[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 4 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بیلی وایلدر
نویسنده پیام
بانو آفلاین
مدیر داخلی
*****

ارسال ها: 197
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۳۱
اعتبار: 64


تشکرها : 7909
( 3548 تشکر در 126 ارسال )
شماره ارسال: #2
بیلی وایلدر

امروز مروری می کردم بر آثاری که به نوعی جای پای بیلی وایلدر فقید در آن به چشم می خورد. گاه تنها نویسنده داستان بود و گاه، هم داستان و هم فیلمنامه و کارگردانی اثر با خود وی... آرشیو سینمایی ام چندان غنی نیست اما، به کلیاتی رسیدم، همانگونه که خود اعتقاد داشت نویسنده بهتری بود تا کارگردان و این عیب نیست، موهبت است! تعطیلی گمشده، سانست بولوار،سابرینا، عشق در بعد از ظهر، بعضی ها داغش رو دوست دارند، ایرما خوشگله، آوانتی و ... یا حتی داستان فیلم پرت و پلایی نظیر کازینو رویال نیز از او بود!

پیش از اینها دو اثر از هاوارد هاکس را دیده بودم؛ گلوله آتش (Ball of fire 1941 ) و بازسازی آن توسط خود هاکس در 1948 با عنوان ترانه ای متولد می شود (a song is born). داستان اصلی هردو فیلم یکیست. "from A to Z" نوشته وایلدر و توماس مونرو. شیرینی داستان چنان به دلم نشسته بود که بازیها و کارگردانی و فیلمبرداری به آسانی تحت الشعاع قرار گرفته و خود قصه بود که ناخودآگاه مرا به دنبال می کشید... و وایلدرهمین است...نویسنده قدرقدرت و کارگردانی خوب.

و صحت این مدعا به آسانی با نگاهی به فهرست جوایز و افتخارات وایلدر مشخص می شود، 11 مورد کاندید بهترین داستان و بهترین فیلمنامه که موفق به کسب 3 عدد اسکار نیز شد و همچنین 8 مورد کاندید بهترین کارگردانی که 2 عدد اسکار را دریافت نمود. بهتر است شرح جوایز را نیز بیاورم :

کاندید بهترین فیلمنامه Ninotchka 1939 / کاندید داستان Ball of fire 1941 / کاندید فیلمنامه Hold back the dawn 1941 / کاندید بهترین کارگردانی Double indemnity 1944 / کاندید فیلمنامه Double indemnity 1944 / اسکار بهترین کارگردانی The lost weekend 1945 / اسکار فیلمنامه The lost weekend 1945 / کاندید فیلمنامه A foreign affair 1948 / کاندید کارگردانی Sunset Blvd. 1950 / اسکار برای فیلمنامه و داستان Sunset Blvd. 1950 / کاندید کارگردانی stalag17 1953 / کاندید کارگردانی Sabrina 1954 / کاندید فیلمنامه Sabrina 1954 / کاندید کارگردانی Witness for the procession 1957 / کاندید کارگردانی Some like it hot 1959 / کاندید فیلمنامه (اقتباس از داستان اصلی نوشته M.Logan , Robert Thoeren ) برای فیلم Some like it hot 1959 / اسکار بهترین فیلم برای The apartment 1960 / اسکار کارگردانی The apartment 1960 / اسکار بهترین داستان و فیلمنامه The apartment 1960 / کاندید فیلمنامه و داستان The fortune cookie 1966 / و اسکاری تحت عنوان یادبود G.Thalberg در 1987.

وایلدر خداوندگار ایجاز است، جملات کوتاه، روان، پربار و زیبا به نوعی امضای شخصی اویند. طنز نهفته در جای جای فیلم و نیز علاقه اش به موسیقی که گاه به شکلی کاملا آشکار در قالب گروه نوازنده ای که همیشه قهرمانانش را دنبال می کنند آشکار می شود (نظیر عشق در بعد از ظهر و یا آوانتی) و یا بنای کار بر موسیقی نهاده می شود (بعضی ها داغش رو دوست دارند...).

روابط زن و مرد، ارزش گذاشتن بر عشق تا آنجا که گاه همه حرمتهای عقلانی و حتی مذهبی را به یکسو می راند و عشق قد علم می کند در برابر همه باید و نبایدها و هنجارهای متعارف اجتماع و طنزی شیرین ماحصل این سنت شکنی رویاگونه است. طنزی که اگر تنها برای ثانیه ای چشم بر هم گذاری و به عقل رجوع کنی نتیجه ای جز رومانتیسیسم بی چون و چرای جاری در آثار او نخواهی گرفت! کجای جهان، به چه مذهب و یا قانونی خیانت و لاابالی گری صحیح است و یا مطلوب؟! پس چرا در آثار وایلدر اینگونه غریب، به دل می نشیند؟! مبنای فیلم به لحاظ محتوایی ضعیفی از وایلدر چون (آوانتی) به راستی شکل گیری چنین عشق یاوه و بی هویتی است! آوانتی ضعیفترین اثری بود که از وایلدر دیده بودم اما، همین عشق مضحک، آنچنان توجیه شده و مطلوب ذهن بشر (باید و نباید گریز) است که تا انتهای فیلم دوست نداری قهرمانان الکی خوش وایلدر گرفتار شوند! و همینطور ایرما خوشگله و امثالهم! هنر وایلدر رویا سازی است... افسانه پردازی است... همچون نوشتن افسانه ای بر نامیرایی بشر فانی و یا وصال فلان جوانک عاشق پیشه با شاهزاده ای مغموم و در انتها خوشبختی آن دو.... وایلدر بر رگ خواب تماشاگران انگشت نهاده بود... تحقق آرزوهای محال آنان و فرار از واقعیت هرچند کوتاه مدت. مگر سابرینا و یا عشق در بعد از ظهر جز این بود؟!

زمانی سعی کردم برای فیلم تمجید شده ای چون (تعطیلی از دست رفته) همسانی از جهان ادبیات بیابم، تنهایی یک ذهن؛ روی آوردن به الکل؛ روشنفکری مرد گرفتار و قهرمان اصلی داستان، آگاهی از اطراف و رویاپردازی درونی مرد...اینها همه مرا به یاد کتاب تنهایی پر هیاهوی بهومیل هرابال نویسنده ارزشمند چک انداخت که چندی قبل با ترجمه پرویز دوایی خوانده بودمش... اصل کتاب؛ تلخ تمام می شود، اما فیلم وایلدر با همان عشق، معجزه پنهان خلقت، به شکلی اصیل با رهایی مرد از الکل و پناه بردن به آغوش زن، منجی... به پایان دیگری ختم می شود. وایلدر برنده است در ارتباط با مخاطب. هرابال نویسنده بزرگی است. شاید مقایسه آن فیلمنامه و این کتاب اشتباه بزرگی بود که مرتکب شدم (و خود را نیز نمی بخشم از این بابت) اما، عالم سینما را (اختراع) کردند تا رویاهای شیرین ببینی وگرنه تلخی اجتماع اطراف؛ ثانیه به ثانیه، هر لحظه و هر ساعت قابل لمس است به سادگی! نه آگاهی خاص می خواهد که عذاب الیم بکشیم و نه با ساده انگاری ، یارای رستن ازآن را خواهیم داشت...

وایلدر برنده است... و سینما... همین است...! نور، عشق، شاید هم حماقتهای کوچک قابل گذشت!!

پشت صحنه فیلم عشق در بعد از ظهر : موریس شوالیر-ادری هپبرن-بیلی وایلدر-گری کوپر


مریم هروی
۱۳۸۹/۴/۱۱ عصر ۱۱:۰۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, دشمن مردم, دلشدگان, سروان رنو, Negar, سم اسپید, Kassandra, موسيو وردو, رزا, ژان والژان, کاپیتان اسکای, ترومن بروینک, الیشا
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
بیلی وایلدر - سروان رنو - ۱۳۸۸/۱۱/۶, عصر ۱۰:۴۸
بیلی وایلدر - بانو - ۱۳۸۹/۴/۱۱ عصر ۱۱:۰۶
RE: بیلی وایلدر - Classic - ۱۳۸۹/۴/۱۱, عصر ۱۱:۵۵
RE: بیلی وایلدر - سم اسپید - ۱۳۸۹/۶/۱۷, عصر ۰۳:۱۴
RE: بیلی وایلدر - دشمن مردم - ۱۳۸۹/۴/۱۲, صبح ۰۲:۰۳
RE: بیلی وایلدر - 1991 - ۱۳۸۹/۵/۲۹, عصر ۱۰:۳۱
RE: بیلی وایلدر - سم اسپید - ۱۳۸۹/۵/۳۰, صبح ۰۱:۰۳
RE: بیلی وایلدر - موسيو وردو - ۱۳۸۹/۷/۲, عصر ۱۱:۳۴
RE: بیلی وایلدر - MunChy - ۱۳۸۹/۷/۴, عصر ۰۹:۳۴
RE: بیلی وایلدر - سروان رنو - ۱۳۸۹/۷/۳, عصر ۱۱:۰۰
RE: بیلی وایلدر - موسيو وردو - ۱۳۸۹/۷/۴, عصر ۰۱:۳۴
RE: بیلی وایلدر - هری لایم - ۱۳۸۹/۷/۴, عصر ۰۸:۰۵
RE: بیلی وایلدر - هری لایم - ۱۳۸۹/۷/۴, عصر ۰۹:۵۶
RE: بیلی وایلدر - Classic - ۱۳۸۹/۷/۴, عصر ۱۱:۲۵
RE: بیلی وایلدر - سم اسپید - ۱۳۸۹/۷/۶, عصر ۱۰:۵۰
RE: بیلی وایلدر - موسيو وردو - ۱۳۸۹/۷/۸, عصر ۰۹:۱۱
RE: بیلی وایلدر - موسيو وردو - ۱۳۸۹/۷/۸, عصر ۱۰:۲۰
RE: بیلی وایلدر - رائول والش - ۱۳۸۹/۷/۹, صبح ۰۲:۳۹
RE: بیلی وایلدر - هری لایم - ۱۳۸۹/۷/۹, عصر ۱۲:۰۴
RE: بیلی وایلدر - رائول والش - ۱۳۸۹/۷/۱۰, عصر ۰۵:۱۲
RE: بیلی وایلدر - موسيو وردو - ۱۳۸۹/۷/۱۰, عصر ۰۷:۵۹
RE: بیلی وایلدر - Classic - ۱۳۸۹/۷/۱۱, عصر ۱۱:۱۱
RE: بیلی وایلدر - john doe - ۱۳۸۹/۷/۱۰, عصر ۰۸:۱۶
RE: بیلی وایلدر - سروان رنو - ۱۳۸۹/۷/۱۰, عصر ۱۰:۵۷
RE: بیلی وایلدر - سم اسپید - ۱۳۸۹/۷/۱۱, صبح ۱۲:۲۷
RE: بیلی وایلدر - رائول والش - ۱۳۸۹/۷/۱۱, عصر ۰۱:۴۴
RE: بیلی وایلدر - هری لایم - ۱۳۸۹/۷/۱۱, عصر ۰۵:۱۶
RE: بیلی وایلدر - موسيو وردو - ۱۳۸۹/۷/۱۲, صبح ۱۱:۱۵
RE: بیلی وایلدر - رائول والش - ۱۳۸۹/۷/۱۲, عصر ۰۵:۲۲
RE: بیلی وایلدر - سروان رنو - ۱۳۸۹/۷/۱۲, عصر ۱۰:۳۶
RE: بیلی وایلدر - Classic - ۱۳۸۹/۷/۲۰, عصر ۱۱:۴۷
RE: بیلی وایلدر - رائول والش - ۱۳۸۹/۸/۱۶, عصر ۰۴:۳۸
RE: بیلی وایلدر - سروان رنو - ۱۳۸۹/۸/۱۶, عصر ۱۰:۴۲
RE: بیلی وایلدر - john doe - ۱۳۸۹/۸/۱۶, عصر ۱۱:۰۲
RE: بیلی وایلدر - سم اسپید - ۱۳۸۹/۸/۱۸, صبح ۰۳:۱۰
RE: بیلی وایلدر - سم اسپید - ۱۳۸۹/۸/۲۳, عصر ۰۷:۴۶
RE: بیلی وایلدر - چارلز کین - ۱۳۹۰/۶/۳۰, عصر ۰۵:۴۸
RE: بیلی وایلدر - چارلز کین - ۱۳۹۰/۷/۱, عصر ۰۱:۱۶