[-]
جعبه پيام
» <مارک واتنی> آدمیرال گرامی سپاس
» <آدمیرال گلوبال> ممنون از مارک واتنی بابت کارتون های اخیر...
» <مارک واتنی> رابرت عزیز ارادتمندم
» <رابرت> تشکر از اظهار محبت شارینگهام عزیز و سپاس از مارک واتنی به خاطر مجموعه "پروفسور بالتازار"
» <رابرت> آلبرت کمپیون عزیز، متأسفانه مشکل عدم رعایت پاکیزگی و حقوق شهروندی در مناطق شمالی کشور به خاطر حضور بعضی گردشگران بی‌فرهنگ، مضاعف می‌شود!
» <شارینگهام> برگی زرین در کارنامه ی رابرت عزیز
» <مارک واتنی> کارتون به یاد ماندنی "پروفسور بالتازار" دوبله فارسی و کامل : https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...8#pid45508
» <آلبرت کمپیون> جناب رابرت، مطلب "نوروز خود را چگونه گذراندم؟" خیلی حق بود. شما تنها نیستید برادر، ما هم تقریباً همین مشکلات رو داریم.
» <رابرت> به یاد مرحوم قاسم افشار در "خاطرات سودا زده من" https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...4#pid45504
» <شارینگهام> مستند «سرانجام رعفت» هم اکنون از شبکه ی مستند
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 11 رای - 4.18 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آخرین فیلم کلاسیک که دیدم ...
نویسنده پیام
سم اسپید آفلاین
پیشکسوت
*

ارسال ها: 485
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۱/۸
اعتبار: 52


تشکرها : 2700
( 5520 تشکر در 315 ارسال )
شماره ارسال: #116
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

آرگو، ساخته بن افلک، 2012

آرگو سومین فیلم بلند بن افلک در مقام کارگردان است از آن دسته بازیگران بی استعداد متکی بر جذابیت چهره همچون تام کروز (البته کمی با استعدادتر از تام کروز) که پس از سالها بازیگری هوس کارگردانی کرده است. افلک از آن دسته بازیگرانیست که مانند جودی فاستر از کودکی و از سن 9 سالگی وارد سینما شده است ولی سیری که فاستر تا به امروز طی کرده و استعدادی که از خود نشان داده است هیچگاه در افلک دیده نشد. پیش از دیدن فیلم تصور آنچنانی از ساختار و کیفیت فیلم نداشتم هر چند که هیچوقت اعتقادی به انواع و اقسام جایزه و تعریف و تمجید جشنواره ها نداشتم و ندارم ولی از آنجا که هالیوود دست روی حساس ترین نطقه در روابط ایران و آمریکا و شاید بزرگترین اتفاق در سیاست خارجی ایران گذاشته بود تا حدودی خوشبین بودم ولی پس از دیدن فیلم کاملا نا امید شدم و به این نکته پی بردم که 100% با پشتیبانی محافل دست راستی و رادیکال آمریکا برای لطمه بیشتر به روابط دو کشور و جلوگیری از مذاکره مستقیم ساخته شده است. ای کاش اگر قرار بود چنین فیلمی ساخته شود از استیون اسپیلبرگ استفاده می شد. اسپیلبرگ فیلم های خوبی در این ژانر همچون فهرست شیندلر و مونیخ را در کارنامه خود دارد و در حال حاضر تنها کارگردانی که به نظر من می توانست فیلمی آبرومند و دارای استانداردهای جهانی از این داستان بسازد فقط خود اوست.

فیلم با وقایع نگاری کوتاهی از تاریخ ایران، روابط ایران و آمریکا و اتفاقاتی که از دید سازنده منجر به تسخیر سفارت آمریکا در سال 58 شده است می پردازد. با اینکه سکانس ابتدایی فیلم و محاصره سفارت تا حدودی خوب از کار درآمده است اما لهجه آمریکایی خلبان ایرانی هلیکوپتر از همان ابتدای فیلم تو ذوق بیننده ایرانی می زنه (و حتی در جائی دیگر لهجه افغانی) و به این نتیجه می رسیم که توجه چندانی به جزئیات نشده است. چنانکه در سکانس های بعدی نیز این چنین بی دقتی هایی کاملا مشهود است که به آنها هم خواهم پرداخت.

یکی از صحنه های مضحک فیلم پس از اشغال سفارت عکسی از آیت الله خمینی هست که با دارت هدفگیری شده است.

تا جائیکه من می دونم اصولا سفارت هر کشوری کارهای مهمتری از دارت بازی داره مضاف بر اینکه روابط ایران و آمریکا تا قبل از اشغال سفارت آنچنان تیره و تار نبوده و هیچیک از مقامات بلند پایه حکومت موافق اشغال سفارت نبودند. ایالات متحده آمریکا همانقدر که در سرنگونی دولت مصدق تأثیرگذار بود در به روی کار آمدن مذهبیون در ایران هم تأثیرگذار بود.

تدوین فیلم کیفیت خوبی نداره و با ضرباهنگ کلی فیلم همخوانی نداره، خصوصا در صحنه اشغال سفارت ترس و استیصال آنچنانی در کارمندان سفارت و بخصوص در مورد مراجعه کنندگانی که برای دریافت ویزا آمده اند دیده نمیشه. اصولا تدوین این چنین فیلم هایی که وقایع نگاری تاریخی رو نشان می دهند بسیار سخت و دشوار است و در مواردی که اساس داستان هم بر تعقیب و گریز و فرار استوار است تدوین باید آنقدر کیفیت مطلوب داشته باشد که حس همذات پنداری بیننده را تا آخر فیلم حفظ کند.

در بین سکانس ها تا حد ممکن باید از میان نویس استفاده میشد در حالیکه اصلا استفاده نشده است. در مورد فیلم هایی از این دست به دلیل اینکه جابجایی بین صحنه زیاد و تعداد لوکوشین ها هم زیاد هست، مضاف بر اینکه نمای معرف هم به بیننده نشون داده نمیشه حتما باید از میان نویس استفاده بشه وگرنه بیننده رو گیج و سردرگم می کنه.به عنوان مثال اولین نمای بعد از فرار از سفارت کات میشه به یک مکان نامعلوم در یک کشور نامعلوم:

و بلافاصله پشت سر هم دیالوگ های طولانی که اصلا به بیننده فرصت نمیده بفهمه کجا هست. اگه درگیر دیالوگ بشه لوکیشن رو از دست میده و اگه درگیر لوکیشن بشه دیالوگ رو از دست میده. کارگردان به خیال خودش تصور کرده حرکت پای کارمندان سفارت رو به حرکت پای کارمندان سیا کات بده تا هیجان فیلم حفظ بشه. ولی مشکل اینجا هست که ما با کارمندان سفارت آشنا هستیم با لوکیشن اونها آشنا هستیم ولی از نفرات بعد هیچ اطلاعی نداریم، مضاف بر اینکه هیچ ارتباط معنادار و زیباشناختی هم در کاتی که بین دو صحنه داده شده وجود نداره و بیش از یک تقلید کاملا ناشیانه از تدوین نیست. تدوین عصای دست کارگردان هست، هیچ فیلم خوبی نیست که تدوین خوبی نداشته باشه به همین کارگردان های بزرگ دنیا همیشه در کنار تدوینگران فیلم هاشون می شینند تا حاصل کار کاملا یکدست در بیاد.

نماهای کلیشه ای تو فیلم خیلی زیاد هست، بازیگر خونی که کف خیابون هست رو لگد می کنه برای اینکه ترس و اضطرابش به بیننده منتقل بشه، دائم آرم سپاه پاسداران رو در و دیوار نشون داده میشه، بازیگر هنگام فرار از سفارت دستش رو عکسی از نیویورک با برج های دو قلو میذاره که مثلا نشون داده بشه آرزوی آزادی و رسیدن به کشورش رو داره.

در بعضی از قسمت های فیلم وقایعی که در اون زمان اتفاق میفتاده بدرستی نشون داده شده و کاملا واقعی هست مثل صحنه ای که عده ای رو بطور فرضی تیرباران می کنن:

ولی در کل اینکه آیا با گروگان های آمریکایی هم اینچنین رفتاری شده یا نه خودش جای ابهام داره و بیشتر بخاطر ایجاد حس تنفر از انقلابیون در فیلم گنجانده شده.

یا مثلا صحنه اعدام خیابانی شخصی که معلوم نیست کی هست و به چه علت به اون شلیک میشه باعث تنفر مستخدمه سفارت کانادا از انقلابیون و کمک به فرار کارمندان سفارت میشه.

یه صحنه جالب دیگه که تو فیلم دیدم آرم بالای تاکسی های تو خیابون بود که در جهت عکس قرار داده شده بود و آدم رو یاد کرگدن مینداخت تا تاکسی، سن من که اونقدر قد نمیده ولی اگر از دوستان کافه همچین چیزی تا بحال دیده خوشحال میشیم ما رو هم مطلع کنه.

صحنه فرار انتهای فیلم هم کاملا کلیشه ای و بسیار بد ساخته شده و تعلیق آنچنانی به بیننده منتقل نمیکنه. در کل اینقدر که به معادل سازی و گریم اهمیت داده شده به فیلمنامه، کارگردانی و بسیاری مسائل دیگه هیچ توجهی نشده. در نوشته های انتهای فیلم کاملا زحمتی که برای شبیه سازی کشیده شده مشخص هست ولی صد افسوس که به اصل داستان، شخصیت پردازی و بسیاری حقایق تاریخی اهمیت داده نشده است. در واقع هدف اصلی فیلم همون مسائلی بود که ابتدای نوشته هام گفتم و چیزی بیشتر از اون نیست. از تمام اینها که بگذریم جالبترین صحنه برای من در این فیلم این صحنه بود:

صحنه پرواز هواپیمای حامل کارمندان سفارت بر فراز تهران و مشاهده 3 عدد موتور اسپلیت با مارک آرچلیک (ساخت ترکیه) در حد فاصل سال های 1979 تا 1980 پیش از اونکه اسپلیت اختراع بشه هست. خوشحال میشم دوستان دیگر کافه هم نظر خودشون رو در مورد این فیلم بیان کنند شاید من زیادی بدبینانه به فیلم نگاه کرده ام.


مشکل من با دنیا این است که او همیشه یک گیلاس از من عقب تر است (هامفری بوگارت)
۱۳۹۱/۱۱/۲۴ صبح ۱۲:۳۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا, پرشیا, BATMAN, اسکورپان شیردل, دزیره, فورست, راتسو ریــزو, جو گیلیس, بهزاد ستوده, حمید هامون, بانو, پدرام, مگی گربه, سناتور, Papillon, اسکارلت اُهارا, آماندا, دلشدگان, ژان والژان, کنتس پابرهنه, خانم لمپرت, واتسون
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
RE: - سروان رنو - ۱۳۸۸/۵/۲۳, صبح ۰۲:۲۷
RE: - soheil - ۱۳۸۸/۷/۲۲, صبح ۱۰:۵۱
RE: آخرین فیلمی که دیدم ... - MunChy - ۱۳۸۸/۸/۱۸, عصر ۰۶:۳۵
RE: آخرین فیلمی که دیدم ... - سروان رنو - ۱۳۸۸/۸/۱۹, صبح ۱۲:۳۷
RE: آخرین فیلمی که دیدم ... - Classic - ۱۳۸۸/۱۱/۱, صبح ۰۱:۱۵
RE: آخرین فیلمی که دیدم ... - Negar - ۱۳۸۸/۱۲/۱۷, صبح ۰۱:۲۳
RE: آخرین فیلمی که دیدم ... - Classic - ۱۳۸۹/۲/۱۱, عصر ۱۰:۳۹
RE: آخرین فیلمی که دیدم ... - Savezva - ۱۳۸۹/۲/۱۸, عصر ۰۲:۵۱
RE: آخرین فیلمی که دیدم ... - سروان رنو - ۱۳۸۹/۲/۱۶, عصر ۰۸:۴۰
RE: آخرین فیلمی که دیدم ... - Classic - ۱۳۸۹/۲/۲۰, صبح ۰۱:۱۱
RE: آخرین فیلمی که دیدم ... - سروان رنو - ۱۳۸۹/۲/۱۹, عصر ۰۷:۵۳
RE: آخرین فیلمی که دیدم ... - Rick - ۱۳۸۹/۳/۱۱, صبح ۰۵:۲۵
RE: آخرین فیلمی که دیدم ... - سروان رنو - ۱۳۸۹/۳/۱۱, عصر ۰۷:۴۶
RE: آخرین فیلمی که دیدم ... - سروان رنو - ۱۳۸۹/۳/۱۲, عصر ۱۰:۱۴
RE: آخرین فیلمی که دیدم ... - Rick - ۱۳۸۹/۳/۲۰, صبح ۰۵:۲۵
RE: آخرین فیلمی که دیدم ... - Classic - ۱۳۸۹/۴/۱۸, عصر ۱۱:۵۶
RE: آخرین فیلمی که دیدم ... - john doe - ۱۳۸۹/۴/۱۹, صبح ۱۲:۴۲
RE: آخرین فیلمی که دیدم ... - دزیره - ۱۳۸۹/۸/۲۸, صبح ۰۳:۴۹
RE: آخرین فیلمی که دیدم ... - سروان رنو - ۱۳۸۹/۸/۳۰, صبح ۱۲:۲۷
RE: آخرین فیلمی که دیدم ... - دزیره - ۱۳۸۹/۹/۷, صبح ۰۱:۰۱
RE: آخرین فیلمی که دیدم ... - سم اسپید - ۱۳۸۹/۹/۱۵, صبح ۰۲:۰۱
RE: آخرین فیلمی که دیدم ... - دزیره - ۱۳۸۹/۹/۱۸, صبح ۰۹:۴۰
RE: آخرین فیلمی که دیدم ... - سروان رنو - ۱۳۸۹/۹/۱۸, عصر ۱۰:۴۳
RE: آخرین فیلمی که دیدم ... - golaftab - ۱۳۸۹/۹/۲۲, عصر ۰۲:۳۳
RE: آخرین فیلمی که دیدم ... - FONDA - ۱۳۸۹/۹/۲۲, عصر ۱۱:۱۱
RE: آخرین فیلمی که دیدم ... - Classic - ۱۳۸۹/۱۱/۲۷, عصر ۰۸:۰۸
RE: آخرین فیلمی که دیدم ... - هری لایم - ۱۳۸۹/۱۱/۲۷, عصر ۰۸:۴۷
RE: آخرین فیلمی که دیدم ... - sokOoooot - ۱۳۹۰/۱/۲۵, صبح ۰۱:۰۶
RE: آخرین فیلمی که دیدم ... - sokOoooot - ۱۳۹۰/۱/۲۶, صبح ۰۱:۱۷
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ... - Blanche - ۱۳۹۰/۱۰/۱۵, صبح ۱۱:۱۴
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ... - رزا - ۱۳۹۰/۱۲/۱۸, عصر ۰۸:۲۰
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ... - بتی - ۱۳۹۰/۱۲/۲۰, عصر ۰۳:۰۳
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ... - سم اسپید - ۱۳۹۱/۱۱/۲۴ صبح ۱۲:۳۵
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ... - BATMAN - ۱۳۹۱/۱۱/۲۴, عصر ۰۶:۵۸
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ... - BATMAN - ۱۳۹۲/۲/۲۳, عصر ۰۶:۳۵
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ... - BATMAN - ۱۳۹۲/۳/۳۱, عصر ۱۱:۳۲
Mr. Smith goes to Washington 1939 - سروان رنو - ۱۴۰۰/۱۱/۹, عصر ۰۲:۲۳
عروس سیاهپوش 1968 - آلبرت کمپیون - ۱۴۰۰/۱۱/۲۸, عصر ۰۳:۲۸
RE: آخرین فیلم کلاسیک که دیدم ... - soheil - ۱۴۰۱/۶/۱۸, عصر ۰۲:۳۹
سراسر شب - All Through the Night - سروان رنو - ۱۴۰۱/۱۱/۱, عصر ۰۷:۴۰
ساعات ناامیدی - پیرمرد - ۱۴۰۱/۱۲/۱۳, عصر ۰۳:۳۸
فیلم Life is beautiful 1997 - سروان رنو - ۱۴۰۲/۳/۳, صبح ۰۸:۳۱
RE: آخرین فیلم کلاسیک که دیدم ... - Dude - ۱۴۰۲/۶/۱۰, عصر ۱۱:۱۶
look-whos-back - آدمیرال گلوبال - ۱۴۰۲/۱۲/۲۷, عصر ۰۶:۳۷
نشانی از شر Touch of evil - سروان رنو - ۱۴۰۳/۱/۶, عصر ۰۹:۱۴