![]() |
|
» <BATMAN> برای اونهایی که منتظر کیفیت اصلی بودن https://www.f2me.top/62388/the-odyssey-2026/
» <سروان رنو> فیلمی که حس و حال واقعی جنگ جهانی دوم را دارد : https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...6#pid47426 » <شارینگهام> فیلم «شب بیست و نهم» در سینمای ایران بی نظیره، فیلم ترسناک همتای اون نیست. » <BATMAN> با این وجود حمید رخشانی با تیزهوشی بالا تونسته در سکانسهای مختلف ذهن مخاطب تیزبین و نکته سنج رو به فیلم نامه و داستان اصلی ارجاع بده » <BATMAN> اونزمان به کارگردان اجازه ندادن فیلمنامه اصلی رو کارگردانی کنه در نهایت مجبور شده زیر تیغ سانسور بره، به همین دلیل بیننده حین تماشا با تناقضات زیادی مواجه میشه » <BATMAN> درسته شارینگهام عزیز، شب بیست و نهم بهترین فیلم ترسناک سینمای ایرانه/ دختر همسایه در واقع همون جن بوده ، بخاطر همین یجاها ازش صدای موجودی درنده خو به گوش میرسه » <شارینگهام> بتمن جان، گرچه مسخره بود، ولی تجدید خاطره ی خوبی بود! » <BATMAN> چه خنده دار و البته مسخره https://uupload.ir/view/tanz_akj2.mp4/ » <شارینگهام> درود بر یاران کافه،نسخه ی دوبله« بانویی با سگ ملوس» موجوده؟ » <آدمیرال گلوبال> ممنون...دوبله آواز زیر باران جایی پیدا میشه |
پيام :
|
|
کـارتون های ماندگار و خاطره انگیز کودکی
|
|
| نویسنده | پیام |
ناخدا خورشيد
دوست قدیمی ![]() ![]() ![]() ارسال ها: 76 تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۵/۱۳ اعتبار: 19 تشکرها : 645 ( 718 تشکر در 50 ارسال ) |
| ||
| ۱۳۹۱/۵/۱۲ صبح ۱۱:۴۸ |
| ||
تشکر شده توسط : |
اسپونز, شرلوك, بانو, راسل کرو, Papillon, جو گیلیس, سروان رنو, مگی گربه, دلشدگان, دزیره, رزا, حمید هامون, زرد ابری, پیرمرد, هایدی |
|
|

جست و جو
لیست کاربران
تقویم
راهنمایی![[-]](images/collapse.gif)



) كتاب كه اسم اصلي آن ((شير،كمد،جادوگر)) است داستان چهار بچه((پيتر،سوزان،ادموندولوسي))را روايت مي كرد كه به واسطه ي جنگ زدگي راهي خانه ي پرفسوري مرموز شدند وبا عبور از در كمدي به جهاني شگفت به نام نارنيا پا گذاشتند كه گرفتار طلسم زمستان ابدي بود و ساكنان آن(حيوانات سخن گو يا موجوداتي چون دورف وسنتور)در انتظار منجي خود شيري به نام اصلان بودند(هنوز هم نمي فهمم يك نويسنده ي كاتوليك كه عنادش با اسلام در همين مجموعه آشكار است چرا از يك اسم اسلامي براي ناميدن تمثيل منجي بهره برده آن هم يك نام تركي كه ترك ها بيشترين درگيري را با مسيحيان اروپا داشتند) درآن زمان بچگي نمي فهميدم كه اين اصلان همان مسيح موعود است كه براي رستگاري بشر از گناهان بر صليب مي رود(دركتاب بر ميزي سنگي)وبعد به جهان باز مي گردد ودر آخرالزمان داد مظلومان را از ظالمان مي ستاند. تا سالها گمانم بر آن بود كه سي.اس.لوئيس تنها همان كتاب كودكان را نوشته است كتابي كه با ولع آن را چند بار خوانده بودم تا اين كه سالها بعد دانستم كتاب در واقع هفت گانه اي ست كه نشر هرمس تمام آنها را ترجمه كرده. از خواندن قسمتهاي ديگر(به جز كتاب دوم شاهزاده كاسپين) لذت چنداني نبردم لوئيس قدرت داستانگويي خود را تا حدودي از دست داده بود اصلان كه زماني نماد هرچه قهرمان بود در كتاب هاي بعدي در هيبت بره اي و گربه اي نيز ظاهر شد وابهت اش را تا حدودي از دست داد والبته ديگر آن قدر بزرگ شده بودم كه بفهمم دشمنان اين آرمان شهر مسيحي(مردماني با ريشهاي بلند،دستار برسر با شمشيرهاي حلالي وسپر هاي دايره شكل) همان مسلمانان اند كه دجال وار در آخر الزمان طومار نارنيا را در هم مي پيچند و اصلان آنها وخدايشان را منكوب مي كند.ديگر نمي توانستم كتابها را دوست بدارم اما در اين ميان وقبل ازخواندن سري كامل نارنيا سريالي بود كه دوران كودكي من را شيرين مي كرد.هنوز شهد شيرين نخستين كتاب در دهانم بود كه جمعه صبحي فيلمي پخش شد كه تيتراژ آن آهنگ عجيبي داشت با تصوير يك قطار وچند بچه و شيري كه مي غريد مادرم گفت ((نكنه نارنيا باشه؟)) يعني مي شد ؟بله نارنيا بود كارتون كتابي كه آن قدر دوست مي داشتمش ساخته شده بود كتاب را از بر بودم همه ي شخصيت ها را مي شناختم پيتر خوش تيپ، سوزان زيبا، لوسي بانمك وادموند موذي (كه بعد تبديل به شخصيت محبوبم در تمام كتاب ها شد) پرفسوري مرموز كه عادت داشت حرف هايش را بين يك خروار راز و رمز بگويد، ملكه ي سفيد پوش وبدجنس والبته اصلان( كه به نظرم آن را بسيار خوب درست كرده بودند.)اين كارتون چند باري تكرار شد ودر آخرين بار كه تا سري سوم آن پخش شد فهيمدم عجب كارضعيفي بوده وما در آن عالم بچگي خبر نداشتيم
اما چه مي شد كرد هرچه بود از ديدن هفت صد باره ي سندباد و پسر شجاع وسرندي پيتي كه بهتر بود. كارتوني كه هر هفته براي ديدن آن وقت شماري مي كردم كارتوني كه وقتي براي بار دوم پخش شد از يكي از اقوام كه ويديو اش قابليت ضبط داشت خواستم تا هر قسمتش را ضبط كند تا باز هم ببينم وقتي براي بار سوم عصر ها پخش شد به دليل بي برنامه گي هاي صدا وسيما بايد هر هفته به در گاه خداوند استغاثه مي كردم تا مبادا اين هفته پخش نشود .يك بار وقتي فيلم ((الوالو من جوجو ام))
را هم زمان با كارتون نارنيا از يك شبكه ي ديگر پخش مي كردند برايم چه سخت بود كه تصميم بگيرم كدام را انتخاب كنم تصميمي كه در نهايت به ديدن نارنيا منجر شد .تصميمي خام دستانه كه امروز بدون يك لحظه ترديد به عكس آن عمل مي كنم.وقتي همين چند سال پيش هاليوود با جلوه ها چشمگيرش فيلم وقايع نگاري نارنيا را ساخت از ديدن آن چندان لذت نبردم شايد اين خاصيت كودكي بود كه اثري دست چندم برايم لذت بيشتري از يك كار خوش ساخت هاليوودي داشت . كارتون نارنيا هرچه بود وهرچه قدر ضعيف بود بخشي از كودكي من بود بخشي خوشايند از آن.

تشکر شده توسط :