[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نقد های سرپایی
نویسنده پیام
لوک مک گرگور آفلاین
جوینده َطلا
***

ارسال ها: 220
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۶/۳۱
اعتبار: 24


تشکرها : 1033
( 1855 تشکر در 216 ارسال )
شماره ارسال: #91
RE: نقد های سرپایی

سالهای سال است که تلویزیون ملی را تماشا نمی کنم. در ابتدا به خاطر این بود که به شبکه های تلویزیون ایران دسترسی نداشتم. امروزه هم تنها بعضی از فیلم های خارجی (غیر هالیوودی) پخش شده از تلویزیون ملی که دسترسی به آنها به شکل های دیگر ابدا ساده نیست را گاهی از اینترنت دانلود و تماشا می کنم. همین فاصله من از تلویزیون باعث شده بود که بالغ بر ده سال پیش وقتی برای اولین بار سریال انگلیسی از لارک رایز به کندلفورد پخش می شد تماشایش نکنم. چند وقت پیش دلتنگ سریال های به مانند خانواده کمپل، قصه های جزیره، رودخانه برفی، خانواده رابینسون و غیره شدم. سریال های که نقاط ضعف خود را داشتند اما شخصیت پردازی هایشان درست صورت گرفته بود و داستان های جالبی را نیز به تصویر می کشیدند. به نوعی هوس سریال های را کرده بودم که در قرن نوزدهم سیر می کنند و داستان‌هایش شان نیز در فضایی باز چون طبیعت و جنگل در چارچوبی عمدتاً خانوادگی و ماجراجویانه شکل می گرفتند. همانطور که می دانید سالهاست مشابه این آثار را نداریم. از آنجایی که احساس کردم سریال از لارک رایز تا کندلفورد که در ایران با عنوان دهکده خاطرات پخش می شده می تواند عطش مرا تا حدودی رفع نماید, آنرا دانلود کرده و به تماشایش نشستم و به تجربه ای دست یافتم که ای کاش نمی یافتم!!!

با سریالی مواجه شدم به شدت خسته کننده و ملال آور. همه چیز عجولانه شکل می گیرد و این در حالی است که اصلا محتوایی وجود ندارد! در ابتدا دختر جوانی به نام لورا را می بینیم که برای کمک رسانی به خانواده اش مجبور می شود از روستای خود لارک رایز به شهر مجاور برود و در پستخانه خاله اش به کار مشغول شود. ما در همان قسمت اول باید بپذیریم این دختر که علاقه ای به ترک خانواده اش ندارد، به سرعت با محیط کار انس می گیرد و حتی تصمیمات مهم کاری اتخاذ می کند. در قسمت های بعد منتظریم که بعد بیشتری از شخصیت او ببینیم، اما قسمت ها می گذرند و ما هنوز او را به خوبی نمی شناسیم. سریال از بس پر کاراکتر است که اصلاً فراموش می کند لورا نقش اصلی است و بارها او را در حاشیه قرار می دهد. حتی فاصله زمانی و مکانی به خوبی رعایت نشده است. به طور مثال در یک سکانس می بینیم که لورا در پستخانه پیش خاله اش است و در سکانس بعد وی در خانه دارد با مادرش صحبت می کند. درست است که فاصله لارک رایز و کندلفورد چندان زیاد نیست، اما معتقدم حداقل باید طوری نشان می دادند که بیننده واقعا احساس کند که اینها دو مکان متفاوت هستند. اینگونه تغییر سبک زندگی لورا، دلتنگی و نگرانی هایش برای خانواده بیشتر احساس می شد و بار دراماتیک بیشتری به اثر می داد. همانطور که در سریال رویای سبز بیننده احساس می کرد که شخصیت اصلی برای ادامه تحصیل و بعدها تدریس وارد مکانی دیگر شده و شرایط محیطی کاملا متفاوت با آنچه در گذشته از سر گذرانده است را تجربه می کند. البته شهری که آنشرلی عازم آن شده بود، بسیار و بسیار دورتر از مکانی بود که لورای دهکده خاطرات به آن پا گذاشته بود، اما همچنان برای حفظ بار دراماتیک داستان باید تأکید بیشتری بر مسافت دو مکان می شد.

کاراکترها تمام مدت در حال حرف زدن هستند و مدام سر مسائل پیش و پا افتاده جرو بحث می کنند. البته در دنیای واقعی اینجور بحث ها وجود دارد، اما وقتی سریالی تمام انرژی خود را بر روی مسائل پیش و پا افتاده بگذارد، یعنی اینکه یک جای کار دارد می لنگد! بخش های نسبتاً طنزی هم وجود دارند تا به سریال تنوع ببخشند، اما همان ها هم تنها در چارچوب بحث های بی محتوا شکل گرفته اند. سریال فصل به فصل بدتر می شود. البته نه لزوما به این معنا که فصل اول بهتر از سایر فصل هاست. اما با این وجود بیننده حداقل فکر می کند که شاید سریال هنوز در حال معرفی کاراکترهاست و کمی زمان می برد تا شخصیت ها کار قابل توجهی انجام دهند. اما هر چه داستان به جلو می رود بیشتر متوجه می شویم که کاراکترها اصلا کاری برای انجام دادن ندارد. تنها هستند که باشند!

مهمترین کاری که کاراکترها در طول سریال انجام می دهند، دل بستن به دیگری است که همان هم درست پرداخته نشده است. همینجوری از یکی خوششان می آید و بعد دوباره همینجوری از یکی دیگر خوششان می آید! به عبارتی نقش ها رشد و پرورش چندانی ندارند. بسیاری از کاراکترها در یک فصل به شکل خنثی وجود دارند و بعد از سریال حذف می شوند. به طوری که اصلاً نمی فهمیم چرا بودند و چرا رفتند. با تماشای این سریال احساس پوچی نیز به سراغم می آمد. چرا که بیش از حد به روزمرگی های زندگی می پرداخت و این حس را منتقل می کرد که زندگی ساکن و فاقد تنوع و هیجان است و ما تنها باید گذر عمر را بپذیریم. این حس را بیشتر آن زوج کهنسالی القا می کردند که گاهی از اینکه به سادگی عمری ازشان گذشته بود احساس بدی داشتند.

ما از همان قسمت ابتدایی با خواهران و برادر لورا آشنا می شویم. اما سریال هر چه جلوتر می رود، تنها آنها را می بینیم و می بینیم و می بینیم بدون آنکه بفهمیم که چرا هستند و چه شخصیتی دارند و اصلا چه کمکی به پیشبرد داستان می کنند. تنها هستند و غذا می خورند! چند فصل می گذرد تا در نهایت کمی بیشتر با برادر لورا آشنا می شویم که البته باز هم حضورش لنگ در هوا است! همین مسئله درباره خواهران و برادر الف نیز صدق می کند. الف پسر جوانی است که در غیاب پدر و مادرش مراقبت از خواهران و برادر کوچکترش را برعهده می گیرد. با این وجود چون بیننده بر روی شخصیت بچه ها و حتی نوع روابط انها با برادر بزرگترشان شناختی ندارد، دلسوزی های الف در قبال آنها نیز برایش ملموس جلوه نمی کند. درست مانند این است که وی از چند عدد عروسک مراقبت می کند!

شخصیت ها در کنار جنگل زندگی می کنند و این پتانسیل خوبی است که به داستان وجه ماجراجویانه هم ببخشد. همانطور که سریال هایی مانند خانواده کمپل، قصه های جزیره و یا رودخانه برفی اینگونه بودند. مثلاً نشان می دادند کودکی در جنگل گم می شود و همه به دنبالش می گردند و یا انسان های خبیث، سارقان و آدم ربایان در جنگل قایم می شدند و یا کسی را می دزدیدند و گروگان می گرفتند و این باعث می شد که هم کاراکتر ها و هم ما بیننده‌ها قدر ساعات خوشی را که در خانه با خانواده داشتیم بدانیم و یا اگر قهری وجود داشت، با این داستان های عبرت آمیز آنرا به آشتی تبدیل کنیم! اما دهکده خاطرات این پتانسیل را به طور کامل از دست داده تا ما فقط ببینیم کاراکترها تنها سر چیزهای بیخود سر هم داد می کشند. آنهم کاراکترهایی که اصلا پردازش لازمه را ندارند و شاید بشود گفت که به تیپ می مانند.

سانسور یکی از مقوله های است که بیشتر ماها از آن بیزاریم. یعنی مخصوصاً اگر سانسور یک سریال به خط روایی داستان آسیب بزند کلافه می شویم. اما سانسور و تغییر دیالوگ های این سریال که اتفاقا زیاد هم بودند به مذاقم خوش آمده بود. چرا که تماشای یک قسمت سی و پنج دقیقه ای اش هم بسیار کلافه ام می کرد، چه برسد به اینکه نسخه کامل پنجاه دقیقه ای اش را بخواهم ببینم! البته چون اکثر بازیگران اصلی این سریال خانم هستند، عده‌ای ممکن است بگویند که این سریال زنانه است و طبیعی است که رضایت آقایان را جلب نکند. اگرچه این مسئله ممکن است تا حدی درست باشد، اما این را هم باید در نظر گرفت که سریال قصه های جزیره نیز زنانه بود، اما باعث نمی شد که تنها خانم ها به تماشایش ترغیب شوند. بلکه تماشاگران آن سریال متشکل از مرد و زن و حتی کودک بودند. این در حالی بود که وقتی یک قسمت از دهکده خاطرات را می دیدم نزدیک پنج روز صبر می کردم تا دوباره قسمتی دیگر از آن را تماشا کنم. اینقدر بی معنی و آزار دهنده بود که حتی تماشای روزی یک قسمت نیز برایم غیر ممکن جلوه می کرد! تنها نکته مثبت سریال موسیقی تیتراژ ابتدایی آن بود که تا حدی گوش را نوازش می داد. نکته عجیب اینکه این سریال نسبتاً امتیاز بالایی آورده و هیچ کس را هم ندیدم که از آن ایراد بگیرد. خوب شاید این سریال مربوط به فرهنگ انگلیسی ها است و آنها چیزی را در آن می بینند که من به عنوان یک بیننده خارجی درکش نمی کنم.

در پایان شاید بپرسید که اگر آنقدر دهکده خاطرات برایت غیر قابل تحمل بود چرا اینهمه برایش وقت گذاشتی. جواب این را آن بالا توضیح دادم. اینکه دلتنگ سریال های خانوادگی_ماجراجویانه ای بودم که داستان هایشان در قرن نوزدهم می گذشت و کودکی و نوجوانی ام را با آنها سپری کرده بودم. برای همین به خودم امید واهی می دادم که ممکن است این سریال رفته رفته بهتر شود اما به قول معروف نشد که بشه.

می دانم که لذت بردن از یک اثر تا حد زیادی به سلیقه شخصی نیز بر می گردد و ممکن است کسانی در این کافه باشند که با این سریال به خوبی ارتباط برقرار کرده اند. اگر اینطور است خوشحال می شوم نظراتشان را بشنوم و شاید به نکات جالبی اشاره شود که من در تماشای سریال به آنها بی توجه ای کرده ام.


من به شانس اعتقاد ندارم. به خودم اعتقاد دارم!
۱۴۰۲/۶/۵ صبح ۰۹:۵۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رابرت, Emiliano, کنتس پابرهنه, پیرمرد, نیومن, مارک واتنی, سروان رنو, مراد بیگ, BATMAN, شارینگهام, کوئیک, Classic, rahgozar_bineshan, نسیم بیگ, باربوسا, کلانتر چانس, سناتور
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۵/۵/۶, عصر ۱۰:۰۲
RE: نقد های سرپایی - سروان رنو - ۱۳۹۵/۵/۱۱, عصر ۰۶:۰۶
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۵/۵/۱۱, عصر ۰۸:۰۱
RE: نقد های سرپایی - سروان رنو - ۱۳۹۵/۵/۱۱, عصر ۱۰:۵۳
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۵/۵/۱۴, صبح ۰۵:۴۰
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۵/۵/۲۶, عصر ۱۱:۵۴
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۵/۵/۲۷, صبح ۰۴:۱۸
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۵/۵/۳۰, صبح ۰۵:۵۶
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۵/۵/۳۱, صبح ۰۸:۵۳
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۵/۵/۳۱, عصر ۰۹:۲۷
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۵/۶/۱, عصر ۱۰:۵۲
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۵/۶/۲۱, عصر ۰۲:۱۷
RE: نقد های سرپایی - BATMAN - ۱۳۹۵/۶/۲۱, عصر ۱۰:۳۰
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۵/۹/۲۱, صبح ۰۲:۲۹
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۵/۱۰/۱۳, صبح ۰۸:۱۱
RE: نقد های سرپایی - سروان رنو - ۱۳۹۵/۱۰/۱۳, عصر ۰۶:۳۸
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۵/۱۰/۱۴, صبح ۰۱:۴۳
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۵/۱۰/۱۸, صبح ۰۲:۰۷
RE: نقد های سرپایی - مراد بیگ - ۱۳۹۵/۱۰/۱۸, صبح ۰۸:۲۶
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۵/۱۰/۲۲, صبح ۱۲:۰۶
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۵/۱۱/۲, صبح ۰۷:۳۸
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۵/۱۱/۳۰, عصر ۱۰:۱۵
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۶/۱/۲۰, عصر ۰۱:۳۷
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۶/۱/۲۷, صبح ۰۶:۰۰
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۶/۱/۲۷, عصر ۱۰:۵۲
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۶/۲/۳, صبح ۰۴:۲۹
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۶/۳/۱۹, صبح ۰۳:۳۴
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۶/۳/۱۹, عصر ۱۰:۲۴
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۶/۳/۲۸, صبح ۰۶:۱۶
RE: نقد های سرپایی - راجرز - ۱۳۹۷/۳/۷, صبح ۱۰:۵۱
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۸/۶/۱۸, صبح ۰۶:۰۲
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۸/۶/۱۹, صبح ۱۰:۱۷
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۸/۶/۲۶, عصر ۱۰:۴۵
RE: نقد های سرپایی - ماهی گیر - ۱۳۹۸/۹/۱۲, صبح ۰۹:۵۴
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۸/۹/۱۵, عصر ۰۵:۳۳
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۸/۹/۱۸, عصر ۱۱:۴۲
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۸/۹/۲۹, عصر ۰۶:۱۶
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۸/۱۰/۱, عصر ۱۱:۴۳
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۸/۱۰/۱۲, عصر ۰۵:۳۴
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۸/۱۱/۱۱, صبح ۰۱:۰۲
RE: نقد های سرپایی - Kathy Day - ۱۳۹۸/۱۱/۱۱, عصر ۰۸:۳۰
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۸/۱۱/۱۲, عصر ۰۹:۳۳
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۸/۱۱/۱۱, عصر ۰۳:۳۲
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۸/۱۱/۱۳, صبح ۱۲:۵۶
RE: نقد های سرپایی - ماهی گیر - ۱۳۹۸/۱۱/۱۳, صبح ۰۶:۱۷
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۸/۱۱/۱۳, عصر ۰۴:۱۸
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۸/۱۱/۱۸, عصر ۱۱:۰۱
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۸/۱۱/۲۳, عصر ۱۱:۰۷
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۹/۵/۶, عصر ۰۷:۳۶
RE: نقد های سرپایی - لوک مک گرگور - ۱۳۹۹/۵/۷, صبح ۰۶:۴۴
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۹/۵/۷, عصر ۰۶:۳۰
RE: نقد های سرپایی - Kathy Day - ۱۳۹۹/۵/۸, عصر ۰۴:۴۴
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۹/۶/۱۱, عصر ۰۸:۰۰
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۹/۶/۱۶, عصر ۰۹:۳۱
RE: نقد های سرپایی - کنتس پابرهنه - ۱۳۹۹/۸/۳۰, عصر ۰۷:۲۸
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۹/۹/۱۱, عصر ۱۱:۳۲
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۹/۹/۱۷, صبح ۱۱:۳۳
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۹/۹/۳۰, صبح ۱۲:۳۷
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۹/۱۱/۹, صبح ۱۲:۰۳
RE: نقد های سرپایی - بانو الیزا - ۱۳۹۹/۱۱/۱۱, عصر ۰۴:۵۶
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۹/۱۱/۱۴, صبح ۱۲:۱۸
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۹/۱۱/۲۷, صبح ۱۰:۰۴
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۹/۱۲/۱, عصر ۱۰:۲۷
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۳۹۹/۱۲/۱۰, عصر ۰۴:۴۸
RE: نقد های سرپایی - Stalker - ۱۳۹۹/۱۲/۱۰, عصر ۱۱:۰۶
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۴۰۰/۱/۱۶, عصر ۰۷:۴۸
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۴۰۰/۱/۲۲, عصر ۰۷:۱۸
RE: نقد های سرپایی - سروان رنو - ۱۴۰۰/۱/۲۳, عصر ۰۵:۰۰
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۴۰۰/۱/۲۳, عصر ۰۹:۳۴
RE: نقد های سرپایی - سروان رنو - ۱۴۰۰/۱/۲۴, صبح ۱۱:۰۷
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۴۰۰/۱/۲۶, عصر ۰۷:۵۳
RE: نقد های سرپایی - سروان رنو - ۱۴۰۰/۱/۲۶, عصر ۰۸:۱۴
RE: نقد های سرپایی - مارک واتنی - ۱۴۰۰/۱/۲۷, عصر ۰۱:۱۶
RE: نقد های سرپایی - سروان رنو - ۱۴۰۰/۱/۲۷, عصر ۰۹:۳۴
RE: نقد های سرپایی - مارک واتنی - ۱۴۰۰/۱/۲۸, صبح ۱۰:۵۱
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۴۰۰/۱/۲۸, عصر ۰۹:۳۵
RE: نقد های سرپایی - سروان رنو - ۱۴۰۰/۱/۲۹, عصر ۰۲:۲۰
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۴۰۰/۱/۲۸, عصر ۰۷:۳۴
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۴۰۰/۱/۳۰, عصر ۰۷:۴۳
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۴۰۰/۲/۳۰, صبح ۱۰:۵۱
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۴۰۰/۱۰/۹, عصر ۰۴:۰۳
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۷, عصر ۰۷:۳۳
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۴۰۱/۲/۱۹, عصر ۰۸:۴۸
RE: نقد های سرپایی - سروان رنو - ۱۴۰۱/۲/۱۹, عصر ۱۰:۱۷
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۴۰۱/۲/۲۱, عصر ۰۴:۱۲
RE: نقد های سرپایی - مموله - ۱۴۰۱/۲/۲۲, عصر ۰۵:۴۱
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۴۰۱/۲/۲۸, صبح ۰۸:۴۱
RE: نقد های سرپایی - Emiliano - ۱۴۰۲/۴/۲۴, صبح ۰۸:۳۴
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۴۰۲/۸/۲۶, عصر ۰۴:۲۶
RE: نقد های سرپایی - Emiliano - ۱۴۰۲/۱۲/۱۴, عصر ۰۴:۲۰
RE: نقد های سرپایی - نسیم بیگ - ۱۴۰۳/۸/۷, عصر ۰۳:۱۲
RE: نقد های سرپایی - سروان رنو - ۱۴۰۴/۸/۱۴, عصر ۰۹:۵۰
RE: نقد های سرپایی - rahgozar_bineshan - ۱۴۰۴/۸/۱۷, صبح ۰۸:۵۵