[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 13 رای - 4.08 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )
نویسنده پیام
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
****

ارسال ها: 355
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۳۱
اعتبار: 50


تشکرها : 1957
( 4355 تشکر در 290 ارسال )
شماره ارسال: #101
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

(۱۳۹۷/۶/۲۳ عصر ۰۳:۲۲)سروان رنو نوشته شده:  

اتفاقا  موضوع علت جدایی مونیک از آلبر برای من هم مدت ها معما بود.

حتی هنوز هم به یقین منطقی نرسیده ام گرچه در عشق هیچ منطق کاملی وجود ندارد.

در رابطه علت جدایی مونیک از آلبر چند نکته که باید بررسی و بازبینی شود:

- آلبر بیش از هر چیز عاشق کافه بود و بعد از آن هم پول

- مونیک برای آلبر یک ابزار بود برای پر کردن فضای خالی همسر معلول

- مکالمات آلبر در زندان چهره واقعی او را نشان می دهد.

- افسر متفقین مونیک را از بی آبرویی نجات داد و عشق واقعی را به او چشاند در حالی که آلبر قادر به ابراز روشن و عاشقانه ی عشق نبود.

- آلبر عاشق نبود. همه ی آدم های دور و برش برایش حکم ابزار را داشتند. نمونه اش حکم قتل به کوچکترین سوء ظن

-در روند فیلم مونیک هر لحظه آسمانی تر و دریایی تر می شود و آلبر زمینی تر و خاکی تر و آلوده تر

- فیلمساز هیچ تعلیقی در عشق میان آلبر و مونیک نگذاشته بود. حذف عامل اصلی گروه نجات با بمباران و ماجراهای ضد عشق در فیلم به ما می فهماند که ما با یک فیلم عاشقانه طرف نیستیم.  شاید ازدواج مونیک با افسر متفقین نمادی از پیوند میان بازماندگان جنگ با فاتحین آن باشد و غرض فیلمساز هیچ ربطی به عشق نداشته باشد.

- عشق و شادی مانند شکلات و پوستش در هم پیچیده اند. عشق آلبر مانند شکلاتی بی پوست آلوده و کثیف بود و خیانت به زنش از همان آغاز وجهه خوبی به شخصیت عاشقانه او نمی داد.

به هر حال موضوع خوبی است و می شود درباره آن یک موضوع جداب نوشت.


ارادتمند: کاپیتان اسکای
۱۳۹۷/۶/۲۳ عصر ۰۳:۴۷
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, کمیسر مولدوان, rahgozar_bineshan, زرد ابری, Classic, پرنسس آنا, مموله, مکس دی وینتر, جناب سرگرد, جیمز باند, لوک مک گرگور, کلانتر چانس, ممل آمریکایی
جناب سرگرد آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 180
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۵/۱۱
اعتبار: 12


تشکرها : 479
( 844 تشکر در 129 ارسال )
شماره ارسال: #102
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

درود بر دوستان

  یک قسمت کوتاه و جالب  از اوایل حضور سرگرد که  گروهبان تاکر رو به کافه میبره تا به اصطلاح فرهنگ دوبله خودمان در رستوران نوشیدنی  مهمونش کنه و از این طریق ازش اطلاعات کسب کنه . در زبان اصلی از گروهبان میپرسه ازدواج کردی اونهم میگه دوست دختر دارم و سرگرد هم میگه "من جدا شدم ...چون اون (همسرش ) نیرو دریایی ها رو ترجیح داد !!" ولی در دوبله گفت طلاقش دادم چون بی عاطفه بود ! و به عقیده من این عبارت جایگزین هیچ شباهتی با طنزهای تلخ سرگرد نداشت .

و به همین منوال سرتا سر سریال پر بود ازین لغات جایگزین نامناسب تا جایی که گاه گاه به شخصیت داستان لطمه میزد و دوستان خود آگاه تر هستند که چه خبر بود.

اساسا خانوم مونیک مهربان که یک عمر همسر آلبر معرفی شدند  از روابط اجتماعی فوق العاده ای برخوردار بودند و رفتارشون با همه حسنه بود ولی خوب شد نگفتن خواهر جناب سرگرده و کلا سانسور شد اون قسمتها !

عکس زیر یکی از قسمتهای مورد علاقه منه که جناب سرگرد بچه و مادرش رو میگیره تا ادرس فراریهارو گیر بیارن و اخرش منتهی میشه به خونه چند تا پیرزن .در سکانس آخر با نا امیدی به همکارش میگه "من امروز با تعقیب چنتا پیرزن و تهدید یه مادر و بچش تکلیف خودمو روشن کردم در حقیقت افتضاح کردم"

 قسمت بسیار دیدنی پاپوش درست کردن برای سرگرد توسط کسلر که ناموفق بود و هر کاری کرد سرگرد چیزی لو نداد

رو کردن دست البر و گروهش توسط سرگرد

قسمت غم انگیز پایان کار جناب سرگرد که من نمیبینم

ترنس هاردیمن یا همون جناب سرگرد خودمون در سریالهای مشابه ارتش سری با موضوع جنگ جهانی و متفاوت تر از اون نقش داشتن. سریال های اشنای  پوارو -بازرس مورس و سریالی که سالها قبل از برنامه کودک پخش میشدبه اسم  مدیر مدرسه که همین نقش باعث شهرت چشمگیرش شد و خیلی فیلمها و سریالهای دیگه با نقشهای جزیی.

"FAMILY AT WAR 1971"

سریال" COLDITZ 1974 "

"1978 ENEMY AT THE DOOR"

DEMON HEADMASTER

پوارو

و در پایان عکسهای دور همی!

این هم یک عکس یادگاری از بازیگران ارتش سری (فقط قد سرگرد برانت!!)

یعنی مطمئنم با دیدن این عکسها من بیشتر از خودشون بگم" یادش بخیر چه روزهایی!!!"

جالبه بدونید که مایکل کولورت یا همان سرگردبرانت در فیلم جنگ ستارگان  جورج لوکاس  بعنوان فرمانده یک سفینه نقش کوتاهی داشته همچنین در سریال خانم مارپل و شرلوک هولمز هم بازی کردن که اتفاقا قسمتهای دیدنی بودن.

دوستان خوب اگر احیانا مطالب یا عکسها تکراری بود ببخشید ولی بهرحال تجدید خاطرات دلچسبه  روزگار خوش و لحضه های شادی داشته باشید .


سلام سوسیس! تو یه مورچه ندیدی
۱۳۹۷/۸/۱۹ صبح ۰۴:۵۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, Emiliano, دون دیه‌گو دلاوگا, کمیسر مولدوان, Classic, کاپیتان اسکای, آدری لاووا, مموله, جیمز باند, پرنسس آنا, زرد ابری, مکس دی وینتر, LAUREL, شارینگهام, ممل آمریکایی
Emiliano آنلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 245
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۷/۵/۲۴
اعتبار: 25


تشکرها : 1313
( 2202 تشکر در 236 ارسال )
شماره ارسال: #103
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

(۱۳۹۷/۸/۱۹ صبح ۰۴:۵۶)جناب سرگرد نوشته شده:  

DEMON HEADMASTER

"جناب سرگرد" عزیز، با تشکر از شما؛ بخاطر، ارساله های کامل و ارزشمندتون، دیدم نام این سریال؛ یعنی، "The Demon Headmaster" رو فارسی نکردید.

باید خدمتتون عرض کنم که این سریال در بخش کودک و نوجوان شبکه ی دو، اواخر دهه ی 60 یا اوایل دهه ی 70 پخش می شد، تحت عنوان "امواج نامرئی".

و به شخصه خیلی ازش خوشم می یومد.

۱۳۹۷/۸/۱۹ صبح ۱۱:۲۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : جناب سرگرد, کاپیتان اسکای, آدری لاووا, مموله, سروان رنو, پرنسس آنا, زرد ابری, Classic, مکس دی وینتر, کمیسر مولدوان
فلیسیتی کینگ آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 4
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۷/۸/۲۱
اعتبار: 2


تشکرها : 3
( 22 تشکر در 3 ارسال )
شماره ارسال: #104
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

سلام دوستان تازه وارد کافه شدم {#smilies.rolleyes}

راستش برای سریال ارتش سری یک سری زیرنویس برای فصل دوم و سوم پیدا کردم

البته پرتغالی هست میتونم انگلیسی کنم ولی فارسی  گوگل ترنسلیت افتضاح میشه از

دوستان کسی میتونه برای فارسی کردنش کمک کنه ؟ همه چیزش تنظیم هست فقط یک نفر وارد به

انگلیسی لازم داره{#smilies.huh}

۱۳۹۷/۸/۲۹ عصر ۰۶:۳۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, زرد ابری, مکس دی وینتر, مموله
وولونته آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 5
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۷/۸/۲۸
اعتبار: 2


تشکرها : 9
( 36 تشکر در 5 ارسال )
شماره ارسال: #105
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

سلام بر دوستان کافه کلاسیک نشین یا کافه نات بر وزن آرگو نات..

من هم تازه به جمع شما حضرات پیوسته ام...

از ارتش سری و دیگر فیلم ها و سریال های دهه ی شصت نکته ای به ذهن ام خطور کرده

به نظرم سانسورهای آن دهه به گونه ای بود که مخاطب متوجه خلاء بشود.شاید یک زیرک خاصی پشت قیچی های سانسورچی وقت بود.همین که دوستان بر ابهام ها واقف می شدند یعنی که سه نقطه چین ها انقدر واضح بوده که مخاطب متوجه می شده است.

مثلا متوجه روابط عجیب غریب مونیک و اختلاف او با آلبر می شدیم. که البته شایعات نیز بر این ابهامات بیشتر دامن می زد.خاطرم هست می گفتند آلبر با ناتالی رابطه داشته و هربار زن بیمارش زنگ می زده و آلبر را از طبقه بالا فرامی خوانده در واقع آلبر جوری با ناتالی خلوت می کرده است. البته هنوزاهنوز اصل سریال را هم ندیده ام.

سپاس


درود بر هرچه رویاست. و صدا آغاز رویاست:
۱۳۹۷/۹/۱ عصر ۰۳:۳۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, مکس دی وینتر, مموله
فلیسیتی کینگ آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 4
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۷/۸/۲۱
اعتبار: 2


تشکرها : 3
( 22 تشکر در 3 ارسال )
شماره ارسال: #106
Question RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

سلام دوباره

زیر نویس انگلیسی فصل سوم  بلاخره موفق شدم آماده کنم البته بگم قسمت 12 و 14 کلا نبود {#smilies.biggrin}

 وقت کنم دو سه روز دیگه فصل دوم  اماده میکنم {#smilies.rolleyes}

http://s8.picofile.com/file/8344723700/sesean3.rar.html

۱۳۹۷/۹/۱۲ عصر ۱۰:۲۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, دون دیه‌گو دلاوگا, رابین‌هود, مکس دی وینتر, پرنسس آنا, کاپیتان اسکای
دون دیه‌گو دلاوگا آفلاین
مسافر سبزـپوش کافه
***

ارسال ها: 280
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۱۲/۶
اعتبار: 35


تشکرها : 1350
( 3305 تشکر در 266 ارسال )
شماره ارسال: #107
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

(۱۳۹۷/۹/۱۲ عصر ۱۰:۲۱)فلیسیتی کینگ نوشته شده:  

... البته بگم قسمت 12 و 14 کلا نبود ...

ممنون برای ارسال.

جالبه که زیرنویس انگلیسی این سریال، در اینترنت یافت نمی‌شود! و (بجز فصل 1) به فارسی هم ترجمه نشده است!


اگر قرار باشد سر یک سامورایی به ناگاه قطع شود، او باید بتواند یک کار دیگر را هم به انجام برساند با موفقیّت.
۱۳۹۷/۹/۱۳ عصر ۰۷:۴۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : زرد ابری, مکس دی وینتر, سروان رنو, پرنسس آنا, مموله
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 92


تشکرها : 12544
( 21099 تشکر در 1776 ارسال )
شماره ارسال: #108
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

(۱۳۹۷/۹/۱ عصر ۰۳:۳۷)وولونته نوشته شده:  

... می گفتند آلبر با ناتالی رابطه داشته و هربار زن بیمارش زنگ می زده و آلبر را از طبقه بالا فرامی خوانده در واقع آلبر جوری با ناتالی خلوت می کرده است. البته هنوزاهنوز اصل سریال را هم ندیده ام.

استغفرالله ... استغفرالله !

این شایعات به ناتالی  نمی چسبه. :llerr

نخست توجه تازه واردان گرامی رو به صفحات 1 تا 3 همین تاپیک جلب می کنم. چون معرفی شخصیت ها رو در او صفحات ,دوستان کافه به زیبایی گفته اند . حتما بخونید.

و اما بعد ...

ناتالی چنترن ( حفظ الله جمالها ) هیچ رابطه ای با آلبر نداشت. آلبر بیچاره حتی وقت نمی کرد به مونیک برسه !  ناتالی  طبع اش بلندتر بود . او  به سرگرد برادلی علاقه مند بود. :cheshmak:

پ.ن: دیدن چند باره این شخصیت های دوست داشتنی در پخش جدید شبکه جم عیش ما را مدام کرده !

..


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۳۹۷/۹/۲۴ عصر ۱۱:۵۹
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دون دیه‌گو دلاوگا, فلیسیتی کینگ, پرنسس آنا, لوک مک گرگور, Classic, مموله, جناب سرگرد, وولونته, کلانتر چانس, ممل آمریکایی
مموله آفلاین
رفیق فابریک
*

ارسال ها: 137
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۱۰/۲
اعتبار: 33


تشکرها : 2192
( 1204 تشکر در 132 ارسال )
شماره ارسال: #109
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

------------------------------------------------------------------------------------------

بله موافقم جناب سروان رنو

در مقایسه با مونیک ولیزا

ناتالی آش دهن سوزی هم نبود :D

---------------------------------------------------------------------------------------------

جناب سروان رنو ی عزیز

 امروز به مناسبت آغازسال نو مسیحی وکریسمس یک قسمت از سریال قصه های جزیره را به زبان اصلی می دیدم باور نمی کنید چقدر شوکه شدم وقتی صدای اصلی  عمه هتی  و فیلیسیتی رو شنیدم و با دوبله فارسی مقایسه کردم  چطور میشه اینقدر لحن و تن صدا رو به فارسی انطباق داد که حق مطلب ادا بشه کار مهوش افشاری و رفعت هاشم پور واقعا ستودنی است  به نظرم جا داره یک بخشی هم به سریال قصه های جزیره اختصاص داده بشه  واقعا جا برای بحث وتقدیر و تمجید و.. داره.

۱۳۹۷/۱۰/۱۱ عصر ۰۹:۳۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, فلیسیتی کینگ, کاپیتان اسکای, جناب سرگرد, ممل آمریکایی
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 92


تشکرها : 12544
( 21099 تشکر در 1776 ارسال )
شماره ارسال: #110
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

نسخه ی دوبله ی ادامه سریال ارتش سری که با نام کسلر ساخته شده بود هم اینک در یوتیوب قرار داده شده است . نسخه ی بدون قیلثر آن را که توسط سایت دیدئو dideo به یوتیوب لینک می شود را در زیر قرار داده ایم تا دوستان راحت تر بتوانند تماشا کنند.

بقیه قسمت ها را می توانید مستقیما از خود یوتیوب ( توسط فندق شکن ) و یا با واسطه dideo تماشا کنید.

من که فعلا دو قسمت اول آن را دیده ام  از کیفیت آن راضی بودم. اکثر دوبلورها همان گویندگان قبلی هستند. به خصوص کسلر که آقای طهماسب با صدای جادویی خود صحبت می کنند. مونیک هم همینطور. فقط حیف که آلبر , آن آلبر سابق نیست !


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۳۹۸/۴/۱۰ عصر ۱۰:۲۰
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مراد بیگ, Savezva, بانو الیزا, کاپیتان اسکای, پرنسس آنا, Classic, جناب سرگرد, مموله, شارینگهام
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
****

ارسال ها: 355
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۳۱
اعتبار: 50


تشکرها : 1957
( 4355 تشکر در 290 ارسال )
شماره ارسال: #111
بازیگران ارتش سری در یک قاب


ارادتمند: کاپیتان اسکای
۱۳۹۸/۴/۱۱ عصر ۱۰:۰۶
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, مراد بیگ, Savezva, سروان رنو, Kathy Day, جناب سرگرد, کمیسر مولدوان, مموله, آدمیرال گلوبال, ممل آمریکایی
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 92


تشکرها : 12544
( 21099 تشکر در 1776 ارسال )
شماره ارسال: #112
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

(۱۳۹۷/۱۰/۱۱ عصر ۰۹:۳۹)مموله نوشته شده:  

-----------------------------------------------------------------------------------------

بله موافقم جناب سروان رنو

در مقایسه با مونیک ولیزا

ناتالی آش دهن سوزی هم نبود :D

---------------------------------------------------------------------------------------------

جناب سروان رنو ی عزیز

 امروز به مناسبت آغازسال نو مسیحی وکریسمس یک قسمت از سریال قصه های جزیره را به زبان اصلی می دیدم باور نمی کنید چقدر شوکه شدم وقتی صدای اصلی  عمه هتی  و فیلیسیتی رو شنیدم و با دوبله فارسی مقایسه کردم  چطور میشه اینقدر لحن و تن صدا رو به فارسی انطباق داد که حق مطلب ادا بشه کار مهوش افشاری و رفعت هاشم پور واقعا ستودنی است  به نظرم جا داره یک بخشی هم به سریال قصه های جزیره اختصاص داده بشه  واقعا جا برای بحث وتقدیر و تمجید و.. داره.

متاسفانه ناتالی در سریال کسلر بسیار بدپوش و زشت شده است.

در ارتش سری جوان و بسیار شیک پوش بود. فکر می کنم شلختگی عصر جدید به او هم نفوذ کرده بود. خلاصه حسابی ناامیدمان کرد. اما مونیک تغییری نکرده بود. باید به سلیقه و دور اندیشی آلبر آفرین گفت !

و اما بعد ...

سریال قصه های جزیره از آن کارهایی است که وقتی می بینی گویی بهشت را در مقابل دیدگانت تماشا می کنی ..... زیبایی و زیبایی و شور و زندگی ... عمه هتی ... فلیسیتی ... فلیکس کینگ ... گاسپایک و ... و آن دهکده رویایی .... عشق است و بس .

:heart:


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۳۹۸/۵/۲ عصر ۰۹:۰۵
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ماهی گیر, کاپیتان اسکای, پرنسس آنا, Classic, شارینگهام, کمیسر مولدوان, مموله, کلانتر چانس, ممل آمریکایی
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
****

ارسال ها: 355
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۳۱
اعتبار: 50


تشکرها : 1957
( 4355 تشکر در 290 ارسال )
شماره ارسال: #113
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

(۱۳۹۸/۴/۱۰ عصر ۱۰:۲۰)سروان رنو نوشته شده:  

من که فعلا دو قسمت اول آن را دیده ام  از کیفیت آن راضی بودم. اکثر دوبلورها همان گویندگان قبلی هستند. به خصوص کسلر که آقای طهماسب با صدای جادویی خود صحبت می کنند. مونیک هم همینطور. فقط حیف که آلبر , آن آلبر سابق نیست !

سریال بی مایه و ضعیفی است و به هیچ عنوان در حد و اندازه یک سریال معمولی هم قابل بحث نیست. البته من نسخه سانسور شده را دیدم. تنها نقطه قوت در همان بخش نخست دیدار برخی از بازیگران نقش اصلی است که بدجوری تاثیرگذار و خاطره انگیز و نوستالژیک است.

خیلی زود متوجه می شویم که قرار نیست با آن ها در ادامه راه همراه شویم. در چند نمای کوتاه دیده می شوند و بناگاه در سریال گم می شوند. گویا کارگردان فقط برای جذابیت و کشش فیلم آن ها را به زور به فیلم چسبانده و بعد رهایشان کرده است. شخصیت پر ابهت کسلر اینجا جا نیافتاده و بازیگران دیگر به شدت سرد و بی روح هستند.

من نتوانستم با هیچ شخصیتی در فیلم همذات پنداری کنم و کم کم احساس کردم با یک فیلم گزارشی کسل کننده روبرو هستم.

اگر می خواهید مزه ملس ارتش سری از دهنتان بپرد تماشای سریال کسلر پیشنهاد خوبی است.


ارادتمند: کاپیتان اسکای
۱۳۹۸/۵/۱۴ عصر ۰۶:۱۹
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, سروان رنو, کلانتر چانس, کمیسر مولدوان, ممل آمریکایی
جناب سرگرد آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 180
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۵/۱۱
اعتبار: 12


تشکرها : 479
( 844 تشکر در 129 ارسال )
شماره ارسال: #114
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

(۱۳۹۸/۴/۱۰ عصر ۱۰:۲۰)سروان رنو نوشته شده:  

نسخه ی دوبله ی ادامه سریال ارتش سری که با نام کسلر ساخته شده بود هم اینک در یوتیوب قرار داده شده است . نسخه ی بدون قیلثر آن را که توسط سایت دیدئو dideo به یوتیوب لینک می شود را در زیر قرار داده ایم تا دوستان راحت تر بتوانند تماشا کنند.

با درود فراوان.

سریال قشنگیه البته همراه کنندگانش بیشتر بخاطر یاد و خاطره ای هست که همه از ارتش سری دارن و سریال طبق انتظار مخاطب با اون پس زمینه قبلی پیش نمیره و چقدر جای سرگرد راینهارت با اون صدای پر مهیب و برخوردهای جسورانه خالیه هزاران حیف .

فکر میکنم عمدا سایه ی شلختگی و کرختی بدون هیچ شور و هیجانی روی سریاله تا اون حال و هوای آشفتگی بعد از جنگ و یا اون کمبود نظم و اقتدار حس بشه و عده ای از خودشون پرسیدن جنگ تموم شد و ما بردیم خوب حالا چی...؟

سرگرد راینهارت یه جایی دیالوگ دوپهلو و معنا دار جالبی داشت به یکی از مشتری ها که به متلک بهش گفت فکر کردم همه آلمانیا رفتن گفت : از رفتن ما پشیمون میشید چون دیگه  حمایتی در کار نیست!

 بعد از جنگ متحدین جنایاتی انجام دادن که هرگز در زمان هیتلر آلمانیها به خودشون اجازه همچین نامردیهایی نمیدادن !!


سلام سوسیس! تو یه مورچه ندیدی
۱۳۹۸/۵/۲۲ عصر ۰۶:۲۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Kathy Day, کاپیتان اسکای, پرنسس آنا, Classic, مموله, کلانتر چانس, کمیسر مولدوان, ممل آمریکایی
KESSLER آفلاین
Schlächter von Brüssel
***

ارسال ها: 53
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۱/۱۷
اعتبار: 9


تشکرها : 138
( 431 تشکر در 49 ارسال )
شماره ارسال: #115
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

چه کسی ؟!!!

چه کسی این خائن بی وفا رو

خائن و محکوم به اعدام

به کافه راه داده؟

هر کس که بوده باید فردا صبح

قبل از ساعت 8 خودشو به

شماره 347 خیابان لوئیز

معرفی کنه !

درغیراینصورت افراد من

راس ساعت 10 صبح

20 نفر رو بعنوان گروگان دستگیر خواهند کرد.

و تازمانیکه گناهکار خودشو معرفی نکرده باشه

هر روز یک نفر بلژیکی رو اعدام خواهم کرد.

ظاهرا در مدتی که من به برلین رفته بودم

بی نظمی و بی قانونی حاکم شده !!!

همه خائنین به پیشوا قطعا اعدام خواهند شد.

سرگرد راینهارت

دیر یا زود....

HEIL HITLER

L. KESSLER

Ludwig Kessler


فقط یه چیز میتونه منو زنده نگهداره اونم صدای گرم ناصر طهماسبه و.
فقط یه چیز میتونه منو بترسونه اونم سرما و یخبندان روسیه است
لودویگ کسلر
۱۳۹۸/۶/۱۴ عصر ۱۱:۵۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, Classic, پرنسس آنا, مموله, مارک واتنی, کلانتر چانس, شارینگهام, کمیسر مولدوان, ممل آمریکایی
فلیسیتی کینگ آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 4
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۷/۸/۲۱
اعتبار: 2


تشکرها : 3
( 22 تشکر در 3 ارسال )
شماره ارسال: #116
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

اول سلام عيد همه مبارك

كي اين كسلر باز راه داد اول عيدي اينجا رو پادگان كرده

سوما فرمانده زياد دستور بدهي به عمه هتي ميگم بياد خدمتت برسه

چهارم يك عيدي كوچولو اوردم براتون اين زيرنويس كل سريال ارتش سري هست از اون اولي كه اوردم منظم تر و بهتر شده ولي خوب بعضي جاها هنوز كار داره

https://s16.picofile.com/file/8428345326...https://s16.picofile.com/file/8428345326/Deskto

۱۳۹۹/۱۲/۳۰ عصر ۰۷:۲۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مارک واتنی, دون دیه‌گو دلاوگا, آلبرت کمپیون, Classic, سروان رنو, کلانتر چانس, شارینگهام, آدمیرال گلوبال, کمیسر مولدوان
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 92


تشکرها : 12544
( 21099 تشکر در 1776 ارسال )
شماره ارسال: #117
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

- = اوست پایدار = -

گلچین روزگار چه خوش سلیقه است

امیلیانو خبر داد که دوست عزیزمون که فلیسیتی کینگ در آخرین پست صفحه قبل به او تاخته بود فوت شدند.rrrr:

سرهنگ لودویک کسلر بعد از یک عمر مجاهدت در راه پیشوا دیروز فوت کردند.cryyy!

وی افسری وفادار , وظیفه شناس , منظم , دقیق و آراسته بود که آزارش به مورچه هم نمی رسید چون در این سایز اصلا کار نمی کرد و آزارش بیشتر به فیل و خرس و تیراناسوروس می رسید .

مرحوم لودویک کسلر

آخرین جملات ایشان در بستر مرگ این بود که گرچه دارم می روم اما خوشحالم که صدها نفر را قبل از خودم از این دنیا مرخص کرده ام به خصوص سرگرد راینهارت !

همسر وفادارش - مادلین - تا واپسین لحظات در کنارش بود.

عاشقان ارتش سری این ضایعه جانگداز را به خاندان کسلر تسلیت عرض نموده و همزمان برای اعضای خط نجات در آن دنیا هشدارِ قرمز صادر می نماید.

از طرف جمعی از همکاران در گشتاپو ,  کارکنان کافه کاندید , بانشستگانِ زنده ی  ارتش سری , انجمن یهودیان بروکسل , خانواده فوآره و سایر منسوبین.

پی نوشت: دنبال مطلب درباره کلیفورد رُز می گشتم اما بیشتر نتایج گوگل به کافه خودمون برمی گشت  !

مادلین کسلر..


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۴۰۰/۸/۱۸ عصر ۱۰:۱۹
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : آلبرت کمپیون, پهلوان جواد, مارک واتنی, آقای ماگو, مورفیوس, مموله, Emiliano, فلیسیتی کینگ, آدمیرال گلوبال, Classic, oceanic, شارینگهام, کلانتر چانس, ممل آمریکایی, کوئیک, کمیسر مولدوان
سرگرد راینهارت آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 54
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۷/۱۱
اعتبار: 11


تشکرها : 184
( 438 تشکر در 46 ارسال )
شماره ارسال: #118
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

درود.برای دوستانی که پایان داستان شیرینی قصه را به کامشان تلخ کرد روایت جدیدی دارم.

من سرگرد راینهارت به اطلاع دوستداران خودم میرسانم میتوانید ادامه را چنین تصور کنید.من روایت میکنم.به ما چه که فیلمنامه نویس بیشتر از این حال نداشته یا ذوق نوشتن نداشته.

آن صحنه تیرباران نمایشی بود ! شب قبلش فرمانده اردوگاه مرا خواست و به من گفت جناب سرگرد جنگ تمام شده و غیر از جنایتکاران جنگی هیچ کسی محکوم به مرگ نیست و دیگر اینکه ما به هویت این فرد را که اصرار به محاکمه و تیرباران شما را دارد پی برده ایم از طریق یکی از اعضای گروه نجات و به زودی یک گروه ویژه برای انتقال این شخص به مکان دیگری می آیند .و از طرفی شما عضو نیروی هوایی هستید و حساب شما از اس اس ها و گشتاپو جداست اما برای پیشگیری از آشوب و بی نظمی که ممکن است این شخص باعث و بانی آن شود و نظم اردگاه را به هم بریزد من و همکارانم طرحی داریم.ما در اسلحه دسته آتش فشنگ مشقی میگذاریم و شما هم بعد از شنیدن صدای شلیک به زمین بیفتید و ما هم سریعا افراد را دور میکنیم و مثلا جنازه شما را از اردوگاه خارج میکنیم و شما را به اردوگاه دیگری دور از اینجا منتقل میکنیم.این بود که من از ان مکان خارج شدم. یک جیپ با راننده و سه نفر نظامی کانادایی همراه با من نیمه شب از اردوگاه خارج شدیم. اگر علاقه مند به ادامه هستین برایتان میگویم که داستان میتوانست اینچنین ادامه پیدا کند.سرگرد راینهارت زنده باد آلمان ازاد


افراد پست و فرومايه از خطاهاي اشخاص بزرگ حظ فراوان مي برند
..شوپنهاور
۱۴۰۴/۱/۱ صبح ۰۱:۲۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مارک واتنی, سروان رنو, Jack Robinson, ممل آمریکایی, کمیسر مولدوان, رابرت
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 92


تشکرها : 12544
( 21099 تشکر در 1776 ارسال )
شماره ارسال: #119
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

(۱۴۰۴/۱/۱ صبح ۰۱:۲۷)سرگرد راینهارت نوشته شده:  

آن صحنه تیرباران نمایشی بود ! شب قبلش فرمانده اردوگاه مرا خواست و به من گفت ...

آفرین جناب سرگرد !

یه زمانی من هم پایانی بهتر برای کازابلانکا متصور بودم ؛

اینکه بعد از پریدن هواپیما , برگمن با چتر از هواپیما می پره و میاد پیش بوگی و حق به حق دار میرسه ! :cheshmak:

اما حیف که فیلمنامه نویس ها اغلب بی رحم و سادیسمی هستند و می خواهند غم به دل ما بگذارند. cryyy!

و اما بعد ...

اغلب کسانی که ارتش سری را دیده اند از اینکه آخر کار مونیک به آن طرز بی رحمانه آلبر را رها می کند و با یک افسر خارجی می رود تعجب می کنند. چرا رابطه خوب مونیک و آلبر اینطور ناگهانی تمام می شود ؟!

Secret Army S01E11 - Question Of Loyalty

کلید ماجرا در قسمت 11 از فصل یک سریال است. قسمتی که متاسفانه اصلا دوبله نشده و از تلویزیون هم پخش نشد. در این قسمت ما شاهد چالش بزرگی در رابطه بین مونیک دوشان و آلبر فواره هستیم. مونیک از اینکه مجبور است زنِ آلبر را در طبقه بالا تحمل کند دلخور است و شب ها علی رغم اصرار آلبر , به خانه خودش می رود و می خوابد. کار به جایی می رسد که حتی عاشق یکی از خلبان های متفقین ( که البته بعدا مشخص می شود  نفوذی اس اس است ! ) می شود و با او همبستر می شود ( شاید از لجِ آلبر ) . پایانِ این قسمت  تراژیک است و باعث برگشت دوباره مونیک به آلبر می شود و آتش اختلافات آنها موقتا به زیر خاکستر می رود.

.

آنجلینا ریچارد در نقش مونیک دوشان در سریال ارتش سری

آنجلینا ریچارد در نقش مونیک دوشان در سریال ارتش سری


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۴۰۴/۷/۲۱ عصر ۱۰:۱۶
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, شارینگهام, رابرت, ممل آمریکایی, مارک واتنی, Classic, آدمیرال گلوبال, Dude, آلبرت کمپیون, سرگرد راینهارت, ترنچ موزر, کنتس پابرهنه, مراد بیگ
مارک واتنی آفلاین
فضانورد
***

ارسال ها: 243
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۲/۱۸
اعتبار: 36


تشکرها : 6021
( 2823 تشکر در 242 ارسال )
شماره ارسال: #120
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

(۱۴۰۴/۷/۲۱ عصر ۱۰:۱۶)سروان رنو نوشته شده:  

اغلب کسانی که ارتش سری را دیده اند از اینکه آخر کار مونیک به آن طرز بی رحمانه آلبر را رها می کند و با یک افسر خارجی می رود تعجب می کنند. چرا رابطه خوب مونیک و آلبر اینطور ناگهانی تمام می شود ؟!

Secret Army S01E11 - Question Of Loyalty

کلید ماجرا در قسمت 11 از فصل یک سریال است. قسمتی که متاسفانه اصلا دوبله نشده و از تلویزیون هم پخش نشد. در این قسمت ما شاهد چالش بزرگی در رابطه بین مونیک دوشان و آلبر فواره هستیم. مونیک از اینکه مجبور است زنِ آلبر را در طبقه بالا تحمل کند دلخور است و شب ها علی رغم اصرار آلبر , به خانه خودش می رود و می خوابد. کار به جایی می رسد که حتی عاشق یکی از خلبان های متفقین ( که البته بعدا مشخص می شود  نفوذی اس اس است ! ) می شود و با او همبستر می شود ( شاید از لجِ آلبر ) . پایان این قسمت تراژیک است و باعث برگشت دوباره مونیک به آلبر می شود و آتش اختلافات آنها موقتا به زیر خاکستر می رود.

ممنون از توضیحات کامل سروان رنوی عزیز

قسمت 11 ارتش سری با زیرنوس فارسی چسبیده

۱۴۰۴/۷/۲۲ عصر ۰۹:۵۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رابرت, آلبرت کمپیون, Dude, سروان رنو, سرگرد راینهارت, mr.anderson, مورفیوس, شارینگهام, BATMAN, ترنچ موزر, کنتس پابرهنه, rahgozar_bineshan, مراد بیگ
ارسال پاسخ