[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 8 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )
نویسنده پیام
گرتا آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 48
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۲۷
اعتبار: 23


تشکرها : 831
( 855 تشکر در 21 ارسال )
شماره ارسال: #30
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )

چندی پیش در کتابی به خاطره جالبی برخوردم که نشان می داد چطور هنر سینما حتی زمانی که دسترسی به سینما ممکن نباشد، همچنان می تواند مفید و روحیه بخش باشد. این مطلب برگرفته از خاطرات یکی از سرگردهای ارتش بود که در زمان جنگ ایران و عراق به اسارت نیروهای عراقی در آمده و در فاصله سالهای 67 تا 69 در عراق اسیر جنگی بود. وی در کتاب خاطراتش توضیح می دهد که در اردوگاههای عراق با توجه به اینکه به هیچ گونه وسیله سرگرمی دسترسی نداشتند و حتی خواندن کتاب ممنوع بود، چگونه یکی از اسرای آشنا با سینما، مفید واقع شده بود. نویسنده به این ترتیب خاطره ای از فیلم شنیدن خود (به جای فیلم دیدن!) نقل کرده است که خواندن آن خالی از لطف نیست.

این بخش را عینا در اینجا نقل می کنم:

"... به جز سه دکتری که ذکرشان رفت، دکتر دیگری هم در اردوگاه حضور داشت که برای خودش عالمی ساخته بود. این دکتر در حقیقت پزشکیار بود که حالا با ارتقای درجه و با توجه به سن و سال خدمتی و عمر طبیعی اش، او را هم دکتر خطاب می کردند. در ایام جوانی ظاهرا آپاراتچی سینما بوده. در ابتدا که نبودن تلویزیون همه را به ابتکار واداشته بود تا هم خودشان و هم دیگران را به شکلی سرگرم کنند، این دکتر هم دست به ابتکار جالبی زد. زمره شهر ت دکتر پیر ما در اردوگاه پیچید. محل زندگی اش در آسایشگاه هفت از بند 3 بود و بقیه آسایشگاهها در استفاده از هنر او در نوبت به سر می بردند تا اینکه نوبت به ما رسید. بعد از انجام کارهای روزانه و شبانه ساعت هشت و سی دقیقه شب آماده شنیدن شدیم.

  او با لحنی آرام و مطمئن مشغول تعریف داستان فیلم آخرین قطار گانهیل شد و البته قبل از آن مانند مجریان تلویزیون تاریخچه ای از سینمای دهه پنجاه و شصت و خصوصیات کامل فیلم – از قبیل کارگردان و بازیگران و غیره – ارائه داد و سپس صحنه کاملی از شروع فیلم را بازگو کرد و سپس شرح داستان ... این شرح و تفصیل، همراه با به کار بردن اصطلاحات خاص سینمایی، تا ساعت یازده شب طول کشید، یعنی یک فیلم حداکثر دوساعته را سه ساعت تعریف کرد، بدون اینکه کسی خسته شده باشد، یا بخوابد یا حتی مشغول به کار دیگری شود.

 کار دکتر بالا گرفت. او هر شب مهمان بود و البته حسابی هم پذیرایی می شد. چند فیلم ایرانی قبل و بعد از انقلاب و چند فیلم خارجی دیگر را هم تعریف کرد. بساط معرکه او طرفداران زیادی داشت!..."

بعد هم نویسنده اضافه می کند: "وقتی تلویزیون در اردوگاه آزاد شد، یکبار فیلم آخرین قطار گانهیل را از تلویزیون عراق دیدیم و همه میزان حافظه و قدرت بیان دکتر را تحسین کردند..."

(به نقل از کتاب جهنم تکریت، نوشته مجتبی جعفری، چاپ حوزه هنری، 1375)


چه پر شتاب فرو می ریزند شن های زمان، مگر آن هنگام که در سختی باشیم! (گوژپشت نتردام/1923)
۱۳۹۰/۹/۲۷ عصر ۰۷:۵۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, سروان رنو, اسکارلت اُهارا, Papillon, حمید هامون, دزیره, الیشا, رزا, ژان والژان, دن ویتو کورلئونه, سم اسپید, دلشدگان, KESSLER, زرد ابری, مگی گربه, Kassandra, کاپیتان اسکای, مکس دی وینتر, واتسون, آلبرت کمپیون, هایدی, ریچارد, پیرمرد
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
RE: خاطرات فیلم دیدن ... - لئو‌ن - ۱۴۰۵/۲/۱, صبح ۱۲:۰۲