[-]
جعبه پيام
» <پیرمرد> سپاسگزارم از جناب سروان که بنده را با دورین گری مقایسه نفرمودند
» <پیرمرد> سلام و عرض احترام خدمت دوستان کافه کلاسیک و تشکر از سرکار خانم کنتس گرامی
» <سروان رنو> پیرمرد مانند بنجامین باتن هر روز جوانتر می شود
» <کنتس پابرهنه> به به... بعد از مدت ها درود جناب پیرمرد عزیز
» <دون دیه‌گو دلاوگا> «قاضی می‌رود» : https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...0#pid45610
» <رابرت> کالت کلاب در "یادش بخیر..." https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...7#pid45627
» <ترنچ موزر> دونالد ساترلند ، از بازماندگان سینما کلاسیک درگذشت
» <لوک مک گرگور> پت و مت یا جن و جودی؟! https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...9#pid45599
» <شارینگهام> پست بسیار زیبا و سینمایی ورزش 3 در وصف برد پرگل آلمان https://www.varzesh3.com/news/2048718
» <سروان رنو> آقای اسمیت به واشنگتن می رود ! ... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...5#pid45595
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 7 رای - 3.86 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بیاد هنرمندان سینمای ایران
نویسنده پیام
برو بیکر آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 355
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۸/۲۲
اعتبار: 37


تشکرها : 3248
( 6975 تشکر در 203 ارسال )
شماره ارسال: #65
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران

روزی روزگاری پیرمردی بود که با تفنگ سر پرش  در پشت کوه های بلند  به انتظار نشسته بود.

در غروب یک روز پائیزی صفر بیک رخت سفر بست

سفری که نه حساب داشت نه کتاب

صفر بیک صحرای بدون مراد را تاب نیاورد.

حالا او بدون تفنگ سر پرش از پشت کوه های بلند هم عبور می کند

بهروز مسروری

این روزها با پخش دو سریال پی در پی از بهروز مسروری از شبکه تماشا بیشتر پی به بازی روان و زیبای این هنرمند ناشناس بردم. صفر بیکِ روزی روزگاری و اوس اسیِ آشپز باشی از آندسته بازیگرانی بود که متاسفانه به حق خود در این وادی نرسید.

بهروز (قربان) مسروری متولد سال 1329 از خطه شمال (رامسر) بود. او از همان عنفوان جوانی عاشق تاتر و صحنه بود. وی در دهه پنجاه با تدریس در کانون پرورشی کودکان و نوجوانان عاشق آن بود تا آموخته های خود را در اختیار دیگران قرار دهد.

او با توجه به اینکه در شمال کشور به دنیا آمده بود شاگردان زیادی را در این حوزه در شهرستانهای چالوس و نوشهر تربیت نمود. اما پس از انقلاب او وارد حوزه رادیو و تلویزیون نیز گردید و نمایشنامه های زیادی را گویندگی نمود. وی عاشق گویندگی در نمایشنامه های رادیویی  بود و متعقد بود با نمایشنامه های رادیویی می توان به بسیاری از نقشهای رمانها که اجرای تاتر آنها بواسطه هزینه های دکور و صحنه ناممکن است با صداپیشگی و احساس جان بخشید.

بهروز مسروری در عرصه سینما و تلوزیون هیچگاه صاحب نقش اول نگردید. هرچند چهره و استعداد ذاتی او بنظر من پتانسیل آنرا داشت که نقشهای بزرگتری را نیز بازی کند. هر بیننده ای وقتی نقشهای کوتاه او را در فیلمهایی که نقش آفرینی نموده را ببیند به راحتی می تواند پی به ظرافتهای بازی او ببرد.

وی در فیلم پرده آخر در نقش یک پاسبان دوره رضا شاه فقط در چند سکانس کوتاه مقابل دوربین قرار میگیرد. اما تاثیر گذار ترین بازی او در شاهکار روزی روزگاری ساخته امرالله احمد جو بود. من هر بار که این سریال را می دیدم جدا از سایر بازیگران نام آشنایی که در سایر فیلمها دیده بودیمشان همیشه بدنبال آن بودم که هنرپیشه صفر بیک کیست و چرا فیلم دیگری از او ندیده ام و در دل بازی او را تحسین می کردم.

نحوه تغییر میمیک صورتش در ادای دیالوگهایش کاملا گویای این بود که او باید یک هنرپیشه حرفه ای تاتر باشد. وقتی او را مجددا در سریال دیگر احمد جو دیدم کاملا واضح بود که اگر سایر کارگردانان مانند احمد جو با او آشنا بودند و به کارش اعتقاد داشتند می توانست بجای بسیاری از نا بازیگرانی که صرفا به واسطه دوستی و آشنایی با عوامل فیلم فقط موجب خرد شدن اعصاب بینندگان میگردند و پایه ثابت سریالهای تلوزیونی هستند بازی کند. انصافا قضاوت کنید بازیِ نا بازیگرانی چون شاهرخ استخری - نیما شاهرخ شاهی - احمد پور مخبر - حسن جوهرچی و .......  که هر ساله سوگلی سریالهای مناسبتی صدا و سیما می باشند را مقایسه کنید با بازیِ هنرپیشه کاربلدی چون بهروز مسروری ......... !!!!!

در واقع بهروز مسروری هنرپیشه ثابت سریالهای امرالله احمد جو بود و او در سه گانه های خود بجز سریال روزی روزگاری از بهروز مسروری در تفنگ سر پر و پشت کوه های بلند نیز بازی میگیرد. هرچند که معتقدم امرالله احمد جو اگر دهها سریال دیگر هم به سبک روزی روزگاری بسازد دیگر هرگز نمی تواند موفقیت و محبوبیت روزی روزگاری را بدست آورد.

بازی زیبای بهروز مسروری در نقش آشپز ارشد آقای اکبر عالیمقام در سریال آشپز باشی کمتر بیننده ای را می تواند به یقین برساند که او همان صفر بیک است و بنظر من این یعنی اوج هنر یک هنرپیشه. در عرصه سینما و تلویزیون ما کمتر هنر پیشه ای با چنین قابلیتهایی داریم. قصد مقایسه ندارم اما شادروان پرویز فنی زاده نیز همین خصوصیت را داشت و اگر نگاهی به شخصیتهای او داشته باشیم پی به این موضوع می بریم که اگر بینندگان نام او را در تیتراژ فیلم نبینند مشکل بتوانند پی به هویتش ببرند. با این تفاوت که پرویز فنی زاده این شانس را داشت که با واگذاری چند نقش مهم به او برای همیشه در یادها بماند اما از بهروز مسروری چنین شانسی دریغ گردید.

او این اواخر  تنها مامن ارائه هنرش رادیو بود که متاسفانه مسئولین رادیو این دلخوشی را نیز از او گرفتند تا اینکه او در یک عصر جمعه هفتم مهرماه سال 1391 در منزلش بسیار غریبانه جان به جان آفرین تسلیم نمود و رفت در پی مراد  خود در عالمی دیگر.

جنازه او دو روز پس از مرگش در نهم مهرماه سال 1391 در اندوه فراوان و با حضور جمع بسیاری از همکارانش در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد و عجبا که بسیاری از مردم هنوز نمی دانند که صفر بیک روزی روزگاری همان اوس اسی آشپرباشی ست (که اینروزها از شبکه تماشا در حال پخش است ) که اتفاقا در قید حیات هم نمی باشد.

از دیگر آثاری که بهروز مسروری در آنها شرکت داشت می توان به مجموعه تلوزیونی پیر وفا و راویان اخبار و همچنین حکایت نامه و روزهای زندگی و حرفه ای نیز اشاره کرد. تعداد آثار مطرح او علیرقم قابلیتهایش بدلیل نداشتن لابی و نخوردن نان به نرخ روز و چاپلوسی به اندازه انگشتان یک دست هم نمی رسد.

آتش تقی پور و بهزاد فرهانی و انوشیروان ارجمند در مراسم خاکسپاری او در تجلیل از بهروز حرفهای تکاندهنده ای زدند اما کو گوش شنوا؟؟

آتش تقی پور گفت :بهروز مسروری با آن چشمان نافذش، هنرمند مقابلش را تحت نفوذ خود قرار می‌داد، چنین کسی که نفوذ و صداقت در چشمانش موج می‌زد چرا باید کم کار می‌شد؟ شایستگی او خیلی وسیع‌تر از کاری بود که به او محول می‌شد. زمانی که از بیماری او مطلع شدم به خیلی از مراکز تلفن کردم، اما متأسفانه ایشان با مناعت طبع و بزرگواری‌ای که داشت حاضر نبود زیر بار برود و در آخر زندگی‌اش هم دستش خالی از مسایل مالی و پر از اندوخته‌های معنوی بود. ‌این مورد، ‌از مرگ وی هم دردناک‌تر است. او می‌توانست زندگی بهتری داشته باشد، اگر توجه بیشتری دریافت می‌کرد.

بهزاد فراهانی نیز ضمن انتقاد شدید از حراست رادیو که مانع حضور او در رادیو شدند در وصف او  گفت:  چنته بهروز از داشته‌های هنری‌ پر بود، جغرافیایی که برای نقش طی میکرد بالاتر از کشورش بود، آقای تقی‌پور درباره چشمهای نافذ بهروز حرف زد؛ من می‌خواهم از دستهای او بگویم تأثیرگزاری دستهای او در سریال احمدجو فوق‌العاده بود و دلیل این تأثیرگزاری، داشته‌های او بود. او هنرمند مقتدر و باسوادی بود. به قدری که در خواندن و آکسون‌گزاری نمایشنامه و شعر وسواس به خرج می‌داد و وقت می‌گذاشت تا اصل شعرها را پیدا کند.

انوشیروان ارجمند نیز در توصیف بهروز مسروری  گفت: عشق بهروز حضور در رادیو بود و این عشق از سوی مدیران این رسانه از وی دریغ شد و حسرت این حضور بر دل او ماند.
ما همه رفتنی هستیم اما ای کاش ما هم نگرش، هنر، اندیشه و جهان‌بینی بهروز را داشتیم. نگرشی که باعث می‌شد بخواهد اثر هنری خوب به کارگردان تحویل دهد. کاری مطابق میل مخاطب و مطابق با ایمان خودش. از نظر من هنرمند کسی است که سربلند زندگی می‌کند و مسروری چنین بود. او حتا حاضر بود در فیلم‌های کوتاه فیلمسازان هم بازی کند و این ناشی از نگرش مثبت او نسبت به هنر بود.
  بهروز به خاطر صداقتش، اگر دستش هم تهی بود، به طرف کسی دراز نمی‌شد. هرگز نزد کسی گردن خم نکرد، از اثرش با گردن افراشته حمایت کرد. او موهایش سفید شد تا به نسل جوان آموخته‌هایش را منتقل کند،‌ رنج کشید تا به جوانان انگیزه زندگی بدهد و من به مسئولان رادیو می‌گویم این هنرمند نمرده است، او زنده است.

همسر بهروز مسروری نیز در مراسم خاکسپاری شوهرش گفت: امروز روز خوبی برای بهروز است چون در یک‌سال گذشته، آرزو داشت همکارانش دورش جمع شوند.بهروز تا آخرین لحظه عمر در حسرت حضور دوباره در عرصه رادیو ماند و تا روز آخر پیگیر بخش ارزشیابی بود و متاسفانه در یکسال اخیر به وی جواب مشخصی ندادند و این در حالی بود که بهروز حاضر بود برای رادیو رایگان کار کند.!!!!!!



 دختر بهروز مسروری نیز به نمایندگی از برادرش شایام مسروری نامه تسلیت وی را خواند و سپس گفت: پدرم همه عمرش را صرف هنرش کرد. تمام ثروت او عکس های آلبوم تئاترش است. او جاودانه است، چون هنر، جاودانه است.

و نهایتا اینکه پیکر بهروز مسروری در سیل اشکهای بی وقفه محمود فیلی همبازی او در نقشهای نسیم و بسیم بیگ و بوسه های غم انگیز دخترش آیدا بر تصویر پدر و بدون حضور هیچیک از مسئولین و مقامات رادیو و تلوزیون برای همیشه به خاک سپرده شد. و بروبیکر معتقد است این داستان تکراری بازهم و بازهم تکرار خواهد شد. من نمی دانم حراست رادیو نمایش به چه دلیلی از یکسال قبل از مرگ او از ورود بهروز مسروری به رادیو ممانعت بعمل می آورد اما قطعا هرچه باشد امروز چه کسی حاضر است پاسخ محروم کردن مردم را از هنرِ یک هنرمند واقعی بدهد؟

بهروز مسروری رفت اما اگر او همین امروز معجزه ای شود و سر از خاک بیرون آورد قطعا دیگر کسی نه از چشمان نافذش سخنی میگوید و نه از چنته هنریش و باز باید در ارائه هنرش در انتهای صف بیایستد. درست نمی گم؟؟؟ 

ارادتمند همه دوستان کافه

بروبیکر

ویرایش: الان داشتم قسمت سوم آشپزباشی را از شبکه تماشا مشاهده می کردم (هرشب ساعت 21) وقتی خوب به بازی اوس اسی دقت کردم متوجه گویش و صدای حرفه ای او نیز شدم و بی دلیل نبود که او این اواخر در رادیو نمایش بکار گویندگی نمایشنامه مشغول بود. اگر فرصت کردید ببینید . با اینکه او تجربه ای در دوبله فیلم نداشت اما بنظر من صدای گرم و زیبایی داشت و اگر وارد این عرصه میگردید حتما جایگاه خوبی پیدا میکرد. هرچند مرحوم حسین معمار زاده بجای صفر بیک به زیبایی گویندگی نمود اما صدای خودش هم پتانسیل آنرا داشت که بجای صفر بیگ گویندگی کند. روحش شاد




۱۳۹۳/۴/۱۱ عصر ۰۵:۰۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مگی گربه, منصور, بانو, Classic, Achilles, سناتور, خانم لمپرت, BATMAN, Joe Bradley, حمید هامون, سرهنگ آلن فاکنر, شیخ حسن جوری, اسپونز, اسکورپان شیردل, جیسون بورن, rahgozar_bineshan, پرشیا, سروان رنو, terme, زبل خان, کارآگاه علوی, پیرمرد, گولاگ, زرد ابری, اکتورز, animamix, L.B.Jefferies, نایب تیمور خان, گروهبان گارسیا, واتسون, هایدی, مراد بیگ, ژنرال
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
بیاد هنرمندان سینمای ایران - بانو - ۱۳۹۱/۵/۹, عصر ۰۴:۳۹
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران - ایرج - ۱۳۹۱/۱۲/۲۵, صبح ۰۲:۲۶
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران - Blanche - ۱۳۹۲/۱۰/۲۷, عصر ۰۷:۲۴
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران - Blanche - ۱۳۹۲/۱۰/۲۴, صبح ۱۰:۲۶
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران - منصور - ۱۳۹۲/۱۰/۲۴, صبح ۱۱:۰۲
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران - برو بیکر - ۱۳۹۳/۴/۱۱ عصر ۰۵:۰۵
مرتضی احمدی - پیرمرد - ۱۳۹۳/۹/۳۰, عصر ۰۴:۳۵
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران - jack regan - ۱۳۹۳/۱۰/۱۰, صبح ۰۸:۰۹
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران - منصور - ۱۳۹۳/۱۰/۲۲, صبح ۱۱:۴۲
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران - هایدی - ۱۳۹۳/۱۲/۱۶, عصر ۰۴:۱۳
تنها صداست که می ماند - مراد بیگ - ۱۳۹۷/۶/۲۴, صبح ۱۱:۴۹
به زمان ِ زاون - دون دیه‌گو دلاوگا - ۱۳۹۷/۹/۱۷, عصر ۰۱:۳۴
بیاد استاد پرویز بهرام - مراد بیگ - ۱۳۹۸/۳/۸, صبح ۰۴:۵۵
به یاد استاد رضا عبدی - مراد بیگ - ۱۳۹۸/۸/۲۵, صبح ۰۲:۴۲
بیاد فریماه فرجامی عزیز - سروان رنو - ۱۴۰۲/۴/۱۱, صبح ۱۲:۰۴
به مناسبت روز مادر - BATMAN - ۱۳۹۴/۱/۲۳, صبح ۰۳:۳۰
به مناسبت روز پدر - BATMAN - ۱۳۹۴/۲/۱۱, عصر ۰۷:۳۷
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران - BATMAN - ۱۳۹۴/۱۱/۶, عصر ۰۹:۴۶
RE: یک عکس ... یک خاطره - سناتور - ۱۳۹۴/۱۱/۶, عصر ۱۰:۴۵