سالهاست که دو سؤال مهم ذهن مرا به خود مشغول کرده است:
اول: مسئولان شهری چه پدر کشتگی با اماکن تفریحی دارند؟!
هر چه بیشتر فکر میکنم، کمتر میفهمم و فقط بر بهت و حیرتم افزوده میشود. اوایل فقط سالنهای سینما و تئاتر تغییر کاربری داده و یا اصلاً به ویرانه تبدیل میشدند؛ اما حالا حدود دو دهه است که دیگر به پارکها و شهر بازیها هم رحم نمیشود!
متأسفانه در حالیکه روند ویرانی سینماها از دو دهه پیش، دگر بار شدت یافت؛ قطع کردن درختان و تعطیلی شهر بازیها نیز در دستور کار قرار گرفت. (دست کم فقط چهار سینما {جمهوری، آسیا، اروپا و شهر قشنگ} که تا اواسط دهه هشتاد در خیابان جمهوری فعال بودند و فیلمهای سینمایی را اکران میکردند، به کل تعطیل شده و به خیل سینماهای لاله زار پیوستند.
)
به هر حال در این چند خط میخواهم یادی کنم از چند پارک بازی و بوستان در تهران که طی این پانزده-شانزده سال با بهانههای مختلف به خاطرهها پیوستند. البته بعید میدانم اوضاع این موجودات نازنین و زبانبسته و پارکها و شهر بازیها در شهرهای دیگر نیز، بهتر از تهران باشد.**
۱) اولین شوک با نابودی بوستان کوچک باغ کودک قلهک وارد شد. این پارک که اواسط دهه چهل خورشیدی افتتاح شده بود، در واقع یکی از قبرستانهای بسیار قدیمی منطقه قلهک بوده و از همان ابتدا، درختان سر به فلک کشیده کاج، زیبایی فراوانی به آن هدیه کرده بودند. از آنجا که دوران تحصیلی راهنمایی و دبیرستان من در قلهک گذشت، تقریباً هر روز از جلوی آن عبور کرده و هوای تازهای به ریه میرساندم. چه روزها که به اقتضای سن، قرار دعواهای بعد از مدرسهمان داخل همین پارک بود و البته آشتیهای پس از دعوا!

باغ کودک قلهک در دهه ۵۰ خورشیدی
در ضلع شمالی پارک، کتابخانه عمومی شهید بهشتی قرار داشت. سقف ساختمان قدیمی آن با شیروانی پوشیده شده و فضای پارک به زیبایی ورودی آن میافزود. به هر حال، حدود دو سال از بهترین سالهای زندگی من در این کتابخانه گذشت. از ۱۱ تا ۱۳ سالگی عضو کتابخانه بودم و تمام وقتم در آنجا سپری میشد. مخصوصاً بعد از ظهرهای گرم تابستان، سالن مطالعه خنکِ کتابخانه و سکوت مطلقش بهترین مأمن اهالی مطالعه و کتاب بود.

ضلع جنوبی کتابخانه عمومی شهید بهشتی که سالها پیش تخریب شد

باغ کودک قلهک در دهه ۷۰ خورشیدی
باغ کودک قلهک در اواسط دهه هشتاد به بهانه راهاندازی مترو، طی چند روز با خاک یکسان شد و حتی یک درخت آن را باقی نگذاشتند. کتابخانه نیز کاملاً تخریب شد و دیگر هیچ نماد و نشانی از آن نیست... (در واقع ایستگاه متروی قلهک، دقيقا محل این پارک را اشغال کرده است.)
۲) نابودی قسمتی از تپه قیطریه (تقاطع خیابان دکتر شریعتی) دومین شوک بزرگ به بافت طبیعی منطقه بود. این تپه دارای پوشش گیاهی زیبایی بود و به واسطه برتری بلندی چند متریاش بر خیابان شریعتی، منظره زیبا و هوای مطبوعی داشت و مردم برای پیکنیک به آنجا میآمدند. این منطقه نیز به بهانه ایجاد مترو کاملاً تخریب شد.
۳) از اوایل دهه هشتاد، قطعاتی از ضلع شرقی پارک ملت به بهانه راهاندازی تونل زیر زمینی حصارکشی شد و کارگاه ساختمانی مترو در آن درست شد. اکنون در این بخش، ساختمانی بد قواره و بیروح با سنگ مرمر خاکستری ساخته شده که پر از انرژی منفی است.
۴) در اوایل دهه هشتاد، شهر بازی مینی سیتی که در واقع اولین پارک بازی به سبک و سیاق جدید در تهران بود، تعطیل و اندکی بعد کار ساخت ایستگاه متروی محلاتی در آن آغاز شد. این شهر بازی در شمال شمیران و منطقهای خوش آب و هوا واقع شده بود و حتی پدران و مادران ما خاطرات خوشی از آن داشتند.
۵) اما وحشتناکترین روند نابودی یک پارک، بیگمان به انهدام شهر بازی تهران تعلق دارد. شهر بازی در تقاطع بزرگراه چمران با خیابان سئول واقع شده بود و در سال ۱۳۸۵ با بهانههایی همچون کاهش ترافیک منطقه و تعریض بزرگراه تعطیل و ویران شد.*** از بخت بد، آن هنگام برای آمد و رفت به سازمان صدا و سیما هر روز از این بزرگراه تردد میکردم و شاهد ویرانی هر روزه آن با بیلهای مکانیکی عظیمالجثه و کندن وسایل و اسباب بازیها بودم. شهر بازی به نوعی آخرین خاطره مشترک نوجوانان و جوانان نسل ما بود که بارها و بارها در آن تفریح کرده و برای ساعاتی روزمرگیهامان را فراموش کرده بودیم.




نماهایی از شهر بازی تهران
سالها پیش از این تاریخ، پارک بازی میدان ونک که آن را فان فار صدا میکردند، تعطیل شده بود؛ اما چرخ و فلک آن تا همین چند سال پیش از خیابان دیده میشد. همانطور که اشاره شد دو-سه سال قبل از تعطیلی شهر بازی بزرگراه چمران، پارک بازی مینی سیتی هم تعطیل شده بود و با تعطیلی شهر بازی، عملاً پارکهای بازی سهگانه مهم و خاطرهانگیز پایتخت برای همیشه نابود شدند...

پارک بازی فان فار در میدان ونک، دهه ۵۰ خورشیدی
۶) از اواسط دهه هشتاد، بخش وسیعی از ضلع جنوب غربی پارک ملت یکی دیگر از مناطقی بود که آسیب فراوان دید. قسمتی از آن به تأسیس بزرگراه کردستان اختصاص یافت؛ اما نکته مضحک و دردناک اینکه همزمان با تعطیلی سینماها در شهر، بخش بزرگی از فضای سبز این پارک زیبا به احداث پردیس سینمایی ملت اختصاص یافت!

آنچه در این تصویر میبینید، تنها بخش بسیار کوچکی از تخریب پارک ملت برای تأسیس فاز اول پارکینگ پردیس سینمایی است
۷) آخرین نمونهای که میخواهم به آن اشاره کنم، باغ بزرگی است که در خیابان دکتر شریعتی و روبروی مجتمع تفریحی بولینگ (عبدوی سابق) واقع شده است. این باغ برای استفاده عموم وقف شده بود؛ اما اکنون در اختیار شرکت متروست.
اما سؤال دوم: چرا هیچ وقت برای راهاندازی و توسعه مترو، تعریض خیابان و اتوبان، باز کردن گره ترافیکی و ... زمینها و مغازههای اطراف خریداری نمیشوند و اولین و تنها راه حل، تیشه و ارّه انداختن به جان پارکها و بوستانهاست؟!
***
هنوز هم وقتی به یاد پایههای بلند و عظیم چرخ و فلک شهر بازی -که آن را به صورت افقی روی زمین دراز کرده بودند- میافتم، افسرده و غمگین میشوم. گویا محتضری را میبینم که تمنا دارد کمکش کنند تا نفس آخر را به راحتی بکشد و برای همیشه دَم فرو بندد. آخر این اسباب بازیها عمری به صدای شادی بچهها و نشاط مردم انس گرفته بودند و طاقت صدای نخراشیده بیلهای مکانیکی و جرثقیلها را نداشتند...
---------------------------------------------------------------------------
* شعر از سعدی شیرین گفتار
** جدای تعداد زیادی از درختان چنار خیابان ولی عصر (حدّ فاصل چهار راه پارک وی تا میدان ولی عصر) که بیرحمانه و به بهانه آفتزدگی قلع و قمع شدند و یا درختان کهنسال خیابان آزادی که به بهانه راهاندازی اتوبوس BRT توسط ارّههای برقی نابود شدند و یا تعداد بیشمار درختان پارک جنگلی چیتگر که برای ایجاد دریاچه و احداث بزرگراه حکیم و همت از ریشه درآمدند و نهالهای جوان پارک جنگلی وردآورد که حتی به تعداد انگشتان یک دست عمر نکردند...
*** طی سالیان بعد، نه تنها هیچ گره ترافیکی منطقه باز نشد؛ بلکه روز به روز بر حجم ترافیک افزوده شد و میشود.
**** عکاس هیچ کدام از عکسها را نمیشناسم و طی سالیان متمادی آنها را آرشیو کردهام. امیدوارم موفق و سلامت باشند.