[-]
جعبه پيام
» <آدمیرال گلوبال> سایت خوبیه انیمیشن ها بر اساس سال تولید تقسیم بندی کرده
» <آدمیرال گلوبالhttps://animeschedule.net/seasons/1979 سال 1979 سال پر باری بوده برای انیمیشن
» <سنباد> باسلام ودرود گرم , صدای مرحوم ربیعی خاطره پدر استرلینگ و دکتر واتسون( ادوارد هاردی) رو زنده میکنه. خدارحمتش کنه
» <شارینگهام> دوستان،از این سایت خبر داشتید؟ https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=509&pid=4532
» <جیمز باند> عملیات مرداب هم تمام شد... چه زیبا اشاره کردید...آخرین بازمانده هم رفت... یادش همیشه گرامی
» <جیمز باند> وقتی سریال 24 را بار اول میدیدم به خودم گفتم صدای او شایسته مشاور نامزد ریاست جمهوری است...
» <جیمز باند> استاد ربیعی، بی ادعا، بی حاشیه، مرد نازنین، با صدایی دوست داشتنی، کار بلد به معنای واقعی، تیپ ساز...
» <مموله> روح استاد پرویز ربیعی شاد شاهکارشون توی سریال جنگجویان کوهستان به جای کائوچیو بود البته به جز بچه های دهه شصت بنظرم پسرشجاع ،الفی ،میشا ،استرلینگ هم یتیم شدند.
» <رابرت> "پدرهای مهربانی که پیپ می‌کشیدند..." به یاد مرحوم "پرویز ربیعی" https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=56&pid=4531
» <اکتورز> بهترین جایگاەها نزد آفریدگار را برای آرامش روح استاد پرویز ربیعی آرزومندم ، خداحافظ صدای مهربان استاد ادر نجار
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
زوجهای ماندگار ایرانی در سینما و تلویزیون ایران
نویسنده پیام
برو بیکر آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 355
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۸/۲۲
اعتبار: 37


تشکرها : 3248
( 6973 تشکر در 203 ارسال )
شماره ارسال: #12
RE: زوجهای ماندگار ایرانی در سینما و تلویزیون ایران

زوج مسعود و پروانه در فیلم پائیزان

هنرپیشه های اصلی : امین تارخ و کتایون ریاحی

سال 1366 بعد از برگزاری آخرین امتحان شهریور به اتفاق 3 نفر از دوستانم (که بر حسب اتفاق یکنفرشان را در جستار خبرنگاران خدمت دوستان معرفی کردم) از کرج به تهران آمدیم و در سینما سعدی به اصرار دوست دیگرم(که علاقه بی شائبه ای به سینما داشت و اکنون نیز فیلمبردار می باشد) به تماشای فیلم پائیزان رفتیم.

آنروزها فیلمهای دیگری هم در اکران بودند. اما دلایل انتخاب دوست من برای دیدن این فیلم زیاد بود. اول نام رسول صدر عاملی در صدر این فیلم بود. همگی کنجکاو بودیم تا ببینیم کارگردان گلهای داوودی اینبار به سراغ چه سوژه ای رفته است. دوم دیدن شیخ حسن جوری و بوعلی سینا که ملبس به لباس شیخ نیست. سوم پرتره ای بزرگ و زیبا از ستاره ای جدید که روی پوسترهای پارچه ای سر در سینما خودنمایی می کرد منظورم کتایون ریاحی می باشد. و چهارم پخش آنوس فیلم در سیمای جمهوری اسلامی و پخش قطعه ای کوتاه از ترانه فیلم.مدتها بود که در سینمای پس از انقلاب روی فیلمها ترانه پخش نمی شد. آقایان معتقد بودند ترانه ، مردم را یاد فیلمهای زمان شاه می اندازد. لذا روی فیلمها بیشتر سرود و نوحه میکس می گردید تا تکخوانی. (مانند بارزس ویژه یا دیار عاشقان)

خوب این دلایل به حد کافی ما را برای دیدن یک زوج ناسازگار قانع می نمود. فیلم شروع شد. مسعود و پروانه زوج ناسازگاری بودند. دعواهای آنها اعصاب ما را خرد می کرد. فیلم به اتمام رسید. ما هنوز جوان بودیم و خام. دیدگاه و بضاعت ما که از پشت نیمکتهای چوبی دبیرستان به سینما آمده بودیم در همین حد بود که پس از دیدن فیلم پائیزان به هم بگوئیم صدر عاملی هم گَند زد با این فیلمش.

سوژه صدرعاملی یک سوژه داغی بود. مهاجرت و رفتن در پی یافتن زندگی بهتر گریبان زوجهای زیادی را گرفته. و این موضوع در دوران جنگ متاسفانه خانواده های زیادی را نابود کرد. بودند مردانی که دلبستگیهای زیادی در اینجا داشتند اما اصرار همسرشان بر رفتن بود و یا بالعکس مردانیکه قصد رفتن داشتند و همسرشان تمایلی به این کوچ نداشتند.اما برای ما که سودای جوانی در سر داشتیم این سوژه قابل درک نبود.

داستان مسعود و پروانه هم از این قاعده مستثنی نبود. مسعود قصد رفتن داشت اما پروانه دلِ رفتن نداشت. خاطرات دوران کودکی و ترک پدر و مادر سالخورده اش در شهرستان چیزی نبود که او بتواند بسادگی از آنها دل بکند. اما مسعود مصمم به رفتن بود ، ولو بدون پروانه و فرزندش.

این کشمکشها بین مسعود و پروانه ایجاد فاصله نموده بود. تا اینکه خبر بیماری پدر پروانه میر سد و ایندو اجبارا عازم شمال می شوند. اما در راه یک جانی مسلح که در اثر تصادف مجروح نیز شده بود آنها را تهدید می کند که او را به روستای پائیزان ببرند تا بتواند دختر کوچکش را ببیند. غریبه قبل از رسیدن به پائیزان جانش را از دست میدهد اما از لحظه ورود او و صحبتهایش مسعود متحول می گردد. این تحول باعث میگردد او تلنگر بخورد تا سودای کوچ از سرش بیرون برود و نهایتا به زندگی گذشته خود بازگردد.

مسعود و پروانه زوج ناجوری بودند. نقاط اشتراک آنها تعمدا بسیار ناچیز بود. هرچند ما چیزی از گذشته آنها نمی دانیم اما  فلش بکها ی فیلم که از زاویه افکار این زوج نمایش داده می شود دلالت بر یک زندگی خوب در گذشته دارد و نهایتا متوجه می شویم که آنها زمانی زندگی خوبی داشتند. اما رابطه آنها آرام آرام دستخوش تغییر می گردد. مسعود مردیست عصبی ، نمی خندند و گویی بد اخلاق است. درجه سازگاری او نسبت به پروانه پائین تر است. او شخصیت متزلزلی دارد.

برعکس پروانه زن صبوریست. او شخصیت آرامی دارد . در ظاهر منطقی تر از مسعود می باشد. روحیه حساس و لطیفی دارد. وابستگی او به سرزمین پدری در واقع بخشی از هویت اوست. او حاضر نیست هویت خود را فراموش کند. او حاضر است سختیهای زندگی در یک کشور متحول شده را که اتفاقا درگیر جنگ نیز می باشد ، تحمل کند اما حاضر نیست کشورش را ترک کند حتی اگر بداند زندگی بهتری در انتظار اوست. او برای دفاع از این جهانبینی خود حتی حاضر است از همسر خود بگذرد.

بدمن فیلم اگر چه یک خلافکارِ فراری می باشد اما نزد مخاطبین منفور نمی شود و بر عکس مرگ او در پایان فیلم موجب تاثر بینندگان می گردد. در واقع او یک ناجی می باشد. حضور او در فیلم حکم یک ناصح را دارد تا باعث گردد زوج مسعود و پروانه به زندگی گذشته خود بازگردند. این فیلم سکوی پرتاپ کتایون ریاحی میشود. اما قابلیتهای امین تارخ را مردم پیش از فیلم پائیزان در قامت شیخ حسن جوری و بوعلی سینا دیده بودند و تنها ویژگی بازی او دیدنش با کت و شلوار بود.

خاطرم هست پرتره درشت کتایون ریاحی در سال 66 روی سر در سینماها حاشیه ساز گردید. اما این حاشیه سالها بعد به فراموشی سپرده شد.

۱۳۹۴/۶/۳ عصر ۱۱:۵۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : زینال بندری, خانم لمپرت, هایدی, هانا اشمیت, Memento, BATMAN, دکــس, rahgozar_bineshan, واتسون, حمید هامون, شیخ حسن جوری, سرهنگ آلن فاکنر, ژنرال
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
RE: زوجهای ماندگار ایرانی - BATMAN - ۱۳۹۳/۱۰/۱۵, صبح ۰۳:۳۸
RE: زوجهای ماندگار ایرانی - BATMAN - ۱۳۹۳/۱۰/۱۶, عصر ۰۷:۰۶
RE: زوجهای ماندگار ایرانی - برو بیکر - ۱۳۹۳/۱۰/۱۶, عصر ۰۷:۳۴