یکبار برای همیشه ... تنها حضور با افتخار تیم ملی فوتبال در یک رویداد معتبر بین المللی.المپیک 76 مونترال کانادا.احتمالا بهترین ترکیب تاریخ تیم ملی فوتبال.با رقیبانی قدر : تیمهای اروپای شرقی با ترکیب اصلی و با دستاویز آماتور بودن بازیکنانشان در مسابقات حضور دارند.همگی جزو بهترین تیمهای جهان.تیم بزرگسالان.نه زیر 21 سال.ما با تیم سوم جام جهانی 74 هم گروهیم .می بازیم .سر افراز.تیمی که از آنها تساوی گرفته را شکست داده ایم.لهستان در نبردی جانانه با درخشش فوق العاده ستارگان مطرحش و با غافلگیر کردن تاکتیکی ما شکستمان می دهد.با حداقل فاصله. شاید کمی خودباوری بیشتر یک شگفتی دیگر را به وجود می آورد. به جمع 8 تیم برتر مسابقات راه پیدا می کنیم.برای اولین (و شاید) آخرین بار.باز هم با حداقل فاصله و با اما و اگر به شوروی بزرگ می بازیم.حذف می شویم.باز هم سربلندیم و سر افرازانه به خانه باز می گردیم.مرور کنیم روایت بسیار شیرین و خواندنی حمید رضا صدر از دیدار ایران و لهستان را:
نمایشی برای همه ی دورانها
ایران 2-لهستان 3
ورزشگاه المپیک مونترال، 31 تیر 1355
شاید تنها همین بازی تیم ملی برای ستایش از حشمت مهاجرانیِ مربی و اصغر شرفیِ دستیارش در تاریخ فوتبال ایران کافی باشد.پیش از آن با کسب پیروزی 3-4 مقابل تیم ملی المپیک فرانسه توانایی تیم را باور کرده ای.میشل هیدالگو مربی فرانسه است و میشل پلاتینی که بعدها اسطوره ی فوتبال فرانسه می شود در ترکیب فرانسه جای دارد.پلاتینی که سال 1984 فرانسه را قهرمان اروپا می کند.پلاتینی که مرد سال اروپا خواهد شد.رئیس یوفا.پلاتینی که یکی از گل های فرانسه را درون دروازه ی منصور رشیدی جای می دهد.پلاتینی و تیمش که مغلوب گل های غلام حسین مظلومی (دو گل) و ابراهیم قاسم پور و علی رضا خورشیدی می شوند.
المپیک مونترال با تحریم رقابت ها از سوی کشورهای افریقایی آغاز می شود، به دلیل حضور نیوزلند که روابط نزدیکی با افریقای جنوبی – سردمدار نژادپرستی در افریقا- دارد.غنا که تیم فوتبالش در گروه ایران قرار دارد، روز افتتاح مسابقات کنار می کشد و ایران فقط لهستان و کوبا را برابر خود می بیند.کوبا توانسته لهستان را به تساوی بدون گل وادار سازد.ولی آنها را در اوتاوابا تک گل غلام حسین مظلومی شکست می دهید.نبرد با لهستان برای سرگروهی انجام می شود.لهستان دو سال پیش در جام جهانی 1974 با ارائه ی نمایش خارق العاده ای رتبه ی سوم را به چنگ آورده.آلمان غربی، فاتح جام، در خانه اش با دردسر و تنها با یک گل از چنگ لهستان حریص رهایی یافته.لهستانی ها درون دروازه توماژوفسکی را دارند.سنگربانی که در مسابقات مقدماتی جام جهانی یک تنه انگلیس را در استادیوم ویمبلی حذف کرده.آن ها کازیمیر دینا، آندره ژارماخ و لاتو را در اختیار دارند.آن ها یکی از بهترین تیم های عصر خود هستند.با این حال برابر ایران به دردسر می افتند.علی پروین در دقیقه ی 6 دروازه ی توماژوفسکی را باز می کند.او توپ را پس از سانتر حسن نظری، مدافع کناری، و دخالت غلام حسین مظلومی با بغل پا وارد دروازه می کند.نیمه ی اول با همان نتیجه تمام می شود که احتمالا بهترین نتیجه ی تیم ملی در یک نیمه برابر حریفی بزرگ است.
در آغاز نیمه ی دوم تعویض غیر منتظره ای رخ می دهد.حشمت مهاجرانی غفور جهانی را جایگزین مظلومی می کند.مظلومی فرصت طلب است و چابک.در حالی که به نظر می رسد جهانی در بهترین حالت برای هافبک های پشت سرش فضا می سازد.او نه قدرت بدنی مظلومی را دارد و نه سرعت او را.هنوز غفور جهانی را در قواره ی تیم ملی نمی دانی.او در ملوان معرکه بوده. ولی در تیم ملی نه.در مونترال نه.ولی اشتباه می کنی.چرا که جهانی دو سال بعد به عنوان مرد اول خط حمله ی مهاجرانی راهی جام جهانی می شود.جلوتر از خیلی ها و در بسیاری از بازی ها هم خوب بازی می کند.تو باز هم اشتباه می کنی. باز هم.
لهستانی ها طی شش دقیقه ی آغازین نیمه ی دوم، فقط شش دقیقه، با دو ضربه ی ژارماخ نتیجه را وارونه می کنند.شاید برای آن که بازیکنان باورنمی کردند می توانند آن ها را مغلوب کنند.شاید برای آن که انجام ماموریت بزرگ را ناممکن می پنداشتند.اشتباه نصرالله عبداللهی و تعلل ناصر حجازی رویای کسب پیروزی را خیلی زود برباد می دهد.کازیمیر دینا در دقیقه ی 76 گل سوم را می زند تا جبران محال شود.
ولی بازی تمام نشده.نه، نشده.تمام نشده تا حسن روشن دو دقیقه ی بعد یکی از زیباترین گل های تاریخ فوتبال ملی ایران را برابر یکی از بزرگترین سنگربانان جهان بزند.گلی هنرمندانه.گلی فراموش نشدنی و چه حیف که نسل های بعدی به ندرت آن را می بینند و از آن یاد می کنند.پس از پاس کاری اسکندریان، قلیچ خانی و خورشیدی پشت محوطه ی جریمه توپ به ابراهیم قاسم پور می رسد و او آن را برای روشن ارسال می کند.روشن مثل اجل معلق برای توماژوفسکی سر می رسد.مثل صاعقه. سر می رسد و سر ضرب و با نوک پا دروازه را نشانه می رود.توماژوفسکی بزرگ میخ کوب می شود.گیج و منگ.وقتی به خود می آید که توپ ته تور جای گرفته.قعر دروازه. توماژوفسکی بزرگ نمی تواند روشن را تحسین نکند.این تاریخی ترین گل روشن از 13 گلش در 39 بازی ملی است.در مرکز دنیا.لهستان در ادامه به دیدار نهایی راه یافته و آن جا 3-1 برابر آلمان شرقی زانو می زند.ایران جانانه جنگیده و سر فرازانه. تیم تان شکست خورده، ولی احساس پیروزی می کنید. احساس می کنید در قاب جهان جای گرفته اید...
پی نوشتها :
1-نوشته ی دکتر صدر از کتاب پسری روی سکو ها (نشر زاوش) چاپ اول نقل شده است.کتابی بسیار خواندنی و سرشار از نکات کمتر شنیده شده برای علاقه مندان به فوتبال ایرانی.از دستش ندهید

2-نوشته ی قبل از متن اصلی را با تکیه بر حافظه ام بر اساس ویژه نامه ای که توسط آقای پارسای به مناسبت بازیهای مقدماتی المپیک 92 بارسلون چاپ شد، نقل کردم.این ویژه نامه و بسیاری از مجلات و ویژه نامه های دیگر در انبار خانه ی پدری در جایی نامعلوم در حال خاک خوردن است!
3-مطالب تکمیلی در مورد فوتبال ایران در مونترال (دیدار با شوروی) را یا در کتاب دکتر صدر بخوانید و یا با اندکی تغییر در یادداشت دیگری از ایشان در لینک زیر ملاحظه نمایید :
http://www.khabaronline.ir/detail/233679...http://www.khabaronline.ir/detail/233679/weblog/ham
4- خلاصه ی این دیدار در ی.و.ت.ی.و.ب موجود است.گمانم نوروز 93 هم این بازی از شبکه ی ورزش پخش شد که شوربختانه مجال دیدن آن را نداشتم ...
امید که مطلب فوق مورد پسندتان قرار گرفته باشد.
با احترام : حمید هامون
یا حق ...