سلامی گرم و صمیمی خدمت تمامی هم کافه ای های عزیز
یکی از شاخه های دانش بشری که هنر, به شکل عام و صنعت سینما, به شکل خاص از آن بهره ی بسیار برده, اساطیر است. جدای از جذابیت های ذاتی اسطوره شناسی و لذتی که هر یک از ما از مطالعه ی داستان هایی با ریشه های هزاران ساله در دل حس می کنیم, شناخت اساطیر به شکل دقیق و علمی ما را در درک بهتر کارکردهای پنهان و آشکار آن در سینما یاری می کند؛ به طور مثال فیلم هایی چون نبرد تایتان ها (2010) و خشم تایتان ها (2012) که تماما به واگویی تصویری اساطیر می پردازند یا فیلم هایی که گوشه چشمی به اساطیر دارند, مثل بانوی زیبای من (1964) که بر اساس نمایشی از جرج برنارد شاو با عنوان پیگمالیون, یکی از شخصیت های اساطیر یونان ساخته شده است.
از آنجا که بیشترین استفاده از اساطیر در سینما مربوط به شاخه یونانی, رومی و اسکاندیناوی است, در ابتدا به معرفی و بررسی آن ها خواهیم پرداخت و در پایان هر پست, از اشارات و ارجاعاتی که در آثار سینمایی به بحث مربوط به شده, چند نمونه را در آخر مطلب خواهیم خواند.
ایده ی دیگری که به نظرم راه را برای تعامل بیشتر اعضای کافه در این مقوله باز می کند, بررسی تطبیقی اساطیر ملل مختلف دنیاست. به همین دلیل از دوستان و همراهانی که زمینه تحصیلی یا مطالعاتی آنها با اساطیر ایران, هند, مصر, بین النهرین, خاور دور, آمریکای جنوبی, سلتیک و .... ارتباط دارد, خواهش می کنم در صورت امکان پس از هر پست چنانچه معادل یا مشابه بحث مطرح شده را در مطالعات شان بررسی کرده اند, بقیه دوستان را هم بهره مند سازند.
امید که همیاری و همدلی شما این جستار را پربار, مفید و بالنده کند.
با احترام فراوان
پرشیا
پی نوشت: نامی که برای این جستار انتخاب شده, یعنی والهالا (Valhalla), نام تالاری شکوهمند در آسگارد (Asgard), خانه ی ایزدان و بهشت اساطیر اسکاندیناوی, است که ارواح نیکان پس از مرگی شجاعانه در میدان نبرد به آن منتقل می شدند.
