[-]
جعبه پيام
» <آلبرت کمپیون> من از نهایت شب حرف میزنم. من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف میزنم. اگر به خانه من آمدی ای مهربان برای من چراغ بیار و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم
» <مارک واتنی> همیلتون جان ارادتمندم
» <Hammilton> مارک عزیز ممنون از ارائه مجدد لینک جنگجویان کوهستان...
» <مارک واتنی> خواهش می کنم مموله عزیز
» <مموله> سپاس مارک واتنی عزیز
» <مارک واتنی> لینک دانلود سریال جنگجوبان کوهستان دوباره در سایت قرار گرفت : http://cafeclassic5.ir/thread-509-post-4...l#pid42174
» <سروان رنو> رنگی کردن یا نکردن ... مساله این است ! .... http://cafeclassic5.ir/thread-282-post-4...l#pid42166
» <سروان رنو> بذله گویی های ایرج دوستدار به جای "جان وین" .. http://cafeclassic5.ir/thread-56-post-42...l#pid42162
» <سروان رنو> ای کیو سان .. مظلوم کوچک ! ..... http://cafeclassic5.ir/thread-149-post-4...l#pid42161
» <مموله> من موافق خرید کارتون یونیکو ام البته نسخه اش هرچی باشه باید دوباره سینک بشه روتصویر بلوری
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 10 رای - 4.3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دیالوگهای ماندگار
نویسنده پیام
Classic آفلاین
صاحب کافه
*********

ارسال ها: 791
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۷
اعتبار: 40


تشکرها : 6125
( 5611 تشکر در 210 ارسال )
شماره ارسال: #41
RE:

آقای اسمیت :  آقا این خانم همسرِ منه. خجالت بکشید.

گروچو مارکس: اگه این خانوم زنِ شماست، این شمایید که باید خجالت بکشید.

یک شب در کازابلانکا ( برادران مارکس )


اینهمه کافه توی دنیا هست , اونوقت شما درست به کافه ی ما آمدید !
۱۳۸۸/۷/۱۶ صبح ۱۱:۵۷
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, بانو, shahrzad, Negar, رزا, Papillon, dered, خانم لمپرت, parviz_xx, پطرکبیر
بانو آفلاین
مدیر داخلی
*****

ارسال ها: 197
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۳۱
اعتبار: 62


تشکرها : 7909
( 3428 تشکر در 63 ارسال )
شماره ارسال: #42
RE: دیالوگهای ماندگار

فیلم سرب کیمیایی، دیالوگ زیبا کم نداشت...هرچند عده ای از منتقدین اثر را شعارگونه خواندند اما سنت شکنی وی مثال زدنی بود...

این جمله ها را دوست دارم ...

((مرد باید گریه هم بلد باشه !))

نوری(هادی اسلامی): خبرو از کی گرفتی؟

صاحب روزنامه: از یه خبرنگار مثل خودت!

نوری: اون خبرنگار نیست، پنج زاری نگاره!تومنی نگاره! شهربانی میدونه که برادر من چکارس، ته و توشو من در میارم! من درنیارم هستن که درآرن! اما تورو این وسط چی که هنوز هیچی نشده داری اعدامش می کنی؟! و الی آخر...

 این سکانس با صدای استاد منوچهر اسماعیلی برروی مرحوم هادی اسلامی و صدای خسروخسروشاهی نازنین برروی امین تارخ...جوان آن سالهای سینما...


تارخ: تو، جای یه آدم، راه می افتادی که یه مسلمونو وادار کنی، برگرده، برای یه یهودی شهادت بده...؟ برا یه جهود ؟!

اسلامی: آره! من طرف حقم! چیزی به من حکم نمی کنه برا اینکه یهودی هستی طرفت نباشم ! آدم باش، یهودی باش! آدم باش، مسلمون باش! آدم باش، هرچی می خوایی باش...!!

گویندگان اثر:

 منوچهر اسماعیلی : مرحوم هادی اسلامی، جمشید مشایخی، مرحوم جلال مقدم

خسرو خسروشاهی : امین تارخ

مرحوم عطاالله کاملی: فتحعلی اویسی

ژرژ پطرسی: سعید پیردوست

زهره شکوفنده: فریماه فرجامی


مریم هروی
۱۳۸۸/۷/۱۶ عصر ۰۷:۱۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, shahrzad, رزا, ژان والژان, Papillon, dered, خانم لمپرت, ریچارد, پطرکبیر
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,081
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 78


تشکرها : 9883
( 15635 تشکر در 809 ارسال )
شماره ارسال: #43
RE:

(۱۳۸۸/۷/۱۶ صبح ۱۱:۵۷)IranClassic نوشته شده:  

اگه این خانوم زنِ شماست، این شمایید که باید خجالت بکشید.

 

 وای ... مُردم از خنده khande


اینم یه تیکه از شبی در اپرا شون :

گروچو (خطاب به كالسكه ران) :  اين نزديكترين خطري بود كه تا به حال از بيخ گوشم گذشته است! زود پولم را پس بده.
 كالسكه ران : بيخود حرف نزن. مگر اپرا را دوست نداري؟
 گروچو: دوست داشته باشم؟ شبي كه كاروسو داشت «بوهم» را در متروپوليتن مي خواند، مثل يك بچه گريه مي كردم ! اصلا اين يكي راجع به چه است؟
كالسكه ران : يك مرد هست. او دلقك است. نامش كاينو است. يك زن زيبا دارد.

ـ گروچو: چطوري است كه همه ي دلقك ها زنان زيبا دارند؟ من سالهاست دلقكي مي كنم و حتي يك خط تلفن ندارم !


فیلم شبی در کازابلانکا ( این نسخه ای که چند ماه پیش از TV پخش شد ) دوبله جدید بود. کیفیت خوبی هم داشت. آیا صدای گروچو مارکس همان دوبلور قدیمی اون بود ؟!  خوب به چهره اش می خورد . :huh:

۱۳۸۸/۷/۱۶ عصر ۰۷:۲۶
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, shahrzad, رزا, Papillon, dered, خانم لمپرت, دایی جان ناپلئون, پطرکبیر
shahrzad آفلاین
تازه وارد
*

ارسال ها: 57
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۳/۱۱
اعتبار: 9


تشکرها : 143
( 549 تشکر در 33 ارسال )
شماره ارسال: #44
RE: دیالوگهای ماندگار

به یاد ندارم که این دیالوگ از ایرج رضایی مربوط به کدام فیلم است:

عجب روزی بود... عجب روز تلخی بود.

همچنان که در جای دیگری از همین فیلم می گفت:

ندید بدید بیا. گدازاده بیا....


من برای آن که بتوانم مهربانی کنم ناچارم که در ابتدا خشونت پیشه گیرم
۱۳۸۸/۷/۱۷ عصر ۱۰:۰۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, سروان رنو, رزا, Papillon, dered, دایی جان ناپلئون, پطرکبیر
Ario آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 56
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۵
اعتبار: 7


تشکرها : 116
( 165 تشکر در 20 ارسال )
شماره ارسال: #45
RE: دیالوگهای ماندگار

احمقها در اکسفورد

هاردی: ما این اقا رو کجا دیدیم؟

استن : تو میمون فروشی

۱۳۸۸/۷/۱۸ عصر ۰۶:۴۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, shahrzad, Classic, Negar, رزا, Papillon, dered, دایی جان ناپلئون, پطرکبیر
shahrzad آفلاین
تازه وارد
*

ارسال ها: 57
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۳/۱۱
اعتبار: 9


تشکرها : 143
( 549 تشکر در 33 ارسال )
شماره ارسال: #46
RE: دیالوگهای ماندگار

این هم دو دیالوگ از فیلم جو بث( به گمانم از برت لنکستر بود) باصدای مرحوم ایرج ناظریان:

اینطوری به من نگاه نکن. فکر خودت بود.

به اطرافت نگاه کن جوزف لی. ببین خدا چی آفریده.


من برای آن که بتوانم مهربانی کنم ناچارم که در ابتدا خشونت پیشه گیرم
۱۳۸۸/۷/۱۸ عصر ۰۹:۱۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, رزا, Papillon, dered, پطرکبیر
Classic آفلاین
صاحب کافه
*********

ارسال ها: 791
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۷
اعتبار: 40


تشکرها : 6125
( 5611 تشکر در 210 ارسال )
شماره ارسال: #47
RE: دیالوگهای ماندگار

هاردی: میخوام ازدواج كنم

لورل: با كی ؟

هاردی: معلومه دیگه, با یه زن. .... مگه تو كسی رو دیدی كه با یه مرد ازدواج كنه ؟

لورل: آره

هاردی : كی ؟

لورل:  خواهرم


اینهمه کافه توی دنیا هست , اونوقت شما درست به کافه ی ما آمدید !
۱۳۸۸/۷/۱۹ صبح ۱۲:۱۳
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Ario, shahrzad, سروان رنو, Negar, رزا, Papillon, اکتورز, dered, Jacques Clouseau, parviz_xx, دایی جان ناپلئون, فیلیپ ژربیه, ریچارد, پطرکبیر
Ario آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 56
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۵
اعتبار: 7


تشکرها : 116
( 165 تشکر در 20 ارسال )
شماره ارسال: #48
RE: دیالوگهای ماندگار

بیلیاردباز

پل نیومن: بشکه من بهترینم حتی اگر ببازم باز هم بهترینم

۱۳۸۸/۷/۱۹ صبح ۱۲:۱۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا, dered, parviz_xx, پطرکبیر
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,081
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 78


تشکرها : 9883
( 15635 تشکر در 809 ارسال )
شماره ارسال: #49
RE: دیالوگهای ماندگار

سروان فرانسوی: ممکنه آب و هوای کازابلانکا برای شما گرم باشه ، سرگرد.

سرگرد آلمانی: ما آلمان ها باید به همه نوع آب و هوایی عادت کنیم ،  از روسیه گرفته تا صحرا  !  ببینم در مورد پیدا کردن قاتلین مامور ما تا حالا چه اقدامی کردین ؟

سروان:  نظر به اهمیت موضوع ، افراد من همه جا ، به جای یک نفر ، دو نفر رو دستگیر می کنن !! khande

- کازابلانکا -

۱۳۸۸/۷/۲۰ صبح ۰۹:۴۹
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, Negar, رزا, ژان والژان, dered, Jacques Clouseau, parviz_xx, دایی جان ناپلئون, واتسون, ریچارد, پطرکبیر
soheil آفلاین
پیشکسوت
*

ارسال ها: 514
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۲۰
اعتبار: 28


تشکرها : 1001
( 2362 تشکر در 146 ارسال )
شماره ارسال: #50
RE: دیالوگهای ماندگار

من يه يهودي ام.

آره پدراي من مسيح رو به صليب كشيدن.

و بايد بگم خوب شد كه مسيح تو روزگار ما كشته نشد وگرنه الان تو گردن هر جوون مسيحي يه صندلي آويزون بود !

 

خسرو خسروشاهي/داستين هافمن/لني

۱۳۸۸/۷/۲۱ عصر ۰۴:۱۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, Classic, رزا, dered, parviz_xx, دایی جان ناپلئون, پطرکبیر
Ario آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 56
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۵
اعتبار: 7


تشکرها : 116
( 165 تشکر در 20 ارسال )
شماره ارسال: #51
RE: دیالوگهای ماندگار

سرکار استوار:صمد این خانوم میگه بچه تو شکمش مال توست

صمد:اگه بچه منه پس تو شکم این چکار میکنه

۱۳۸۸/۷/۲۱ عصر ۱۰:۴۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, Classic, رزا, dered, parviz_xx, دایی جان ناپلئون, پطرکبیر
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,081
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 78


تشکرها : 9883
( 15635 تشکر در 809 ارسال )
شماره ارسال: #52
RE: دیالوگهای ماندگار

" من ... در ... دوره دولت آيزنهاور با زني آشنا بودم .... خلاصه ... رابطه جالبي بود چون ... چون مي خواستم کاري رو باهاش بکنم که آيزنهاور داشت توي اون هشت سال آخر با کشور مي کرد "

آنی هال - وودی آلن :heart:- با صدای اصغر افضلی

 

۱۳۸۸/۷/۲۲ عصر ۱۲:۰۱
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : soheil, Classic, رزا, اکتورز, dered, دایی جان ناپلئون, پطرکبیر
soheil آفلاین
پیشکسوت
*

ارسال ها: 514
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۲۰
اعتبار: 28


تشکرها : 1001
( 2362 تشکر در 146 ارسال )
شماره ارسال: #53
RE: دیالوگهای ماندگار

پدر:چرا اينقدر مشروب مي خوري؟چي تورو اينقدر ناراحت كرده؟

بريك:دروغ.

پدر:كي بهت دروغ گفته؟

بريك:حتي يه نفرم نيست كه راست بگه.

حسين رحماني/برل آيوز

چنگيز جليلوند/پل نيومن

گربه روي شيرواني داغ

۱۳۸۸/۷/۲۲ عصر ۰۱:۱۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا, dered, parviz_xx, دایی جان ناپلئون, پطرکبیر
Classic آفلاین
صاحب کافه
*********

ارسال ها: 791
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۷
اعتبار: 40


تشکرها : 6125
( 5611 تشکر در 210 ارسال )
شماره ارسال: #54
RE: دیالوگهای ماندگار

آقای رئیس جمهور ، مطمئنم اگر ما پیشدستی کنیم ، تلفاتمون خیلی ناچیزه  ، نمی گم آب از آب تکون نمیخوره ، فقط می گم که فوقش بیشتر از ده یا بیست میلیون نفر کشته نمی شن .

دکتر استرنج لاو - پیتر سلرز


اینهمه کافه توی دنیا هست , اونوقت شما درست به کافه ی ما آمدید !
۱۳۸۸/۷/۲۲ عصر ۰۷:۰۴
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, رزا, dered, دایی جان ناپلئون, پطرکبیر
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,081
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 78


تشکرها : 9883
( 15635 تشکر در 809 ارسال )
شماره ارسال: #55
RE: دیالوگهای ماندگار

سلام  جاناتای

( همشهری کین ) اورسن ولز - با صدای پر ابهت ایرج ناظریان

این روزها با دیدن این صداهای تیتیش مامانی جدید، بیشتر به ارزش دوبلورهای قدیم پی می برم. مثل اینکه غذاهای فست فودی و زندگی ماشینی و راحت ، حنجره ها را هم تنبل و لوس کرده است . چرا دیگر صدای خشن ، صدای پر ابهت ، صدای آسمانی و انواع متنوع صدا بین جدیدترها نداریم ؟

۱۳۸۸/۷/۲۷ صبح ۱۲:۰۵
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا, چارلز کین, dered, parviz_xx, ریچارد, پطرکبیر
Classic آفلاین
صاحب کافه
*********

ارسال ها: 791
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۷
اعتبار: 40


تشکرها : 6125
( 5611 تشکر در 210 ارسال )
شماره ارسال: #56
RE: دیالوگهای ماندگار

... و خداوند عیسی را آفرید و عیسی خداوند را آفرید ....  آنگاه  خداوند عیسی را آفرید سپس عیسی خداوند را آفرید ... !

آنتونی کویین در نقش کشیش قلابی در توپ های سن سباستین


اینهمه کافه توی دنیا هست , اونوقت شما درست به کافه ی ما آمدید !
۱۳۸۸/۷/۲۸ عصر ۱۱:۳۹
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : soheil, سروان رنو, Negar, رزا, dered, پطرکبیر
بهزاد ستوده آفلاین
متولد اصفهان
***

ارسال ها: 901
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۶/۶
اعتبار: 38


تشکرها : 2215
( 5366 تشکر در 157 ارسال )
شماره ارسال: #57
RE: دیالوگهای ماندگار

اولین خون

حسین عرفانی به جای  ریچارد کرینا مربی رامبو

<<من نیومدم رامبو را از دست شما نجات بدم  اومدم شما را از دست رامبو نجات بدم>>


هر جا سخن از دوبله است نام "بهزاد ستوده "میدرخشد
۱۳۸۸/۸/۱ عصر ۰۵:۰۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, Classic, رزا, dered, parviz_xx, دایی جان ناپلئون, پطرکبیر
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,081
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 78


تشکرها : 9883
( 15635 تشکر در 809 ارسال )
شماره ارسال: #58
RE: دیالوگهای ماندگار

(۱۳۸۸/۸/۱ عصر ۰۵:۰۲)بهزاد ستوده نوشته شده:  

<<من نیومدم رامبو را از دست شما نجات بدم  اومدم شما را از دست رامبو نجات بدم>>

 tajob2   ....  :D


جایی برای پیرمردها نیست

A:  اگه برنگشتم به مادرم تلفن کن بگو دوستش دارم.
B:  مادرت مرده !
A:  خب پس خودم بهش میگم !

 


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۳۸۸/۸/۲ عصر ۰۶:۱۵
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, shahrzad, بانو, رزا, dered, parviz_xx, دایی جان ناپلئون, پطرکبیر
shahrzad آفلاین
تازه وارد
*

ارسال ها: 57
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۳/۱۱
اعتبار: 9


تشکرها : 143
( 549 تشکر در 33 ارسال )
شماره ارسال: #59
RE: دیالوگهای ماندگار

گویا در تاپیک مجاور بحثی در مورد ناصر تهماسب و صدای جادوییش در جریان بود. در همین رابطه دیالوگی می آورم از فیلم شیرفروش محله – از جمله فیلمهای هارولد لوید _ و با گویندگی ناصر تهماسب ( صدای همیشگی و محبوب هارولد لوید) به جای او :

چرا می پرسی ؟ مگه خنگی؟

چیزی نیست. فقط حالیش می کنم. فقط همین


من برای آن که بتوانم مهربانی کنم ناچارم که در ابتدا خشونت پیشه گیرم
۱۳۸۸/۸/۳ عصر ۱۰:۴۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, بانو, سروان رنو, zhivago, رزا, dered, دایی جان ناپلئون, پطرکبیر
Classic آفلاین
صاحب کافه
*********

ارسال ها: 791
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۷
اعتبار: 40


تشکرها : 6125
( 5611 تشکر در 210 ارسال )
شماره ارسال: #60
RE: دیالوگهای ماندگار

با سپاس از شهرزاد ؛

اتفاقا آقای طهماسب در برنامه هم گفت که یکی از موسسات خصوصی ، مجموعه فیلم های هارولد لوید را خریده و متاسفانه از آقای طهماسب برای دوبله دعوت نکرده است narahat. چقدر صدای طهماسب بر شخصیت لوید قشنگ می نشیند.   یاد اون دیالوگ جالب هارولد لوید می افتم که جمله رمز بود و وقتی توی دردسر افتاده بود برای کمک خواستن فریاد می زد:

بوی بارون می آد .... بوی بارون می آد ! 

 


اینهمه کافه توی دنیا هست , اونوقت شما درست به کافه ی ما آمدید !
۱۳۸۸/۸/۴ صبح ۱۲:۲۶
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Savezva, سروان رنو, shahrzad, بانو, رزا, جو گیلیس, dered, دایی جان ناپلئون, پطرکبیر
ارسال پاسخ