Classic
صاحب کافه         
ارسال ها: 793
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۷
اعتبار: 47
تشکرها : 7266
( 6160 تشکر در 458 ارسال )
|
RE: هیچکاک - همیشه استاد
بخشی از بحث تروفو و هیچکاک درباره فیلم پنجره عقبی :
تروفو: اين مظمون در قسمت اخر فيلم القا شده آنجا كه يك دختر قصد خودكشي دارد ولي وقتي مي شنود آهنگساز آهنگ تمام شده را مي نوازد از اين قصد منصرف مي شود. در همين لحظه نيست كه جيمز استوارت با شنيدن اين اهنگ متوجه مي شود كه عاشق گريس كلي است؟ صحنه پر معني ديگر جايي است كه ان زوج بي فرزند پي ميبرند كه سگ كوچكشان كشته شده است نكته جالب در اين صحنه واكنش افراطي انهاست و سرو صداي شديدي كه به راه مي اندازند انگار بچه كوچكي از دنيا رفته است.
هيچكاك: مسلم است كه آن سگ تنها بچه آنها بود . در پايان اين صحنه ديديد كه همه پشت پنجره جمع شده اند و پايين را نگاه مي كنند ، غير از آن مردِ مظنون به قتل كه در تاريكي نشسته و سيگار مي كشد.
تروفو: از قضا اين تنها صحنه ايست از فيلم كه دوربين جايگاه خود را عوض مي كند. با بيرون رفتن دوربين از اتاق استوارت صحنه كاملا حالت عيني و خارجي پيدا ميكند.
هيچكاك: درست است اين تنها مورد بود.

تروفو: اين نمودار يكي ديگر از از قواعد كلي شما نيست؟ قاعده شما اين است كه تا صحنه به اوج درامي خود نرسيده تصوير و نماي كلي آن را نشان نمي دهيد . مثلا در قضيه پاراداين اوج ماجرا آنجاست كه پك با خفت از صحنه خارج مي شود . تنها در اين لحظه است كه دوربين خروج او را از يك فاصله دور دنبال مي كند و شما تمام محوطه دادگاه را نشان مي دهيد. در پنجره عقبي هم اولين بار كه محوطه حياط را نشان مي دهيد مي بينيم كه زن به خاطر مرگ سگش شروع به داد و بيداد مي كند و همسايه ها به طرف پنجره هايشان مي روند كه ببيند چه اتفاقي افتاده.
هيچكاك: درست است اندازه تصوير در اينجا براي هدفي دراماتيك به كار رفته و نه صرفا براي نماياندن و تثبيت زمينه وقايع. همين چند وقت پيش داشتم يك برنامه تلوزيوني را مي گرفتم و در آن صحنه اي بود كه مردي وارد كلانتري مي شود كه خود را به پليس تسليم كند . نماي درشتي از مرد را داشتم كه از در وارد و در پشت سرش بسته ميشود . و او به طرف يك ميز ميايد . تمام صحنه را نشان ندادم . از من پرسيدند خيال نداري تمام صحنه را نشان بدهي كه مردم بدانند قضيه در يك كلانتري مي گذرد؟ گفتم چه لزومي دارد؟ گروهبان كه پشت ميز نشسته و گوشه اي از بدنش در كنار تصوير پيداست سه تا نوار روي بازويش دارد و همين براي بيان منظور ما كافي است . چه احتياجي به نماي دور و عمومي داريم كه مي شود در يك لحظه دراماتيك از ان استفاده كرد ؟

ادامه دارد ...
اینهمه کافه توی دنیا هست , اونوقت شما درست اومدین به کافه ی ما
| |
| ۱۳۸۸/۱۱/۴ صبح ۱۲:۰۵ | |
تشکر شده توسط : |
سروان رنو, Savezva, موسيو وردو, الیشا, آوینا, جو گیلیس, فورست, مکس دی وینتر |