[-]
جعبه پيام
» <لوک مک گرگور> پت و مت یا جن و جودی؟! https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...9#pid45599
» <شارینگهام> پست بسیار زیبا و سینمایی ورزش 3 در وصف برد پرگل آلمان https://www.varzesh3.com/news/2048718
» <سروان رنو> آقای اسمیت به واشنگتن می رود ! ... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...5#pid45595
» <رابرت> "ناصر"های گوینده-دوبلور در "خاطرات سودا زده من" https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...2#pid45592
» <شارینگهام> تقدیم به کنتس عزیز: «نومید مشو ،امید می‌دار ای دل* در غیب عجایب است بسیار، ای دل»
» <کنتس پابرهنه> جناب شارینگهام عزیز مرسی برای این کشفیات... پس من از حالا به خودم وعده ی پنجمین ستاره رو دادم.
» <سروان رنو> بحث تاریخی درباره مهاجران و تیم ملی فوتبال آلمان و فرانسه ... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...8#pid45568
» <شارینگهام> سلام و درود ، خوش آمدید
» <master of puppet> سلام به تمامی کاربران کافه کلاسیک
» <Emiliano> «مرتضی اردستانی» عزیز هم رفت. ایشون چهره‌پرداز بودن و گاهی بازی می‌کرد. نقش کوچیکی هم در تله‌تئاتر «برده رقصان» داشتن.
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دیوانه از قفس پرید
نویسنده پیام
برو بیکر آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 355
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۸/۲۲
اعتبار: 37


تشکرها : 3248
( 6975 تشکر در 203 ارسال )
شماره ارسال: #1
Video دیوانه از قفس پرید

با اجازه دوستان پس از مدتهای طولانی اولین تاپیک نقد و بررسی فیلم را البته با همکاری دوستان در اینجا استارت می زنم. دیوانه از قفس پرید از آثار مطرح سینماست که من آنرا در این جستار مورد نقد و بررسی قرار می دهم. مطالب را شامل پنج بخش می نمایم:

1- اطلاعات فیلم و عوامل آن 2 - تحلیل فیلم 3 - نقد فیلم 4- حواشی فیلم 5 - دوبله فیلم

پرواز بر فراز آشیانه فاخته

در ایران : دیوانه از قفس پرید

اطلاعات فیلم:

عوامل فیلم:

  • کارگردان : میلوش فورمن
  • نویسنده رمان:کن کیسی
  • نویسنده فیلمنامه: بوگلد من
  • موزیک متن: جک نیچه
  • فیلمبردار: هاکسل وکسلر
  • تهیه کننده: مایکل داگلاس
  • اکران فیلم: 1975
  • زمان فیلم : زمان اصلی بدون سانسور 133 دقیقه

بازیگران:

  • جك نيكلسون : مك مورفي
  • كريستوفر لويد : تابر
  • تد ماركلند : هپ آرليچ
  • لويس فلچر : پرستار راچد
  • دني دوويتو : مارتيني  
  • وينسنت شياولي : فردريكسون
  • ویلیام رد فیلد : هاردینگ
  • برد دوریف : بیلی بیبیت
  • ماریال اسمال : کندی
  • ویل سیمپسون : رئیس ارمدن
  • دین بروکسل : دکتر اسپوی
  • سیدنی لاسیک : چارلی
  • کریستوفر لوید : تیبر


افتخارات و جوایز فیلم:

  • نامزد 9 اسکار در سال 1976
  • برنده اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد (جک نیکلسون)
  • برنده اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن (لوئیس فلچر)
  • برنده اسکار بهترین کارگردان (میلوش فورمن)
  • برنده اسکار بهترین تهیه کننده (مایکل داگلاس)
  • برنده اسکار بهترین فیلم نامه اقتباسی
  • برنده 6 جایزه گلدن گلوب سال 1976
  • نامزد 10 جایزه و برنده 6 جایزه از بفتا 1976

تحلیل فیلم:

همه چیز با یک نگاه پر معنا به افق آفتاب آغاز می شود و مردی خسته که محوریت فیلم بر دوش اوست. رندل پاتریک مک مورفی شهوت ران به جرم تجاوز به دختری 15 ساله محاکمه می گردد اما تعلیق او بین عقل و جنون باعث میگردد تا او را به آشیانه فاخته بفرستند. جایی که بیماران روانی را در آنجا نگهداری می کنند و همزمان با آغاز فیلم تردید مخاطبین هم در خصوص سلامتی مک مورفی آغاز می گردد.

مک مورفی خیلی زود با محیط آنجا خو می گیرد. شخصیتهای فیلم یکی یکی به مخاطبین معرفی می گردند. مک مورفی تصمیم می گیرد تا آنجا را متحول کند. دکتر راچد سرپرستاری است بسیار خشک و مقرراتی و تا حدودی خشن. جلسات روانکاوی هریک برای ما یک کلاس آموزشی به تمام معنا می باشد. وجود مک مورفی در بین این دیوانگان یعنی تحول و یک قوت قلبی قوی.


مک مورفی بشدت علاقه دارد که به همزیستانش خوش بگذرد. به آنها دمکراسی را آموزش میدهد. او از هر ابزاری که بتواند برای تحقق این امر استفاده میکند . حتی موقعیکه برای تعطیلی جلسه روانکاوی و دیدن مسابقه بیسبال از تلویزیون بدلیل کم آوردن یک رای ناقابل با مخالفتهای سرپرستار متکبر روبرو می شود خود شروع میکند به گزارش کردن مسابقه و خنده و شادی را برای دوستانش به ارمغان می آورد.

مک مورفی با دزدیدن اتوبوس آنها را به یک سفر تفریحی ماهیگیری میبرد و همه را مجددا سالم به اقامتگاهشان برمی گرداند. در طول سفر به همه آنها شخصیت می دهد و برای هریک مسئولیتی را در نظر می گیرد و آنها را دکتر خطاب می کند . حالا مک مورفی برای سرپرستار راچد یک خطر جدی محسوب میگردد.

مک مورفی برای آسایش دوستانش هزینه های زیادی را هم پرداخت می کند. از بایکوت کردن او گرفته تا شوک مغزی. تا در نهایت او تصمیم می گیرد تا فرار کند و در نهایت مرگی دردناک و غم انگیزی را برای رهایی می پردازد.

نقد فیلم:

پرداختن به موضوع دیوانگان و روانیها یکی از موضوعات جذاب در حوزه سینماست. اگر نگاهی به فیلمهایی که با چنین موضوعی ساخته شده اند بیاندازیم می بینیم اغلب جزو فیلمهای ماندگار و پرفروش نیز بوده اند. کارگردانان بزرگ اغلب سعی کرده اند در لابلای آثار خود حداقل یک یا چند اثر با چنین مظمونی بسازند. اما دیوانه از قفس پرید داری یک تفاوت بزرگ نسبت به سایر آثار مشابه می باشد. اول اینکه این فیلم یک اثر عادی نبود و برای سرگرم کردن مردم ساخته نشد. فیلم سراسر مملو از پیام می باشد. دوم آنکه در اغلب فیلمهای مشابه تکلیف بیننده با شخص روانی مشخص نیست.

در چنین آثاری معمولا بیننده از اواسط فیلم به کارکتر های فیلم مشکوک می شود و هر چه به پایان فیلم نزدیک می شویم آرام آرام پی به جنون یک یا چند نفر از کارکترها می بریم مانند طلسم شده یا روانی آلفرد هیچکاک . حتی در برخی از آثار مانند فیلم زیبای بانی لیک گمشده در دقایق پایانی فیلم شخص روانی معرفی می گردد. اما در دیوانه از قفس پرید شما از همان ابتدای فیلم با دیوانگان فیلم آشنا می شوید. ذهن شما درگیر ماجراهای معمایی نمی شود. بنابر این بیننده خیلی راحتتر می تواند پی به پیام فیلم ببرد.

پس از برداشت خود از فیلم نقدهای مختلف منتقدان را نیز از این فیلم خواندم. اغلب معتقد بودند که فضای این تیمارستان را باید به جامعه واقعی خودمان تعمیم دهیم. در جامعه واقعی نیز مستبدینی مانند دکتر راچد فراوان می باشند و رهبرانی چون مک مورفی که برای رهایی جامعه از دست دیکتاتورها دست به شورش می زنند. این تیمارستان واقعا بخشی از جامعه می باشد و فراموش نکنیم که بجز مک مورفی که به اجبار و به رای دادگاه برای صحت سلامتش به آنجا فرستاده شد بقیه به میل و اراده خود و داوطلبانه به آنجا آمده بودند.

حتی یکی از منتقدین پا را از اینهم فراتر گذارده بود و مک مورفی را با فدا کردن جان خود بعنوان شهید جامعه نامیده بود. در دیوانه از قفس پرید اغلب شخصیتها خیلی زود ماهیتشان برای مخاطبین روشن می گردد. حتی مک مورفی فقید. اما یک شخصیت در این فیلم وجود دارد که از همه پیچیده تر می باشد. رئیس پیچیده ترین شخصیت این فیلم می باشد.رئیس مدعی لال بودن است و ناگهان در اواسط فیلم به حرف در می آید. و فراموش نکنید در پایان فیلم این رئیس است که موفق به فرار می شود نه مک مورفی.

بنظر من هر سکانس این فیلم دارای پیامهای زیادی است. جلسات روانکاوی هر یک دارای صدها نکته است. اغلب دیالوگها دارای مفاهیم و معنای سنگینی هستند و اگر بخواهم به تک تک آنها اشاره کنم شاید دوستان حوصله شان سر خواهد رفت . اغلب این دیالوگها نیز توسط مک مورفی ادا می شود.

مک مورفی از لحظه ورودش به تیمارستان تا آخرین لحظه حیاتش می کوشد و حتی وقتی موفق هم نمی شود عدم توفیقش با بیان یک دیالوگ زیبا خود یک نقشه راه برای جامعه می شود. لحظه ای که او تمام سعی و تلاش خود را برای جابجا کردن آبخوری می کند و موفق نمی شود می گوید : من سعی م رو کردم . دست کم مطمئنم تا جایی که تونستم تلاشم رو کردم. نکردم؟

در مجموع من این فیلم را یک فیلم معمولی نمی دانم و ساعتها می توان در خصوص آن بحث و تبادل نظر کرد.

حواشی فیلم:

کن کیسی نویسنده رمان پرواز بر فراز آشیانه فاخته ادم عجیبی بود. در فرهنگ غربی آشیانه فاخته کنایه از دیوانه خانه یا همان تیمارستان ماست. اگر می بینیم شخصیتهای دیوانگان در رمان او خوب پرداخت شده اند بدلیل تجربه شخصی اوست که بخشی از عمر خود را در چنین مراکزی سپری نمود. پرواز بر فراز آشیانه فاخته بخشی از تجربیات اوست که در بیمارستانی در کالیفرنیا بدست آورد. در آن بیمارستان بازماندگان جنگ جهانی دوم نگهداری می شدند.

کیسی پس از ساخت فیلم از روی رمانش معتقد بود که تهیه کننده اصلا به رمان او وفادار نبوده است لذااو علیه تهیه کننده فیلم اقامه دعوا می کند.(در برخی از سایتها خواندم که او به همین دلیل از دیدن فیلم امتناع ورزید - حال او چگونه متوجه عدم وفاداری فیلم به رمانش گردید برای بروبیکر یک علامت سوال است؟)


در ایران این کتاب توسط سعید باستانی ترجمه گردید و انتشارات نیل نیز بعنوان ناشر آنرا به چاپ رسانید. اما نکته جالب در خصوص نسخه اصلی این کتاب می باشد. همانطور که در بخش اول مشاهده می کنید تهیه کننده این فیلم مایکل داگلاس فرزند کرک داگلاس فقید می باشد. کرک داگلاس امتیاز این کتاب را در همان روزهای نخستین خریداری می کند.

او تصمیم داشته تا روزی و در فرصتی مناسب این فیلم را خودش بسازد و حتی نقش اول آنرا نیز خودش بازی کند. اما تاخیر در ساخت فیلم باعث می گردد که او برای بازی در نقش مک مورفی خیلی پیر شده باشد و شاید باید گفت از این بابت اهالی سینما شانس آوردند. زیرا جک نیکلسون با بازی در این فیلم یک نقش جاودان را از خود برای ما به یادگار گذاشت.

یازیگران فیلم برای برقرار کردن ارتباط با نقش خود در نزدیک تیمارستان ایالتی اورگان مستقر می شوند و مرتب با بیماران در ارتباط بودند و از حرکات و رفتارهای آنان الگو برداری می کنند. سیمپسون که نقش رئیس را بازی می کند خود یک سرخپوست واقعی بود. فورمن از انواع و اقسام ابزارهای خود جهت آشنایی هنرپیشه های فیلم با ادا و رفتارهای دیوانگان استفاده می کند. او حتی فیلم دیوانگان تیتی کات را به اعضای فیلم خود نمایش می دهد.

اغلب بازیگران این فیلم پس از اکران فیلم با پیشنهادهای زیادی روبرو شدند. نقش مک مورفی را ابتدا قرار بود جیمز کان بازی کند اما در نهایت این نقش به جک نیکلسون واگذار گردید.


دوبله فیلم :

برای دیدن اسامی گویندگان این فیلم می توانید به لینک زیر بروید که سم اسپید محترم  زحمت آنرا کشیده اند.

http://cafeclassic4.ir/thread-132-post-5...ml#pid5733

بنظر من در ایران یکی از نقات قوت این فیلم دوبله زیبای این فیلم بود. این فیلم آنقدر زیبا دوبله گردید که با وجود گذشتن سالهای زیادی از دوبله آن هنوز مجددا دوبله نگردیده است. من اعتراف می کنم وقتی برای بار اول که این فیلم را دیدم تنها چیزی که من را ترغیب نمود تا فیلم را تا پایان ببینم صداهای ماندگار دوبلورها بود. جدا از محوریت فیلم که به روی صدا پیشگی ناصر تهماسب بجای مک مورفی بود اما من بشدت مجذوب گویندگی پرویزهای این فیلم شدم. پرویز ربیعی و پرویز نارنجیهای فقید.

پرویر نارنجیهای فقید بسیار زیبا و مضلومانه بجای چارلی گویندگی کرد. سکانسی را که او مطالبه یک نخ سیگار را می کند بسیار دوست داشتم. همان سکانسی که پس از کشمکشهای طولانی وقتی به او یک نخ سیگار میدهند او می گوید: من سیگار خودمو میخوام.


انتخاب خسرو خسرو شاهی برای تک تک کارکترها بنظر من خیلی هوشمندانه بود. او خود با گویندگی بجای یکی از دیوانگان که دارای لکنت زبان هم بود بنظر من ریسک بزرگی نمود. البته سم سپید محترم در یکی از پستهای خود اشاره به این موضوع داشتند که این فیلم در دوبله کاملا نابود شد که البته دلیل آنرا حداقل بنده متوجه نشدم و اگر من به دوبله زیبای این فیلم اشاره داشتم صرفا از منظر گویش گویندگان می باشد:

http://cafeclassic4.ir/thread-132-post-2...l#pid21396

در پایان امیدوارم در جستاری که اخیرا از تاپیک دیگری استقلال یافته است برای شروع فیلم مناسبی انتخاب شده باشد و امیدوارم دوستان نیز برداشتهای خود را از این فیلم ابراز نمایند.

     




۱۳۹۳/۴/۵ عصر ۰۶:۱۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, مگی گربه, اسپونز, زبل خان, سرهنگ آلن فاکنر, سروان رنو, Papillon, بانو, خانم لمپرت, پرشیا, حمید هامون, Classic, لوئیس دگا, اسکورپان شیردل, سناتور, شیخ حسن جوری, rahgozar_bineshan, کارآگاه علوی, باربوسا
لوئیس دگا آفلاین
جاعل اوراق قرضه ملی
***

ارسال ها: 14
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۴/۱۸
اعتبار: 9


تشکرها : 20
( 213 تشکر در 6 ارسال )
شماره ارسال: #2
RE: دیوانه از قفس پرید

به شخصه معتقدم "دیوانه ای از قفس پرید" یکی از بهترین اقتباس های سینمایی است. و این در حالی است که این فیلم با کتاب "پرواز بر فراز آشیانه فاخته" تفاوت هایی فاحش دارد. کتاب کن کیسی یک شاهکار به تمام معناست. دریچه ای فوق العاده به دنیای ذهنی افرادی که ذهنی مغشوش دارند. ترسیم قاعده مند جهانی بی قاعده. روایت دقیق جنون است با توصیف هایی بی همتا و بدیع، که باعث می شوند خواننده احساس کند می تواند دیوانگی را فهم کند. حال آنکه فهم دیوانگی محال است. رمان از زاویه نگاه "رئیس" روایت می شود. سرخ پوستی که به شدت به پارانویا مبتلاست. پارانویایی که به علت قتل پدر به دست سفید پوستان به وجود آمده است. بله راوی داستان حالت عادی ندارد. در رمان کیسی افراد آسایشگاه روانی فی الواقع بیمارند. اما در فیلم فورمن تصویر به گونه ی دیگری است. فیلم فورمن اینگونه القا می کند که مک مورفی و رئیس افراد سالمی هستند که برای "جامعه" تهدید به حساب می آیند. چرا که ناهنجاری ها و تفاوت آن ها با دیگران، ناشی از درک درستشان از مفهوم سلطه است. سلطه ی هنجار ها، سلطه ی دولت، سلطه ی پرستار راچد و ... . مک مورفیِ فورمن قهرمانِ ستیز با سلطه است. کنشگری است که از تمام ابزارهای ممکن برای به زانو در آوردن سلطه (ی راچد، سلطه ی قوانین بیمارستان و ...) بهره می گیرد. در حالی که قهرمان رمان کیسی با سلطه ای مبارزه می کند که در "ذهن" او وجود دارد. مک مورفیِ رمان "می اندیشد" که سلطه وجود دارد و مخاطب همواره با این پرسش بی پاسخ روبرو است که "توهم مک مورفی تا چه اندازه واقعی است؟ آیا واقعا دسیسه ای در میان است؟ یا اینکه مک مورفی واقعا دیوانه است؟". کتاب حتی از این هم فراتر می رود. این سوال به گونه ای حتی نگران کننده تر مطرح می شود؛ "چقدر تصور رئیس از تصوراتِ مک مورفی منطبق بر واقعیت بیرونی است؟" یا "آیا کشته شدن مک مورفی به دست رئیس، و با تمام توجیهات گفته شده در کتاب، تنها عملی جنون آمیز از یک انسان دیوانه نیست؟" مگر نه آنکه دیوانگان رفتار خود را عاقلانه می پندارند. همان طور که هر کدام از ما گمان می بریم که دیوانه نیستیم.

با همه ی اینها قرائت فورمن از رمان بی نظیر است. فورمن نگاهی متفاوت را بر درون مایه ی رمان سوار می کند. فیلم و کتاب دو اثر کاملا متفاوتند که هر کدام یک شاهکار به حساب می آیند. فورمن همانند یک فاخته، تخم ذهنیات خود را در لانه ی پرنده ی دیگری به نام کیسی می گذارد. تا ما دلخوش باشیم به پرواز بر فراز آشیانه فاخته.

کات/.


امضاء نزدیک بین
۱۳۹۳/۴/۸ صبح ۰۶:۲۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, برو بیکر, اسکورپان شیردل, مگی گربه, BATMAN, پرشیا, خانم لمپرت, زبل خان, سرهنگ آلن فاکنر, بانو, Papillon, حمید هامون, شیخ حسن جوری, rahgozar_bineshan, هانا اشمیت, کارآگاه علوی, Memento, باربوسا
ارسال پاسخ