[-]
جعبه پيام
» <دون دیه‌گو دلاوگا> انیمیشن سینمایی «پسر قهرمان و اسب بالدار» با زیرنویس فارسی، تقدیم به دوستان در کافه، مخصوصاً "رامین" گرامی: http://cafeclassic5.ir/thread-149-post-4...l#pid41920
» <آلبرت کمپیون> خوشحالم که خوشتون اومد. اگه برنامه دیگه ای مد نظرتون هست بفرمایید تا الساعه آپلود شود
» <دون دیه‌گو دلاوگا> سپاس کمپیون گرامی، کارآگاه زبردست کافه. خیلی دنبال این کیفیت-اش بدون برچسب و لوگو بودم. الان دانلود کردم و دارم می‌بینم. خاطره‌انگیزه
» <مارک واتنی> کارتون قدیمی و نایاب سارا کرو (پرنسس سارا) به زبان اصلی با کیفیت عالی : http://cafeclassic5.ir/thread-509-post-4...l#pid41904
» <Savezva> خواهش می کنم Kathy Day گرامی. نظر لطفتونه
» <دون دیه‌گو دلاوگا> این قطعه را با الهام از یک قطعه‌ی کلاسیک از "کامی سن-سانس" تصنیف کرده‌ بودند: https://s17.picofile.com/file/8426624318...m.mp3.html
» <دون دیه‌گو دلاوگا> قطعه‌ی درآمد انیمیشن دیو و دلبر تقدیم به شما دوستان؛ لطفاً صدای دستگاه خود را بالا ببرید: https://www.aparat.com/v/D9C0R
» <دون دیه‌گو دلاوگا> راستش سروان، دون دیه‌گو را هنوز در تعقیب دارند. آمدم یکچند شما دوستان را ببینم و البته کتاب شعرهایم را بردارم ...
» <سروان رنو> خوشبختانه دون دیه گو , از دست گروهبان گارسیا رها شدند و دوباره به جمع کافه بازگشتند...
» <کنتس پابرهنه> جناب دون دیه گوی عزیز به کافه خوش اومدید...
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مافیا
نویسنده پیام
Papillon آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 140
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۳۱
اعتبار: 27


تشکرها : 5648
( 1246 تشکر در 52 ارسال )
شماره ارسال: #1
مافیا

مافیا

واژه ی سیسیلی مافیا ، که امروزه جهانی شده ، از عربی ریشه می گیرد ؛البته تئوریهای زیادی در مورد معنی کلمه " مافیا " مطرح است . صفت سیسیلی " Mafioso " که احتمالا از ریشه لغت " ماهیاس " عربی گرفته شده که به معنای مبارزه پرخاشگرانه است. مردم ایتالیا اعتقاد دارند که کلمه مافیا از جمله " Morte Alla Francia Anelia Italia " « مرگ بر فرانسه درود بر ایتالیا »گرفته شده است . یک تئوری دیگر در مورد نام مافیا این است که احتمالا از واژه عربی " مافیها " به معنای" پنهان گاه " گرفته شده است. نهادی بنام مافیا ، در سیسیل ، بزرگترین جزیره دریای مدیترانه در جنوب ایتالیا ، شکل گرفت . این واژه به همان ساختار و مناسبات عشیره ای و ایستارهای ارزشی آشنایی دلالت دارد که در گذشته و بعضا  امروز در میان اعراب ، مردم جنوب مدیترانه و تمامی جوامع خاورمیانه ، از جمله ایران ، ریشه دیرین دارد." DON"  یا همان خان جوامع عشایری خودمان ، در راس طایفه قرار دارد و خاندان به مفهوم گستردهاش ، یعنی طایفه یا عشیره ، تحت ریاست اوست . ارزش ها و ایستارها نیز همان است : عزت ، شرف ، مردانگی ، غیرت ، کمک به نیازمند ، ستیز علیه مخاصم و انتقام جویی و خونخواهی. این مناسبات از طریق جوامع مهاجر سیسیلی به ایالات متحده آمریکا رفت ، در آنجا انسجام و بقا و رشد یافت و ثروت مهاجران سیسیلی را بهمراه داشت . در بنیان شبکه های تبهکاری سازمان یافته قرار گرفت و به این ترتیب " مافیا " ، به معنی مدرن آن را آفرید.

مردم عمیقا  "شرقی " سیسیل ، این جزیره که حتی در نقشه جغرافیایی هم گویی دارد از چکمه نوک تیز ایتالیا – که پای اروپاست – لگد می خورد ، از زمان استیلای نورماندی ها (1071 میلادی ) تا دوران معاصر در زیر یوغ و ستم حگام بیگانه بودند. آنها طی این تاریخ طولانی با تمام وجود آموختند که تنها راه مقابله با حکومت ، استحکام تشکیلات درونی و ساختار طایفه ایست که در گویش محلی " کوسانوسترا " (COSA NOSTRA ) خوانده می شود : " آنچه متعلق به ماست " . حکومت به فکر آنها نبود پس آنها نیز به آن اهمیتی نمی دادند . این فرایند ، در فرهنگ سیسیلیایی ، پنهان کاری و درونی کردن مسائل را به شدت تقویت کرد . انسجام طایفه ای قوام بیشتر یافت و " امرتا " قانون سکوت و رازداری ، عمیقا شکل گرفت . در این صورت " بی شرف ترین " کس آن بود که علیه خاندان و مردمش به حکومت حرفی بزند . هر چه بود باید در درون " خاندان " حل و فصل می شد . این نظام طی قرن ها آبدیده شد و انضباطی عجیب را شکل داد . به این ترتیب مافیا شکل گرفت ." دن ها " و طوایف شان ، در برابر کارگزاران حکومت ها ، حاکمان واقعی سیسیل بودند و قواعد و ایستار های طایفه ای برتر و واجب الاطاعه تر از قوانین حکومت ها شناخته شد . البته این ساختار آرمانی آنها نبود ! . جنگ ها و مصیبت ها و انتقام جویی های بی رحمانه طایفه ای و رقابت و ستیز های خونین میان " دن ها " نیز در میان بود . همین سنت ها  در مافیای جدید تداوم یافت.

ازیک سو فقر در جنوب ایتالیا و سیسیل و آوازه شهرت آمریکا به عنوان سرزمین آرزوها از سوی دیگر موجب شد تا " دن ها " و اعضای طوایف سیسیل ، با کشتی راه آمریکا را در پیش بگیرند.اغلب این مهاجران در مناطق فقیر نشین نیویورک و شیکاگو مستقر شدند و بعد در جستجوی کار برآمدند . البته همه آنها نتوانستند برای خود کاری دست و پا کنند و در عین حال همه آنها هم به دنبال کار قانونی نبودند. به این ترتیب ورود مافیا به آمریکا تبدیل به حکایتی عجیب از آمیزش " سنت " و " مدرنیته " شد!. انسانهایی سنتی و عمیقا  پرورش یافته در فضای اخلاق و مناسبات عشیره ای، می کوشند در جامعه مدرن آمریکایی نه تنها زنده بمانند ، بلکه رشد کنند و به ثروت های کلان دست یابند. برای سیسیلیایی های مهاجر " نظام عشیره ای " می شود کلید جادویی پیروزی در"جامعه  مدرن"  ؛ جامعه ای که بر فرد گرایی مفرط "اندیویدالیسم" (individualism ) استوار است ، و آنها را به قله های قدرت و ثروت در این جامعه می رساند.

در ابتدا هدف ساده است : « گذاشتن نان بر سر سفره ی خانواده و حفاظت از احترام و حیثیت شان » . پناه بردن به " خاندان " سپری است در مقابل گزند های جامعه بی رحم آمریکایی.

ادامه دارد...


بنگر ز صبا دامن گل چاک شده / بلبل ز جمال گل طربناک شده / در سایه گل نشین که بسیار این گل / در خاک فرو ریزد و ما خاک شده
۱۳۹۰/۹/۲۲ صبح ۱۰:۲۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ممل آمریکایی, نیومن, بانو, ژان والژان, حمید هامون, الیشا, رزا, ترومن بروینک, Classic, دن ویتو کورلئونه, اسکورپان شیردل, آوینا, راتسو ریــزو, malkliase, planet129, فورست, اکتورز, ارباب دنیا, Schindler, BATMAN, مکس دی وینتر, خانم لمپرت, واتسون, شارینگهام
Papillon آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 140
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۳۱
اعتبار: 27


تشکرها : 5648
( 1246 تشکر در 52 ارسال )
شماره ارسال: #2
RE: مافیا

زادگاه مافیا

1880_1900

  

بعضی از سیسیلیایی ها با خود یک سنت قدیمی را به آمریکا آورده بودند و آن سنت چاپیدن ثروتمندان بود ، نه ضرورتا " با فکر تقسیم آن میان فقرا " . روش آنها به این صورت بنود که اسلحه را به سر طرف چسبانده و با تهدید جان وی از او پول بگیرند ، آنچنان که قبلا مرسوم بود،بلکه به این شکل بود که برای شخص مزبور نامه ای می فرستادند و از او تقاضای پول می کردند. در آخر نامه هم یادآوری می کردند که در صورت ندادن پول ، خانه اش به هوا می رود. روشی بود خام اما موثر.

در ضمن درست مثل الان ، کسانی که از جانیان و تبهکاران محلات فقیرنشین بیشترین عذاب را می کشیدند خود ساکنین آن محله ها بودند . اعضای گروه " بلک هند ز" همان هایی که ریشه و پایه مافیا را در آمریکا تشکیل می دادند کار خود را در بین هموطنان سیسیلیایی و ایتالیایی خود آغاز کردند ، کسانی که همه چیز درباره مافیا می دانستند و از آن در آمریکا مثل کشور قدیم خود ترس داشتند. در بخشی از سیسیل دو خانواده  بزرگ در افتادند (در بین سالهای 78 – 1872 ) این در گیری عملا منطقه را از جمعیت خالی کرد. این دو خانواده عبارت بودند از " فراتزی « Fratuzzi »" و " استوپا گلییری « Stoppa Glieri » " . یکی از افراد "فراتزی" در سال 1872 هویت یکی از افراد " استوپا گلییری " را برای پلیس فاش کرد. در قانون مافیا این عمل بایستی با اعدام شخص خبر چین توسط طایفه خودش جبران شود . هنگامی که " فراتزی ها " از این کار امتناع کردند جنگ بین دو فامیل آغاز شد . به فاصله کوتاهی ، بیشتر مرد  های دو فامیل کشته شدند و جمعیت منطقه به خاطر کوششی که باقیمانده اعضای خانواده برای جستجوی وسیع تر افراد دورتر براه انداختند در حالت ترور قرار گرفت . رسم این است که ادامه خونخواهی به عهده زن ارشد خانواده گذاشته شود و دشمنی " فراتزی ها با استوپا گلییری ها " تا سال 1878 آنقدر خون گرفته بود که ممکن بود مردی در منطقه ای با زن پیر و پوشیده ای برخورد کند که هرگز قبلا اورا ندیده باشد! و زن به او بگوید که وی بایستی خود را مسئول کشتن شخص کاملا غریبه بداند. صلح و آشتی بین دو خانواده و پایان این خون خواهی توسط یکی از اعضا " فراتزی " صورت گرفت . او هرچه او هر چه را که درباره " استوپا گلییری " می دانست به پلیس گفت . او می دانست که این کار معادل خودکشی است ، اما چون تمام خانواده اش را در این درگیری از دست داده بود ، احساس می کرد که باید در این میان از خود فداکاری نشان دهد.این بار خانواده فراتزی درست عمل کرد و خبرچین را نابود کرد و جسد وی را نیز برای مدت معینی به نمایش گذاشت. بسیاری از خانواده های جنوب اروپا که در دهه 1880 به آمریکا مهاجرت کرده بودند ، از همین نواحی سیسیل و ایتالیا آمده بودند و وقتی هم که در آمریکا مستقر شدند باز زندگی را در کنار یکدیگر آغاز کردند .

در بروکلین گروه بزرگی از جایی به نام " کاستلاماره ( Castellammare ) " آمده بودند. جایی واقع در ساحل شمال غربی سیسیل که در حدود 40 مایل با پالرمو فاصله داشت . اسامی کسانی که در این منطقه از سیسیل مشهور بودند و بعد ها به آمریکا انتقال پیدا کردند عبارت بود از: " بونانو ( Bonanno )" ، " ماگادینو ( Magaddino )" و " مارانزانو ( Maranzano ) " .

از ناپل ایتالیا ؛ " لوچیانو ( Luciano )" ، " کاپون (Capone )" و " توریو (Torrio )" آمدند. اینها در طرف جنوب شرقی نیویورک مستقر شدند.در آغاز قرن بیستم در نیویورک گروه های اصلی را " ایرلندی ها " تشکیل می دادند. آنها دست کم بر قمار ، انتخابات ، فحشا و باجگیری نظارت کامل داشتند . آنها بر دزدی و سرقت نیز کنترل داشتند . چند آلمانی ، لهستانی ، و یهودی هم با آنها همکاری می کردند. در همین موقع بود که " آرنولد روتشتین (Arnold Rrothstein )" کار خود را آغاز کرد . "روتشتین " خود را قمار باز می دانست و در ضمن گرداننده شرط بندی ها در نیویورک هم بود ولی کاری را که خود او اختراع کرد " نزول خواری" بود. هر بار که او به کسی پول قرض می داد میل داشت بهره ای را بین 25 تا 100 درصد دریافت کند ، چیزی که وی آنرا " عصاره یا انرژی" می نامید . وی گاهی اوقات قمار های کلانی نیز در شهر ترتیب می داد .

درقسمت جنوب شرقی نیویورک گروه "پنج نقطه (Five Point )"مستقر بودند که بیشتر شامل ساکنین جنوب ایتالیا بودند. "جانی توریو" از اشخاص برجسته این گروه بود . آنها پول خود را از سرقت ها و برخی نقشه های کم اهمیت تر و خدمات شاقی که برای گروه های بزرگتر شمال شهر انجام می دادند ، به دست می آوردند . آنها همچنین مشاغل دیگری هم به دست آوردند : استخدام شدن در دوره های انتخاباتی ، تحت فشار گذاشتن رای دهندگان ، تیراندازی به نامزد های مخالف و منفجر کردن صندوق های رای! در کنار رودخانه بروکلین ، "فرانک یوال معروف به فرانک یل (Frank Uale _ Frank Yale )" سیسیلی چند قمارخانه را اداره می کرد . کار دیگر او که کم اهمیت تر بود ، اخاذی و باجگیری بود . گاه و بیگاه هم سیسیلیاییهی دیگر را هم استخدام می کرد.در شیکاگو که تبه کاری و جنایت را در خود می پروراند ، آلمانی ها ، لهستانی ها ، ایرلندی ها ، و یهودی ها دست به کار بودند. کار گاگنسترهای سیسیلی در آنجا اخاذی و باجگیری و انجام دیگر کارهای غیر قانونی بود ، درست مثل نیویورک.

کمیسیون جنایت " ایلینوی" یکمجموعه کامل از نامه های تهدید آمیز افراد گروه "بلک هند ز" را در اختیار داشت، برای مثال دو نمونه از آن:

"سرور محترم آقای سیلوانی ، امیدوارم که این هدیه شما را تحت تاثیر قرار نداده باشد . اگر برای زندگی خود ارزشی قائل هستید تا چهار روز دیگر مبلغ 2000 دلار را حاضر کنید و برای من بفرستید و اما اگر این کار را نکنید ، کاری می کنم که اثری از خانواده تان به جا نماند. مرا به عنوان یکی از دوستان خود بپذیرید."

زبان انگلیسی نویسنده زیاد خوب نیست اما مفهوم نامه کاملا مشخص است . از خصوصیات نامه های نوشته شده توسط گروه "بلک هند ز" نزاکت مفرط آن است ، نوعی نزاکت دنیای قدیم .

"ما امروز صبح پسر شما را از خانه تان دزدیده ایم . در حال حاضر حالش خوب است و ما به خوبی از او مواظبت می کنیم ، ما فقط 5000 دلار می خواهیم تا پسرتان را آزاد کنیم . اگر جان پسرتان برای شما عزیز است این پول را به دوستی که از جلوی خانه تان عبور می کند تحویل دهید . فراموش نکنید . لامانونرا."

نامه بالا مدت کوتاهی پس از دزدیده شدن پسر شش ساله آقای " آنتونی مارینو" برای پدرش در شیکاگو فرستاده شد.

خشونت در شیکاگو مسئله تازه ای نیست . در سال 1860 در " شیکاگوژورنال" نوشته شد ؛ ما از هر طرف بوسیله اراذل و اوباش احاطه شده ایم . در اوایل این قرن ، قبل از آنکه " کاپون" و گانگستر های مشهور به شیکاگو بیایند ، روزی یک قتل ، هر سه ساعت یک سرقت و هر شش ساعت یک سرقت مسلحانه صورت می گرفت. ورود گروه " بلک هند ز" به شیکاگو زندگی را در این شهر مهیج تر کرد ! . نیویورک هم با گروه "بلک هند ز" هم همین مشکل را داشت . " جک پتروچینو (Jack Petrosino )" پلیس نیویورک ، در ایتالیا متولد شد و در 13 سالگی به آمریکا مهاجرت کرده بود . وی وقتی وارد نیروی پلیس شد به جوخه ایتالیایی ها پیوست ، آن قسمتی از اداره پلیس که برای نبرد علیه اعمال غیر قانونی مافیا طرح ریزی شده بود. در سال 1909 " پتروچینو" افسران ارشد خود را متقاعد کرد که بهترین راه برای پی بردن به کارهای مافیا رفتن به سیسیل است. همسفرهای او دو عضو سابق " بلک هند ز" درایالات متحده بودند. کمتر کسی شک دارد که این دو هموطن خود را به نقشه وی مطلع نکرده باشند.در عصر روزی که "پتروچینو" به پالرمو رسید ، هتلش را برای یک ملاقات سری ترک کرد . هنگامی که وی در حال عبور از خیابان بود ، چراغ های خیابان خاموش شد ، وقتی چراغ ها دوباره روشن شدند " پتروچینو" را در حالی که گلوله ای مغزش را متلاشی کرده بود یافتند. یکی از سران مشهور مافیا که در سیسیل به نام " دن ویتو کاسیو فرو ( Don Vito Cascio Ferro )"شهرت دارد تنها به یک قتل اعتراف کرد گرچه او متهم به ارتکاب بیش از 60 فقره قتل بود. " دن ویتو" ادعا می کرد : "اقدام من یک عمل پیش پا افتاده بود ، واکنش من در مقابل عملی بود که نمی توانستم از آن چشم بپوشم " .

شیکاگو دارای بزرگترین فاحشه خانه ها و قمارخانه های آمریکا بود به اضافه مراکزی برای شرطبندی که صاحب بسیاری از آنان مردی بود به نام " مونته تنس (Monte Tennes)" . بعد ها همین شخص یک سرویس خبرگزاری نتایج مسابقات را در سراسر غرب آمریکا بوجود آورد. فحشا در شیکاگو فقط فحشا نبود بلکه به بردگی کشیدن سفید پوستان آمریکایی نیز بود . دختران از مناطقی مثل کانزاس سیتی و سنت لوئیز دزدیده شده و بعد به زور به محله ی بدنام شیکاگو فرستاده می شدند. دیگران را هم به عنوان مستخدم می آوردند، اما هنگامی ماهیت کارشان برای آنان توضیح داده می شد  که حتی پول بلیط اتوبوس را برای مراجعت به شهر خود نیز نداشتند.

یکی دیگر از افراد با نفوذ در میان گانگستر ها ، " موسی انرایت ( Mossy Enright )" ، باجگیر اتحادیه بود . معمولا او برای اتحادیه ها کار می کرد و به آنها برای سازماندهی برخی صنایع که فعالیت شان مورد اکراه بود کمک می کرد . یک بمب و اسلحه غالبا به کار گرفته می شد . "انرایت" پیشقراول مذاکرات کارگری نیز بود و هر گاه سبیلش را چرب می کردند می توانست یک اعتصاب محتوم را بشکند . بیشتر اعضای اتحادیه های "انرایت" حق عضویت خود را می پرداختند و هر کاری که انرایت و روسای دست نشانده وی در اتحادیه ها می گفتند ، را انجام می دادند. اتحادیه های قانونی هنگامی که سعی می کردند به سازماندهی یک کارخانه بپردازند و می فهمیدند مدیریت با استخدام افراد اعتصاب شکن سعی در اخلال در کار آنها دارد با" انرایت " برخورد پیدا می کردند . "انرایت با دریافت مبلغی افراد مزدورتری را در اختیار مدیریت می گذاشت. وی همچنین اقدام به ارسال بسته هایی می کرد که منفجر می شد!

ادامه دارد ...


بنگر ز صبا دامن گل چاک شده / بلبل ز جمال گل طربناک شده / در سایه گل نشین که بسیار این گل / در خاک فرو ریزد و ما خاک شده
۱۳۹۰/۹/۲۳ عصر ۰۹:۰۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ممل آمریکایی, ژان والژان, الیشا, بانو, رزا, حمید هامون, ترومن بروینک, دن ویتو کورلئونه, نیومن, اسکورپان شیردل, آوینا, راتسو ریــزو, malkliase, فورست, اکتورز, ارباب دنیا, Schindler, مکس دی وینتر, خانم لمپرت, واتسون
Papillon آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 140
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۳۱
اعتبار: 27


تشکرها : 5648
( 1246 تشکر در 52 ارسال )
شماره ارسال: #3
RE: مافیا

جنایت کاران به پا می خیزند

1910ـــ1900

جیم کولوسیمو (Jim Colosimo ) معروف به جیم گندهه (Big Jim ) در اواخر دهه 1890 به آمریکا مهاجرت کرد. اولین کارش را به عنوان آبدارچی در ساختمان را آهن شروع کرد . شغل بعدی اش دربان "فرست وارد" شیکاگو بود ، جایی که با دوشخصیت افسانه ای برخورد کرد ." مایکل کنا (Michael Kenna)" و " جان کاگلین (Jan Coughlin) " . هر دو عضو انجمن شهر و در واقع جزو اوباش شهر بودند. "مایکل کنا " و " جان کاگلین" از حق و حساب بگیران شهرداری از قمار خانه ها و اماکن بدنام بودند.  این دو نفر "کولوسیمو" را وارد امور سیاسی کردند و حتی گاه و بیگاه به او پول می دادند. در عوض او هم در دوره های انتخاباتی به کمک آنها می شتافت و کارهای دشوار را برای آنها انجام می داد . در سال 1902 ، " کولوسیمو" با صاحب یک فاحشه خانه معروف در شیکاگو ازدواج کرد . از آنجا او به سادگی مراحل ترقی رسیدن به راس محافل قمار ، مشروب و فحشا را طی کرد . در سال 1908 او صاحب مجلل ترین بار شهر شد . نام این بار "کافه کولوسیمو شماره 2128 خیابان وابش " بود . در آنجا "کولوسیمو" به یک مرد چاق و بذله گو که لباس های شیک و گران قیمت می پوشید و سنجاق کراوات و انگشتر الماس خود را به رخ همه می کشید ، تبدیل شد .علاوه بر این کافه او یک سری فاحشه خانه هم در " تندرلوین (Tenderloin)" شیکاگو داشت. وی همه شب درمحل هایش عشاق جوان را به هم نزدیک می کرد ، رشوه رد و بدل می کرد ، به مامورین پلیس هدیه می داد و برای دیگران که در کنار او بودند جوک تعریف می کرد.

این شهر وند از تیررس گروه "بلک هند ز" که در آن زمان توسط " سانی جیم کوسمانو (Sunny Jim Cosmano)" اداره می شد ، دور نماند . " بلک هند ز " زیاد اعتنایی به قدرت "کولوسیمو" نکرد . "سانی جیم" به این فکر افتاد که دیگر وقت آن رسیده که " جیم گندهه" سر کیسه را شل کند. ابتدا " کوسمانو " برای " کولوسیمو " یک نامه دوستانه ولی تهدیدآمیز فرستاد. " جیم " نمی خواست باور کند که واقعا دارند زیر پایش را خالی می کنند . "کوسمانو" فشار را بیشتر کرد . " جیم" این بار برای اجتناب از درد سر بیشتر حاضر شد 5000 دلار بپردازد . این مبلغ برای "کولوسیمو" زیاد نبود چون درآمد سالانه او از فحشا ، قمار و قاچاق مشروب 500000 دلار بود و این تقریبا درآمد آزاد از مالیات او در 1910 بود. "بلک هند ز" چشم از فعالیت های رو به رشد " جیم گندهه "  بر نمی داشت و این بار تصمیم گرفت که کمی بیشتر در ثروت های او شریک شود و لذا از " کولوسیمو " تقاضای 25000 دلار کرد . "جیم" هم فورا تصمیم گرفت برای سفر کوتاهی به نیویورک برود و با برادر زاده اش " جانی توریو " ملاقات کند.

" جانی توریو " در نیویورک یک گروه به نام " جیمز استریت " داشت . " توریو " 29 ساله فکر می کرد که در نیویورک چندان چیزی عایدش نمی شود چون بیشتر کارهای پر درآمد در دست گانگستر های دیگر بود و ایتالیایی ها و سیسیلیایی ها تنها پس خورده دیگران را جمع و جور می کردند. " کولوسیمو" به " توریو " پیشنهاد پست نفر دوم را در گروهش کرد مشروط بر این که " توریو " ، شر " بلک هند ز" را از سر " کولوسیمو " کم کند. طی یک هفته "توریو" به شیکاگو رفت تا شغل جدیدش را آغاز کند. یکی از بعد از ظهرهای سال 1919 درست بعد از ورود " جانی توریو " به شیکاگو سه نفر از افراد " بلک هند ز " از فرستاده های " کوسمانو " وارد کافه " کولوسیمو " شدند و به او هشدار دادند که در صورت تحویل ندادن 25000 دلار، به او هزار گلوله تحویل می دهند . "کولوسیمو" ، " توریو " مدیر جدید را به سر میز دعوت کرد و آنها با هم قبول کردند که فردا برای دریافت پول مجددا به سراغ "کولوسیمو" بیایند . فردای آنروز " توریو " و افرادش منتظر آنها شدند اما آنچه به " بلک هند ز" تحویل داده شد مرگ بود نه پول !. هر سه باجگیر " کوسمانو " با تفنگ های گلوله زن افراد " توریو" ، سوراخ سوراخ شدند. این داستان ورود "توریو" به دنیای تبه کاری در شیکاگو بود. با این حرکت اوضاع دیگر کاملا به روال سابق نیفتاد . موقعیت "کوسمانو" متزلزل شد . وی انتظار نداشت که قربانیانش دست به اقدام متقابل بزنند .

در نیویورک مقامات به خاطر گسترش خشونت و تیراندازی ، قانون " سالیوان " را به تصویب رساندند که بر طبق آن هیچ کس بدون جواز حق حمل اسلحه را نداشت. بعضی از گانگستر ها تصمیم گرفتند که سلاح ها را غلاف کرده و به دنبال جواز بروند و دیگران به آسانی قانون را زیر پا گذاشتند . بر طبق گفته یکی از گانگستر ها : ترجیح می دهم در مقابل 12 نفر بایستام و درباره کارهایم توضیح بدهم تا اینکه جسدم به وسیله 6 نفر حمل شود! . در اویل دهه 1900 گانگستر ها با وجود کمیته های مراقب از قبیل کمیته " دکتر پارکهورست(Dr. Parkhurst)" به نام کمیته ضد تبه کاری تحت فشار بیشتر قرار گرفتند . این خشم عمومی باعث به دام افتادن بسیاری از گانگستر های ایرلندی و دیگران شد . این جریانات به صورت قاطعی به هموار شدن راه برای خشم بیشتر مردم کمک کرد. یکی از افرادی که توانست خود را از انظار مخفی نگه دارد ، زیرا تازه کار خود را شروع کرده بود " آرنولد روتشتین (Arnold Rothstein)" قمار باز و نزول خوار بود . " روتشتین " در اوج قدرت شاهزاده "برادوی (Broadway)" محبوب مطبوعات و رهبر دنیای زیرزمینی " ماهاتان" بود." روتشتین " در سال 1883 متولد شد و در خیابان 47 شرقی بزرگ شد. گرچه پدرش تاجر ثروتمندی بود ، اما " آرنولد " جوان تمایل زیادی به تحصیل نداشت و بیشتر وقتش را در قمارخانه های ارزان و سالن های بیلیارد می گذراند. وی در سال 1899 در 16 سالگییک اصطبل بزرگ برای اسب هایش و یک موسسه دام داشت . در ضمن " مانک ایستمن " را برای جمع آوری پول های نزولی اش استخدام کرد.

در سال 1902 ، " روتشتین " مورد توجه " سالیوان " بزرگ ، رئیس ناحیه " تمنی (Tammany)" قرار گرفت. " سالیوان "فهمیده بود که این قمار باز جوان می تواند برایش مفید واقع شود . در سال 1903 ، " روتشتین " پولی که از یک گردش خیابانی جمع می کرد 5000 دلار بود . " روتشتین " در 26 سالگی مشهور بود که کمتر از 12000 ذلار در جیب نداشت. در سال 1909 او با یک هنر پیشه 19 ساله به نام " کارولین گرین " ازدواج کرد . هدیه ازدواج رئیس " سالیوان " برای آنها ، حمایت او از " آرنولد " در جدید ترین معامله اش بود . این معامله شراکت " آرنولد " با " ویلی شی (Willie Shea) " در یک قمار خانه مجلل بود . مدت کوتاهی بعد از آن ، " روتشتین " توانست ستونی از شایعات روزنامه را به خود اختصاص دهد : 10000 دلار در یک بازی پوکر 34 ساعته !

یک شب پس از یک بازی طولانی ، " روتشتین " متوجه شد که شریکش بخشی از پول برده قمارخانه را به جیب زده و ادعا می کند که این پول به عنوان جبران پولی است که " روتشتین " قبلا از درآمد قمارخانه برای کارهای دیگر مصرف کرده بود . بهرحال ، شراکت " روتشتین " و " ویلی شی" بهم خورد و " روتشتین " به تنهایی کازینو را اداره می کرد .

ادامه دارد...


بنگر ز صبا دامن گل چاک شده / بلبل ز جمال گل طربناک شده / در سایه گل نشین که بسیار این گل / در خاک فرو ریزد و ما خاک شده
۱۳۹۰/۹/۲۹ عصر ۱۱:۱۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : الیشا, بانو, رزا, ژان والژان, نیومن, حمید هامون, ترومن بروینک, Classic, دن ویتو کورلئونه, اسکورپان شیردل, آوینا, malkliase, فورست, اکتورز, ارباب دنیا, مکس دی وینتر, خانم لمپرت, واتسون
Papillon آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 140
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۳۱
اعتبار: 27


تشکرها : 5648
( 1246 تشکر در 52 ارسال )
شماره ارسال: #4
RE: مافیا

ورود جنایتکاران به عرصه سیاست

1910_1920

در شیکاگو " جیم کولوسیمو" به پتانسیل " جانی توریو " پی برد و هر دو به اتفاق یکدیگر شروع به تثبیت موقعیت خود در اتحادیه های باج بگیران شیکاگو کردند . پلیس فدرال ، سعی در جلوگیری پیشرفت این دو نفر کرد و به همین دلیل یک فاحشه قدیمی شیکاگو را پیدا کردند که حاضر به دادن شهادت علیه " کولوسیمو " و " توریو " شد. او را در " بریجپورت کانکتیاک " پنهان کردند اما قبل از اینکه بتواند شهادت دهد ، جنازه او را در حالی که گلویش را پاره کرده بودند یافتند . افراد "توریو" در نیویورک متهم به این کار شدند ولی پلیس نتوانست آنها را به پای میز محاکمه بکشاند ، گرچه ارتباط بین گانگستر های نیویورک و شیکاگو به وضوح آشکار بود . "رابرت مریم (Rabert Merriam)" عضو انجمن شهر اینطور گزارش می دهد : " شیکاگو در نوع خود بی نظیر است ، این شهرفاسد ترین شهر در تمام ایالات متحده آمریکا ست". البته کوشش های فراوانی برای سرکوبی تبه کاری و جنایت در شیکاگو صورت گرفت . در سال 1911 شهردار " هریسون (Mayor Harrison)" فرمان بستن چندین فاحشه خانه را داد . " جان ویمن (John Wayman)" دادستان ایالتی هم دستور تشکیل هیئتی برای تحقیق در این باره را داد و در پی آن فرمانی مبنی بر بستن منطقه بدنام شیکاگو انتشار یافت . صاحبان و گردانندگان این فاحشه خانه ها هم فورا فاحشه ها را به خیابان ها فرستادند و آنها با لباس ها و سر و وضع عجیب و غریب هم در خیابان ها می گشتند و از دیگران تقاضای جا می کردند. در نتیجه مقامات ایالتی با مشکل لاینحل فاحشگان بی خانه و مکان روبرو شدند و به دنبال این وضع باز فاحشه خانه ها کار خود را آغاز کردند .

سیسیلیایی ها و ایتالیایی های تابع قانون برای درهم ریختن بساط " بلک هند ز" در شیکاگو اقداماتی انجام دادند . در سال 1907 گروهی به نام " وایت هند " تشکیل شد که هم خود را وقف اعمال پسندیده و کمک به قربانیان گروه " بلک هند " نمودند. در سال های اول قرن بیستم ، تعداد زیادی از گانگستر ها که بعد ها شهرت پیدا کردند فعالیت خود را در شیکاگو آغاز کردند . " مونته تنس (Monte Tennes)" شرط بند و باجگیر میدان های مسابقه ، "جوی د آندره آ ((Joey  D Anderea " باجگیر ، " ایزی بوچالسکی (Izzy Buchalsky)" باجگیر ، " سانی جیم کوسمانو (Sunny Jim Cosmano)" رئیس گروه " بلک هند ز " و " دایون ابانیون (Dion O bannion)" که یکی از قدرتمند ترین گروه های شیکاگو را اداره می کرد و قتل او در سال 1924 جنگ آبجو را آغاز کرد.

بعضی از گروه های گانگستری در شیکاگو به وسیله گانگستر های ایرلندی رهبری می شدند . "ابانیون" ایرلندی بود . دو گروه "ادانل (O donnells)" وجود داشت یکی " ادانل جنوبی " و یکی هم "ادانل غربی" . هر کدام به وسیله یک عده برادر اداره می شدند ولی هیچکدام از این دو گروه با یکدیگر خویشاوندی نداشتند و در اختلافات میان گانگستر های دیگر کمکی به هم نمی کردند. " تری دراگان (Terry Druggan)" و " فرانکی لیک (Frankie Lake) " هر دو ایرلندی بودند که در دهه 1890 یک گروه را اداره می کردند . " فرانک  و مایک راجن (Frank & Mike Ragen)" هم انجمن ورزشی و نیکو کاری " راجن " را تاسیس کردند . این انجمن به ظاهر اهداف انسانی را مد نظر داشت اما در واقع دست کمی از گروه های گانگستری دیگر نداشت . یک لهستانی به نام " جو سالتیس (Joe Saltis) " و یک آدم کش به نام " فرانک مک ارلین (Frank Mc Erlane) " گروه " سالتیس _ مک ارلین " را اداره می کرد و در قسمت غربی هم " مایک هایتلر (Mike Heitler)" گروهش را سازمان می داد.این گانگستر ها از هر نوع ضعف بشری استفاده می کردند : فحشا ، قمار ، مواد مخدر و با این کار ها آنچنان سودی نصیبشان می شد که با آن می توانستند به کار های دیگر که آن نیز از ضعف انسانی ناشی می شد دست بزنند و به پلیس و سایر ماموران دولتی رشوه بدهند تا از اعمال خلاف قانون آنها چشم پوشی کنند. هر نوع مقاومتی هم با خشونت روبرو می شد . بزودی الگویی مد شد . عملیات مختلف در مناطق مختلف به گروه های مشخص تعلق گرفت و در هر منطقه رئیس دسته مواظب بود که ببیند پول به اندازه کافی از فاحشگان او ، قمار خانه ها و مسابقات به دست می آید تا رشوه ها را سر وقت به شخص مورد نظر برساند. در شیکاگو قانون " برای فروش است " بود. همکاری در رده های بالاتر از طریق نظارت و کنترل روسای گانگستر ها به صندوق های رای، عملی می شد . در اینجا می توان از " هینکی دینک کنا (Hinky Dink Kenna)" عضو جامعه دمکراتیک نام برد که با حمایت باند " جیم کولوسیمو " بارها و بارها  عضو انجمن شهر شد. " کولوسیمو " در کارهای زیادی دخالت داشت و همیشه کاندیداهای او باید انتخاب می شدند. وی یکبار از ترس قانون به رفتگران خیابان پناه برد و بلافاصله آنها را در یک سندیکا سازماندهی کرد . به این ترتیب رای آنها را همیشه در اختیار داشت .

در مورد دیگر مامور پلیسی بود که همیشه یک لیست از محل های غیر قانونی منطقه خودش بهمراه داشت. در این لیست اماکن فوق به دقت درجه بندی شده و شامل مناطقی که نباید به آنجا شبیخون زد ، بود ! . در این لیست همچنین مبالغ دقیقی که می باید از این اماکن رشوه گرفته می شد و راه هایی که می باید در مواقع ضروری موجب گم کردن راه اصلی شود از جمله اسامی افسران مسئول منطقه ، ذکر شده بود . با این وضع ، تعداد کمی از گانگستر ها به دام قانون می افتادند، حتی در مورد جنایاتی که غالبا مشهور به ارتکاب انها بودند. اگر هم یک مامور پلیس با غیرت می توانست یکی از این گانگستر ها را گیر بیاندازد ، قضات و وکلای فاسد و رشوه بگیر به ندرت وی را محکوم می کردند. تازه وقتی گانگستری محکوم می شد ، هنوز قسمتی از محکومیتش را نگذراندخ بود که به بهانه ای آزادش می کردند. ( حتی تشکیلات " وایت هند " مشکلات را آنقدر زیاد دید که در سال 1913 منحل شد )

دکتر " ژوزف دامیانی (Joseph Damiani)" رئیس تشکیلات " وایت هند " گفت که اعضا دیگر حاضر به دادن پول بیشتر برای مبارزه با گروه " بلک هند ز" نیستند و آنها به خاطر سخت گیری های دستگاه دادگستری دلسرد شده اند . طبق بیانیه ای که توسط انجمن " وایت هند" در سال 1911 منتشر شد عوامل دیگری نیز در دشوار کردن امر دستگیری جنایت کاران دخیل بودند.

بسیاری از خانواده های سیسیلیایی ها و ایتالیایی ها روحیه انزوا طلبی خود را که یادگاری از کشور قدیمی شان بود ، هنوز حفظ کرده بودند. در یکی از آدمکشی های شیکاگو هویت قاتل و مقتول برای پلیس آشکار شد : او و قربانی اش هردو ایتالیایی بودند. جستجوی پیگیر برای یافتن قاتل ادامه یافت و بالاخره او را در حال خارج شدن از خانه برادر مقتول دیدند و دستگیر کردند. در بازجویی از برادر مقتول روشن شد که از آن زمان ، خانه او پناهگاه قاتل برادرش بوده است آن هم به دلیل اینکه قاتل در موقع حادثه زخمی شده بود . آنها هم می خواستند آنقدر از او پرستاری کنند تا حالش کاملا خوب شود ، آنگاه از او انتقام برادرش را بگیرند!.

بین سالهای 1910 تا 1914 ، کمیسیون رسیدگی به جنایت در شیکاگو و برآورد کرد که 5000 فاحشه  در 1020 فاحشه خانه در این شهر مشغول به کار هستند . در سال 1912 ، موجی از اصلاحات باعث بسته شدن محله بدنام شیکاگو شد. " جیم کولوسیمو " و " جانی توریو " به " سیسرو (Cicero)" از حومه های اطراف شیکاگو رفتند و اولین فاحشه خانه را در آنجا باز کردند . به آنها زیاد سخت نگذشت چون از 1020 فاحشه خانه ای که بسته شد 712 تا از آنها بعد از دو ماه دوباره باز شدند . بسیاری از روسای گروه های گانگستری مواظب خانه های مجاور فاحشه خانه ها و قمار خانه های خود بودند به این معنا که اغلب آنها مواجه با همسایگان شاکی بودند و لذا مایل بودند در صورت بروز یک دردسر آنها در خانه مانده و نه چیزی ببیند و نه چیزی بفهمد. "جانی توریو " افراد خود را به خانه های منطقه خود می فرستاد و این دیگر به آنها مربوط بود که ببینند چه کمکی در رفع مشکلات و دشواری های خانوادگی آنها می توانند انجام دهند. در موقع پیش آمدن درگیری مالی ، گروه کمک مالی خود را از شخص مورد نظر دریغ نمی کرد. در موقع در گیری با پلیس  گروه با نفوذی که داشت ، مشکل را رفع می کرد . جای تعجب نیست که رئیس محلی از احترام زیادی برخوردار بود و اغلب برای کمک نزد او می آمدند . اگر انجام چنین کمکی به مقاصد گروه خدمت می کرد ف کمک بلافاصله داده می شد.

در عین حال مخالفین بی رحمانه نابود می شدند. در سال 1910 ، تنها " بلک هند ز " 25 نفر را در شیکاگو به قتل رساند و در سال 1912 مجموعا 31 نفر . در سال 1914 ، پلیس شیکاگو شروع به سخت گیری در محله بدنام کرد و خواستار رشوه بیشتر همراه با تهدیدات مبنی بر دستگیری و یا حتی تعطیل کردن ، شد. " توریو" در پاسخ تهدید به خشونت کرد و به دنبال " راکسی وانیلی (Roxie Vanilli)" از اوباشان نیویورک و " مک فیتز پاتریک (Mac Fitz Patrick)" آدمکش شیکاگویی فرستاد. در درگیری که با پلیس پیش آمد، یک پلیس کشته و سه نفر دیگر زخمی شدند . خود " وانیلی " هم در این درگیری زخمی شد ، " کولوسیمو " به اتفاق بعضی از افرادش دستگیر شدند ولی مدتی بعد به دلیل فقدان مدرک آزاد گردیدند. یکی از افراد " کولوسیمو " به نام " دوفی (Duffy)" ، یک خبر چین پلیس را به نام " ایساک هنگو (Isaac Hengow)" کشت . " دوفی " به وسیله پلیس دستگیر شد و به جرم قتل محکوم گردید . تعداد زیادی شاهد عینی شهادت دادند که "هنگو" در حال قدم زدن در پیاده رو بوده و متوجه نزدیک شدن " دوفی " نشده بود . یکی از شهود شهادت داد که او حتی موقعی که " دوفی" با خونسردی شلیک کرده فرصت بالا بردن دستش را هم نداشته است. اما " دوفی" تقاضای فرجام کرد و با دفاع از خود ، در دادگاه دوم تبرئه شد.

در سال 1914 " آنتونی . د . آندره آ (Anthony D , Andrea)" ، در انتخابات برای "کمیسرای کوک کانتی (Cook County Commissioner)" شرکت کرد. او و برادرش " جوی" ( جاعل و رئیس اتحادیه کارگران فاضلاب و کارگران تونل) ایتالیایی هایی بودند که به شیکاگو مهاجرت کرده بودند. "آنتونی" وکیل و رئیس اتحادیه سیسیلیایی های شاخه شیکاگو بود . این سازمان به وسیله مهاجران سیسیلیایی و ایتالیایی و با هدف خیر تشکیل شده بود. اعضای آن شامل افراد بلند پایه ، قضات و سیاست مداران بودند. این سازمان در اکثر شهرهای بزرگ کشور شعبه داشت .در عین حال ادعا می شد که این اتحادیه برای کنترل رقابت های گروهی بین گانگستر ها و همچنین توزیع عادلانه بخش های شهری برای اخاذی و دیگر کار های غیر قانونی بین گرو های گانگستری تشکیل شده بود. " آنتونی " با مزدوران و رای های از پیش آماده اش وارد مسابقه انتخاباتی شد . اما او قبلا به چندین صورت شناخته شده بود. یک کشیش خلع لباس شده ، یک سارق بانک و یک جاعل . و به همین دلیل هم در این انتخابات شکست خورد . برادرش هم " جوی " بعد ها در یک منازعه کارگری کشته شد .شکست " تونی " در انتخابات او را دلسرد نکرد. در سال 1916 وی در انتخابات اعضای انجمن شهر به عنوان کاندیدا از حزب دمکرات شرکت کرد و این بار هم شکست خورد. این انتخابات به خشونت گرلئید و یکی از دستیاران رقیب " تونی " به هنگام رای دادن کشته شد . در سال 1921 " تونی " دوباره بخت خودش را امتحان کرد . این بار رقیب او " جان پاورز(John Powers) " بود . " پاورز " در این دوره انتخاب شد ولی انتخاب شدن او همراه با خونریزی های بیشتری در حوزه انتخابات بود. به طرف دو خانه بمب انداخته شد و 30 نفر کشته شدند. در این انتخابات یک سنت قدیمی سیسیلیایی اجرا شد و آن نوشتن نام قربانی های مقرر بر روی درخت " مرگ انسان (Dead Man's Tree)" ، درخت صنوبری که در محله ایتالیایی های شیکاگو بود . در سال 1912 ،جنایت سال ، قتل " هرمن روزنتای (Herman Rosenthai)" قمارباز و رقیب " آرنولد روتشتین " شناخته شد. " روزنتای " به وسیله دو آدمکش با نام های : " گایپ . د . بلود (Gyp The Blood)" و " لفتی لوئی (Lefty Louie)" ، دو نفری که از طرف کاراگاه " بکر( Charles Becker)" مامور از میان بردن او بودند ، کشته شد و این طور به نظر می رسید که " روزنتال " در صدد افشای رشوه هایی که از قمارخانه های مختلف " مانهاتان " می گرفته ، بوده است. مقررات جدید مهاجرتی در ایالات متحده آمریکا که بسیاری آن را غیر عادلانه خواندند ، در سال 1914 به اجرا گذاشته شد وهمین قانون باعث کاهش نسبی مهاجرت از سیسیل ، ایتالیا و دیگر کشور های سواحل جنوبی مدیترانه به ایالات متحده آمریکا شد. از آن به بعد بسیاری از اعضای مافیا می بایست قاچاقی وارد خاک آمریکا شوند . تا سالها این قانون برای دولت آمریکا مفید واقع شد چون اگر از گانگستری مدرکی به دست نمی آوردنداو را به بهانه ورود غیر قانونی به آمریکا اخراج می کردند.

یکی از رهبران " پنج نقطه " در نیویورک (بعد از اخراج " جانی توریو ") یک سیسیلیایی به نام " سالواتوره لاکی لوچیانو (Salvatore Lucky Luchiano)" بود که تا سال 1915 کارش دلالی بود . خود این روه در نیویورک به وسیله " پائولو آنتونینی واکارلی ("(Paolo Antonini Vaccarelli "Paul Kelly" که به " پل کلی " معروف بود و همدستش " جیمز بیف الیسون (James Biff Ellison)" ، اداره می شد . کارهای عمده در بروکلین زیر دست " سیرو ترانوا (Ciro Terranova)" ملقب به شاه کنگر اداره می شد . داشتن این لقب به این دلیل بود که حرفه قانونی او عمده فروشی کنگر بود که در انحصار وی نیز بود!. " ترانوا " با " ایگنازیو سایتا (Ignazio Saietta)" معروف به " جان لوپو گرگ (John Lupo Wolf) " ارتباط داشت . " لوپو " و " فرانک یل " رئیس اتحادیه ملی سیسیلیایی ها بودند و توانایی آن را داشتند که بنا به میل خود اتحادیه را از اوباش طرفدار خود پر کنند. " یل " علاوه بر این کارها ف تعداد زیادی کلوپ شبانه را که در آن بساط قمار هم دایر بود، در بروکلین اداره می کرد. در سال 1919 یکی از متصدیان بار و مامور ساکت کردن اخلال گران دارودسته " یل " " آلفونس گابریل کاپون (Alphonse Gabriel Capone) " بود . وی یکی از عمو زادگان " جانی توریو " بود . در مدت یک سال کار در آنجا " کاپون " (که به " آل کاپون" معروف بود) جوان که در آن موقع فقط 20 سال داشت و به داشتن ذات پست و بی رحم مشهور شده بود ، یک بار بخاطر اخلال دستگیر شده بود و نیز مظنون به ارتکاب دو فقره قتل هم بود ، در جرگه مافیا قرار گرفت .

اوضاع " آل" در نیویورک رو به وخامت گذاشته بود که دعوت نامه ای از طرف " جانی توریو " برای او فرستاده شد و طی آن وی به عنوان یک شخص مطمئن دعوت به همکاری جهت اداره امپراطوری " جیم کولوسیمو " شد. " آل " با اولین قطار خود را به شیکاگو رساند . قانون تحریم مشروبات الکلی در سال 1920 تصویب شد . لذا قاچاق مشروب مهمترین کار غیر قانونی گردید. این طور مقدر شد که برای معدودی از اشخاص ثروت بی حساب و برای گروه زیادی مرگ و خشونت به ارمغان آورده شد .

ادامه دارد ...


بنگر ز صبا دامن گل چاک شده / بلبل ز جمال گل طربناک شده / در سایه گل نشین که بسیار این گل / در خاک فرو ریزد و ما خاک شده
۱۳۹۰/۱۰/۳ عصر ۱۰:۳۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, ژان والژان, نیومن, رزا, ناخدا خورشيد, اسکورپان شیردل, حمید هامون, آوینا, راتسو ریــزو, اکتورز, ارباب دنیا, مکس دی وینتر, خانم لمپرت, واتسون
Papillon آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 140
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۳۱
اعتبار: 27


تشکرها : 5648
( 1246 تشکر در 52 ارسال )
شماره ارسال: #5
RE: مافیا

حکومت قاچاقچیان مشروب

1920

در ایالات متحده آمریکا جنایات و تبه کاری های فراوانی از قبیل اخاذی ، تقلب ، کلاه برداری ، سرقت ، و ... به وقوع می پیوست اما تحریم مشروبات الکلی انگیزه و فرصتی برای تبه کاران به وجود آورد تا با صرف مبالغ هنگفتی اولین گام های ضروری و موثر را در راه سازمان دهی خود بردارند .استعمال مشروبات الکلی در آمریکا مسئله بغرنجی بود و آنچه که مشخص بود این که یک نفر و حتی یک گروه گانگستری نمی توانست مشروب مورد نیاز بازار را تهیه کند . مشروبات الکلی بایستی تهیه و جابجا فروخته می شدند. انجام این امور مستلزم استفاده از روش های تجاری ، حسابدار ، راننده ، باربر ، نگهبانان مسلح ، فروشندگان و ماموران پلیس رشوه بگیر بود. قاچاقچی های نیویورک ، شیکاگو و دیگر شهر های بزرگ همان قدر که حس شامه شان در سال های بعد نسبت به قوانین مربوط به مواد مخدر تیز بود ، نسبت به قانون منع فروش مشروبات الکلی  نیز حساسیت لازم را داشت گرچه در اوایل کار یک سری نواقص یافت می شد ، همانطوری که در مورد هر صنعتی چنین بود . تفاوت بین یک حرفه قانونی با تبه کاری و جنایت در این بود که در اولی طرف بازنده به طرف شراکت می رفت و یا ورشکسته می شد ولی در دومی بازنده یا کارش را ترک می کرد و یا به قتل می رسید.

در نیویورک قبل از تصویب قانون تحریم مشروبات الکلی 15000 با با جواز مشغول به کار بودند . یک سال بعد تمام این بار ها بسته شدند و به جای آنها 23000 محل فروش مشروبات الکلی قاچاق به وجود آمد . اما شیکاگو حتی سعی نکرد مثل نیویورک صورت ظاهر را حفظ کند . بسیاری از بارهای شیکاگو به سادگی باقی ماندند و با هزاران بار جدید التاسیس به رقابت پرداختند. با اطمینان می توان گفت که بسیاری از افرادی که قبلا لب به مشروب نمی زدند در دوره تحریم مشروبات الکلی شروع به نوشیدن مشروب کردند . حتی فروشگاه های مخصوص (البته غیرقانونی) باز شدند که در آنها انواع وسایل تهیه مشروب خانگی به فروش می رسید . بعضی از آبجو سازی هایی که در نتیجه اجرای قانون تحریم مشروبات الکلی  بسته شدند توسط قاچاق چی ها و یا مردمی که با آنها ارتباط داشتند به قیمت های پایینی خریداری شدند. مانند کارخانه هایی که به دست " جانی توریو " افتاده بودند و شروع به فروش شبه آبجوی قانونی در کنار آبجو های حقیقی نمودند. بطری های جین (مشروب جین) هم در کارخانه های تقطیری که به طور مخفیانه در نیویورک کار می کردند ، بسته به این که چه میزان مواد رنگین به آن اضافه می کردند ، به عنوان جین و بوربن فروخته می شدند. مشروبات واقعی هم از طریق دریا از کانادا به شیکاگو ، کلیولند و دیترویت  وارد می شدند . " فرانک کاستلو " هم یک ناوگان از قایق های تند رو داشت و با آن مشروب های قاچاق را از کشتی های لنگر انداخته در دریا های دور به بنادر آمریکا می آورد. قمارخانه " آرنولد روتشتین " در نیویورک هم یک شبه تبدیل به محل فروش مشروبات الکلی قاچاق شد . در این زمان " روتشتین " شخصیت برجسته ای در شرط بندی های کلان قمارخانه ها بود . یکی دیگر از چهره های برجسته نیویورک " نیکی آرنشتین (Nicky Arnstein)" قمار باز بود . او و "روتشتین" مظنون به طرح سوء استفاده از اوراق قرضه در سال 1920 بودند که طی آن ، این دو 5 میلیون دلار از دلالان قانونی اوراق قرضه خریده و دوباره آنها را فروختند . " آرنشتین " مغز متفکر این کار شناخته و بازداشت شد اما با 100 هزار دلاری که به وسیله  " روتشتین " به عنوان ضمانت پرداخت شد ، او توانست از زندان مرخص شود . در اولین محاکمه " آرنشتین " ، وکیل او " ویلیام فالون (William Fallon)" معروف از او دفاع کرد. اما در محاکمه بعدی " فالون " سرگرم پرونده دیگری بود و از "آرنشتین " دفاع نکرد به همین دلیل او محکوم به حبس ابد در زندان " لیونورس (Leavenworth)" شد. این جریان فقط یک روشنایی غیر مستقیم برای رویداد های اصلی بود . جنایت کاران واقعی هنوز کاملا وارد صحنه نشده بودند . " لاکی لوچیانو " هنوز در گروه " پنج نقطه " نیویورک فرمانده دوم بود . " فرانک یل " در بروکلین چند بار برای فروش مشروبات الکلی قاچاق داشت. " داچ شولتز (Dutch Schultz)" یک کلوب را اداره و از مردم اخاذی می کرد . " لگز دایموند (Legs Diamond)" و " آل کاپون " هم هنوز کاملا شناخته شده نبودند.

در نیویورک ، سیسیلیایی ها و ایتالیایی هایی مثل " ژوزف پروفاسی (Joseph Profaci)" ، " ژوزف ماگلیوکو (Joseph Magliocco)" ، " استفانو ماگادینو (Stefano Magadinno)" ، " فرانک لابرازو (Frank Labruzzo)" ، " فرانک گاروفالو (Frank Garofalo)" ، " سالواتوره مارانزانو (Salvatore maranzano)" ، " جو ماسریا (Joe Masserio)" ، " پیتر مرلو (Pete Morello)" و " ویتو جنوسی (Vito Genovese)" به وسیله گانگستر های ایرلندی ، یهودی و لهستانی که به امور باجگیری ، قمار و فحشای شهر نظارت داشتند ، به " موستاش پیتز" یا دست آموز سیبیلو شهرت داشتند . گانگستر های قدیمی فکر می کردند که که مهاجرین جدید آنقدر وحشی هستند که نمی توانند زیاد دوام بیاورند. وضعیت شیکاگو هم بر همین منوال بود . در حالی که گروه های" جنا " و "کولوسیمو" ، "توریو" عمدتا شامل ایتالیایی ها و سیسیلیایی ها بودند ، دیگران چنین نبودند و هیچ گروهی بر تمام شهر تسلط نداشت . " جانی توریو " و " آل کاپون " وضع را کاملا تغییر دادند . وقتی کاملا مشخص شد که تحریم مشروبات الکلی به صورت قانون درآمده ، " توریو " دست به کار شد و تصمیم گرفت تا با همکاری گانگستر های " کولوسیمو " پول مفتی به جیب بزند . اما " کولوسیمو " علاقه ای به این پیشنهاد نشان نداد چون او فقط به فاحشه خانه ها و کازینو ها فکر می کرد . او به تازگی پس از طلاق دادن همسر اولش که او را در برپایی امپراطوریش یاری کرده بود با زن بسیار جوان تری ازدواج کرده و دلش به نشان دادن الماس هایش در بار ها و شوخی کردن با رفقا خوش بود . " توریو " از این همه بی ذوقی آزرده خاطر شد .

در ماه مه سال 1920 ، " کولوسیمو " در رستورانش منتظر یک محموله ویسکی قاچاق بود که می بایستی به وسیله معاون برادرزاده مورد اعتماد وی ، " توریو" ، تحویل داده می شد . اما آنچه را که " کولوسیمو " نمی دانست این بود که " توریو " ، " فرانک یل " آدم کش نیویورکی را به همراه ویسکی ها به رستوران او آورده بود . در موقع تخلیه بار گلوله ای به سر " کولوسیمو " شلیک شد و او را جا به جا کشت . پلیس نتوانست قاتل را دستگیر کند و فقط روز بعد " یل " را در ایستگاه راه آهن شیکاگو هنگامی که شهر را ترک می کرد ، متوقف و چند سوال از او کرد. بعد از کشته شدن " کولوسیمو " ، " جانی توریو " سرانجام خودش رئیس شد . اولین کار او انتصاب " آل کاپون " جوان به عنوان مرد شماره یک تشکیلاتش (البته بعد از خودش) بود . و 25 درصد از سهام قمارخانه ها و فاحشه خانه های شیکاگو و 50 درصد از منافع قاچاق مشروب را به او واگذار کرد. " آل " به دنبال برادرش " رالف کاپون " و پسرعموهایش : " روکو " ، " ژوزف " و " چالز فیشیتی (Charles Fischetti)" به نیویورک فرستاد. در این موقع " توریو " 39 ساله و " آل " 23 ساله بود . " توریو " همچنین گانگستر های گروه " دراگان –لیک (Druggan Lake)" را استخدام کرد تا پنج آبجو سازی او را در شیکاگو اداره کنند . این آبجو سازی ها قرار بود آبجویی با 1.5 درصد الکل تهیه کنند . " توریو " آبجوی واقعی را در کارخانه های شبه آبجوی خود تولید می کرد و به گروه های دیگر در شیکاگو می فروخت .

شش برادر سیسیلیایی " جنا " ، " آنجلو " ، " مایکل " ، " تونی " ، " سام " ، " پیترو " و " جیم " که به " جنا های وحشتناک " معروف و در کار تهیه مشروبات بودند و درآمد سالانه شان به 5.000.000 دلار می رسید . آنها صد ها خانواده فقیر سیسیلیایی را که در آپارتمان های کثیف و کوچک زندگی می کردند به استخدام خود درآوردند . در آشپزخانه این افراد دستگاه های تقطیر قابل حملی نصب شده بود . کار این خانواده ها این بود که دستگاه ها را می تاباندند و بعد الکل خام را تحویل می دادند. آنها برای این کار روزی 15 دلار مزد می گرفتند که برای آنها مزدی قابل توجه به حساب می آمد. در آن روزها برای چنین مزدی خانواده های زیادی از سیسیل به آمریکا می آمدند و وارد حرفه مشروب سازی می شدند . بعد برادران " جنا " الکل خام را در بطری ها می ریختند و آنها را با رنگ و اسانس های مختلف مخلوط می کردند و به جای جین و ویسکی می فروختند.

در سال 1910 برادران " جنا " به همراه خانواده شان وارد آمریکا شده بودند . آنها افرادی بی رحم و با سرسختی مغرورانه نسل های راهزنان سیسیل بودند. در میان آنها فقط " تونی " بود که مشهور به جنتلمن بود. او زندگی آرامی داشت و همیشه لباس های مرتب و شیک می پوشید . شهرت داشت که او هیچ وقت مسلح نبود و در درگیری منجر به قتل شرکت نمی کرد . او درس خواند و مهندس معمار شد . در ضمن خواننده اپرای خوبی هم بود . اما همیشه در جلسات خانوادگی شرکت می کرد و به عنوان مشاور موسسه " جنا " عمل می کرد . وقتی دولت شروع به تحقیق در مورد کارهای خانوده " جنا " کرد ، یکی از کارمندان " آنتونیو " نکات مهمی را در اختیار آنان گذاشت : بنا به اظهارات او در انبار کالای برادران " جنا " 24 ساعته در دو نوبت کار انجام می شد . کامیونها بار می زدند و بدون هیچ کنترلی به داخل و خارج از انبار رفت و آمد می کردند. انبار گاه و بیگاه مورد حمله پلیس قرار می گرفت اما پلیس 24 ساعت قبل از هر حمله یک اخطار برای آنها می فرستاد و این فرصت برای برادران " جنا " کافی بود تا اوضاع را مرتب کنند و پس از حمله ، کار ها دوباره راه می افتاد . به گفته های همان کارمند ، " آنتونیو جنا " در تمام دوره ای که من در آنجا کار می کردم کلیه اعمال برادران " جنا " با رضایت ، تائید و اطلاع کامل پلیس شیکاگو انجام می گرفت .

در سال 1925 برآورد شد که مقذار حق السکوتی که برادران " جنا " به پلیس می دادند ، 6500 دلار در ماه بود به اضافه مقادیر هنگفتی بابت کاهش قیمت الکل . بنابراین افراد پلیس دیگری از محلات دیگر نمی توانستند سراغ برادران " جنا " آمده و از آنها تقاضای رشوه کنند . مرکز پلیس هر ماهه لیستی از افرادی که در آن منطقه ماموریت داشتند ، در اختیار آنها می گذاشت . به این ترتیب هر فرد پلیسی که تقاضای رشوه می کرد اسمش را با لیس مذکور مطابقت می دادند و تا مدت ها مسئله ای گریبانگیر برادران " جنا " شده بود این که هر وقت کامیون های حمل مشروب قاچاق از انبار بیرون می آمدند و محموله شان را به بخش های دیگر شهر می بردند ، پلیس آن بخش ها کامیون ها را متوقف و محموله ها را بازدید می کردند . ولی این مسئله هم بزودی حل شد بدین صورت که هر وقت قرار بود کامیونی از انبار خارج شود پلیس محلی در جریان قرار می گرفت و هم چند ماشین پلیس را به انبار می فرستاد تا کامیون ها را تا مقصدشان همراهی کند .

بعد از کشته شدن " هارولد اف السون (Harold F Olson)" مامور پلیس و متهم شدن " اسکالیس ( Scalise)" و " آنسلمی (Anselmi)" به جرم قتل او دادستان " پاتریک اچ ادانل (Patrick H Odonnell)" توانست از برادران " جنا " مدارکی دال بر همکاری ماموران پلیس با آنها به دست بیاورد. با افشا شدن این مدارک حدود 20 مامور پلیس به محلی دیگر منتقل شدند و وعده های زیادی دال بر افشای کامل اسناد داده شد . اما در حقیقت پس از پایان محاکمه لیست مذکور نیز ناپدید شد . " سانی جیم کوسمانو " هنوز هم به کار خود ادامه می داد اما بعد از تجربه تلخش که منجر به کشته شدن سه تن از افرادش به دست گانگستر های " توریو " شد ، گانگستر های دیگری را کما بیش ترک کرد و با برخی از همکاران سیسیلیایی اش که برای خود کار می کردند ، همکاری می کرد . اقدام مهم او در سال 1920 ربودن " موسی انرایت " باجگیر اتحادیه کارگری بود . بعد ها "کوسمانو" گفت که این را در حق " تیم مورفی (بزرگ) (Big Tim Murphy)" (گانگستر دیگر و رقیب انرایت) کرده است . یکی از مهره های برجسته قاچاق مشروب در کلیولند ، " آلفرد پلیزی (Alfred Polizzi (Big Al))" معروف به "آل گنده" بود . او نیز از مهاجرین سیسیل بود و با حمایتی که از طرف همقطارانش در شیکاگو و دیترویت می شد تشکیلاتش را اداره می کرد . او با " پیت لیکاولی (Pete Licavoli)" ، یکی از رهبران گانگستر های دیترویت، روابط صمیمانه ای داشت. " توریو " و " آل کاپون " چندین فاحشه خانه و محل فروش مشروب قاچاق در سیسرو  و دیگر حومه های شیکاگو دایر کرده و عملا آن منطقه را قرق کرده بودند. در دهه 1920 ، " ویلیام هیل تامپسون (William Hale Thompson)" سه بار شهردار شیکاگو شد . در طی این مدت رشوه های فراوانی از طرف گانگستر ها به او داده شد . او آماده بود چنانچه گانگستر ها از راه مناسب وارد شوند از هر گونه مدرک جنایتی چشم پوشی کند . حقوق رسمی او زیاد قابل توجه نبود . با این همه بعد از مرگش در سن 75 سالگی وقتی که ماموران خزانه داری برای تحقیق به خانه او رفتند ، جعبه های محکم بسته بندی شده پر از اسناد بانکی را کشف کردند که جمعا 1750000 دلار ارزش داشتند. به نظر می رسد که او در طول زندگی اش صندوق کمک برای عواید خیریه ایجاد کرده بود ، گر چه مبالغی که جمع می شد غالبا به طور تعجب آوری کم و مغبون کننده بود! . یکی از دستور بگیران " بیل تامپسون " ، " لن اسمال (Len Small)" بود که برای اولین بار در سال 1921 فرماندار ایلینوی شد . وی هنگام انتخابات بیش از یک هزار تن از گانگستر ها و آدمکشها را عفو کرد . اما در این میان نا آرامی هایی هم بود که این آرامش و سکوت را بهم می زد . از آن جملهمی توان از عداوت و دشمنی بین " دایان ابانیون" ایرلندی و دیگر رهبران گانگستر ها را نام برد.

او ار طرف " توریو " مامور کنترل قسمتی از تشکیلات سیسرو شده بود ولی او توقعش بیشترین از این چیز ها بود . والیدین او مهاجرین ایرلندی فقیری بودند و وی در زاغه های اطراف شهر با مشقت بزرگ شده بود . وی در یک خانواده کاتولیک متولد شده بود و در گروه کر کلیسای شهر سرودهای مذهبی می خواند و به عنوان خدمه کلیسا نیز کار می کرد. محیط خارج از کلیسا نفوذ بیشتری بر او داشت و لذا در سنین نوجوانی به یکی از خطرناکترین دستجات منطقه وارد شد . " ابانیون " می لنگید چون یک پایش به طرز محسوسی کوتاه تر از پای دیگرش بود . این نقص عضو هم طی یک حادثه در ده سالگی برایش پیش آمده بود.

بعد ها در جایی مشغول به کار شد که در آنجا گارسون ها در حین آواز خواندن افراد مست را می چاپیدند. در 17 سالگی به خاطر سرقت متهم و محکوم به حبس کوتاه مدتی شد . اما به زودی یاد گرفت که چطور گرفتار نشود . او از یک جانی سابقه دار چیز هایی یاد گرفت و شروع به یاد گرفتن تیراندازی کرد . تا این که توانست با هر دو  دست تیراندازی کند . او همیشه سه اسلحه با خود حمل می کرد و همیشه آماده بود که هر زمان به سوی هر کسی که مزاحمش شود شلیک کند . در عین حال پول هنگفتی به هم زده بود و می دانست که چطور و به چه شکل موثری رشوه دهد.

او در سال 1921 به قدری در محافل سیاسی نفوذ کرده بود که در یک مورد گرفتار شدنش به دست کاراگاه سرسخت " ستوان جان ج رایان (John J Ryan) " توانست با 30000 هزار دلار رشوه جرم خود را به بهانه " فقدان دلایل کافی " پاک کند . یکی از آدمکشهای او " ارل هایمی ویس (Earl Hymie Weiss) " نام داشت که لهستانی بود . ولی از اوایل 1909 که به استخدام " ابانیون " در آمده بود عادت به شنیدن این عبارت از او داشت ( آن ها را برای سواری ببر) . " ابانیون " علاقه زیادی به گل و گیاه داشت و گلکار ماهری بود. وی یک گلفروشی برای خود داشت که می توانست سرپوشی برای کارهای غیر قانونی اش باشد . مغازه او مورد احترام عموم بود اما مطمئنا مشتریان او گانگستر هایی بودند که برای تشییع جنازه گانگستر های رقیب سفارش گل میدادند. و گاهی اوقات سفارش ها از پیش داده می شد ! .

" ابانیون " با همان صفات غیر پیچیده و با تیراندازی با دو دست وارد کار قاچاق مشروب شد . در نتیجه به یکی از ثروتمند ترین و قدرتمند ترین رهبران گانگستر ها مبدل شد . بین او و برادران " جنا " دشمنی دیرینه ای وجود داشت.

" جانی توریو " هم از " ابانیون " متنفر بود اما بین آن دو دشمنی دیگری جریان داشت . " توریو " بی رحمانه حکومت می کرد ولی همیشه با ظاهری آرام و موقر ظاهر می شد . وی مرد کوچک اندامی بود که مثل قدیمی ها لباس می پوشید . او در یک خانه کوچک در خیابان میشیگان  زندگی می کرد . جایی که عصر ها با خیال راحت روی یک صندلی لم می داد و به رادیو یا صفحه اپرا گوش می داد . به گفته همسرش : زندگی با او مثل یک ماه عسل طولانی است . " جانی توریو " نه سیگار می کشید و نه مشروب می خورد . به آرامی صحبت می کرد و هیچوقت فحاشی نمی کرد

در ایالات متحده آمریکا جنایات و تبه کاری های فراوانی از قبیل اخاذی ، تقلب ، کلاه برداری ، سرقت ، و ... به وقوع می پیوست اما تحریم مشروبات الکلی انگیزه و فرصتی برای تبه کاران به وجود آورد تا با صرف مبالغ هنگفتی اولین گام های ضروری و موثر را در راه سازمان دهی خود بردارند .استعمال مشروبات الکلی در آمریکا مسئله بغرنجی بود و آنچه که مشخص بود این که یک نفر و حتی یک گروه گانگستری نمی توانست مشروب مورد نیاز بازار را تهیه کند . مشروبات الکلی بایستی تهیه و جابجا فروخته می شدند. انجام این امور مستلزم استفاده از روش های تجاری ، حسابدار ، راننده ، باربر ، نگهبانان مسلح ، فروشندگان و ماموران پلیس رشوه بگیر بود. قاچاقچی های نیویورک ، شیکاگو و دیگر شهر های بزرگ همان قدر که حس شامه شان در سال های بعد نسبت به قوانین مربوط به مواد مخدر تیز بود ، نسبت به قانون منع فروش مشروبات الکلی  نیز حساسیت لازم را داشت گرچه در اوایل کار یک سری نواقص یافت می شد ، همانطوری که در مورد هر صنعتی چنین بود . تفاوت بین یک حرفه قانونی با تبه کاری و جنایت در این بود که در اولی طرف بازنده به طرف شراکت می رفت و یا ورشکسته می شد ولی در دومی بازنده یا کارش را ترک می کرد و یا به قتل می رسید.

در نیویورک قبل از تصویب قانون تحریم مشروبات الکلی 15000 با با جواز مشغول به کار بودند . یک سال بعد تمام این بار ها بسته شدند و به جای آنها 23000 محل فروش مشروبات الکلی قاچاق به وجود آمد . اما شیکاگو حتی سعی نکرد مثل نیویورک صورت ظاهر را حفظ کند . بسیاری از بارهای شیکاگو به سادگی باقی ماندند و با هزاران بار جدید التاسیس به رقابت پرداختند. با اطمینان می توان گفت که بسیاری از افرادی که قبلا لب به مشروب نمی زدند در دوره تحریم مشروبات الکلی شروع به نوشیدن مشروب کردند . حتی فروشگاه های مخصوص (البته غیرقانونی) باز شدند که در آنها انواع وسایل تهیه مشروب خانگی به فروش می رسید . بعضی از آبجو سازی هایی که در نتیجه اجرای قانون تحریم مشروبات الکلی  بسته شدند توسط قاچاق چی ها و یا مردمی که با آنها ارتباط داشتند به قیمت های پایینی خریداری شدند. مانند کارخانه هایی که به دست " جانی توریو " افتاده بودند و شروع به فروش شبه آبجوی قانونی در کنار آبجو های حقیقی نمودند. بطری های جین (مشروب جین) هم در کارخانه های تقطیری که به طور مخفیانه در نیویورک کار می کردند ، بسته به این که چه میزان مواد رنگین به آن اضافه می کردند ، به عنوان جین و بوربن فروخته می شدند. مشروبات واقعی هم از طریق دریا از کانادا به شیکاگو ، کلیولند و دیترویت  وارد می شدند . " فرانک کاستلو " هم یک ناوگان از قایق های تند رو داشت و با آن مشروب های قاچاق را از کشتی های لنگر انداخته در دریا های دور به بنادر آمریکا می آورد. قمارخانه " آرنولد روتشتین " در نیویورک هم یک شبه تبدیل به محل فروش مشروبات الکلی قاچاق شد . در این زمان " روتشتین " شخصیت برجسته ای در شرط بندی های کلان قمارخانه ها بود . یکی دیگر از چهره های برجسته نیویورک " نیکی آرنشتین (Nicky Arnstein    )" قمار باز بود . او و "روتشتین" مظنون به طرح سوء استفاده از اوراق قرضه در سال 1920 بودند که طی آن ، این دو 5 میلیون دلار از دلالان قانونی اوراق قرضه خریده و دوباره آنها را فروختند . " آرنشتین " مغز متفکر این کار شناخته و بازداشت شد اما با 100 هزار دلاری که به وسیله  " روتشتین " به عنوان ضمانت پرداخت شد ، او توانست از زندان مرخص شود . در اولین محاکمه " آرنشتین " ، وکیل او " ویلیام فالون (William Fallon    )" معروف از او دفاع کرد. اما در محاکمه بعدی " فالون " سرگرم پرونده دیگری بود و از "آرنشتین " دفاع نکرد به همین دلیل او محکوم به حبس ابد در زندان " لیونورس (Leavenworth    )" شد. این جریان فقط یک روشنایی غیر مستقیم برای رویداد های اصلی بود . جنایت کاران واقعی هنوز کاملا وارد صحنه نشده بودند . " لاکی لوچیانو " هنوز در گروه " پنج نقطه " نیویورک فرمانده دوم بود . " فرانک یل " در بروکلین چند بار برای فروش مشروبات الکلی قاچاق داشت. " داچ شولتز (Dutch Schultz)" یک کلوب را اداره و از مردم اخاذی می کرد . " لگز دایموند (Legs Diamond)" و " آل کاپون " هم هنوز کاملا شناخته شده نبودند.

در نیویورک ، سیسیلیایی ها و ایتالیایی هایی مثل " ژوزف پروفاسی (Joseph Profaci)" ، " ژوزف ماگلیوکو (Joseph Magliocco)" ، " استفانو ماگادینو (Stefano Magadinno)" ، " فرانک لابرازو (Frank Labruzzo)" ، " فرانک گاروفالو (Frank Garofalo)" ، " سالواتوره مارانزانو (Salvatore maranzano)" ، " جو ماسریا (Joe Masserio)" ، " پیتر مرلو (Pete Morello)" و " ویتو جنوسی (Vito Genovese)" به وسیله گانگستر های ایرلندی ، یهودی و لهستانی که به امور باجگیری ، قمار و فحشای شهر نظارت داشتند ، به " موستاش پیتز" یا دست آموز سیبیلو شهرت داشتند . گانگستر های قدیمی فکر می کردند که که مهاجرین جدید آنقدر وحشی هستند که نمی توانند زیاد دوام بیاورند. وضعیت شیکاگو هم بر همین منوال بود . در حالی که گروه های" جنا " و "کولوسیمو" ، "توریو" عمدتا شامل ایتالیایی ها و سیسیلیایی ها بودند ، دیگران چنین نبودند و هیچ گروهی بر تمام شهر تسلط نداشت . " جانی توریو " و " آل کاپون " وضع را کاملا تغییر دادند . وقتی کاملا مشخص شد که تحریم مشروبات الکلی به صورت قانون درآمده ، " توریو " دست به کار شد و تصمیم گرفت تا با همکاری گانگستر های " کولوسیمو " پول مفتی به جیب بزند . اما " کولوسیمو " علاقه ای به این پیشنهاد نشان نداد چون او فقط به فاحشه خانه ها و کازینو ها فکر می کرد . او به تازگی پس از طلاق دادن همسر اولش که او را در برپایی امپراطوریش یاری کرده بود با زن بسیار جوان تری ازدواج کرده و دلش به نشان دادن الماس هایش در بار ها و شوخی کردن با رفقا خوش بود . " توریو " از این همه بی ذوقی آزرده خاطر شد .

در ماه مه سال 1920 ، " کولوسیمو " در رستورانش منتظر یک محموله ویسکی قاچاق بود که می بایستی به وسیله معاون برادرزاده مورد اعتماد وی ، " توریو" ، تحویل داده می شد . اما آنچه را که " کولوسیمو " نمی دانست این بود که " توریو " ، " فرانک یل " آدم کش نیویورکی را به همراه ویسکی ها به رستوران او آورده بود . در موقع تخلیه بار گلوله ای به سر " کولوسیمو " شلیک شد و او را جا به جا کشت . پلیس نتوانست قاتل را دستگیر کند و فقط روز بعد " یل " را در ایستگاه راه آهن شیکاگو هنگامی که شهر را ترک می کرد ، متوقف و چند سوال از او کرد. بعد از کشته شدن " کولوسیمو " ، " جانی توریو " سرانجام خودش رئیس شد . اولین کار او انتصاب " آل کاپون " جوان به عنوان مرد شماره یک تشکیلاتش (البته بعد از خودش) بود . و 25 درصد از سهام قمارخانه ها و فاحشه خانه های شیکاگو و 50 درصد از منافع قاچاق مشروب را به او واگذار کرد. " آل " به دنبال برادرش " رالف کاپون " و پسرعموهایش : " روکو " ، " ژوزف " و " چالز فیشیتی (Charles Fischetti)" به نیویورک فرستاد. در این موقع " توریو " 39 ساله و " آل " 23 ساله بود . " توریو " همچنین گانگستر های گروه " دراگان –لیک (Druggan Lake)" را استخدام کرد تا پنج آبجو سازی او را در شیکاگو اداره کنند . این آبجو سازی ها قرار بود آبجویی با 1.5 درصد الکل تهیه کنند . " توریو " آبجوی واقعی را در کارخانه های شبه آبجوی خود تولید می کرد و به گروه های دیگر در شیکاگو می فروخت .

شش برادر سیسیلیایی " جنا " ، " آنجلو " ، " مایکل " ، " تونی " ، " سام " ، " پیترو " و " جیم " که به " جنا های وحشتناک " معروف و در کار تهیه مشروبات بودند و درآمد سالانه شان به 5.000.000 دلار می رسید . آنها صد ها خانواده فقیر سیسیلیایی را که در آپارتمان های کثیف و کوچک زندگی می کردند به استخدام خود درآوردند . در آشپزخانه این افراد دستگاه های تقطیر قابل حملی نصب شده بود . کار این خانواده ها این بود که دستگاه ها را می تاباندند و بعد الکل خام را تحویل می دادند. آنها برای این کار روزی 15 دلار مزد می گرفتند که برای آنها مزدی قابل توجه به حساب می آمد. در آن روزها برای چنین مزدی خانواده های زیادی از سیسیل به آمریکا می آمدند و وارد حرفه مشروب سازی می شدند . بعد برادران " جنا " الکل خام را در بطری ها می ریختند و آنها را با رنگ و اسانس های مختلف مخلوط می کردند و به جای جین و ویسکی می فروختند.

در سال 1910 برادران " جنا " به همراه خانواده شان وارد آمریکا شده بودند . آنها افرادی بی رحم و با سرسختی مغرورانه نسل های راهزنان سیسیل بودند. در میان آنها فقط " تونی " بود که مشهور به جنتلمن بود. او زندگی آرامی داشت و همیشه لباس های مرتب و شیک می پوشید . شهرت داشت که او هیچ وقت مسلح نبود و در درگیری منجر به قتل شرکت نمی کرد . او درس خواند و مهندس معمار شد . در ضمن خواننده اپرای خوبی هم بود . اما همیشه در جلسات خانوادگی شرکت می کرد و به عنوان مشاور موسسه " جنا " عمل می کرد . وقتی دولت شروع به تحقیق در مورد کارهای خانوده " جنا " کرد ، یکی از کارمندان " آنتونیو " نکات مهمی را در اختیار آنان گذاشت : بنا به اظهارات او در انبار کالای برادران " جنا " 24 ساعته در دو نوبت کار انجام می شد . کامیونها بار می زدند و بدون هیچ کنترلی به داخل و خارج از انبار رفت و آمد می کردند. انبار گاه و بیگاه مورد حمله پلیس قرار می گرفت اما پلیس 24 ساعت قبل از هر حمله یک اخطار برای آنها می فرستاد و این فرصت برای برادران " جنا " کافی بود تا اوضاع را مرتب کنند و پس از حمله ، کار ها دوباره راه می افتاد . به گفته های همان کارمند ، " آنتونیو جنا " در تمام دوره ای که من در آنجا کار می کردم کلیه اعمال برادران " جنا " با رضایت ، تائید و اطلاع کامل پلیس شیکاگو انجام می گرفت .

در سال 1925 برآورد شد که مقذار حق السکوتی که برادران " جنا " به پلیس می دادند ، 6500 دلار در ماه بود به اضافه مقادیر هنگفتی بابت کاهش قیمت الکل . بنابراین افراد پلیس دیگری از محلات دیگر نمی توانستند سراغ برادران " جنا " آمده و از آنها تقاضای رشوه کنند . مرکز پلیس هر ماهه لیستی از افرادی که در آن منطقه ماموریت داشتند ، در اختیار آنها می گذاشت . به این ترتیب هر فرد پلیسی که تقاضای رشوه می کرد اسمش را با لیس مذکور مطابقت می دادند و تا مدت ها مسئله ای گریبانگیر برادران " جنا " شده بود این که هر وقت کامیون های حمل مشروب قاچاق از انبار بیرون می آمدند و محموله شان را به بخش های دیگر شهر می بردند ، پلیس آن بخش ها کامیون ها را متوقف و محموله ها را بازدید می کردند . ولی این مسئله هم بزودی حل شد بدین صورت که هر وقت قرار بود کامیونی از انبار خارج شود پلیس محلی در جریان قرار می گرفت و هم چند ماشین پلیس را به انبار می فرستاد تا کامیون ها را تا مقصدشان همراهی کند .

بعد از کشته شدن " هارولد اف السون (Harold F Olson)" مامور پلیس و متهم شدن " اسکالیس ( Scalise)" و " آنسلمی (Anselmi)" به جرم قتل او دادستان " پاتریک اچ ادانل (Patrick H Odonnell)" توانست از برادران " جنا " مدارکی دال بر همکاری ماموران پلیس با آنها به دست بیاورد. با افشا شدن این مدارک حدود 20 مامور پلیس به محلی دیگر منتقل شدند و وعده های زیادی دال بر افشای کامل اسناد داده شد . اما در حقیقت پس از پایان محاکمه لیست مذکور نیز ناپدید شد . " سانی جیم کوسمانو " هنوز هم به کار خود ادامه می داد اما بعد از تجربه تلخش که منجر به کشته شدن سه تن از افرادش به دست گانگستر های " توریو " شد ، گانگستر های دیگری را کما بیش ترک کرد و با برخی از همکاران سیسیلیایی اش که برای خود کار می کردند ، همکاری می کرد . اقدام مهم او در سال 1920 ربودن " موسی انرایت " باجگیر اتحادیه کارگری بود . بعد ها "کوسمانو" گفت که این را در حق " تیم مورفی (بزرگ) (Big Tim Murphy)" (گانگستر دیگر و رقیب انرایت) کرده است . یکی از مهره های برجسته قاچاق مشروب در کلیولند ، " آلفرد پلیزی (Alfred Polizzi (Big Al))" معروف به "آل گنده" بود . او نیز از مهاجرین سیسیل بود و با حمایتی که از طرف همقطارانش در شیکاگو و دیترویت می شد تشکیلاتش را اداره می کرد . او با " پیت لیکاولی (Pete Licavoli)" ، یکی از رهبران گانگستر های دیترویت، روابط صمیمانه ای داشت. " توریو " و " آل کاپون " چندین فاحشه خانه و محل فروش مشروب قاچاق در سیسرو  و دیگر حومه های شیکاگو دایر کرده و عملا آن منطقه را قرق کرده بودند. در دهه 1920 ، " ویلیام هیل تامپسون (William Hale Thompson)" سه بار شهردار شیکاگو شد . در طی این مدت رشوه های فراوانی از طرف گانگستر ها به او داده شد . او آماده بود چنانچه گانگستر ها از راه مناسب وارد شوند از هر گونه مدرک جنایتی چشم پوشی کند . حقوق رسمی او زیاد قابل توجه نبود . با این همه بعد از مرگش در سن 75 سالگی وقتی که ماموران خزانه داری برای تحقیق به خانه او رفتند ، جعبه های محکم بسته بندی شده پر از اسناد بانکی را کشف کردند که جمعا 1750000 دلار ارزش داشتند. به نظر می رسد که او در طول زندگی اش صندوق کمک برای عواید خیریه ایجاد کرده بود ، گر چه مبالغی که جمع می شد غالبا به طور تعجب آوری کم و مغبون کننده بود! . یکی از دستور بگیران " بیل تامپسون " ، " لن اسمال (Len Small)" بود که برای اولین بار در سال 1921 فرماندار ایلینوی شد . وی هنگام انتخابات بیش از یک هزار تن از گانگستر ها و آدمکشها را عفو کرد . اما در این میان نا آرامی هایی هم بود که این آرامش و سکوت را بهم می زد . از آن جملهمی توان از عداوت و دشمنی بین " دایان ابانیون" ایرلندی و دیگر رهبران گانگستر ها را نام برد.

او ار طرف " توریو " مامور کنترل قسمتی از تشکیلات سیسرو شده بود ولی او توقعش بیشترین از این چیز ها بود . والیدین او مهاجرین ایرلندی فقیری بودند و وی در زاغه های اطراف شهر با مشقت بزرگ شده بود . وی در یک خانواده کاتولیک متولد شده بود و در گروه کر کلیسای شهر سرودهای مذهبی می خواند و به عنوان خدمه کلیسا نیز کار می کرد. محیط خارج از کلیسا نفوذ بیشتری بر او داشت و لذا در سنین نوجوانی به یکی از خطرناکترین دستجات منطقه وارد شد . " ابانیون " می لنگید چون یک پایش به طرز محسوسی کوتاه تر از پای دیگرش بود . این نقص عضو هم طی یک حادثه در ده سالگی برایش پیش آمده بود.

بعد ها در جایی مشغول به کار شد که در آنجا گارسون ها در حین آواز خواندن افراد مست را می چاپیدند. در 17 سالگی به خاطر سرقت متهم و محکوم به حبس کوتاه مدتی شد . اما به زودی یاد گرفت که چطور گرفتار نشود . او از یک جانی سابقه دار چیز هایی یاد گرفت و شروع به یاد گرفتن تیراندازی کرد . تا این که توانست با هر دو  دست تیراندازی کند . او همیشه سه اسلحه با خود حمل می کرد و همیشه آماده بود که هر زمان به سوی هر کسی که مزاحمش شود شلیک کند . در عین حال پول هنگفتی به هم زده بود و می دانست که چطور و به چه شکل موثری رشوه دهد.

او در سال 1921 به قدری در محافل سیاسی نفوذ کرده بود که در یک مورد گرفتار شدنش به دست کاراگاه سرسخت " ستوان جان ج رایان (John J Ryan) " توانست با 30000 هزار دلار رشوه جرم خود را به بهانه " فقدان دلایل کافی " پاک کند . یکی از آدمکشهای او " ارل هایمی ویس (Earl Hymie Weiss) " نام داشت که لهستانی بود . ولی از اوایل 1909 که به استخدام " ابانیون " در آمده بود عادت به شنیدن این عبارت از او داشت ( آن ها را برای سواری ببر) . " ابانیون " علاقه زیادی به گل و گیاه داشت و گلکار ماهری بود. وی یک گلفروشی برای خود داشت که می توانست سرپوشی برای کارهای غیر قانونی اش باشد . مغازه او مورد احترام عموم بود اما مطمئنا مشتریان او گانگستر هایی بودند که برای تشییع جنازه گانگستر های رقیب سفارش گل میدادند. و گاهی اوقات سفارش ها از پیش داده می شد ! .

" ابانیون " با همان صفات غیر پیچیده و با تیراندازی با دو دست وارد کار قاچاق مشروب شد . در نتیجه به یکی از ثروتمند ترین و قدرتمند ترین رهبران گانگستر ها مبدل شد . بین او و برادران " جنا " دشمنی دیرینه ای وجود داشت.

" جانی توریو " هم از " ابانیون " متنفر بود اما بین آن دو دشمنی دیگری جریان داشت . " توریو " بی رحمانه حکومت می کرد ولی همیشه با ظاهری آرام و موقر ظاهر می شد . وی مرد کوچک اندامی بود که مثل قدیمی ها لباس می پوشید . او در یک خانه کوچک در خیابان میشیگان  زندگی می کرد . جایی که عصر ها با خیال راحت روی یک صندلی لم می داد و به رادیو یا صفحه اپرا گوش می داد . به گفته همسرش : زندگی با او مثل یک ماه عسل طولانی است . " جانی توریو " نه سیگار می کشید و نه مشروب می خورد . به آرامی صحبت می کرد و هیچوقت فحاشی نمی کرد.


بنگر ز صبا دامن گل چاک شده / بلبل ز جمال گل طربناک شده / در سایه گل نشین که بسیار این گل / در خاک فرو ریزد و ما خاک شده
۱۳۹۰/۱۰/۲۶ عصر ۱۱:۵۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, اسکورپان شیردل, نیومن, زاپاتا, بانو, حمید هامون, آوینا, راتسو ریــزو, Classic, malkliase, نوستالژیکا, اکتورز, ارباب دنیا, Schindler, مکس دی وینتر, خانم لمپرت, Hari, واتسون, شارینگهام
ارسال پاسخ