[-]
جعبه پيام
» <ترنچ موزر> دونالد ساترلند ، از بازماندگان سینما کلاسیک درگذشت
» <لوک مک گرگور> پت و مت یا جن و جودی؟! https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...9#pid45599
» <شارینگهام> پست بسیار زیبا و سینمایی ورزش 3 در وصف برد پرگل آلمان https://www.varzesh3.com/news/2048718
» <سروان رنو> آقای اسمیت به واشنگتن می رود ! ... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...5#pid45595
» <رابرت> "ناصر"های گوینده-دوبلور در "خاطرات سودا زده من" https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...2#pid45592
» <شارینگهام> تقدیم به کنتس عزیز: «نومید مشو ،امید می‌دار ای دل* در غیب عجایب است بسیار، ای دل»
» <کنتس پابرهنه> جناب شارینگهام عزیز مرسی برای این کشفیات... پس من از حالا به خودم وعده ی پنجمین ستاره رو دادم.
» <سروان رنو> بحث تاریخی درباره مهاجران و تیم ملی فوتبال آلمان و فرانسه ... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...8#pid45568
» <شارینگهام> سلام و درود ، خوش آمدید
» <master of puppet> سلام به تمامی کاربران کافه کلاسیک
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 3 رای - 3.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خاطرات غربت
نویسنده پیام
بـاب آفلاین
گمشده در ترجمه
*

ارسال ها: 22
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۹/۳/۳
اعتبار: 8


تشکرها : 0
( 235 تشکر در 21 ارسال )
شماره ارسال: #6
کار تیمی

همون طور که گفتم یک سری داکیومنت درست می کنیم راجع به هر چیزی! بعلاوه داکیومنت های زیادی هم از قبل درست شده و حالت استاندارد گرفته.

از این به بعد کار براشون ساده است. کافیه چشم بسته به داکیومنت ها عمل کنیم بدون این که فکر کنیم. چرا؟ چون ایمان داریم اونایی که این داکیومنت رو تهیه کردند به اندازه کافی روش فکر کردند. هر چیزی که اونجا هست حتما یک دلیل و ساعت ها کار فکری پشتش هست و به همین دلیل هر داکیومنتی که تهیه می کنیم باید بدون نقص باشه. چون در قبال آدم هایی که چشم بسته قراره ازش استفاده کنند مسئول هستیم!

از شما چه پنهان که این ویژگی شون هم برای من اذیت کننده است. من دوست دارم دلیل کاری که دارم می کنم رو بفهمم ولی در دنیای صنعتی همه نمی تونند (وقت ندارند) همه چیز رو بفهمند. این از اصول فرهنگ کار تیمی هست!

اینجا دقیقا معنی اصطلاح چرخیدن چرخ اقتصاد رو درک کردم. هر کسی برای خودش یک کار خیلی ساده رو داره انجام میده (عین یک چرخ دنده این ماشین عظیم : فقط کافیه اینجا اینجوری بچرخی : همینقدر ساده و حوصله سر بر) ولی کل سیستم داره به روانی حرکت می کنه. چون همه اجزاش دارن کار ساده خودشون رو به خوبی انجام میدن!

و این تا مقیاس بالا هم ادامه داره. از مقیاس فردی بالاتر بریم میرسیم به شرکت. خود شرکت هم کاری که داره انجام میده چنان پیچیده نیست. تقریبا همه کارهایی که لازم داریم رو به بقیه شرکت ها می سپاریم و خودمون روی یک چیز تمرکز داریم. ولی دوباره چون همه اون شرکت ها هم کارشون رو به خوبی انجام میدن همه چیز به خیر و خوشی انجام میشه.

برای داشتن دیدی روشن تر دوباره بیام تا مقیاس فردی. از همکاران من هستند کسایی که در دوران دانشجویی بازی های فکری اختراع کردند و به فروش صنعتی هم رسیده! اولش برام خیلی تعجب آور بود که چطور یک دانشجو می تونه این همه کار بکنه. ولی بعدا که توضیح داد فهمیدم که تقریبا همه کارهای بازی رو بیرون سپاری کرده بوده. از بازی فقط طرحش رو داشته. طرح رو به چند طراح گفته و اونا نقشه مهره های بازی رو براش طراحی کردند. از اون طرف نقشه مهره ها رو با چند کلیک توی فلان سایت سفارش ساخت مهره ها رو داده. کاتالوگ رو از یک سایت دیگه سفارش داده و جعبه بازی رو از یک سایت دیگه. بسته بندی رو یک جا براش انجام دادن و تبلیغات و فروش رو هم جایی دیگه! در صورتی که توی ایران اگه کسی بخواد همچین کاری بکنه تقریبا همه مراحل رو خودش باید به سختی انجام بده. ناگفته نماند که داشتن پول هم نقش بسیار پررنگی این وسط داره. هزینه ای که این کار براش داشته به نسبت درآمدهای اینجا ناچیز محسوب میشه درصورتی که توی ایران بجز پس انداز افراد هیچ چیزی ناچیز نیست.

نهایتا بگم که یک سخنرانی معروفی هست که میگه اگه ۳ تا میمون با ۳ تا انسان سر یک دسته موز رقابت کنند احتمال زیاد میمون ها برنده میشن! ولی اگه ۱۰۰۰ تا میمون با ۱۰۰۰ تا انسان مسابقه بدن ( و مسابقه رو هم به نسبت سخت ترش کنید) مسلما انسان ها برنده میشن. چون می تونند نقشه بکشند تقسیم کار کنند و یک پروژه بزرگ رو انجام بدن. در صورتی که میمون ها همه تک روی می کنند. خلاصه که احساس من (که دوست دارم از بقیه کارهای شرکت سر در بیارم) خیلی شبیه اون میمون هاست. با این طرز فکر از یک حدی بالاتر نمیشه رفت

۱۳۹۹/۳/۹ صبح ۱۰:۱۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پیرمرد, مارک واتنی, oceanic, دون دیه‌گو دلاوگا, پرنسس آنا, زرد ابری, سروان رنو, rahgozar_bineshan, آلبرت کمپیون, EDWIN, Papillon
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
خاطرات غربت - بـاب - ۱۳۹۹/۳/۴, صبح ۱۱:۳۵
کسل کنندگی - بـاب - ۱۳۹۹/۳/۵, عصر ۰۱:۰۶
سرد و اجتماعی - بـاب - ۱۳۹۹/۳/۶, صبح ۱۰:۳۷
بازی همیشگی - بـاب - ۱۳۹۹/۳/۷, عصر ۰۱:۲۴
احتیاط - بـاب - ۱۳۹۹/۳/۸, عصر ۰۳:۳۵
کار تیمی - بـاب - ۱۳۹۹/۳/۹ صبح ۱۰:۱۱
ما خیلی باحالیم! - بـاب - ۱۳۹۹/۳/۱۱, عصر ۱۲:۲۱
شست و شوی مغزی - بـاب - ۱۳۹۹/۳/۱۲, عصر ۰۹:۱۲
جیمزباند - بـاب - ۱۳۹۹/۳/۱۴, صبح ۱۲:۲۶
ارزش ها - بـاب - ۱۳۹۹/۳/۲۶, صبح ۰۲:۱۵
نژادپرستی - بـاب - ۱۳۹۹/۳/۲۷, صبح ۰۲:۲۲
بی فرهنگی - بـاب - ۱۳۹۹/۳/۳۰, صبح ۰۲:۰۵
نگاه کلان - بـاب - ۱۳۹۹/۳/۳۱, عصر ۰۵:۰۱
فرار از خود - بـاب - ۱۳۹۹/۴/۷, عصر ۰۷:۰۵
خاطرات مشترک - بـاب - ۱۳۹۹/۴/۲۸, عصر ۱۱:۳۵
پرواکتیو - بـاب - ۱۳۹۹/۱۰/۱۷, صبح ۰۳:۴۶