(۱۳۸۸/۸/۴ عصر ۱۱:۰۷)سروان رنو نوشته شده:
"... به نظر من جنایت هم یک نوع هنره ... البته شاید از نوع هنرهای زیبا نباشه . .." : روبرت (جیمز استیوارت )
فیلم طناب هیچکاک رو خیلی دوست دارم. فیلمی ساده و بدون پیچیدگی مصنوعی که از شخصیت ها و فضای محدودی که در اختیار داره ، بهترین استفاده رو می کنه. هیچکاک برای اولین فیلم رنگی خودش از تکنیک برداشت طولانی استفاده کرد و دوربین در برخی صحنه ها بدون کات دادن تا 10 دقیقه در حال فیلمبرداری پیوسته است. این روش را هیچکاک خلاق برای بالابردن حس تعلیق استفاده کرد اما حسابی پدر بازیگران رو درآورد چون با یک اشتباه ، باید کل صحنه از اول گرفته می شد و برای بازیگر هم حفظ کردن دیالوگ برای 10 - 20 دقیقه آسان نیست .
شخصیت براندون محشره. جیمز استیوارت هم در نقش فضولش ، خیلی خوب و جاافتاده بازی می کند و فارلی گرنجر کودن و ترسو هم درست کفر آدم را در می آورد. دیالوگ های فیلم زیبا هستند و سکانس های جالبی پشت سر هم به وقوع می پیوندند.

طناب را اولین بار بود که می دیدم.به نظر من هیچکاک فیلم را با یک صحنه تکان دهنده شروع می کند.در حالی که بیننده در جای خود آرام نشسته تا شاهد یک فیلم باشد بلافاصله دوربین بعد از عبور از پنجره های سالن صحنه خفه کردن یک جوان نسبتا خوش تیپ توسط دو جوان دیگر را نشان می دهد و تکان دهنده تر اینکه تا لحظاتی بعد متوجه می شوی که آنها با هم دوست بودند.
شخصیت براندون در همان لحظات اول فیلم رو می شود.یک شخصیت خونسرد.به جرات می توانم بگویم فقط ترس را در همان لحظه اول قتل در چهره او دیدم بعد از آن در تمام صحنه ها خونسردی مرموزی همراه با لبخند دارد.ترس او برای چند دقیقه فقط طول می کشد.تا وقتی که برادر وحشت زده اش از او می خواهد تا چراغ را روشن کند.بعد می خندد و می خواهد جشن بگیرد.مهمان دعوت کرده و برروی صندوق حاوی جنازه دوستش شام سرو می کند.جالبتر اینکه خانواده مقتول هم جزو مهمانانش هستند.
فیلم به شکلی پیش می رود که بیننده دائم استرس این را دارد که الان جریان لو می رود.خصوصا حضور برادر ترسو و هراسان براندون که هر لحظه ممکن است از ترس جریان را لو بدهد این استرس را بیشتر می کند.ورود جیمز استوارت به عنوان یک مهمان کنجکاو جریان را پیچیده تر می کند.
در تمام این لحظات براندون می خندد و می خورد و می نوشد و حتی معشوقه سابق خود و دوست امروز مقتول را به دیگری می بخشد.دائم در طول این فیلم از خود می پرسیدم" این دیگه چه جور آدمیه".؟
آدمهایی مثل براندون با همه زرنگی و ادعای باهوشی همه جا از خود رد پایی به جا می گذارند.
نکته قابل توجه دیگر انتخاب یک لوکیشن ( یک خانه) برای فیلم برداریست و این تنها از آدمهای هنرمندی مثل هیچکاک بر می آید.