[-]
جعبه پيام
» <پیرمرد> سپاسگزارم از جناب سروان که بنده را با دورین گری مقایسه نفرمودند
» <پیرمرد> سلام و عرض احترام خدمت دوستان کافه کلاسیک و تشکر از سرکار خانم کنتس گرامی
» <سروان رنو> پیرمرد مانند بنجامین باتن هر روز جوانتر می شود
» <کنتس پابرهنه> به به... بعد از مدت ها درود جناب پیرمرد عزیز
» <دون دیه‌گو دلاوگا> «قاضی می‌رود» : https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...0#pid45610
» <رابرت> کالت کلاب در "یادش بخیر..." https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...7#pid45627
» <ترنچ موزر> دونالد ساترلند ، از بازماندگان سینما کلاسیک درگذشت
» <لوک مک گرگور> پت و مت یا جن و جودی؟! https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...9#pid45599
» <شارینگهام> پست بسیار زیبا و سینمایی ورزش 3 در وصف برد پرگل آلمان https://www.varzesh3.com/news/2048718
» <سروان رنو> آقای اسمیت به واشنگتن می رود ! ... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...5#pid45595
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 2 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
معما Charade
نویسنده پیام
خانم لمپرت آفلاین
مدیر بازنشسته
*****

ارسال ها: 394
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۵/۳
اعتبار: 61


تشکرها : 7981
( 8506 تشکر در 284 ارسال )
شماره ارسال: #1
Video معما Charade

نام فیلم        معما

تهیه کننده و کارگردان         استنلی دانن

داستان و فیلم‌نامه    پیتر استون ،مارک بم

بازیگران  کاری گرانت، آدری هپبورن ،والتر ماتیو ، جیمز کابرن ،جرج کندی،دومینیک مینوت

موسیقی   هنری مانچینی

فیلم‌برداری           چارلز لانگ

مدت       ۱۱۳ دقیقه

ژانر  کمدی رومانتیک ، اسرارآمیز

بودجه ساخت    سه میلیون دلار

فروش باکس آفیس   حدود 13.5 میلیون دلار

خلاصه داستان:

رجینا لمپرت (آدری هپبورن) که در شرف طلاق میباشد خبردار میشود که همسرش به قتل رسیده است و پیتر جاشوآ (کاری گرانت) که ظاهرا کارمند سفارت آمریکا در فرانسه است، برای تسلیت و دلجویی نزد او میآید. رجینا توسط  یکی از مأموران سیا هامیلتن بارتولومیو (ماتیو) در میابد که شوهر مرحومش در طول جنگ جهانی دوم  ، ۲۵۰،۰۰۰ دلار پول دزدیده و اینک شرکای دزدش تکس (کابرنهرمن (کندی) و لیوپولد (گلس) در پی یافتن پولها سراغ او آمده اند. ولی او که از همه جا بی خبر است نمیتواند قانعشان کند که جای پولها را نمیداند و با تهدید دزدان زندگیش به خطر می افتد و ناگزیر به پیتر جاشوآ پناه برده وبتدریج دلبسته او میشود. پیتر قصد دارد به رجی کمک کند تا پول را که در اصل متعلق به دولت آمریکاست، پیدا کنند ولی آیا او فردی قابل اعتماد است؟...

حواشی فیلم:

نویسندگان سناریوی " همسر از همه جا بی خبرThe unsuspecting wife " پیتر استون و مارک بم ،وقتی با عدم استقبال کمپانی های هالیوودی برای خرید اثرشان مواجه شدند تصمیم گرفتند فیلمنامه را به نوول تبدیل کنند و اینگونه رمان "معما Charade" منتشر شد . "معما" خیلی زود بصورت داستان دنباله دار در مجله محبوب بانوان"رد بوک" به چاپ رسید. "معما" با استقبال خوانندگان مواجه شد وحالا این هالیوود بود که برای خرید سناریوی استون و بم به تکاپو افتاد. سناریویی که بعدها جایزه ادگار را برای استون به ارمغان آورد.

استانلی دانن "سلطان موزیکالهای هالیوود" تهیه کنندگی و کارگردانی فیلم را در استودیوی خودش بعهده گرفت. درواقع به جرئت میتوان گفت این فیلم خوش ساخت، زبیاترین ساخته غیرموزیکالی دانن میباشد. او شیفته سبک آلفرد هیچکاک بود: " من همیشه میخواستم فیلمی نظیر فیلم مورد علاقه ام  «شمال به شمال غرب» بسازم ودرپی داستانی بودم که سرشار از حس ماجراجویی،تعلیق و طنز باشد..."

برحسب اتفاق "معما" و "پرندگان" هیچکاک در یک زمان اکران شد وفیلم هیچکاکی استنلی دانن موفق شد یک سروگردن بالاتر از "پرندگان" قرارگرفته و به فروشی چندین میلیون دلار بیش ازآن دست یابد.

دانن حتی مثل هیچکاک کامئوی جالبی از خود ونویسنده فیلمنامه استون در صحنه هایی از فیلمش گنجاند: در اوایل فیلم وقتی رجینا برای دیدار بارتلومیو به سفارت آمریکا میرود با خروج از آسانسور به دومرد برمیخورد مرد قدبلندی که ابتدا وارد آسانسور میشود همان پیتر استون است درحالیکه صدایش دوبله استانلی دانن است! صدای استون هم در سکانس آخر فیلم روی افسر مه ناوی که دربان امنیتی سفارت آمریکاست گذاشته شده است.

دانن از کاری گرانت (نقش اول فیلم شمال به شمال غرب) برای ایفای نقش اصلی مرد فیلمش دعوت نمود اما گرانت که خود را برای رل پیتر جاشوآ مسن میدانست ابتدا جواب منفی دادو کارگردان بناچار وارن بیتی و ناتالی وود را برای نقشهای اصلی فراخواند ولی آنها دستمزد بسیار بالایی میخواستند. پس او مجددا به گرانت رو انداخت. گرانت پذیرفت به این شرط که دیالوگهای عاشقانه جاشوآ حذف شود و بار عشقی -عاطفی فیلم تماما به نقش مقابلش تعلق گیرد. این تصمیم با توجه به سن و سال جناب گرانت بسیار اندیشمندانه بود. دانن، برای ایفای رل رجی لمپرت  آدری هپبورن را بر پرده جادویی ظاهر نمود.

هپبورن معصوم و گرانت خونسرد – مدتها بود که تماشاگران دوست داشتند این دو بازیگر محبوبشان را در یک فیلم ببینند اتفاقی که در فیلمهای "بد نام " ،"پدر غاز" و"بانوی زیبای من" نیافتاده بود حالا در "معما" شکل گرفت. هپبورن باید باز هم مقابل مردی بازی میکرد که سالها از خودش بزرگتر بود -  همفری بوگارت،گاری کوپر،فرد آستر و حالا کاری گرانت ... والبته زوج گرانت-هپبورن مقبولتر از زوجهای پیشین از آب درآمد. آن دو کاندید بهترین نقش آفرینی کمدی-موزیکال در گلدن گلوب شدند. گرانت بعدها گفت:"تمام آنچه برای هدیه کریسمس میخواهم بازی در یک فیلم دیگر کنار آدری هپبورن است".

هپبورن یک تنه بار احساسی فیلم را به دوش کشید درحالیکه باید چاشنی طنز را نیز به آن می افزود . گفتار و حرکات او در سراسر فیلم آکنده از شور و هیجان و کنایه وشوخی است ومثل همیشه هپبورن صداقت قلبی را با نبوغ کمدی اش آمیخته و قادر است در یک آن رجینا را از اوج ذکاوت به حماقت و ازنهایت بی قیدی به ابراز احساساتی عاشقانه برساند. همین برایش جایزه بفتای بهترین هنرپیشه زن را درسال 1965 به ارمغان آورد. همراهان همیشگی آدری با موافقت استنلی دانن در این فیلم نیز با او بودند، هیوبرت ژیونشی طراح بنام مد و هنری مانچینی آهنگساز نابغه که موسیقی عالی فیلم که کاندید اسکار نیزشد، از اوست. کارگردان بی شک تیمی از نخبه ها را جمع کرده بود.


« معما » یی که حلال مشکلات شد

(بررسی فیلم معما)

در دسامبر 1963 درحالیکه تنها دو هفته از ترور جان اف کندی رییس جمهور وقت آمریکا می گذشت، فیلم معما Chrade  از استنلی دانن در سالن رادیوسیتی نیویورک به اکران عموم درآمد. جمعیت از شش صبح در یخبندان زمستان جلوی سالن سینما صف کشیده بودند تا برای تماشای فیلم صندلی رزرو کنند. اینک پس از گذران روزهای سیاه مرگ کندی، پرده جادویی دو تن از جذابترین و محبوبترین ستارگانش را به نمایش میگذاشت تا شاید درخشش آنها تیرگی ها را اندکی پاک کند: آدری هپبورن و کاری گرانت...

درحالیکه تمام آمریکا هنوز در بهت و اندوه واضطراب دست وپا میزد این امر سبب شد از سوی کارگردان تعدیلاتی درفیلم صورت گیرد مثلا دیالوگ رجینا لمپرت به پیتر جاشوآ که میگفت: " هر لحظه ممکنه ما به قتل برسیم " در دوبله فیلم به "هرلحظه ممکنه ما محو بشیم" تغییر یافت. درهرصورت اکران فیلم درآن جو غمباروبحران زده تا حدودی مثل آب روی آتش ، استرس عوام را فرونشاند و به تجدید روحیه مردم کمک نمود. هالیوود بار دیگر ثابت کرد که حتی اگر تمامی جهان هم دچارحوادث عجیب غریب تری شود باز روند جذاب ،پرنشاط ، خیال برانگیزو توهم آمیزش راحفظ خواهد کرد.

فیلم "معما"ی استنلی دانن حسابی گل کرد و نه فقط تحسین تماشاگران را برانگیخت بلکه با نقدهای مثبت نشریات سینمایی مواجه شدو در بخشهای مختلف نامزد دریافت چندین جایزه از جشنواره های معتبر سینمایی گردید. درباره این فیلم ضرب المثلی کنایه آمیز وجود دارد حاکی از این که: " بهترین فیلم «هیچکاکی» است که هیچکاک هرگز آن را نساخت! "

معما که شاید میشد بگونه ای آنرا در زمره کمدی سیاه (کمدی های حاوی جنایت خشونت دزدی و تجاوز و...) رده بندی کرد حاوی صحنه های خشونتبار زیادی است،مثلا صحنه نزاع پیتر(گرانت) و هرمن(جرج کندی) در پشت بام اوج دلهره و خشونت آزارنده است.

استفاده کارگردان از فضاهای تاریک و بسته درسکانسهای خشن نه تنها بر هیجان مخاطب می افزاید بلکه در ایجاد تعلیق و هراس نیز موفق عمل میکند. این فضاها آنچنان استادانه طراحی شده که مخاطب لحظه ای فراموش میکند فیلم در پاریس باشکوه و رنگارنگ که تم اصلی معما در آن جریان دارد، اتفاق می افتد. اما درکل به لطف جو طنزآلود حاکم بر فیلم این خشونتها جلوه نامطلوبی ندارند.

فتوگرافی تکنی کالر چارلز لانگ در نشان دادن شکوه پاریس وهمچنین در ابتدای فیلم درسکانس اسکی در آلپ فرانسوی عالی  وکاملا حرفه ای است . دوربین لانگ اکثرا صحنه ها را از نزدیک میگیرد تا مخصوصا اتفاقات شبانه وضوح بیشتری داشته باشند. ادیت های مناسب جیمز کلارک نیز سبب شده روند سرعتی سکانسها هماهنگ وبه اندازه از کار درآید. یکی از ادیت های تماشایی فیلم صحنه پایانی آن است. صفحه با تکنیک split screen  با فلاش بک هایی از چهار هویت مختلف  کاری گرانت (پیتر، برایان، الکس و آدام)در فیلم به پنج تکه تقسیم میشود که تکه مرکزی درحقیقت خاتمه فیلم است جایی که رجینا در آغوش برایان میگوید آرزو دارد چندتاپسر داشته باشد تا بتواند تمامی این اسامی را روی آنها بگذارد!...

دوران طلایی کلاسیک هالیوودی که با کهولت ستارگان و معمول شدن سوژه هایش رو به افول میرفت با "معما" طراوت دوباره یافت، چرا که این معمای وهم آلود پازلی باشکوه بود که استنلی دانن قطعاتش را که گرانت – هپبورن – لباسهای ژیونشی -  نواهای مانچینی و پاریس رویایی بودند از پیش استادانه چیده بود و نه تنها نیازی به حل شدن نداشت بلکه خودش بنوعی حلال مشکلات شد. هم به دل تماشاچیان غمگین نشست و هم بر پیکر فرسوده هالیوود جانی دوباره بخشید.

***

منابع مورد استفاده در تهیه پست ارسالی:

مجله هنری ایران فیلم-معمایی که حلال مشکلات شد .ازخانم لمپرت

http://www.theguardian.com/film/2013/dec...cary-grant

http://en.wikipedia.org/wiki/Charade_%281963_film%29

http://www.rottentomatoes.com

http://classichollywoodcentral.com/?p=1772


در مسلخ عشق جز نکو را نکشند ... روبه صفتان زشت خو را نکشند
۱۳۹۳/۶/۱۲ عصر ۰۸:۲۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : برو بیکر, Kurt Steiner, BATMAN, پیرمرد, کنتس پابرهنه, پایک بیشاپ, هانا اشمیت, Classic, اسکورپان شیردل, سروان رنو, Kathy Day, حمید هامون, زرد ابری, مگی گربه, برت گوردون, گولاگ, نکسوس, هایدی, جیم استارک
پایک بیشاپ آفلاین
سردسته این گروه خشن
***

ارسال ها: 100
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱۲/۶
اعتبار: 21


تشکرها : 1157
( 841 تشکر در 66 ارسال )
شماره ارسال: #2
RE: معما Charade

(۱۳۹۳/۶/۱۲ عصر ۰۸:۲۱)خانم لمپرت نوشته شده:  

نام فیلم        معما

تهیه کننده و کارگردان         استنلی دانن

با تشکر از خانم لمپرت عزیز که پرونده یکی از بهترین فیلمهای جنایی رو باز کردند. موردی که به نظر من جا داره بهش اشاره بشه دوبله فارسی بسیار زیبای این فیلمه. به شخصه لحن و صدای مهین کسمایی روی ادری هپبرن در این فیلم رو بهترین اجرای ایشون میدونم. حتی بهتر از شاهکاری مثل بانوی زیبای من. با اینکه مدتها از آخرین باری که فیلم رو دیدم میگذره، تعجب های خانم لمپرت و شوکه شدن های او کاملا در ذهنم مونده. متاسفانه به غیر از صدای ابوالحسن تهامی به جای کری گرانت، بقیه صداها رو به خاطر ندارم.


هر کی جم خورد، بکشش!
۱۳۹۳/۶/۱۳ صبح ۰۵:۲۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Kurt Steiner, برو بیکر, هانا اشمیت, کارآگاه علوی, خانم لمپرت, اسکورپان شیردل, حمید هامون, زرد ابری, مگی گربه, گولاگ, نکسوس, جیم استارک
خانم لمپرت آفلاین
مدیر بازنشسته
*****

ارسال ها: 394
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۵/۳
اعتبار: 61


تشکرها : 7981
( 8506 تشکر در 284 ارسال )
شماره ارسال: #3
RE: معما Charade

از جمله نقطه های قوت فیلم معما دیالوگهای کنایه آمیز طنز بسیار شنیدنی و جذاب آن است که از همان ابتدای فیلم مخاطب را سرگرم میکند:

پیتر (گرانت) اول باردرحالیکه رجینا(هپبورن) سر میز صبحانه در رستوران روباز مشرف به منظره باشکوه آلپ برفی است، جلوی او نمایان میشود:

پیتر: ما همدیگه رو میشناسیم؟!

رجی: چرا؟! قراره همدیگه رو بشناسیم؟

پیتر: من نمیدونم. از کجا باید بدونم؟!

رجی(باژست عاقل اندر سفیه): من تابحال آدمای احمق زیادی رو شناختم ولی تا یکیشون نمرده با نفر بعدی آشنا نشدم!

پیتر: وقتی نفر فعلی رفت اون دنیا منو خبر کنید...

****

دو دیالوگ متقابل نغز هم در دو جای مختلف فیلم هست که گویا نویسنده به قصد طنزی تلافی جویانه آنها را مخصوصا اینگونه طرح نموده است:

اولی در اوایل فیلم وقتی پیتر،برای حمایت از رجینا لمپرت او را به هتل میبرد ،آنها جلوی سردر اتاق رجینا ایستاده اند پیتر میخواهد به اتاق خودش برود که رجینا موشکافانه به او خیره میشود:

رجی : می دونی تو چه ایرادی داری؟

پیتر( بالحن سردرگم و ناباورانه) : نه؟!

رجی : هیچی

اما دیالوگ زیرکانه ای که درپاسخ این تکه در اواسط فیلم در سکانس روی کشتی تفریحی در شب اتفاق می افتد.جاییکه رجینا و پیتر روی صندلی شام مقابل هم نشسته اند و پیتر سعی دارد از ابراز علاقه به رجینا که کاملا دلبسته او شده طفره برود بطور غیرمنتظره روی میدهد:

پیتر : تاحالا متوجه نشدی که من از دست نزدن به تو زجر میکشم... (رجینا ناباورانه سر تکان میدهد)

پیتر (در ادامه با نگاهی موشکافانه) : اوه باید صورتت رو ببینی!

رجی (با سردرگمی و نگرانی): ایرادی داره؟!

پیتر : دوست داشتنیه...

.......................................................................................................................

نگاهی به دیالوگ و فیلمنامه معما:

هپبورن و گرانت آنچنان تحت تاثیر بازی یکدیگر قرار گرفته بودند که حتی به آنها اجازه داده شد گاهی بداهه گویی کنند. البته گرانت از استون نویسنده فیلمنامه خواسته بود به علت اختلاف سنی او که حدودا شصت ساله بود با هپبورن سی و چهارساله شخصیت او را محتاط و خشک و شخصیت مقابلش را پرجوش و خواهان جلوه دهد. استون میگوید:" گرانت به شدت نگران بود که مبادا بینندگان او را یک پیرمردکثیف خطاب کنند،برای همین من در سناریو مخصوصا جملاتی نظیر من برای تو خیلی پیرم ازمن دورشو دختر کوچولو- و یا من میتونم جای پدرتو باشم را وارد کردم" ...

سناریوی عالی پیتر استون که خود مدتهای مدید درمحله نوتردام پاریس ساکن بود و کاملا بر نقطه نقطه این شهر باشکوه اشراف داشت در هر سکانس علاوه بر پیش کشیدن جلوه های بصری زیبای پاریس، حاوی دیالوگهای کاملا همخوان با صحنه بود: گاه عاشقانه،گاه مهیج وپرهراس وگاه معماگونه و کنایه آمیز و همه و همه در قالب طنزی شیرین... این درست که دانن میخواست یک فیلم کاملا هیچکاکی خلق کند اما حال و هوای دیالوگهای نغز و طنز استون که توام با جیغ و قیل و قال بود با آنچه در شمال به شمال غرب و گرفتن یک دزد بود مغایرت داشت.

همانگونه که در پست اولم اشاره کردم فیلم بنا به مقتضیات زمان هم در اقتباس از نوول وهم در دوبله مجدد اندکی تحت سانسور و تحریف قرار گرفت. البته سانسور جوری نبود که خدشه ای به کلیات و حتی جزییات داستان وارد آورد. اما هالیوود تا جای ممکن جانب احتیاط را درپیش گرفت. این احتیاط تا بدانجا بود که حتی جوک کوتاه نمکین پیتر در صحنه آسانسور هتل حذف گردید. برای حسن ختام بحث داخل پرانتز این تکه بامزه قیچی شده را تقدیم شما عزیزان مینمایم:

رجینا و پیتر رودر روی هم در آسانسور تنگ هتل قرار میگیرند. پیتر بسیار خشک و جدی است و درباره جای پولها رجینا را بازجویی میکند که ناگهان رجی  با شیطنت اشاره به شیارگود وسط چانه پیتر کرده و میپرسد...

رجی: تو چطور اینجا رو اصلاح میکنی؟!

(پیتر :جوری که دوتا خارپشت بخوان باهم عشقبازی کنند خیلی با دقت...)

********

http://www.tcm.com/this-month/article/47...arade.html


در مسلخ عشق جز نکو را نکشند ... روبه صفتان زشت خو را نکشند
۱۳۹۳/۶/۱۵ عصر ۰۶:۰۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : برو بیکر, Classic, BATMAN, کاپیتان اسکای, هانا اشمیت, کنتس پابرهنه, Kathy Day, سناتور, سروان رنو, حمید هامون, زرد ابری, مگی گربه, Jacques Clouseau, برت گوردون, شرلوك, گولاگ, جروشا, Princess Anne, نکسوس, جیم استارک
ارسال پاسخ