[-]
جعبه پيام
» <دون دیه‌گو دلاوگا> تقدیم به همه‌ی عاشقانِ سینما؛ مخصوصاً آنها که از "سینما دو" خاطره دارند: http://cafeclassic5.ir/showthread.php?ti...0#pid37310
» <فورست> چقدر دلم برای روزهای شلوغ کافه تنگ شده ... دوستای قدیمی و صمیمی ...امیدوارم حال همه خوب باشه
» <شارینگهام> دوستان سلام! آیا در یک سال اخیر، فیلم "سه کله پوک در فضا " از تلویزیون پخش شده؟
» <دون دیه‌گو دلاوگا> تأثیر هنرهای تجسمی بر فیلم‌های برگمان: http://cafeclassic5.ir/showthread.php?ti...2#pid37302
» <شارینگهام> تبریک بابت برد ایران، تسلیت بابت باخت تیم رایش سوم!
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 6 رای - 3.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شخصیت های دوست داشتنی
نویسنده پیام
اشپیلمن آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 41
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۲/۲۷
اعتبار: 14


تشکرها : 1467
( 308 تشکر در 3 ارسال )
شماره ارسال: #41
RE: شخصیت های دوست داشتنی

با سلام به دوستان عزیز.

"1900"... نامی که با اون عضو کافه شدم. طبق قوانین کافه عدد نمی توانست نام کاربری باشد و سروان رنو توصیه کرد که نام را تغییر بدم و بنده هم به "اشپیلمن" تغییر نام دادم تا قوانین کافه محقق شده باشه اما... .

نام "1900" برای کاراکتری که روحش نهایت نامحدود بودن است نامی کنایه آمیز و پارادوکسیکال است. عدد (کمیت)، محدودیت، معین و مشخص بودن در برابر شخصیتی هنرمند که توانایی خلق آثاری مسحورکننده دارد و روحش پیوسته در جهان نامتناهی در پرواز است و به هیچ محدودیتی تن نمی دهد حتی اگر در زندگی پایش را از کشتی بیرون نگذاشته باشد و همیشه با پاهای دریایی اش به همه جا سفر کرده باشد. کشتی ای که برای همه حکم وسیله ای را داشت تا به دنبال "زندگی" بروند اما برای "1900" این کشتی خود "زندگی" بود. بی شک آنها نمی دانستند زندگی یعنی همین "سفرها".

"1900" داستان زندگی اش عجیب است. به قول ترومپت زن در ابتدای فیلم: "مشکل اینجاست کسی باور نمی کنه". در کشتی رها می شود و توسط یکی از خدمه بزرگ می شود و در تمام زندگی اش از کشتی خارج نمی شود. تمام اینها برای پرت شدن به ماورای زندگی مدرن و ورود او به دنیای بی انتهای جهان سحرانگیز هنر بهترین تقدیر است. او کم حرف و آرام است، شخصیتش مملو از جملات قصار و حرف های فیلسوفانه نیست تا اطرافیان را به بازی های فکری و فلسفه بافی بکشاند. اما هیچ تردیدی نیست که او متفاوت است، مانند نامش... "1900".... و صد البته دوست داشتنی و نمی دانیم چرا!

او نوازنده نیست، خود_ موسیقی است. در عصری که همگان هزاران کیلومتر مسیر را به سختی می پیمایند تا به زندگی ایده آلی که فقط در آمریکا می توان به آن دست یافت برسند او اما بی هیچ محدودیتی تا بی نهایت ها سفر می کند تا زندگی را در تمام کائنات مزه مزه کند.

1900: "آدم ها تمام زندگی به دنبال جایی هستند که همیشه تابستان باشه، برای من که چندان جالب به نظر نمیاد".

عاشق شدن او هم زیباست. بعد از مدت ها بالاخره رضایت می دهد تا یکی از کارهایش رو ضبط کنند و در همین حین دختری بیرون کابین در جلوی پنجره ظاهر می شود و قلب او را تا ناکجاها می برد و در نهایت قطعه ای زاده می شود که سرشار از رازهاست.

.............................

بی شک "1900" عدد نیست، نام هم نیست، شخصیت هم نیست؛ یک انتخاب است از نحوه زندگی آرمانی در جهانی از محدودیت ها که هر انسانی رویای آن را دارد. جایی که نمی دانیم برای ایده آل زیستن باید پا به بیرون از ذات خودمان بگذاریم و در شلوغی جهان بیرونی محو بشویم و یا اینکه در دنیای نامتناهی درونی مان در جستجوی رستگاری باشیم.

۱۳۹۴/۱۱/۱۲ صبح ۰۲:۰۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : آلبرت کمپیون, آمادئوس, اسکورپان شیردل, BATMAN, دزیره, واتسون, خانم لمپرت, جروشا, هانا اشمیت, ایـده آلـیـسـت, حمید هامون, Classic, سروان رنو, Memento, آقاحسینی, oceanic, شارینگهام, جناب سرگرد, لوک مک گرگور, کاپیتان اسکای, بوچ کسیدی, زرد ابری
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,854
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 68


تشکرها : 8134
( 14092 تشکر در 493 ارسال )
شماره ارسال: #42
RE: شخصیت های دوست داشتنی

می خوای اذیت کنی ؟!

نمکی با بازی درخشان مهدی فخیم زاده یکی از دوست داشتنی ترین شخصیت های تاریخ سینمای ایران است. یک مجنون بی آزار و کودک منش , که همراه با برادرش کدخدا , از ده به شهر می آید اما در هیاهوی شهر و بی عاطفگی ساکنان آن گرفتار می شود. در فیلم مسافران مهتاب سلیمان - نمکی و مراد سه برادر هستند. سلیمان که بزرگ آنها و کدخدای ده است به همراه نمکی , برادر مجنون اما معصوم اش به شهر می آید تا با کمک دیگر برادرشان یعنی مراد که در شهر ساکن است کار پیدا کنند غافل از اینکه خود مراد , هشت اش گرو نـُه اش است ! در شهر مردم از سادگی نمکی سوء استفاده می کنند و او را اذیت می کنند و داستان ها بوجود می آورند. او که در آغاز فکر می کرد شهر جای خوب و زیبایی است در پایان می گوید: کدخدااا ... بیا برگردیم به ده . شهر جای خوبی نیست.. همه اش می خوان آدم رو اذیت کنن ...

لینک دانلود کامل فیلم

سکانسی از فیلم


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۹۵/۳/۱ عصر ۱۱:۱۴
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : آمادئوس, oceanic, شارینگهام, خانم لمپرت, نیومن, BATMAN, دزیره, حمید هامون, Classic, بانو الیزا, پطرکبیر, جناب سرگرد, جیمز باند, لوک مک گرگور, کاپیتان اسکای, زرد ابری
جناب سرگرد آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 74
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۵/۱۱
اعتبار: 5


تشکرها : 331
( 283 تشکر در 65 ارسال )
شماره ارسال: #43
Video RE: شخصیت های دوست داشتنی

سلام بر همه دوستان

از تمام فیلمهایی که به یا دارم میشه از کلی شخصیتهای به یادماندنی و خاطره انگیزیاد کرد که نام بردنشون یکجا خیلی طولانی میشه  تعدادی از اونهارو معرفی میکنم شایدشما هم با من موافق باشید و شاید هم نه:

اولین مورد که کاملا واضح و مبرهن است شخصیت دوست داشتنی سرگرد راینهارد در ارتش سری و همچنین سرگرد برانت

پیتر فالک به نقش جو بوی در معجزه سیب و وردست پروفسور در مسابقه بزرگ با دوبله بسیار زیبای استاد منوچهر اسماعیلی

جک لمون در نقش پروفسور (مسابقه بزرگ)

پیتر سلرز در فیلم روباه و دکتر استرنج لاو تمام کاراکترها

کرک داگلاس به نقش سرهنگ داکس در راههای افتخار

جین هیکسون در نقش خانم مارپل

لئوناردو دیکاپریو به نقش تدی دنیلز در جزیره شاتر - کوب در فیلم تلقین و هیو گلاس در فیلم برخاسته از گور(فوق العاده بود)

راسل کرو در گلادیاتور -ذهن زیبا  - محرمانه لس انجلس

دیوید بووی به نقش پادشاه جرت در فیلم لابیرنت و نیکلای تسلا در پرستیژ

در حال حاضر به همین تعداد بسنده میکنم تا از حوصله دوستان هم خارج نشه

موفق باشید.


توکو :وقتی باید تیراندازی کنی بکن حرف نزن
۱۳۹۶/۸/۳۰ عصر ۱۲:۴۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو الیزا, آدری لاووا, لوک مک گرگور, BATMAN, شارینگهام, پرنسس آنا, زرد ابری
لوک مک گرگور آفلاین
جوینده َطلا
*

ارسال ها: 104
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۶/۳۱
اعتبار: 9


تشکرها : 180
( 361 تشکر در 82 ارسال )
شماره ارسال: #44
RE: شخصیت های دوست داشتنی

او جوانی تنهاست، یا حداقل فکر می کند که تنهاست. به این می گویند تنهایی درون. قلبش پر از کینه است ، اگرچه حق با او نیست، أما مقصر هم نیست...

این بخشی از شخصیت لوک مک گرگور است. همان جوان استرالیایی الأصل متولد آمریکا که در تیراندازی مهارت شگفت انگیزی داشت و با طرز برخوردش گرمای ویژه ای به سریال رودخانه برفی می داد. کسی که به خیال گرفتن حق پدرش پا به سرزمین سرسبز استرالیا گذاشت. او شجاع و زیرک بود و به سرعت جای خود را به عنوان مردی با اقتدار بین مردم آن منطقه باز کرد تا زمانی که کم کم به این نتیجه رسید که دانسته ها و آرمان هایش سرابی بیش نبوده اند.

لوک مک گرگور شاید شخصیت آنچنان مشهور و شناخته شده ای نباشد اما دوست داشتنی است. راهش را اشتباه می رود اما انسانیت را زیر پا نمی گذارد. به خاطر دروغهایی که یک عمر پدرش در گوشش خوانده گستاخ و انتقام جو شده است اما باز هم نارو نمی زند. همیشه در فکر اینست که منصفانه به اهدافش برسد. او ناحق می گوید اما زور نمی گوید.

شاید این کاراکتر به یادماندنی ترین نقش جاشوا لوکاس تا به امروز باشد. کسی که بیننده ایرانی او را با صدای علیرضا باشکندی شناخت.

هنوز هم اگر بخواهم فیلمی دوبله از جاشوا لوکاس ببینم دوست دارم صدای باشکندی را بشنوم. چرا که این کاراکتر دوست داشتنی را فیلمنامه نویس، جاشوا لوکاس و علیرضا باشکندی با هم ساختند و خاطره انگیز کردند.

http://s9.picofile.com/file/8312561392/5...rivers.jpg



فایل های ضمیمه بند انگشتی
   

تا زمانی که صاحب خونه ای نباشم توش زندگی نمی کنم!
۱۳۹۶/۹/۳ صبح ۰۱:۳۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, آدری لاووا, بانو الیزا, BATMAN, بوچ کسیدی, جناب سرگرد, پرنسس آنا, زرد ابری
جناب سرگرد آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 74
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۵/۱۱
اعتبار: 5


تشکرها : 331
( 283 تشکر در 65 ارسال )
شماره ارسال: #45
RE: شخصیت های دوست داشتنی

درود بر دوستان

یکی از شخصیت های نوستالژیک و به یادماندنی برای من جبارسینگ بود. البته زمانیکه شعله رو دیدیم خیلی ازش نفرت داشتیم ولی بعدها به این نتیجه رسیدم که چقد روراست بود ظاهر و باطنش همون بود که نشون میداد ولی بقیه ماشالا  هم دزد بودن هم آدم کش هم خیلی ماه !

خلاصه خداوند رحمت کنه  امجد خان رو چه شخصیت به یادماندنی خلق کرد .


یکی دیگه از شخصیتهای دوست داشتنی من آلپاچینو تو همه فیلمهاش مخصوصا بوی خوش زن-سرپیکو و بعد از ظهر سگی .کلا بازیگر بینظیریه همه فیلماش برای من جذاب بوده .

توکو :وقتی باید تیراندازی کنی بکن حرف نزن
۱۳۹۶/۹/۱۰ صبح ۱۲:۱۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : آدری لاووا, پرنسس آنا, بانو الیزا, زرد ابری
لوک مک گرگور آفلاین
جوینده َطلا
*

ارسال ها: 104
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۶/۳۱
اعتبار: 9


تشکرها : 180
( 361 تشکر در 82 ارسال )
شماره ارسال: #46
RE: شخصیت های دوست داشتنی

شاید انسان چندان خوبی نباشد و اهل تکبر نیز باشد ، أما خوب جزو طبقه اشرافی است . آنهم اوایل قرن بیستم. تکبر خصلت خیلی از آنها بود. جوان خوشتیپی است و البته بسیار شیک پوش. با پول همه چیز می خرد اما عشق را نه ...

کولدن کال هاکلی یکی از کاراکترهای اصلی فیلم تایتانیک است. شاید از نظر خیلی ها او کاراکتر دوست داشتنی نیست. اما واقعیت اینست که کاراکتر محبوب لزوما نباید مثبت نیز باشد.  این یک حقیقت است که تا شخصیت منفی چالشی نیافریند سایر کاراکترها نیز کاری برای انجام دادن نخواهند داشت.

او یاد گرفته است تا همه چیز را داشته باشد،  به هر قیمتی. و حالا که می بیند با هیچ قیمتی نمی تواند عشقش را بخرد  عصبانیتی توصیف ناپذیر وجودش را فرا می گیرد.

این مسئولیت بر دوش بیلی زین است.  بازیگری که هیچگاه مورد توجه هالیوود قرار نگرفت اما با این حال چند نقش دشوار و قابل توجه در کارنامه اش دیده می شوند. تخصص وی بیشتر در بدمن هاست. او قرار است نقش را منفی تر از آنچه هست به نمایش بگذارد. او قرار است بیننده را متقاعد کند که نفرت انگیز  است حتی اگر به اندازه کافی کار بد نکند !

و او موفق می شود. بیننده او را دوست ندارد. او را از خود می راند . ذره ای حق به او نمی دهد. با کمی دقت می توان دریافت که این کار را کال هاکلی نکرد بلکه بیلی زین کرد !

او کاراکتری خلق کرد که در نهایت کراهت محبوب است.



فایل های ضمیمه بند انگشتی
   

تا زمانی که صاحب خونه ای نباشم توش زندگی نمی کنم!
۱۳۹۶/۹/۱۳ صبح ۰۶:۵۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, پرنسس آنا, آدری لاووا, لو هارپر, زرد ابری
لوک مک گرگور آفلاین
جوینده َطلا
*

ارسال ها: 104
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۶/۳۱
اعتبار: 9


تشکرها : 180
( 361 تشکر در 82 ارسال )
شماره ارسال: #47
RE: شخصیت های دوست داشتنی

اصولا انسان کم حرف که باشد مرموز هم جلوه می کند. مخصوصا وقتی لباسهای عجیب و غریب تنش باشند و حالت چشم هایش نیز نشان دهنده اعتماد به نفس بالایش باشند. خب به این گونه آدمها دیر می توان اعتماد کرد ولی خوب آنها نیز مانند بقیه می توانند خوب یا بد باشند. به هر حال پنجاه ، پنجاه است نه کمتر و نه بیشتر .

خوشبختانه بایرون سالی سریال پزشک دهکده اینرا ثابت کرد که با وجود خصوصیات متفاوتش می تواند قابل اعتماد تر از هر کس دیگری باشد. او مانند همه انسانها آسیب پذیر بود، او به خوبی می دانست در نبرد تن به تن ممکن است فاتحه اش خوانده شود ! وقتی حرف حق می زند ممکن است تمام اعتبار و جایگاهش را از دست بدهد. او می دانست که ممکن است نتواند جلوی کشتار شایان ها را بگیرد و یا یک زندگی رویایی به سایر سرخپوستان ببخشد. ( به هر حال تاریخ را که نمی توان تغییر داد ! ) اما دل را به دریا می زد تا بتواند لااقل به یک سرخپوست یا سیاهپوست و یا حتی یک سفید پوست مظلوم یاری برساند.

بایرون سالی ها تاریخ ساز نیستند . قدرتش را هم ندارند .اسم شان نیز در تاریخ ثبت نمیشود ، تنها انسان هایی هستند که آن چیزی را که جلوی چشمانشان قرار گرفته است تحمل نمی کنند.

در آمریکا جو لندو با صدای خودش معرفی شد و در ایران با صدای سعید مظفری. انگار یکی از معدود دفعاتی است که زهره شکوفنده مدیر دوبلاژ سریال پزشک دهکده سعید مظفری را در جای مناسبی قرار داده است. غرور ، مردانگی، حق طلبی  و اهل عمل بودن را هم صدای مظفری دارد و هم شخصیت بایرون سالی و در نتیجه به زیبایی با هم عجین شده اند.


تا زمانی که صاحب خونه ای نباشم توش زندگی نمی کنم!
۱۳۹۶/۹/۳۰ صبح ۰۳:۲۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, لو هارپر, کاپیتان اسکای, مراد بیگ, بانو الیزا, جناب سرگرد, دون دیه‌گو دلاوگا, BATMAN, زرد ابری
لوک مک گرگور آفلاین
جوینده َطلا
*

ارسال ها: 104
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۶/۳۱
اعتبار: 9


تشکرها : 180
( 361 تشکر در 82 ارسال )
شماره ارسال: #48
RE: شخصیت های دوست داشتنی

مردی خونسرد، آرام، درونگرا، زیرک و متفکر است. البته تقریبا می توان گفت که تنها به یک چیز می اندیشد. قتل! او یک قاتل حرفه ای است.

برای موفقیت در هر شغلی باید ذکاوت و استعداد آن حرفه را داشت. پشتکار قدم بعدی است و در نهایت نیز پای قوانین شخصی به میان می آیند. به این معنا که اگر دقیقا مانند دیگران عمل کنید و کارشان را کپی بنمایید معمولا نتیجه حاصله رضایت بخش نخواهد بود.

آرتور بیشاب فیلم متخصص نیز در شغل کثیف خود بی نظیر است. او پس از آنکه هدفش مشخص می شود، مدتی وقت خود را صرف تحقیق درباره آن فرد می کند. تمام جوانب را می سنجد و سپس کار او را به شکلی یکسره می کند که انگار بر اثر حوادث از دنیا رفته است. آنگاه که مطمئن شد کوچکترین نشانی از قتل به چشم نمی خورد، به سرعت و به مانند یک شبح از آن محل فاصله می گیرد.

اما درست زمانی که استیو مک کانا، جوان سنگدل و با استعداد! را برای تبدیل کردن به قاتلی حرفه ای آموزش می دهد و از او در ماموریت هایش استفاده می کند، دیگر شرایط مانند گذشته به آرامی پیش نمی رود و کار جنبه پرهیاهو تر و خطرناک تر به خود می گیرد. اما آرتور حتی در سخت ترین شرایط نیز سربلند بیرون می آید.

همچنین او هیچگاه از یاد نمی برد که بی احتیاطی یکی از خصلت های بشر است که ممکن است دامن خودش را نیز بگیرد، اما وی همیشه حیله ای در چنته دارد. انسان فناپذیر است و گریزی از آن نیست اما در قانون وی مقابله به مثل همچنان به جای خود باقیست!

این چارلز برانسون بود که به آرتور بیشاب جان بخشید و نصرالله مدقالچی نیز آن را ایرانی کرد! هر دوی آنها درخشان بودند. گویش مدقالچی کاملا مشابه لحن برانسون است. شاید به ندرت اتفاق می افتد که صدا و لحن دوبلور تا این اندازه مشابه صدای بازیگر باشد. اما اینبار این اتفاق افتاده است.


تا زمانی که صاحب خونه ای نباشم توش زندگی نمی کنم!
۱۳۹۶/۱۲/۲۰ عصر ۰۹:۵۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, بانو الیزا, دون دیه‌گو دلاوگا, آدری لاووا, rahgozar_bineshan, ال سید, زرد ابری, شارینگهام
لوک مک گرگور آفلاین
جوینده َطلا
*

ارسال ها: 104
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۶/۳۱
اعتبار: 9


تشکرها : 180
( 361 تشکر در 82 ارسال )
شماره ارسال: #49
RE: شخصیت های دوست داشتنی

معمولا کسی کاراکترهای شکست خورده را دوست ندارد. مخصوصا شخصیت هایی که خودشان احساس می کنند شکست خورده اند. آنهایی که زندگیشان را پوچ می شمارند و حتی احساس حقارت می کنند. شاید بیننده بگوید، او خود را دوست ندارد، من چرا از وی خوشم بیاید.راستش رفتن به دنیای درون انسانها آنقدرها هم بد نیست و می تواند زیباییهای خودش را داشته باشد. احساسات آدمی، تا زمانی که منجر به ایجاد تنفر و یا تحقیر دیگری نشود، در جایگاه خود ارزشمند است.

بیلی فلین کاراکتر اصلی فیلم قهرمان، مرد سی و هفت ساله ای که با فرزند هشت ساله اش تی جی زندگی می کند، یکی ار آن آدمهاست. او که روزی قهرمان بوکس بوده، پس از آنکه همسرش او و تی جی را ترک می کند به الکل و قمار روی می آورد و از خوشبخت کردن پسرش عاجز می ماند.این در حالی است که تی جی پدرش را قهرمان خطاب می کند.

هنگامی که بیلی تصمیم می گیرد برای تضمین آینده فرزندش دوباره پا به میدان مسابقه بگذارد، سروکله آنی، همسر سابق وی و مادر تی جی پیدا می شود. او که با مردی خوش اخلاق و پولدار ازدواج کرده است، تی جی را طلب می کند. احساسات متناقض بیلی را آزار می دهند. اینکه او تی جی را با جان و دل بزرگ کرده، أما مادری که فرزندش را ترک کرده است حالا شرایط بسیار بهتری برای نگهداری از تی جی دارد.

سکانسی که تی جی با هدیه های گران قیمت از پیش مادرش برگشته و سوار ماشین پدرش می شود تکان دهنده است. بیلی که برایش عروسکی خریده است، با دیدن هدیه های همراه کودکش، احساس شرم وجودش را فرا می گیرد و عروسک خودش را مخفیانه از ماشین به بیرون می اندازد.

احساسات متناقض وی نشان دهنده این منطق است که هیچ کس کاملا مقصر و یا بی تقصیر نیست. او هم پدر خوبی بود و هم نبود و خود اینرا می دانست. در نهایت او به خاطر فرزندش پا به زمین بوکس می گذارد و  مقام قهرمانی جهان را از آن خود می کند و پسرش را ثروتمند می کند، اما این به قیمت از دست دادن جانش تمام می شود. تی جی با چشمانی گریان همچنان پدرش را قهرمان خطاب می کند.

بیلی فلین یک شکست خورده دوست داشتنی بود!


تا زمانی که صاحب خونه ای نباشم توش زندگی نمی کنم!
۱۳۹۷/۱/۳۱ صبح ۰۲:۰۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مراد بیگ, سروان رنو, بانو الیزا, شارینگهام, زرد ابری, پرنسس آنا, دون دیه‌گو دلاوگا
ارسال پاسخ