[-]
جعبه پيام
» <مارک واتنی> آدمیرال جان ... خواهش می کنم دوست عزیز و گرامی
» <آدمیرال گلوبال> با سلام به همه میبینم که جناب مارک واتنی باز هم ما رو غافلگیر کردید ..دوبله کارتون دور دنیا در 80 روز ..احسنت..درود بر شما
» <پروفسور> فرمایشتون متین کنتس عزیز، اون سریال زیبا رو فراموش کرده بودم . از یادآوری تون خیلی ممنونم. با اجازه تون به مطلبم اضافه کردم
» <شارینگهام> روایت صداپیشه ارمنی از دوبله فیلم «محمد رسول‌ الله» https://www.khabaronline.ir/news/1444077/
» <کنتس پابرهنه> پروفسور عزیز، لیلی جیمز در مینی سریال جنگ و صلح هم عالی ظاهر شد و با بازی درخشانش، کاراکتر شیرین ناتاشا به یاد ماندنی تر شد.
» <مارک واتنی> آدمیرال عزیز ارادتمندم بزرگوار
» <آدمیرال گلوبال> ممنون مارک واتنی عزیز بابت فعالیت در بخش کارتون بخصوص کارتون مسابقه‌ی برگ در پینچ‌کلیف
» <مارک واتنی> Emiliano عزیز ... خواهش می کنم دوست عزیز و گرامی
» <Emiliano> ... تا بالأخره یکی دیگه از گمشده‌‌های خودتون و بچّه‌های کافه رو پیدا کردید. کارتون خیلی ارزشمند بود. ممنون.
» <Emiliano> لرد "پدینگتون" عزیز، دوست همراه، از شما هم مجدّداً ممنونم، که اوووون‌قدر پافشاری کردید...
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 8 رای - 4.13 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
قهوه خانه ی کافه کلاسیک
نویسنده پیام
زرد ابری آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 873
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۲/۳۰
اعتبار: 62


تشکرها : 9220
( 7483 تشکر در 396 ارسال )
شماره ارسال: #621
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک


چرا خدایی را نپرستم که مرا آفریده است و بازگشت همه به سوی اوست؟ (آیه 22 ، سوره یس)
۱۳۹۸/۹/۲۷ عصر ۱۰:۱۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پرنسس آنا, کاپیتان اسکای, Classic, سروان رنو, KESSLER, Kathy Day, مراد بیگ, پیرمرد, شارینگهام, فورست, آدمیرال گلوبال
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,042
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 76


تشکرها : 9412
( 15124 تشکر در 726 ارسال )
شماره ارسال: #622
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک

درود بر همه دوستان !

درود بر کاپیتان اسکای تیزپرواز که این روزها شانس آورده و به خاطر ابری و بارانی بودن آسمان از بمباران های روزمره رایش سوم در امان است !:ccco

درباره فیلم دنده ی آدم ؛ فیلم های کاترین هپبورن واقعا همگی تماشایی هستن و فقط فیلم نیست که دیدنی هست بلکه ادا  و اطوارهای خود کتی , لباس های بازیگران و استایل اون زمان  خودش یک عیش کامل است. خود هپبورن ده تا مرد رو می ذاره توی جیب اش !

پ.ن : راستی تصویر لینک زیر ظاهرا خراب شده کاپیتان :

http://cafeclassic5.ir/thread-282-post-3...l#pid38954

.

و سپاس از دون دیه گو که کارتون زیبای سوزی رو یادآوری کردن. کارتون زیبا و ساده ای که با یک سری خطوط , هنرمندانه رویاهای زیبایی می ساخت. اصلا برنامه  کودکان باید ساده باشه چون خیلی بهتر باهاش ارتباط برقرار می کنن. من که از این کارتون های پیچیده و شلوغ امروز حالم به هم می خوره. معلوم نیست چه اثری بر مغز بچه می ذاره و خب نتیجه اش رو در نسل های دهه 80 و 90 داریم می بینیم.:dodgy:

راستی کسی خبری از کورت اشتاینر عزیز نداره ؟

و اما بعد ...

 از بین دوستان کیا این فیلم جدید تارانتینو - روزی روزگاری در هالیوود - رو دیدن ؟ shakkk!


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۳۹۸/۱۱/۴ صبح ۰۱:۱۰
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کاپیتان اسکای, Classic, دون دیه‌گو دلاوگا, زرد ابری, پرنسس آنا, پیرمرد
دون دیه‌گو دلاوگا آفلاین
مسافر سبزـپوش کافه
***

ارسال ها: 245
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۱۲/۶
اعتبار: 26


تشکرها : 1033
( 2308 تشکر در 230 ارسال )
شماره ارسال: #623
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک

(۱۳۹۸/۱۱/۴ صبح ۰۱:۱۰)سروان رنو نوشته شده:  

... و سپاس از دون دیه گو که کارتون زیبای سوزی رو یادآوری کردن....

راستی کسی خبری از کورت اشتاینر عزیز نداره ؟

ارادت سروان رنوی عزیز. امیدوارم "کورت اشتاینر" گرامی هم دوباره به جمع دوستان بپیوندند. مطالب ایشان در خصوص انیمیشن‌های کلاسیک، بسیار عالی و محققانه است؛ و یکی از طرح‌هایی که همانزمانِ حضورشان، به ایشان ارائه داده بودم و امیدوارم روزی در پی اجرایش باشند، جمع‌آوری این حجم مطالعات و ترجمه‌ی متون و داده‌های صوتی و تصویری درباره‌ی انیمیشن‌ها، و ارائه‌ی آن‌ها بصورت یک نرم‌افزار چندرسانه‌ای در یک عدد دی.وی.دی است.

من، چند کتاب پُربار و کمیاب در خصوص انیمیشن‌های کلاسیک دارم، که می‌شود از مطالب آن‌ها هم در ارجاعات این نرم‌افزار سود جُست.

البته همه گرفتار امور زندگی و معیشت هستیم، و پرداختن به علایق اینچنینی را کمتر مجالی فراهم می‌شود.

به هر رو، هرجا هستند سلامت و در عافیت باشند. چشم‌انتظار بازگشت‌شان هستیم ...


اگر قرار باشد سر یک سامورایی به ناگاه قطع شود، او باید بتواند یک کار دیگر را هم به انجام برساند با موفقیّت.
۱۳۹۸/۱۱/۵ صبح ۰۱:۵۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, کاپیتان اسکای, سروان رنو, ژنرال, زرد ابری, پرنسس آنا, پیرمرد
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,042
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 76


تشکرها : 9412
( 15124 تشکر در 726 ارسال )
شماره ارسال: #624
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک

(۱۳۹۸/۱۱/۵ صبح ۰۱:۵۳)دون دیه&zwnj;گو دلاوگا نوشته شده:  

... جمع‌آوری این حجم مطالعات و ترجمه‌ی متون و داده‌های صوتی و تصویری درباره‌ی انیمیشن‌ها، و ارائه‌ی آن‌ها بصورت یک نرم‌افزار چندرسانه‌ای در یک عدد دی.وی.دی است...

درود بر دون دیه گو  عزیز که اگر دلاوری هایش نبود از دست گروهبان گارسیا  ملعون آسایش نداشتیم.

 با شتاب فزاینده ای که من می بینم شاید دیگر DVD و اینگونه مدیاها تا دو سه سال آینده کاملا از گردونه رساناها حذف شوند. الان من خودم یک خروار DVD فیلم و نرم افزار و بازی (!) دارم که شاید در شش ماه گذشته یکبار هم روی دستگاه استفاده نکرده ام. تقریبا همه کارها از اینترنت انجام می شود و آنلاین. بیشترین مخاطب ها هم در این رسانه هستند.

مثلا همین تاپیکِ بینظیر  کارتون های ماندگار کورت اشتاینر (حفظ الله پیشواهه ) تا الان بیش از دو میلیون بازدید داشته که نسبت به مخاطبِ محدود فارسی زبان شگفت انگیز است.

شاید بتوان ایده زیبای شما را به صورت یک نرم افزار آنلاین یا یک سایت هوشمند  پیاده کرد. shakkk!


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۳۹۸/۱۱/۹ عصر ۰۳:۴۹
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کاپیتان اسکای, دون دیه‌گو دلاوگا, Savezva, زرد ابری, Classic, شارینگهام, پرنسس آنا, پیرمرد, مموله
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,042
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 76


تشکرها : 9412
( 15124 تشکر در 726 ارسال )
شماره ارسال: #625
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک

گرفت کام، دلم ز او، به صدهزار الحاح ...

:heart: 

خب کرک داگلاس نازنین هم رفت.

اندوه و غمی نیست چون عمر طولانی ای داشت و خوب زندگی کرد.

ستاره هایی چون داگلاس در واقع هنگامی که از تیتراژ فیلم ها و ذهن ها خارج میشن دیگه انگار رفتن . حتی اگه زنده باشن و زندگی خودشون رو ادامه بدن ... در اصل دو بار می میرن ... یک بار مرگ هنری و بار دوم مرگ فیزیکی.

گرچه پیش ما و حافظه تاریخ همیشه زنده هستن و با فیلم ها و آثاری که به جا گذاشتن تا ابد ازشون یاد میشه.

باید همینطور زندگی کرد ... مثل کرک داگلاس ... مثل لورن باکال ... و مثل الیویا دهاویلند 

:heart:


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۳۹۸/۱۱/۱۹ صبح ۱۲:۴۷
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Kathy Day, زرد ابری, مراد بیگ, بانو الیزا, Savezva, کاپیتان اسکای, Classic, شارینگهام, pari persona, دون دیه‌گو دلاوگا, پرنسس آنا, پیرمرد, مموله, سناتور
دون دیه‌گو دلاوگا آفلاین
مسافر سبزـپوش کافه
***

ارسال ها: 245
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۱۲/۶
اعتبار: 26


تشکرها : 1033
( 2308 تشکر در 230 ارسال )
شماره ارسال: #626
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک

ویروس کرونا در کشور، شیوع پیدا کرده است. اکثر دولت‌ها، مراودات عادی خود با ایران را قطع کرده‌اند و هر آمد و شدی از/به ایران را ممنوع کرده و در شرایط قرنطینه‌ای سخت قرار داده‌اند. دانشگاه‌ها و مدارس کشور، تعطیل شده است و از مردم خواسته‌اند تا در خانه‌های خود بمانند و از حضور در فضاهای جمعی و شلوغ بپرهیزند.

پیش‌تر، هربار که سرماخوردگی شدیدی پیدا می‌کردم  ــ با تب و سرفه و گلودرد و خستگیِ بدن و کوفتگی عضلات، می‌گفتم که «آنفولانزا» گرفته‌ام! پزشکان هم غالباً مخالفتی با کثرت استعمالِ این واژه نشان نمی‌دادند و همین هم این نامگذاریِ کذایی را موجّه جلو می‌داد!

امّا تازه امروز دانستم که هیچوقت گرفتار «آنفولانزای واقعی» نشده بودم!

... داشتم تلفنی با خواهرم [که پزشک است] درباره‌ی «کرونا» صحبت می‌کردم و با همان تصوّرات پیشین و تحلیل‌های رایج تلویزیونیِ این ایّام، می‌گفتم که حالا اگر هم کسی کرونا بگیره، ظاهراً زیاد خطرناک نیست و میگن ضعیف‌تر از آنفولانزاـست ... ما که این همه آنفولانزا گرفته‌ایم و از سر گذرانده‌ایم .... 

با توضیحات خواهرم امّا فهمیدم که آنچه این همه‌سال اشتباهاً آن را "آنفولانزا" می‌نامیدم/می‌پنداشتم، در واقع از جنس همان سرماخوردگی‌های شدیدی‌ بوده که مردم را در زمستان گرفتار می‌کند و می‌گذرد؛ ولی «آنفولانزای واقعی» می‌تواند کُشنده باشد و مرگبار! همانطور که «ویروس کرونا» می‌تواند کُشنده باشد و کل بافت ریه را از بین برده و به قلب بزند!

این را نوشتم که هُشیار باشیم جلوی این بی‌خیالیِ عمومی‌ که گمانِ باطل بر کم‌بودنِ خطر ویروس کرونا نسبت به آن آنفولانزای کذایی دارد!

--------------

در این روزهای تعطیلی مدارس و شوخی‌شوخی، جدّی شدنِ مرگ و میر، یاد یک داستان از محمدرضا کاتب در "کیهان‌بچه‌ها"ی دوران نوجوانی‌ام افتادم. گشتم پیدای‌اش کردم و کل-اش را اسکن‌شده در اینجا  گذاشتم. نسل نوجوانِ امروزی، شاید باورش نیاید و غلو بپندارد؛ ولی احوال خیلی از ماها در دهه‌ی شصت واقعاً همینطوری بود؛ با همین بدبختی [و البته دلخوشی] که این داستان یک گوشه‌اش را به طنز گفته! 


چند فیلم خوب هم دیدم که یکی‌ش "گذرگاه کاساندرا" (1976) [+] بود. از چندسال پیش، در برنامه‌ی دیدن داشتم-اش ولی رغبت و فرصتی دست نمی‌داد. تا این ایّام که داستانِ آن قطارِ مرگ با مسافرانی که گرفتار شیوع یک بیماری ناشناخته بودند برایم جالب شد. به تماشا نشستم و هم‌ذات‌پنداری کردم با ترس و دلهره‌‌ و فداکاری کاراکترهایش! بخش‌هایی از آن را در آپارات گذاشته‌ام؛ با همان موسیقی تیتراژ معروف از جری گولداسمیت ــ که گویی پایان محتوم یک جامعه (یک قطار با مسافران-اش) را یادآوری می‌کند!





اگر قرار باشد سر یک سامورایی به ناگاه قطع شود، او باید بتواند یک کار دیگر را هم به انجام برساند با موفقیّت.
۱۳۹۸/۱۲/۹ صبح ۰۶:۱۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : شارینگهام, Classic, کاپیتان اسکای, مراد بیگ, Kathy Day, سروان رنو, زرد ابری, پرنسس آنا, لوک مک گرگور, پیرمرد, مموله, کنتس پابرهنه
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,042
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 76


تشکرها : 9412
( 15124 تشکر در 726 ارسال )
شماره ارسال: #627
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک

دیروز جمعه ,  در ویلای برگهوف  مهمان پیشوا بودیم.

ایشان را نگران یافتم. جسارت نموده علت را جویا شدم.

پیشوا با چشمان نافذ و مبارک شان به ارتفاعات برشستگادن در دوردست خیره شدند و فرمودند: سروان ! نگران این ویروس جدید , کرونا هستم. از این می ترسم که رکورد ما را که اینهمه برای به دست آوردن آن سختی کشیده ایم بشکند !

نگرانی ام رفع شد و گفتم : خوشبختانه این موجود موذی بسیار از پیشوای رایش عقب است و هنوز به نیم درصد آمار ما هم نرسیده است. وانگهی من حدس می زنم که این کار جهودان باشد که می خواهند پیشوای سرفراز ما را پیش تاریخ کوچک کنند.

پیشوا راحت شدند  و بعد از نثار چند فحش آبدار به یهودیان , چرچیل و ملکه انگلستان را نیز با چند فحش نظامی مورد عنایت قرار دادند تا موازنه  برقرار شود   سپس دستور فرمودند  نوشیدنی بیاورند  و بعد  به اتفاق بانو اوا براون برای پیاده روی به جنگل رفتند.


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۳۹۹/۲/۱۳ عصر ۰۷:۳۶
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کاپیتان اسکای, پیرمرد, rahgozar_bineshan, دون دیه‌گو دلاوگا, مموله, مراد بیگ, Classic, Savezva, لوک مک گرگور, مارک واتنی, پرنسس آنا, زرد ابری, Kathy Day, شارینگهام
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,042
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 76


تشکرها : 9412
( 15124 تشکر در 726 ارسال )
شماره ارسال: #628
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک

 دیشب مسعود فراستی مهمان مهران مدیری در برنامه دورهمی بود.

در پایان صحبت ها نظرش را درباره برخی فیلم ها می پرسید که رسید به کازابلانکا.

فراستی گفت: به نظرم فیلمِ کوچولویِ نرمِ عاشقانه ی قابل ِتحمل

مهران مدیری پاسخ داد :

من بدم میاد . از همفری بوگارت متنفرم ! به نظرم اینا فقط یه مشت مدلِ کت شلوار و کلاه و سیگار بودن !

بعدش سر اینکه بوگارت بازیگر خوب یا بدی است با هم درگیر شدند !

خلاصه چون درباره منطقه تحت حفاظت من صحبت کردن  :llerrشاید دلتون بخواد این گفتگو رو ببینید:

قسمت اول

قسمت دوم

و اما بعد ...

نسخه صوتی کازابلانکا با صدای سحر دولتشاهی هم آمد .

سوینا ( سینمای نابینایان ) که چند کارتون و فیلم ایرانی را تاکنون به صورت صوتی منتشر کرده , به عنوان اولین فیلم کلاسیک , کازابلانکا را روز یکشنبه ساعت 17 از رادیو سوینا و بعد از آن در وبسایت خود منتشر خواهد کرد:

 لینک خبر

پی نوشت: من جای شما بودم یک نسخه از اون رو برای مهران مدیری می فرستادم :cheshmak:


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۳۹۹/۳/۴ صبح ۱۲:۰۳
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پیرمرد, لوک مک گرگور, Kathy Day, کنتس پابرهنه, شارینگهام, Classic, دون دیه‌گو دلاوگا, مراد بیگ, کاپیتان اسکای, مارک واتنی, pari persona, پرنسس آنا, زرد ابری
پیرمرد آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 232
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۶/۶
اعتبار: 48


تشکرها : 5349
( 4124 تشکر در 98 ارسال )
شماره ارسال: #629
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک

جای این پست در تاپیک برنامه های دهه هفتاد است ولی برای پیشگیری از وقفه در بین پستهای ارزندۀ دوست عزیز و گرانقدر کورت اشتاینر، مطلب را در اینجا به امانت می گذارم تا در سر فرصت توسط مدیریت محترم کافه به تاپیک مربوط به آن، منتقل شود. 

چند شب قبل، دوست بزرگوار و پدرخواندۀ بازنشستۀکافه، دون ویتو کورلئونه، یادی از نویسندۀ شهیر امریکایی، جک لندن کردند که موجب تداعی دو سریال پخش شده در دهۀ هفتاد در ذهنم شد.

سریال اول که بر مبنای رمان "آوای وحش" ساخته شده، محصول مشترک یوگسلاوی سابق وایتالیا در سال 1973 است و اوایل دهۀ هفتاد از شبکۀ دو پخش می شد، که رمز پیدا کردن  آن، نام بازیگر نقش مکمل مرد، "حسین چوکیس" با اصالت بوسنیایی بود. شنیدن این اسم در تیتراژ سریالی که بیشتر اسامی در تیتراژ آن ایتالیایی بودند و در مجموع ایتالیایی به نظر می آمد، خیلی عجیب بود.

سریال دیگر محصول مشترک آلمان، روسیه و لهستان در سال 1993 با بازیگران عموماً امریکایی برای نقشهای اصلی است که نام فارسی آن را فراموش کرده ام و از شبکۀ سه احتمالاً تابستان 74 یا 75 پخش می شد.  رمز یافتن آن نام بازیگر نقش اول مارک پیلو و البته مهمتر از آن نام پرسوناژ آن در سریال یعنی آلاسکا کید است.

 این مجموعه چندان به داستانهای جک لندن وفادار نیست ولی شمایی کلی از ماجراهای آن دوران و جویندگان طلا در آلاسکا ارائه می دهد. آلاسکا و دوستش شُرتی، در جستجوی طلا به شمال می روند، در بین راه با خانواده ای آلمانی آشنا می شوند که هر از گاهی در مراحل متفاوت سریال برخوردها و تعاملاتی بین کید و شرتی و اعضای این خانواده بویژه دختر جوان آنها شکل می گیرد. از قسمتهای به یاد ماندنی این سریال، زمانی است که کید و دوستش تمام سرمایۀ خود را صرف خرید چندهزار عدد تخم مرغ می کنند با این امید که آنها با سود بالایی در آلاسکا به جویندگان طلا بفروشند امّا تمامی تخم مرغها فاسد و گندیده است. قسمت دیگر آشنایی کید با دختر رئیس قبیله ای سرخپوست با نام لابیسکوئی که نهایتاً ناکام می ماند و دختر از دنیا می رود.

احتمالاً مدیر دوبلاژ این سریال آقای جلال مقامی بودند و به جای آلاسکا کید هم خودشان صحبت می کردند. دوبلور شُرتی آقای ایرج رضایی و دوبلور شریک دیگر کید که در نسخۀ فارسی عموی کید نامیده می شود، مرحوم ایرج دوستدار بود و به جای دختر آلمانی، جوی، خانم زهره شکوفنده صحبت میکردند. دوبلور لابیسکوئی اگر اشتباه نکنم خانم فریبا رمضانپور بودند. صدای مرحوم حسین عرفانی در بعضی قسمتها شنیده می شد.

۱۳۹۹/۳/۱۴ عصر ۰۴:۱۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پرنسس آنا, Kurt Steiner, مارک واتنی, کنتس پابرهنه, پروفسور, Kathy Day, سگارو, مراد بیگ, دون دیه‌گو دلاوگا, زرد ابری, rahgozar_bineshan, سروان رنو, Classic, Savezva, شارینگهام, هستی گرا, بانو الیزا
Kathy Day آفلاین
کتی از خانواده دی
***

ارسال ها: 64
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۹/۱۳
اعتبار: 23


تشکرها : 1828
( 581 تشکر در 45 ارسال )
شماره ارسال: #630
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک

درود.

یک بخشی از گفتگو با دوبلر صاحب نام برایم بسیار جالب بود که در ادامه عرایضم به آن می پردازم.

منوچهر والی زاده: از قرمه سبزی زیاد خوشم نمیاد برعکس همه که خوششون میاد.

اتفافا منم تا سالیان سال قورمه سبزی دوست نداشتم که هیچ بدم هم میومد! ولی به مرور زمان متوجه شدم این خورشت ایرانی پسند رو باید طبق سلیقه و طبع خودت سرو کنی تا در لیست غذاهای مورد علاقه ات قرار بگیره.

فرمولی که باعث آشتی من و قورمه سبزی شد تهیه یه سس ساده بود:

آب لیمو امانی + فلفل قرمز و سیاه + کمی آبغوره = یک سس خوشمره برای خورشت قورمه سبزی...

بعد از اینکه خورشت آماده و کمی سرد شد (داغ نباشه) این سس رو بهش اضافه میکنم و تمام.


! These Are the Days ‍
عاشق این خانواده خوشحال، دوست داشتنی و صمیمی
http://s13.picofile.com/file/8400391692/lf.jpg
۱۳۹۹/۵/۲۳ عصر ۰۶:۲۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : هیس هیس, زرد ابری, سروان رنو, مارک واتنی, پروفسور, rahgozar_bineshan, لوک مک گرگور, اسکارلت اُهارا, شارینگهام, کنتس پابرهنه
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,042
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 76


تشکرها : 9412
( 15124 تشکر در 726 ارسال )
شماره ارسال: #631
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک

 <کاپیتان اسکای> برخی هم کافه‌ای‌ها نگرانند که مدیران کافه نوشتار آنان را سینمای کلاسیک ندانند و سینما را محدود به یک دوره خاص بدانند و با این دوستان برخورد کنند.

 نخست این که مدیران باید تکلیف نوشتن درباره سینما را روشن کنند و حد و مرز آن را به دقت تعیین نمایند تا این دغدغه از بین برود.

دو دیگر این که همه دوستان نظر بدهند: "به نظر شما تعریف دقیق سینمای کلاسیک چیست؟"

<پروفسور> استاد عزیز، به اعتقاد من، تعریف " فیلم کلاسیک" دیگه نباید محدود به سینمای دهه های قبل از هفتاد میلادی بشه.

نسلهای جدیدتر عملا با این سینمای ارزشمند ولی قدیمی نمی تونن ارتباط برقرار کنن از نظر اونها فیلمهایی مثل تایتانیک و حتی پالپ فیکشن یک اثر کلاسیکه

شاید وقتشه "سینمای کلاسیک" دایره اش رو بازتر کنه و فیلمهای ماندگار جدیدتر رو در خودش جا بده

<کنتس پابرهنه> ما در کافه تاپیک جداگانه ای برای سینمای مدرن و پست مدرن داریم، دوستان میتونن مطالبشون رو با خیال راحت در اون تاپیک بنویسن.

علاوه بر این، در گذشته، دوستان در تالار نقد فیلم درباره فیلم های جدید مثل شکلات و زندگی پای مطالب زیبایی نوشتند که نه تنها برخورد نشد که استقبال هم شد...

<پروفسور> کنتس گرامی فرمایشتون متین. اما من فکر می کنم "محتوای کلاسیک" باید قابلیت بسط پذیری داشته باشه چون مشمول مرور زمانه

مثلا آیا اشکالی داره یه جای کوچولو در سردر کافه کلاسیک، جک و رُز روی عرشه تایتانیک رو نشون بده؟

بحث داغ بالا در جعبه پیام آغاز شده بود که برای بهتر دیده شدن به اینجا کپی شد. اینطوری بحث بهتر میشه و همه می تونیم نظر بدیم.

نظر من اینه که تعریف کلاسیک رو میشه به هر فیلمی که قواعد کلاسیک رو رعایت کرده باشه داد. الان من خودم خیلی از فیلم های جدید که به وقایع دهه 30-40 میلادی می پردازن رو می بینم و خیلی هم خوشم میاد. حتما لازم نیست فیلم سیاه سفید یا قدیمی باشه که کلاسیک محسوب بشه. فیلم های قبل سال 2000 مثل تایتانیک هم دیگه مشمول گذر زمان و کلاسیک شدن. البته چون درباره این فیلم های جدیدتر در سایت های مختلف فارسی صحبت شده و میشه اما درباره سینمای کلاسیکِ قدیم منابع فارسی کمتر هست برای همین تمرکز ما روی این بخش بیشتره. وگرنه محدودیت خاصی برای هیچ نوع مطلب اورجینال در کافه نداریم .

اینجا پاتوق کلاسیک دوستان از هر نوعی است؛ چه جدید چه قدیم .

این بحثِ خوب تازه آغاز شده .... :llerr 



رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۳۹۹/۶/۴ عصر ۰۶:۰۳
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مارک واتنی, Savezva, آدمیرال گلوبال, کنتس پابرهنه, کاپیتان اسکای, لوک مک گرگور, پروفسور, oceanic, شارینگهام, زرد ابری, Kathy Day, Classic, فورست
Savezva آفلاین
جک لمون
***

ارسال ها: 178
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۱۰
اعتبار: 28


تشکرها : 821
( 1592 تشکر در 94 ارسال )
شماره ارسال: #632
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک

به نظر من همانطور که جناب سروان اشاره فرمودند به سبب منابع اندک فارسی از زمان های گذشته  و فراموش شدن و یا از بین رفتن بسیاری از منابع قدیمی، نیاز به محلی بود تا عاشقان و علاقه مندان سینمای کلاسیک گرد هم جمع شده و به بحث و تبادل نظر در مورد سینمای کلاسیک بپردازند. همین موضوع باعث شد تا دوستان بزرگوار با ایجاد این کافه دوست داشتنی محفلی را ایجاد کنند و همه عاشقان سینما گرد هم جمع شده و داشته هایشان را به اشتراک بگذارند. از اساتیدی که اطلاعات بسیار ارزشمندشان در زمینه هنر دوبله زینت بخش تاپیک های مربوطه شده تا کسانی که با ارائه فیلم ها، مجلات و اطلاعات سودمند، راهگشای بسیاری از علاقه مندان سینمای کلاسیک بوده اند. در طی این سال ها منابع بسیار کمیاب و ارزشمندی از طریق این کافه در اختیار مخاطبان قرار گرفته که در هیچ جا یافت نشده است. به هرحال در سال های جدید با گسترش روزافزون شبکه های اجتماعی و وبسایت های اینترنتی از فیلم های روز و کلاسیک دنیا اطلاعات بسیاری زیادی موجود است که با یک جستجوی ساده می توان به آنها دسترسی پیدا کرد اما در زمینه منابع فارسی در مورد سینمای کلاسیک متاسفانه به قدر کافی منابعی وجود ندارد. چون عملا اطلاعات مربوط به گذشته در مجلات قدیمی بوده که یا ازبین رفته و یا در آرشیو اشخاص مخلف در حال خاک خوردن است. ضمن آنکه بسیاری از بزرگان به سبب بالا رفتن سنشان و عدم ارتباط با فضای مجازی انگیزه و حوصله ای برای انتشار مطالب و منابع ندارند.

از این رو وجود چنین فضایی که با لطف جناب کلاسیک، جناب سروان رنو وسایر عزیزان ایجاد شده است، مانند طلایی ناب و گوهری ارزشمند است که با مطالب و فایل های دوستان به گنجینه ای ارزشمند تبدیل شده است.

در مجموع به نظر من فیلم هایی مانند تایتانیک، سکوت بره ها و یا حتی گلادیاتور نیز می توانند جزو فیلم های کلاسیک در نظر گرفته شوند. اما مطمئنا آنقدر مطالب و منابع فارسی در مورد آنها وجود دارد و آنقدر تصاویر بازیگران آنها در سردر بسیاری از سایتها و انجمن های سینمایی نقش بسته که فکر می کنم نیازی به حضورشان در سردر این کافه نیست. اما به هرحال نظر و سلیقه همه دوستان محترم است و مطمئنا در این فضای دوست داشتنی می توان با احترام به همه آنها تصمیم گیری کرد.

ضمنا تا جایی که من فرصت حضور در کافه را داشته و یا پست های مختلف را خوانده ام، تا به حال هیچ محدودیتی در مورد مطالب ارزشمند دوستان نبوده است و حتی مطالب متنوعی که در مورد سینمای امروز ارائه شده مورد استقبال هم قرار گرفته است. از معرفی سریال های روز دنیا تا سینمای مدرن و پست مدرن و ...

وقتی صحبت از سینمای کلاسیک می شود همه نگاه ها معطوف به دوران طلایی سینما در سال های دور می شود. جایی که اکثر فیلم ها سیاه و سفید است، جایی که کمپانی های بزرگ سینمایی و مالکان آنها حرف اول را می زنند. جایی که بازیگران و اسطوره های طلایی سینما با قدرت بازیگری که بر گرفته شده از مکاتب اصیل تئاتری است هنرنمایی می کنند. دنیایی زیبا و قدیمی که جلوه های ویژه کامپیوتری در آنها وجود ندارد و یا اگر هم هست با استفاده از تکنیک و دانش کارگردانان و عوامل توانایی است که با امکانات محدود آن زمان بهترین صحنه ها را خلق کرده اند. دنیای سینمای کلاسیک یعنی فضای عاشقانه ای که در زیر نورپردازی های منحصر به فرد و با استفاده از دانش و تجربه عوامل آن شکل می گیرد. دنیایی زیبا و خاص در فضای سیاه و سفید فیلم های نوآر و عاشقانه و جنایی و معمایی و ترسناک با حضور اسطوره های تاریخ سینما... و البته عظمت دکورها و نوآوری های فضای استودیوها در فیلم های رنگی...

با تقدیم احترام خدمت همه اعضای کافه


سفید پوشیده بودم با موی سیاه/ اکنون سیاه جامه ام با موی سفید
۱۳۹۹/۶/۴ عصر ۰۸:۰۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, زرد ابری, کنتس پابرهنه, مارک واتنی, کاپیتان اسکای, لوک مک گرگور, پروفسور, Kathy Day, Classic, فورست
کنتس پابرهنه آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 149
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۶/۵
اعتبار: 43


تشکرها : 2701
( 2385 تشکر در 81 ارسال )
شماره ارسال: #633
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک

دقیقن هر چیزی رو که میخواستم بنویسم، جناب savezva خیلی بهتر از من نوشتن و شرح دادند. من کاملن با نظر ایشون موافقم.

اما پروفسور عزیز درباره بسط دادن سینمای کلاسیک اگر منظورتون پرداختن به سینمای مدرن تر هست میتونیم در قالب همون سینمای مدرن بهش بپردازیم و به نظر من نیازی به بسط دادن سینمای کلاسیک نیست. این نام گذاری ها در هر زمینه ای بر اساس ویژگی های خاص اون دوران انجام میشه و فقط از نظر زمانی نیست. مثلن اگر دوران های مختلفی مثل گوتیک و رنسانس و باروک از هم جدا شدند به خاطر یک سری ویژگی هایی ست که خاص هر کدام از اون دوران هاست. سینمای کلاسیک هم ویژگی هایی داره که در دوران های بعد، اثری ازشون نمونده و کلاسیک فقط به معنای قدیمی بودن از لحاظ زمانی نیست.

و در آخر، اینکه سینمای کلاسیک برای  بعضی از ما ارزش خاصی داره به معنای عدم علاقه مون به سینمای مدرن نیست. من به عنوان آدمی که در جهان امروز زندگی میکنم با شخصیت های سینمای مدرن بیشتر همذات پنداری میکنم و دغدغه شون رو درک میکنم و در کافه هم از هر نوشته ای که درباره سینمای امروز باشه استقبال میکنم.


کمین بگیر جهانت را ، سپس شکارچیانت را
به تیرِ معجزه آهو کن
۱۳۹۹/۶/۴ عصر ۱۰:۳۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کاپیتان اسکای, مارک واتنی, لوک مک گرگور, پروفسور, سروان رنو, شارینگهام, Savezva, زرد ابری, Kathy Day, Classic, فورست
پروفسور آفلاین
هفت خط
***

ارسال ها: 27
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۹/۲/۲۲
اعتبار: 11


تشکرها : 287
( 261 تشکر در 27 ارسال )
شماره ارسال: #634
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک

به به! حالا که بحث به قهوه خانه کشیده شد بد نیست که اشاره ای داشته باشیم به قهوه، این دانه شگفت انگیز، عطرآگین، مطبوع و پرطرفدار. متاسفانه بعلت تغییرات منفی اقلیمی مناطق زیر کشت این گیاه نازنین طی سالهای آینده کم و کمتر می شن و ما بزودی با فاجعه بحران قهوه در فنجانهامون روبرو می شیم. اینجاست که اهل فن باید با فرآوری دانه های قهوه و نگهداری اون در بانک های مخصوص بذر، وقتی قحطی قهوه پیش بیاد بجنبن و بذرهای با کیفیت و مقاوم رو در معدود مناطق مناسب، به عمل بیارن. شاید همین الان هم فنجان قهوه شما دیگه عطر و بوی قهوه ناب و اصیل استوایی رو نداشته باشه ولی هرچی باشه قهوه است و یادآور دوران پر برکت قدیم.

فیلم های کلاسیکی که در دوران پسا طلایی هالیوود ساخته می شن دقیقا به مثابه همین دانه های ارزشمند قهوه هستند. ممکنه طراوت و گیرایی فیلمهای هالیوودی عصر طلایی رو نداشته باشن ولی بازم پرورش یافته اون مکتب، و فیلم کلاسیک محسوب میشن. البته بعضی ها بهشون واژه نئوکلاسیک اطلاق می کنن ولی من خوشم نمیاد و چون رفرنس معتبری در تعریف کلاسیسم و سینما نیست (یا من پیدا نکردم) سعی می کنم توامان سلیقه ای و منطقی نظرمو بگم:

به باور من در دهه 40 تا 60 میلادی دو "سبک" سینمایی مهم و متمایز در آمریکا و اروپا شکل گرفت؛ کلاسیک و موج نو . ظرف طلایی هالیوود اون دوران مملو از فیلمهایی اصیل، زیباپسند، خوش ساخت و بعضا پرهزینه شد که در چارچوب اخلاق، انسانیت مدار و امید بخش بودند چون در اثنا و پس از جنگ ویرانگر جهانی و رکود اقتصادی، آمریکاییهای ناامید نیاز به شارژ روحی داشتند. این فیلمها ماندگاری خودشون رو مرهون همین جنبه های انسانی و اخلاقی اند که به زیبایی به تصویر کشیده شدن و اگر هرازگاهی یک فیلم جدید با سبک کلاسیک ساخته میشه و به دل می نیشنه و از یاد نمی ره دقیقا برای اینه که بحران همیشه و همه جا هست فقط ماهیتش فرق می کنه و بیننده همواره نیازمند شارژره. بنابراین اگه من بحران زده دلم بخواد کمی شارژ بشم می شینم با یک فنجون قهوه پرورشی یک کلاسیک پرورشی تماشا می کنم :دی

بالطبع دوست دارم در و دیوار خونه کرایه ایم مملو از تصاویر همون فیلمها باشه تا به من برای پویایی بیشتر، انگیزه بده ولی اگر صاحبخونه اجازه نده گردن بنده از مو باریکتر! ضمن احترام فراوان به صاحبخونه اندیشمند و گرامیم که اجاره رو هر سال بالا نمی بره به همون ماسک مصور سالوادور دالی خودم اکتفا می کنم  :دی

با تشکر از نظرات ارزشمند همه دوستان فرهیخته و گرامی

ارادتمند اِل پروفسور


گاهی اوقات آتش بس مهمترین بخش یک جنگ است
۱۳۹۹/۶/۵ صبح ۰۸:۲۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, کاپیتان اسکای, لوک مک گرگور, کنتس پابرهنه, مارک واتنی, شارینگهام, Savezva, زرد ابری, Kathy Day, Classic, دون دیه‌گو دلاوگا, فورست, پرنسس آنا
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
*

ارسال ها: 296
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۳۱
اعتبار: 42


تشکرها : 1719
( 3379 تشکر در 117 ارسال )
شماره ارسال: #635
سینمای کلاسیک، ماندگار، زیبا، اثرگذار و تماشایی

در گذر تاریخ با از دست رفتن یک سبک یا متد یا حتی مد، گاهی تلاش‌هایی صورت گرفته تا آن دوره بازسازی یا زنده شود برای نمونه در صنعت مد، در گذر از عصر وینتیج با پوشش های رویایی و صد البته تماشایی (و چقدر شبیه سینمای کلاسیک) گاهی تلاش شده تا به صورت مستقیم بازآفرینی شده و یا در قالب هایی همانند "رترو" به روزآوری شود.

 نقش صنعت مد و لباس در دوره‌های گذار فیلم و سینما به ویژه در سینمای کلاسیک خوبی دیده می‌شود. گمان می کنم در صنعت سینما هم گاهی کسانی بوده‌اند که خواسته‌اند تا با بهره‌گیری از استانداردهای سینمای کلاسیک، این دوره طلایی را بازآفرینی کنند. شاید بهترین مدل این بازآفرینی فیلم ارزشمند سینمایی "آرتیست" (The Artist) محصول سال ۲۰۱۱ به کارگردانی "میشل آزاناویسوس" است و بازی شایسته  "ژان دوژاردن" و "برنیس بژو" باشد.

این فیلم کپی برابر اصل سینمای کلاسیک است. خط داستانی فیلم را می توانید در "آواز در باران"، "خواننده جاز"، "ژنرال" باستر کیتون و بسیاری آثار دیگر آن دوره ببینید و بازآفرینی شخصیت هایی همانند داگلاس فربنکس در این فیلم تماشایی است.

اما چیزی که من پیگیر آن هستم و در فیلم‌های روز در پی آن می‌گردم این است که "آیا کسی در دنیای سینمای امروز هست که خواسته باشد سینمای کلاسیک را بازآفرینی و به روز آوری نماید؟" چیزی همانند "رترو" در صنعت مد و لباس!

در نگاه من بازسازی فیلم‌هایی همانند "مری پاپینز" ، "پاپیون" ، "هفت دلاور" چیزی بیشتر از یک فاجعه نبوده و همگی در برابر نسخه اصلی خود حرفی برای گفتن ندارند اما وقتی به فیلمی همانند "هیوگو" اثر ماترین اسکورسیزی نگاه می کنم گونه‌ای بازآفرینی و به روزآوری به بهترین شکل ممکن در آن دیده می شود.

اسکورسیزی تلاش می کند تا در سینمای کلاسیک روح تازه‌ای بدمد درست همانند صنعت "رترو" که گسترش دهنده "وینتیج" شده است. شما در هیوگو تکنیک‌هایی از فیلم ارزشمند "پسربچه" چارلی چاپلین می بینید یا به خوبی عناصر گسترش یافته در قالب یک فیلم سه بعدی از فیلم‌های اولیه برادران لومیر به چشم می خورد و البته از همه مهمتر کسانی که با سینما "جرج ملی یس" آشنا هستند به خوبی می‌بینند اسکوسیزی در این فیلم ادامه دهنده و گسترش دهنده دیدگاه‌های ناب و خلاق این کارگردان فرانسوی است. مارتین اسکوسیزی در سینمای مدرن امروز و با ابزارهای مدرن، راهی را ادامه داده که پیشگامان سینمای کلاسیک آغاز کرده بودند.

این یک نمونه کوچک است که باید گفت با وجود آن و فیلم هایی همانند آن می توانیم بگوییم عصر سینمای کلاسیک به پایان نرسیده است. پس بیایید به این پرسش ها پاسخ دهیم:

1-      چه عناصری زیرساخت سینمای کلاسیک را تشکیل می دهند؟

2-      آیا می توان این عناصر را در سینمای دوره‌های بعد نیز مشاهده کرد؟

3-      آیا هرگز سینمای کلاسیک به روزآوری شده و یا شاید سبک‌های سینمایی گوناگون و ژانرهای سینمایی شاخه‌هایی هستد تنیده بر درخت برومند سینمای کلاسیک؟

سینمای کلاسیک، ماندگار، زیبا، اثرگذار و تماشایی است و کند و کاو در این دنیای سرشار از تعلیق و پیچیدگی و نوآوری و هنرمندی شاید هرگز به پایان نرسد اما تردید نیست بهترین فیلم‌های امروز نیز در هر ژانر و سبکی که باشند و با هر فرم و محتوایی که تهیه شده باشند ریشه در این دوران شکوهمند عصر طلایی سینما دارند.


ارادتمند: کاپیتان اسکای
۱۳۹۹/۶/۵ صبح ۰۹:۵۳
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کنتس پابرهنه, مارک واتنی, سروان رنو, آدمیرال گلوبال, پروفسور, شارینگهام, Savezva, لوک مک گرگور, زرد ابری, Kathy Day, Classic, اسکارلت اُهارا, فورست, دون دیه‌گو دلاوگا, مراد بیگ
شارینگهام آفلاین
کاپیتان کشتی چارمینگ مالی
***

ارسال ها: 213
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۶/۱۵
اعتبار: 25


تشکرها : 2637
( 949 تشکر در 167 ارسال )
شماره ارسال: #636
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک

(۱۳۹۹/۵/۲۳ عصر ۰۶:۲۵)Kathy Day نوشته شده:  

فرمولی که باعث آشتی من و قورمه سبزی شد تهیه یه سس ساده بود:

آب لیمو امانی + فلفل قرمز و سیاه + کمی آبغوره = یک سس خوشمره برای خورشت قورمه سبزی...

بعد از اینکه خورشت آماده و کمی سرد شد (داغ نباشه) این سس رو بهش اضافه میکنم و تمام.

            روزی نگر که طوطی جانم بر لبت    از بهر پسته آمد و بر شکر افتاد:rolleyes:

سلام بر همه ی دوستان

و  سپاس بیکران از بانو Katy Day

اینجانب آمده بودم در بحث سینما کلاسیک شرکت کنم که به چیزی بهتر از آن برخوردم.:lovve:

بنده از بدو خلقت به قورمه سبزی عشق می ورزیدم و با استشمام دل انگیز این مائده ی بهشتی ،سرور آسمانی در خود احساس می کردم.taeed

هربار که پلو و قورمه جلویم بود،ظرف خورشت من  زودتر از برنج تمام می شد.

خویشان و آشنایان که از این عشق و علاقه ی من خبر داشتند ،در میهمانی ها با این غذا مرا مورد لطف وعنایت خود قرار می دادند.:!z564b

در دوران دانشجویی،دوشنبه ها برای من شیرین تر از تعطیلات آخر هفته بود.چرا که طبق برنامه ی غذایی هفتگی دانشگاه،نوبت قورمه سبزی بود که با من طنازی کند.تصور کنید که از درون فضای دودآلود تهران پا به بهشت کوچکی گذاشته اید که عطر قورمه سبزی تمام فضای آن را پر کرده است.مضافا" بر این که بوی یک میوه ی زمستانی مثل پرتقال و سیب هم با آن آمیخته شده باشد.nnnn:

یادم هست که روزی روزگاری در خیابان قدم می زدم.البته از مرادبیگ و دارودسته اش خبری نبود.:llerr

به ناگاه عطر قورمه سبزی به مشامم خورد.نگاه کردم،دیدم  که جلوی رستورانی هستم که آشپزخانه اش در زیرزمین قرار دارد و هواکش پرقدرتی عطر آن را به اطراف ساطع می کند.

سرمست از این بوی اشتهابرانگیز به راه خود ادامه دادم ولی با خود گفتم :عجب عطری داشت.حیف نیست که همین طوری بگذرم؟

برگشتم و همین طور که آهسته آهسته گام بر می داشتم،ریه ام را از عطر آن پر کردم و در حال مزه مزه کردنش از آن جا دور شدم.khhnddh

بار سومی در کار نبود.چون ترسیدم که مبادا صاحب رستوران مرا به جرم بو کردن های متوالی وجه آن را مطالبه کند.khande

خلاصه :این بود شمه ای از خاطرات قورمه ای من!

در پایان ، ضمن تشکر مجدد از بانو  Katy Day بابت فرمول لذیذتر کردن قورمه سبزی،شما را دعوت می کنم به تماشای مستند51غذای ایرانی با گویندگی شورانگیز استاد منوچهر والی زاده

https://www.namasha.com/v/tHym7LKY/%D8%B...9%86%D8%AF


اونی که گفته "زندگی خالی از لذت و خوشحالی نیست."دروغ نگفته!
۱۳۹۹/۶/۵ عصر ۰۷:۲۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کاپیتان اسکای, مارک واتنی, لوک مک گرگور, زرد ابری, کنتس پابرهنه, Kathy Day, پروفسور, سروان رنو
فورست آفلاین
سرباز کافه
***

ارسال ها: 119
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
اعتبار: 21


تشکرها : 1637
( 1201 تشکر در 18 ارسال )
شماره ارسال: #637
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک ( سینمای کلاسیک ؟ )

با عرض سلام و احترام خدمت همه دوستان هم کافه ای :heart:

.

    چندسالی میشه که فکر میکنم چیزی ننوشتم تو کافه متاسفانه ، و بهمین خاطر اولن از دوستانی که این چندسال همچنان مشغول فعالیت بودند و رونق کافه رو حفظ کردند ، تشکر ویژه ای دارم و همچنین امیدوارم که حال همه دوستان حاضر و غایب ، خوب باشه و اگر هم روزگار به کام نیست ، دستکم از سلامتی برخوردار باشند .

    موضوعات مختلفی رو توی این چند سال که دورادور پیگیر کافه بودم ، به چشمم خورده و هربار به دلایل گوناگون امکان پست نوشتن نداشتم . اما این موضوعی که استارت خورده ، موضوعیه که من توی این چندسالی که جدیتر فیلم میبینم و هرازگاهی مطالعه میکنم در این زمینه ها و با افراد مختلفی گفتگوهای گوناگونی داشتم ، خیلی به این موضوع اشاره شده و همچنان میشه ، خیلی برام جالب بود که این سری در کافه عزیزمون ، چندین نفر از دوستان گرم این موضوع شده اند :ttt1

    تعریف ما از سینمای کلاسیک چیه ؟ نه تنها ما ، اصلن تعریف سینمای کلاسیک از لحاظ تخصصی چیه ؟ آیا اصلن تعریف خاصی داره یا نه ؟

    در همه حوزه های هنری - تا جایی که بنده مطلع ام - مبحث کلاسیک وجود داره ؛ کلاسیک از لحاظ لغوی میتونه به معنیه " با اصالت " تعبیر بشه ، در خیلی از متنها و فیلمها و آهنگها و ... به این موضوع اشاره میشه و احتمالن همه باهاش برخورد کردیم . حتا همین لفظی که در سالهای گذشته باب شده توی زبان فارسی و سایر زبانهای همین کشور خودمون " با کلاس " ، اشاره به همین موضوع داره . اما برگردیم به موضوع خودمون ، سینمای کلاسیک .

    در همین راستا که ذکر شد ، خیلی از فیلمهای تاریخ 120 - 130 ساله سینما ، در دسته بندی کلاسیک ( با اصالت ) قرار میگیرند و گرفته اند . اما بنظر من همه این فیلمها الزامن به دهه پیش از 1970 مربوط نیستند ، و الزامن نمیتوان به همه فیلمهای ساخته شده در آن سالها این برچسب را زد . کما اینکه در مطالعه تاریخ سینما میبینیم که زمانی که ژانر نوآر ( و یا به عقیده برخی ، سبک نوآر درستتر است تا ژانر ) ،  تحت تاثیر جریانات تاریخی و متاثر از ادبیات وارد عرصه فیلمسازی شد ، تا بعد از اتمام جنگ جهانی دوم ، خیلی مورد اقبال منتقدین سینمایی و حتا مخاطبین سینما نبود ، اما اثرات جنگ با جامعه جهانی کاری کرد که این قبیل فیلمها هم مورد توجه قرار گرفتند و به مرور جزو برترین فیلمهای تاریخ سینما هم معرفی شده اند . منظور اینکه کلاسیک بودن یک فیلم شاید در زمان خودش قابل تشخیص نباشد ، برای مثال فیلمی مانند بوی خوش موفقیت با اینکه از موفقترین فیلمهای ژانر نوآر معرفی میشود ، و اکنون برای اکثریت مخاطبین سینما در دسته بندی سینمای کلاسیک قرار میگیرد ، اما در زمان خود یک فیلم کاملن مدرن محسوب میشده است .

همانطور که دوستان اشاره کردند ، نسل جدید تایتانیک را هم کلاسیک میدانند ، و در کل غیر از فیلمهای اونجرز و ابرقهرمانی و یا تخیلی و یا درامهای آبکی جدید ، و یا اکشنهای پر خون و ضد خورد ، همه فیلمها را کلاسیک و حتا قدیمی میخوانند . برای مثال فیلمی مانند 2001 یک ادیسه فضایی ، کلاسیک است ؟ یا علمی تخیلی ؟ یا آیا نمیشود یک فیلم همه اینها باشد ؟ از نظر من فیلمی مانند Departed اسکورسیزی کلاسیک است ، در کل کلاسیک بودن یک فیلم برای من ، همه چیز تمام بودن یک فیلم است ! یعنی همخوانی فرم و محتوای یک اثر سینمایی بصورت توامان . خواه این فرم و محتوا از لحاظ زمانی مانند فیلمهای قدیمی باشد یا نه و یا اینکه در نوع خود اولین باشد .

بنظر من سینمای کلاسیک فارغ از زمان ساخت و انتشار یک اثر سینمایی ، درصورت داشتن اصالت هنری ، یک اثر میتواند شامل این دسته بندی شود . اما خود این موضوع اصالت داشتن یک اثر هنری هم بسیار جای صحبت دارد ! چون باید دید که رویکرد ما در مورد سینما چیست ؟ آیا صرفن بدنبال سرگرمی هستیم و یا در کنار سرگرمی هدفی متعالیتر را از سینما به مثابه یک اثر هنری ، انتظار داریم ؟

.

( با توجه به اینکه خیلی وقت است در کافه و هیچ فضای مجازی مطلبی ننوشته ام ، مطمئن نیستم که مطلبم از انسجام خاصی برخوردار هست یا نه و یا اینکه چیزی که مد نظرم بود رو انتقال دادم یا نه shrmmm! ، در هرصورت امیدوارم که خیلی طولانی نبوده باشه نوشته ام و ارزش خواندن داشته باشه براتون :huh: )


Life Is Beautiful
۱۳۹۹/۶/۷ صبح ۰۱:۴۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : شارینگهام, کنتس پابرهنه, کاپیتان اسکای, زرد ابری, پروفسور, سروان رنو, مارک واتنی, Classic, Kathy Day, اسکارلت اُهارا, Emiliano, پرنسس آنا
دون دیه‌گو دلاوگا آفلاین
مسافر سبزـپوش کافه
***

ارسال ها: 245
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۱۲/۶
اعتبار: 26


تشکرها : 1033
( 2308 تشکر در 230 ارسال )
شماره ارسال: #638
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک

(۱۳۹۹/۶/۴ عصر ۰۶:۰۳)سروان رنو نوشته شده:  

 <کاپیتان اسکای> برخی هم کافه‌ای‌ها نگرانند که مدیران کافه نوشتار آنان را سینمای کلاسیک ندانند و سینما را محدود به یک دوره خاص بدانند و با این دوستان برخورد کنند.

 نخست این که مدیران باید تکلیف نوشتن درباره سینما را روشن کنند و حد و مرز آن را به دقت تعیین نمایند تا این دغدغه از بین برود.

دو دیگر این که همه دوستان نظر بدهند: "به نظر شما تعریف دقیق سینمای کلاسیک چیست؟"

به نظر من، بجز مواردی که دوستان بخوبی بیان کردند، هویّتِ سینمای کلاسیک برای ما، در دو نکته‌ی دیگر هم تعریف می‌شود:

1ـ ترجمه‌های خوب و روان و دلنشینِ فارسی که این فیلم‌ها شانس برخورداری از آن را داشتند و مترجمان چیره‌دستی که بنوعی این فیلم‌ها را بومی‌سازی و ایرانیزه می‌کردند و انتخاب هوشمندانه‌ی واژگان فارسی‌شان، فرهنگِ بیگانه و غریبه را برایمان آشـنا و مأنوس می‌کرد.

و

2ـ دوبله‌های فارسیِ هنرمندانه و صداهای زیبا و بااصالتِ دوبلورها؛ که باز ذوق و حس و حال ایرانی را درین فیلم‌ها می‌دمید.

کلاً یک پایِ هویّت دوست‌داشتنیِ این سینما در ایران را همان اثرِ قند پارسی می‌دانم. "پروفسور" گرامی، اخلاقگرا-بودنِ سینمای کلاسیک را هم برشمردند که باز بومی‌سازی‌اش را در فرهنگ ایرانی سهل‌تر از سینمای امروزِ غرب می‌کرد ... .

تصویر بالا: جولی اندروز در نمایی از فیلم "اشک‌ها و لبخندها"؛
و حضور-اش در همان مکان پس از 50سال (از صفحه‌ی اینستاگرام-اش)

با یک یادداشتِ کوتاه:

Fifty years later, the hills are still alive...



اگر قرار باشد سر یک سامورایی به ناگاه قطع شود، او باید بتواند یک کار دیگر را هم به انجام برساند با موفقیّت.
۱۳۹۹/۶/۲۲ عصر ۰۶:۳۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پروفسور, مارک واتنی, اسکارلت اُهارا, لوک مک گرگور, کاپیتان اسکای, مراد بیگ, کنتس پابرهنه, Classic, سروان رنو, زرد ابری, Savezva, شارینگهام
زینال بندری آفلاین
شر کافه
*

ارسال ها: 224
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۵/۱۳
اعتبار: 27


تشکرها : 3396
( 3287 تشکر در 83 ارسال )
شماره ارسال: #639
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک

سلام. این پست رو هانیبال برای من فرستاده که بعد از رساندن سلام به همه دوستان. ارسال کنم :

من علاقمند به هنر هستم
و فکر میکنم پرداختن به هنر تنها گریزگاهم برای بودن باشد
هر یک از بخشهای هنر مملو از الهامات پنهانیست که میتوان با جستجو کردن، شناور شدن و زیستن در آن، زندگی تازه ای را تجربه کرد.


سلام به همه دوستان عزیز.
امروز تولد دوستیه که خیلی زیاد نمی نویسند ولی تمام نوشته هاشون سرنخ هایی هستند که با دنبال کردنشون آدم به جاهای خیلی جالبی میرسه. تک تیراندازیست با نوشته های بسیار چگال. چگال بودنی که به قول خودشون از نوعی کمالگرایی میاد (و همچنین خودسانسوری):

معمولا پس از دیدن یک فیلم مطالبی در گوشه ای یادداشت میکنم تا از خاطرم نرود
و معمولا این یادداشتها به زمان نامعلومی جهت پاکنویس موکول میشوند
و باز اگر فرصت بازبینی برسد موضوع در ذهنم انقدر گسترش پیدا میکند که از یک پاراگراف به یک طومار میرسد
و نهایتا به جایی میرسد که فراموشش میکنم
پس از اگاهی نسبت به این امراض، درمان در آن دیدم که بپذیرم که ایده آلیست نباشم و ساده و مختصر نکته مورد نظرم را ثبت کنم .

هم صحبتی هر چند کوتاهمون بسیار دلنشین بود جناب اوشنیک عزیز. براتون سالی قشنگ آرزو می کنم پر از اشعار زیبا، موسیقی های روح نواز و فیلم های خاطره انگیز. امیدواریم اندکی هم با ما به اشتراک بذارید. تا اون موقع مشغول دوباره دیدن فیلم Borgman خواهم بود.
این برگ سبز هم هدیه ما به شماست.





- - - - - - - - - - - - -
یکی از پست هاتون رو هم به اشتراک میذارم که طبق معمول با فونت بولد قهوه ای نوشته شده.
جهت یادآوری خاطره ای فراموش شده.

http://cafeclassic5.ir/thread-112-post-1...l#pid17947


دوره جوانی دوره ایست که نمیتوانی آن رادرک کنی.مگر موقعی که آن را طی کرده باشی
تازه وقتی که کمی سر عقل آمدی فورا مانند جرقه ای تو را ترک خواهد کرد
۱۳۹۹/۷/۲ صبح ۱۲:۴۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : لوک مک گرگور, سروان رنو, مارک واتنی, کاپیتان اسکای, Classic, پرنسس آنا, Kathy Day, oceanic, مراد بیگ, اسکارلت اُهارا, پروفسور, کنتس پابرهنه, زرد ابری
oceanic آفلاین
.
***

ارسال ها: 60
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۷/۹
اعتبار: 10


تشکرها : 857
( 680 تشکر در 11 ارسال )
شماره ارسال: #640
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک

درود بر شما

خیلی ممنونم از لطف شما و اغراق های هانیبال.

چه عکس قشنگی!!!

لطفاً از طرف من از هانیبال تشکر کنید.

به یک Channel در u توب برخوردم، فکر کنم خالی از لطف نباشه

DUST Channel

با بهترین آرزوها برای همه دوستان


coursera.org
ted.com/talks
زندگی جذبه دستی است که می چیند
۱۳۹۹/۷/۴ صبح ۰۴:۰۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مراد بیگ, مارک واتنی, سروان رنو, پروفسور, Kathy Day, زرد ابری, زینال بندری
ارسال پاسخ