[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 3 رای - 3.33 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خاطرات سودا زده من
نویسنده پیام
رابرت آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 152
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۰/۶/۲۰
اعتبار: 30


تشکرها : 2345
( 2212 تشکر در 152 ارسال )
شماره ارسال: #56
اولین چیزهایی که یک نویسنده باید به آنها بیندیشد!

یکی از مشکلاتی که در جلسات بررسی طرح و فیلمنامه با بیشتر تهیه‌کننده‌ها و نویسندگان داشتیم، طریقه پر کردن برگه‌های اطلاعات اثر بود. فرمی سه صفحه‌ای که ارائه‌کنندگان طرح ملزم بودند آن را به دقت تکمیل کرده و در کنار طرح یا فیلمنامه اصلی تحویل دهند تا اثر پیشنهادی با دقت بیشتری بررسی شود. (این روال تقریباً در همه دنیا عادی است.)

در این برگه‌ها می‌بایست مواردی همچون: تِم اثر،* خلاصه یک خطی، خلاصه پنج خطی و خلاصه یک صفحه‌ای، ژانر اثر،** مخاطب و پیشینه نویسنده (ارائه‌کننده) طرح یا فیلمنامه قید می‌شدند.

اما متأسفانه اغلب ارائه‌کنندگان طرح، این فرم را به درستی تکمیل نمی‌کردند و تنها بخشی که با فراغ بال و علاقه پر می‌شد، قسمت رزومه و آثار پیشین بود که اغلب بسیار مطول و مثنوی هفتاد من بود!

هنوز هم نمی‌توانم تصور کنم که چطور بعضی نویسندگان -گاه پر مدعا- نمی‌توانستند تِم طرح یا داستان خود را ذکر کنند! و اصلاً اهمیت آن را منکر می‌شدند!

بسیاری نمی‌توانستند خلاصه طرح‌شان را در قالب یک خط، پنج خط و یا یک صفحه توضیح دهند.***

بعضی تا روز ارائه طرح نمی‌دانستند که این اثر را برای کدام مخاطب خواهند ساخت؟! (از منظر جنسیت، سن، شغل، سطح تحصیلات، اقلیم جغرافیایی و ...)

بیشتر ارائه‌دهندگان طرح و فیلمنامه، حتی به ژانر اثر خود فکر نکرده و معتقد بودند، بعد از نوشتن کامل آن، ژانرش خود به خود معلوم خواهد شد!!!

نکته تأسف‌بارتر اینکه حتی در بسیاری از سایت‌های اینترنتی ژانر، موضوع و قالب را با هم اشتباه گرفته و تقسیم‌بندی‌های غیر استانداردی مثل ژانر بر اساس نوع ساخت دارند! (مثلاً سینمایی، انیمیشن و ...)

ان‌شاءالله در چند پست بعدی بر روی مبحث ژانر متمرکز شده و درمورد چهار ژانری که ذهن من با آنها تعارض جدی دارد، مطالبی را تقدیم خواهم کرد. یکی در سطح جهانی و سه مورد بعدی در ایران...

---------------------------------------------

* تِم (Theme): فقط یک کلمه است. تم به کلیت و اصلی‌ترین موضوع یک اثر اشاره می‌کند. تم آن قدر جهان‌شمول است که تمام مخاطبان دنیا، در همان نگاه اول، آن کلمه را برای اثر مشترک به کار می‌برند. کلماتی مثل: عشق، انتقام، بخشش، انسانیت، تنفر و ... از جمله متداول‌ترین تم‌های متداول هستند. به عنوان نمونه، تم فیلم "تایتانیک"، عشق است و یا تم فیلم "اولین خون"، انتقام است.   

** ژانر (Genre): کلمه‌ای فرانسوی است و برای دسته‌بندی آثار مختلف (ادبی، سینمایی، تلویزیونی و ...) از منظر محتوا و فرم به کار می‌رود. برای جاگیری آثار مختلف در یک دسته، می‌بایست تشابهات فرم و نمادهای مفهومی و محتوایی یکسان وجود داشته باشد.

*** یک داستان‌پرداز حرفه‌ای باید قادر باشد، خلاصه داستان خود را به طرق مختلف تعریف کند. این کار، یکی از تمرین‌های مؤثر در ایجاد خلاقیت و نگارش داستان است. حُسن این نوع خلاصه‌پردازی؛ پردازش پیرنگ، قهرمان و ضد قهرمان داستان، فراز و فرود، چالش‌ها، گره‌افکنی و گره‌گشایی داستان است. به عنوان نمونه و برای توضیح بهتر مطلب، خلاصه یک خطی، پنج خطی و یک صفحه‌ای سریال ۱۱ قسمتی Alaska Daily را که به تازگی دیده‌ام در زیر می‌آورم:

***(بدیهی است مطالعه این خلاصه‌ها باعث لو رفتن داستان می‌شود.)***

***(معیار نگارش در برگه‌های ما، استفاده از فونت نازنین و یا میترا با اندازه ۱۴ و فاصله بین خطوط ۱.۵ بود.)***

خلاصه یک خطی: 

"آیلین فیتزجرالد"، زنی خبرنگار در روزنامه‌ای ملی است که به خاطر گزارش‌های جنجالی خود، ناچار به روزنامه‌ای محلی منتقل می‌شود.

خلاصه پنج خطی:

"آیلین فیتزجرالد"، زنی میان‌سال و خبرنگاری تحقیقی است که با مقالات بی‌طرفانه خود در زمینه‌های اجتماعی و سیاسی شناخته می‌شود. افشاگری او درمورد نامزد پست وزارت دفاع آمریکا، به واسطه دسیسه نامزد آن پست به فرجام نرسیده و "آیلین" ناچار می‌شود، برای ادامه فعالیت به روزنامه محلی "آلاسکا" که با سردبیریِ همکار کهنه‌کارش اداره می‌شود، نقل مکان کند. "آیلین" مسئول بررسی مرگ دختر بومی جوانی می‌شود که پرونده‌اش به فرجام نرسیده است. "آیلین" و همکارانش ضمن بررسی این پرونده، با نارسایی‌های اداری و فساد مسئولان محلی آشنا شده و با قلم‌زنی خود، مسئولان را وادار به عقب نشینی می‌کنند. در نهایت تحقیقات "آیلین" و همکارانش باعث شناسایی قاتل پس از دو سال می‌شود.

 خلاصه یک صفحه‌ای:

"آیلین فیتزجرالد" زنی میان‌سال و خبرنگار است که در روزنامه معروفِ نیویورکی مشغول فعالیت است. علت اشتهار او نوشتن مقالات تحقیقی بی­‌طرف و مخصوصاً کشف زد و بندهای سیاسی و اجتماعی است. او در آخرین مقاله خود، از فساد عظیم "گرین" (نامزد پیشنهادی پست وزارت دفاع) پرده برمی­‌دارد؛ اما به واسطه ضعف سند و دسیسه نامزد وزارت دفاع از کار بیکار می­‌شود. او به درخواست همکار قدیمی­‌اش (استنلی کورنیک) که اکنون سردبیر روزنامه محلی "آلاسکا"ست به آن ایالت رفته و قرار می‌شود، همراه دختر خبرنگاری به نام "راز فراندلی"، مقالات تحقیقی و روشنگر درمورد علت مرگ دختر جوانی به نام "گلوریا نانمک" بنویسد. جنازه "گلوریا"ی جوان که دختری بومی است، دو سال پیش و با وضعیتی بسیار اسفناک در میان دشت پر از برف پیدا شده؛ اما پلیس محلی بدون آنکه هیچ اقدامی برای پیدا کردن علت مرگ انجام دهد، پرونده را باز نگه داشته است!

"آیلین" در خلال تحقیقات خود متوجه می­‌شود، این اولین مرگ مشکوک از این نوع نبوده و طی ۱۵ سال اخیر، صدها تعرض، مفقودی و قتل گزارش نشده زنان بومی در منطقه آلاسکا به وقوع پیوسته است!

"آیلین" و "راز" -به همراه سایر اعضای تحریریه روزنامه آلاسکا- در طی این مدت، با موارد مهم اجتماعی و سیاسی منطقه روبرو شده و مقالاتی تأثیرگذار درمورد آنها می­‌نویسند. معضلاتی چون:

ناکارآمدی و فساد پلیس محلی، تبعیض بین شهروندان منطقه و عدم توجه به بومیان، سیستم پر فساد قضایی، عدم راه‌­اندازی تجهیزات نمونه­‌گیری از بزهکاران، تأثیر افراد طرفدارِ دولت در فضای مجازی و سایبری با پست‌های بحران­‌زا، عدم توجه به تعرض جنسی به زنان و دختران بومی، نفوذ نماینده فاسد محلی در سنا و طرفداری او از افراد ثروتمند، تلاش اشخاص با نفوذ برای تصاحب و تغییر کاربری اراضی طبیعی-ملی و ...

***

مقالات روشنگرانه اعضای روزنامه، باعث می­‌شود بسیاری از فسادها و معضلات برملا شده و مسئولان تحت تأثیر افکار عمومی و فشار مردم، نسبت به برطرف کردن مشکلات و فساد اقدام کنند.

­همچنین با تلاش­‌های "آیلین" و "راز" و علیرغم میل "فرماندار"، پرونده مرگ "گلوریا" دوباره به جریان افتاده و این بار، جوانی بومی به نام "توبی کرنشا" با شکنجه و اعتراف اجباری، به عنوان قاتل "گلوریا" معرفی می­‌شود؛ اما "آیلین" و "راز" که با موارد عجیبی در این پرونده مواجه شده‌­اند، پا پس نکشیده و متوجه می­‌شوند که قاتل فرد دیگری به نام "ازرا فیشر" است. نهایتاً با تلاش این دو نفر و سایر همکاران­‌شان در روزنامه "آلاسکا" فرمانداری مجبور می‌­شود، "توبی" را آزاد کرده و "فیشر" را دستگیر کند.

پس از پایان موفقیت‌آمیز این ماجرا، "آیلین" که به این منطقه عادت کرده، از بازگشت به نیویورک منصرف شده و ترجیح می­‌دهد در آلاسکا به فعالیت خود ادامه دهد...


يا رادَّ ما قَدْ فات... (ای برگرداننده آنچه از دست رفته است...)
۱۴۰۲/۷/۲ صبح ۱۱:۱۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مارک واتنی, Emiliano, دون دیه‌گو دلاوگا, مموله, مراد بیگ, شارینگهام, سروان رنو, لوک مک گرگور, Classic, کوئیک, rahgozar_bineshan, مورفیوس, soheil, اکتورز, آدمیرال گلوبال, باربوسا, کلانتر چانس
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
خاطرات سودا زده من - سروان رنو - ۱۴۰۰/۶/۳۰, عصر ۱۰:۰۹
پیش شماره - رابرت - ۱۴۰۰/۶/۳۱, عصر ۰۹:۳۵
خارج از نوبت - رابرت - ۱۴۰۰/۷/۱۸, عصر ۱۱:۳۲
آنا... - رابرت - ۱۴۰۱/۲/۵, عصر ۰۵:۲۷
RE: آنا... - مموله - ۱۴۰۱/۲/۵, عصر ۰۹:۳۵
RE: خاطرات سودا زده من - سروان رنو - ۱۴۰۲/۲/۳۱, صبح ۰۱:۱۸
RE: خاطرات سودا زده من - Classic - ۱۴۰۲/۳/۱, صبح ۱۱:۰۵
RE: خاطرات سودا زده من - سناتور - ۱۴۰۲/۳/۴, عصر ۰۳:۲۳
RE: خاطرات سودا زده من - سروان رنو - ۱۴۰۲/۱۱/۲۵, عصر ۱۰:۳۵