
ارنستو رافائل گوارا دلاسرنا معروف به چه گوارا
حداقل 90% درصد از مردمی که عکس این فرد را بر دیوار اتاق خود میزنند یا تی شرتی میپوشند که عکس او را دارد، نمیدانند او کیست! یا حداکثر این قدر میگویند که یک کماندوی آرژانتینی بوده که به نبرد با امپریالیسم امریکا (بخوانید امریکای جهانخوار) پرداخته و در نبردهای پارتیزانی شرکت داشته است. (این را بر اساس مشاهدات خودم میگویم. هیچ مرجعی آمار رسمی از تعداد افرادی که چه گوارا برایشان یک نماد بی نظیر مقاومت و مبارزه است اما نمیدانند او اصلا که بوده و چه کرد وجود ندارد).
شوربختانه او نیز به پدیده ای همچون کوروش کبیر و دکتر شریعتی بدل شد. نقل قولهای بی مورد و بی معنی از او در همه جا میشنوید که هرگز نگفته است. چهره ای آزاد اندیش و دوست دار حقوق مردم! (هرچند بلایی که او بر سر مردمش آورد بسیار بدتر از بلایی بود که شریعتی بر سر مردم کشور خودش آورد)
محبوبیت او نیز بیشتر مرهون تصاویری است که از او گرفته شده (مانند تصویری که در بالای همین پست قرار داد و توسط یک عکاس کوبایی به نام آلبرتو کوردا گرفته شده است) و همچنین نوع مرگ او. همه مردم چه گوارا را یک فرد انقلابی و سخت کوش و سمبلی از طغیان اجتماعی میدانند و این تصاویر او این ذهنیت را تقویت میکند.

در مورد این که چه گوارا که بود و چه کرد میتوانید زندگی نامه او را مرور کنید. شاید مجال آن بحث در اینجا نباشد. در مورد دستاوردهای او و فیدل کاسترو و ماحصل اندیشه های آنان فقط کافی است وضعیت بسیار وحشتناک و نکبت باری را ببینید که کوبا در آن گرفتار شده است.
طرفداران چه گوارا بعید است بدانند ایشان رییس زندانی به نام لاکابانا بوده است و در زمان او 400 نفر در این زندان اعدام شده اند.
در اینجا فقط قسمتی از نقل قولهای ایشان را با هم مرور میکنیم. قضاوت با خودتان.
“نفرت بعنوان عنصر مبارزه؛ نفرت بی تساهل نسبت به دشمن، میتواند انسان را فراتر از محدودیتهای انسانی سوق دهد، و اینگونه او را به یک ماشین کشتار موثر، خشن، گروهی و خونسرد تبدیل میکند.”
آوریل 1967 در پیامی به نشریه ترایکان تیننتال
"بینی من با لذت بوی تند باروت و خون دشمن را حس میکند و ملتهب میشود،"
“خیلی خوش گذشت، بمبها، سخنرانیها و اتفاقات دیگری که مرا از این یکنواختی زندگیام بیرون آورد.”
سال 1954 - نامه ای به مادرش
“اینجا، در جنگل های کوبا، زنده و تشنه به خون هستم"
28 ژانویه 1957
“مشکل را با یک هفت تیر کالیبر ۳۲ حل کردم. یک گلوله در سمت راست مغزش… حال وسائلش متعلق به من است.”
پس از کشتن یوتیمو گوئرا در ژانویه 1957 - دفترچه خاطرات