[-]
جعبه پيام
» <مموله> روح استاد پرویز ربیعی شاد شاهکارشون توی سریال جنگجویان کوهستان به جای کائوچیو بود البته به جز بچه های دهه شصت بنظرم پسرشجاع ،الفی ،میشا ،استرلینگ هم یتیم شدند.
» <رابرت> "پدرهای مهربانی که پیپ می‌کشیدند..." به یاد مرحوم "پرویز ربیعی" https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=56&pid=4531
» <اکتورز> بهترین جایگاەها نزد آفریدگار را برای آرامش روح استاد پرویز ربیعی آرزومندم ، خداحافظ صدای مهربان استاد ادر نجار
» <شارینگهام> در جمع دوبلوران «عملیات مرداب » استاد ربیعی ، اولین کسی بود که از دور خارج میشه و در زندگی آخرین نفر!
» <شارینگهام> سلام و هزاران تسلیت ؛ استاد پرویز ربیعی هم رفت. دیگه از جمع دوبلوران« عملیات مرداب »هیچ کس نمانده ...
» <سروان رنو> من تون صداش رو خیلی دوست داشتم ؛ سروان رنوی کلود رینز با صدای ربیعی محشر بود , یا تام هیگان پدرخوانده
» <کوئیک> روح استاد ربیعی شاد . حیف این صدا که دیگر تکرار نخواهد شد
» <Classic> صدای رسای پرویز ربیعی بر کاراکترهای بسیاری به زیبایی می نشست , از جمله سروان رنو در کازابلانکا
» <کوئیک> ممنون از رابرت و مموله گرامی . سلامت باشید
» <مموله> کوئیک عزیز ممنون برای سینک سریال کاراگاه کاستر وتداعی خاطرات خوب گذشته
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سینمای امروز "مدرن و پست مدرن"
نویسنده پیام
جو گیلیس آفلاین
فیلمنامه نویس
***

ارسال ها: 107
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۴/۱۷
اعتبار: 24


تشکرها : 726
( 1279 تشکر در 68 ارسال )
شماره ارسال: #9
RE: سینمای امروز "مدرن و پست مدرن"

مدتی است هم کم فیلم می بینم و هم کم به کافه سر میزنم. ولی هنوز از بودن در کافه لذت می برم. مثل همیشه گوشه ای می نشینم و درخواست قهوه ای می کنم و سروان رنو از آن دور دست به کمربندش می زند و تفنگش را به رخ ما می کشد و ساکت همانجا می نشینم و به خواندن مطالب دوستان کافه ای مشغول می شوم.نکته ای در باب "سینمای مدرن و پست مدرن" به ذهنم رسید که سعی بر روشن کردن مفهوم این دو واژگان دارم.

در میان انواع هنر، سینما به عنوان هفتمین و آخرین هنر پدیدآمده شناخته می شود و ایجاد هنری به نام "سینما" در اواخر قرن نوزدهم، در میان هیاهوی مدرنیسم شکل گرفته است. پس می توان سینما را زاده مدرنیسم و پیشرفت تکنولوژی دانست. پس اطلاق واژه ی مدرن به سینما دارای ابهامات زیادیست. اگر برداشت ما از سینمای مدرن تقابل نوعی سینما با سینمای کلاسیک باشد، بهتر است به جنبش های هنری مختلف در تقابل با سینمای کلاسیک (که متکی بر داستان سرایی است) بپردازیم.

سینمای کلاسیک امریکایی بزرگترین و پولساز ترین جنبش سینمایی جهان است.  به دلیل تجمیع پول فراوان در این هنر که به صنعت تبدیل شده بود تکنولوژی ها بسیار پیشرفته بود. ستاره محوری، تاثیر سیاسی ستاره های سینما، مدگرایی، تجمل گرایی و داستان شاه و پریانه ی سینمای کلاسیک بیش از هر چیز به چشم می امد. اما در کنار این صنعت، هنرمندانی چون هیچکاک، فورد و ولز سر برآوردند که تاثیرات گرفته شده را با سرمایه مخلوط کردند و آثاری ناب و خاص ساختند. داستان گرایی و ساختارگرایی سینمای کلاسیک ابداعات کمی در زمینه ساختاری را تولید می نمود و اکثر ابداعات از لحاظ تکنولوژیک بود.

جنبش اکسپرسیونیسم آلمان در دهه 20 آلمان که از نقاشی به سینما وارد شده بود، تاثیر بسزایی در تغییر مولفه های بصری سینمایی گذاشت. القای نوعی ترس، سایه ها و اشیای اغراق شده یک اثر نوآورانه را عرضه می کرد. تاثیر این جنبش را در فیلم های هیچکاک، فریتز لانگ(که خود نقش بزرگی در جهانی سازی ان داشت) و اورسن ولز به وفور یافت می شود.

جنبش اکسپرسیورئالیسم شوروی که پس از انقلاب اکتبر در حکومت کمونیستی به وجود آمد. پودوفکین و آیزنشتاین از پیشگامان این سبک سینمایی هستند. همانگونه که انقلاب اکتبر به رهبری لنین یک نقطه عطف در تاریخ شناخته می شود، انقلاب تدوینی به رهبری ایزنشتاین هم در سینما شناخته ترین تئوری تدوین شناخته می شود. تدوین های سریع با ریتم محکم و کوبنده سینما را از این رو به آن رو می کند، نمونه این نوع تدوین ها در طول این سالها بارها دیده شده و اثرگذاری آن در جای جای سینما دیده می شود.

جنبش نئورئالیسم که بعد از جنگ جهانی دوم در ایتالیا آغاز می شود، یادآور فیلم های بی نظیر و شاهکاری است که در کمال سادگی و نوعی رئالیسم ساخته می شد. فیلمبرداری در نور طبیعی، وجود کمترین اغراق، استفاده از نابازیگران، توجه به مسائل اجتماعی و نشان دادن فقر از مضمون های استفاده شده در فیلم های این جنبش است. دزد دوچرخه، امبرتو دی از نمونه شاهکارهای نئورئالیسم ایتالیایی هستند. تاثیر آن بر سینمای پس از ان مشهود است ولی دیگر هیچ فیلمسازی نتوانست زندگی طبقه فرودست را به زیبایی هنرمندان ایتالیایی آن دوره نشان دهد. (به فیلم ابد و یک روز که این روزها سروصدا کرده است نگاه بیندازید تا بفهمید سینمای شعارزده ما مشکلات طبقه فرودست را به چگونه به سخره می گیرد و با چند تیکه معتادی و رقص و اشک منتقدان و بینندگان را گول میز زند، بدون هیچ ابداع و نوآوری خاصی)

مهمترین جنبشی که هم سینمای قبل خود را نقد کرد و هم جریان ساز سینمای پس از خود شد، جنبش موج نوی فرانسه بود. جنبشی ساختار شکن که همراه با روشنفکران و فیلسوفان در فرانسه رشد کرد. این جنبش به نقد و ستایش سینمای کلاسیک امریکا پرداخت و پاسخی برای "ساختارگرایی" سینمای کلاسیک ایجاد شد. نشانه های "پست مدرنیسم" که در همان دوره بر سر زبان ها افتاده بود در فیلم های استفاده شد و سعی شد از چارچوب های کلاسیک فراتر رقته و راه  را برای تاویل و تفسیرهای متفاوت باز بگذارد. آلن رنه و ژان لوک گدار به همراه فرانسوا تروفو در میان برترین های موج نوی فرانسه هستند. در واقع آنها مفهوم پست مدرن که می گوید "انتقاد از مدرنیته و نفی سنت را در قالب مدرنیته انجام دهید." را در فیلم هایشان بکار گرفتند. ابداع داستان گویی جدید، فیلمبرداری نامتعارف، بازی های رئالیستی و سعی در بیان موضوعات نو در نقد مدرنیته از ویژگی های این جنبش سینمایی مهم است. فیلسوفانی چون هایدگر، دریدا، و روانشناسی چون لاکان در این جنبش تاثیر زیادی داشتند. شاید گزاف نباشد که بگوییم سینمای افسار گسیخته دهه 60 و 70 امریکا از این جنبش تاثیر مستقیم گرفته است.

http://www.yuppee.com/wp-content/uploads/2014/10/400-Blows.jpg

به جز این جنبش ها در جای جای دنیا ابداعات بسیاری در راستای پیشرفت این هنر انجام گرفته است. در شرق سینماگران ژاپنی زیبایی شناختی غربی را به چالش کشیدند و تعریف خاصی را عرضه کردند و همچنین سینماگران مستقلی چون برگمان، یانچو، کیشلوفسکی، برسون و کیارستمی تاثیرات مستقیمی بر سینما گذاشتند و نباید در فرم گرفتن سینمای حال حاضر از نام این هنرمندان چشم پوشی کنیم.

پس در یک بررسی تاریخی می توان نتیجه گرفت سینما خود یک هنر مدرن است و چسباندن وازه ای چون مدرن به این هنر شاید بیهوده باشد و اگر سینمایی که به واقعیت نزدیک است را مدرن می نامیم بهتر است از واژه رئالیستی در معرفی آن استفاده کنیم. و همچنین بهتر است فریب سینمای منفعت پرور هالیوودی را هم نخوریم، سینمای ظاهر فریبی که در نمایش سرمایه داری تلاش می کند تا انسان محوری. ولی اگر در مورد سینمای پست مدرن در امروز سخن می گوییم نمونه های خوبی یافت می شود. کارگردان موفق این سبک کوئنتین تارانتینو و جیم جارموش هستند که موضوعاتی ناب را سینمایی می کنند و نوع نگاهشان به مسائل انتقادی و انسان محور است و سعی در از بین بردن اسطوره ها و کلیشه ها دارند.

http://img02.deviantart.net/057a/i/2010/138/7/f/pulp_fiction_scene_by_olga_kk.jpg


من بزرگم... این فیلم ها هستند که کوچک می شوند
۱۳۹۵/۳/۲۶ عصر ۱۰:۱۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : زرد ابری, آمادئوس, خانم لمپرت, Classic, سروان رنو, oceanic, دزیره, کنتس پابرهنه, فورست, پروفسور, باربوسا, اکتورز, پیرمرد
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
RE: سینمای امروز "مدرن و پست مدرن" - جو گیلیس - ۱۳۹۵/۳/۲۶ عصر ۱۰:۱۳
فیلم oppenheimer اوپنهایمر - سروان رنو - ۱۴۰۲/۵/۱۸, صبح ۱۱:۰۱
RE: سینمای امروز "مدرن و پست مدرن" - Dude - ۱۴۰۲/۱۰/۱۵, صبح ۰۲:۲۲