با درود، و تشکر دوباره بابت رفع مشکلی که باعثش شدم.
استنلی کوبریک بازیگرانش را- برخلاف هیچکاک- با حیوانات مقایسه نمیکرد، اما همانگونه با آنها رفتار میکرد.
فیلم "هراس و هوس"، که چهلهزار دلارش را از دوستان و آشنایان جمع کرده بود، و فیلم بعدیش، "بوسه قاتل"، با بودجهای هشتاد هزار دلاری، در چند جشنواره و سالن سینمایی اکران محدودی داشتند. کوبریک مورد توجه قرار گرفت و یافتن پول برای فیلمهایش آسانتر شد. برای "قتل"، دویستهزار دلاری از یونایتد آرتیستز گرفت. فیلم در چند کشور اروپایی اکران شد و حتی از سوی بفتا (BAFTA) مورد تحسین قرار گرفت.
به لطف این فیلم، "راههای افتخار" ساخته شد، وقتی استودیوها پروژه را رد کردند، کرک داگلاس به سراغ کوبریک آمد و در ازای نقش اصلی، قول پول داد. نتیجه فیلمی شد با بودجه یکمیلیونی، ستارهای بزرگ، و با فیلمبرداری مکرر بسیاری صحنهها! کرک، آدولف منژو را به خاطر میآورد، که پس از فیلمبرداری یکی از صحنهها گفت که، به نظرش خوب از کار درآمده و وقتش است که برود چیزی بخورد. اما کوبریک نظر دیگری داشت! وقتی که به برداشت هفدهم رسیدند. منژو با فحش به کوبریک حملهور شد، و تمام اقوام کارگردان، بیاستعدادی و البته سنش را، به یادش آورد!
میگویند صحنه غذا خوردن پایان فیلم را تا برداشت شصتم یا حتی هفتادم فیلمبرداری کرد. فیلم در آلمان ساخته میشد، به او گفتند اضافه کاری در این کشور ممنوع است، و ممکن است او را به زندان بیندازند! کوبریک با وجود اعتراض بازیگران، باز هم چند برداشت دیگر، زیر فحشهای آنها گرفت. "راههای افتخار" کمی بیشتر از هشت میلیون فروش کرد، اما در چند کشور اروپایی اکرانش ممنوع شد، چون تصویری نهچندان خوشایند از سربازانشان ارائه میداد.
کرک داگلاس تنها یک هفته پس از شروع فیلمبرداری "اسپارتاکوس"، آنتونی مان را اخراج کرد. کوبریک که طبق توافق، دو فیلم به داگلاس بدهکار بود، جایگزین شد، و طبق عادتش فوراً فیلمنامه را بازنویسی و روال خود را برقرار کرد. فیلمبردار، راسل متی، ادعا کرد استعفا داده بود، چون نمیتوانست کارش را انجام دهد، و کوبریک مدام بالای سرش بود. با این حال، بعدتر اسکار بهترین فیلمبرداری را دریافت کرد، هرچند پیشتر اصرار داشت نامش از تیتراژ حذف شود!
داگلاس، در تمام مدت فیلمبرداری با کوبریک درگیر بود و حتی، هر دو به روانپزشک مراجعه کردند. کوبریک بعدها گفت آن پزشک مهربان، کمکش کرد تا بتواند به داد و فریادهای کرک "با آرامش، گوش ندهد". داگلاس هم بعدها گفت، اخراج آنتونی مان بزرگترین اشتباه او بوده، بنابراین از مان عذرخواهی کرد و چند سال بعد ، با دادن کارگردانی "قهرمانان تلمارک" از او دلجویی کرد. کوبریک معتقد است "اسپارتاکوس" فیلم او نیست، که به او اجازه تغییرات در فیلمنامه ندادند و مونتاژ او را رد کردند. با بودجهای بین 12 تا 15 میلیون، فیلم 90 میلیون فروش کرد. هر چند استودیو، تنها پس از نمایش در اروپا به سود رسید.
برای "لولیتا"، بودجه دو میلیونی از سرمایهگذاران مستقل پیدا شد، که در انگلستان فیلمبرداری کرد. در آمریکا نه میلیون دلار فروش کرد، در بسیاری کشورها ممنوع شد، اما مورد پسند منتقدان قرار گرفت و تماشاگران را راضی کرد. فیلم نامزد اسکار بهترین فیلمنامه شد. بعدش "دکتر استرنجلاو" آمد، فیلمی دو میلیون دلاری برای استودیوی کلمبیا، که تنها شرط استودیو، حضور پیتر سلرز بود. نتیجه، فروشی دهمیلیونی و اثری ماندگار در تاریخ طنز سیاه سینما شد.
برای فیلم بعدیش، تقریباً 6 سال وقت صرف کرد. کوبریک با همکاری متخصصان مرتبط با پروژه و آرتور سی. کلارک، فیلمی ساخت که یک سال فیلمبرداری و سه سال کار بصری و فنی برد. آنقدر چیزهای مختلف امتحان کرد که، 10-12 میلیون دلار هزینه شد. "ادیسه فضایی" در آغاز شکست خورد، اما بهتدریج و در نهایت با هزینه 12 میلیون دلار، 56 میلیون در آمریکا و تقریباً همینقدر در جهان فروخت. کوبریک تنها اسکارش را، برای جلوههای ویژه همین فیلم گرفت.
بعدش میخواست "ناپلئون" را بسازد، اما شکست فیلم "واترلو"باعث شد، تهیهکنندگان نتیجه بگیرند که ناپلئون، مورد علاقه اندکی از ملت است، و کوبریک بی پول ماند. به یک فیلم کوچک روی آورد که بتواند در کوتاهترین زمان ممکن بسازد! و به این ترتیب، "پرتقال کوکی" متولد شد. مکداول بعدها گفت که متحمل مشقات بسیاری شد، علاوه بر برداشتهای استاندارد 100 تایی برای هر اپیزود، در حین آمادهسازی برای فیلمبرداری به کوبریک گفته بود، بسیار از مارها میترسد، و بلافاصله صحنهای با مار به فیلمنامه اضافه شد! فیلم تنها دو میلیون دلار هزینه داشت، اما بیش از صد میلیون دلار فروش کرد و چهار نامزدی اسکار گرفت.
در سال 1975،"بری لیندون"، که مدیون لغو "ناپلئون" بود بر روی پرده آمد. کوبریک نمیخواست از ایده چنین فیلمی دست بکشد و به سراغ رمانهای تاریخی رفت که میشد نسبتاً مقرون به صرفه ساخت. در نهایت، بری لیندون اثر ویلیام تکری انتخاب شد. تنها فیلمبرداریش تقریباً یک سال طول کشید. "لیندون" 12 میلیون هزینه داشت و 40 میلیون فروش کرد و ازهفت نامزدی اسکار، در چهار بخش فنی برنده شد، در بخش هایی که استنلی کوبریک در آن غایب بود!
"درخشش" شاید مشهورترین فیلم کوبریک باشد، به خاطر دریافت دو نامزدی تمشک طلایی هم! کوبریک بهعنوان بدترین کارگردان معرفی شد و استیون کینگ، همنظر بود. کینگ نمیفهمید چرا باید جک نیکلسون نقش اصلی را بازی کند. میگفت نیکلسون از اولین کادر، دیوانه بودنش مشهود است. در پاسخ به تمام اعتراضات کینگ، از او خواسته شد به کتابهایش برسد و در کار حرفه ای ها دخالت نکند. کوبریک معتقد بود که "درخشش"، یک ایده عالی داشت ولی بقیه چیزها باید تغییر میکرد. تعجبی ندارد که کینگ "درخشش" را دوست نداشت!
در صحنه فیلمبرداری، همه سختی کشیدند. کوبریک حتی اسکتمن کراترز را با صد برداشتش عاصی کرد، اما شلی دووال بیش از همه رنج برد. کوبریک در همان ابتدای فیلمبرداری به همه هشدار داد که با شلی صحبت نکنند و تحت هیچ شرایطی از او تعریف نکنند. خودش برای تمام صحنههای با او بیش از صد برداشت وقت صرف کرد و دائما توانایی بازیگری او را زیر سؤال می برد. گاهی حتی فیلمبرداری را متوقف میکرد تا چند دقیقه بر سرش، در حضور تمام گروه داد بزند. میگویند در یکی از چنین روزهایی، جک نیکلسون، ، برای دفاع از بازیگر زن و سایر بازیگران دخالت کرد. اما فقط برای مدت کوتاهی کارگر افتاد. دووال در نهایت نامزد تمشک طلایی شد! با این حال، فیلم با بودجه 19 میلیون دلار، در آمریکا 45 میلیون فروش کرد. منتقدان، فیلم و همه عواملش و - بیشتر از همه- کوبریک را مورد انتقاد قرار دادند، اما تا مدتی! به مرور به اثری کالت بدل شد.
بلافاصله پس از "درخشش"، کوبریک تصمیم گرفت یک فیلم درباره جنگ ویتنام بسازد. خودش می گفت که آنقدر دیالوگهای رمان گوستاو هاسفورد را دوست داشت که دیگر نمیتوانست به چیز دیگری فکر کند. در ارتباط با "غلاف تمام فلزی"، از انصراف آرنولد یاد میشود که "مرد فراری" را ترجیح داد. فیلم بین 15 تا 30 میلیون دلار هزینه داشت و حدود 120 میلیون فروش کرد، و فقط یک نامزدی اسکار برای فیلمنامه دریافت کرد.
کوبریک فیلم بعدی خود را پس از "غلاف"، را 12 سال بعد ساخت. ایده فیلم "چشمان کاملاً بسته" از دهه 60 در ذهن کوبریک بود. او داستان کوتاه "رؤیا" آرتور اشنیتسلر را خوانده بود و برای ساخت فیلم اشتیاق پیدا کرد، اما به دلایل مختلف، از جمله بودجه، تا دهه 90 به تعویق افتاد. کوبریک، تام کروز و نیکول کیدمن را برگزید و به گفته بسیاری، عمداً تلاش کرد رابطهشان را در طول فیلمبرداری متشنج کند! کروز از چند پروژه بزرگ هم باز ماند و فیلمبرداری "ماموریت غیرممکن 2" را تقریباً یک سال به تعویق انداختند. کیدمن، برخلاف کروز، از فیلمبرداری راضی بود و میگوید همه اینها او را به عنوان یک بازیگر ارتقا داد.
استنلی کوبریک ، پس از تحویل نسخه مونتاژ نهایی به استودیو، در هفتاد سالگی بر اثر حمله قلبی درگذشت. فیلم تابستان 1999 اکران شد، با بودجه 65 میلیون دلاری و فروش جهانی 162 میلیون دلار.