹۳/۱۱/۵, عصر ۱۱:۰۸
RE: یادش به خیر.... - پیرمرد - ۱۳۹۳/۱۱/۶, عصر ۰۷:۴۳
RE: یادش به خیر.... - بلوندی غریبه - ۱۳۹۳/۱۱/۷, صبح ۰۸:۲۰
RE: یادش به خیر.... - پیرمرد - ۱۳۹۳/۱۱/۷, عصر ۰۵:۴۹
RE: یادش به خیر.... - خانم لمپرت - ۱۳۹۳/۱۱/۱۰, صبح ۱۲:۳۰
RE: یادش به خیر.... - اسکورپان شیردل - ۱۳۹۳/۱۱/۱۱, عصر ۰۱:۱۰
RE: یادش به خیر.... - BATMAN - ۱۳۹۳/۱۱/۱۱, عصر ۱۰:۳۸
RE: یادش به خیر.... - پیرمرد - ۱۳۹۳/۱۱/۱۲, عصر ۰۸:۳۲
RE: یادش به خیر.... - پیرمرد - ۱۳۹۳/۱۱/۲۱, عصر ۰۳:۵۲
RE: یادش به خیر... - برو بیکر - ۱۳۹۳/۱۱/۲۲, عصر ۰۶:۰۳
RE: یادش به خیر... - خانم لمپرت - ۱۳۹۳/۱۱/۲۷, صبح ۱۱:۰۲
RE: یادش به خیر... - منصور - ۱۳۹۳/۱۱/۲۸, صبح ۱۰:۰۹
RE: یادش به خیر... - پیرمرد - ۱۳۹۳/۱۲/۱, عصر ۱۱:۳۳
RE: یادش به خیر... - اکتورز - ۱۳۹۳/۱۲/۲, صبح ۰۵:۲۹
RE: یادش به خیر... - پیرمرد - ۱۳۹۳/۱۲/۲۰, صبح ۰۹:۴۱
RE: یادش به خیر... - جروشا - ۱۳۹۳/۱۲/۲۶, عصر ۰۷:۱۵
یادش به خیر... - پیرمرد - ۱۳۹۴/۳/۱۱, عصر ۰۳:۲۳
RE: یادش به خیر... - BATMAN - ۱۳۹۴/۳/۲۸, صبح ۰۴:۳۷
RE: یادش به خیر... - کارآگاه علوی - ۱۳۹۴/۵/۱۶, صبح ۱۲:۱۶
RE: یادش به خیر... - آلبرت کمپیون - ۱۳۹۴/۶/۹, صبح ۱۱:۵۹
یادش به خیر روپولی - آلبرت کمپیون - ۱۳۹۴/۶/۱۰, صبح ۱۱:۴۰
RE: یادش به خیر روپولی - آلبرت کمپیون - ۱۳۹۴/۶/۱۰, عصر ۰۳:۳۱
RE: یادش به خیر روپولی - بولیت - ۱۳۹۴/۶/۱۰, عصر ۰۷:۵۴
RE: یادش به خیر روپولی - آلبرت کمپیون - ۱۳۹۴/۶/۱۰, عصر ۰۸:۱۲
RE: یادش به خیر... - جروشا - ۱۳۹۴/۷/۳۰, صبح ۰۲:۱۳
RE: یادش به خیر... - حمید هامون - ۱۳۹۴/۸/۲۰, عصر ۰۴:۲۱
RE: یادش به خیر... - آلبرت کمپیون - ۱۳۹۴/۸/۲۱, عصر ۰۹:۰۳
RE: یادش به خیر... - آلبرت کمپیون - ۱۳۹۴/۹/۸, عصر ۰۶:۱۳
RE: - Memento - ۱۳۹۴/۹/۱۵, عصر ۰۴:۰۸
RE: - زبل خان - ۱۳۹۴/۹/۱۶, صبح ۰۷:۰۲
RE: - سروان رنو - ۱۳۹۴/۹/۱۷, صبح ۰۱:۰۰
RE: یادش به خیر... - جیمز باند - ۱۳۹۴/۹/۲۵, عصر ۱۲:۳۴
RE: یادش به خیر... - جیمز باند - ۱۳۹۴/۱۰/۶, عصر ۰۶:۰۹
RE: یادش به خیر... - اسکورپان شیردل - ۱۳۹۴/۱۰/۶, عصر ۰۶:۵۸
RE: یادش به خیر... - خانم لمپرت - ۱۳۹۴/۱۰/۶, عصر ۰۹:۳۴
RE: یادش به خیر... - آلبرت کمپیون - ۱۳۹۴/۱۰/۷, صبح ۱۲:۱۰
RE: یادش به خیر... - Papillon - ۱۳۹۴/۱۰/۷, عصر ۱۰:۱۴
RE: یادش به خیر... - حمید هامون - ۱۳۹۴/۱۰/۱۶, عصر ۰۴:۰۴
RE: یادش به خیر... - پهلوان جواد - ۱۳۹۹/۴/۲, عصر ۰۶:۲۲
RE: یادش به خیر... - سروان رنو - ۱۳۹۵/۸/۵, صبح ۱۲:۲۳
RE: یادش به خیر... - Joe Bradley - ۱۳۹۵/۹/۱۲, عصر ۰۹:۱۴
RE: یادش به خیر... - سروان رنو - ۱۳۹۶/۴/۱۷, عصر ۱۰:۱۶
RE: یادش به خیر... - BATMAN - ۱۳۹۶/۸/۲۸, عصر ۰۶:۰۱
RE: یادش به خیر... - BATMAN - ۱۳۹۶/۹/۱۶, عصر ۰۸:۴۲
RE: یادش به خیر... - سروان رنو - ۱۳۹۷/۱۱/۸, عصر ۰۹:۲۱
RE: یادش به خیر... - Savezva - ۱۳۹۷/۱۱/۱۷, عصر ۰۹:۴۹
RE: یادش به خیر... - پهلوان جواد - ۱۳۹۹/۳/۸, عصر ۰۳:۴۳
RE: یادش به خیر... - پهلوان جواد - ۱۳۹۹/۳/۱۲, عصر ۰۷:۵۵
RE: یادش به خیر... - پهلوان جواد - ۱۳۹۹/۳/۱۵, صبح ۰۹:۵۳
RE: یادش به خیر... - پهلوان جواد - ۱۳۹۹/۳/۱۸, عصر ۰۱:۰۲
RE: یادش به خیر... - پهلوان جواد - ۱۳۹۹/۳/۲۰, عصر ۰۴:۲۴
RE: یادش به خیر... - لوک مک گرگور - ۱۳۹۹/۳/۲۸, عصر ۱۱:۲۴
RE: یادش به خیر... - پهلوان جواد - ۱۳۹۹/۴/۲۰, عصر ۰۴:۴۳
RE: یادش به خیر... - Kathy Day - ۱۳۹۹/۴/۲۴, صبح ۰۳:۲۴
RE: یادش به خیر... - پهلوان جواد - ۱۳۹۹/۵/۶, عصر ۰۶:۴۵
RE: یادش به خیر... - Kathy Day - ۱۳۹۹/۵/۸, عصر ۰۴:۵۰
RE: یادش به خیر... - پهلوان جواد - ۱۳۹۹/۵/۱۰, صبح ۱۱:۴۲
RE: یادش به خیر... - پهلوان جواد - ۱۳۹۹/۵/۱۸, عصر ۱۰:۲۱
RE: یادش به خیر... - پهلوان جواد - ۱۳۹۹/۶/۹, صبح ۱۰:۰۱
RE: یادش به خیر... - پهلوان جواد - ۱۳۹۹/۶/۱۴, صبح ۱۱:۲۳
RE: یادش به خیر... - پهلوان جواد - ۱۳۹۹/۷/۱۶, عصر ۱۰:۴۵
RE: یادش به خیر... - پهلوان جواد - ۱۳۹۹/۸/۱۰, عصر ۱۰:۰۰
RE: یادش به خیر... - پهلوان جواد - ۱۳۹۹/۸/۲۷, عصر ۰۸:۰۴
RE: یادش به خیر... - آلبرت کمپیون - ۱۳۹۹/۱۲/۳, عصر ۱۱:۰۶
RE: یادش به خیر... - مراد بیگ - ۱۴۰۰/۷/۲, عصر ۰۸:۴۲
RE: یادش به خیر... - سروان رنو - ۱۴۰۰/۹/۴, عصر ۰۹:۰۷
RE: یادش به خیر... - پهلوان جواد - ۱۴۰۱/۳/۱۵, عصر ۰۱:۴۳
RE: یادش به خیر... - Emiliano - ۱۴۰۱/۳/۱۵, عصر ۰۲:۵۵
RE: یادش به خیر... - سروان رنو - ۱۴۰۱/۳/۱۶, عصر ۰۳:۳۷
RE: یادش به خیر... - پهلوان جواد - ۱۴۰۱/۳/۱۶, عصر ۰۴:۴۵
RE: یادش به خیر... - Savezva - ۱۴۰۱/۳/۱۷, عصر ۰۶:۰۱
RE: یادش به خیر... - آیوانهو - ۱۴۰۱/۳/۱۸, صبح ۰۲:۰۰
RE: یادش به خیر... - آیوانهو - ۱۴۰۱/۳/۱۸, عصر ۰۳:۰۱
RE: یادش به خیر... - سروان رنو - ۱۴۰۱/۳/۲۵, عصر ۰۱:۱۷
RE: یادش به خیر... - کلانتر چانس - ۱۴۰۱/۴/۳۰, صبح ۰۹:۲۰
RE: یادش به خیر... - سروان رنو - ۱۴۰۱/۵/۷, عصر ۰۸:۲۱
RE: یادش به خیر... - کلانتر چانس - ۱۴۰۱/۵/۸, صبح ۰۷:۴۸
RE: یادش به خیر... - کلانتر چانس - ۱۴۰۱/۵/۱۸, صبح ۱۰:۵۴
RE: یادش به خیر... - rahgozar_bineshan - ۱۴۰۱/۸/۱۶, عصر ۱۲:۴۲
RE: یادش به خیر... - کلانتر چانس - ۱۴۰۳/۸/۱۴, عصر ۰۱:۵۲
RE: یادش به خیر... - آرلینگتون - ۱۴۰۱/۱۱/۱۳, صبح ۱۲:۲۷
RE: یادش به خیر... - آرلینگتون - ۱۴۰۱/۱۲/۱۸, صبح ۰۵:۵۵
RE: یادش به خیر... - پهلوان جواد - ۱۴۰۲/۱/۶, عصر ۰۵:۰۵
RE: یادش به خیر... - آلبرت کمپیون - ۱۴۰۲/۳/۱۳, صبح ۱۱:۴۸
RE: یادش به خیر... - سروان رنو - ۱۴۰۳/۷/۳, عصر ۱۰:۲۳
RE: یادش به خیر... - کلانتر چانس - ۱۴۰۳/۸/۲۱, عصر ۰۴:۰۲
یادش بخیر آبعلی ! - BATMAN - ۱۴۰۳/۱۲/۲۶, صبح ۰۳:۵۸
RE: یادش به خیر... - master of puppet - ۱۴۰۴/۵/۱۱, صبح ۰۷:۳۹
RE: یادش به خیر... - Dude - ۱۴۰۴/۹/۲, صبح ۰۹:۲۹
RE: یادش به خیر... - master of puppet - ۱۴۰۴/۹/۶, عصر ۰۲:۰۶
RE: یادش به خیر... - دکتر دیتون - ۱۴۰۴/۱۰/۲۶, صبح ۱۰:۱۶
RE: یادش به خیر... - پهلوان جواد - ۱۴۰۴/۱۰/۲۷, عصر ۱۲:۲۱
RE: یادش به خیر... - mr.anderson - ۱۴۰۴/۱۰/۲۶, عصر ۰۷:۵۹
RE: یادش به خیر... - BATMAN - ۱۴۰۵/۴/۷, عصر ۱۱:۰۳
گربه - سگ - مراد بیگ - ۱۴۰۵/۴/۱۳, عصر ۱۱:۵۰
RE: یادش به خیر - ترینیتی - ۱۳۹۴/۶/۱۸, عصر ۰۵:۰۸
Re: یادش به خیر... - Schindler - ۱۳۹۴/۱۰/۱۶, عصر ۰۵:۴۰
یادش بخیر خان بابا - BATMAN - ۱۳۹۴/۱۱/۲۲, صبح ۰۱:۵۴