[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 3 رای - 3.33 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خاطرات سودا زده من
نویسنده پیام
منصور آفلاین
آخرین تلالو شفق
****

ارسال ها: 501
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۱۷
اعتبار: 78


تشکرها : 395
( 8118 تشکر در 319 ارسال )
شماره ارسال: #51
RE: مردی با کیف سامسونت

(۱۴۰۲/۳/۲۶ عصر ۰۳:۳۴)رابرت نوشته شده:  

[quote='رابرت' pid='42817' dateline='1638136598']

اما رابطه من با توزیع‌کنندگان که غالباً دلالان بازار و صرفاً به دنبال پول بودند، بیش از دو-سه ماه دوام نمی‌آورد.

در سال ۱۳۷۹ به واسطه همکاران تدوین‌گر پخش اخبار سیما که آن سال‌ها از بهترین‌های تدوین سینما و تلویزیون و همگی تحصیل‌کرده دانشگاه‌های هنری بودند، با مردی آشنا شدم که شرایط بهتری نسبت به سایر توزیع‌کننده‌ها داشت. او پسر عموی یکی از فوتبالیست‌های مشهور وقت تیم ملی بود. کمی از سینما و هنر سر رشته داشت و از همه جالب‌تر اینکه گاه برای فیلم‌خانه ملی و واحد سمعی و بصری حوزه هنری در خیابان سمیه نیز فیلم تهیه می‌کرد.**

سال 1374 و 1375 من از دانشگاه بوعلی سینا در همدان ویدیو اجاره میکردم. از اسپارتاکوس بگیرید تا برباد رفته . حتی کارت عضویت گرفته بودم و شرط گرفتن فیلمهای جدید ، عودت فیلمهای قبلی. کسی هم کاری نداشت که فیلمها را در دستت بگیری یا پنهان کنی. حتی داخل شهر مراکز تعمیر دستگاه ویدیو و فروش آن هم وجود داشت. بیاد دارم یکبار مجبور شدم دستگاه آیوای خود را که فقط یکسال بود خریده بودم به یک تعمیرگاه ببرم و او با عوض کردن هد و تعمیر چرخ دنده ها آنرا به نوعی احیا کرد...

اما دهه شصت اوضاع اینگونه نبود. نوار ویدیو یا دستگاه آن اگر رویت میشد که کارت با اسفل السافالین و اداره منکرات و گشت ثارالله و کمیته بود. درصورت بازداشت هفتاد ضربه شلاق و ده تا پنجاه هزارتومان (که آنزمان مبلغ زیادی هم بود) پاداش سینما دوستی ات بود. کاری هم نداشتند فیلم هنری می بینی یا خزعبلات . قانون ، قانون بود. به یاد دارم دوستان و همکلاسیها روزی ویدیو و فیلم اجاره کرده بودند و در منزل یکی از آنها با پیغام و پسغام به دیدن فیلم رفتیم. صد نوار و یک تلویزیون سیاه و سفید... از شو هندی بگیرید تا فیلم رزمی و کلاسیک دوبله نشده تا اکشن... بیاد دارم یکبار سرخود را چرخاندم که ببینم بقیه درچه حالی هستند... هرکسی گوشه ای ولو شده و به خواب رفته بود... تنها کسی که در حالت چمباتمه جلو تلویزیون هنوز دوام اورده بود منصور بود و تنها صدای غیر صدای فیلم ، صدای تیک تیک ثانیه شمارساعت که عقربه ساعت شمارش ساعت 6 صبح را نشان میداد و آمیتا باچان که با تیری که از چله رها میکرد و آنرا به هواپیمای درحال پرواز میدوخت و با طناب به تیر بسته شده اش از اسب درحال تاخت به داخل هواپیمای درحال پرواز می رفت... آن شب نخوابیدم و دیدن آنهمه فیلم تا 6 بعدازظهر بطول کشید...

اگر گزارشت (ببخشید راپرتت) را میدادند که ویدیو داری ، سه سوته مامور توی خانه بود. یکبار به منزل کسی ریخته بودند. زن خانه مشغول پهن کردن نانهایی بود که از نانوایی خریده بود. بمحض شنیدن صدای ماموران ، ویدیو را زیر نان ها پنهان کرده بود. ماموران هرچه گشته بودند چیزی نیافته و بر بانی و راپرت دهنده فحش داده و رفته بودند ...

حکایتی بود دوران ویدیو ... حکایتی است هرچیز ما مُنِع در هر زمانی ... که بعدها اسباب خنده آیندگان است. الانسانُ حریصٌ ما مُنِع (انسان به هرچیزی که از آن منع شود راغب تر و حریص تر میشود)

۱۴۰۲/۴/۱۰ عصر ۰۱:۲۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Emiliano, رابرت, Classic, مورچه سیاه, مارک واتنی, اکتورز, سروان رنو, BATMAN, rahgozar_bineshan, مورفیوس, کوئیک, soheil, Dude, آدمیرال گلوبال, باربوسا, کلانتر چانس
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
خاطرات سودا زده من - سروان رنو - ۱۴۰۰/۶/۳۰, عصر ۱۰:۰۹
پیش شماره - رابرت - ۱۴۰۰/۶/۳۱, عصر ۰۹:۳۵
خارج از نوبت - رابرت - ۱۴۰۰/۷/۱۸, عصر ۱۱:۳۲
آنا... - رابرت - ۱۴۰۱/۲/۵, عصر ۰۵:۲۷
RE: آنا... - مموله - ۱۴۰۱/۲/۵, عصر ۰۹:۳۵
RE: خاطرات سودا زده من - سروان رنو - ۱۴۰۲/۲/۳۱, صبح ۰۱:۱۸
RE: خاطرات سودا زده من - Classic - ۱۴۰۲/۳/۱, صبح ۱۱:۰۵
RE: خاطرات سودا زده من - سناتور - ۱۴۰۲/۳/۴, عصر ۰۳:۲۳
RE: خاطرات سودا زده من - سروان رنو - ۱۴۰۲/۱۱/۲۵, عصر ۱۰:۳۵