[-]
جعبه پيام
» <دون دیه‌گو دلاوگا> دوستان، من امروز اتفاقی سایت "منصور" گرامی را دیدم. در حال تکمیل‌ـه؛ ولی لذت بردم از چارچوب قوی و علمی‌ش. انشالله تو کافه بیشتر ببینیمش: http://www.double.ir/index.php/fa/
» <وولونته> قابل توجه دوستان گرامی...نسخه های با کیفیت بلوری نود درصد آثار برگمان به تازه گی در دسترس قرار گرفته است. از این نشانی قابل دانلود است : https://sam-serial.tk/?filmyab=true&d_id=348
» <جناب سرگرد> قابل توجه دوستان عزیز علاقمند به ارتش سری سریال محبوب من هم اکنون در جم کلاسیک در حال پخش هست از دستش ندید
» <بانو الیزا> ممنون برای این مصاحبه.برگمان هنرمندی بی همتا و در عین حال متواضع بود
» <دون دیه‌گو دلاوگا> سپاس بانو الیزای گرامی؛ مصاحبه جالبی با اینگمار برگمان در فصلنامه هنر سال 72ــ شاید تکراری ولی هربار خواندنش لذتبخش: http://s8.picofile.com/file/8345442776/B...u.pdf.html
» <سروان رنو> متاسفانه هنرمندان ایرانی چه عمر کوتاهی دارند ... امروز کرک داگلاس 102 ساله شد !
» <حسن شمس> احمدرضا دالوند، طراح گرافیک و تصویرگر ایرانی پس از یک دوره بیماری در اوایل صبح امروز در ۶۰ سالگی در تهران درگذشت
» <بانو الیزا> عکسها و اطلاعات عالی بود دن دیه گو مثل همیشه
» <دون دیه‌گو دلاوگا> "به زمانِ زاون" ــ تقدیم به همه‌ی دوستان و مخصوصا "زاپاتا"ی گرامی: http://cafeclassic5.ir/thread-475-post-3...l#pid37838
» <کاپیتان اسکای> زنده یاد علی حاتمی 15 آذر سال 1375 در تهران درگذشت.
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 3 رای - 3.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چرا به سینمای کلاسیک علاقمندیم ... ؟
نویسنده پیام
برو بیکر آفلاین
رحمت الله علیه
*

ارسال ها: 355
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۸/۲۲


تشکرها : 3248
( 6748 تشکر در 85 ارسال )
شماره ارسال: #1
Question چرا به سینمای کلاسیک علاقمندیم ... ؟

اینروزها هرچه بزرگتر میشوم و هر چه بیشتر پا به سن میگذارم گذر زمان را نه تنها در جان و پیکر خود حس میکنم بلکه احساس میکنم روح و روانم از زمان پیشی گرفته است و زودتر از پیکرم پیر می شود.

هرچه بزرگتر می شوم خاطرات دوران کودکی و یادآوری روزهای خوب گذشته برایم شیرین تر و جذاب تر میشود. سینمای کلاسیک برایم جذاب تر میشود و صدای دوران جوانی دوبلورها در یک فیلم کلاسیک مانند یک ترانه زیبای دهه پنجاه زیباتر در گوشم شنیده میشود.

اما براستی چرا؟ .......

مطالبی را که میخواهم خدمت دوستان که البته خودشان در این زمینه استاد می باشند عرض کنم تماما زایده ذهن خودم می باشد و نتیجه گفتگو با دوستان اطرافم میباشد و از هیچ مقاله یا نوشته دیگری وام نگرفته ام.

آیا می دانید نسل جدید هیچ علاقه ای به سینمای کلاسیک ندارد؟ از بستگان یا دوستانی که در اطراف شما هستند چند نفرشان مانند شما از دیدن مجدد بدنام آلفرد هیچکاک و یا کازابلانکا به وجد می آیند؟

چند درصد از بچه های امروز حاضرند پای تلویزیون بنشینند و کارتون پینوکیو یا سند باد و یا مهاجرانِ زمان ما را ببینند؟ آیا می دانید قهرمانان انیمیشنهای بچه های امروز شرک و پاندای کونگفو کار میباشد؟

لذت نوجوانان و جوانان نسل امروز در سریالی مانند لاست نهفته است و من هنوز در حسرت دیدن یکی از قسمتهای ارتش سری که ندیده ام مانده ام.

قبل از هر چیز باید به ماهیت کلمه کلاسیک پی ببریم و مرزی بین کلاسیک و نوستالوژی بکشیم. گاهی فکر می کنم هنوز بسیاری از ما فکر میکنیم هر فیلمی که از تاریخ ساختش دو دهه بگذرد کلاسیک میشود؟ این را از خودم نمی گویم از پستهایی که گاهی بعضی از دوستان می نویسند نتیجه گیری کرده ام. گاهی اوقات برخی از کاربران عنوان میکنند که مثلا چون فلان سریال که در دهه شصت پخش میگردید حالا دیگه مدت زیادی از ساختش گذشته کلاسیک شده پس بیائید در خصوصش بحث کنیم.

همانطور که دوستان واقفند در بین اهالی سینما صرفا به فیلمهایی که از دهه 10 تا دهه 60 میلادی و طی نیم قرن ساخته شده است اصطلاحا فیلمهای کلاسیک میگویند. و در همین راستا چهل سال آخر آن همزمان با مرگ سینمای صامت و تولد سینمای ناطق به دوران طلایی سینمای کلاسیک مشهور است.

آیا چنین مرز بندی برای سینمای کلاسیک و غیر کلاسیک درست است؟ بنظر شخصی من این مرزبندی کاملا منطقی و قابل قبول است. زیرا اگر چنین مرزبندی  و بازه زمانی برای سینمای کلاسیک قائل نشویم تمام فیلمهایی که امروز در هالیوود ساخته میشوند 50 سال دیگر کلاسیک میشوند. در یکی از پستها منصور خان عزیز نقل قول کرده بودند که همین تایتانیک روزی به فراموشی سپرده میشود اما فیلم شب بیاد ماندنی هرگز به فراموشی سپرده نمی شود.

من به این موضوع خیلی فکر کردم. در واقع این یک حقیقتی است که باید پذیرفت. بنظر من کمدین های جدید هرچه زحمت بکشند و از خود نبوغ به خرج دهند هیچوقت به اشتهار چاپلین و هارود لوید و باستر کیتون نمی رسند.

اما به واقع چرا؟ جیمز کامرون برای تایتانیک خود خیلی زحمت کشید و ساخت این فیلم هزینه بسیاری هم به روی دست تهیه کنندگانش گذاشت اما امروز منتقدان میگویند آنچه بیاد خواهد ماند شب بیاد ماندنی (اقتباسی کلاسیک از تایتانیک ) خواهد بود.

من برای این موضوع ابتدا به سراغ احساسات خود رفتم. من با فیلمهای کلاسیک خیلی راحت ارتباط برقرار می کنم. یکی از دلایلش این است که به راحتی در فضای فیلم غرق میشوم. زیرا احساس میکنم هنر پیشه ها همگی در یک فضای واقعی قرار گرفته اند و چون در فضای واقعی قرار گرفته اند احساسات خود را بهتر به بیننده منتقل میکنند. وقتی به فیلمهای جدید نگاهی میکنم از ابتدا تا انتهای فیلم احساس میکنم این هنر پیشه ها در استودیو و در مقابل پرده آبی نقش بازی میکنند و سپس کارگردان به لطف متخصص جلوه های ویژه و سرورهای قدرتمند هالیوود و نرم افزارهای بینظیر شرکتهای سافت وری هرکاری که بخواهند با هنرپیشه خود میکنند.

دیگر نمی توانم بین احساسم از دیدن یک فیلم با دیدن یک انیمیشن فرقی قائل شوم. به نوعی احساس میکنم ساخت فیلم در این دوره با ساخت انیمیشن هیچ فرقی ندارد چون دیگر هر غیر ممکنی برای ساخت صحنه های غیر ممکن حالا ممکن شده است.

فیلمهای امروزی سراسر اکشن و بزن و بکش شده اند. و نسل امروز این فیلمها را با لذت تمام می بیند. از دیدن صحنه های تعقیب و گریز با ماشینهای قدیمی در فیلمهای کلاسیک به وجد می آیم چون واقعا احساس میکنم هنرپیشه در خیابان مشغول رانندگی است اما بهترین تعقیب و گریز ها در فیلمهای امروزی برایم مثل گل زدن سوباتو در کارتون فوتبالیستها برایم کاملا مصنوعی است.

اما دلیل دیگر زیبایی سینمای کلاسیک برای من سوژه های ناب آن میباشد. درست خاطرم نمی آید که در کجا و از قول کدام کارگردان خواندم که سوژه های سینما همه در دهه شصت تمام شد و از این پس تهیه کنندگان می آیند تا سوژه ها را بازسازی کنند.

آیا سینما می تواند همچنان سوژه های ناب پلیسی و جنایی و کاراگاهی خلق کند که رد پایی از موضوعش را قبلا در سریالهای شرلوک هلمز یا پوآرو یا ......  ندیده باشیم؟

اما دلیل سوم که دارای اهمیت خاصی میباشد یادآوری روزهای گذشته است. بنظر من یکی از قویترین دلایل همین موضوع میباشد. خاطرم می آید که آکتورز عزیز در یکی از پستهایش نوشت ما ایرانیها زیادی نوستالوژیک هستیم. این واقعیت را باید بپذیریم اما این نیز برای خود دلایل زیادی دارد.

یکی از دلایلش محرومیت من و هم نسلان من از کمترین حق و حقوق اجتماعی بود. در دهه شصت شمسی که دنیا در حال پیشرفت بود نسل من در حال و هوای تغییر فضای حکومتی و جنگ ناخواسته ای بود که زندگی تمام مردم را تحت الشعاع خود قرار داده بود.

در روزهایی که تمام سرگرمی من نگاه به عقربه های ساعت بود تا به ساعت 5 بعد ازظهر نزدیک شود و منتظر شروع برنامه های یکی از تنها دو کانال تلویزیون شوم آیا گزینه دیگری برای سرگرمی خود داشتم؟ در چنین شرایطی بود که من و هم نسلانم محکوم به دیدن هر فیلم و برنامه ای بودیم.

در شبهای طولانی و سرد زمستان وقتی فیلمی از تلویزیون پخش میشد کمتر کسی بود که در صبح فردای آنروز در مدرسه آن فیلم را ندیده باشد. به همین دلیل است که هنوز وقتی فیلمی مانند جنگ خصوصی مورفی را می بینم قبل از آنکه به داستان فیلم بپردازم به یاد صبح روزی می افتم که در مدرسه بچه ها درباره این فیلم گفتگو میکردند و با چه ولعی یکهفته به انتظار مینشستیم تا ببینیم آنت اینهفته برای تحقیر و نفرت خود از لوسین از چه حربه ای استفاده میکند.

اما نسل امروز محکوم به دیدن تلویزیون نیست که اگر هم باشد صدها گزینه برای دیدن بهترین برنامه ها را دارد. بازیهای رایانه ای و اینترنت و موبایل و اس ام اس به دوستان بخش زیادی از وقت کودکان و نوجوانان امروز را پر کرده است و اگر وقتی هم داشته باشند تلویزیون ببیند قطعا ترجیح میدهد عصر یخبندان را ببیند تا هادی و هدای دهه شصت یا بچه های کوه آلپ.

دیدن فیلمهای کلاسیک و یا فیلمهای غیر کلاسیک اما قدیمی برای ما مانند باز کردن یک دفترچه خاطرات می باشد. به همین دلیل نسل امروز هرگز نمی تواند آنرا درک کند.

این موضوع در تمام رسانه های غیر تصویری نیز تعمیم می یابد. در دهه پنجاه و شصت که اغلب فیلمهای سینمایی در تلویزیون کلاسیک بودند سرگرمی دیگر ما خواندن معدود نشریات و مجلات و حتی روزنامه هایی بود که با چه لذتی آنها را میخریدیم. من هنوز بیش از 200 جلد از مجله کیهان بچه ها را که در اوایل دهه شصت چاپ میگردید را در گنجینه خود نگهداری میکنم و وقتی یزرگتر شدم مجلاتی مانند دانستنیها و اطلاعات هفتگی سرگرمی مکمل من در کنار تلویزیون بودند و امروز خواندن هیچ مجله تمام رنگی و با کاغذهای گلاسه برایم لذت خواندن آن مجله ها با کاغذهای کاهی را ندارد.

طبیعی است در عصری که دیگر کسی به رادیو گوش نمی دهد و همه بدنبال اسمارت فونهای جدید و آپدیت کردن صفحه فیص بوکشان می باشند گفتگو درباره سینمای کلاسیک برایشان فاقد اهمیت باشد؟

چند ماه پیش در یکی از فرومهای همسایه تاپیکی را کاربری استارت زده بود در خصوص نقد و بررسی شرلوک هلمزی که بی بی سی با بازی بندیکت کامبربچ پخش می کرد و سایر کاربرانش با ولع از زیبایی این سریال پست ارسال کرده بودند در آن میان کاربری اشاره کرده بود به شرلوک هلمزِ جرمی برت فقید. جالب بود بسیاری از کاربران یا ندیده بودند و یا مقایسه شرلوک هلمز بی بی سی را با شرلوک هلمز جرمی برت مقایسه هداپیما با دوچرخه دانسته بودند.

یکی از کاربران نوشته بود یه چیزهایی از شرلوک هلمزی که 20 سال پیش از کانال سه پخش میشد شنیدم اما این شرلوک هلمز کجا و اون کجا.

با این اوصاف من مانده ام که چند سال دیگر چه بر سر سینمای کلاسیک خواهد آمد؟ نسل امروز که اینگونه است براستی نسل آینده چه دیدگاهی از سینمای کلاسیک خواهد داشت؟ سریال زورو در ایام نوروز با تمام زیبائیش پخش و تمام شد. در ایام نوروز خواهر زاده ام که سال آخر دبیرستان است به طعنه به من گفت این بود زورو زورو که میگفتی ؟

او راست میگفت. زیرا در 14 روز و در هر روز دو قسمت از این سریال پخش شد و تمام شد. او هرگز نمی تواند لذت صبر کردن یکهفته انتظار برای دیدن یک قسمت نیم ساعته این سریال را در غروب روزی که فردایش دلشوره های جریمه ها و مشق های مدرسه را داشتیم درک کند. برای کودکان امروز دیدن باب اسفنجی از پرشین تونز بسیار جذاب تر از دیدن زوروی والت دیسنی است.

از طرفی هر چه بزرگتر شدیم و قد کشیدیم پر کشیدن عزیزان و بستگان و اطرافیانمان را بیشتر دیدیم. گاهی دیدن یک فیلم یا سریال کلاسیک نا خودآگاه ما را بیاد عزیزانی می اندازد که دیگر در بین ما نیستند. سینمای کلاسیک و نوستالوژی بنظر من در هم آمیخته شده اند و من از اینکه زورو و گالیور و سندباد قهرمانان دوران کودکیم هستند بخود می بالم و افسوس گذشته را با تمام دلشوره هایش را میخورم.

دوستان عزیز: نوشته بالا برداشتی بود آزاد از افکار شخصی خود در خصوص سینمای کلاسیک و ممکن است با نظرات برخی از دوستان و اساتید کافه در تضاد باشد.

ارادتمند

بروبیکر

۱۳۹۳/۱/۲۱ عصر ۰۸:۲۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : زرد ابری, کاپیتان اسکای, الیزا دولیتل, پرشیا, سروان رنو, جیسون بورن, اسکارلت اُهارا, خانم لمپرت, مگی گربه, سرهنگ آلن فاکنر, اسکورپان شیردل, ژان والژان, BATMAN, Papillon, Classic, بانو, جو گیلیس, اکتورز, مکس دی وینتر, شیخ حسن جوری, Elvis, فورست, ریچارد, هانا اشمیت, زینال بندری, melani, سارا, کارآگاه علوی, مهرشاد آریامنش, ژنرال
جیسون بورن آفلاین
تحت تعقیب
*

ارسال ها: 190
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۷/۱۵
اعتبار: 22


تشکرها : 1438
( 1532 تشکر در 17 ارسال )
شماره ارسال: #2
RE: چرا به سینمای کلاسیک علاقمندیم ... ؟

آیا می دانید نسل جدید هیچ علاقه ای به سینمای کلاسیک ندارد؟ از بستگان یا دوستانی که در اطراف شما هستند چند نفرشان مانند شما از دیدن مجدد بدنام آلفرد هیچکاک و یا کازابلانکا به وجد می آیند؟

 چند درصد از بچه های امروز حاضرند پای تلویزیون بنشینند و کارتون پینوکیو یا سند باد و یا مهاجرانِ زمان ما را ببینند؟ آیا می دانید قهرمانان انیمیشنهای بچه های امروز شرک و پاندای کونگفو کار میباشد؟

 لذت نوجوانان و جوانان نسل امروز در سریالی مانند لاست نهفته است و من هنوز در حسرت دیدن یکی از قسمتهای ارتش سری که ندیده ام مانده ام.

من قبل از اینکه نظرم رو به عنوان یکی از بچه های نسل جدید که با 95 درصد همنسلانم در مورد فیلم و تلویزیون دیدن، فرق دارم بیان کنم، ذکر این نکته لازم است که : جناب بروبیکر اینطور که در پروفایلتون نوشتید،با 45 سال سن، تقریبا همسن پدر من هستید و من هم با 20 سال سن جای پسر شما....

درست هست که آثار کلاسیک ربطی به دوران من ندارد و البته در زمان زندگی شما هم ساخته نشدند، اما من هم مثل شما از دیدن شاهکارهای کلاسیک با دوبله های شاهکارترشان لذت می برم، و حاضرم بعضی از آنها را بارها و بارها تماشا کنم ولی هرچقدر که از دیدن فیلم های خبرنگار خارجی ،خرابکار، مرد عوضی و دیگر شاهکارهای آلفرد هیچکاک و یا برد بادرفته به وجد اومدم با دو فیلمی که شما نوشتید هیچوفت نتونستم ارتباطی برقرار کنم و همون یکبار هم به زور تا آخرش تحمل کردم ( سروان رنو اخراجم نکنه خوبه! :D)

در مورد انیمیشن ها، قهرمان های من وودی و باز لایتیر یا بلیک و مورتیمر هستند نه شرک، چون ده دوازده سال پیش که داستان اسباب بازی ها و بلیک و مورتیمر رو با صداهای والی زاده، عرفانی، مهرزادیان، زنده یاد قطعه ای ، شایگان و ... دیدم برای همیشه در ذهنم جاودانه شدند ولی شرک یا عصر یخبندانی رو که با صدای گویندگان زیرزمینی و آماتور دیدم ظرف مدتی کوتاه برای همیشه از یادم رفتند.

آثار زمان شما هم اگر در زمان کودکی ما بازپخش شده باشند، که ما هم چون شما ازش خاطره داریم از سندباد،پینوکیو و رابین هود گرفته تا تام و چری ، پلنگ صورتی،تنسی تاکسیدو و گوریل انگوری و از لورل و هاردی، چارلی چاپلین و هارولد لوید گرفته تا گربه آوازه خوان، سفر جادویی و بازم مدریم دیر شد.

منتها با این فرق که شما لورل و هاردی رو با صدای مقبلی و عباسی دیدید و ما با صدای پزشکیان و تورج نصر. ولی بعد از اینکه با هنر دوبله و این سایت بیشتر آشنا شدم ، کل اینترنت رو در جست و جوی دوبله های قدیمی لورل و هاردی زیر پا گذاشتم تا بالاخره تونستم دوبله قدیمیه فیلم Babes in toyland رو پیدا کنم و در این مورد حق رو به شماها بدم.

می خواستم بپرسم مگه شماهایی که دهه 60 را پشت سر گذاشتید، از آثار جدید دوران خودتون لذت نبرده و خاطره ندارید؟ از فیلم های باارزشی چون پدرخوانده، اینک آخرالزمان، دونده ماراتن، شکارچی گوزن، آرواره ها و... گرفته تا فیلم های گیشه ای استالونه و آرنولد مثل رمبو، راکی، کماندو، غارتگر و... . پس کمی از انصاف دور است که از نسل جدید انتظار داشته باشید که از برخی از آثار حال حاضر لذتی نبرد.

آیا چنین مرز بندی برای سینمای کلاسیک و غیر کلاسیک درست است؟

نه تا حدی درست نیست. بهتر هست که مرز رو در سال های پایانی دهه 60 میلادی قرار دهیم. زمانی که قانون خواندن فیلمنامه ها لغو شد. یعنی تا قبل از آن فیلمسازها باید فیلمنامه هایشان را به هیئت مربوطه تحویل می دانند و مجوز ساخت می گرفتند. به همین دلیل هست که اخلاق، ادب و احترام متقابل در فیلم های کلاسیک پر رنگ هستند و شرکت ها برای گنجاندن خشونت و شهوت بی حد و مرز در فیلم ها دستشان از پشت بسته بود. ولی بعد از لغو قانون به فیلم های مثل پرتقال کوکی و بری لیندون می رسیم و بعد از ظهور ویدیو و سیستم نمایش خانگی وضعیت از آن هم بدتر می شود. زیرا تهیه کنندگان همه ی سعی و تلاش خود را می کنند تا مخاطبینی که خانه نشین شده‌اند رابه هر نحوی شده به سالن های سینما بکشانند.

در این چند وقتی که برای درس خواندن به آمریکا آمدم، این نکته رو متوجه شدم که، فیلم های اکشن و پر زرق و برق فقط برای نشان دادن بر روی پرده نقره‌ای و سالن سینما ساخته شده‌اند و نه تلویزیون داخل خانه. چون یه بار که آنها را با در سالن سینما ببینید دیگه حاضر نمی شوید در خانه هم آن را تماشا کنید.

خب وقتی که در ایران این فیلم ها اکران نمی شوند، نسل جدید خیلی باید سینما دوست باشد که وقتی رو که برای دیدن فیلم در خانه گذاشته با دیدن یک فیلم کلاسیک خارجی بگذارند. حالا در مورد آثار قدیمی سینمای ایران وضعیت به مراتب بدتر هم می شود...

اما به واقع چرا؟ جیمز کامرون برای تایتانیک خود خیلی زحمت کشید و ساخت این فیلم هزینه بسیاری هم به روی دست تهیه کنندگانش گذاشت اما امروز منتقدان میگویند آنچه بیاد خواهد ماند شب بیاد ماندنی (اقتباسی کلاسیک از تایتانیک ) خواهد بود.

چون من از فیلم تایتانیک جیمز کامرون متنفرم و با نظر شما موافق، یک مثال دیگه در مورد بازگو کردن یک ماجرای تاریخی در سینما براتون می زنم که اتفاقا گاهی اوقات این بازگو کردن نتیجه بدی در پی نخواهد داشت  . در فیلم شب ژنرال ها (1967) با بازی پیتر اوتول و عمر شریف، از اواسط فیلم ماجرای ترور نافرجام هیتلر هم تلویحا روایت می شود تا قضیه ترور به داستان اصلی می رسد و اون اتفاق می افتد. (داستان رو کلی گفتم، چون ممکنه این فیلم رو ندیده باشید.) سال 2008 فیلم Valkyrie با بازی تام کروز ساخته شد که ماجرای ترور هیتلر رو به طور کامل روایت کرد و از درون مایه های حزب نازی بهتر از شب ژنرال ها پرده برداشت. به نظرم فیلم خوبی مثل Valkyrie به مانند یک کتابچه راهنما عمل می کند و باعث ارزشمند تر شدن فیلم شب ژنرال ها میشود. خب حالا برای مایی که فرصتی برای خوندن کتاب های تاریخی نداریم بد شد که فیلم Valkyrie ساخته شد؟

 

حالا این وسط  پخش کننده فیلم شب ژنرال ها در ایران فیلمش رو برای دوبله می سپرد بدست احمد رسول زاده(شاید هم تهامی نژاد) تا شاهکار خلق کند ولی فهم و شعور پخش کننده Valkyrie در این حد هست که فیلمش رو بسپرد دست ناهید امیریان تا گند بزند، گناه ما چیست؟

اما دلیل دیگر زیبایی سینمای کلاسیک برای من سوژه های ناب آن میباشد. درست خاطرم نمی آید که در کجا و از قول کدام کارگردان خواندم که سوژه های سینما همه در دهه شصت تمام شد و از این پس تهیه کنندگان می آیند تا سوژه ها را بازسازی کنند.

با عرض پوزش با این حرف شما کاملا مخالفم چون:

1- هنوز در آثار ادبیات و مسائل تاریخی ایران ،هزاران داستان و نکات اخلاقی هست که تا کنون در آثار سینمایی جهان مشاهده نکردیم .

اینکه فیلمسازان ما هنوز سواد و امکانات اقتباس از ادبیات و تاریخ ایران رو ندارند بحث دیگری است.

2-کلی تر بخوام بگم تا زمانی که مردم در این دنیا زندگی می کنند و جنگ،جرم و جنایت عشق و عشق بازی و... اتفاق می افتد سوژه و حرف های ناگفته برای فیلمسازان هست.

اما نسل امروز... قطعا ترجیح میدهد عصر یخبندان را ببیند تا هادی و هدای دهه شصت یا بچه های کوه آلپ.

من معمولا بیشتر وقتم رو برای تماشای آثار سینمایی میگذارم ولی این وسط اگر وقت اضافه تری داشتم سریال های تلویزیونی رو هم می بینم. مثلا چند وقت پیش که شبکه تماشا سریال سایه همسایه رو گذاشت و دوستان در کافه تعریف و تجمید زیادی از آن به عمل آوردند، ترغیب شدم و چند قسمت ابتداییش رو دیدم . در لحظه به لحظه آن صداقت موج می زد و این چیزی است که در آثار جدید ایرانی مدت هاست فراموش شده. چیزی که فهمیدم این بود که در دهه شصت کارگردانان تکیلفشان با خودشان مشخص بوده و هر کسی سرجای خودش قرار داشته و حرفش را می زده. ولی حالا کارگردانان روشنفکر یادشون افتاده که از مذهب حرف بزنند و مذهبی ها یادشون افتاده که از روشفکری...

با این اوصاف من مانده ام که چند سال دیگر چه بر سر سینمای کلاسیک خواهد آمد؟ نسل امروز که اینگونه است براستی نسل آینده چه دیدگاهی از سینمای کلاسیک خواهد داشت؟

بروبیکر

سخن آخر اینکه، تکلیف صدا و سیما و موسسات ویدیویی در نشر آثار کلاسیک و دوبله مشخص هست. حالا آیا دوستانی که دوبله های قدیمی رو با کیفیت بالا و بصورت ریل شده دارند و از شانس ما عضو این کافه هم هستند، آیا حاضرند آن را در اختیار من جوان نسل جدید قرار دهند؟ آیا با انجام این کار ،حاضرند خاطراتی که خود از آن دوبله ها دارند با هم به اشتراک بگذارند؟ چرا ما محکوم هستیم که آثار کلاسیک رو با دوبله های ناقص و کیفیت پایین و خشدار ببینیم؟

از بقیه دوستان خواهشمندم که در این بحث شرکت کنم.

۱۳۹۳/۱/۲۳ صبح ۰۵:۰۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پرشیا, خانم لمپرت, Classic, rahgozar_bineshan, مگی گربه, نیومن, اسکورپان شیردل, برو بیکر, ژان والژان, BATMAN, بانو, سرهنگ آلن فاکنر, اکتورز, زرد ابری, سروان رنو, مکس دی وینتر, شیخ حسن جوری, فورست, ریچارد, Amirhossein, زینال بندری, melani, سارا, کارآگاه علوی, سوفیا, L.B.Jefferies, مهرشاد آریامنش
سرهنگ آلن فاکنر آفلاین
رحمت الله علیه
*

ارسال ها: 58
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۸/۲۳


تشکرها : 1574
( 805 تشکر در 11 ارسال )
شماره ارسال: #3
RE: چرا به سینمای کلاسیک علاقمندیم ... ؟

با سلام خدمت دوستان

بحث جالبی اینجا مطرح شده است و هردو پست بروبیکر و جیسون بورن محترم را به دقت خواندم. با خواندن این مطالب متاسفانه ابهامات من در خصوص سینمای کلاسیک نه تنها برطرف نشد بلکه بیشتر گردید.

ابتدا سوالی داشتم از بروبیکر محترم در خصوص مرزبندی تاریخی سینمای کلاسیک و عنوان نمودن بازه زمانی سال 1910 تا 1960. و اینکه این بازه زمانی از سوی چه مرجعی عنوان شده است . همچنین از بروبیکر محترم تقاضا دارم منبع استخراج این تاریخ را نیز عنوان نمایند.

سوال بعدی بنده در خصوص موضع این سایت در خصوص بررسی فیلمهای سینمایی است که در خارج از این بازه ساخته می شوند و باعث میگردد کاربرانی چون بنده که تازه به جمع کاربران پیوسته ام را در خصوص ارسال پست دچار تردید نماید. برای مثال بحث و بررسی و تبادل نظر در خصوص فیلمهایی مانند جنگ ستارگان یا ای تی و یا طالع نحس که در سالهای دور ساخته شده اند در مقال این کافه می گنجد یا خیر؟

اما سوال اصلی بنده در خصوص فیلمهای کلاسیک و غیر کلاسیک جایگاه سینمای ایران است. به راستی جایگاه بررسی فیلمهای کلاسیک ایرانی در این کافه چگونه است؟ معیار اینکه در سینمای ایران چه فیلمی کلاسیک است و یا چه فیلمی کلاسیک نیست چه میباشد؟

اگر بخواهیم تاریخی را که بروبیکر عزیز به آن استناد کرده اند  از میلادی به شمسی برگردانیم در واقع پایان بازه زمانی  سینمای کلاسیک در هالیوود برابر است با تولد و شکوفایی و زنگ آغاز سینمای ایران. به عبارتی در سال 1910 که سینمای کلاسیک در هالیوود متولد می گردد میشود سال 1288 شمسی که اصلا در آن سال  سینمایی در ایران وجود نداشته است. ( حتی فکر کنم برق ادیسون هم هنوز به ایران نرسیده بود چه برسد به سینما)

با اینحال بحثی که جیسون بورن محترم و بروبیکر عزیز مطرح نموده اند بنظر من بحث مفید و جالبی است و تقاضا دارم دوستان و اساتید بزرگوار که در این زمینه صاحبنظر می باشند بقول جیسون بورن در بحث شرکت کنند تا برخی از ابهامات برطرف گردد. بویژه احساس می کنم کاربرانی که جدیدا عضو سایت میشوند نیز در این زمینه ابهام دارند و اغلب از حذف شدن پستشان گلایه دارند.

حتی اگر اشتباه نکنم  خاطرم می آید برخی از پستهای خود بروبیکر محترم نیز بدلیل غیر کلاسیک بودن شامل ممیزی کافه گردید. اخیرا نیز از خواندن تالار دستنوشته ها و دلخوریها شاهد گلایه نسیم بیک هستیم.


[img]http://www.uplod98.ir/images/o7v4j3cfmng99a8ev4w.jpg[/img]

بیهوده عجب می تازیم
۱۳۹۳/۱/۲۵ عصر ۱۱:۵۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, خانم لمپرت, برو بیکر, شیخ حسن جوری, زینال بندری
BATMAN آفلاین
(Dark Knight 1940 (bill finger
*

ارسال ها: 729
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۳/۵
اعتبار: 70


تشکرها : 10072
( 11114 تشکر در 275 ارسال )
شماره ارسال: #4
RE: چرا به سینمای کلاسیک علاقمندیم ... ؟

کلاسیک

نوشته شده، توسط منصور گرامی

در مبحث سینمائی به اسم سینمای کلاسیک زمان مطرح نیست. این نیست که منظور ما از سینمای کلاسیک صرفا فیلمهای قدیمی باشد. ممکن است یک فیلم امروز ساخته شود که 10 سال بعد در زمره فیلمهای سینمای کلاسیک قرار گیرد. کلاسیک در مفهوم عام علاوه بر اقبال جامعه منتقدین از فیلم،معیارهای زیبائی شناختی هم در بخش معیارهای زندگی بشری را شامل است. فیلمی که بتواند در مفهوم کلی با جامعه جهانی و تمامی انسانهای روی زمین ارتباط برقرار کند مضافا به اینکه در هر زمانی که دیده میشود تازگی و طراوت روز اول ساخت را داشته باشد و هرگز رنگ کهنگی به خود نگیرد یک فیلم کلاسیک است (چیزی شبیه به انسانهای بزرگ. این نیست که بگوئیم انسانهای بزرگ بدنیا آمدند زندگی کردند و رفتند و منبعد انسان بزرگ نداریم یا دوره خاصی داشتند... تا دنیا باقی است انسانهای بزرگ دیگری خواهند آمد ، تابلوهای بزرگ نقاشی دیگری خلق خواهد شد ، موسیقیهای فاخری بوجود خواهد آمد ... مفهوم واقعی "بزرگ" را در سینما با کلمه ای به شکل "کلاسیک" خلاصه میکنیم)

ارسال شماره 4 http://cafeclassic4.ir/thread-477.html


من با مدادی در دست پا به اين دنيا گذاردم، پياده روهای نيويورک را خط‏ خطی می کردم و روی ديوارهايش نقاشی می کشيدم "BOB KANE"
۱۳۹۳/۱/۲۶ صبح ۱۲:۲۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سرهنگ آلن فاکنر, Classic, خانم لمپرت, برو بیکر, اکتورز, مگی گربه, زرد ابری, مکس دی وینتر, بانو, ریچارد, کارآگاه علوی, سوفیا, مهرشاد آریامنش
خانم لمپرت آفلاین
مدیر بازنشسته
*****

ارسال ها: 397
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۵/۳
اعتبار: 59


تشکرها : 7981
( 8129 تشکر در 189 ارسال )
شماره ارسال: #5
RE: چرا به سینمای کلاسیک علاقمندیم ... ؟

با درود

برای پاسخ به این سوال ابتدا باید واژه سینمای کلاسیک را برای خودم کاملا باز میکردم . لذا ناچار شدم به چندین سایت سینمایی خارجی سرک بکشم و اطلاعات کسب کنم ونیز برداشتهایی از جزوه دکتر احمدی که زمانی افتخار شاگردی ایشان را در کلاسهای (فیلمنامه نویسی وتاریخ سینما)  داشتم ، که در اینجا به اختصار ذکر میکنم ... در آغاز بگویم ما دو قالب را میتوانیم از دل سینمای کلاسیک خارج کنیم : عصرکلاسیک و سبک کلاسیک... هدف این مقاله تشریح چیستایی عصر کلاسیک میباشد.

در رابطه با این اطلاق خاص دو نظریه کاملا متفاوت وجود دارد:

نظریه اول

1- "سینمای کلاسیک" واژه ای خاص و وابسته به زمان است و مشتمل برفیلمهای اواخردهه ده تا اواخر دهه شصت میباشد

 اصطلاح Classical Hollywood Cinema اول بار توسط دیوید بوردول(تئوریسین واستاد تاریخ سینما)جنت استایگر (استاد وتئوریسن دانشکده سینمای تگزاس) و کریستین تامپسون(تئوریسین و سینمایی نویس) رسما درکتابی پژوهشی تحت همین عنوان درسال 1985 مطرح شد. طی این مطالعه آنها 100 فیلم را بین سالهای 1917 تا1960 بطور رندوم تحت بررسی  قرار داده وبه این نتیجه رسیدند که در این طیف زمانی بتدریج سبکی در فیلمهای هالیوودی رشد وعمومیت یافت که به استیل کلاسیک هالیوود مشهور گردید وباتوجه به فضای تحت سلطه هالیوود آن زمان، این قالب بشدت فراگیر شدوفیلمسازانی که درهالیوود شاغل بودند ناچار به رعایت آن شدند معدودی نیز درجهت عکس باهدفِ ساختارشکنی از هالیوود جدا و به فعالیت هنری مستقل پرداختند.

در ویکی پدیای انگلیسی با رجوع به کتاب جامع "سینمای کلاسیک هالیوودی" به قلم مایکل گلدبرگ آمده است:

"سینمای کلاسیک هالیوودی" را در تاریخ سینما مربوط به فیلمهایی میدانند که درصنعت فیلمسازی درطیف زمانی 1927 تا 1963 تولید شده اند. این دوران که اغلب به عصر طلایی هالیوود نیز شهرت دارد دارای یک سینمای شاخص و "سبک"دار است.

چه "سبکی" ؟

موازین سینمای کلاسیک تاحدود زیادی برپایه سبک ادبی و سنت گرای "کلاسیسم "بناشده است . بقول دکتر احمدی سینما تلفیقی از هنر وصنعت است که در آمریکا کفه صنعت به هنر می چربد.سبک کلاسیک که در هالیوود تجلی دارد ،استیل خاصی با  ویژگی های زیر دارد :

1) شاه علامت این سینما فرم داستان گویی آن است.

1)  رعایت اصول مقدس و موازین عرف و دین واخلاق  نظیر ازدواج ، اخلاق ،میهن پرستی و خداوند

2) سینمایی به شدت محافظه کارانه است .(اگر مخاطبان مایل باشند بنده باذکر چندین مثال در پستهای بعدی این ویژگی را باز و اثبات مینمایم)

3و4) عموما زنان فلاش بک ندارند زیرا اعتقادشان این بوده که زنان احساسی و مردان عقلانی عمل میکنند(البته فیلم همشهری کین یک استثنا محسوب میشود) وحتی تا سال 1956 زنان ندرتا قهرمان فیلمها بوده اند . میتوان این خصوصیات را نقطه ضعف سینمای کلاسیک دانست.

5) Good looking اکثرا از هنرپیشه های خوش چهره خصوصا خانمها استفاده شده است.

 با توجه به این نظریه سینمای کلاسیک بطور عام (بادرنظر گرفتن سینمای صامت دهه 10 و 20) مجموعه فیلمهایی است در دوران اوج قدرت هالیوود ساخته شدند و امروزه جزو  فیلم‌های شاخص تاریخ سینما به حساب می‌آیند و اکثر فیلم سازان امروزی هم فیلم های خود را با الگو برداری مستقیم یا غیر مستقیم از آنها می‌سازند.

درویکی فارسی درتوصیف تکنیکی این سبک میخوانیم :

اساساً آثار سبک کلاسیک، بر مبنای اصل ویرایش مداوم و با سبک و شیوهٔ «نامرئی» ساخته می‌شدند. یعنی، نه حضور دوربین و نه حضور ابزارهای صدابرداری، هیچیک توجه کسی را جلب نمی‌کرد و برای هیچکس محسوس نبود. (این همان ویژگیست که ممکن است در کارهای مدرن یا پست مدرن به چشم بخورد).

در سینمای باز اروپا کفه هنر به صنعت چربش یافت .در حقیقت سینمای اروپا در دهه 60 در تقابل با هالیوود اصطلاحا "موج نو " را (بخصوص در فرانسه)ارائه داد که به  European art cinema معروف شدبر این اساس فیلمهای دهه های گذشته اروپایی تا کنون لزوما داستانگو نبوده و بیشتر مفهوم گرا و چالش برانگیزند. به همین علت است که با آوردن واژه کلاسیک ذهن مخاطب عمدتا جذب هالیوود قدیم میشود نه اروپا...

درعوض هر کشور چارچوب گرایی ( نظیر آسیایی ها)بخشی از سینمای خود را کلاسیک میداند . دریک سایت سینمایی هندی خواندم که تاریخ نویسان سینمای هند فیلمهای دهه 40 تا اواخر دهه شصت بالیوود را جزو رده کلاسیک یا طلایی آورده اند از جمله فیلم دوچشم و دوازده دست 1967به کارگردانی وبازی شانتارام که درسطح جهانی با بردن گلدن گلوب شهرت یافت...

نظریه دوم

2 - "سینمای کلاسیک "واژه ای عام و فرازمانی است وبا رعایت سبک خاص به هر فیلم در هرمقطع زمان تعلق پذیر است:

جیم امرسون سردبیر سایت راجرایبرت(منتقد معروف فقید) در واکنش به مقاله ای در سایت رسمی روزنامه EW  با عنوان "فیلمهای کلاسیک نوین New Classic " نظر مخاطبانش رادرارتباط با این اصطلاح جویا میشود.او معتقد است فیلمهای بزرگ امروزی ، عتیقه های ارزشمند فردا محسوب میشوند و درگذر زمان بسیاری ازفیلمهای کنونی در رده کلاسیک قرار میگیرند. مثلا به زعم او فیلم Apocalypse now 1979  یک فیلم کلاسیک است. او در همین رابطه از خوانندگان میپرسد: - چه چیز در نظر آنها فیلمی را کلاسیک میکند؟ ...رکوردشکنی در باجه؟ تنظیم استادانه؟ تاثیرگزاری شگرف؟ وآخر اینکه چه زمانی لازم است تا یک فیلم حال حاضردر گروه کلاسیک قرار گیرد؟( فیلمها حداقل باید 25سال عمرداشته باشند تا درلیست کتابخانه کنگره آمریکا NFR ثبت شوند)

نشریه گاردین در جایی این سوال را اینگونه پاسخ میدهد:

هنر سینما ملغمه ای نظم یافته ای از نگارش، بازی، عرضه ورده بندی است. بحث بودجه کلان یا مقبولیت فراگیر نیست و فیلم کلاسیک یک پدیده است که جاودانه میشود اما چه عواملی لازم است تا باور کنیم فیلمی جاودانه است:

1)      نوآوری انقلابی و ساختارشکنی در تکنیک نظیر  ازنفس افتاده 1960(گدار) - تایتانیک  1996 (کامرون)

2)      خستگی ناپذیری در دیدن چندباره (کیفیت زوال ناپذیر) که تاحدودی امری سلیقه ای است

3)      اجراهایی بی نقص و ماندگارنظیر نقشهای اول مرد و زن در بربادرفته

4)      خرق عادت و تقابل با هنجارها و عدم واهمه از شکافتن حقایق (این ویژگی تا حدودی با اصول سبک کلاسیک در تضاد است)

5)      غلیان فرابار احساسی. فیلمی که باعث شود احساسات بیننده  درجهت مثبت یا منفی لبریز و سرریز شود به گونه ای که مدت مدیدی پس از تماشا همچنان درچالش باحس خود از پیام فیلم باشد.

اینگونه شاید بتوان گفت مفهوم فیلم کلاسیک بیشتر برخاسته از یک پندار ذهنی است هرچند به شدت متاثر از احساس نوستالژیک فیلمهای سیاه و سفید دهه 30 و 40 هالیوودی است. اما در صنعت فیلم،اطلاق این واژه بر یک فیلم به اتفاق آراء متخصصان این هنر و مخاطبان آگاه و حتی عوام نیاز دارد.فیلمی که دریک پریود زمانی طولانی کیفیت بسیار بالایش راحفظ نموده و سرآمدو حتی الگوی امثال خود باشد، یا در یک کلام فیلمی که حسابی "گُل "کرده است...

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8...9%88%D8%AF

http://en.wikipedia.org/wiki/Classical_Hollywood_cinema

http://www.theguardian.com/studio-canal-...ssic-movie

http://www.movieplus.com/article-details...ovies-448/

http://faculty.washington.edu/mlg/course...inema.html

http://www.rogerebert.com/scanners/what-...-a-classic

http://www.ew.com/ew/article/0,,20207063,00.html

******************************

درپایان این مقال بنده بعنوان یک بیننده ی عام بیشتر بانظریه اول موافقم . من نمیتوانم فیلم متفاوت "ازنفس افتاده" را گرچه مربوط به دهه 60 است کلاسیک تلقی کنم چون درچارچوبهای سبک جای نمیگیردهرچند که بقول ناصرتقوایی این فیلم دنیای سینما را تکان داده باشد!... همینطور اینک آخرالزمان را،ودرمورد تایتانیک شاید آن را تاحدودی پیرو سبک کلاسیک بدانم اما بازهم وقتی صحبت از سینمای کلاسیک و فیلمهای کلاسیک میشود فورا درنظرم بربادرفته ،کازابلانکا، همشهری کین و بانوی زیبای من و امثالهم نقش میبندند...من این سینما را دوست دارم چراکه یادآور عظمت، صداقت،زیبایی،عشق،ایمان واحترام است خصائلی که در میان هیاهوی خشونت،هتاکی،ابتذال ،خیانت ودروغ سینمای کنونی گمگشته اند.

با تشکر از بذل توجه شما ...لمپرت




در مسلخ عشق جز نکو را نکشند ... روبه صفتان زشت خو را نکشند
۱۳۹۳/۳/۲۵ عصر ۱۱:۳۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, اسپونز, برو بیکر, BATMAN, پرشیا, سروان رنو, سرهنگ آلن فاکنر, Classic, بانو, فورست, مگی گربه, حمید هامون, ریچارد, جیسون بورن, زینال بندری, melani, الیزا دولیتل, برت گوردون, زرد ابری, سارا, کارآگاه علوی, کنتس پابرهنه, سوفیا, آلبرت کمپیون, مهرشاد آریامنش
منصور آفلاین
آخرین تلالو شفق
*

ارسال ها: 494
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۱۷
اعتبار: 72


تشکرها : 388
( 7614 تشکر در 133 ارسال )
شماره ارسال: #6
RE: چرا به سینمای کلاسیک علاقمندیم ... ؟

کتاب  سینما و مردم نوشته مرحوم فرخ غفاری حاوی نکات جالبی در خصوص سینمای غرب ( و به تبع آن سینمای وطنی ما) است. فرخ غفاری از آن دست منتقدان سینمائی بود که به واقع یک سینماشناس بزرگ و یک محقق به تمام معنا در این زمینه بود. او کسی بود که فیلمخانه ملی ایران را تاسیس کرد که امروزه بزرگترین آرشیو ملی سینمائی در ایران است. او اولین کسی است که اسناد و مدارک سینمای ایران را جمع آوری کرد که بعدها کسانی چون مسعود مهرابی و جمال امید براساس آنها کتابهای تحلیلی خود را از این سینما نوشتند. از اولین و بهترین منتقدان فیلم در ایران و حتی جهان بود که نقدهایش در فرانسه آنچنان فوق العاده بود که مورد توجه هانری لانگلوآ (سینماشناس برجسته سینمای فرانسه) قرار گرفت چنانکه لانگلوآ وی را دبیر اجرائی فدراسیون بین المللی آرشیو فیلم (به مدت 5 سال) کرد. او در اواخر دهه 20 هجری به ایران بازگشت . بازگشت او با تاثیرپذیری از جنبش چپ فرانسه (روحیات مارکسیستی) بود.به همین جهت نوشته های غفاری در اوایل ورودش به ایران عمدتا تند و با نام مستعار (م.مبارک و همینطور آذرگون) چاپ میشد. کتاب سینما و مردم در این دوره نوشته شد و اگرچه امروزه یک کتاب خیلی ساده به نظر میرسد اما در آنزمان یک پدیده سینمائی درخصوص نقد و سینما شناسی محسوب میشد.

فرخ غفاری دو فیلم با عنوان جنوب شهر و شب قوزی ساخت که هردو از بهترین فیلمهای متفاوت سینمای ایران در دوره ای هستند که ابتذال و هجو در سینما چیز دیگری برای عرضه نداشت. او که بعدها در مجله های ستاره سینما و فیلم و زندگی قلم میزد (در کنار منتقد سخت گیری چون هوشنگ کاووسی) به سینمای مبتذل فیلمفارسی می تاخت. جنوب شهر پس از سه روز نمایش (به دلیل لحن انتقادی اجتماعی اش) توقیف شد و 4 سال بعد پس از جرح و تعدیل فراوان با عنوان رقابت در شهر و بدون نام غفاری در عنوان بندی فیلم به نمایش درآمد. شب قوزی هم که براساس یک داستان از هزار و یک شب ساخته شده بود یک فیلم کمدی تراژیک بود که با مضامین خاص خودش بعدها  به موج نوی سینمای ایران معروف شد. غفاری فیلم دیگری نیز با عنوان زنبورک ساخت که آنهم ملهم از ادبیات و فرهنگ ایرانی است.

غفاری حتی به بازیگری هم علاقه داشت و بعنوان مثال در صمد و فولاد زره دیو ، شب قوزی ، اوکی مستر (سیندرلا) و همینطور در چند فیلم کوتاه در فرانسه و تعدادی نمایشنامه بازی داشت.

او بعدها بعنوان مدیر در تلویزیون ، جشنواره های فرهنگی(مانند جشنواره شیراز ، دانشکده تلویزیون و ... منسوب شد... و پس از انقلاب از ایران مهاجرت کرد و بعنوان یک محقق در فرانسه سکنی گزید. جالب اینکه پس از انقلاب همواره سعی شد نامی از او برده نشود. از کسانی مثل فریدون رهنما ، ابراهیم گلستان و حتی جلال مقدم که کم و بیش (بخاطر نوع نگاه به سینما) شبیه غفاری بودند چه یادها که در رسانه ها نشد اما هرگز از غفاری آنچنانکه لایقش بود اسمی به میان نیامد.

غفاری در 85 سالگی در سال 1385 در فرانسه درگذشت و در کنار هانری لانگلوآ در پاریس بخاک سپرده شد. به شخصه عاشق تحلیلهای غفاری در برنامه فانوس خیال بودم که در دهه 70 با تهیه کنندگی شاهرخ گلستان از بی بی C پخش میشد و یک بخش از این برنامه مربوط به دوبله میشد که غفاری پای محمد علی زرندی (گوینده و مدیر دوبله ) را به این برنامه کشاند. وی در سایر بخشها از برجسته ترین عوامل سینمای ایران در این برنامه استفاده کرد. از جمال زاده (نویسنده) تا بهروز وثوقی. از دکتر کاووسی تا پرویز صیاد. بخش سانسور در سینمای ایران در این برنامه یکی از بی نظیرتون نحلیلها در تاریخ سینمای ایران است .

همسر فرخ غفاری خانم مهشید امیرشاهی بود که در حال حاضر هم در قید حیات است. وی یکی از برجسته ترین طنزپردازان ، نویسندگان ، مترجمین ، روزنامه نگاران ، مجریان رادیو است که ذکر فعالیتهایش مثنوی 70 من (همچون خود غفاری) می طلبد.

هدفم از این مقدمه ذکر بخشی از کتاب سینما و مردم بود و یادی از این محقق و سینماشناس توانمند

... قصد تهیه کنندگان فیلمهای آمریکائی اینست که بر حقیقت نقاب زنند و مسائل واقعی را به اشکال مختلف لباس بپوشانند. برای این منظور قواعد مقدسی موجود است که باید رژیستورها از آن پیروزی نمایند. ما چند دستور را که برای عوام فریبی تهیه شده است در اینجا خلاصه می نمائیم:

1- در فیلمهای مربوطه ، در پرورش کودکان سرسخت ، همیشه مدیر مدرسه مسئول پیشامدهای ناگوار می باشد. پس برای تربیت جوانان و بهبود کلیه امور در این قسمت ، کافیست که مدیر را عوض کرد

2- اگر دو خواهر عاشق مرد معینی باشند ، اجبارا یکی از خواهرها باید خوب و مهربان دربیاید و دیگری ستمگر و بدجنس

3- وقتیکه رادیو را باز میکنند ، فورا باید صدای گوینده ی اخبار مهم مربوط به جریان فیلم بلند شود.

4- هنرمند حتما باید مردی فقیر و بدبخت باشد

5- هروقت زنی بدون علت روشنی بیهوش میشود باید فهمید که این زن آبستن است. اما شکم او هیچگاه برآمدگی نخواهد داشت. تا دقیقه ی زایمان وی مانند زنان عادی با شکم زیبا و معمولی راه برود

6- گربه ی سیاه ، مه ، مرداب و رعد و برق علائم مشخص فیلم مخوف و اسرارآمیز است.

7- خون ، پستان ، ران ، میزقمار ، کاباره ، شلیک هفت تیر ، زد و خورد و بوسه باران در پایان کار از عوامل موفقیت فیلم است.

8- بخشش و عفو یک محکوم بیگناه ، همیشه دقیقه آخر ، موقعی که میخواهند او را اعدام کنند میرسد.

9- اشخاصی که به خدا معتقد نیستند حتما باید تیپ های خطرناک اجتماعی و تبه کاران باشند.

10- متمولین و ارباب صنایع ، اشخاص پولداری هستند که سیگار بزرگ می کشند و ویسکی مینوشند و فقط از میلیونها دلار سخن میگویند.

11- وقتی یکی از ارباب صنایع ورشکست میشود ، اولا با تلفن های متعدد روی میزکار خود به اینور و آنورمخابره میکند. بعدامقدار زیادی روزنامه میخواند و صفحه ها را روی زمین می پراکند و عاقبت با کمال وحشتزدگی از کشوی میزخود هفت تیری درمی آورد و انتحار میکند.

12- عشقبازی در سینما مطابق قواعد زیبائی شناسی است. زنان همیشه عاشق مردانی میشوند که دست کم 10 سانتیمتر از آنها بلندتر باشند.

13- هنرمندان همیشه ذوق و سلیقه زیادی دارند. آنها مردان نابغه ای می باشند که دارای احساسات هنری و عاشقانه شدیدی هستند

14- کودکان جدیدالولاده و اطفال شیرخوار که مدتی نیست بدنیا آمده اند شکل بچه های 6 ماهه را دارند. سرشان مو دراورده و مدتی است که رشد کرده اند.

15- سل ، تب های شدید ، ضعف و چند بیماری دیگر تنها ناخوشیهائی هستند که در فیلمها دیده میشوند. آبله ، سرخک و مرض های زشت دیگر را هیچوقت در تصاویر متحرک نشان نمیدهند.

16- نجبا و اشراف دارای حرکات و ژست های بسیار زیبا هستند اما کمتر میان خود صحبت های جدی میکنند و اگرهم گفتگویی را آغاز نمایند اتفاق ناگواری می افتد که باعث قطع این مذاکره میگردد.

17- دختران داهاتی همیشه خوشگل اند، زیر ابرویشان برداشته و ناخنهای خود را رنگ میکنند. هم آوازه خوان و هم رقاصه خوبی هستند.

18- وقتی دو نفر عاشق میشوند باید روی ایوانی بروند ، از دور نغمه موزیکی بگوش برسد و ماه هم فورا در آسمان پیدا شود.

19- در موقع مرگ و سخت ترین مواقع سکرات ،آدمهای نیمه مرده دهان می گشایند و اعترافاتی میکنند و سخنانی میگویند

20- توطئه چی ها (انقلابیون) ، دزدان و آنارشیستها همیشه در زیرزمینهای پست و تاریک دور هم جمع میشوند.

21- صاحب منصبان همیشه رقص بلد هستند. بیشتر اوقات آنها صرف رقص والس میشود. مواقع دیگر یا سوار بر اسب هستند یا به سان سپاه میپردازند.

22- در قهوه خانه ها و رستورانها و کاباره ها نیز همیشه یک جای خالی موجود است که قهرمان داستان و معشوق او بتوانند بنشینند.

23- اسکناس هیچوقت خرد نمیشود. وقتی به کسی پول میدهند هیچوقت منتظر پس دادن پولشان نیستند. وقتی قهرمان داستان در رستوران پول میدهد همیشه صحیح است و حساب کم و زیاد ندارد.

24- کسانی که صبح از خواب بیدار میشوند دارای چهره روشن و زلفهای مرتب و لبهای قرمز هستند.

25- هروقت حادثه ناگواری یا اتفاقی میخواهد بیفتد بایستی قدری قبلا مردم را حاضر کرد. هیچوقت مانند زندگی حقیقی پیشامدی ، سریع اتفاق نمی افتد.

26- جامه دان های قهرمانان داستان گرچه بزرگ بنظر می آید اما خیلی سبک است و هرکس به آسانی میتواند آنرا تکان دهد.

و ....

۱۳۹۴/۴/۱ صبح ۰۸:۳۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : زینال بندری, خانم لمپرت, ژیگا ورتوف, پدرام, بولیت, برو بیکر, سروان رنو, مگی گربه, Classic, هایدی, melani, BATMAN, rahgozar_bineshan, Kurt Steiner, الیزا دولیتل, برت گوردون, زرد ابری, سارا, کارآگاه علوی, کنتس پابرهنه, مهرشاد آریامنش, نسیم بیگ, دون دیه‌گو دلاوگا, ریچارد
بانو الیزا آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 91
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۷/۷
اعتبار: 11


تشکرها : 649
( 839 تشکر در 63 ارسال )
شماره ارسال: #7
RE: چرا به سینمای کلاسیک علاقمندیم ... ؟

1

من تقریبا دوسالی میشه که به صورت حرفه ای تر فیلم نگاه میکنم . تا قبل از اون فیلم های زیادی از تی وی و یا برای سرگرمی از این و اون می گرفتم و نگاه می کردم و شاید اگه اون روز که فیلم نقاب ( فیلم ایرانی با بازی امین حیایی و پارسا پیروز فر) رو نمی دیدم که خیلی راجب فیلم کازابلانکا با آب و تاب تعریف میکردند و به نوعی خود فیلم هم تحت تاثیر عشق خالص ریک و الزا بود ، و بعد هم با کنجکاوی فیلم کازابلانکا رو نمیدیدم ، امروز اینقدر علاقمند به پیگیری سینما اون هم از نوع خالص و با ارزش کلاسیکش نبودم.

درواقع دوفیلم بودن که من رو به شدت به سینما علاقمند کردند ، یکی فیلم کازابلانکا بود که منو به سینمای کلاسیک علاقمند کرد و دیگری فیلم پدر خوانده بود که دومی من رو عاشق کل سینما کرد.

از اون روز تا به حال به طور مداوم فیلم های صامت ، ناطق کلاسیک و جدید تر رو دنبال میکنم . از کریستوفر نولان فیلم میبینم از برگمان ، از کوروساوا ، کوبریک ، اسپیلبرگ و ایناریتو و تورناتوره و ...و... ولی هر کدوم از این فیلم های بعد از دهه هشتاد رو که میبینم معمولا تا چند روز فیلم نگاه نمی کنم ، تا وقتی که دوباره حس فیلم دیدن در من بوجود بیاد .

ولی جالبه که هر وقت فیلمی بین سال های دهه سی تا 60 میبینم اینقدر به دلم نشسته که بلافاصله بعد از یه استراحت کوچولو فورا یه فیلم دیگه نگاه میکنم و همچنان لذت میبرم .

فیلم های کلاسیک واقعا فیلم های دلبرانه هالیووده و بازیگرانش چه زن و چه مرد هنرمند واقعی سینما بودند . شما یه نگاهی به داستان فیلم هاشون بندازید . در عین جذابیت برای دنبال کردن تا انتها ، فاقد پیچیدگی های غیر قابل فهم داستان های امروزین و خیلی راحت و زیبا شما رو برای حدود دو ساعت فارق از زندگی های روزمره می بره به یک دنیای زیبا که از بودن در اون سیر نمی شید .تا به امروز حتی یک فیلم از کلاسیک ندیدم مگه این که حال من رو خوب کرده باشه و امید های زندگیم رو بیشتر کرده باشه .

البته که اون داستان ها قصه ان و واقعی نیستن که بخوایم بر اساس اون ها واقعیات زندگی خودمون رو پیش بینی کنیم ولی یه چیزی تو دلمون دوست داره اون ها رو واقعی بدونه و با اون فیلم های سرشار از احساس ارتباط برقرار کنه .

نمی دونم شاید چون داستانشون شبیه واقعیت نیستند می تونن ما رو از این دنیای فاقد احساس بیرون ببرن و مثل یک خواب شیرین کودکانه ذهن و روح ما رو پاک و معطر و سبک کنند و دوباره با یک انرژی مضاعف ما رو بیدار کنند .

ممنونم هیچکاک عزیزم ، جناب بیلی وایلدر دوست داشتنی و هاوارد هاکس هنرمند و فرانک کاپرا و بقیه فیلمسازانی که بهترین خاطرات سینمایی رو برای همیشه تو دل علاقمندان به سینما ثبت کردن


هرگز فالگیر نبودم
فقط خواستم دستت را بگیرم
۱۳۹۴/۸/۷ عصر ۰۱:۵۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پیرمرد, Memento, سروان رنو, کنتس پابرهنه, Princess Anne, لو هارپر, خانم لمپرت, Keyser, حمید هامون, ژیگا ورتوف, واتسون, L.B.Jefferies, کالاهان, مهرشاد آریامنش
سروان رنو آنلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,942
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 70


تشکرها : 8363
( 14329 تشکر در 565 ارسال )
شماره ارسال: #8
RE: چرا به سینمای کلاسیک علاقمندیم ... ؟

دلیل علاقه به سینمای کلاسیک چند چیز برجسته است.

حداقل درباره شخص من,  موارد زیر دلیل علاقه  است:

1- زیبایی استایل و فرم لباس بازیگران.

به نظر من اوج زیبایی مُد و لباس در نیمه اول قرن بیستم بود. روند تکامل پوشش در این دوران به اوج خود رسیده بود .مردان و زنان این دوره شیک ترین set لباس و کامل ترین آنها را می پوشیدند.  اما از دهه 60 شاهد افت استایل و پوشش مردم بودیم. در فیلم های کلاسیک مردها و زن ها با کلاه و کت و دستکش و حتی عصا ( یا چتر ) بسیار زیباتر و جذاب ترند.  آن ها را با لباس های شلخته بازیگران امروزی در فیلم ها مقایسه کنید.

2- زیبایی مکان ها و ابزارها و وسایل

ساختمان ها , دکورها , اتومبیل ها و حتی ابزارهای خانگی همه جالب و نوستالژیک هستند. گرامافون ها , ترن ها و ... . در دهه 30 و 40 کارخانه های ماشین سازی به زیبایی طراحی خودرو توجه زیادی داشتند و مانند امروز نبود که آیرودینامیک بودن و باقی مسائل فنی در اولویت باشد. به همین دلیل زیباترین طراح ها را در آن دوره شاهد هستیم. وقتی شما ماشین های مرسدس بنز , فورد یا دایملر  دهه 30 و  40 را می بینید متوجه می شوید که چه ظرافت و هنری در طراحی آنها به کار رفته است.

3- قصه گو بودن داستان و فیلمنامه

داستان فیلم های کلاسیک اکثرا سرراست و متمرکز بر داستان و قصه خود هستند و به حواشی و شاخ و برگ کمتر می پردازند. داستان ها خلاصه , جذاب و گیرا هستند و از زیاده گویی های زائد خبری نیست چون بهترین نویسندگان آن زمان جذب صنعت سینما شده بودند و اوج خلاقیت را در فیلم نامه ها به کار می بردند. به همین دلیل است که می توان این فیلم ها را بارها و بارها تماشا کرد و خسته نشد.

4- قوی بودن بازیگران و کارگردان ها.

در دهه 30 تا 50 میلادی صنعت فیلمسازی از پول سازترین شاخه های تجارت شده بود به همین دلیل سیل پول و سرمایه به آن تزریق می شد. بانک بیشترین وام ها را به استودیوهای هالیوودی می دادند. این باعث می شد که مستعدترین استعدادها جذب این حرفه شوند و ما شاهد نوابغ زیادی در عرصه بازیگری و فیمسازی بودیم. از فهرست برترین های تاریخ سینما بیش از 90 درصد آنها افرادی هستند که در این دوران فعالیت می کردند. زیباترین سکانس های تاریخ سینما هم مخصوص کار مشترک این افراد در قالب تیم های سازنده بوده است.

5- نوستالژیک بودن و تاریخی بودن.

انسان های کنجکاو و خلاق همیشه حس خوبی به تاریخ و گذشته دارند. تاریخ جذابیت دارد و به خصوص تاریخ معاصر و نزدیک که ثبت شده در فیلم است. داستانِ بیشتر فیلم های محبوب تاریخ سینما در دهه 30 تا 50 می گذرد. حتی موضوع فیلم پدرخوانده که در سال 1972 ساخته شده است مربوطه به دهه 40 است و شاید اگر مربوط به همان دهه 70 بود اینقدر جذابیت نداشت. آن دوران طلایی دارای خصوصیات ممتازی بود که آن را همواره برای هنردوستان جذاب می کند.

نویسنده: سروان رنو - کافه کلاسیک

پیشنهاد می کنم دوستان علاقمند به این موضوع سری هم به تاپیک  مُد در سینمای کلاسیک   بزنند.


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۹۶/۱/۴ عصر ۰۴:۰۶
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ال سید, اسکارلت اُهارا, مراد بیگ, رجینا, BATMAN, آناکین اسکای واکر, خانم لمپرت, اسکورپان شیردل, Classic, کاپیتان اسکای, دون دیه‌گو دلاوگا, پرنسس آنا, L.B.Jefferies, ژنرال, ریچارد
ارسال پاسخ