[-]
جعبه پيام
» <Emiliano> یکی از این عزیزان Dude بزرگوار هستن که بدین‌وسیله در اینجا ازشون ممنون هستم.
» <Emiliano> وجود دوستان فرهیخته با کوله‌باری از دانش و تجربه در این انجمن افتخاریه بزرگ برای بنده و ازشون درس می‌گیرم.
» <سروان رنو> جالب بود ! عجب پوستری از "بر باد رفته" ... https://www.1pezeshk.com/wp-content/uplo....30.05.jpg
» <کنتس پابرهنه> این طراح خوش ذوق چه ساده و زیبا به سکانس های کلیدی فیلم ها اشاره کرده... https://www.1pezeshk.com/archives/2024/0...style.html
» <پیرمرد> متأسفانه سعید راد درگذشت، روحش شاد و یادش گرامی
» <پیرمرد> سپاسگزارم از جناب سروان که بنده را با دورین گری مقایسه نفرمودند
» <پیرمرد> سلام و عرض احترام خدمت دوستان کافه کلاسیک و تشکر از سرکار خانم کنتس گرامی
» <سروان رنو> پیرمرد مانند بنجامین باتن هر روز جوانتر می شود
» <کنتس پابرهنه> به به... بعد از مدت ها درود جناب پیرمرد عزیز
» <دون دیه‌گو دلاوگا> «قاضی می‌رود» : https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...0#pid45610
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 7 رای - 3.86 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بیاد هنرمندان سینمای ایران
نویسنده پیام
برو بیکر آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 355
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۸/۲۲
اعتبار: 37


تشکرها : 3248
( 6975 تشکر در 203 ارسال )
شماره ارسال: #80
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران

بیاد قریب سینمای ایران که غریب رفت ....

امروز پانزدهم آذرماه مصادف است با سالروز تولد شاپور قریب. شاپور خان تولدت مبارک

این روزها شبکه تماشا در حال پخش سریال زیبائیست که در زمان پخش خود بسیار محبوب بود و به دلها می نشست. هم بخاطر ترانه زیبای تیتراژش و هم بخاطر نویسنده توانایش و هم به یمن بازی بازیگرانش و هم به لطف کارگردان بزرگش. روزگار جوانی را می گویم. سریالی که در روزگار جوانی ام پخش می گردید. اگر چه اینروزها به یمن اتفاقات اخیر جوهر قلمم خشک شده و اشتیاق نوشتن ندارم اما یاد کردن از بزرگان چیزی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. زیرا این بزرگان هستی بخش خاطرات ما هستند. از طرفی با پخش مجدد سریال زیبای روزگار جوانی و همچنین تولد خالقش تنور داغ بود و نخواستم مطلب بیات شود.

در این جستار همیشه به سراغ هنرمندانی رفتم که در کافه به حق خود نرسیده بودند. اولین بار با خاطره ساز روزهای خوب کودکیم شروع کردم. زنده یاد فرهنگ مهرپرور و خاطرم هست پس از آن هر بار که در این جستار پستی ارسال می کردم زاپاتای عزیز ناگفته ها و مطالب از قلم افتاده من را تکمیل می کردند. بنابر این قبل از استارت مطالب این پست را تقدیم می دارم به زاپاتای عزیز و سایر پیشکسوتان کافه:

قدیمیها شاپور قریب را بیشتر می شناسند تا جوانان امروزی. جنس کارهای او با سایر کارگردانهای هم عصر خود متفاوت بود. شاپور قریب متولد پانزدهم آذرماه سال 1311 در شهر سمنان می باشد. او پله های ترقی در عرصه سینما و تاتر را به آرامی و درست طی نمود. سالها دستیار بود ، سناریو می نوشت ، بازیگردانی می کرد و آنقدر خاک خورد و خاک خورد تا آنکه دل به دریا زد و اولین کار مستقل خود را پس از تقریبا 25 سال دستیاری مقابل دوربین می برد. آنروزها مثل الآن نبود که بعضی ها یک شبه ره صد ساله روند.

شاپور قریب قبل از آنکه یک کارگردان مطرح باشد یک نویسنده تمام عیار بود . او اغلب آثار خود را خودش می نویسد . البته سناریوی برخی از فیلمهایش را نیز دیگران نوشته اند اما آثاری که خودش نوشته است به مراتب موفق تر بوده اند. او قبل از آنکه اولین فیلم خود را بسازد دو کتاب به نامهای  عصر پاییزی و گنبد حلبی را به چاپ می رساند.

همانطور که خدمت دوستان عرض کردم جنس کارهای شاپور قریب با سایر کارگردان هم عصر خود متفاوت بود. کافیست نگاهی به آثار او داشته باشید تا به گفته من برسید. در زمانی که فیلمهای بزن در رو و رقص و آواز های کافه ای مخاطبان زیادی را به سالنهای سینما می کشاند ساخت فیلمی مانند خروس و کاکو واقعا با عیاری بالا در صنعت سینمای ما می درخشد. او تا قبل از انقلاب 57 یازده فیلم سینمایی را کارگردانی می کند.

بسیاری از مردم عامی او را با ممل آمریکایی می شناسند اما برای بروبیکر خروس یک چیز دیگریست. او همچنین در کارنامه خود دختر شاه پریون - عروس بیانکا - رقاصه شهر - کاکو - بدنام - غریبه - مرد شرقی و زن فرنگی  و بت شکن را نیز دارد. شاپور قریب نهایتا با فیلم سه ماه تعطیلی به کارنامه خود در سینمای قبل از انقلاب پایان می دهد و به 9 سال تعطیلی می رود. در کارهای او نوسان زیادی از لحاظ کیفی وجود دارد اما جالب است بدانیم که موفقیت یک فیلم داستانی و کودکانه او در سال 1354 به مراتب از بسیاری از آثار سینمایی او بیشتر بود.

هفت تیرهای چوبی او هنوز پس از گذشت چهل سال کلی حرف برای گفتن دارد. کاری به تهیه کنندگی کانون فکری کودکان که مانند ساز دهنی رنگ و بوی خاصی داشت . شاپور قریب که در سینمای پیش از انقلاب در سال 1354 تجربه بازی گرفتن از بازیگران بزرگی چون بهروز وثوقی و گوگوش را با فیلم ممل آمریکایی در کارنامه خود داشت در بعد از انقلاب و پس از 9 سال کناره گیری به سراغ مهدی هاشمی و افسانه بایگان و فخری خوروش می رود تا در سال 1365 فیلم بگذار زندگی کنم را بسازد. او در فیلم از زنده یادان احمد قدکچیان و مهری ودادیان و پروین سلیمانی و کیومرث ملک مطیعی و مهین شهابی نیز بازی می گیرد که متاسفانه هیچیک در قید حیات نیستند.

او سپس تا سال 1384 هفت فیلم دیگر به نامهای سایه های غم - روزهای بلند انتظار - بازگشت قهرمان - خانواده کوچک ما - اشک و لبخند - کفشهای جیرجیرک دار و سوگند را می سازد. پرونده فیلمهای او سپس با ساخت یکی از اپیزودهای فیلم ایستگاه آخر بنام ملاقات در سال 1389 بسته می شود.

شاپور قریب در اغلب آثار خود به دلیل اعتقادی که به نقش موسیقی در سینما داشت از موسیقی دانان بزرگی استفاده می کند. او ساخت موسیقی هفت تیرهای چوبی و رقاصه شهر را به اسفندیار منفرد زاده می سپارد . واروژان نیز سازنده موسیقی فیلم زیبای خروس می شود . واروژان همکاری خود را با شاپور قریب در فیلم ممل آمریکایی هم ادامه می دهد. پس از انقلاب 57 سازنده موسیقی چهار فیلم اولش کامبیز روشن روان بود . آندره آرزومانیان نیز موسیقی فیلم خانوده کوچک ما را می سازد . ساخت موسیقی اشک و لبخند را نیز بعهده کارن همایونفر می گذارد .

او حتی وقتی با تلویزیون همکاری می کند و سریال روزگار جوانی را می سازد با یک ترانه زیبا مخاطبین را به استقبال سریال خود می برد. محمد رضا عیوضی وقتی ترانه خود را با اولین مصرع آن ( مثل یک رنگین کمون هفت رنگ ) آغاز می کند تمام مخاطبین را تا مصرع آخرش ( همدلی از همزبونی بهتره) پای تلویزیون میخکوب می کرد.

سریال روزگار جوانی در سال 1377 و به سفارش شبکه تهران زمینه همکاری اصغر فرهادی را که آنروزها اشتهار امروز را نداشت با شاپور قریب فراهم ساخت. اما همکاری او فقط تا قسمت دوازدهم ادامه پیدا می کند و تهیه کننده سریال یعنی اصغر توسلی کارگردانی این سریال را از قسمت سیزدهم بعهده می گیرد. تحقیقات بروبیکر هم در خصوص عدم همکاری آقای قریب با مجموعه نتیجه ای در بر نداشت.

اقبال عمومی این سریال باعث گردید تا شبکه تهران فصل دوم این سریال را یکسال بعد به روی آنتن ببرد اما در فصل دوم اصغر فرهادی نیز گروه را ترک می کند. شاید به همین دلایل بود که فصل دوم سریال هرگز اقبالش به فصل اول نرسید. شاپور قریب در روزگار جوانی هم باز مانند فیلمهای سینمایی که ساخته بود کاری متفاوت با سایر سریالها ارائه داد. هرچند نویسندگی اصغر فرهادی در مقبولیت این سریال بی تاثیر نبود اما بازی گرفتن از بازیگران توسط شاپور قریب نیز باز در نوع خود بی نظیر بود.

اگر آثار او را مرور کنید خواهید دید او از بازیگرانش یک بازی متفاوت با سایر نقشهای قبلیشان می گیرد. سعید راد در خروس با سعید راد همیشگی بسیار متفاوت بود. حتی بهروز وثوقی در ممل آمریکایی با سایر بهروز وثوقیها متفاوت بود. همین تفاوتها بود که او تصمیم گرفت برای اولین بار نصرالله رادش را که تا پیش از این در نقشهای کمدی ظاهر می گزدید برای اولین بار در یک نقش جدی ظاهر نماید.

در سال 1389 آلزایمر به سراغ شاپور قریب می آید و او را خانه نشین میکند. در اواخر سال 1390 وقتی اصغر فرهادی خبر بیماری او را دریافت می کند به محض بازگشت از سفری که جایزه اسکار را برای او به ارمغان آورده بود به همراه عزت الله انتظامی به عیادت قریب می رود. شاپور قریب و همسرش در یک روز برفی میزبان آقای بازیگر و اصغر فرهادی بودند و با هم خاطرات سریال روزگار جوانی را مرور کردند. اصغر فرهادی می گوید دیدن فیلم هفت تیرهای چوبی آقای قریب من را به سینما علاقمند کرد.

سه ماه بعد در 16 خرداد ماه سال 1391 خبر کوتاهی روی سایتهای خبری قرار گرفت : خالق ممل آمریکایی در گذشت. به همین سادگی.

پنج شنبه 18 خزداد ماه پیکر شاپور قریب از مقابل تالار وحدت بسوی قطعه هنرمندان بهشت زهرا تشییع می گردد. مراسم ساده ای که در سکوت خبری و با حضور اندک دوستان سینمایی او برگزار می گردد. پوری بنایی - داریوش اسد زاده - افسانه بایگان - حبیب اسماعیلی - همایون اسعدیان و ...... از شرکت کنندگان در مراسم او بودند.

اما همسر شاپور قریب تنها کسی بود که چه در زمان حیات او  و چه بعد از فوتش از مسئولین بشدت انتقاد کرد. او از کوتاهی مسئولین در زمان حیات شاپور قریب انتقاد نمود و اینکه پرداخت ماهیانه 180 هزار تومان از محل طرح اکرام در شان شاپور قریب نبود. شاید به همین دلیل بود که وقتی آقای میر علایی در اواخر حیات شاپور قریب او را به جشنواره کودک اصفهان دعوت می کند همسرش دعوت ایشان را رد می کند و می گوید هزینه دعوت و اسکان ایشان را صرف بهبودی او کنید. شما هنوز به وعده خود در عیادت از شاپور قریب مبنی بر تهیه تشک لرزان عمل نکردید. همسر شاپور قریب که پدرش نیز از فیلمبرداران قدیمی سینما بود با اشاره به وضعیت همسر و پدرش می گوید از سینمایی که آدمهایش چنین سرنوشتی دارند متنفرم!!!!!

شاپور قریب می رود اما یادگارهای او در سینمای ایران برای سالهای سال باقی می ماند.

۱۳۹۳/۹/۱۵ عصر ۰۶:۲۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : گولاگ, Kurt Steiner, زینال بندری, مگی گربه, زرد ابری, Classic, بلوندی غریبه, BATMAN, برت گوردون, سرهنگ آلن فاکنر, فرانکنشتاین, پرشیا, سروان رنو, اکتورز, اکتورز, فیلیپ ژربیه, منصور, شیخ حسن جوری, هانا اشمیت, rahgozar_bineshan, خانم لمپرت, بولیت, حمید هامون, اسپونز, اسکورپان شیردل, animamix, زاپاتا, زبل خان, کارآگاه علوی, نایب تیمور خان, گروهبان گارسیا, سی.سی. باکستر, ژنرال
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
بیاد هنرمندان سینمای ایران - بانو - ۱۳۹۱/۵/۹, عصر ۰۴:۳۹
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران - ایرج - ۱۳۹۱/۱۲/۲۵, صبح ۰۲:۲۶
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران - Blanche - ۱۳۹۲/۱۰/۲۷, عصر ۰۷:۲۴
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران - Blanche - ۱۳۹۲/۱۰/۲۴, صبح ۱۰:۲۶
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران - منصور - ۱۳۹۲/۱۰/۲۴, صبح ۱۱:۰۲
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران - برو بیکر - ۱۳۹۳/۹/۱۵ عصر ۰۶:۲۸
مرتضی احمدی - پیرمرد - ۱۳۹۳/۹/۳۰, عصر ۰۴:۳۵
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران - jack regan - ۱۳۹۳/۱۰/۱۰, صبح ۰۸:۰۹
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران - منصور - ۱۳۹۳/۱۰/۲۲, صبح ۱۱:۴۲
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران - هایدی - ۱۳۹۳/۱۲/۱۶, عصر ۰۴:۱۳
تنها صداست که می ماند - مراد بیگ - ۱۳۹۷/۶/۲۴, صبح ۱۱:۴۹
به زمان ِ زاون - دون دیه‌گو دلاوگا - ۱۳۹۷/۹/۱۷, عصر ۰۱:۳۴
بیاد استاد پرویز بهرام - مراد بیگ - ۱۳۹۸/۳/۸, صبح ۰۴:۵۵
به یاد استاد رضا عبدی - مراد بیگ - ۱۳۹۸/۸/۲۵, صبح ۰۲:۴۲
بیاد فریماه فرجامی عزیز - سروان رنو - ۱۴۰۲/۴/۱۱, صبح ۱۲:۰۴
به مناسبت روز مادر - BATMAN - ۱۳۹۴/۱/۲۳, صبح ۰۳:۳۰
به مناسبت روز پدر - BATMAN - ۱۳۹۴/۲/۱۱, عصر ۰۷:۳۷
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران - BATMAN - ۱۳۹۴/۱۱/۶, عصر ۰۹:۴۶
RE: یک عکس ... یک خاطره - سناتور - ۱۳۹۴/۱۱/۶, عصر ۱۰:۴۵