[-]
جعبه پيام
» <منصور> جناب باقرلی برداشته بودند براساس تحقیق من درخصوصو زندگی تاجی احمدی مقاله ای در ماهنامه اخیر فیلم چاپ کرده بودند که مراتب تلفنی به اطلاع مسعود مهرابی عزیز رسید
» <سروان رنو> دوستان اگر لینک مستقیم از فیلم "پل واترلو 1940" دوبله یا غیردوبله سراغ دارند لطفا به من پیام دهند [تصویر: 7165.gif]
» <ماهی گیر> مهران مدیری مجری هفت شد! به نظرم عالی شد
» <سروان رنو> داستان هایی که جایشان در سینما خالی است http://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1085
» <مراد بیگ> مرحبا به شجاعت دکتر حسن محدثی (صدای مردم بی صدا در رسانه ی صدا وسیما)
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 8 رای - 3.63 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سینمای وسترن
نویسنده پیام
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
*

ارسال ها: 262
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۳۱
اعتبار: 37


تشکرها : 1412
( 3027 تشکر در 38 ارسال )
شماره ارسال: #21
Video مردی که لیبرتی والانس را کشت!

وقتی جان فورد باشد و فیلمی که دوشخصیت بی همتای سینما؛ جیمز استوارت و جان وین؛ را به بازی بگیرد؛ بی تردید فیلمی که تولید می‌شود یک کلاسیک ناب است.

کمتر فیلمی را می شناسم که این گونه دقیق به موشکافی تاریخ یک سرزمین بپردازد و شخصیت‌ها؛ در قالب اسطوره‌ای خود فرو بروند.

شاهنامه‌ی فردوسی  یک ساختار اسطوره ای دارد. شما تک تک شخصیت‌های آن را می توانید در طول تاریخ پیدا کنید و از این که گویا نویسنده‌ی خدای نامه آینده را نوشته است در شگفت فرو بروید.

فورد هم در این اثر ناب، تاریخ (گذشته) غرب را در قالب نقش‌های نمادین به تصویر کشیده است.

نماد اول: لیبرتی والانس؛ هفت تیر کش، ،  قانون سر خود،  دزد، بی‌رحم، آشوبگر، بی قانون، زشت، ... با شلاقی دسته نقره‌ای

نماد دوم: تام دانیفن؛ هفت تیر کش، سرسخت،  قانون سر خود، گوشه گیر، عاشق پیشه، رام نشدنی، مرجع تصمیم گیری

نماد سوم: رانسون استودارد؛ مرد قانون، مدافع حقوق انسان‌ها، سرسخت، دست به اسلحه نمی‌برد، معصومیت جفرسونی، آسیب پذیر و شکستنی

نماد چهارم: هالی؛ خود غرب است، تنها، بی پناه، تشنه‌ی قانون، در انتظار یک منجی

نماد پنجم: پی بادی؛ ناشر و روزنامه نگار، تلاش می کند تا به هالی (نماد غرب)  آداب و رسوم (قاشق و چنگال)، (دموکراسی)، (مبارزه در برابر گله دارها)  را بیاموزد. اما تنهاست و کسی او را نمی فهمد.

رانسون همانند غریبه ای پا به شهر می گذارد. او برای تام تا پایان چیزی جز غریبه نخواهد بود اما در پناه او و با اعتبار او، جایگاه خود را پیدا می کند ولی از همان آغاز پیداست که آبشان با تام  به یک جوی نخواهد رفت.

رانسون استودارد (غریبه) به هالی و دیگر شهروندان به ویژه فرزندان بی‌شمار مارشال سواد می آموزد و بیش از هر چیز عشق به سرزمین را یاد می‌دهد.

تام در تکاپوی ازدواج با هالی است و آمدن غریبه او را نگران می کند که مبادا رقیبی عشقی برای خود تراشیده باشد. حتی ترک شهر به بهانه خرید اسب و تنها گذاشتن غریبه در برابر لیبرتی به این نکته دامن می‌زند.

تام به هالی گل کاکتوس هدیه می دهد. کاکتوس نمادی از خیالات و آرزوهای کوچک او برای غرب است اما رانسون استودارد به هالی مژده‌ی دشتی پر از گل می دهد.

ما خیلی زود در می بایم که با دو مثلث درام روبرو هستیم:

-        مثلث عشق میان تام، غریبه و هالی

-        مثلث مرگ میان تام، غریبه و لیبرتی

در یکی عشق پیروز خواهد شد و در دیگری مرگ و عجیب این که دو ضلع این دو مثلث تام و غریبه هستند.

برخورد سه گانه در تماس اول با شلاق دسته نقره ای آغاز می شود لیبرتی، رانسون استودارد را به زمین می زند و تام به بهانه‌ی استیک افتاده بر خاک (نه آسیب دیدن غریبه) با لیبرتی درگیر می شود.

در این نبرد نگرانی هالی برای غریبه، غریزه‌ی حسادت را در دل تام شعله ور می کند و این پرسش سخت پیش می آید:

"آیا تام باید از غریبه پشتیبانی کند یا اجازه بدهد تا لیبرتی او را نابود کند؟"

و این پرسشی است که ما از خود داریم. اگر ما جای تام بودیم چه می کردیم؟ تام برای هالی خانه ای ساخته و هر لحظه امکان خواستگاری و دست به قلم شدن پی بادی روزنامه نگار برای نوشتن این داستان در روزنامه می شود اما آمدن غریبه همه چیز را به هم ریخته است.

تفاوت اساسی این فیلم با کازابلانکا در آن است که ،دوستی دو شخصیت مرد، در پایان فیلم بی معناست. اینجا دو نفر باید از بین بروند و این تام است که باید انتخاب کند:

(غریبه – لیبرتی) یا (لیبرتی – تام)

لیبرتی والانس تابلو قانونی وکیل را با گلوله می شکند و تنها روزنامه شهر را تخریب می کند. پی بادی تا حد مرگ کتک می خورد و غریبه به دوئل دعوت می شود و بازنده از پیش معلوم است مرد قانون!

غریبه اسلحه به دست می گیرد و در میان شگفتی دیگران با دست چپ لیبرتی را می کشد.

شهر از دست والانس آزاد می شود و پارادوکسی تازه شکل می گیرد.

مرد قانون بی قانونی کرده است.

رانسون استودارد  نماینده مردم می شود و نزدیک است که فرماندار شود. رقبای او بی قانونی اش را (قتل لیبرتی) به رخ او می‌کشند و او خود را کنار می کشد.

اینجاست که تام خود را به او می رساند و راز پنهانش رافاش می کند.

این تام بوده که لیبرتی را کشته نه او.

تام پس از درگیری بسیار با خود تصمیمش را گرفته و در سایه‌ی غریبه و به نام او از او دفاع کرده است. این حکم تیر خلاص برای او و زندگی تازه برای غریبه است.

تام، هالی را از دست می دهد، خانه اش و اسب هایش را که نماد آزادی و رهایی اش بوده اند را به باد می دهد و عجیب این که این همه را به اختیار خود از دست می دهد اما در برابر این که قانون به دست مرد غریبه پا بگیرد و گله دارهای متجاوز شهر را ترک کنند.

تام به خوبی می داند که دوره اش دیگر گذشته است. او جای خود را به قانون می دهد و ققنوس وار قربانی می شود تا دوره گنگسترها و ششلول بندها تمام شود و دوره‌ی جدیدی به دست مرد قانون آغاز شود.

ازدواج غریبه با هالی نماد رویکرد غرب از هفت تیر کشی به قانون‌مداری است.

پیرنگ این فیلم میهن پرستی و قربانی شدن در برابر سرافرازی مام میهن است و جان فورد با ساختاری پیشرو و با تعلیقی ظریف و چندلایه احترام به قانون و دموکراسی و حکومت مردم بر مردم را به تصویر می کشد و اگر چند جمله‌ی شعاری در کلاس درس را حذف کنیم به راستی فیلم تاثیرگذار و ماندگاری است.

اما در این میان بی تردید قهرمان این فیلم کسی جز تام نیست. او بازنده‌ی پیروز است و زمانی که خانه ی امیدش را به آتش می کشد و اسبان با ارزشش می گریزند همچون ققنوس سوخته است تا از دل این آتش صلح و قانون زاده شود و به کمال برسد.

جان فورد نیز در مصاحبه خود با پیتر باگدانوویچ بر این نکته تاکید دارد.

پیتر: آدم حس می کند که همدردی شما در فیلم "مردی که لیبرتی والانس را کشت"، با جان وین و غرب قدیمی است؟

جان: خب، وین در مجموع نقش اول را داشت. جیمز استوارت در بیشتر صحنه ها بازی داشت. ولی وین، شخصیت اصلی و انگیزه حرکت نهایی داستان بود. نمی دانم. از هر دو خوشم می آمد. فکرمی‌کنم هر دو شخصیت‌های خوبی بودند.


دوست دارِ شما: کاپیتان
۱۳۹۴/۸/۹ صبح ۱۱:۱۳
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, Keyser, کنتس پابرهنه, خانم لمپرت, حمید هامون, Memento, اسکورپان شیردل, مکس دی وینتر, سارتانا, لو هارپر, سروان رنو, BATMAN, زبل خان, سوفیا, ویگو مورتنسن, Princess Anne, جروشا, واتسون, rahgozar_bineshan, مگی گربه, پیر چنگی
جیمز باند آفلاین
در حال ماموریت!!
***

ارسال ها: 236
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۶/۱۰
اعتبار: 15


تشکرها : 1247
( 1816 تشکر در 164 ارسال )
شماره ارسال: #22
RE: سینمای وسترن

با سلام

تاپیک زیباییه

سینمای وسترن سینمای کاملیه. از نظر شات و کادربندی و ...

اما خواستم یه موضوع جالبی را بگم. تنها فیلم (اگه اشتباه نکنم) همفری بوگارت که وسترن بود به نام بچه اکلاهما.

اصلا بهش نمیاد... اصلا... البته نظر شخصیه منه...

The Oklahoma Kid (1939)..western


نظر شما چیه؟



ارادتمند شما، جیمز باند
۱۳۹۴/۸/۱۰ عصر ۰۷:۴۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Memento, ویگو مورتنسن, واتسون, حمید هامون, ساسان, آلبرت کمپیون, مکس دی وینتر
بانو الیزا آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 85
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۷/۷
اعتبار: 11


تشکرها : 513
( 760 تشکر در 53 ارسال )
شماره ارسال: #23
RE: سینمای وسترن

مثلث های نفس گیر دنیای سرجیو لئونه

وقتی اسم سنمای وسترن که بحق یکی از بهترین و در عین حال اصیل ترین گونه ی سینمایی هست به میون میاد من ناخودآگاه بیاد تقابل شخصیت های جذاب دو فیلم معروف خوب بد زشت و روزی روزگاری در غرب میفتم .

در این فیلم ها سرجیو لئونه در تمام طول فیلم ما رو با این افراد زبر دست و باهوش و تیزچشمانی که پشه رو تو هوا میزنند آشنا میکنه . شخصیت هایی که هیچ کسی نمیتونه سر اونها کلاه بزاره و یک تنه از پس یه لشگر بر میان و اسیر هیچ زندانی نمیشن . راهشون مشخصه  ، به هیچ زنی و در واقع به هیچ چیزی دل نمی بندن و هدف براشون نسبت به هرچیزی ارجحیت داره .

f

شاخصه ی وسترن اسپاگتی هم خصوصیت چند بعدی و خاکستری شخصیت های این فیلم هاست که به نوعی ترکیبی از خیر و شر درون اونها نهفته است و این غیر قابل پیش بینی بودن اونهاست که جذابشون میکنه و...

در نهایت نقطه ی اوج فیلم که مشابه فینال یک تورنمنت مهم ورزشیه تقابل این افراد با همدیگه است که اوج جذابیت فیلمه و حالا یه موسیقی رعد آسا از موریکونه رو هم بزاریم چاشنی این هیجانات کنیم دیگه  کنترل تپش قلب کار راحتی نخواهد بود

5


هرگز فالگیر نبودم
فقط خواستم دستت را بگیرم
۱۳۹۴/۸/۱۱ عصر ۱۲:۰۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : rahgozar_bineshan, حمید هامون, Memento, واتسون, اسکورپان شیردل, خانم لمپرت, سروان رنو, BATMAN, لو هارپر, مکس دی وینتر, پیر چنگی, کاپیتان اسکای, كال تورنتن
ساسان آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 7
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۵/۹
اعتبار: 1


تشکرها : 21
( 49 تشکر در 3 ارسال )
شماره ارسال: #24
RE: سینمای وسترن

یکی از شمایل های سینمای وسترن : گلن فورد

x7ajf

اگر واقعا امکانش بود که به سینما برای دیدن فیلم وسترن بریم ... قطعا وسترن های گلن فورد و گاری کوپر و جان وین و جیمز استوارت در اولویت بودند.


.بنمای رخ که باغ گلستانم آرزوست ..... بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
۱۳۹۴/۸/۱۹ عصر ۰۶:۴۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Memento, حمید هامون, مکس دی وینتر, پیر چنگی, کاپیتان اسکای
ساسان آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 7
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۵/۹
اعتبار: 1


تشکرها : 21
( 49 تشکر در 3 ارسال )
شماره ارسال: #25
RE: سینمای وسترن

(۱۳۹۴/۸/۱۰ عصر ۰۷:۴۷)جیمز باند نوشته شده:  

 تنها فیلم (اگه اشتباه نکنم) همفری بوگارت که وسترن بود به نام بچه اکلاهما.

اصلا بهش نمیاد... اصلا... البته نظر شخصیه منه...

The Oklahoma Kid (1939)..western


نظر شما چیه؟

وسترن دیگری از بوگارت هست به اسم : ویرجینیا سیتی به کارگردانی مایکل کورتیز 1940 و با شرکت ارول فلین و راندولف اسکات . چهره مکزیکی بوگارت به عنوان نقش چندم فیلم هم جالب توجه است.


.بنمای رخ که باغ گلستانم آرزوست ..... بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
۱۳۹۴/۸/۱۹ عصر ۰۷:۴۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : آلبرت کمپیون, حمید هامون, لو هارپر, rahgozar_bineshan, واتسون, siyavash1357, دزیره, خانم لمپرت, مکس دی وینتر, پیر چنگی, BATMAN
دزیره آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 196
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۸/۴
اعتبار: 34


تشکرها : 3112
( 2350 تشکر در 26 ارسال )
شماره ارسال: #26
RE: سینمای وسترن

(۱۳۹۴/۸/۱۹ عصر ۰۶:۴۰)ساسان نوشته شده:  

یکی از شمایل های سینمای وسترن : گلن فورد

x7ajf

اگر واقعا امکانش بود که به سینما برای دیدن فیلم وسترن بریم ... قطعا وسترن های گلن فورد و گاری کوپر و جان وین و جیمز استوارت در اولویت بودند.

سینما تک موزه هنرهای معاصر تهران، برنامه نیمه اول پاییز خود را به سینمای وسترن اختصاص داده بود. دو فیلم هفت مرد از حالا و دو سوار جان فورد  قرار است یکم و چهارم اذر اکران شوند. علاقمندان ساکن تهران میتوانند در سایت تیوال اطلاعات دقیق تر را ملاحظه کنند.

نیمه دوم پاییز به فیلمهای بلاتار پرداخته خواهد شد.


] استعداد بزرگ بدون اراده بزرگ وجود ندارد . بالزاک
۱۳۹۴/۸/۲۵ صبح ۰۷:۵۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : واتسون, Memento, خانم لمپرت, مکس دی وینتر, آلبرت کمپیون, حمید هامون, جروشا, گروهبان گارسیا, L.B.Jefferies, سروان رنو, لو هارپر, بانو الیزا, پیر چنگی, BATMAN, کاپیتان اسکای
خانم لمپرت آفلاین
مدیر بازنشسته
*****

ارسال ها: 397
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۵/۳
اعتبار: 59


تشکرها : 7981
( 8071 تشکر در 172 ارسال )
شماره ارسال: #27
RE: سینمای وسترن

...


در مسلخ عشق جز نکو را نکشند ... روبه صفتان زشت خو را نکشند
۱۳۹۵/۶/۱۸ صبح ۱۱:۱۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : جیمز باند, اسکورپان شیردل, BATMAN, مراد بیگ, سروان رنو, Classic, آقاحسینی, کاپیتان اسکای
ارسال پاسخ