[-]
جعبه پيام
» <سروان رنو> فیلمی که حس و حال واقعی جنگ جهانی دوم را دارد : https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...6#pid47426
» <شارینگهام> فیلم «شب بیست و نهم» در سینمای ایران بی نظیره، فیلم ترسناک همتای اون نیست.
» <BATMAN> با این وجود حمید رخشانی با تیزهوشی بالا تونسته در سکانسهای مختلف ذهن مخاطب تیزبین و نکته سنج رو به فیلم نامه و داستان اصلی ارجاع بده
» <BATMAN> اونزمان به کارگردان اجازه ندادن فیلمنامه اصلی رو کارگردانی کنه در نهایت مجبور شده زیر تیغ سانسور بره، به همین دلیل بیننده حین تماشا با تناقضات زیادی مواجه میشه
» <BATMAN> درسته شارینگهام عزیز، شب بیست و نهم بهترین فیلم ترسناک سینمای ایرانه/ دختر همسایه در واقع همون جن بوده ، بخاطر همین یجاها ازش صدای موجودی درنده خو به گوش میرسه
» <شارینگهام> بتمن جان، گرچه مسخره بود، ولی تجدید خاطره ی خوبی بود!
» <BATMAN> چه خنده دار و البته مسخره https://uupload.ir/view/tanz_akj2.mp4/
» <شارینگهام> درود بر یاران کافه،نسخه ی دوبله« بانویی با سگ ملوس» موجوده؟
» <آدمیرال گلوبال> ممنون...دوبله آواز زیر باران جایی پیدا میشه
» <کنتس پابرهنه> درود بر همه دوستان... جناب آدمیرال اسم فیلم‌ها به ترتیب از چپ به راست: "سامورایی"، "مسابقه‌ی بزرگ" و" آواز زیر باران" هست.
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 3 رای - 3.33 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خاطرات سودا زده من
نویسنده پیام
Emiliano آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 246
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۷/۵/۲۴
اعتبار: 25


تشکرها : 1324
( 2212 تشکر در 237 ارسال )
شماره ارسال: #43
RE: معمای جورقانیان

(۱۴۰۲/۲/۳۰ عصر ۰۲:۰۸)رابرت نوشته شده:  

پایان زمینی احمد جورقانیان مانند بسیاری دیگر از عاشقان سینه‌چاک سینما بود. تصادف، کما، مرگ و تشییع جنازه با حضور تعدادی بسیار اندک...

                                                                                                               روحش شاد

اطّلاعات ارزشمندی بود «رابرت» عزیز. ممنونم از شما که این خاطرات و یاد این عزیزان رو زنده نگه می‌دارید و با دوستان به اشتراک می‌ذارید.

بنده متأسّفانه به‌شخصه ایشون رو نمی‌شناختم؛ امّا، به‌واسطهٔ شما و دوستان «کافه سینما» با ایشون و نام‌ها و افراد مشابه این بزرگوار آشنا شدم.

یادمه یه زمانی دربدر دنبال پوستر یا حتّی آگهی فارسی از فیلم «کازابلانکا» بودم  و اونجا اوّلین بار بود که از دوستان «کافه» نام زنده‌یاد «جورقانیان» رو شنیدم که تنها کسی بوده که داده براش پوستر فارسی این فیلم رو طرّاحی کرده‌ن؛ امّا، نمی‌دونم که چی شده به تکثیر نرسیده و تا به امروز هم جایی درز پیدا نکرده!

این امانتداری دوستان ایشون ازطرفی خوبه و قابل ستایش؛ امّا، ازطرفی چون مربوط به کار هنری می‌شه، خیلی نمی‌شه نام «ارزش» رو براش به کار ببریم؛ چون، هنر وقتی ارزشمندتره که هنردوستان اونو ببینن و اصلاً هنرمند و اثر هنری با دیده شدن زنده‌ست و اگه دیده نشه و مدفون شه، با مرگ هیچ فرقی نداره.

می‌دونم سطور آخرم احتمالاً مخالفانی داره و خوشحال می‌شم اگه دوستان نظر مخالفی دارن که بنده رو اقناع کنه، اینجا در میون بذارن.

۱۴۰۲/۲/۳۰ عصر ۰۳:۲۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پیرمرد, کوئیک, مارک واتنی, لوک مک گرگور, رابرت, ماهی گیر, rahgozar_bineshan, زرد ابری, اکتورز, آدمیرال گلوبال, باربوسا, کلانتر چانس
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
خاطرات سودا زده من - سروان رنو - ۱۴۰۰/۶/۳۰, عصر ۱۰:۰۹
پیش شماره - رابرت - ۱۴۰۰/۶/۳۱, عصر ۰۹:۳۵
خارج از نوبت - رابرت - ۱۴۰۰/۷/۱۸, عصر ۱۱:۳۲
آنا... - رابرت - ۱۴۰۱/۲/۵, عصر ۰۵:۲۷
RE: آنا... - مموله - ۱۴۰۱/۲/۵, عصر ۰۹:۳۵
RE: خاطرات سودا زده من - سروان رنو - ۱۴۰۲/۲/۳۱, صبح ۰۱:۱۸
RE: خاطرات سودا زده من - Classic - ۱۴۰۲/۳/۱, صبح ۱۱:۰۵
RE: خاطرات سودا زده من - سناتور - ۱۴۰۲/۳/۴, عصر ۰۳:۲۳
RE: خاطرات سودا زده من - سروان رنو - ۱۴۰۲/۱۱/۲۵, عصر ۱۰:۳۵