[-]
جعبه پيام
» <آدمیرال گلوبال> ورزشگاه و زمین های ورزشی تفریحی تو تیتراژ پسر شجاع کجا هستن؟ http://cafeclassic5.ir/thread-509-post-4...l#pid43941
» <Savezva> شارینگهام گرامی سپاس از اظهار لطف شما، ارادتمندم
» <باربوسا> خوش برگشتید بانو
» <BATMAN> برای بانو [تصویر: aaaabr0n8yncyxhp3-e8cxt1yjc8nehhvvjoc5o3...9_fs7k.png]
» <رابی جاکوب> از آشنایی با شما خوشحالم.
» <شارینگهام> Savezva عزیز، زنده باد! خواندن این پست ارسالی شما از شیرینی صعود هم برایم دلچسب تر بود.
» <Savezva> حذف مانشافت، فروپاشی یک امپراطوری بزرگ http://cafeclassic5.ir/thread-204-post-4...l#pid43913
» <باربوساhttps://www.khabaronline.ir/news/1702041...8%B4%D8%AF
» <باربوسا> نتایج نظرسنجی جدید سایت سایت اند ساند ساعاتی پیش اعلام شد؛ فیلمی تجربی، زنانه و کمتر شناخته شده بالاتر از سرگیجه و همشهری کین در صدر بهترین های تاریخ سینما!
» <منصور> ما هم یادی از جام 90 کردیم http://cafeclassic5.ir/thread-204-post-4...l#pid43911
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
استرومبولی
نویسنده پیام
خانم لمپرت آفلاین
مدیر بازنشسته
*****

ارسال ها: 395
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۵/۳
اعتبار: 61


تشکرها : 7981
( 8446 تشکر در 274 ارسال )
شماره ارسال: #1
استرومبولی

حتما ضرب المثل "کوه به کوه نمی رسه ولی آدم به آدم می رسه" را شنیده اید. اینجا سخن از کوهی است که دو آدم را بهم رساند! : استرومبولی

همه چیز از یک نامه شروع شد:

"آقای روسلینی عزیز، من دو فیلم شما «رم شهر بی دفاع» و «پاییزا» را دیدم و از آنها بسیار لذت بردم. چنانچه به یک بازیگر زن سوئدی نیاز دارید که انگلیسی را به خوبی صحبت کند، زبان آلمانیش را از یاد نبرده و فرانسویش چندان قابل فهم نباشد و از ایتالیایی تنها Ti amo (دوستت دارم) را بلد باشد، من حاضرم بیایم تا باشما فیلمی بسازم."

امضای نامه از اینگرید برگمن سرشناس ترین هنرپیشه هالیوود بود که به خصوص با بازی اعجاب انگیزش در فیلمهای «ناقوس های سنت ماری» و «ژاندارک» درنظر مردم بدل به یک بت ستودنی و یک قدیسه شده بود. پیک کاغذی بسرعت مرزهای بین قاره ای را درنوردید و در اروپا به محل کار روبرتو روسلینی کارگردان نوپرداز ایتالیایی در استودیوی فیلم مینروا رسید. شاید نامه خبر داغی نداشت اما استودیو متعاقبا دچار آتش سوزی شد البته درکمال تعجب نامه صحیح و سالم به صاحبش رسید. روسلینی برگمن را نمی شناخت. او اصولا علاقه ای به سینمای هالیوود نداشت. اما وقتی از آوازه و شهرت برگمن آگاهی یافت، حضور او را در فیلمش به منزله فروشی چشمگیر و دری گشودنی برای تولید فیلمهای بعدیش دید.

هیچکس به اندازه خود برگمن از دریافت پاسخی توسط روسلینی تعجب نکرد: "خانم برگمن عزیز مدتی طولانی تامل کردم تا پاسخی برایتان بنویسم چون می خواستم مطمئن شوم چه چیزی را به شما پیشنهاد خواهم داد. پیش از هرچیز باید بگویم رویه کاری من بسیار منحصربفرد است. من سناریو آماده نمی کنم زیرامعتقدم باعث محدودیت در اجرای فیلم می شود. من کارم را با ایده های دقیق و آمیزه ای از دیالوگ و اهداف برحسب پیشرفت فیلم شروع و گسترش می دهم..."

 روسلینی سپس از ایده فیلم جدیدی که در دست ساخت داشت – «پس از طوفان»، برای اینگرید برگمن نوشت. همین فیلم بود که بعدها با نام «استرومبولی» اولین حضور پرحاشیه برگمن را در فیلمی از روسلینی به نمایش گذاشت.

استرومبولی نام جزیره و کوهی با آتشفشان نسبتا فعال در جنوب ایتالیا می باشد. جزیره از گدازه های سرد آتشفشانی شکل گرفته و جریان گدازه ها یکسره به دریای تیرنی می ریزد. این محل و این کوه که اکنون یکی از جاذبه های توریستی ایتالیا محسوب می شود، در دهه های چهل و پنجاه بخصوص در تلاطم جنگ جهانی دارای سکنه روستایی فقیر و قحطی زده بود که با شرایط دشوار جنگی و طبیعی توامان دست و پنجه نرم می کردند. با چنین پیش آگهی روسلینی و تیمش به اتفاق هنرپیشه فوق ستاره اش اینگرید برگمن راهی آن سرزمین خشک و خشن شدند.

استرومبولی

Stromboli 1950

شرح فیلم:

کارین (اینگرید برگمن) زن زیبا و خوش استیل لیتوانیایی است که پیش از وقوع جنگ با همسر آرشیتکت خود زندگی مرفهی را می گذراند اما با وقوع جنگ جهانی همسرش را ازدست داده و آواره شده و در کمپ مهاجرین در ایتالیا نگهداری می شود. او برای فرار از زندگی مشقت بار اردوگاه دو راه دارد؛ پناهندگی به آرژانتین  یا ازدواج با آنتونیو(ماریو ویتاله) سرباز ساده دل ایتالیایی که به واقع یک ماهیگیر دهاتی است. چون اولین گزینه اش مقدور نمی شود ناچار تن به ازدواج داده و با آنتونیو راهی استرومبولی موطن ماهیگیر جوان می گردد.

کارین بزودی درمی یابد از چاله به چاه افتاده است! زمین سخت و ناهموار، هوای همیشه غبارآلود از گدازه و گوگرد و بدتر از همه مردمانی ایزوله، بدوی وکهن که روی خوشی به این مهمان ناخواسته (از ما بهتران) که از هرنظر با ایشان متفاوت است نشان نمی دهند. جزیره یک ده کوره است که جوانترهایش خیلی قبلتر یا در جنگ کشته شده یا از استرومبولی گریخته بودند.

دلسردی زن جوان وقتی بیشتر می شود که همسرش را نیز همدم و کنار خود نمی بیند. بیچاره آنتونیو برای تامین خانواده مجبور است تمام روز را به ماهیگیری در دریا سپری کند. یاس و افسردگی کارین روزبروز پررنگتر می گردد. او زمین و زمان و حتی خدا را در سرنوشت شوم خود مقصر می داند. دونفراز اهالی، کشیش محلی (رنزو سزنا) و مسئول فانوس دریایی (ماریو اسپونزو) به قصد بهبود وضعیت کارین به کمکش می شتابند. کارین می کوشد با تحت تاثیر قرار دادن کشیش از او پولی بگیرد تا بتواند با آنتونیواز این جزیره لعنتی بگریزد. حتی جوان مسئول فانوس دریایی نیز که به زن زیبا کشش شدیدی دارد سعی می کند مقدمات فرار کارین رامهیا کند اما کارین در می یابد که از همسرش باردار است. او تمام داروندارش را در چمدانی می بندد و راهی ناکجا آبادی می شود که به قله پوشیده از غبار استرومبولی ختم می گردد...

فیلمهای نئورالیستی روسلینی پس از جنگ چشم اندازی ظریف و دقیق از خرابی های حاصل از جنگ دوم جهانی داشتند. اما این تخریب تنها نمایشی ازآوارهای بمباران شهرها و روستاها نبود، تضعیف روحیه و بحران هویتی بود که به ویژه گریبانگیر زنان اروپایی شده بود و در فیلمهای این کارگردان عمدتا مطرح می گردید. «استرومبولی» و کاراکترش «کارین»هم منعکس کننده همین مقاصد روسلینی بود. کارین ناگزیر،سرگردان و بلاتکلیف است. ناشکیبا و عاصی است. او خود را زندانی و اسیری می داند که آزادی می طلبد. کارین متوقع و حق به جانب است. او خود را مقصر راه اشتباهی که در پیش گرفته نمی داند، زمانه، جنگ، همسرش، مردم و خدا را مسبب ناکامی هایش می شناسد. اما آیا در واقع کارین در شناخت خود و نیازهایش به خطا رفته است و آیا بیش از هرچیز خودش دربروز نامرادی و ناکامیهایش دخیل نیست؟ تقابل مدرنیته کارین با محیط سنتی پیرامونش که مثل حصاری او را دربر گرفته بود، چالش او و تماشاگران در این مورد،هدف مجسم روسلینی دراین فیلم است.

 درجای جای فیلم کارگردان با فوکوس روی طبیعت خشن جزیره آتشفشانی و چشم اندازهای ناهموارش تحت یک نورپردازی کاملا حرفه ای فیلم را در نگاه اول بیشتر شبیه یک ملودرام مستندگونه به تماشاچی عرضه می کند. ولی تمامی این صحنه ها در راه رساندن پیام فیلم قرارداده شده اند. شاید مخاطبان عام، «استرومبولی» را بعلت جو یاس آور و فاقد کشش رومانتیک نپسندند. فیلم درحقیقت یک درام اجتماعی است بیشتر به مشقات طبقه کارگر آنهم در دوران بحرانی پس از جنگ می پردازد و نمی توان از این صحنه ها به سادگی گذشت. سکانسی که ماهیگیران روستایی در حال صید و نقل و انتقال انبوه ماهیان تن هستند. یکی از مهمترین و شاخص ترین سکانس ها در سینمای ایتالیا محسوب می شود.

 فیلمبرداری در جزیره ای محروم و فاقد هرگونه امکانات مدرن در هوای داغ تابستان به سبک خاص روسلینی، بدون سناریو و دیالوگ از پیش تعیین شده و با هنرپیشگان کاملا آماتور، تجربه ای طاقت فرسا برای برگمن بود. سخت ترین سکانس فیلم برای هنرپیشه سطح بالای هالیوودی ، سکانس تراژیک و زیبای پایانی یعنی گریز کارین از خانه و صعود از استرومبولی غبارآلود است که همانا نقطه اوج فیلم ودر نوع خود شاهکار محسوب می شود. روسلینی که همیشه اعتقاد به برداشتهای سریع داشت برای اجرای این سکانس چند روز برگمن را وادار به تمرین و تکرار نمود.  از آنجا که گدازه های  کف زمین، پاهای برگمن را در صندل می سوزاند وهوای پر از ریزه های ماگما و گوگرد تنفس را برای او سخت می نمود، بنابراین بدون هیچ گونه اغماضی از جانب کارگردان، برگمن بارها از کوه بالا و پایین رفت تابا محیط خو بگیرد و عاقبت سکانس مزبور با چندین برداشت به نهایت رسید.

حواشی فیلم:

در ابتدا قرار بود فیلم با وساطت اینگرید برگمن، با سرمایه گذاری هاوارد هیوز و با نام کمپانی RKO به اکران درآید. حتی هیوز و روسلینی باهم به توافق رسیده و قرارداد بسته بودند. اما اتفاقاتی در پشت پرده فیلم درشرف وقوع بود که تمامی معادلات را برهم ریخت...

استرومبولی با صلابت و در سکوتی که آبستن حوادث بود پیرامونش را نظاره می کرد. آتشفشانی دیگر در مجاورت کوه در درون دو نفر داشت فوران می نمود و گدازه های آن هم بزودی در اقصی نقاط دنیا پراکنده می شد؛ روسلینی کارگردان و اینگرید بازیگر نقش اول فیلمش با وجودیکه هردو متاهل بودند عاشق یکدیگر شدند و این کشش آنچنان آتشین بود که در اثنای فیلمبرداری برگمن باردار گردید. با شنیدن این فضاحت و رسوایی مردم آمریکا در شوک فرو رفتند. تحت فشار گروههای مذهبی و اجتماعی قضیه حتی به سنای آمریکا هم کشیده شد و درخواست اخراج اینگرید برگمن از کشور توسط نمایندگان مطرح شد. فیلم هم ابتدا توسط کمپانی RKO از 117 دقیقه به 81 دقیقه قیچی گردید وبسیاری از دیالوگها به بهانه ضدیت با دین و خدا در دوبله کاملا تغییر یافت. روسلینی به نشانه اعتراض قراردادش را برهم زد. اما متعاقبا با بایکوت سراسری، فیلم با یک شکست تجاری هم مواجه گردید. بهرتقدیر هیچکدام از این ناکامی ها مانع ادامه ارتباط و ازدواج روسلینی و برگمن نشد. آنها پس از جدایی از همسرانشان دراواخر 1950 باهم ازدواج کردند و حاصل دوره زندگی مشترک پنج ساله پنج فیلم دیگر و سه فرزند بود.

منبع :مقاله استرومبولی از خانم لمپرت - مجله هنری ایران فیلم


در مسلخ عشق جز نکو را نکشند ... روبه صفتان زشت خو را نکشند
۱۳۹۳/۱۱/۳۰ صبح ۰۸:۴۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پیرمرد, زینال بندری, پرشیا, اسپونز, Classic, brnudi, سارا, سروان رنو, BATMAN, جروشا, بلوندی غریبه, برو بیکر, مگی گربه, Kathy Day, ایرج, اسکورپان شیردل, آنا کارنینا, هانا اشمیت, ویگو مورتنسن, برت گوردون, Memento, ژان والژان, کنتس پابرهنه, هایدی, باربوسا
خانم لمپرت آفلاین
مدیر بازنشسته
*****

ارسال ها: 395
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۵/۳
اعتبار: 61


تشکرها : 7981
( 8446 تشکر در 274 ارسال )
شماره ارسال: #2
RE: استرومبولی

وودرو ویلسون گاتری (وودی گاتری) خواننده و ترانه سرا و گیتاریست مردمی دهه های سی و چهل  هنرمند توانایی که شاید برای بسیاری  چندان سرشناس نباشد اما مردم آمریکا بخصوص چپگراها بسیار دوستش دارند و هنرش را یک قرن پس از تولدش همچنان ارج می نهند. او درجریان مبارزات کارگران برای احقاق حقوقشان با سرودن و خواندن ترانه های سیاسی اعتراضی شورخاصی درپیشبرد نهضت ضد سرمایه داری ایجاد کرده بود. موسیقی گاتری پرشور و دلچسب بود اما او آنرا تنها مایه سرگرمی نمی دانست بلکه هدفش بیداری کارگران و دعوت به مبارزه با ظلم وتبعیض بود. شخصیت گاتری آنچنان محبوب و مقبول است که جان اشتاین بک بزرگ درباره او می نویسد: "وودی تجسم همان روح بزرگی است که در ارادۀ مردم امریکا به مقاومت و مبارزه با سرکوب و اختناق متجلی می‌شود."

وودی دشمن نظام سرمایه داری بود او آوازخواندن درجمعهای کارگری را به دادن کنسرت درمجامع هنری وسالنهای آنچنانی ترجیح می داد. با تمام روحیات مبارزه جویانه اش با خشونت میانه ای نداشت و در دورانی که دست راستی افراط گرایی درآمریکا شیوع داشت روی گیتارش این نوشته را چسباند که بعدها به شعاری محبوب تبدیل شد: "این ماشین فاشیست‌ها را می‌کشد."

اما آیا من نوشته ام را درتاپیک اشتباهی گنجانده ام؟! وودی گاتری، استرومبولی، اینگرید برگمن؟!

در ارسال قبل گفتم فیلم استرومبولی حواشی عمدتا منفی بسیاری درپی داشت پخش فیلم ابتدا با سانسور وسپس بایکوت در آمریکا مواجه گردید و اینگرید برگمن هم به دنبال رسوایی اخلاقی اش با روسلینی از آمریکا اخراج شد. اما در اوج نفرت عموم از ستاره جذاب سوئدی که زمانی درحد یک قدیسه دوستش داشتند، وودی گاتری در سال 1950 شعری عاشقانه (و به تعبیر برخی شهوت آمیز) برای برگمن سرود که البته هرگز تا وقتی زنده بود آن را رو نکرد. در دهه نود دختر گاتری نورا عزم جزم نمود تا تمامی آرشیو اشعار و ترانه های ناخوانده  پدرمرحومش را که درچندین جعبه سربسته محفوظ ومتروک مانده بود منتشر کند. ترانه "اینگرید برگمن" همان موقع درآرشیو مخفی پدری کشف شد. دست به دست گردید و توسط خواننده های بسیاری خوانده شد که البته مشهورترین ورژن آن با صدای بیلی براگ و گیتار ویلکو می باشد که میتوانید در اینجا بشنوید و بخوانید:

اینگرید برگمن 1950

Ingrid Bergman, Ingrid Bergman, اینگرید برگمن،اینگرید برگمن
Let´s go make a picture بیا برویم تصویری خلق کنیم
On the island of Stromboli, Ingrid Bergman در جزیره استرمبولی، اینگرید برگمن

Ingrid Bergman, you´re so pretty, اینگرید برگمن تو خیلی زیبایی
You´d make any mountain quiver تو هر کوهی را به لرزه وا میداری
You´d make my fire fly from the crater توشراره درونم را از دهانه آتشفشان وجودم بیرون می پراکنی
 Ingrid Bergman اینگرید برگمن

This old mountain it´s been waiting این کوه پیرمنتظر مانده است
All its life for you to work it تمام طول زندگیش را برای تو تا (شعله ورش) کنی
For your hand to touch the hardrock, برای دست تو تا سنگهای خارایش را لمس کند
Ingrid Bergman, Ingrid Bergman اینگرید برگمن،اینگرید برگمن

If you´ll walk across my camera, اگر در زوایای دوربینم گام برداری
I will flash the world your story, من تمام دنیا را با داستانت متجلی خواهم نمود
 I will pay you more than money, Ingrid Bergman چیزی بیش از دستمزد به تو خواهم داد

Not by pennies dimes nor quarters, نه با چند پنی یا دایم (ده سنتی) یا کوارتر(بیست و پنج سنتی)
But with happy sons and daughters, بلکه با فرزندان پسر و دختر شادمان
And they´ll sing around Stromboli, که همگی دورتادور استرومبولی خواهند خواند:
Ingrid Bergman اینگرید برگمن*

خوب، آیا این آهنگ از احساس پرتمنا و کشش وودی به اینگرید حکایت می کند؟  آیا او باسرودن ترانه ای اینچنین عاشقانه و محرک جنبه مخفی پشت شخصیت سنگین سیاسی خود را آشکار و درونیات جنسی اش را برملا نموده؟ قضاوت باشما گرامیان است.... آنا کانونی نوه دختری گاتری می گوید پدربزرگش دلبستگی و علاقه شدیدی به اینگرید برگمن داشته واین ترانه را محض خاطر او نوشته که ترانه ای فوق العاده و البته تحریک آمیز است و اضافه می کند :"نوشتن چنین ترانه ای از او برای اینگرید برگمن ازنظر من یک فانتزی مفرح است" ... گرچه پسر گاتری آرلو شدیدا مخالف این مسئله بوده و معتقد است پدرش بی هیچ منظورخاصی این شعر را بسادگی در وصف ستاره محبوبش سروده چون از طرفدارانش بوده همانگونه که ترانه ای دروصف جو دیماجیو بیسبالیست آمریکایی (همسر دوم مریلین مونرو) ساخته بود. عده ای منورالفکر هم مصرانه براین باورند که اصولا این کشش از جانب شخصیت محکم و نمادسوسیالیسم آمریکا با عقل و منطق جور درنمی آید و فی الواقع وودی این ترانه را برای تحقیر اینگرید برگمن و فیلم استرومبولی و رابطه مذمومش با روسلینی نوشته و ترانه هم از زبان روسلینی بیان شده است!...در کنار تمامی این شایعات داغ و آتشین اما این تنها استرومبولی است که نه آتش می پراکند نه دود و نه خاکستر، بلکه آرام و باشکوه درحالیکه در دل دریایی جوشان از شراره دارد درمیان هیاهوی آدم ها خفته است... کاش انسانها از او گذشت ، صبوری و بلند نظری یاد می گرفتند... (خانم لمپرت - کافه کلاسیک )

*بنده سعی کردم ترجمه ای مقبول و اخلاقی از شعر عالیجناب وودی گاتری ارائه دهم، هرگونه تعبیر وتفسیر غیر متعارف برداشت شخصی خوانندگان محترم می باشد.

منابع:

http://www.songfacts.com/detail.php?id=10686

http://www.bbc.com/persian/iran/2012/07/...ody_guthry

https://en.wikipedia.org/wiki/Ingrid_Bergman


در مسلخ عشق جز نکو را نکشند ... روبه صفتان زشت خو را نکشند
۱۳۹۴/۵/۸ عصر ۰۴:۰۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پیرمرد, برو بیکر, هانا اشمیت, Classic, ویگو مورتنسن, مگی گربه, زینال بندری, جروشا, Memento, BATMAN, هایدی, فرانکنشتاین, سروان رنو, ژیگا ورتوف, برت گوردون, کارآگاه علوی, بولیت, rahgozar_bineshan, دزیره, کنتس پابرهنه, باربوسا
ارسال پاسخ